• بازدید : 208 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شدهخ وشامل موارد زیر است:

آسه آن (ASEAN) شامل كشورهاي اندونزي، مالزي، سنگاپور، فيليپين، تايلند و برونئي مي باشد. اين كشورها از سال ۱۹۹۳ شروع به قطع تعرفه هاي خود كرده و قصد دارند تا سال ۲۰۰۸ به يك منطقه‌آزاد تجحاري تبديل شوند.
يكي ديگر از گروههاي منطقه اي در آسيا همكاري اقتصادي آسيا و پاسيفيك ((APEC)The Asia Pacific Economic Cooperative) مي باشد كه شامل ۶ عضو (ASEAN) و ايالات متحده آمريكا، استراليا، كانادا، زلاندنو، ژاپن، كره جنوبي، چين، هنگ كنگ و تايوان مي باشد
برخي از متخصصين اعتقاد دارند كه رشد چين به دليل نفوذ سرمايه داري، و وجود چهار اژدها در آسيا (ژاپن، تايوان، سنگاپور، هنگ كنگ) كه در تجارت بسيار موفق بوده اند باعث خواهد شد كه قدرت از غرب به شرق انتقال پيدا كند.
ساير گروههاي منطقه اي :
بطور كلي در اروپا چهار گروه عمده بازار وجود دارند كه عبارتند از: منطقه اقتصادي اروپايي (EEA)، اتحاديه اروپا (EU) انجمن تجارت آ›اد اروپا (EFTA) و كشورهاي مستقل مشترك المنافع (CIS).
در آفريقا چندين گروه بازار وجود دارد اما متأسفانه اين بازارها به دليل كوچكي و يا محدوديت هاي زيرساختي اقتصادي جهت توليد كالا، نتوانسته اند در تجارت و يا پيشرفتهاي اقتصادي موفقيتي حاصل نمايند. برخي از اين گروههاي منطقه اي عبارتند از: اتحاديه گمركي آفريقاي شرقي، جامعه اقتصادي كشورهاي آفريقاي غربي (WAEC)، جامعه اقتصادي مغرب و گروه كازابلانكا كه يك منطقه آزاد تجاري است و شامل كشورهاي مصر، غنا، گينه و موراكو مي شود.
در آمريكاي لاتين نيز گروههاي منطقه اي متفاوتي وجود دارد از قبيل بازار مشترك «اند» (Andean)، بازار مشترك آمريكاي مركزي، جامعه و بازار مشترك كارائيب و بازار مشترك جنوبي ائتلاف آمريكاي لاتين (LAIA). در آمريكاي لاتين نيز به دلايل مشكلات سياسي، فعاليتهاي نازل اقتصادي، و تفاوتهاي زياد توسعه اقتصادي بين كشورها اين توافقها نتوانسته اند موفقيتي را براي كشورهاي آمريكاي لاتين ايجاد نمايند.
در آمريكاي شمالي گروههاي منطقه اي عبارتند از: موافقتنامه تجارت آزاد ايالات متحده ـ كانادا و موافقتنامه تجارت آ›اد آمريكاي شمالي (NAFTA).
در خاورميانه دو توافق بازار (Market Agreement) وجود دارد: بازار مشترك اعراب (ACM) و سازمان همكاريهاي اقتصادي (ECO) بازار مشترك اعراب در سال ۱۹۶۴ با عضويت مصر، عراق، كويت، اردن و سوريه ايجاد گرديد.
در آسيا نيز همانگونه كه قبلاً توضيح داده شد گروههاي منطقه اي آسه آن و اَپِك وجود دارد.
