• بازدید : 51 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق موزه de Young، سانفرانسیسکــو- ایالات متحده-دانلود رایگان مقاله موزه de Young، سانفرانسیسکــو- ایالات متحده-خرید اینترنتی تحقیق موزه de Young، سانفرانسیسکــو- ایالات متحده-تحقیق موزه de Young، سانفرانسیسکــو- ایالات متحده
این فایل در ۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

موزه de Young، با نمای مسی و نه طبقه پیچدار، دور نمایی فوق العاده در خط آسمان سانفرانسیسکو ایجاد می کند و بر پارکGolden Gate  ریاست می کند

  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر

خرید اینترنتی فایل تحقیق پیشرفت تسلیحاتی آمریکا-دانلود رایگان تحقیق پیشرفت تسلیحاتی آمریکا-دانلود رایگان مقاله پیشرفت تسلیحاتی آمریکا-خرید ودانلود فایل تحقیق پیشرفت تسلیحاتی آمریکا

این فایل در۸صفحه قابل ویرایش برای شما تهیه شده است وبه موارد زیر می پردازد:
روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز در گزارشي خبر از افزايش ۳۰۰ در صدي بازار جهاني تسليحات آمريكايي داد . 

اين روزنامه خاورميانه را بزرگترين بازار سلاح هاي آمريكايي دانست و افزود در سه سال گذشته آمريكا بازار شمال آفريقا آسيا آمريكاي لاتين اروپا و حتي كانادا را نيز به تسخير خود در آورده است . در اين مطلب اشاره شده است كه بازار كشورهايي كه در آنها برنامه بازسازي و مدرنيزه كردن ارتش هايشان به اجرا درمي آيد (همچون عراق و افغانستان ) كاملا در اختيار آمريكا قرار گرفته است . 

در اين مطلب با اشاره به انواع تسليحات متعارف از قبيل تانك هليكوپتر جت هاي جنگنده موشك هاي ضد هوايي كشتي هاي جنگي و .. مي نويسد : « امسال پنتاگون توانسته ۳۲ ميليارد دلار قرارداد فروش تسليحات و ساير تجهيزات نظامي منعقد كند در حالي كه اين رقم در سال ۱۳۸۴ تنها ۱۲ ميليارد دلار بود .
« بروس لمكين » معاون فرمانده نيروي هوايي ايالات متحده در زمينه انعقاد قراردادهاي جديد تسليحاتي با متحدين واشنگتن در سراسر جهان به ويژه در خاورميانه مي گويد : « اين كار ما قاچاق اسلحه نيست بلكه اين قراردادهاي ما براي اين است كه به جهان امن تري برسيم . »
اين مطلب در ادامه با اشاره به اينكه مساله فروش سلاح آمريكا در جهان ارتباط تنگاتنگي با مسايل سياست خارجي و جهاني ايالات متحده دارد مي نويسد : « سياست دولت بوش در جنگ با عراق و افغانستان و دكتريني كه او در قالب » جنگ با تروريسم « ارايه داد به سير فروش سلاح هاي آمريكايي در جهان و انعقاد قرار دادهاي بيشتر تسليحاتي آمريكا با ديگر كشورها و به ويژه با متحدين آمريكا سرعت فوق العاده اي بخشيده است » .
نيورك تايمز ادامه مي دهد كه : ” البته اين تنها ايالات متحده نيست كه در بازار تسليحاتي و نظامي پيشرفته جهان فعال است بلكه اخيرا روسيه و برخي از كشورهاي غرب اروپا نيز به فعاليت هاي خود در اين زمينه افزوده اند. مقاطعه كاران نظامي آمريكا و شركت ها و كمپاني هاي توليد كننده سلاح هاي فوق مدرن آمريكايي با پنتاگون همكاري نزديكي دارند. چرا كه پنتاگون با برنامه « ارايه سلاح ها و تجهيزات مدرن نظامي » به متحدين آمريكا و بازاريابي خود در عمل نقش يك دلال واسطه فروش و « جاده صاف كن » را براي اين شركت ها و كمپاني ها بازي مي كند.
نيويورك تايمز مي نويسد : « ايالات متحده هم اكنون بزرگ ترين صادر كننده سلاح و تجهيزات مدرن و فوق مدرن در جهان است . در سال هاي اخير تعداد كشورهايي كه آمريكا را به عنوان اولين و تنها تامين كننده سلاح و تجهيزات نظامي خود برگزيده اند افزايش قابل ملاحظه اي يافته است . بر طبق اطلاعاتي كه اواخر ماه گذشته ميلادي (اگوست ) از طرف پنتاگون منتشر شد كشورهايي چون آرژانتين آذربايجان برزيل گرجستان هند عراق ; مراكش و پاكستان از مشتريان جديد اسلحه و تجهيزات نظامي آمريكا هستند. اين كشورها در حالي كه از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ در مجموع ۸۷۰ ميليون دلار سلاح از آمريكا خريداري كرده بودند اما آمار جديد پنتاگون حاكي است كه اين ۸ كشور در ۴ سال گذشته در مجموع بيش از ۱۳ ۸ ميليارد دلار قرار داد خريد تسليحات و تجهيزات نظامي با آمريكا امضا كرده اند . در بسياري از موارد خريد تجهيزات نظامي از آمريكا وابستگي مستقيمي به جايگاه و علايق سياسي كشورها نيز دارد. براي مثال كشورهايي چون روماني لهستان و مراكش كه در گذشته مشتريان سلاح هاي روسي بودند و مثلا نيروي هوايي خود را با جت جنگنده ميگ ۱۷ روسي تجهيز مي كردند امروزه از مشتريان جت هاي جنگنده اف ۱۶ توليد كمپاني آمريكايي « لاكهيد مارتين » هستند .
اين روزنامه آمريكايي با اشاره به كمك هاي تسليحاتي امريكا به متحدينش مي نويسد : « سالانه بيش از ۶۰ كشور جهان از كمك هاي تسليحاتي و نظامي آمريكا بهره مند مي شوند كه ارزش سالانه آن حدود ۵ ۵ ميليارد دلار است . تنها اسراييل و مصر به تنهايي بيش از ۸۰ درصد حجم سالانه كمك هاي نظامي آمريكا را به خود اختصاص مي دهند . از سوي ديگر واشنگتن اخيرا به ارتش نوپاي عراق و افغانستان نيز كمك هايي در قال تجهيزات و تسليحات نظامي وآموزش كادر نوپاي آنها ارايه مي دهد. اما در قبال اين آموزش ها و تجهيزات نظامي مبلغي دريافت نمي كند در حالي كه رقم هزينه كرد اين امر براي آمريكا همه ساله در آمار فروش تجهيزات نظامي پنتاگون محسوب مي شود » .
نيويورك تايمز اشاره مي كند : « قرار داد فروش تسليحات آمريكايي به كشورهاي جهان كه از سال ۱۳۸۵ به بعد افزايش قابل ملاحظه اي يافته است اعتراض برخي از مدافعين خلع سلاح و نمايندگان كنگره آمريكا را برانگيخته است . در اين زمينه » « ويليام هارتونگ » كارشناس خلع سلاح در « موسسه آمريكاي جديد » معتقد است كه اقدام ايالات متحده در فروش تجهيزات و تسليحات نظامي به متحدينش براي مستحكم كردن اتحاد خود با اين كشورهاست و ما در اين زمينه نمي توانيم كاري كنيم . »
اين روزنامه آمريكايي در پايان با اشاره به مخالفت برخي نمايندگان كنگره با انعقاد قراردادهاي فروش تجهيزات نظامي آمريكا به ديگر كشورها از سوي پنتاگون مي نويسد : « كنگره قبل از انعقاد قراردادهاي جديد فروش تجهيزات نظامي از سوي پنتاگون با ديگر كشورهاي جهان نسبت به آثار سو اين قبيل اقدامات به پنتاگون هشدار داده است در حالي كه كنگره به طور قانوني مي تواند جلوي اين اقدام پنتاگون را سد كند » .
« هاوارد برمن » رييس جمهوريخواه كميته روابط خارجي كنگره آمريكا مي گويد كه وي با انعقاد قراردادهاي دوجانبه با كشورها براي فروش تسليحات نظامي به آنها و يا كمك به ارتش كشورهايي چون عراق تا بتوانند از امنيت و ثبات خود محافظت كنند موافق است اما در عين حال معتقد است كه روند رو به افزايش انعقاد قراردادهاي فروش تسليحات نظامي با ديگر كشورهاي جهان ممكن است اثرات منفي نيز داشته باشد. اين كار از نظر وي ممكن است « با تشديد مسابقه تسليحاتي امنيت و ثبات جهاني را به مخاطره اندازد » . 

