• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آموزش ضمن خدمت یکی از مؤثرترین ابزارهای مدیران برای مقابله با تغییرات محیطی بوده و ضامن ارایه مناسب خدمات، بخصوص در سازمان‌های خدماتی و دولتی می‌باشد که چنانکه منظم و هدفمند و در راستای نیازهای واقعی کارکنان تدوین و اجراء شود، نه تنها عملکرد کارکنان و سازمان را بالا می‌برد، بلکه بهبود مهارت‌های مدیران و افزایش رضایت کارکنان و ارباب رجوع را نیز در پی خواهد داشت
روش تحقیق بکار گرفته‌شده از نوع میدانی بوده و ابزار اصلی جمع‌آوری اطلاعات، علاوه بر منابع کتابخانه‌ای و مشاهده، استفاده از مصاحبه و پرسشنامه می‌باشد و تنها اطلاعات حاصل از پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌است. جامعه آماری تحقیق عبارت است از آن دسته از کارکنان اداره دارایی اصفهان که طی سال‌های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ در دوره‌های آموزش ضمن خدمت شرکت داشته‌اند. به منظور مقایسه افراد و تعیین اثر دوره‌ها، پرسشنامه‌های مورد نظر در میان یکصد نفر آموزش دیده و نیز یکصد نفر از افراد آموزش‌ندیده توزیع گردیده و این افراد به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب گردیدند. ضمن اینکه، فرضیه‌های پژوهش براساس اطلاعات دریافتی از گروه آموزش دیده انتخاب گردیده است. 
در پایان، تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسشنامه‌های دریافتی با استفاده از روشهای آماری توصیفی انجام‌گرفته و نتایج حاصل از تحلیل‌های انجام‌شده نشان داده است که آموزش ضمن خدمت، عامل افزایش کارآیی، مهارت و رضایت شغلی کارکنان در اداره دارایی استان اصفهان بوده و در واقع، فرضیه‌های پژوهش با ۹۵% درجه اطمینان به تأیید رسیده است.
مقدمه
امروزه رشد نیروی انسانی از طریق آموزش و پرورش بیش از پیش مورد توجه و تأکید سازمانها قرار گرفته‌است. تأکیدی که در کوشش‌های مدیریت نوین، تحولی چشمگیر به‌شمار می‌آید. به بیان دیگر اکنون آموزش و پرورش کارکنان در ردیف اساسی‌ترین وظایف هر مدیر قرار گرفته است. در این راستا مهمترین وظیفه مدیر آن است که با تدوین مستمر برنامه‌های آموزشی، راه دگرگون شدن و بهبود کار را هموار نماید. آموزش، کاراترین ابزار و قویترین فرآیند موجود برای انتقال دانش و مهارت به نیروی انسانی و آماده تقویت‌نمودن آنان برای انجام وظایف می‌باشد. امروزه اغلب کشورهای توسعه‌یافته برای بقاء، رشد و تداوم توسعه، بخش قابل توجهی از درآمد ناخالص ملی خود را به طرق مختلف صرف آموزش و تربیت نیروی انسانی می‌نمایند و با تعلیم مهارت‌های ضروری به کارکنان، میزان بهره‌وری کار را افزایش می‌دهند. به علاوه، اجرای برنامه‌های آموزشی در سازمان، پرورش استعدادها، ژرف‌بینی، جامع‌نگری و پایبندی افراد به ارزشهای سازمانی را تقویت می‌نماید.
این مقاله تأثیر آموزش ضمن خدمت بر افزایش کارآیی نیروی انسانی در اداره دارایی استان اصفهان را مورد توجه و ارزیابی قرار می‌دهد. نویسندگان مقاله در پی پاسخگویی به این پرسش اصلی هستند که آیا گذراندن دوره‌های آموزش ضمن خدمت کارآیی کارکنان را افزایش می‌دهد؟ همچنین آیا آموزش ضمن خدمت قادر است نیروی انسانی را برای انجام بهتر وظایف محوله پرورش دهد؟ گذراندن این دوره‌ها، چگونه برنامه‌ریزی مدیریت، تخصص، خلاقیت، رضایت شغلی و طرز برخورد کارآموزان با ارباب رجوع را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ آیا عملکرد کارکنان را افزایش می‌دهد؟
به منظور پاسخگویی به پرسشهای یاد‌شده، آثار و نتایج آموزش ضمن خدمت مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و به این منظور ابتدا رابطه بین دو عامل آموزش ضمن خدمت و کارآیی مشخص می‌گردد. سپس میزان تأثیر این دو عامل بر یکدیگر سنجیده می‌شود و از این طریق معیار ارزیابی دقیقی در اختیار مدیران قرار می‌گیرد. معیاری که دقت عمل مدیران در تصمیم‌گیری و اختصاص بودجه به آموزش را بهبود می‌بخشد. 
