• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
دانلود پایان نامه فلسطین-خرید اینترنتی پایان نامه فلسطین-دانلود رایگان سمینار فلسطین-دانلود رایگان پروژه فلسطین-پایان نامه فلسطین
این فایل در۲۷۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده است وشامل موارد زیر می باشد :
امروزه مساله فلسطین در خاورمیانه یکی از مهم ترین مسائل بین المللی است این فایل برای اینکه مقداری از ظلم هایی را که این مردم در طول این سالیان دراز از سوی این دشمن غاصب وستمگر کشیده اند تهیه شده است وب گوشه ای از مظلومیت مردم این کشور اشاره دارد برای توضیحات بیشتر وآشنایی بیشتر شما با فایل قسمت توضیحات تکمیلی را مشاهده کنید.

اصل حق مردم در تعیین سرنوشت و به دست آوردن استقلال ملی خود ، پیامد منطقی به رسمیت شناختن آزادی بشر و تفکر ملی است . این اصل بعد از جنگ جهانی اول به صورت رسمی در روابط بین المللی مطرح شد. در آن ایام آنچه درمورد حق تعیین سرنوشت واستقلال ملی در میثاق جامعه ملل و در حقوق بین‌الملل گنجانده شده بود ، چیزی نبود جز اصلی که به صورت ترجیحی و آن هم به طور تقریبا انحصاری در اروپا به کار بسته می شد . اما آنچه در این مورد در منشور سازمان ملل متحد در ماده اول ( بند ۲ )و ماده هفتا د و سه قید شده بود ، به کمک کارهای سازمان ملل ، از سال ۱۹۵۲ و به خصوص از سال ۱۹۶۰ ، به صورت یک اصل بنیادی حقوق بین الملل با کاربرد وسیع جهانی و به منزله ضابطه مسلم حقوق بین الملل در آمده است .

امروزه علیرغم کمرنگ شدن حاکمیت دولتهای ملی ، حق تعیین سرنوشت و استقلال ملی دو مفهومی هستند که هم عرض یکدیگرشناخته می شوند،بطوریکه استقلال ملی محملی برای تحقق حق تعیین سرنوشت ملل تلقی می شود. یکی از نخستین کسانی که به صورت جدی به این مهم پرداخته ، «آلفرد کوبان» است . او در مطالعات خود به اینواقعیت رسیده است که در سیاست تئوری و عمل هرگز جدا از هم نیستند و زمانی که «ناسیونالیسم» تحت تأثیر تئوری حق تعیین سرنوشت به عنوان اساس نظم نوین بین‌المللی اعلام شد، مسائلی به سبب تلقی یک چنین جدائی بروز کرد. بر همین اساس کوبان هیچگونه تردیدی درمشاهده هم عرضی میان استقلال ملی و حق تعیین سرنوشت ندارد.

سابقه ملی گرائی و شکل گیری هویت ملی فلسطینی به زمان قبل از قیمومیت بریتانیا بر می گردد . به عبارت دیگر یرای جستجوی ریشه های ناسیونالیسم فلسطینی باید به تاریخ دولت سازی امپراطوری عثمانی، که فلسطین زمانی جزئی از آن بود، توجهی ویژه  شود .نیاز امپراطوری عثمانی برای سازماندهی نوین خود و متعاقبا توسعه سیستم آموزشی ،ازرهگذر رشد تضادهای میان نخبگان ترکان عثمانی و نخبگان پیرامونی، موجب به وجودآمدن بنیادهای حس ملی گرائی  و هویت  ملی نوین در میان اقوام مختلف این امپراطوری شد. بر همین اساس تولد هویت ملی فلسطینی را،آنگونه که برخی آثار جدید خصوصا با گرایشات صهیونیستی استدلال می کنند، نمی توان به مسئله مقابله با صهیونیسم تنزل داد.

تولد هویت ملی فلسطینی در دوران امپراطوری و تکامل آن در دوران قیمومیت بریتانیا و تضاد آن با صهیونیسم، موجب شد تا سازمان ملل در هنگام صدور قطعنامه ۱۸۱ مصوب سال ۱۹۴۷ ، هویت ملی فلسطینیان و حق آنها در تشکیل دولت ملی مستقل را به رسمیت شناسد و رأی  به  تقسیم فلسطین دهد. با استناد به این قطعنامه و سایر قوانین اصولی بین المللی ، از جمله منشور سازمان ملل  و اعلامیه حقوق بشر، موجودیت هویت ملی فلسطینی امری مسلم و انکارناپذیر است که باید در قالب یک دولت ملی مستقل و حاکم تجلی یابد. 