 

روزنامه آمريکايي نيويورک تايمز در گزارشي که روز يکشنبه (۱۴ سپتامبر) منتشر کرد خبر از افزايش ۳۰۰ در صدي بازار جهاني تسليحات آمريکايي داد.


اين روزنامه خاورميانه را بزرگترين بازار سلاح هاي آمريکايي دانست و افزود در سه سال گذشته آمريکا بازار شمال آفريقا، آسيا، آمريکاي لاتين، اروپا و حتي کانادا را نيز به تسخير خود در آورده است. در اين مطلب اشاره شده است که بازار کشورهايي که در آنها برنامه بازسازي و مدرنيزه کردن ارتش هايشان به اجرا درمي آيد ( همچون عراق و افغانستان) کاملا در اختيار آمريکا قرار گرفته است.

در اين مطلب با اشاره به انواع تسليحات متعارف از قبيل تانک، هليکوپتر، جت هاي جنگنده، موشک هاي ضد هوايي، کشتي هاي جنگي و.. مي نويسد: “امسال پنتاگون توانسته ۳۲ ميليارد دلار قرارداد فروش تسليحات و ساير تجهيزات نظامي منعقد کند در حالي که اين رقم در سال ۲۰۰۵ تنها ۱۲ ميليارد دلار بود.

“بروس لمکين” معاون فرمانده نيروي هوايي ايالات متحده، در زمينه انعقاد قراردادهاي جديد تسليحاتي با متحدين واشنگتن در سراسر جهان به ويژه در خاورميانه مي گويد: “اين کار ما قاچاق اسلحه نيست بلکه اين قراردادهاي ما براي اين است که به جهان امن تري برسيم.”

اين مطلب در ادامه با اشاره به اينکه مساله فروش سلاح آمريکا در جهان ارتباط تنگاتنگي با مسايل سياست خارجي و جهاني ايالات متحده دارد مي نويسد: “سياست دولت بوش در جنگ با عراق و افغانستان و دکتريني که او در قالب “جنگ با تروريسم” ارايه داد به سير فروش سلاح هاي آمريکايي در جهان و انعقاد قرار دادهاي بيشتر تسليحاتي آمريکا با ديگر کشورها و به ويژه با متحدين آمريکا سرعت فوق العاده اي بخشيده است”.

نيورک تايمز ادامه مي دهد که: “البته اين تنها ايالات متحده نيست که در بازار تسليحاتي و نظامي پيشرفته جهان فعال است بلکه اخيرا روسيه و برخي از کشورهاي غرب اروپا نيز به فعاليت هاي خود در اين زمينه افزوده اند. مقاطعه کاران نظامي امريکا و شرکت ها و کمپاني هاي توليد کننده سلاح هاي فوق مدرن آمريکايي با پنتاگون همکاري نزديکي دارند. چرا که پنتاگون با برنامه “ارايه سلاح ها و تجهيزات مدرن نظامي” به متحدين آمريکا و بازاريابي خود، در عمل نقش يک دلال، واسطه فروش و” جاده صاف کن ” را براي اين شرکت ها و کمپاني ها بازي مي کند”.



  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر

دانلود تحقیق پژوهشی با موضوع رویدادهای مهم هنری قرن بیستم که شامل ۱۱ صفحه میباشد:

نوع فایل Word

رویدادهای مهم هنری قرن بیستم

مقدمه

آمریکا

۱۹۰۵: فرانک لوید رایت طراح آمریکایی و پیرو نهضت ورک بوند برای اولین بار به ژاپن سفر کرد.

۱۹۱۳: اولین مدل T از ماشینهای فورد بر روی سیستم خط تولید ساخته شد.

۱۹۱۹: تاسیس شرکت تولیدی لوازم خانگی به نام لیود لووم ( Iiod Loom ) توسط فردی آمریکایی به نام Marshal B. Liod

۱۹۲۵: تاسیس آکادمی هنر Cran Book توسط George C. Booth ناشر روزنامه کانادایی الاصل. .

۱۹۲۶: یک شرکت حمل و نقل، اولین مقواهای نازک بسته بندی را ارائه و گسترش داد.

۲۹- ۱۹۲۸: یکی از طراحان پیشروی آمریکایی به نام Richard Buckminster Fuller یکی از ایده های خود را به نام Dymaxion House به مرحله ساخت رسانید.

۱۹۲۹: تاسیس موزه هنرهای مدرن Museum Modern Art در نیویورک به نام MOMAکه درآن به مطالعه هنرهای ساختاری و عملی در زندگی می پرداختند و به گفته Alfred H. Bak این مکان اولین حوزه ای بود که درآن بخشهای مورد علاقه معماران و طراحان صنعتی وجود داشت.

۱۹۳۲: تشکیل نمایشگاه MOMA به نحوی که این موزه یک منبع بسیار قوی از جنبش مدرن محسوب می شود که اولین نمایشگاه های آن در این سال عبارتند از: سبک بین المللی National Style ، هنر ماشین Machine Art .

۱۹۳۴: ریموند لوئی Raymond Loewy طرح یخچالهای منسوب به نقطه سرد سوپر ۶ را برای شرکت Sears و Roebuck گسترش داد.