 
اهمیت و ضرورت
عملیات آموزش و بهسازی از فعالیتهای ضروری و مستمر برای تطبیق نیروی انسانی با شرایط متغیر سازمان و محیط می‌باشد و آموزش، ابزاری است که به وسیله فنون و روشهای مختلف، مدیران را در اداره سازمانها یاری می‌رساند. ایجاد یک نظام اداری مطلوب و مناسب، تا اندازه زیادی به کمک آموزش و ارتقاء توانمندیهای نیروی انسانی امکان‌پذیر است. تسلط روزافزون انسان بر طبیعت و شناخت و آگاهی از ناشناخته‌ها و پژوهش برای یافتن تکنیکها و ابزارهای جدید به منظور حل مسائل و مشکلات جامعه به ویژه در کشورهای در حال توسعه، مسأله آموزش نیروی انسانی را بیش از پیش مهم و مؤثر نموده‌است. با توجه به اینکه ایران نیز سالهاست برای نیل به رشد و توسعه مطلوب در تکاپوست، یکی از اهداف استراتژیک و بلندمدت مدیران بلندپایه آن رها‌نمودن اقتصاد کشور از درآمدهای نفتی و اتکاء به درآمدهای غیر نفتی به عنوان مهمترین منبع درآمد و مؤثرترین ابزار توسعه می‌باشد. در این راستا آموزش نیروی انسانی و ارزیابی آثار آن بر افزایش عملکرد آنان، فوق‌العاده حایز اهمیت است. آموزش صحیح نیروی انسانی، ضمن اینکه در سطح سازمانهای دولتی باعث ارتقاء عملکرد کارکنان و سازمان می‌گردد زمینه‌های برخورد مناسبتر کارکنان با مراجعان را نیز فراهم می‌نماید. رابطه‌ای که متأسفانه هنوز از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست. با توجه به موارد یاد‌شده و با عنایت به اینکه در این زمینه تاکنون پژوهشهای کاربردی قابل توجهی انجام نگرفته است، اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش و ارایه نتایج آن در مقاله حاضر آشکار می‌گردد. 
تاریخچه
آموزش و پرورش نیروی انسانی در سازمان تا پیش از پیدایش مکتب مدیریت علمی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به صورت منظم و علمی مورد توجه نبوده است. با رشد سریع شهرها، بزرگتر شدن ادارات دولتی و پیچیده‌تر شدن اداره امور عمومی در اوایل قرن بیستم، توجه به آموزش کارکنان مورد اهمیت قرار گرفت. نخستین نشانه‌های آموزش منظم نیروی انسانی در مکتب مدیریت علمی مشاهده می‌شود.
تا پس از جنگ جهانی دوم، در کشورهایی مانند انگلستان برنامه‌های آموزشی جامع و مناسبی برای کارکنان سازمانهای دولتی وجود نداشت. لیکن پس از جنگ، اداره کل کارآموزی و آموزش وابسته به وزارت خزانه‌داری تأسیس شد و برنامه‌های آموزشی خود را برای حل مسایل مربوط به توسعه ملی آغاز نمود. چند سال بعد در فرانسه نیز برای اولی بار مرکز آموزش جدیدی به نام مدرسه ملی امور اداری تأسیس گردید. این مرکز به منظور ارتقاء کیفیت و کارآیی نیروی انسانی در سازمانهای دولتی بر اجرای برنامه‌های آموزشی جامع همت گمارد. دولت آمریکا نیز در سال ۱۹۵۸ با تصویب اولین قانون در کنگره این کشور، راه را برای آموزش نیروی انسانی در بخش دولتی باز کرد.
تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران نیز توجه دولت را به امر آموزش نیروی انسانی در بخش دولتی معطوف کرد. چنانکه در تهیه قانون استخدام کشوری مصوب ۱۳۴۵، فصل جداگانه‌ای به امر آموزش کارکنان اختصاص داده شد. این اقدام نقطه آغازی در امر آموزش نیروی انسانی در سطح گسترده و منظم تلقی گردید. تأسیس مرکز آموزش مدیریت دولتی در سال ۱۳۴۸ و آغاز فعالتیهای آموزشی این مرکز جهت آموزش گسترده و منظم در دوره‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت، علاوه بر فراهم‌نمودن زمینه‌های آموزش کارکنان دولت، اهمیت موضوع را بیش از پیش آشکار نموده و راه را برای تجدید بنای نیروی انسانی در سازمانهای دولتی باز کرد.
