• بازدید : 29 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش شده وشامل موارد زیر است:

قران کتابی است که با گذشت زمان و ایام نه تنها از ارزش ان کاسته نمی شود بلکه هر روز که علم پیشرفت می کند اعجاز و ارزش علمی قران بیشتر نمایان می شود و اشکار می کند که این کتاب نمی تواند کتاب عادی باشد.قرآن مي‌تواند پاسخ‌ گوي سؤالات ما در همه زمينه‌ها، اعم از اجتماعي،فرهنگیو علمي باشد.
اگر روانشناسان. دانشمندان و حتی اقتصاددانان در این کتاب بنگرند بهترین قوانین را خواهند یافت ! 
در واقع قران کتابی است برای عزت و پیشرفت بشر در دنيا و آخرت 
منشاء زندگی در قرآن کريم:
پيدايش وخلقت موجودات خوب تريننكات قرآني است كه بزيبائي شرح داده شده است. آفرينش موجودات زنده از آب و نيز خاك بارها مورد اشاره قرار گرفته است در اين ميان توجه ويژه‌اي به خلقت انسان از آب و خاك دارد.
{أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السمَوَتِ وَ الأَرْض كانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَهُمَا  وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلَّ شىْ‏ءٍ حَىٍ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ}[الأنبياء :۳۰]؛آيا کافران نمی بينند که آسمانها وزمين(درآغاز خلقت به صورت توده عظيمی در گستره فضا،يکپارچه) بهم متصل بوده وسپس آنها را از هم جدا ساخته ايم وهر چيز زنده ای را( اعم از انسان وحيوان وگياه) از آب آفريده ايم. ايا ايمان نمی آورند؟
{وَ اللَّهُ خَلَقَ كلَّ دَابَّةٍ مِّن مَّاءٍ فَمِنهُم مَّن يَمْشى عَلى بَطنِهِ وَ مِنهُم مَّن يَمْشى عَلى رِجْلَينِ وَ مِنهُم مَّن يَمْشى عَلى أَرْبَعٍ يخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشاءُ  إِنَّ اللَّهَ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ قَدِيرٌ}[النّور:۴۵]
 و خداست كه هر جنبنده‏اى را (ابتدا)از آبى آفريد. پس پاره‏اى از آنها بر روى شكم راه مى ‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار(پا)راه مى‏روند. خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند. در حقيقت، خدا بر هر چيزى تواناست.
در اين دو آيه صراحتاً منشاءآفرينش را آب معرفي مي‌نمايد و به پيوستگي آسمان و زمين در پيش از پيدايش آب اشاره دارد. مسلماً آنچه كه پيوستگي آسمان و زمين را موجب مي‌شود عدم وجود اتمسفر در اطراف كره زمين بوده است. پس از تشكيل اتمسفر و تمركز گازهاي حياتي در بخش‌هاي پاييني جو، اتمسفر زمين شكل گرفته و با پيدايش آب و استقرار آن بر روي زمين و پس از تشكيل خاك اولين موجودات حياتي متابوليسم‌دار خلق شده‌اند.
{فَإِنَّا خَلَقْنَكم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضغَةٍ مخَلَّقَةٍ وَ غَيرِ مخَلَّقَةٍ لِّنُبَينَ لَكُمْ  وَ نُقِرُّ فى الأَرْحَامِ مَا نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُّسمًّى…}[الحجّ:۵]؛پس (بدانيد) كه ما شما را از خاك آفريده‏ايم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه، داراى خلقت كامل و (احياناً) خلقت ناقص، تا (قدرت خود را) بر شما روشن گردانيم. و آنچه را اراده مى‏كنيم تا مدتى معين در رحمها قرار مى‏دهيم…
{وَ مِنْ ءَايَتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشرٌ تَنتَشِرُونَ}[ الروم:۲۰]؛يکی از نشانه های ( دال برعظمت وقدرت) خدا اين است که (نيای) شما را از خاک آفريد وسپس شما انسانها( به مرور زمان زياد شديد ودر روی زمين برای تلاش در پی معاش) پراگنده گشتيد.
{هُوَ الَّذِى خَلَقَكم مِّن تُرَابٍ ثمَّ مِن نُّطفَةٍ ثمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثمَّ يخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثمَّ لِتَبْلُغُوا أَشدَّكمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شيُوخاً وَ مِنكُم مَّن يُتَوَفى مِن قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُّسمًّى وَ لَعَلَّكمْ تَعْقِلُونَ} [غافر:۶۷]؛خدا کسی است که شما را از خاک می آفريند،سپس(خاک را) به منی تبديل ميگرداند،وبعد( منی را) به ژالو گونه ای تبديل مينمايد،وآنگاه به شکل نوزادی (ازشکم مادرانتان) بيرونتان مياورد. بعد تا مير سيد به کمال قوت خود،آنگاه پير ميشويد برخی از شما پيش از آن مرحله ميميرند- و تا به وقت معين ميرسيد. اميد است شما بفهميد.
{هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلاً  وَ أَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ  ثُمَّ أَنتُمْ تَمْترُونَ}[الأنعام:۲]؛خدا آن ذاتی است که شما را از گل آفريده است؛( برای زندگی هريک از شما) زمانی را تعيين کرده است(مرگ) وزمان معين را تنها خدا ميداند وبس. سپس شما شک وترديد به خود راه ميدهيد.
}وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ مِن سلَلَةٍ مِّن طِينٍ}[مومنون: ۱۲]؛ما انسان را از عصاره ای از گل آفريده ايم.
{الَّذِى أَحْسنَ كلَّ شىْ‏ءٍ خَلَقَهُ  وَ بَدَأَ خَلْقَ الانسنِ مِن طِينٍ}[السجده:۷]
 همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده، و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد.
در اين آيات، خداوند پاک منشاء خلقت انسان را از خاك بيان نموده است.
مراد از خلقت اوليه از خاك اين است كه پدر بزرگ نخستين ما يعني حضرت آدم عليه السلام از خاك آفريده شده و چون خلقت غيرآدم عليه السلام ( بني آدم) منتهي به خلقت آدم مي‌شود ، در نتيجه خلقت ايشان هم در اصل از خاك بوده است. چرا كه مواد غذايي كه وجود انسان و حتي نطفة او را تشكيل مي‌دهد اعم از ماد حيواني و گياهي و همچنين عناصر و اجزاي سازندة سلول‌هاي بدن موجود زنده، همه از خاك و روييدني‌هاي زمن نشأت مي‌گيرد.
خداوند تبارك و تعالي در قرآن كريم صريحاً به غذاي انسان و ديگر موجودات اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: 
به غذايت نگاه كن كه از دانه‌ها و حبوبات ، انگور و خرما و زيتون و درخت نخل و از باغهاي پر درخت و ميوه‌هاي تر و خشك درست شده و همة اينها براي شما و حيوانات شما تعيين گرديده است.
اگر در اين آيه بيشتر دقت نماييم به نكات بسيار جالب و ارزشمندي برخورد مي‌نماييم . پرورش دادن گياهاني كه يا مستقيماً غذاي انسانند يا آنكه به طور غيرمستقيم غذاي انسان را فراهم مي‌آورند، نياز به يك خاك حاصلخيز دارد. حاصلخيزي خاك به عوامل متعددي مربوط است كه در مجموع مي‌توان آنها را به صورت زنجيري مرتبط باهم در نظر آورد. از ميان اين عوامل به ذكر نمونه‌هايي بسنده مي‌كنيم.
{فَاستَفْتهِمْ أَ هُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَم مَّنْ خَلَقْنَا  إِنَّا خَلَقْنَهُم مِّن طِينٍ لازِبِ}[الصافات:۱۱]؛( به منکران بعث وقيامت بگو) از ايشان پرس وجو کن که آيا آفرينش( دوباره) ايشان سخت تر ودشوار تر است يا آفرينش چيز هائی که آفريده ايم؟ ما که ايشان را از گل چسبنده ناچيزی آفريده ايم. {وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ مِن صلْصلٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسنُونٍ}[الحجر:۲۶]؛وما انسان را از گل خشکيده فراهم آمده از گل تيره شده گنديده ای بيافريديم.
خلقت از (تراب) (طين) و (حَمَإٍ مَّسنُونٍ) سه مرحله از مراحل تكامل خاك در بستر اوليه كره زمين است كه بر اثر وجودآب و نيز گازهاي تشكيل ‌دهنده سطح زمين و به كمك ديگر كانيهاي متشكله سطح زمين، خاك ها تكامل يافته و نهايتاً اولين سلولهاي حياتي از ميان خاكهاي سياه و بدبو شكل مي‌گيرند.
با تشكيل اولين سلولهاي حياتي، آنچه از اين پس مهم جلوه مي‌نمايد تشكيل سلولهاي بزرگتر با كارائي بيشتر كه امكان ادامه حيات در شرايط زيست محيطي مختلف را دارا باشند. مسلماً شكل‌گيري و ايجاد گونه‌هاي مختلف حياتي مستلزم رشد و تحولي هدفمند در اشكال اوليه حيات به شمار مي‌آيد .
آفرينش انسان جلوه‏اي از قدرت خدا 
خبرگزاری شبستان: ديباچه هر كتابي، خلاصه و فشرده آن كتاب است و انسان ديباچه كتاب آفرينش و نشانه‏اي از عظمت و خلاّقيت خداوند بزرگ است. در قرآن مجيد كه خود معجزه پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و نشانه عظمت و قدرت پروردگار عالم است، علاوه بر تمام آيات قرآن كه هر كدام به نوعي نشاني از خالق يكتاست، آياتي نيز وجود دارد كه اشاره به توحيد و يگانگي خداوند متعال دارد و با تعبير “وَ مِنْ آياته” آغاز مي‏شود. اين آيات عبارتند از آيه‏هاي ۲۰ تا ۲۶ سوره روم و همچنين آيه ۴۶ همين سوره و آيه‏هاي ۳۷ و ۳۹ سوره “فصّلت” و ۲۹ و ۳۲ سوره “شوري”. اين آيات يازده‏گانه يك دوره كامل توحيد مي‏باشد.