۱۹۳۷: هارلی ارل Harley Earl ماشین بیوک Buick مدل ‘Y’ Job را طراحی کرد.

۱۹۳۹: نمایشگاه جهانی نیویورک….


  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موادر زیر است:

حسين عسكري استاد روابط و تجارت بين‌الملل و صاحب كرسي ايران در دانشگاه جورج واشنگتن است. اين كرسي در سال ۱۹۷۴ توسط دولت وقت ايران در اين دانشگاه تاسيس شد. ‌ دكتر عسكري كه دكتراي خود را در رشته اقتصاد از انستيتوي فناوري ماساچوست يا MIT گرفته علا‌وه بر حضور در هيات اجرايي صندوق بين‌المللي پول به عنوان مشاور ويژه وزير دارايي عربستان و مدير تيم بين‌‌المللي كارشناسان انرژي ترسيم‌كننده طرح انرژي بلندمدت دولت سعودي نيز فعاليت كرده است.
اصلي‌ترين منافع آمريكا در خليج فارس منافع اقتصادي بوده و خواهد بود، چراكه از اين طريق مي‌تواند بر منابع انرژي منطقه كنترل و دسترسي بهتري داشته باشد و به تبع آن بازار پرسودي را براي صادرات اين كشور تضمين خواهد كرد. بنا بر اظهارات بوش در انتخابات ميان دوره‌اي ۲۰۰۶ نيروهاي آمريكايي به دلا‌يلي مرتبط با نفت، همچنان در عراق مستقر خواهند بود. به توجه به تاريخچه آنچه كه مشوق مداخله و فعاليت نظامي ايالا‌ت متحده در خليج فارس و همچنين تقابل مربوط به انرژي و ژئوپوليتيكي آمريكا با چين شد، احتمال دارد چنين انگيزه‌اي بر سياست رئيس‌جمهور آينده آمريكا در منطقه حاكم شود.  


در پي نفت

نفت آرمان آمريكا در بخش عظيمي از سال‌هاي قرن بيستم بوده و اكثر مداخلا‌ت غرب در منطقه خليج فارس به همين عامل معطوف بوده است. از اوايل قرن گذشته بريتانيا براي بدست‌آوردن نفت ايران شاهان ايراني را آلت ‌دست خود قرار داده بود. آنچنان كه تا پايان جنگ جهاني دوم درآمد بريتانيا از نفت ايران بر درآمد خود ايراني‌ها از نفت پيشي گرفت. در ۱۴ فوريه ۱۹۴۵ روزولت، رئيس‌جمهور وقت، براي تثبيت دست‌يابي ايالا‌ت‌متحده به نفت عربستان سعودي عبدالعزيز، پادشاه اين كشور، را بر عرشه ناو USS Quincy در ساحل مصر ملا‌قات كرد. در سال ۱۹۵۳ ايالا‌ت متحده و بريتانيابراي حفظ منافع نفتي بريتانيا و گشودن دري براي شركت‌هاي آمريكايي در ايران، دولت منتخب محمد مصدق كه منطبق بر قانون اساسي اين كشور بود را ساقط كرد. واشنگتن براي تضمين دست‌يلبي ايالا‌ت متحده به نفت خليج فارس از شاه حمايت كرد.انقلا‌ب اسلا‌مي مبارزه‌اي براي استقلا‌ل ايران از كنترل بيگانه بر نفت و امور داخلي اين كشور بود.

پس از انقلا‌ب اسلا‌مي، ايلا‌ت متحده صدام حسين را حمايت كرد، چرا كه به نظر مي‌رسيد كه صدام فرصتي براي براندازي حكومت مخالف ايران مهيا مي‌كند. اسناد سناي آمريكا نشان مي‌دهد هنگامي كه روند جنگ عليه عراق پيش رفت، ايالا‌ت متحده و اروپا سلا‌ح شيميايي و اطلا‌عات مربوط به ميدان جنگ را در اختيار صدام قرار ‌دادند كه حاصل آن كشته و زخمي شدن حدود يك ميليون ايراني بود.۲ سال پس از پايان اين جنگ صدام حسين به كويت حمله كرد و به تهديدي براي عربستان سعودي و منابع نفتي اين كشور مبدل شد. او ديگر براي ايالا‌ت متحده سودي نداشت و در واقع تهديدي براي منافع آمريكا شده بود، ايالا‌ت متحده نيروهاي عظيمي را در خليج فارس گرد ‌آورد و صدام را از كويت بيرون راند. تمام نشانه‌ها حاكي از تلا‌ش آمريكا براي پيگيري منافع نفتي به عنوان محرك اين سياست‌ها است.

از زمان جنگ جهاني دوم، ايالا‌ت متحده از حاكمان خودكامه عرب در خليج فارس حمايت كرده است تا بدين ترتيب دست‌يابي به نفت، قراردادهاي پرسود تسليحاتي و خدمات مهندسي را تضمين كند. ترويج دموكراسي و نهادهاي دموكراتيك هدفي موقتي- ولي هرگز پيگيري نشده- بوده است. در واقع خلا‌ف آن مدنظر بوده است: حمايت ايالا‌ت متحده از حاكمان خودكامه‌مانع از تغيير رژيم و بنابراين ظهور حكومت دموكراتيك شده است.  

بوش به حمايت از ديكتاتورها از قبيل آل‌سعود در عربستان سعودي ادامه مي‌دهد، اين در حالي است كه از تعهد خود به دموكراسي و حقوق بشر سخن مي‌گويد-سياستي كه القاعده از آن به عنوان اهرمي براي جذب نيرو بهره برده است. تنها نگاهي سطحي به عربستان سعودي نشان مي‌دهد كه اين كشور همه چيز دارد غير از دموكراسي: قانون اساسي ندارد، تا همين اواخر انتخابات نداشت و اكنون تنها براي بخشي از شوراي شهر انتخابات برگزار مي‌شود، تمام كليساها و كنيسه‌ها ممنوع شده اند، زنان از حقوق كمي برخوردارند، از آزادي بيان حمايت نمي‌شود، و حاكمان آزادانه از كشور سود مي‌برند . با اين حال ايالا‌ت متحده از چنين حاكماني كه روي ذخاير بزرگ نفتي نشسته‌اند حمايت مي‌كند و براحتي آنها را ميانه‌رو مي‌خواند.

شهروندان عرب ايالا‌ت متحده را به خاطر حاكمان خودكامه‌شان و نبود آزادي مقصر مي‌دانند. حمايت تاريخي آمريكا از رژيم‌هاي غير منتخب عامل اصلي ضد آمريكايي‌گري و تروريسم در دنيا بوده و خواهد بود-عامل زايش و تقويت امثال اسامه بن لا‌دن و ايمن الظواهري تاريخ نشان داده نياز و طمع آمريكا به نفت و بازارهاي صادرات بر دموكراسي مقدم بوده است كه تقابل آمريكا با رهبران منتخب اما مخالف واشنگتن كاو مويد آن است.