قطعنامه های ۱۸۱ مجمع عمومی و  242 و ۳۳۸  شورای امنیت سازمان ملل از آن جهت مهم هستند که محدوده سرزمینی دولت موعود فلسطینی را مشخص می کنند. بر طبق قطعنامه های مذکور ، کرانه باختری، نوار غزه و قسمت شرقی بیت المقدس،مناطقی اشغالی به حساب می آیند واسرائیل باید آنهارا تخلیه نموده و به اقتدار فلسطینی اعاده نماید. ازاینرو این مناطق  را باید به عنوان قسمتی از سرزمین دولت فلسطینی به شمار آورد و عدم تخلیه آن ویا تکه تکه کردن آن از طریق تخلیه ناقص و تضمین تداوم موجودیت شهرکهای یهودی، به مثابه فقدان عناصر لازم برای تشکیل دولت فلسطینی و متعاقبا نقض استقلال خواهد بود. همچنین اسرائیل باید بر طبق این قطعنامه ها از ادعاهای خود بر منابع زیر زمینی این مناطق به ویژه آب و کنترل هوایی آن مناطق دست بردارد . چرا که زیر زمین و فضا نیز از جمله قلمرو سرزمینی یک دولت به شمار می‌آید. ملت فلسطین باید در این سرزمین به طور آزادانه و بدون دخالت خارجی ( اسرائیل )  سازمان سیاسی  مخصوص خودشان را به وجود آورند تا اراده خود را در قالب آن جاری ساخته و حق تعیین سرنوشت خود را تحقق بخشند. لازمه تحقق این فرایند ، بازگشت خیل عظیم پناهندگان فاقد تابعیت دولت مشخص از خارج است و این چیزی است که حقوق بین الملل نیز صراحتا بر آن تأکید نموده است . عدم امکان بازگشت پناهندگان و عدم توانائی آنها در به دست گرفتن حق تعیین سرنوشتشان و بالاخره  تداوم  بلا تکلیفی و آوارگی آنها ، به منزله  گسیختگی انسجام ملی مردم فلسطین و متعاقبا نقصان یکی از عناصر تشکیل دهنده دولت ملی یعنی «مردم یا جمعیت » خواهد بود،چرا که عصاره اصلی این عنصر،تجمع مردمی که دارای دلبستگی سرزمینی، نژاد، زبان، تاریخ و سایر ویژگیهای مشترک می‌باشند ،تحت لوای یک حکومت است.

عدم توانائی کنترل قلمرو سرزمینی همراه باکلیت ارضی آن وعدم تحقق انسجام ملی فلسطین درچارچوب یک دولت ملی ، در کنار تسلیم اقتدار فلسطینی در برابر برخی  خواسته های مداخله جویانه اسرائیل ، نظیر نظارت امنیتی بر مناطق فلسطین وعدم تشکیل ارتش فلسطینی درآن مناطق ، استقلال و حاکمیت دولت فلسطینی را زیرسوال می‌برد.

با این اوصاف ،علیرغم آنکه ازطریق پروسه اسلو،فلسطینیان توانسته اند یک سازمان حکومتی ،هر چند شکلی، مخصوص خود را ایجاد کنند و قسمتهایی از سرزمینهایشان را از اشغال اسراییل خارج و حتی کنترل امنیتی آنها را در دست گیرند، هنوز برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی راه درازی ،همراه با موانع دشوار ،در پیش است. برای تحقق چنین فرایندی لازم است راه حلهایی را برای مسائل موکول شده به مذاکرات نهایی، شامل شهرکها، پناهندگان آب و بیت المقدس یافت که حق تعیین سرنوشت فلسطینیان  را نقض نکند و استقلال دولت موعودشان را،چنانکه قواعد حقوق عمومی و حقوق بین الملل بر آن حکم می کند،زیر سوال نبرد. از آنجائی  که مواضع و عملکردهای حکومت های  مختلف اسرائیل ، اعم از چپ و راست ، در خصوص مسائل  فوق الذکر در تقابل با استقلال و حق تعیین سرنوشت فلسطینیان ارزیابی می شود . لذا این رساله آنها را  به  عنوان  موانع شکل گیری دولت  مستقل فلسطینی فرض کرده است و اعلام استقلال  دولت فلسطینی قبل از ترفیع موانع فوق الذکر را، به صورت شکلی و صوری و فاقد معنای واقعی تلقی می کند.