هفت آيه از اين آيات در سوره “روم” آمده كه سه آيه از آنها درباره نشانه‏هایي است كه در درون وجود انسان (انفسي) و سه آيه ديگر درباره نشانه‏هایي است كه در خارج از وجود انسان (آفاقي) و يك آيه هم درباره “آفاق” و “انفس” هر دو آمده است. نخستين آيه از اين آيات، آيه ۲۰ سوره روم است كه درباره آفرينش ابتدایي انسان اوليّه يعني حضرت آدم عليه‏السلام است. 
آفرينش انسان از ديدگاه دانشمندان
درباره آفرينش انسان و مواد اوليّه آن نظريات گوناگوني وجود دارد كه دو نظريه از ديرباز بوده است. عدّه‏اي معتقد به تبدّل انواع جانداران از جمله انسان هستند. مانند “چارلز داروين” طبيعي دان انگليسي كه درباره آفرينش انسان معتقد است انسان يكي از انواع موجودات زنده است و با ميمون از يك منشأ بوده و اين دو داراي اجداد مشترك بودند و انسان تكامل يافته و به صورت كنوني درآمده است۱
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

(۱) همچنان که در لغات قرآن ” مفردات ” راغب کتاب‏  بسیار نفیسی است . راغب لغات قرآن را خیلی خوب ریشه شکافی کرده است‏ و ابن اثیر لغات حدیث را  ابن اثیر در النهایه به مناسبت ، آن حدیث معروف را نقل می‏کند که (( کل مولود یولد علی الفطره ))… 
( ۲ ) (هر مولودی بر فطرت اسلامیه متولد می‏شود لکن پدران او )یعنی عوامل خارجی  او را منحرف می‏کنند ، یهودی یا نصرانی یا مجوسی‏اش می‏کنند ، که درباره این حدیث بعد بحث می‏کنیم . چون‏ این حدیث را نقل کرده ، کلمه ” فطرت ” را معنی کرده است  الفطر : الابتداء والاختراع . ” فطر ” یعنی ابتدا و اختراع ، یعنی خلقت ابتدایی‏ 
مقصود از خلقت ابتدایی که ابداع هم احیانا به آن می‏گویند خلقت غیر 
تقلیدی است . کار خدا فطر است ، اختراع است ولی کار بشر معمولا تقلید 
است ، حتی در اختراعی هم که بشر می‏کند عناصر تقلید وجود دارد ، یعنی چه‏ ؟ 
کارهای بشر تقلید از طبیعت است ، یعنی قبلا طبیعتی وجود دارد و بشر آن‏ 
را الگو قرار می‏دهد و بر اساس آن نقاشی می‏کند ، صناعی می‏کند ، مجسمه‏ 
سازی می‏کند . بشر احیانا اختراع و ابتکار هم می‏کند و قدرت بر اختراع و 
ابتکار هم دارد ، ولی مایه‏های اصلی اختراع و ابتکار بشر باز خود طبیعت است یعنی از طبیعت الگو می‏گیرد)در معارف اسلامی در نهج البلاغه و غیر آن روی این قضیه زیاد تکیه شده است‏ و قهرا همینطور هم است ) اما خدا کار خودش را از یک صنع دیگری‏ تقلید نکرده ، چون هر چه هست صنع اوست و مقدم بر صنع او چیزی نیست (
پس کلمه ” فطر ” مساوی با ابتداء و اختراع است ، یعنی عملی که از 
روی چیز دیگری تقلید نشده است بعد می‏گوید : والفطره : الحالة منه کالجلسة والرکبة فطرت یعنی حالت‏ خاص و نوع خاصی از آفرینش ، مثل لغت ” جلسة ” و ” رکبة ” که به‏ معنی نوع خاصی نشستن و نوع خاصی ایستادن است .والمعنی انه یولد 
علی نوع من الجبلة والطبع المتهیی لقبول الدین فلو ترک علیها لاستمر علی‏ 
لزومها . یعنی انسان به نوعی از جبلت و سرشت و طبیعت آفریده شده است‏ 
که برای پذیرش دین آمادگی دارد و اگر به حال خود و به حال طبیعی رها شود 
همان راه را انتخاب می‏کند مگر اینکه عوامل خارجی و قسری او را از راهش‏ 
منحرف کرده باشد. بعد ابن اثیر می‏گوید در حدیث ، لغت ” فطرت ” مکرر آمده است . مثلا در حدیثی از پیغمبر اکرم که ابن اثیر ابتدای حدیث را نیاورده آمده است‏ 
((علی غیر فطره محمد )) یعنی (( علی غیر دین محمد ))یعنی در 
اینجا به جای کلمه ((دین))خود کلمه (( فطرت )) آمده است . 