جنگ عراق و مقاصد ايالا‌ت متحده

واقيت‌هاي مربوط به انرژي و تاريخي نشان مي‌دهند كه ايالا‌ت متحده در سال ۲۰۰۳ با هدف دست‌يابي به نفت و براي تضمين قراردادهاي خدمات نفتي، فروش تسليحات و مهندسي به عراق حمله كرد.تخمين زده شده است كه حدود۷۰ درصد از ذخاير اثبات شده نفتي جهان و حدود ۶۰ درصد از مجموع ذخاير نفت و گاز جهان در كشورهاي حاشيه خليج فارس هستند. ثابت شده است كه مجموع ذخاير اثبات شده نفت و گاز هر كشور به ميليارد بشكه نفت برابر است با: ايران۳۰۴۴)، عربستان سعودي۳۰۴۴)، قطر۱۷۶۶)،عراق۱۳۵۵)، امارات متحده عربي( ۱۳۵)،كويت ۱۰۸۸)، عمان۱۲۲) و بحرين ۵۵/۰٫) علا‌وه بر اين، بسياري از كارشناسان انرژي پيش‌بيني مي‌كنند درآينده عراق و به دنبال آن ايران ذخاير بيشتري را اضافه كنند، چرا كه با توجه به اميدهايي كه به ذخاير هنوز ثابت‌نشده آنها هست، اين كشورها ذخاير نفتي بالقوه بيشتري نسبت به عربستان سعودي دارند.

حال از خود سوال آساني را بپرسيد. اگر شما ايالا‌ت متحده، اروپا، چين و يا هر واردكننده اصلي ديگر انرژي بوديد، آيا خواهان كنترل چنين منابع وسيع انرژي، كه اساس نظام اقتصادي جهان هستند، از طريق نيروي نظامي و يا حمايت حكومت‌هاي خانداني فاسد و غيردموكراتيك نبوديد؟ آيا طالب عقد قراردادهاي تجاري پرسود براي شركت‌ها و بازرگانان برگزيده‌تان نبوديد؟ بسيار خوب، اين همان چيزي است كه ايالا‌ت متحده، بريتانيا و فرانسه در طي بيش از ۵۰ سال انجام داده‌اند، آنها از ديكتاتورهاي فاسد و تاثيرپذير حمايت كردند و هنگام لزوم با نيروي نظامي و عمليات مخفي مداخله كردند. و اكنون نوبت چين است. ترقي چين توجه به نفت را بيشتر كرد، حتي مخاطرات اقتصادي و ژئوپوليتيكي را بالا‌ برد. چين مهمترين چالش را براي سلطه جهاني ايالا‌ت متحده به وجود آورد. انرژي مي‌تواند كليدي براي ناكام كردن بلند‌پروازي‌هاي چين و تحت كنترل درآوردن پكن باشد. به علا‌وه صدام حسين در مسير بردن شركت‌هاي نفتي چين و روسيه به كشور خود بود. عراق و ايران مي‌توانستند سرانجام ميزبان پايگاه‌هاي نظامي چين براي بيرون راندن شركت‌هاي نفتي، تسليحاتي و مهندسي ايالا‌ت متحده باشند.

ايالا‌ت متحده اميد داشت با كنترل عراق و محاصره همه‌جانبه ايران ،ايران از آن تبعيت كند. اين پيش‌بيني هنگامي محقق شد كه حكومت در تهران نامه‌اي مرتبط با پي‌آمدهاي حمله سال ۲۰۰۳ به دولت بوش نوشت و پيشنهاد مذاكره را مطرح كرد، پيشنهادي كه دولت به وجد آمده بوش آن را در زباله‌دان تاريخ انداخت.

با حضور ايالا‌ت متحده در عراق و ايران تحت كنترل، كشورهاي عرب خط مشي آمريكا به سمت آينده قابل‌پيش‌بيني را دنبال مي‌كنند. از طرف ديگر اگر ايران و عراق، با مجموع جمعيت ۱۰۰ ميليوني، در مقايسه با كشورهاي ديگر خليج فارس كه جمعيتي كمتر از ۲۵ ميليون دارند، در حوزه نفوذ چين با حضور برجسته اين كشور در خليج فارس باشند، ايالا‌‌ت‌‌‌‌متحده مشكلا‌ت بسياري در كنترل عربستان سعودي،كويت، امارات متحده عربي و قطر خواهد داشت. در واقع ايالا‌ت متحده و ساير كشورهاي غربي گروگان‌هاي اقتصادي چين خواهند شد و نه برعكس.

با حضور ايالا‌ت متحده در عراق و ايران تحت كنترل، كشورهاي عرب خط مشي آمريكا به سمت آينده قابل‌پيش‌بيني را دنبال مي‌كنند. از طرف ديگر اگر ايران و عراق، با مجموع جمعيت ۱۰۰ ميليوني، در مقايسه با كشورهاي ديگر خليج فارس كه جمعيتي كمتر از ۲۵ ميليون دارند، در حوزه نفوذ چين با حضور برجسته اين كشور در خليج فارس باشند، ايالا‌‌ت‌‌‌‌متحده مشكلا‌ت بسياري در كنترل عربستان سعودي،كويت، امارات متحده عربي و قطر خواهد داشت. در واقع ايالا‌ت متحده و ساير كشورهاي غربي گروگان‌هاي اقتصادي چين خواهند شد و نه برعكس.


تمام اين عوامل نشان مي‌دهند كه نفت به عنوان بخشي از تلا‌ش آمريكا براي كسب منافع سياسي بيشتر دولت و واشنگتن انگيزه در حمله به عراق بوده است. اما اين انديشه به اندازه كافي پخته نبود. چنين انتظاري كه در نهايت عراقي خوب و دموكراتيك بوجود مي‌آيد كه با همسايگان وحشت‌زده احاطه شده است، انتظاري خام و نپخته بود. عقل سليم بايد پيروز شود.

نگراني‌هاي اصلي دولت بوش در خصوص فشار منطقه براي عقب‌نشيني نيروهاي اين كشور از عراق باز هم از منافع نفتي ناشي مي‌شود. در حال حاضر اگر ايالا‌ت متحده از عراق بيرون رود، به احتمال زياد نفوذ خود را در عراق از دست خواهد داد و ايران جسورتر خواهد شد. و با گسترش جريان ضد آمريكايي گري، ايالا‌ت متحده همه پايگاه‌هاي نظامي خود را در خليج فارس از دست خواهد داد. كشورهاي عرب به اصطلا‌ح ميانه‌رو در شوراي همكاري خليج فارس صرف نظر از شهروندانشان از ايران هراس خواهند داشت، و احتمالا‌ به عنوان آخرين تلا‌ش براي حفظ تاج و تخت خود از اطاعت اوامر واشنگتن دست خواهند كشيد. چرا اين مساله بايد براي واشنگتن مهم باشد؟ به دليل منابع حياتي گاز طبيعي و نفت منطقه از دست رفتن كنترل آمريكا بر خليج فارس ميراث رياست‌جمهوري بوش خواهد بود.