از آنجائی که فلسفه اصلی تأسیس دولت (ملت – کشور)دو مسئله اساسی ،یعنی اولا تأمین امنیت شهروندان (مردم و سرزمین) ثانیا ،تحصیل منافع عمومی (رفاه و توسعه همه جانبه) می باشد، بنابراین پس از شکل گیری عناصر اصلی دولت یعنی قلمرو و مردم ، حکومت و حاکمیت دولت متولد شده و بر اساس فلسفه اولی تأسیس آن ، اولین تشکلها یعنی سازمانهای نظامی –  انتظامی  پدید آمده که در بعد داخلی و خارجی  وارد عمل  می شود. از اهداف اصلی و اولیه همه دولتها همین دو مسئله می باشد. تجلی و تکامل و تحقق این دو هدف اصلی در سیاست داخلی است که در صحنه بین المللی نیز تعقیب می شود ، یعنی اصل تأمین منافع ملی و امنیت ملی در سیاست خارجی، تجلی این دو نیاز اولیه داخلی دولت است.به عبارت دیگر بدون وجود امنیت هیچ برنامه ای در داخل یک کشور قابل اجرا نمی باشد. شکوفایی اقتصادی،سرمایه گذاری،برنامه ریزی برای رشد و هرگونه برنامه دیگر نیاز به امنیت و زمینه مطمئن در سطوح مختلف جامعه دارد که همگی در گرو تأمین امنیت است .در واقع امنیت در زمره اهداف ،منابع و ارزشهای اصولی و پایدار هر جامعه ای است.

براین مبنا ،تمامی دولتها با هرگونه گرایشی ،تأمین این دو اصل (امنیت ملی- منافع ملی )را بدون استثناء از اهداف اولیه سیاست خارجی خود می دانند .در واقع ،امنیت ملی عبارت است از اساس آزادی کشور در تعقیب هدفهای اساسی و فقدان ترس و خطر جدی از خارج نسبت به منافع سیاسی ، اساسی و حیاتی کشور می‌باشد.

بحرانی که به دنبال تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ در منطقه خاورمیانه به وجود آمد علیرغم گذشت بیش از نیم قرن از آن همچنان به عنوان یکی از بغرنج ترین بحرانهای موجود در جهان به شمار می رود. بحرانی که باعث وقوع چهار جنگ بین طرفین منازعه شد . اگرچه در دهه های اخیر از دامنه و شدت منازعات کاسته شده است و میان اسرائیل و برخی از همسایگانش مانند مصر و اردن قرارداد صلح منعقد شده است،اما مسئله اصلی که وضعیت  فلسطینیان در داخل  کشور اسرائیل  و آینده آنهاست ،  همچنان به عنوان یک معضل  جدی پا برجا می‌باشد.

علیرغم انعقاد قراردادهای صلح متعدد بین اسرائیل و فلسطینیها نظیر اسلو ۱ و ۲ ، مادرید و چندین موافقتنامه ذیل  این قرارادادها ، صلح  نهائی  و آرامش برقرار نشده است  و چشم انداز روشنی هم از به سرانجام رسیدن فرایند صلح وجود ندارد.