همچنین ازعلی علیه‌السلام نقل می‏کند : ((و جبار القلوب علی فطراتها))  
خدای متعال که دلها را آفریده است جبار دلها بر اساس فطرتهای این‏ 
دلهاست . در اینجا ” فطرت ” جمع بسته شده است : فطرات ( فطرتها)
از اینجا ما یک نشانه پیدا می‏کنیم که آنچه که از نظر معارف اسلامی ، 
فطری انسان است یک چیز نیست بلکه انسان فطریاتی دارد . ابن اثیر گفته‏ 
است : علی فطراتها  ای علی خلقها (نهایه ابن اثیر ، ج / ۳ ص . ۴۵۷)
سخن ابن عباس 
حدیث عجیبی از ابن عباس نقل می‏کند که من همین حدیث را قرینه می‏گیرم‏ 
بر اینکه لغت ” فطرت ” از لغاتی است که قرآن برای اول بار به کار 
برده است . ابن عباس که پسر عموی پیغمبر و مردی قرشی و عالم است او 
یک عجمی نبوده که بگوییم از لغت عرب ناآگاه بوده است می‏گوید من معنی‏ 
کلمه ” فطرت را که در قرآن آمده است آن وقتی فهمیدم که با یک‏
اعرابی بادیه نشین روبرو شدم که این کلمه را در موردی به کار برد . وقتی  این کلمه را در آن مورد به کار برد مفهوم آیه برای من روشن شد . می‏گوید: (ما کنت ادری ما فاطر السموات والارض حتی احتکم الی اعرابیان فی بئر) لغت ” فاطر ” را که در قرآن آمده است درست نفهمیده بودم تا اینکه دونفر اعرابی ( عرب بادیه نشین ) آمدند که درباره یک چاه آب با یکدیگر اختلاف داشتند یکی از آنها گفت : انا فطرتها . می‏خواست بگوید چاه مال من است . مقصودش این بود
که من ابتداء آن را حفر کردم.می‏دانید وقتی چاه را می‏کنند(پس از
مدتی آب ، خود را پایین می‏کشد لذا دو مرتبه آن را حفر می‏کنند و چند
متر پایین‏تر می‏روند ) می‏خواست بگوید من صاحب اولش هستم ، یعنی آن کسی‏ 
که اول بار این چاه را حفر کرد من بودم . ابن عباس می‏گوید از اینجا 
فهمیدم که لغت ” فطرت ” در قرآن چه معنایی می‏دهد : یک خلقت صددرصد 
ابتدایی در انسان که حتی درغیر انسان هم سابقه ندارد 
در موارد دیگری هم که لغت فطر در زبان عربی به کار برده شده است‏ 
مفهوم ابتدایی بودن و سابقه نداشتن در آن هست . مثلا عرب می‏گوید:  
فطر ناب البعیر فطرا ” اذا شق اللحم و طلع . وقتی که دندان شتر در 
می‏آید و برای اولین بار گوشت را می‏شکافد این ابتدای طلوعش را با ” فطر 
 بیان می‏کنند . همچنین اولین شیری را که از پستان حیوان گرفته می‏شود به‏ 
اعتبار اینکه برای اولین بار گرفته شده است ” فطر ” می‏گویند.  
راغب اصفهانی هم این لغت را در همین حدودی که ابن اثیر در النهایه‏ 
شکافته است ، شکافته و چون تقریبا تکرار می‏شود دیگر آنها را ذکر نمی‏کنم‏ 
کلام مرحوم شیخ عباس قمی 
مرحوم شیخ عباس قمی – رضوان الله علیه – در کتاب سفینة البحار 
از مطرزی که یکی دیگر از لغویون است نقل می‏کند که گفته است فطرت یعنی خلقت . آنگاه حدیث (( کل مولود یولد علی الفطره ))را از غوالی اللئالی نقل می‏کند و بعد حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل می‏کند
که به یک مناسبتی لغت ” فطره ” را به کار برده‏اند ولی در غیر مورد 
فطرتی که ما می‏گوییم . ابی بصیر می‏گوید که روزی خدمت امام صادق علیه‌السلام 
بودیم ، گوشت شتری آوردند و خوردیم ، بعد مقداری شیر آوردند و ایشان از 
آن شیر آشامیدند و به من گفتند که تو هم بیاشام و من نیز آشامیدم و گفتم‏ :
 ایش ؟ این چیست ؟ ( دیدم یک مزه خاصی می‏دهد ) ( قال انها الفطره) 
فرمود این ” فطره ” است ( ۱ ) ( کفک شیر تازه در وقت دوشیدن ) . پس‏ 
باز همان مفهوم ابتدائیت در این لغت هست . از لغت فطرت 
می‏گذریم.
کلمه ” فطرت ” 
آیا انسان به طور کلی یک سلسله فطریات دارد؟ 
آیا دین فطری است؟ 
بیشتر بدانید :
بحث فطرت از یک طرف یک بحث فلسفی‏ است و از طرف دیگر یک بحث اسلامی. 
موضوعات مهم فلسفه این سه موضوع است : خدا ، جهان ،انسان . این بحث ، بحثی است مربوط به ” انسان ” و می‏توان گفت از یک‏ نظر و از یک شاخه مربوط است به انسان و خدا ، یک سر مسأله انسان است‏ و سر دیگر آن ، خدا 
در منابع اسلامی ، یعنی در قرآن و سنت ، روی اصل‏ فطرت تکیه فراوان شده است . اینکه قرآن برای انسان قائل به فطرت است یک‏ نوع بینش خاص درباره انسان است بطوری که می توان گفت فطرت،خاستگاه ایدئولوژی اسلامی است.