گام بعدي ايالا‌ت متحده

گزارش گروه مطالعات عراق از مذاكره با ايران و سوريه به عنوان عنصر جدايي‌ناپذير راهبرد جديد آمريكا در خليج فارس عراق بدون اتلا‌ف وقت حمايت كرد. با توجه به نگراني ايالا‌ت متحده از برنامه هسته‌اي ايران، پيشنهاد گروه مطالعات عراق براي حذف هر پيش‌شرطي از مذاكره سازنده است. پس از گزارش گروه مطالعات عراق، گزارش سازمان اطلا‌عات ملي آمريكا() NIE در اواخر سال ۲۰۰۷ اظهارات ايران در تمام اين مدت را تاييد كرد. براي مثال اينكه ايران در پي بمب هسته‌ايي نيست. با اين حال دولت بوش همچنان اصرار به تعليق برنامه غني‌سازي ايران قبل از انجام هر گونه مذاكراتي دارد. رويكرد ايالا‌ت متحده نه تنها حكومت ايران را مقاوم كرد، بلكه اكثريت فراگير ايرانيان رانسبت به دفاع از حق‌شان به عنوان ملتي مستقل نيز آگاه كرده است.

نظر به حمايت گروه مطالعات عراق، ايالا‌ت متحده گزينه‌ا‌ي غير از آغاز مذاكره بدون پيش‌شرط با ايران ندارد. اين اقدام به همراه تغييرات ديگري در خط‌مشي سياسي آمريكا مي‌تواند به تدريج نفوذ از دست‌رفته اين كشور را در خاورميانه بازيابد، حيات و ثروت ايالا‌ت متحده را حفظ كند و از درگيري وسيع‌تري كه تمام منطقه و جهان را تهديد مي‌كند، جلوگيري كند. از آنجا كه ايران مصمم به استقلا‌ل و مقاومت در مقابل واشنگتن است، در منطقه كسب اعتبار كرده است و به طور بي‌نظيري مي‌تواند در جهت اصلا‌ح تصوير واشنگتن درجهان پهناور اسلا‌م به ايالا‌ت متحده كمك كند. ايجاد روابط حسنه با ايران و برقراري صلح در عراق مي‌تواند به ايالا‌ت متحده اجازه‌دهد همچنان در برخي از كشورهاي حوزه خليج فارس حضور داشته باشد. اما اگر از عراق بيرون رانده شود، احتمالا‌ از ساير كشورهاي خليج فارس نيز بيرون رانده خواهد شد. از آنجا كه ايالا‌ت متحده در خليج فارس به راستي با حاكمان خودكامه عرب همسو دانسته مي‌شود، عقب‌نشيني تحميلي اين كشور از عراق آغازگر عواقب متوالي فراگيري خواهد بود و ايالا‌ت متحده را مجبور به ترك همه كشورهاي خليج فارس مي‌كند.

راهكارهايي در قبال ايران

گزينه‌هاي سياست آمريكا در قبال ايران چه خواهد بود؟ شايد آمريكا به قصد انطاف‌پذيرتر كردن تهران و ممانعت از برنامه هسته‌‌اي‌ ايران به اين كشور حمله نظامي كند،شايد تلا‌ش كند از طريق سازمان ملل ايران را تحريم كند و يا تحريمات يك‌جانبه خود را در راستاي تحريمات ائتلا‌في از متحدان به اجرا درآورد، از ايران صرفنظر كند و به طرح‌هاي خود در عراق و خاورميانه ادامه دهد، و يا با ايران وارد مذاكره بدون پيش‌شرط شود.
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در آمریکا دو نهاد “GASB” و “FASAB” مسئول تدوین استانداردهای حسابداری بخش عمومی هستند که FASAB مفاهیم و استانداردهایی را برای دولت مرکزی و نهادهای آن، و GASB نیز مفاهیم و استانداردهایی را برای دولتهای محلی و نماینده‌های آنها منتشر ساخته‌اند. این مفاهیم عبارتند از:
الف. FASAB
مفهوم شماره ۱: اهداف گزارشگری مالی دولت مرکزی
مفهوم شماره ۲: واحد گزارشگر و گزارشگری آن
مفهوم شماره ۳: بحث و تحلیل مدیریت
مفهوم شماره ۴: استفاده‌کنندگان و ویژگیهای کیفی گزارش مالی تلفیقی دولت مرکزی آمریکا
مفهوم شماره ۵: تعاریف عناصر و معیارهای اولیه شناخت صورتهای مالی بر مبنای تعهدی
مفهوم شماره ۶: تفکیک اطلاعات اساسی، اطلاعات تکمیلی الزامی، و سایر اطلاعات همراه
مفهوم شماره ۱: اهداف گزارشگری مالی
مفهوم شماره ۲: گزارشگری امور خدماتی دولت 
مفهوم شماره ۳: روشهای اطلاع‌رسانی در گزارشهای مالی خارجی با مقاصد عام که شامل صورتهای مالی اساسی است.
مفهوم شماره ۴: عناصر صورتهای مالی
مفهوم شماره ۵: تجدیدنظر شده مفهوم شماره ۲
۲ . مبانی حسابداری
در سطح حسابهای مستقل دولتی از مبنای تعهدی تعدیل شده با تاکید بر معیار جریان منابع مالی جاری استفاده می شود.  
در سطح حسابهای مستقل وجوه سرمایه‌ای و حسابهای مستقل وجوه امانی از مبنای تعهدی کامل با تأکید بر جریان منابع اقتصادی استفاده می‌شود.
مبنای مورد استفاده در تهیه صورتهای مالی جامع، مبنای تعهدی کامل با تأکید بر جریان منابع اقتصادی است.
مبنای مورد استفاده در تهیه صورتهای مالی دولت مرکزی آمریکا، تعهدی کامل با تأکید بر جریان منابع اقتصادی است.