بازارهاي بزرگ جديد (The Big Emeging Markets) :
در سالهاي آتي انتظار مي رود كه برخي از كشورهاي جهان سوم تبديل به بازارهاي بزرگي شوند. در واقع ده بازار بزرگ كه پيش بيني مي شود در ۲۰ سال آينده ۳۰ درصد از كل واردات جهاني را به خود اختصاص دهند عبارتند از آرژانتين، آسه آن، برزيل، منطقه اقتصادي چيني (چين، هنگ كنگ، تايوان)، هندوستان، مكزيك، لهستان، آفريقاي جنوبي، كره جنوبي و تركيه. از هم اكنون برخي از دولتها و شركتها (به خصوص دولت و شركتهاي آمريكايي) جهت ايجاد زمينه، به مناسبات خود با اين كشورها شدت بخشيده اند. جدول ۵ـ۲ اين بازارها را نشان مي دهد.
سيستم مالي بين المللي :
ثبات در اقتصاد بين المللي زمينه ساز صلح و پيشرفت است. از اين رو پس از جنگ جهاني دوم سازمانهايي همچون صندوق بين المللي پول (IMF) و بانك جهاني ايجاد شدند.
صندوق بين المللي پول :
صندوق بين المللي پول، جهت ثبات نرخ برابري ارز ايجاد شد، اما امروزه بيشتر در شناور بودن ارز براساس عرضه و تقاضا فعاليت مي كند. در سالهاي گذشته IMF علاوه بر دادن وامهاي كوتاه مدت به كشورهائي كه در موازنه پرداخت مشكل دارند به پرداخت وامهاي بلندمدت نيز اقدام نموده است. اين وامها كه بيشتر به كشورهاي در حال توسعه پرداخت مي شود در مقابل شروطي از قبيل كاهش تعرفه، كاهش تورم، پايين آوردن هزينه هاي دوليت و ايجاد واحدهاي بازرگاني مستقل مي باشد.
بانك جهاني :
بانك جهاني نيز عمدتاً به كشورهاي در حال توسعه وام مي دهد. وامها بلندمدت و معمولاً پانزده تا بيست و پنج ساله مي باشد. ايجاد سرمايه به منزله فعاليت اقتصادي بهتر و در نتيجه، بازارهاي بهتر براي شركتهاي بين المللي مي باشد.
گروه هشت :
اين گوره شامل كشورهاي صنعتي عمده جهان يعني ايالات متحده آمريكا، كانادا، بريتانيا، فرانسه، ايتاليا، آلمان و ژاپن مي باشد كه ابتدا گروه هفت ناميده مي شد و از سال ۱۹۹۸ با پيوستن روسيه به آن گروه هشت ناميده مي شود. اين گروه به صورت منظم جلساتي در مورد اقتصاد جهاني و سيستم پولي بين المللي بر پا مي كند. شركت كنندگان در اين جلسات وزراي امور مالي و رؤساي بانكهاي مركزي مي باشند.
اندازه بازار :
محيط اقتصادي يكي از عوامل غيرقابل كنترل مدير بازاريابي بشمار مي رود. محيط اقتصادي از دو بعد داراي اهميت است، محيط اقتصادي كه بازاريابي بين الملل را تحت تأثير قرار مي دهد ـ كه در بخش اول اين فصل مورد بحث قرار گرفت ـ و محيط اقتصادي داخلي هر كشور كه شركت، قصد فروش كالاي خود را به آن دارد، بنابراين بازارياب درگير تجزيه و تحليل اقتصادي بازارهاي خارجي مي شود ضمن اينكه اين بازارها مي تواند شامل يكصد كشور و يا حتي بيشتر گردد.
در اين بخش به ۲ سؤال اساسي پاسخ داده خواهد شد: 
۱ـ بازار ما چه اندازه اي دارد؟
۲ـ بازار ما چه ويژگيهايي دارد؟ 
پاسخ به سؤال اول، پتانسيل بازارهاي خارجي و اولويت آنها را مشخص مي كند و پاسخ به سؤال دوم، ماهيت وظيفه بازاريابي يك شركت را تعيين مي كند.