و بنا بر نظر بسیاری از متفکرین اسلامی فطرت زیربنای تربیت نیز میباشد. 
کلمه ” فطرت ” 
کلمه ” فطرت ” چه کلمه‏ای است و آیا قبل از قرآن کسی این کلمه را در مورد انسان استعمال کرده است ، یا از جمله چیزهایی است که برای اولین‏ بار قرآن آن را در مورد انسان به کار برده است ؟ ظاهرا این کلمه قبل از قرآن سابقه‏ای ندارد و برای اولین بار قرآن این لغت را در مورد انسان به‏ کار برده است که قرائنش را بعد عرض می‏کنم.ما ابتدا باید ببینیم که خود لغت ” فطرت ” چه لغتی است و دقیقا ریشه این لغت را به دست آوریم . تا بتوانیم تعریف فطرت را ارائه دهیم.
  • بازدید : 74 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

آدمی از دیرباز همیشه در این فکر بوده که چگونه و چرا خلق شده و بنیان او ازچیست؟ بعدها با گذشت زمان و ظهور دین مبین اسلام برخی ازاین حقایق برانسان آشکارگشت وانسان دریافت که حقیقت ذات اوازسرشت خدای متعال می باشد. این دین(دین اسلام) زندگی انسان را سامان بخشید و او را با دنیای خویش آشناتر کرد و بشر دانست که نظمی که در نظام جهان وجود دارد ، از سوی ناظمی مدیر، مدبر و توانا اداره می شود و او کسی نیست جز خداوند دانا. یکی از سوالاتی که بیشتر ذهن انسان را مشغول کرده، این بود که آسمان ها و زمین از چه چیزی ساخته شده اند و برای چه کسانی پدید    آمده اند؟ ویا اینکه اولین آفریده های خداوند چه بودند و چه ویژگی هایی داشتند؟ جواب همه این سوالات نزد پروردگار بود که بعضی از آنها از طریق فرشتگان به پیامبران، و از طریق پیامبران بر انسان ها نازل شد.  همانطور که      می دانیم دین اسلام کاملترین دین ها و قرآن بزرگترین معجزه پیامبر این دین، یعنی حضرت محمد مصطفی(ص) است که بسیاری از تاریکی های ذهن آدمی را با نور الهی روشن می سازد
تکامل زمین
از قرآن مجید (طبق تقسیر اهل بیت علیهم ا لسلام) درباره ی انبساط وتکامل تدریجی زمین می توان به این آیه استدلال کرد:
     «اِنَّ اَوَّلَ وَضَعَ لِلناسَ للَّذی بِبَکَّه مُبارِکا…»(۱) :«نخستین خانه ای که برای مردم قرار داده شد در سرزمین مکه است»
از این رو مردی از امیر المؤمنین علیه السلام سؤال کرد: چرا مکه را«اُمُ القِری» (مادر شهرها) می نامند؟
فرمود: «لانَ الاَرضُ دُحیتَ مِن تَحتِها»(۲):«چون زمین از زیر آن گسترده یافت».
امام صادق(ع) با اشاره به گسترش و تکامل تدریجی زمین از زیر کعبه فرمود:«خَلقَه الله قَبِلَ دُحوِالاَرضَ بِالَّفِیِ عام»(۳)
:« خداوندبیت الله را دو هزار سال پیش از گسترش زمین آفرید».
امام رضا (ع) نیز درباره ی این که چرا بیت الله وسط زمین به شمار میرود فرمود:«اِنَّهو الموضِعَ الَذی مِن تَحته دُحیتَ الاَرض»(۴):«کعبه جایی است که از زیر آن زمین گسترده شد».درنتیجه درمیان همه اجرام فضایی (از جمله منظومه  شمسی) نخست توده کوچکی به عنوان مایه نخستین زمین خلق گشته و بعد از آن اجرام فضایی ، آفریده شد و سرانجام پس از هزاران سال ، زمین به تدریج به شکل کنونی در آمده است. شاهد بر این سخن حدیثی است از امام صادق(ع) که مردی از ایشان پرسید: مردم گمان دارند عمر دنیا هفت هزار سال است، فرمود:« این چنین نیست، خداوند،پنجاه هزار سال پس از آفرینش زمین آن را به حالت بیابان خشک و بدون آب و علف رها کرد».(۵)
همچنین از احادیث بدست می آیدکه گسترش تدریجی زمین و تکامل و بسط آن، از زیر آب به وقوع پیوسته است، مثلاً آب عقب رفته و بر مساحت خشکی ها افزوده شده است، چنان که امیر المؤمنین علی(ع) می فرماید:« فَبَسَطِ الاَرضَ علی الماء».(۶) «و در پی آن کوهها را به منزله سنگر گاه زمین آفرید».
بارش باران وآفرینش گیاهان
زمــین درمراحـــل نخــستین تکــوین از آب های آسـمانی بر خوردار نبوده و همچنان خشک و احتمالاً سوزان بـوده ، در نتیجه هیچ رستنی از آن بیرون نروییده است.