۳ . حسابهای مستقل
حسابهای مستقل در سطح دولتهای محلی و ایالتی
۱٫ حسابهای مستقل وجوه دولتی شامل دو دسته کلی:
قابل مصرف (Spendable) که خود شامل ۴ نوع وجوه می شود.
وجوه محدود شده:
مبالغ محدود شده توسط تأمین‌کنندگان آنها (مثل اهداکنندگان؛ اعتباردهندگان، دارندگان اوراق قرضه) یا قوانین و مقررات. در نتیجه این مبالغ مختص اهداف خیلی خاصی بوده و نمی‌توان آنها را در جهت اهداف دیگری مصرف نمود.
وجوه تعهد شده:
مبالغ محدود شده توسط خود دولت با اهداف خاص، که صرفاً سطوح بالای مقامات دولتی دارای اختیار تصمیم‌گیری می‌تواند از آنها استفاده نمایند و هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند از آن مبالغ برای اهداف دیگری استفاده نماید مگر اینکه با مجوز دولت باشد.
وجوه تخصیص یافته:
مبالغی که دولت قصد دارد از آن مبالغ برای مقاصد خاصی استفاده کند. این قصد ممکن است از طریق نهاد حاکم یا نهاد یا دستگاهی که نهاد حاکم به آن تفویض اختیار کرده است، بیان شود.
وجوه تخصیص نیافته:
مبالغی که به هیچ وجه محدودیتی بر آنها وجود ندارد و در حساب مستقل عمومی گزارش می‌شوند.
/Non spendable غیرقابل مصرف: 
اقلامی که قابل خرج کردن نمی‌باشند (مثل موجودی کالا) یا اقلامی که مجوز مصرف آنها وجود ندارد (مثل وجوه موقوفه).
۲٫ حسابهای مستقل وجوه سرمایه‌ای شامل:
وجوه خدمات و تدارکات داخلی:
این وجوه برای خرید کالاها و خدمات مورد نیاز دستگاهها و نهادهای دولتی مصرف می‌شود و این حساب مستقل مشابه واحدهای تجاری انتفاعی عمل می‌کند.
حساب مستقل وجوه انتفاعی
در این حساب مستقل کالا و خدمات تولید شده و به مردم عرضه می‌شود و از این طریق به دنبال کسب سود می‌باشد.
۳٫ حسابهای مستقل وجوه امانی شامل:
وجوه امانی بازنشستگی:
این حساب مستقل ایجاد می‌شود تا امور مربوط به تأمین‌ آتیه کارکنان شاغل در دستگاههای دولتی و خصوصی را در زمان بازنشستگی و از کارافتادگی به عهده بگیرد.
وجوه امانی با اهداف خصوصی
وجوه امانی سرمایه‌گذاری
وجوه نمایندگی
حساب های مستقل در سطح دولت مرکزی 
استانداردهای حسابداری دولت مرکزی ایالات متحده (که توسط (FASAB) منتشر می‌شود بر حسابداری حسابهای مستقل تمرکز نمی‌کند اما کنگره به صورت منظم قوانینی را مصوب کرده است که برای اهداف مختلف حسابهای مستقلی را ایجاد، تعریف و تعدیل کرده است. حسابداری حسابهای مستقل به این سبب مورد نیاز سازمانهای دولت مرکزی است که پیروی آنها از الزامات قانونی مصوب مربوط به حسابهای مستقل دولت فدرال جهت انجام فعالیتهای خاص و گزارشگری مالی را نشان دهد.
۲ گروه کلی حساب مستقل در حسابداری دولت مرکزی یافت می‌شود: (۱) حسابهای مستقل که برای منابع حاصل از مالیات عمومی و قدرت درآمد استفاده می‌شود یا حساب مستقلهایی که به عملیات تجاری دولت می‌پردازند و (۲) حسابهای مستقلی که برای منابع نگهداری شده و مدیریت شده توسط دولت به نیابت از دیگران یا به صورت امانی به حساب گرفته می‌شوند. در این دو نوع اصلی ۶ گروه حساب مستقل قرار دارد:
حسابهای مستقل وجوه عمومی: منابع حاصل از مالیات بر درآمد و منابعی که محدودیتی بر آنها تحمیل نشده است را به حساب می‌گیرد. این منابع برای اموری مانند دفاع ملی، بهره بدهیهای عمومی و برنامه‌های اجتماعی مصرف می‌شود.
۱٫ حساب مستقل وجوه اختصاصی: همانند حساب مستقل درآمدهای اختصاصی دولتهای محلی، این حساب مستقل منابعی را که به برنامه‌ها و فعالیتهای خاص اختصاص دارد را به حساب می‌گیرد. این منابع معمولاً از محل عوارض و پرداختهای اجباری تأمین می‌شوند.
۲٫ حساب مستقل وجوه انتفاعی: این حساب مستقل نیز همانند حساب مستقل وجوه انتفاعی در دولتهای محلی و ایالتی به فعالیتهای تجاری دولت مرکزی می‌پردازد. یکی از مهمترین حسابهای مستقل این گروه، حساب مستقل وجوه خدمات پستی است.
۳٫ مدیریت (شامل حساب مستقل وجوه): این حسابهای مستقل وجوه حاصل از ۲ یا چند اعتبارات پیش‌بینی شده در بودجه را به منظور انجام یک هدف یا پروژه مشترک ادغام می‌کند اما دربردارنده چرخه عملیاتی نیست.
۴٫ حساب مستقل وجوه امانی: این حساب مستقل به منظور به حساب گرفتن دریافتهایی به نیابت از سایر افراد برای استفاده در اجرای یک هدف خاص یا دریافتهای امانی اجباری براساس توافقات یا قانون، ایجاد می‌شود.
۵٫ حساب مستقل وجوه سپرده: حسابهای دریافت و مخارج ترکیب شده که منظور به حساب گرفتن دریافتهایی که برای پرداخت یا انتقال به سایر حسابهای مستقل یا افراد به صورت موقت سپرده‌گذاری می‌شود، ایجاد شده است.
۴ . صورتهای مالی اساسی و سایر گزارشها
بخش اول: گزارشگری مالی دولتهای ایالتی و محلی آمریکا
۱٫ تجزیه و تحلیل مدیریت: در این صورت باید صورتهای مالی اساسی معرفی شده و نتایج بررسی تحلیلی از فعالیتهای مالی دولت ارائه گردد. هر چند که اطلاعات ارائه شده در این صورت مالی ماهیت تکمیلی دارند، اما باید قبل از صورتهای مالی اساسی ارائه شوند. این صورت باید شامل اطلاعات اضافی مورد نیاز به منظور فراهم نمودن تحلیلی ساده و عینی از فعالیتهای مالی دولت، مبتنی بر حقایق و شرایطی که مدیریت از آن آگاهی دارد، باشد. در این صورت مالی، اطلاعات مقایسه‌ای صورتهای مالی جامع سال جاری با سال قبل نیز ارائه می‌شود. این صورت باید تحلیلی از وضعیت مالی کلی دولت و نتایج عملیات آن را به منظور کمک به استفاده‌کنندگان در ارزیابی وضعیت مالی و میزان بهبود یا عدم بهبود آن ارائه کند. علاوه بر این، صورت مزبور باید شامل تحلیلی از تغییرات قابل ملاحظه‌ای که در حسابهای مستقل رخ داده و انحرافات بودجه‌ای عمده نیز باشد. در مورد داراییهای سرمایه‌ای و بدهیهای بلند مدت نیز باید توصیفی از فعالیتهای انجام شده در طی سال ارائه گردد.