  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق قاره آسیا-خرید اینترنتی تحقیق قاره آسیا-دانلود رایگان مقاله قاره آسیا-تحقیق قاره آسیا
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
آسيا، وسيع‌ترين و پرجمعيّت‌ترين قارّة زمين، با وسعتي قريب ۴۴ ميليون كمـ ۲، يعني ـ از كل سطح زمين و بيش از۷۲۲‘۲ ميليون نفر جمعيت (۱۹۸۲م)، واقع در نيمكرة شمالي، از نزديكي خط استوا تا نزديكي قطب شمال؛ شمالي‌ترين حد اين قاره، شبه‌جزيره تايمير با ْ۷۷ و َ۴۰ عرض در اقيانوس منجمد شمالي و جنوبي‌ترين نقطة آن، رأس شبه‌جزيرة مالاكا با ْ۱ و َ۱۶ عرض شمالي در نزديكي خط استوا واقع است  در ادامه برای آشایی بهتر شما توضیحات مفصلی می دهیم
بخش اوّل ـ سيماي طبيعي 
موقع جغرافيايي: آسيا از نظر اشكال گوناگون زمين و آب و هوا، متنوع‌ترين خشكي بزرگ زمين است و از ديدگاه ارتباط با ساير قاره‌ها داراي موقعيت ممتازي است. در جنوب غربي، اگرچه تعلق عربستان به قارة آسيا از لحاظ ساختمان طبيعي مورد ترديد است، اما به لحاظ همبستگيهاي فرهنگي، درياي سرخ و كانال سوئز را مي‌توان مرز آسيا با آفريقا دانست (برونينگ، ۱۰). مرز آسيا با اروپا نسبتاً مشخص‌تر است. مرز سنتي و قديمي اين دو قاره، كوههاي اورال و دنبالة شمالي آن، جزيره نوايازمليا (ارض جديد) است. البته، اين مرز را نمي‌توان حدي شاخص بين دو قاره به شمار آورد. در همين زمينه، لفظ اوراسيا نشان مي‌دهد كه اروپا تنها شبه‌جزيره‌اي از آسياي بزرگ است (نيف، ۲۱۱). بخش جنوبي مرز آسيا و اروپا، يعني تنگة داردانل و بوسفر و نيز درياي مرمره، به واسطة پيوندهاي تاريخي ـ فرهنگي مشخص‌تر است (برونينگ، ۱۰). آسيا از طرف شمال شرقي تقريباً به سواحل آمريكاي شمالي مي‌رسد و تنگة باريك و كم‌عرض برينگ به عرض ۸۵ كمـ ، اين دو قاره را از يكديگر جدا مي‌سازد. در آسياي جنوب شرقي، مرز طبيعي و همچنين فرهنگي را مي‌توان جزاير سوندا و هالماهرا به شمار آورد، زيرا گينة نو بر روي لبة فرو رفتة قارة استراليا قرار دارد و سكنة بومي آن از نظر نژادي و فرهنگي با سكنه عمدتاً مالائيايي اين جزاير تفاوت دارند (همانجا). 
زمين‌شناسي و اشكال ناهمواري: شالودة زمين‌شناسي آسيا را ۳ عنصر ساختاري گوناگون تشكيل مي‌دهد. در شمال، شرق و بخشهاي مركزي، توده‌هاي قديمي مختلف، هستة اصلي قاره را مي‌سازند كه در زير آنها، سيبري مياني (خشكي آنگارا ) به عنوان اولين آنها شناخته شده و بزرگترين ناحيه را نيز در بر مي‌گيرد (نيف، ۲۱۱؛ شاباد، ۱۰-۱۱). در مقابل اين خشكي، در جنوب، توده‌هاي چين‌خوردة هند و شبه‌جزيرة عربستان، يعني قسمتهايي از خشكي قديمي گوندوانا قرار دارند (بلنک ۵۵؛ بومن، ۲۰-۲۳)، در ميان اين دو قسمت، کمربندی گسترده از رشته‌کوههای جوانتر مربوط به آخر مزوزوئيک که در دوران سوم چين‌خورده‌اند، قرار گرفته است (بلنک،۶۶ به بعد). در حالی که در دوره‌های اوليه زمين، توده‌های سخت و يخ بسته شمالی به واسطه کوه‌زايی به يکديگر می‌پيوستند و هسته خشکی آسيا را می‌ساختند، در دوره ژوراسيک، قاره بزرگ جنوبی گوندوانا – که هند، عربستان، آفريقا و استراليا را در بر می‌گرفت ـ درهم شکسته شد و قسمتهای قاره‌ای امروزی پديد آمدند (نيف، ۲۱۲؛ اشميدر، ۱۰-۱۱). فشار حاصل از نشست توده‌های رسوبی ژئوسنکلينال تتيس در دوران سوم، در چين‌خوردگيهای شديد امروزی که از قفقاز تا آسيای جنوب شرقی امتداد دارند، اهميت تعيين کننده‌ای داشته است (گروسه، ۵؛ بومون ۲۰). 