متغيرهاي زيادي در اندازه بازار تأثير مي گذارند، اما جمعيت، رشد جمعيت، توزيع جمعيت، توزيع درآمد، درآمد سرانه و توليد ناخالص ملي شاخصهايي هستند كه براي تعيين اندازه بازار بسياري از كالاها مي توانند مورد استفاده قرار گيرند.
۱ـ جمعيت :
مردم بازار را تشكيل مي دهند و اگر بقيه عوامل را ثابت فرض كنيم هر چقدر جمعيت بيشتر باشد، بازار بهتر خواهد بود. خريد بسياري از كالاها با جمعيت رابطه مستقيم دارد، مانند كالاهاي اساسي از قبيل دارو، مواد غذايي و مواد آموزشي. براي كالاهاي ارزان قيمت نيز جمعيت شاخص خوبي براي تعيين بازار آنها، بشمار مي رود محصولاتي از قبيل نوشابه، دوچرخه، چرخ خياطي و غيره. جدول ۶ـ۲ پرجمعيت ترين كشورهاي جهان را نشان مي دهد.
جدول جا مانده است.
۲ـ رشد جمعيت :
نرخ بالاي رشد جمعيت مي تواند مانع توسعه اقتصادي شود و درآمد سرانه را پايين بياورد. كاهش درآمد مردم براي بسياري از بازاريابان، بازار نامساعدي را ايجاد مي كند. در عين حال اين چنين بازاري براي كالاهايي همچون دارو، برخي از انواع مواد غذايي و يا مواد آموزشي مناسباست. در ايران طي ۴۰ سال گذشته جمعيت ۳ برابر شده است.
بانك جهاني پيش بيني نموده است كه تا سال ۲۰۱۰ كه جمعيت جهان بالغ بر ۵/۷ ميليارد نفر خواهد شد، نرخ رشد جمعيت در كشورهاي درآمد بالا، سالانه ۳/۰ درصد و در كشورهاي درآمد پايين سالانه ۲/۲ درصد خواهد بود. با اين حال جمعيت كشورهاي درآمد بالا كمتر از يك ميليارد نفر مي باشد.
جدول ۷ـ۲ ميزان رشد جمعيت را در بين كشورهاي درآمد پايين، متوسط و بالا طي سالهاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۶ نشان مي دهد. 
جدول جا مانده است.
۳ـ توزيع جميعت :
توزيع جمعيت براي بازاريابي از اهميت خاصي برخوردار است، چرا كه توزيع جمعيت باعث كوچك شدن بازار يك شركت مي شود و از طرف ديگر هر يك از اين خرده بازارها بستگي به نوع محصول مي تواند به عنوان بازار هدف انتخاب گردد. طبقه بندي جمعيت بايد براساس نياز شركت صورت گرد. اين طبقه بندي مي تواند براساس مواردي از قبيل دين و مذهب، سن، جنسيت، تحصيلات، شغل، اقليت ها و عوامل فرهنگي ـ اجتماعي صورت گيرد.
الف) سن :
مردم در مراحل مختلف منحني زندگي خود داراي نيازهاي مختلف مي باشند و به اين ترتيب فرصتهاي بازاريابي گوناگوني را ايجاد مي كنند. بنابراين سن مي تواند مبنايي براي تقسيم بازار براي شركتهاي گوناگون باشد. بطور كلي كشورهاي توسعه يافته الگوي سني متفاوتي با كشورهاي كم توسعه، يافته دارند.
از ويژگيهاي كشورهاي در حال توسعه رشد جمعيتي بالا و عمر متوسط نسبتاً كوتاه است. به عبارت ديگر حدود ۴۰ درصد از جميعت رد گروه سني غيرفعال و وابستة ۱۴ـ۰ سال قرار دارند و فقط كمي بيش از نمي از جمعيت در گروه سني مولد و فعال ۶۴ـ۱۵ سال قرار مي گيرند. در كشورهاي ثروتمند صنعتي فقط ۲۰ درصد در گروه سني ۱۴ـ۰ سال قرار دارند و دو سوم جميعتي در گروه سني ۶۴ـ۱۵ قرار مي گيرند و بيش از يك هشتم جمعيت نيز در طبقة بالاي ۶۵ سال قرار مي گيرند. گروه سني، بالاي ۶۵ سال كه در كشورهاي پيشرفته شهروندان ارشد (SENIOR) ناميده مي شود خرده بازار بسيار مهمي را تشكيل مي دهند. در كشور چين نيز اين خرده بازار شامل ۱۰۰ ميليون نفر مي شود.