۲٫ صورتهای مالی اساسی: صورتهای مالی اساسی شامل موارد زیر می‌شود:
الف. صورتهای مالی حسابهای مستقل: صورتهای مالی حسابهای مستقل مجموعه‌ای از صورتهای مالی است که بر اطلاعاتی را جع به حسابهای مستقل مهم انتفاعی و دولتی تأکید دارد. صورتهای مالی حسابهای مستقل علاوه براین نباید اطلاعاتی در مورد حسابهای مستقل امانی دولتی و واحدهای تشکیل‌دهنده که ماهیتاً امانی هستند، را نیز دربگیرد. این صورتهای مالی به شرح زیرند:
حسابهای مستقل وجوه دولتی که عبارتند از:
ترازنامه
صورت درآمد، هزینه، و تغییرات در حساب مازاد تخصیص نیافته
حسابهای مستقل وجوه سرمایه‌ای که عبارتند از:
صورت خالص داراییها (ترازنامه)
صورت درآمدها، هزینه‌ها، و تغییرات در خالص داراییهای حساب مستقل (حقوق مالکانه)
صورت جریان وجوه نقد
حسابهای مستقل وجوه امانی
صورت خالص داراییهای امانی
صورت تغییرات در خالص داراییهای امانی
ب . صورتهای مالی جامع: مهمترین تغییری که در بیانیه شماره ۳۴ ایجاد شده الزام دولتهای محلی و ایالتی برای تهیه صورتهای مالی است که اطلاعات جامعی برای کل عملیات دولت فراهم می‌کند. این صورتها برمبنای حسابدرای تعهدی و معیار اندازه‌گیری جریانهای منابع اقتصادی تهیه می‌شود. این صورتهای مالی به صورت جداگانه اطلاعات مربوط به فعالیتهای دولتی و فعالیتهای انتفاعی را به همراه واحدهای تابعه نمایش می‌دهد. صورتهای مالی جامع، اطلاعات مالی مربوط به فعالیتهای امانی دولت را شامل نمی‌شود. این اطلاعات به صورت جداگانه در صورتهای مالی حسابهای مستقل وجوه امانی نمایش داده می‌شود، زیرا منابع مربوط به فعالیتهای امانی متعلق به دیگران است و برای پشتیبانی برنامه‌های دولت در دسترس نیست. در این صورتها باید تمامی داراییها، بدهیها، درآمدها، هزینه‌ها، و سود و زیانهای غیرعملیاتی گزارش شده و بین فعالیتهای بازرگانی و دولتی تفاوت قائل شده و هر کدام را در یک ستون جداگانه ارائه نمود. این صورتهای مالی به شرح زیرند:
صورت خالص داراییهای دولت: که در آن کلیه داراییها اعم از مالی و سرمایه‌ای و بدهیها اعم از جاری و بلند مدت و خالص داراییها برای واحد گزارشگر و به تفکیک نوع فعالیت و برحسب دولت اصلی و واحدهای تابعه منعکس می‌گردد. ویژگی بارز صورت خالص داراییها، ارائه اطلاعات داراییهای سرمایه‌ای به بهای تمام شده تاریخی منهای استهلاک انباشته و بدهیهای بلند مدت است. از برخی لحاظ این نخستین بار است که دولت داراییهای زیربنایی مانند جاده‌ها، پلها و سیستمهای روشنایی خیابانها را در صورتهای مالی خود گزارش می‌کند (پیشتر از این، گزارش این اطلاعات اختیاری بوده است). انتخاب بهای تمام شده تاریخی در مقابل ارزش منصفانه آنها نشان‌دهنده تأکید اصلی بر گزارشگری بهای تمام شده عملیات در مقابل گزارشگری وضعیت مالی است، به این معنی که بهای تمام شده ارائه خدمات چه میزان شده است. در مقابل بهای تمام شده خدمات به قیمت امروز چقدر می‌شود. در این صورت مالی خالص داراییها به سه گروه تقسیم می‌شود: سرمایه‌گذاری در داراییهای سرمایه‌ای پس از کسر بدهیهای مربوطه، محدود شده برای اهداف خاص، و نامحدود.
صورتحساب فعالیتهای دولت: که در آن کلیه درآمدها و هزینه‌ها و خالص درآمد یا هزینه و تغییر در خالص داراییها، برحسب وظایف و برنامه‌ها و به تفکیک دولت اصلی و واحدهای تابعه منعکس می‌شود. این صورتحساب باید به شکلی ارائه شود که هزینه‌ها و درآمدها و خالص درآمد (هزینه)‌های هر کدام از وظایف دولت را نشان دهد. هزینه‌ها باید دربردارنده تمامی هزینه‌های مستقیم باشد. درآمدهای عمومی نظیر مالیات و اقلام غیرمترقبه و خاص باید به صورت جداگانه گزارش شوند. تا در نهایت به رقم تغییر در خالص داراییهای دولت در طی دوره برسیم. اقلام خاص عبارتست از معاملات بااهمیت یا سایر رویدادهایی که غیرمعمول یا غیرمکرر بوده و در کنترل مدیریت می‌باشد.
ج . یادداشتهای همراه صورتهای مالی: این یادداشتها در بردارنده توضیحاتی هستند که اطلاعات ضروری را جهت تسهیل فرآیند درک صورتهای مالی توسط استفاده‌کننده ارائه می‌کند.
اطلاعات تکمیلی مورد نیاز: علاوه بر تجزیه و تحلیل مدیریت، باید اطلاعات تکمیلی دیگری نظیر جداول مقایسه‌ای بودجه‌ای و سایر اطلاعات الزامی طبق بیانیه‌های قبلی نیز به همراه صورتهای مالی مالی اساسی ارائه شود. این اطلاعات به تفضیلی‌تر بوده و برای بیش از یکسال ارائه می‌شوند. جداول مقایسه‌ای بودجه‌ای برای حسابهای مستقل دولتی که بودجه سالانه دریافت می‌کنند، تهیه می‌شود. این جداول برای تشریح این موضوع است که آیا منابع براساس بودجه مورد قبول دولتی تحصیل شده و به مصرف رسیده‌اند یا خیر. جداول مقایسه‌ای بودجه‌ای باید شامل (الف) اصل بودجه، (ب) بودجه نهایی تخصیص یافته برای دوره گزارشگری، و (پ) جریانات ورودی، خروجی، و مانده‌های واقعی بیان شده بر حسب مبنای بودجه دولتی باشد. اطلاعات مربوط به داراییهای زیربنایی نیز جزء این اطلاعات می‌باشد.
صورتهای مالی ترکیبی و جداگانه حسابهای مستقل و جداول: در گزارشهای مالی جامع سالانه، صورتهای مالی جداگانه و ترکیبی برای حسابهای مستقل وجوه دولتی و وجوه سرمایه‌ای نیز تهیه و ارائه می‌شود.
صورت تغییرات در داراییهای سرمایه‌ای: برای گزارش وضعیت داراییهای سرمایه‌ای دستگاه اجرایی به کار می‌رود.