قرآن در این باره می قرماید:
« اِنَّ السَمواتِ وَالاَرضِ کانَتا رَتَقا فَفتِقنا هُما وَ جَعَلنا مِن الماءِ کُلِّ شَئ حَیّ». (۷ )
   «آسمان ها وزمین هردو به هم پیوسته بودند مـا آن دورا ازهم بازوجـدا ساختیم، وهرچیززنده ای راازآب پدیدآوردیم».  
امام صادق (ع) در تفسیر این آیه فرمود:« باز شدن آسمان به وسیله باران و باز شدن زمین توسط نباتات و گیاهان انجام پذیرفت. « فَفتَق السُّماء بِالمَطر وَ فَتَقَ الاَرضِ بِالنَباتٍ».(۸ )
دلیل این که زمین در ابتدا خشـک و سـوزان بوده است حدیثی است از امام باقر(ع) می فرماید:خدای عزوجل فرمان 
(۱)
داد از آب، آتش بیرون آمد،  سپس دستور فرمود آتش خاموش شد و از دود آن آسمانها را آفرید و از خاکستر آن زمین را «کانَ کُلَّ شَئ ماء،وَکانَ عَرشَه عَلَی الماء فَاَمَرَاَلله جل وعِزالماء فَاضطرم ناراً،ثُمَّ اَمَرَالنَّارفَخَدَمَت، فَارتَفَعَ مِن خَمودُها دِخانَ، فَخَلَقَ الله السَّماواتِ مِن ذلک الدِخانَ وَ خَلَقَ الارضِ مِن الرُماد…» (۹)
پس از بارش های باران، زمین کم کم آماده رویش گیاهان می گردد و نخستین گیاهی که از زمین سر بیرون می آورد بنابر آن چه از روایات به دست می آید بوته ی «دبـــا» بوده است، چنان که امام رضا (ع) می فرمایند: مردی از امیرالمؤمنین(ع)پرسید: نخستین درختی که روی زمین غرس شد، نامش چیست و نخستین گیاهی کـه در زمین روییده چه بوده است؟« قالَ یا اَمیرَالمؤمِنین  اِخبِرنا عَن اَوَّلَّ شَجَره غَرَستَ فِی الاَرض؟ فَقالَ:« اَلعَوسِجه» وَ مِنها عَصِیَ موسی (ع) و سأله عَن اَوَّ لَ شَجَرَه نَبِتَت فِی الاَرضِ فَقالَ هــی «الدبا» وَ هو القرع».(۱۰)
فرمود نخستین درختی که بر زمین غرس شد درخت عوسجه بوده که عصای حضرت موسی از این نوع درخت است، امّا نخستین رستنی که از رمین روییده دبــا یا قرع است، قرع را کدوی رومی نیز می گویند.(۱۱)
عوسجه درختی است تقریباً به اندازه درخت انار، پرخار، برگش تند، مایل به دراز با رطوبت چسبنده، میوه اش به اندازه نخود مایل به دراز وبه رنگ سرخ، این میوه به درخت، به مدّت طولانی می ماند و نمی ریزد، نوعی از این درخت برگش مایل به سرخی، خارآن بیشتر، شاخه ها درازتر و میوه اش عریض و با غلاف است.(۱۲)
نخستین درخت
امیر المؤمنین (ع) می فرماید: نخستین درختی که روی زمین آفریده شد نوعی از درخت خرما به عنوان «عجوه» بوده است.(۱۳)
عجوه نوعی از درخت خرماست که به عنوان بهترین خرماها و مادر آن ها به حساب می رود.(۱۴)
ابن عربی معتقد است خداوند درخت خرما رااز زیادی طینت[سرشت] آدم(ع) آفرید، بنابراین نخل، خواهر آدم است که در زبان شرع ازاو بعنوان «عمه» انسان یاد شده است.(۱۵) شاید از این رو از او بعنوان عمه انسان یاد شده است که این درخت بسیاری از ویژگی های انسان را داراست.
نخستین چشمه
نخستین چشمه ای که در زمین جوشید چشمه ی حیوان یا آب حیات بوده است ، قالَ اَمیرَالمؤمِنین (ع):« اَوَلَ عَینَ نَبِعَت علی وَجهِ الاَرضِ عَینَ الحَیاه«(۱۶) ظاهراً با بارش بارن، حیات نیز به زمین سرازیر شده ، به ویژه قرآن در آیه قبل اشاره کرد:« ما هر چیز زنده ای رااز آب آفریدیم».
امروز ما به روشنی می بینیم آبزیان بسیاری، از خود آب پدید می آیند : مثلاً قناتی احداث می شود ، نهری کشیده میشود ، پس از مدتی نه چندان دور ماهیان فراوانی دیده می شوند و… با این که می دانیم هیچ کس در آن قنات ماهی رها نکرده است، این سخن راابن سینا در مقــاله پانزدهم از فن هشتم طبیعیات شفا در فصل اول ذکر کرده است، پس هیچ بعید نیست همه ی حیوانات دریایی از آب دریا به وجود آمده باشند.