فرضیه‌ها 
فرضیه اصلی: آموزش ضمن خدمت کارآیی نیروی انسانی را افزایش می‌دهد. 
فرضیه‌های فرعی: ۱- آموزش ضمت خدمت مهارتهای شغلی نیروی انسانی را افزایش می‌دهد ۲- آموزش ضمن خدمت مهارتهای مدیران در ایفای وظایف مدیریت را ارتقاء می‌بخشد ۳- آموزش ضمن خدمت رضایت شغلی نیروی انسانی را افزایش می‌دهد. 
روش تحقیق 
تحقیق در مورد آموزش ضمن خدمت و تأثیر آن بر افزایش کارآیی نیروی انسانی، در سطح یکی از سازمانهای دولتی- خدماتی، بنام اداره دارایی اصفهان انجام شده‌است. متغیرهای کارآیی نیروی انسانی، وظایف مدیریت، مهارتهای شغلی و رضایت شغلی، متغیرهای وابسته و متغیر آموزش ضمن خدمت، متغیر مستقل پژوهش محسوب می‌گردد. 
ابتداء فرضیه‌‌های تحقیق به وسیله آزمون نسبت دو جمله‌ای “شکست- پیروزی”[۴] مورد آزمون قرار می‌گیرد. سپس نسبت جامعه با نسبت نمونه مقایسه می‌گردد. در صورتی که نسبت نمونه بزرگتر از نسبت جامعه باشد نتیجه می‌گیریم که از نظر فراگیران، آموزش ضمن خدمت بر افزایش کارآیی تأثیر مثبت دارد. سپس با استفاده از ضریب توافق “کرامر” موضوع را از دیدگاه سه گروه فراگیران، سرپرستان و آموزش ندیده‌ها مورد آزمون قرار داده، ضریب توافق یا عدم توافق گروههای مورد مطالعه را بدست می‌آوریم.
اطلاعات مورد نیاز علاوه بر منابع کتابخانه‌ای از دو روش مصاحبه و پرسشنامه گردآوری شده‌است. 
الف: مصاحبه: پژوهشگران تلاش نموده‌اند با افرادی که آموزش ضمن خدمت را در سطح سازمان گذرانده‌اند مصاحبه نمایند و آثار آموزش را بر کارآیی آنان مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند. مصاحبه‌ها به صورت آزاد انجام شده و به جز سئوالات از پیش تعیین‌شده، سئوالات دیگری نیز از پاسخگو پرسیده شده است. 
ب- پرسشنامه: با توجه به فرضیه‌های تحقیق، پرسشنامه‌ای با ۲۵ پرسش تنظیم گردید. پس از آزمون اولیه پرسشنامه در یک گروه کوچک، آزمون روایی انجام گردید به این ترتیب که ابتدا برای طراحی پرسشنامه، از چندین پرسشنامه تحقیقاتی که پژوهش مشابهی را انجام داده بودند استفاده بعمل آمد سپس تعدادی کتب و مقالات در زمینه آموزش ضمن خدمت که می‌تواند بر کارآیی تأثیر داشته باشد انتخاب شده و پرسشنامه اولیه طراحی گردید سپس با توزیع این پرسشنامه در بین گروهی از کارشناسان، اشکالات آن برطرف شده و پرسشنامه نهایی طراحی گردیده در جامعه آماری نظر توزیع شد و اطلاعات لازم جمع‌آوری گردید. این فرآیند نشان می‌دهد که از طریق روائی ساختن، وسیله اندازه‌گیری مناسب بوده‌است. 
جامعه آماری تحقیق عبارت است از افرادی که دوره‌های آموزش ضمن خدمت را در سطح سازمان گذرانده‌اند. نحوه برگزاری دوره‌های آموزشی در سازمان مورد نظر به گونه‌ایست که ابتدا یک برنامه آموزشی کوتاه مدت از طرف واحد آموزش سازمان تنظیم می‌گردد. سپس این برنامه توسط تعدادی از مسئولین واحدهای سازمان در محل دانشکده در اصفهان تدریس می‌شود. پس از آموزشهای این دوره‌ها به صورت نظری، پرسشنامه تدوین‌شده در میان ۱۰۰ نفر از افرادی که طی سالهای ۶۹ تا ۷۳ آموزش دیده‌اند، توزیع گردید. ضمن اینکه، از میان افراد آموزش ندیده در سالهای مذکور نیز ۱۰۰ نفر انتخاب شدند و پرسشنامه‌ای بین آنها توزیع گردید و بالاخره به این ترتیب، نتایج حاصل با ضریب بیشتری با واقعیت تطابق پیدا کرد. 