آسيای شمالی و جنوبی در ابتدا به واسطه اين روند تکتونيک، به صورت يک قاره مجزا درآمد. بخشی از مناطقی که پيشتر چين‌خورده بودند، به قطعات چندی تقسيم شدند و به صورت جزاير و سکّوهايی درآمدند و با اصولاً به شکل پديده‌هايی وسيع بالا آمدند يا فرو رفتند. البته، در اين ميان، توده‌های آتش‌فشانی از اعماق زياد زمين فعاليت داشتند و با آتش‌فشانهای سطحی که امروزه هنوز فعال هستند، در ارتباط بوده‌اند. کوه‌زاييها به مرحله پايانی اين چنين‌خوردگيها مربوط بوده و عمدتاً در پليوس آغاز شده‌اند (برونينگ، ۱۳). درنتيجه، به سبب اين کوه‌زاييها، آسيای جنوبی، خاورميانه خشک و گرم، آسيای مرکزی با زمستانهای خشک و سرد و قسمتهای حاره و موسمی آسيای جنوب شرقی از يکديگر مجزا شدند (بلنک، ۵۵). امروزه، همان‌گونه که زلزه‌های متعدد نشان می‌دهند، روند کوه‌زايی در آسيا هنوز ادامه دارد (نيف، ۲۱۳). کوههای چين‌خورده جوان که در قاره آسيا به‌طور کلی از غرب به شرق کشيده شده‌اند، تکيه‌گاه واقعی اين واقعی به شمار می‌آيند. اين کوهها در غرب و بيشتر در آسيای مرکزی، دشتها و جلگه‌های مرتفعی را تشکيل می‌دهند که مهمترين عنصر ساختار سطحی زمين در آسيا هستند. اين‌گونه اشکال، جلگه‌های متفاوتی از فلات تبت با ارتفاع را تشکيل می‌دهند که مهمترين عنصر ساختار و سطحی زمين در آسيا هستند. اين‌گونه اشکال، جلگه‌های متفاوتی از فلات تبت با ارتفاع متوسط ۰۰۰‘۴ متر از سطح دريا تا چاله تورفان را که پايينتر از سطح دريا قرار گرفته است در بر می‌گيرند (ايست، ۲). 
خشکيهای سکو مانند، عنصر ديگری از ساختار اشکال سطحی در آسيا به شمار می‌روند که در حاشيه کوههای چين‌خورده و جلگه‌های مرتفع قرار دارند. نمونه‌های مشخص آنها عبارتند از سکوی عربستان، سيبری و هند (برونينگ، ۱۳). در کنار اين اشکال، دشتهای پست واقع در حاشيه که از نظر ساختار متفاوت هستند و به ولسطه عبور رودخانه‌های بزرگ قطع می‌شوند، چشم‌اندازهای ويپه‌ای برای درپايی و توسعه فرهنگهای انسانی و فضای زيستی برای نيمی از جمعيت جهان فراهم آورده‌اند. اين نواحی، پيش از همه عبارتند از دشتهای دجله و فرات، سند، گنگ و براهماپوترا که از دوران باستان دارای اهميت بوده‌اند، و دشتهای رودخانه‌ای واقع در آسيای جنوب شرقی و آسيای جنوبی و همچنين دشتهای وسيع سيبری زمين‌شناسی و اشکال سطحی زمين نقش تعيين کننده‌ای به عهده دارد (لومون، ۲۵). بيش از هرجا، در جزاير ژاپن و آسيای جنوب شرقی، چشم‌اندازهای خاص آتش‌فشانی همراه با قلل خاموش يا فعال وجود دارند. فعاليت اين آتش‌فشانها، معمولاً با زلزله‌های دريايی و خشکي که صرفاً به علل تکتونيکی روی می‌دهند، همراه است و غالباً برای سکنه آنها خساراتی به بار می‌آورد (نيف، ۲۱۳؛ و آن، ۱۳-۱۷). 