بنابراین آب، منشأء حیات است، حتی زمین مرده را زنده میکند؛«اِنَّ الله یُحیی اَلاَرضِ بَعدَ مَوتِها» وهمچنین «وَالله اَنزَلَ مِنَ السَماءِ ماءَ فاحِیا بِهِ اَلاَرضِ بَعدَ مَوتِها»(۱۷)
(۲)
زنده شدن زمین در نخستین روزهای بهاری توسط آب و هوا صورت می گیرد ، بنابراین آب وهوا هردو حیات بخش اند وشرایط زندگی وحیات بسیاری از جنبندگان را فراهم می آورند.
آفرینش جنبندگان
قرآن درباره ی آفرینش سایر جنبندگان پس از بیان قانون عام مبنی بر آفرینش هرچیز زنده از آب می فرمایند:
«وَاللهَ خَلَقَ کُلِّ دابَه مِن ماء فَمِنهُم مِن یَمشئ علی بِطنه وَ مِنهُم مِن یَشمئ علی رَجُلَین وَ مِنهُم مِن یَشمئ علی اربَع یَخلَقُ الله ما یَشاء اِنَّ الله علی کُّلَّ شَئ قَدیر»(۱۸)
«خداست که هر جنبنده ای را ابتدا از آبی آفرید، پس پاره ای از آنها بر روی دو پا و بعضی از آنها بر روی چهار پا راه می روند خدا هر چه بخواهد می آفریند، در حقیقت خدا بر هر چیزی تواناست»
از آیه استفاده می شود که آفرینش همه ی جنبندگان ازآب بوده است گر چه آیـه مزبور در مقام بیان اصناف ، تنها به گروه هایی از آن ها اشاره کرده است، ولی می دانیم گروههای نامبرده همه ی جنبندگان نیستند. در حدیث می خوانیم پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم فرمود: « کُلِّ شَئ خَلَقَ مِن الماء»(۱۹) و از برخی روایات نیز استفاده می شود که بسیاری از جنبندگان از خاک زمین آفریده شده اند. حضرت موسی بن جعفر علیه السلام می فرمایند: خداوند چون زمینی که دارای خون نیستند از خاک آفرید«اِنَّ الله لَما خَلَقَ الاَرضَ خَلَقَ دِبابات الاَرض مِن غَیرَ فَرثِ ولِادَم، خَلَقَها مِن تُرابِ»(۲۰) و از بعضی روایات نیز استفاده می شود که خلقت انسان بعد از سایر حیوانات زمینی بوده است. (۲۱)بنابراین آفرینش انسان پس از آن رخ داده کـه زمین پر از گیاه ، درخت و انواع حیوانات دریایی و زمینی بوده است گـویا خداوند خوان کرم گسترده ، انواع نعمتها مهیا کــرده و آن گاه انسان را بعنوان بهترین نوع آفریده ها خلق نموده، به مهمانی فرا خوانده و همه چیز را مسخر او داشته است.
آفرینش جن
شایان ذکر است قبل از پرداختن به کیفیت آفرینش انسان به چند حدیث توجه شود:
۱- امام باقر(ع) در روایتی می فرماید: قبل از خلقت نسل کنونی بشر خداوند هفت دوره جهان آفریده که نسل آدم نبوده اند، و هر دوره پس از دوره ای منقرض شدند، سپس آدم ابوالبشر را آفرید و نسل کنونی را از او پراکنده ساخت.(۲۲)
۲- امام باقر(ع) در حدیث دیگر فرمود:« لَقَد خَلَقَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی اَلِف اَلِف آدَمَ، وَاَنتَ فِی آخَرَ تِلکَ العَوالِم وَ اولئِک الادمیین»(۲۳):خداوند هزار هزار (کنایه از عدد بی شمار)جهان و هزار هزار آدم آفرید که شما در آخرین جهان و از آخرین آدم ها هستید.
۳- امام صادق (ع)در حدیثی می فرماید: چون خداوند زمین راآفرید پنجاه هزارسال (کنایه از سال های زیاد )آن ها را رها کرد، سپس موجوداتی آفرید که نه از جنس جن بودند نه از فرشته و نه از انسان ، این ها دهها هزار سال ماندند و سپس منقرض گشتند، سپس جن را آفرید که پس از مدتی بنای خون ریزی و فساد در زمین را شروع کردند، کار جـن ونـاس زمینه ای برای زمینه ای شد که فرشتگان با آفرینش انسان لـب به سؤال گشودند که خداوندا، آیا می خواهی در زمین بـاز کسی را بیافرینی که تباهی به بار آورد و خونریزی نماید؟ «أتَجعَل فیها مَن بِفَسَد فیها و یُسَفِّکُ الدماء»(۲۴).