تجزیه و تحلیل
از میان پرسشنامه‌های توزیع‌شده، ۷۵ درصد از دانش‌آموختگان، ۷۵ درصد از افراد آموزش ندیده و ۵۲ درصد از سرپرستان، پرسشنامه‌های خود را پس از پاسخگویی بازگرداندند. سپس به منظور تأیید فرضیه‌های پژوهش با استفاده از روش آزمون دو جمله‌ای “شکست- پیروزی” میزان موفقیت (X) در نمونه مورد بررسی برای هر متغیر تعیین گردید. به این ترتیب که پاسخ هر فرد به سئوالات مورد نظر در صورت انتخاب گزینه زیاد یا خیلی زیاد، پیروزی (S) و در صورت انتخاب گزینه کم یا خیلی کم شکست (F) محسوب گردید. بدیهی است در این روش پاسخهای ارایه‌شده به گزینه متوسط در نظر گرفته نمی‌شود. سپس تعداد افراد موفق (X) در N امتحان (پاسخ) بدست آمده مشخص گردید و از طریق آن نسبت نمونه یا P حاصل گردید. در این مرحله با داشتن P0 (نسبت جامعه) می‌توان فرضیه‌ها را فرمول‌بندی نمود و با استفاده از آزمون Z و تعیین ناحیه و سطح معنی‌داری (A) این فرضیات را به شرح زیر آزمون نمود:
از آنجا که ۶۰% افراد نمونه مورد بررسی (آموزش دیدگان) معتقدند که آموزش ضمن خدمت کارآیی کارکنان را افزایش می‌دهد، داریم: 
H0: P= 60%
H1: P>60%
پس با بدست آوردن Z محاسبه‌شده و مقایسه آن با Z جدول، برای هر یک از فرضیه‌های تحقیق نتایج بشرح زیر حاصل گردید:
نتایج بدست‌آمده در مورد فرضیه اصلی تحقیق نشانگر آن است که افراد نمونه مورد بررسی، با نظر نویسندگان موافق بوده‌اند. 
محاسبه شده Z= 83/2> جدول Z%  645/1= 95
از آنجا که مقدار Z محاسبه شده از Z جدول بیشتر است، خطای نوع اول (۵%) این فرضیه رد می‌گردد و فرضیه جانشین(۶۰%  P>) پذیرفته می‌شود. استنتاج حاصل از این قسمت آن است که بیش از ۶۰% افراد جامعه آماری معتقدند آموزش ضمن خدمت کارآیی کارکنان را افزایش می‌دهد. 
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يکى از سازمان‌هاى مهم آموزش و پرورش هر جامعه سازمانى است که در آن معلمان مورد نياز دوره‌هاى مختلف تحصيلى تربيت مى‌شوند؛ زيرا محصول اين نوع سازمان‌ها، معلمانى هستند که نقطهٔ آغاز هر تحول آموزشى و پرورشى هستند و قادر هستند با دانش و مهارتى که کسب کرده‌اند، چهرهٔ سازمان‌هاى آموزشى را دگرگون سازند و فضاى مدارس را به فضاى محبت، رشد و بالندگى روح‌افزا و لذت‌بخش مبدل کنند و با انتقال عناصر فرهنگى به نسل نوخاسته و اِعمال روش‌هاى مناسب تربيتي، موجبات رشد شخصيت کودکان، نوجوانان را فراهم سازند
سرمايه‌گذارى به‌منظور تربيت و تأمين اين رکن مهم تعليم و تربيت بهترين و سودمندترين نوع سرمايه‌گذارى است. گسترش اين قبيل سازمان‌ها مهمترين وظيفهٔ مديران رده عالى آموزش و پرورش و مديران رده بالاى کشور است. ”زيباترين اِصلاح و بازسازى آموزش و پرورش در صورتى‌که معلم به تعداد کافى و با کيفيت مطلوب در اختيار نباشد، با شکست روبه‌رو خواهد شد“ . 