در سال ۱۳۸۳ در ايران بيش از ۶۰ درصد از جمعيت زير ۲۵ سال سن داشته اند و در همين سال اميد به زندگي ۶۶/۶۹ سال بوده است كه در مورد مردان ۳۱/۶۸ و در مورد زنان اين سن ۰۷/۷۱ تخمين زده شده است.
جدول ۸ ـ ۲ درصد جمعيت در سال ۲۰۰۰ را در گروههاي سني ۱۴ ـ ۰ ، ۵۹ ـ ۱۵ و ۶۰ به بالا را در كشورهاي آسيايي نشان مي دهد.
جدول جا مانده است.
شكل ۲ـ۲ هرم توزيع سني جمعيت ايران را در سال ۲۰۰۰ نشان مي دهد. همانگونه كه در شكل مشخص است بيشترين جمعين ايران گروههاي سني ۱۰ تا ۲۴ سالگي قرار دارند. در حاليكه در سال ۲۰۲۵ جمعيت ايران بيشتر در گروههاي سني ۳۵ تا ۴۴ سال (شكل ۳ـ۲) و در سال ۲۰۵۰ بيشتر در گروههاي سني ۵۵ تا ۶۹ سال قرار خواهند گرفت (شكل ۴ـ۲).
ب) فشردگي جمعيت :
فشردگي جمعيت به لحاظ توزيع كالاها و ايجاد ارتباط براي بازاريابان اهميت دارد. به عنوان مثال در ايالات متحده در سال ۱۹۹۸ به ازاي هر كيلو مترمربع ۲۹ نفر زندگي مي كردند. در حاليكه در هلند فشردگي جمعيت بيش از ۱۵ برابر است (۴۶۰ نفر در هر كيلو مترمربع). بنابراين حتي با وسايل مدرن امروزي، هزينه حمل و نقل و تبليغات در ايلات متحده گرانتر است.
هر چقدر فشردگي جمعيت بيشتر باشد، انجام تتبليغات ساده تر مي گردد. اگر بقيه عوامل را ثابت فرض كنيم، يك بازارياب، ترجيح مي دهد تا در محيط هايي كه تراكم جمعيت بيشتر است فعاليت نمايد.
آمار فشردگي بايد با دقت تحليل شود. به عنوان نمونه، آمار نشان مي دهد كه در مصر حدود ۵۸ نفر در هر كيلو مترمربع زندگي مي كنند در حاليكه مصر يكي از كشورهاي متراكم جهان است، به دليل اينكه، اكثر مردم در كنار رودخانه نيل سكونت دارند و بخش عمده اي از مملكت بيابان است.
۴ـ درآمد :
علاوه بر وجود مردم، قدرت خريد مردم نيز يكي از ويژگيهاي مهم بازار بشمار مي رود، توزيع درآمد، درآمد سرانه و توليد ناخالص ملي، اين قدرت خريد را نشان مي دهد.
الف) توزيع درآمد :
درآمد سرانه ميانگيني از درآمدها است و زماني معنا پيدا مي كند كه درآمدها در كشور نزديك به اين ميانگين باشد. در برخي از كشورهاي كمتر توسعه يافته، طبقه اي با درآمد متوسط وجود ندارد. به عبارت ديگر افراد يا ثروتمند هستند و يا فقير. يك بازارياب بين المللي بايد در نظر داشته باشد كه در اين چنين كشوري دو نوع بازار وجود دارد. يعني بايد بازار افراد كم درآمد و بازار افراد ثروتمند جداگانه مورد بررسي قرار گيرد. كشورهايي از قبيل مكزيك و هندوستان نمونه اي از اين نوع بازارها هستند.