(۳)

قرآن مجید با اشاره به آفرینش انسان خاطر نشان می سازد که آفرینش جن قبل از خلقت انسان صورت گرفته است:«وَالجان خلقناه من قبل من نار السموم»(۲۵): جن را پیش از آدم از آتش گرم وسوزان خلق کردیم،ابلیس نیز از این گروه بود که قبل از آدم به عبادت اشتغال داشت «وَ اِذ قُلنا لِلملائکه اُسجُدوا لِا الآدَمَ فَسجدوا الّا الابلیس کـان مِنَ الجِنّ.»(کهف/۵۰) : «هنگامی که به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید، همه، جــز ابلیس سجده کردند، او از گروه جــن بود واز فرمان پروردگارش سر پیچید.» علی بن ابراهیم حدیث جالبی ازامام باقر(ع) و ایشان ازنوشته های امیرالمؤمنین (ع)نقل میکند که یکی از نواده های ابلیس به نام«هام» خدمت پیامبراسلا م (ص)آمد وگفت: من به دست حضرت نوح(ع) توبه کردم وبا اودرکشتی بودم وهنگامی که به قومش نفرین کرد اورا مورد عتاب قرار دادم، همچنین باابراهیم(ع)بودم هنگامی که به آتش افتادوخداوند آتش را بر سر او سرد و سلامت کرد، وهنگام غرق شدن فرعون ونجات قوم بنی اسرائیل با حضرت موسی(ع) بودم همچنین با هود وصالح بودم، ودر کتابها خواندم که به تو نوید می دادند، سلام می رسانند وتورا به عنوان افضل پیامبران و گرامی ترین آنان می خوانند، اینک آمده ام به آنچه خداوند بر شما نازل فرموده مرا آموزش دهید، آنگاه رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) دستور فرمود اورا آموزش دهد…(۲۶)بر فرض صحّت حدیث،معلوم می شودمهلت خداوند به ابلیس تا روز قیامت بی حکمت نبوده وچه بسـا فرزندان ونوادگان فراوانی از او به راه راست هدایت شده باشند و معلوم می شود آنان نیز چون پدرانشان ابلیس از ویژگی اختیار بهره منداند.
آفرینش انسان
در تورات می خوانیم:«خــداوند آدم رااز خاک زمین صورت داد ونسیم حیات را در دماغش دمید».(۲۷) قرآن ، آغاز آفرینش انسان رااز خاک دانسته است« خَلقَه مِن تُراب»(۲۸) «خَلَقَکَ مِن تُراب ثُمَّ مِن نُطفَه»(۲۹) ، «خَلَقَکُم مِن تُراب»(۳۰) «خَلَقَکُم مِن تُراب ثُمَّ مِن نُطفَه»(۳۱) «خَلَقَناکُم مِن تُرابِ ثُمَّ مِن نُطفِه»(۳۲) ، بعد با آب آمیخته و گِل شد«خَلَقَکُم مِن طین»(۳۳) شیطان اشاره به اینجا داشت که لب بــه اعتراض گـشود و گفت: « اِسجِد لِمَن خَلَقَتَ طیناً»(۳۴)ابلیس گفت: آیا برای کسی که از گل آفریدی سجده کنم، غاقل از اینکه :
آدمی بسرشت ازیک مشت گل                                         برگذشت از چرخ و از کوکب دل
البته این گل، ساده نبوده و اوصافی نیز داشته است، مانند چیزی کــه از برگزیده وعصارة«سلاله»گــل است«لَقَد خَلَقَنَا الِانسانَ مِن سَلالَه مِن طین»(۳۵) به یقین انسان رااز عصاره ای از گل آفریدیم، این گل به گونه ای بوده که چسب داشته

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خداوند درباره آفرینش جهان ماده نخست جرمی آب گونه همراه هوا آفرید و از میان آن، دود و کــف پدید آمد، از جرم کـف ، زمین آفریده شد و از دود و گاز آن اجرام فضایی را
(۴)

مانندگل های رسی که سرشته می شوند« اِنّا خَلَقناهُم مِــن طین لازب»(۳۶): ماآنان رااز گلی چسبنده آفریدیم، این گل رنگش تغییر کرده تیره رنگ ولجن گونه شده است«مِن صَلصالِ مِن حَماءِ مَسنون»(۳۷)در حقیقت انسان رااز گلــی خشک، از گلی سیاه و بدبوآفریدیم. گرچه ازپاره ای روایات به دست می آید مراد ازگل بدبو ، طینت آدمیان بدکرداراست نه گل ظاهری آنان.(۳۸) باری گل مایه انسان، به تدریج سفال گونه گردیده است «صَلصالٍ کَالفَخّار»(۳۹) انسان رااز گل خشکیده ای سفال مانند آفرید: به ظاهر برخی روایات نخستین عضوی که از بدن انسان آفریده شد چشمان او بوده است.(۴۰) ، وچون کار بدن سازی بـه پایان رسید واندام او موزو نوآراسته گشته ، خداوند از روح خود در او دمید« ثُمَّ سَواه وَ نَفَخَ فیهِ مِن روحَه»(۴۱)آنگاه اورا درست اندام کرد و از روح خویش در او دمید.
  • بازدید : 94 views
  • بدون نظر

قیمت : ۳۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۸    کد محصول : ۱۷۹۰۱    حجم فایل : ۲۸ کیلوبایت   

عنوان مقاله: نظر اسلام و مكاتب مختلف در مورد آفرينش جهان و انسان

فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به شرح زیر است:

● بخش اول: آفرینش جهان
● بخش دوم: آفرینش انسان
● بخش سوم: مختصری از داروین
● بخش چهارم: داروینیسم
● بخش پنجم: موتاسیون یا جهش
● ارجاعات

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.


عتیقه زیرخاکی گنج