در آسيا، اشکال گوناگون ساحلی نيز، چه از نظر نحوه تشکيل و چه از نظر اهميت، بسيار متنوعند (بلنک، ۷۷-۷۸؛ سينگ، ۱۱-۱۳؛ ايست، ۴۵۰-۴۵۱). براساس چنين ويژگيهايی، آسيا از لحاظ توده‌های کوهستانی و رشته‌کوههای منشعب از آنها در ميان قاره‌ها منحصر به فرد است. تفاوتهای شديد از نظر اشکال پستی و بلندی يعنی وجود سرزمينهای پست جلگه‌ای وسيع در کنار سرزمينهای مرتفع گسترده و رشته‌کوههای بلند و همچنين تأثير جداسازندة‌ اين رشته‌کوهها، باعث شرايط خاص و تنوع اقليمی اين قاره شده است، به نحوی که در هيچ قسمت ديگری از کره زمين، اين پديده‌ها به اين صورت در کنار يکديگر مشاهده نمی‌شوند (گروسه، ۶-۸؛ برونينگ، ۱۰). 
آسيا را از نظر اشکال پستی و بلندی، می‌توان به ۴ بخش تقسيم نمود: الف ـ زمينهای پست جلگه‌ای شمالی؛ ب ـ مثلث مرکزی کوهها و فلاتها؛ ج ـ فلات قديمی جنوبی؛ د ـ دره‌های وسيع رودخانه‌ای (الوی، ۱۵۱). 
بيش‌تر قاره آسيا کوهستانی است. تنها ۴/۱ آن جلگه‌ای و پست و بيش از ۳/۱ آن زيادتر از ۰۰۰‘۱ متر ارتفاع دارد (بروشرت، V/2). جلگه‌های مرتفع و دشتهای پست، دورتادور توده‌‌های کوهستانی مرکزی را فرا گرفته‌اند. آسيا نه تنها مرتفع‌ترين قلل جهان (هيماليا با قلل بسياری بيش از ۰۰۰‘۸ متر ارتفاع و قله اورست به ارتفاع ۸۴۸‘۸ متر) را در خود جای داده است (بلنک، ۲۸۲)، بلکه در حاشيه شرقی خود، عميق‌ترين چاله‌های دريايی (چاله فيليپين با ۵۱۶‘۱۰ متر عمق) را نيز داراست (نيف، ۲۹۰). 
آب و هوا: با توجه به وسعت بسيار زياد آسيا و تنوع شديد از نظر عوامل جغرافيايی مؤثر در شرايط آب و هوايی، مانند عوض جغرافيايی، پراکندگی و طرز قرار گرفتن ناهمواريها و دوری و نزديکی به درياها در اين قاره انواع گوناگون آب و هوا مشاهده می‌شود (نيف، ۲۱۴). قلل مرتفع آسيا از لحاظ اقليمی در ناحية يخ‌بندان دائمی قرار دارند. از سوی ديگر، قسمتهای وسيعی از جلگه‌های مرتفع تبت داراي ارتفاعي هستند كه تراكم هوا در آنجا به نيمي از مقدار تراكم هوا در ارتفاع هم‌سطح دريا مي‌رسد. 
كوههاي گسترده در قسمتهاي مركزي آسيا، به صورت ديواري از غرب به شرق، بخشهاي وسيعي از شمال قاره را از آسياي جنوبي و نزديك (خاورميانه) جدا مي‌سازد و بدين‌سان، يك خط تقسيم اقليمي مشخص به وجود مي‌آورد. سرزمينهاي بلند و مرتفع با حواشي كوهستاني باعث ايجاد چشم‌اندازهاي جلگه‌اي با انواع متباين آب و هوا مي‌گردند (بلنك، ۷۶-۷۷). آسيا بيش از بقية قاره‌ها داراي تنوع درجة حرارت است. اين امر به علت موقع جغرافيايي اين قاره و وسعت زياد آن به عنوان يك خشكي به هم پيوسته است. سردترين نقاط جهان در آسيا قرار دارد. درجة حرارت در سيبري تا ْ۳/۸۸- سانتي‌گراد (ورخويانسك ) كاهش مي‌يابد، هرچند درجة حرارت در تابستانهاي كوتاه اين منطقه تا ْ۳۸ سانتي‌گراد مي‌رسد. در قسمتهاي جنوبي‌تر نيز زمستانها بسيار سرد است. به عنوان نمونه، در شرق درياچة بالكال، درجة حرارت متوسط ژانوي/دي به ْ۳۰- سانتي‌گراد مي‌رسد (بريتانيكا؛ پوكشيشفسكي، ۲۳۷؛ شاباد، ۲۶-۲۷). 
از سوي ديگر، گرم‌ترين مناطق جهان نيز در آسيا واقع است. به عنوان نمونه، يعقوب‌آباد، واقع در مرز شرقي بلوچستان، بالاترين متوسط ماهانة كره زمين، يعني ْ۵/۳۶ سانتي‌گراد را نشان مي‌دهد (برونينگ، ۱۴). 