سابقهٔ تاريخى و قوانين مهم تربيت‌معلم 
قانون تأسیس دارالمعلمین و دارالمعلمات (دارالمعلمین مرکزی)
قانون تربیت‌معلم و تأسیس دانشسراهای مقدماتی
تکريم شخصيت معلمان و توجه به آداب معلمى و متعلمى از ديرباز در فرهنگ اسلامى و ايرانى ما، جايگاه خاصى داشته است. نگارش دو کتاب ادب‌الصغير و ادب‌الکبير (دادبه) و رسالةُالمعلمين (جاحِظ) و آداب‌المتعلمين (محمدبن سحنون) و کتاب تعليم‌المتعلم، طريق‌التعليم (زرنوجي) و نوشته‌هاى معلم دوم ابونصر فارابى و تهذيب‌الاَخلاق (ابن‌مسکويه) و آثار و ديدگاه‌هاى ابوعلى سينا و ايهاالولد و کيمياى سعادت (امام محمد غزالي) و ادب الدنيا و الدين (ابوالحسن ماوردي) و مکارم‌الاْخلاق (شيخ طبرسي) و اخلاق ناصرى (خواجه نصيرالدين طوسي) و مُنْيةُالمريد فى آدابِ‌المفيد و المُسْتَفيد (شهيد ثاني) و مباحثى از گلستان سعدى و غيره مؤيد اين امر است.
تا زمان تأسيس دارالمعلمين و دارالمعلمات در سال ۱۲۹۷ ش که بحث خواهد شد، معلمان مکتبخانه‌ها و مدارس در مراکزى که اختصاص به تربيت‌معلم داشت، تربيت نمى‌شدند. معلمان مدارس اغلب از ميان طلاب کوشا و با استعدادى انتخاب مى‌شدند که در جلسات استاد با سؤال و جواب، لياقت خود را نشان مى‌دادند و يا تعليقاتى بر کتاب‌هاى موجود مى‌افزودند و رساله‌هاى علمى مى‌نوشتند. از آنجا که استادان در جريان پيشرفت شاگردان خود بودند، اجازه‌اى نيز به آنان اعطاء مى‌کردند. اين اجازه‌نامه را که در واقع دانشنامه يا گواهينامهٔ معلمى بود، استاد هر حوزهٔ درسى به خط خود مى‌نوشت و به‌ تفصيل، موقعيت علمى متعلم را شرح مى‌داد.
مکتبدارى نيز يک حرفهٔ خصوصى بود و افرادى که حوصله و آمادگى براى آموزش کودکان داشتند، به شغل معلمى و مکتبدارى مى‌پرداختند. براى اين امر تا تصويب قانون اساسى معارف و مصوبات شوراى عالى معارف، اجازه‌نامه‌اى لازم نبود. بعضى از مکتبداران در بعضى از مناطق کشور، دورهٔ مقدمات و در مواردى دورهٔ سطح را نيز در حوزه‌هاى علميه گذرانده بودند.
در سال ۱۲۹۰ ش به‌منظور بالا بردن سطح سواد معلمان تهران کلاس‌هاى مخصوص (آموزش ضمن خدمت) در مدرهٔ دارالفنون تشکيل شد که علاوه بر تدريس علوم و ادبيات، درس ديگرى با عنوان اصول تعليم براى آشنائى معلمان با اصول اوليهٔ تربيت اطفال مطرح شد.
در سال ۱۲۹۰ ش به‌موجب قانون، اولين بار با اعزام سى نفر براى تحصيل در خارج از کشور موافقت شد که پانزده نفر از آنها، براى تحصيل در رشتهٔ تعليم و تربيت و اشتغال در سمت معلمى در نظر گرفته شدند.
قانون تأسيس دارالمعلمين و دارالمعلمات (دارالمعلمين مرکزى)
دارالمعلمین عالی
قانون تأسيس دارالمعلمين و دارالمعلمات در سال ۱۲۹۷ ش تصويب شد و بدين ترتيب از اين تاريخ ايجاد مراکز تربيت معلمان زد و مرد صورت قانونى به‌خود گرفت اين مرکز متشکل از دو شعبهٔ ابتدائى و عالى بود. دورهٔ تحصيل در شعبهٔ ابتدائى سه سال و شرط ورود به آن داشتن گواهينامهٔ شش سالهٔ ابتدائى بود.