صورت تغییرات در بدهیهای بلند مدت: برای گزارش وضعیت بدهیهای بلند مدت عمومی دستگاه اجرایی استفاده می‌شود.
صورت تطبیق صورتهای مالی حسابهای مستقل با صورتهای مالی دستگاه اجرایی: با توجه به اینکه مبنای حسابداری صورتهای مالی حسابهای مستقل، تعهدی تعدیل شده و معیار اندازه‌گیری آنها، جریان منابع مال است، بنابراین اطلاعات ارائه شده در این صورتها با اطلاعات ارائه شده در صورتهای مالی جامع دستگاه اجرایی متفاوت است. از این رو، تهیه صورتی که بتواند ارقام این صورتها را با یکدیگر منطبق کند، ضروری است.
بخش دوم: گزارشگری مالی دولت مرکزی
گزارشگری خود دولت مرکزی:
۱٫ صورت خالص هزینه‌ها : این صورت خالص هزینه‌های عملیات دولت را طی یک سال مالی نشان می‌دهد که در این صورت مالی هزینه‌ها براساس واحدهای مشخص شده توسط قانون طبقه‌بندی می‌شوند. هزینه‌ها و درآمدهای تحقق یافته توسط دوایر عموماً براساس مبنای تعهدی ارائه می‌شوند، در حالیکه بودجه هزینه‌ها و درآمدها را براساس تعهدات و مخارج (پرداختها) برمبنای نقدی ارائه می‌کند. در این صورت مالی، هزینه‌ها و درآمدهای تحقق یافته بین دوایر و واحدهای مربوطه تقسیم می‌شود تا پاسخگویی بیشتری با نشان دادن رابطه خالص هزینه‌های سازمان با هزینه‌های سطح دولت فراهم شود. این صورت متشکل از سه بخش (الف) هزینه‌های ناخالص (کل هزینه‌های دوایر و واحدها که برمبنای علت و معلولی تخصیص یافته‌اند)، (ب) درآمد کسب شده توسط دولت از طریق ارائه کالاها و خدمات به جامعه، و (ج) خالص هزینه که از کسر درآمدها از هزینه‌های ناخالص بدست می‌‌آید، می‌باشد.
۲٫ صورت عملیات و تغییرات در خالص وضعیت 
این صورت مالی نتایج عملیات دولت را که شامل نتایج فعالیت حسابهای مستقل می‌باشد، نشان می‌دهد و شامل درآمدهای کسب شده‌ای است که اساساً از طریق اخذ مالیات، جرایم و غرامتها ایجاد شده است. همچنین این صورت، هزینه عملیات دولت را خالص از درآمد کسب شده حاصل از فروش کالا و خدمات به عموم نیز پوشش می‌دهد و دربردارنده هر گونه تعدیلات و فعالیتهای شناسایی نشده‌ای است که خالص وضعیت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
۳٫ صورت مغایرت درآمد (یا هزینه) خالص عملیاتی و مازاد (یا کسری) بودجه واحد 
هدف این صورت افزایش پاسخگویی دولت مرکزی در قبال بودجه می‌باشد که این امر از طریق تطبیق نتایج حاصل از عملیات مبتنی بر مبنای تعهدی با نتایج ”بودجه واحد“ مبتنی بر مبنای نقدی حاصل می‌شود. اصطلاح ”بودجه واحد“ اشاره به بودجه‌ای دارد که تمامی فعالیتهای دولتی، اعم از ”مشمول بودجه“  و ”خارج از بودجه“، را شامل می‌شود.
۴٫ صورت تغییرات در وضعیت نقدی دولت با بودجه واحد
هدف اصلی این صورت، گزارش رابطه کسری بودجه واحد با تغییر در تراز نقدی عملیاتی دولت و مانده بدهیها است. این صورت بیانگر این موضوع است که چرا کسری بودجه واحد منجر به تغییری به همان میزان، در تراز نقدی عملیات دولت نشده است. در این صورت کسری بودجه واحد با تغییر در وجوه نقد عملیاتی در طی سال مالی مغایرت‌گیری می‌شود و توضیح داده می‌شود که چگونه کسری بودجه تأمین مالی شده است. کسری بودجه ناشی از پرداختها (مخارج) مازاد بر دریافتها در طی سال مالی خاصی است.
۵٫ ترازنامه
در ترازنامه داراییها و بدهیهای دولت نشان داده می‌شود. هنگامی که ترازنامه با گزارش مباشرت ترکیب می‌شود، این اطلاعات شناخت و آگاهی جامعتری از وضعیت مالی دولت به دست می‌دهد. تمامی اقلام و سرفصلهای ترازنامه در یادداشتهای پیوست صورتهای مالی تشریح می‌گردند.
داراییها: شامل منابع دولتی است که برای نیازهای آینده باقی می‌ماند. بااهمیت‌ترین داراییهایی که در ترازنامه گزارش می‌شوند، داراییهای ثابت مشهود، موجودی کالا و وامهای دریافتنی است. همچنین دیگر داراییهای بااهمیتی وجود دارد که خارج از داراییهای ارائه شده در ترازنامه می‌باشند. این منابع شامل داراییهای مباشرتی می‌شود که شامل منابع طبیعی، قدرت اخذ مالیات، سیاستهای پولی، و قدرت چاپ اسکناس می‌باشد.
بدهیها و خالص وضعیت: بدهیها تعهدات دولت است که ناشی از فعالیتهای گذشته بوده و منجر به مصرف منابع مالی می‌شود. مهمترین بدهیهای گزارش شده در ترازنامه، اوراق قرضه دولتی و بهره معوق و حقوق و مزایای پرداختی به کارکنان دولت است. همچنین بدهیها شامل تعهدات مربوط به تأمین اجتماعی نیز می‌باشد.
۶٫ صورت تأمین اجتماعی
در این صورت برآوردی از وضعیت مهمترین برنامه‌های خدمات اجتماعی، امنیت اجتماعی، خدمات پزشکی و درمانی، راه‌آهن و سایر نهادهای اجتماعی فراهم می‌آورد. برآوردها، داده‌های آماری پیش‌بینی شده مبتنی بر مفروضات اقتصادی هستند.
گزارشگری سازمان های دولت مرکزی:
۱٫ ترازنامه (یا صورت وضعیت مالی)
۲٫ صورت خالص هزینه ها
۳٫ صورت تغییرات در خالص وضعیت
۴٫ صورت منابع بودجه ای: این صورت مالی بر مبنای بودجه (و نه مبنای تعهدی) تهیه می شود. منابع نقدی در دسترس و پرداختهای نقدی طی سال را نمایش می دهد.
۵٫ صورت فعالیتهای تامین مالی: صورت منابع بودجه ای را به صورت خالص هزینه ها مرتبط می سازد. در واقع این صورت، صورت مغایرت بین صورت خالص هزینه ها (که برمبنای تعهدی تهیه می شود) و بودجه (که نقدی است) می باشد.
۶٫ صورت فعالیتهای امانی: برای سازمان های دولت مرکزی تهیه می شود که وجوهی را دریافت می کنند و باید این وجوه رابه خزانه داری انتقال دهند.
۷٫ صورت بیمه اجتماعی
۵٫ مبانی بودجه‌بندی
مبنای بودجه‌بندی هم در سطح دولت مرکزی و هم در سطح دولتهای محلی و ایالتی نقدی است.
۶ . ارتباط بین سیستم حسابداری و بودجه

عتیقه زیرخاکی گنج