قارة آسيا از نظر ميزان بارندگي نيز بيشتر تفاوتها را نشان مي‌دهد. بخشهاي وسيعي از بين‌النهرين، عربستان و دشتهاي آسياي مركزي و نزديك (خاورميانه) داراي ميزان بارشي كمتر از ۲۰۰ ملي‌متر سالانه هستند (فيشر، ۶۵-۶۸؛ شاباد، ۲۵). برعكس، در چراپونچيِ آسام و در دامنة براهماپوترا، متوسط بارش سالانه به ۴۳۰‘۱۱ ميلي‌متر مي‌رسد (چادهوري، ۳۷). 
وسعت بسيار زياد و يكپارچگي قارة آسيا، به صورتي طبيعي باعث تعديل جريان هواي جهاني مي‌گردد. در اين ميان، پستي و بلندي نيز نقش تعيين‌كننده‌اي دارد. از آنجا كه بخش عمدة شمال آسيا در منطقة بادهاي غربي قاره‌اي قرار دارد، از آنجا كه بخش عمدة شمال آسيا در منطقة بادهاي غربي قاره‌اي قرار دارد، در زمستان به سبب نحوة تابش خورشيد، يك منطقة فشار زياد مداوم به وجود مي‌آيد كه هواي شديداً سرد را از طريق قلل و گردنه‌هاي ارتفاعات به سوي درياي اُخوتسك و منچوري هدايت مي‌كند. اين منطقة فشار زياد، تنها در قسمتهاي آزاد و باز آسياي شمالي به صورت بادهاي شديد و توفان عمل مي‌كند (نيف، ۲۲۱). آنتي‌سيكلونهاي زمستاني آسياي شمالي در حاشية شمالي ارتفاعات عمل كرده و تنها در اين قسمتها باعث جريان هواي شرقي مي‌گردند، اما اين بادها به سوي فلات تبت و كوههاي مرتفع جريان نمي‌يابند. نواحي دستي منفرد، حوزه‌هاي هواي سرد زمستاني را مي‌سازند كه شدت سرما در اين نواحي توسط ويژگي كوهها و ارتفاعات پيراموني تعيين مي‌گردد (برونينگ، ۱۵). بادهاي موسمي شمالي هندوستان و آسياي جنوب شرقي كه در زمستان مي‌وزند نيز به همين نحو هيچ‌گونه ارتباس مستقيم با آنتي‌سيكلون آسياي شمالي ندارند (بلنك، ۴۷ به بعد). در مقابل، بادهاي موسمي شمال شرقي درياهاي ژاپن و چين شمالي از منطقة فشار زياد آسياي شمالي تغذيه مي‌گردند (ايست، ۳۵۷؛ نيف، ۲۵۶). 
هستة فشار زياد هواي زمستاني، در قسمت شمالي كوهستان آلتاي قرار دارد (برونينگ، ۱۵). بادهاس زمستاني، بسيار خشك و سردند. اين بادها پس از عبور از روي دريا جذب رطوبت نموده، بدين‌سان باعث ريزش باران مي‌گردند (برونينگ، ۱۶). بادهاي موسمي زمستاني در آسياي جنوب شرقي، عامل اصلي بارندگي هستند. اين بادها در سوماترا، بورنئو و جاوه، بادهاي موسمي غربي تابستاني در هندوستان اشتباه گرفت (بلنك، ۴۷ به بعد). 
در تابستان، يك منطقة فشار كم بر روي قارة آسيا به وجود مي‌آيد. تحت تأثير اين منطقه فشار كم، منطقة بادهاي غربي ناحية داخلي حارّه به سوي قسمتهاي شمالي كشيده مي‌شود. البته، تأثير كمتر از ارتفاعات گاتهاي غربي و هيماليا را كه باعث صعود بادهاي موسمي تابستاني مي‌شوند نيز بايد در نظر داشت. 
بادهاي موسمي غربي به قسمتهاي داخلي هندوستان، يعني در مسافاتي دورتر از هيماليا نيز به صورت حارّه‌اي مي‌رسند. بارانهاي موسمي، به شكل يك حادثة طبيعي، در زماني خاص شروع مي‌شود. بادهاي موسمي تابستاني آسياي شرقي را گذشته از آن كه بسيار ضعيف‌ترند، نبايد با بادهاي موسمي حاره‌اي آسياي جنوبي يكسان دانست (برونينگ، ۱۶). گذشته از بادهاي متغير و منظم آسياي جنوبي، بايد از تايفونها (توفانها) نام برد. اين بادها در شمال استوا شكل گرفته و غالباَ در جهت شمال غربي و شمال مي‌وزند و سپس به سمت شمال شرقي و شرق، مسير خود را تغيير مي‌دهند. بادهايي مشابه، در دورة متغير موسمي در درياي عمان و خليج‌فارس، يعني در ژوئن و اكتبر پديد مي‌آيند. اين نوع بادها در خليج بنگال طي ماههاي ژوئيه و سپتانبر و در شرق درياي چين در سپتامبر شدت مي‌گيرند (برونينگ، ۱۷). 