ب) درآمد سرانه :
آماري كه بيش از همه در مورد توصيف وضع اقتصادي يك كشور از آن استفاده مي شود درآمد سرانه است. يكي از دلايل استفاده۹ از اين آمار، مورد قبول واقع شدن آن و در دسترس بودن آن است.
همانگونه كه در جدول ۴ ـ ۲ نشان داده شده است درآمد سرانه كشورها بسيار متفاوت هستند. طبق آمار سال ۱۹۹۸ درآمد سرانه موزامبيك ۹۰ دلار بوده است در حالي كه درآمد سرانه سوئيس در همان سال ۳۲۰، ۴۴ دلار بوده است. براساس گزارش بانك جهاني ۵۰ درصد مردم جهان در كشورهايي زندگي مي كنند كه ميانگين درآمد سرانة آنها فقط ۴۹۰ دلار است يعني كمتر از ۲ درصد ميانگين درآمد سرانة (۸۷۰، ۲۵ دلار) كشورهاي درآمد بالا.
سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است: اگر بازار را مردمي كه پول دارند تشكيل مي دهند پس بسياري از كشورها نمي توانند بازار خوبي براي بازاريابان بين المللي باشند. جدول ۹ ـ ۲ براساس طبقة درآ,دي كشورها درآمد سرانة آنها را نشان مي دهد. البته درآمد سرانه براي بازاريابان اهميت بسزايي دارد اما مي بايست موارد زير در نظر گرفته شود:
ـ ممكن است درآمد سرانه قدرت خريد مردم را نشان ندهد: درآمد سرانه زماني ارزش دارد كه نرخ برابري ارز، قدرت خريد داخلي را نيز نشان دهد. نرخ برابري ارز قيمت يك پول در مقابل پول ديگر است و عرضه و تقاضا قيمت را مشخص مي كند. ويژگيهاي عرضه و تقاضاي خارجي يك كشور با عرضه و تقاضاي داخلي متفاوت است و از آنجائيكه مقايسه درآمد سرانه با يك ارز قابل تبديل (معمولاً دلار) صورت مي گيرد، بنابراين نرخ ارز با ارزش و معادل پولي آن لزوماً يكسان نيست. به عنوان مثال در اوايل سال ۱۳۷۴، بنا بر تصميم دولت ارزش دلار در مقابل ريال ايران ناگهان بيش از ۵۰ درصد سقوط كرد. طبيعي است كه اين به معناي كاهش قيمت كالاهاي داخلي به ميزان پنجاه درصد نبوده است. 
جدول ۱۰ ـ ۲ درآمد سرانه چند كشور را براساس نرخ برابري ارز و قدرت خريد نشان مي دهد. 
جدول جا مانده است.
ـ قابل مقايسه نبودن درآمد سرانه : آمارهاي درآمد سرانه را نمي توان هميشه با يكديگر مقايسه نمود، بسياري از كالاهايي كه در كشورهاي صنعتي وارد درآمد ملي مي شوند در كشورهاي كمتر توسعه يافته وارد درآمد ملي نمي شوند، مانند پوشاك، غذا و يا مسكني كه خود فرد براي خود و خانواده اش فراهم مي كند. بسياري از كالاها و خدمات كه رقمي را در درآمد ملي كشورهاي توسعه يافته ايجاد مي كنند در كشورهاي كمتر توسعه يافته وجود ندارند، مانند پاك كردن برفهاي خيابانها و جاده ها، كنترل آلودگي هوا، هزينه هاي نظامي، تعطيلات زمستاني و غيره. عدم نياز اين كشورها به برخي از موارد فوق لزوماً دليل بر فقر آنه نيست.

عتیقه زیرخاکی گنج