آبها: به سبب وسعت زياد اقاليم خشك در قسمتهاي داخلي آسيا، اين قاره بزرگ‌ترين حوضة آبريز داخلي در جهان به شمار مي‌رود. اين حوضه حدود ۰۰۰‘۰۰۰‘۱۳ كمـ ۲، يعني ۳/۱ خشكيهاي جهان را در بر مي‌گيرد (برونينگ، ۱۹). علاوه بر اين، حوضه‌هاي كوچك‌تر در شبه‌جزيرة عربستان و نيز در سوريه و آسياي صغير ديده مي‌شوند (بومون، ۸۲). از سوي ديگر، رودخانه‌هاي بزرگي همچون سير دريا و آمودريا (سيحون و جيحون) يا تاريم مشاهده مي‌شوند كه به درياچه‌هاي بسته مي‌ريزند و يا در شنهاي بياباني فرو مي‌روند (اشميدر، ۳۶۹-۳۷۰؛ نيف، ۲۱۶). شبكه‌هاي بزرگ رودخانه‌اي آسيا به بزرگ‌ترين جريانهاي سطحي زمين تعلق دارند. اين رودخانه‌هاي طويل از توده‌هاي مرتفع كوهستاني سرچشمه گرفته، عمدتاً به سوي شمال، شرق و جنوب شرقي، به درياهاي پيراموني مي‌ريزند (برونينگ، ۲۰). 
آبدهي (دِبي) رودخانه‌ها در آسيا با نوسانات شديد فصلي و سالانه همراه است (بومون، ۸۲-۸۳؛ كول، ۳۹). رودخانه‌هاي واقع در سيبري، در بخشي از سال يخ‌بسته و در بهار و آغاز تابستان، به علت ذوب يخ و برف از جنوب به شمال، و رها شدن خشكي از يخ‌بندان، باعث جاري شدن سيل مي‌گردند (شاباد،‌۲۲-۲۳). حداكثر آب تابستاني رودخانه‌هاي آسياي جنوبي و شرقي به علت بارانهاي موسمي است (بلنك، ۶۲). ۲ رودخانة دجله و فرات نيز در فصل بهار، باعث جاري شدن سيل مي‌شوند و در پاييز كم‌ترين مقدار آب خود را دارند (اشميدر، ۷۴-۷۵). 
آسيا داراي درياچه‌هاي بسياري است. از يك سو، درياچه‌هاي بسته در چاله‌ها از جمله خزر، آرال، درياچه‌هاي واقع در استپهاي قرقيزستان و نيز درياچه‌عايي كه داراي منشأ تكتونيكي هستند (مانند درياچة بالكال با عمق بيش از ۱۷۰۰ متر) مشاهده مي‌شوند (شاباد، ۲۳) و از سوي ديگر، درياچه‌هايي كه به سبب بسته شدن كناره‌هاي درّه‌اي و يا بسته شدن دلتاهاي بزرگ رودخانه‌اي به وجود مي‌آيند (مانند درياچة واقع در دلتاي هوانگ‌هو ، يانگ تسه كيانگ و مكونگ ) جلب توجه مي‌كنند. بالاخره مي‌توان از درياچه‌هاي كوچك بسياري كه حفره‌هاي آتش‌فشاني خاموش را پُر كرده‌اند (مانند جاوه و منچوري) نام برد 
  • بازدید : 195 views
  • بدون نظر

قیمت : ۲۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۳۴    کد محصول : ۱۶۹۳۳    حجم فایل : ۸۵۵ کیلوبایت    دانلود مقاله و تحقیق علمی در مورد مطالعات اقلیمی خاورمیانه

مقاله و تحقیق علمی در مورد مطالعات اقلیمی خاورمیانه

خاورمیانه منطقه ای است که سرزمینهای میان دریای مدیترانه و خلیج فارس را شامل می شود. خاورمیانه بخشی از آفریقا و اروسیا یا به طور خاص آسیا ودر بعضی موارد جزء آفریقای شمالی شمرده می شود.

این ناحیه گروه های فرهنگی و نژادی گوناگونی ازقبیل فرهنگهای ایرانی، عربی، بربرها، ترکی ، کردی، اسرائیلی وآسوری را در خود جای داده است.


عتیقه زیرخاکی گنج