در نظامنامهٔ اساسى دارالمعلمين مرکزى به برنامه‌هاى اين دو شعبه، هيئت اداري، وظايف رئيس، ناظم، دفتردار، نظم داخلي، روابط معلمان با متعلمان و بودجه و مقررات امتحانى اشاره شده است. در مادهٔ اول اين نظامنامه آمده است:
”دارالمعلمين مرکزي، مدرسه‌اى است دولتى و مجانى تحت ادارهٔ وزارت معارف که براى تعليمات ابتدائيه و حد معينى از تعليمات متوسطه تربيت‌معلم مى‌کند و با اين نظر منقسم به دو شعبه مى‌باشد؛ يکى شعبهٔ ابتدائي، ديگر شعبهٔ عالي. مدت تحصيل در شعبهٔ عالى چهار سال تعيين شده بود.“
در اين نظامنامه هيئت ادارى دارالمعلمين مرکزى عبارت بود از رئيس، ناظم، دفتردار، کتابدار، يک طبيب مخصوص و چند نفر خدمتگزار.
دارالمعلمين عالى
در سال ۱۳۰۷ براى تربيت دبير مورد نياز دبيرستان‌ها، دارالمعلمين مرکزى به دارالمعلمين عالى تبديل و برنامهٔ تربيت‌معلم متوسطه پايه‌گذارى شد و اساسنامهٔ آن به تصويب شوراى عالى معارف رسيد. اين مرکز در سال‌هاى بعد به دانشسراى عالى و دانشگاه تربيت‌معلم تغيير نام داد. طبق اين اساسنامه، دارالمعلمين عالى به دو قسمت علمى و ادبى تقسيم شد. قسمت علمى شامل رياضيات، طبيعيات، فيزيک و شيمى و شعبهٔ ادبى شامل فلسفه، ادبيات، تاريخ و جغرافيا بود. دارندگان گواهينامهٔ کامل متوسطه شعبهٔ ادبى و شعبهٔ علمى مى‌توانستند در شعبهٔ ادبى يا علمى اين مؤسسه براى تحصيل ثبت‌نام کنند. طبق اساسنامه‌اى که از طرف وزارت معارف در سال ۱۳۰۸ تصويب و ابلاغ شد، تدريس علوم تربيتى در دارالمعلمين عالى معمول گرديد و دانشجويان هريک از شعب اين مرکز چنانچه داوطلب شغل معلمى بودند، بايد علاوه بر تحصيل در شعبهٔ خود، موارد علوم تربيتى را نيز فرا مى‌گرفتند و امتحان مى‌دادند.
قانون استخدام فارغ‌التحصيلان دارالمعلمين عالى 
به‌موجب اين قانون – که در آذر ۱۳۰۸ به تصويب رسيد – دارندگان درجهٔ ليسانس دارالمعلمين عالى از امتيازات استخدامى خاصى برخوردار شدند. فارغ‌التحصيلان در بدو استخدام با رتبهٔ چهار استخدام مى‌شدند و رتبه‌هاى بعد را سريعتر از ديگر مستخدمان دولت طى مى‌کردند.
وزارت معارف مکلف بود فارغ‌التحصيلان دارالمعلمين عالى را در مدارس دولتى به خدمت بگمارد. دولت نمى‌توانست تا زمانى‌که وزارت معارف به فارغ‌التحصيلان اين مرکز نياز دارد، آنان را در ادارات ديگر به خدمت بپذيرد.
قانون تربيت‌معلم و تأسيس دانشسراهاى مقدماتى 
‌”به‌موجب اين قانون – که در ۱۱ اسفند ۱۳۱۲ به تصويب رسيد – دولت مکلف شده است از اول فروردين ۱۳۱۳ تا مدت پنج سال، ۲۵ باب دانشسراى مقدماتى و يک باب دانشسراى عالى دختران در تهران و در ولايات تأسيس کند و دانشسراى عالى پسران را تکميل نمايد.“ در اين قانون عنوان‌هاى ”آموزگار“ براى معلم ابتدائي، ”دبير“ براى معلم متوسطه و ”هنرآموز“ براى معلم هنرستان و ”استاد“ براى معلم مدسهٔ عالى و دانشگاه وضع شد. براساس اين قانون، شرط ورود به دانشسراهاى مقدماتي، داشتن تحصيلات سه سالهٔ متوسطه و شرط ورود به دانشسراهاى عالى داشتن گواهينامهٔ کامل متوسطه بود. در اين قانون مقرر شده است که ”دانشسراها بايد جملگى شبانه‌روزى و مجانى باشند و دانشسراهاى مقدماتى براى مدارس ابتدائى آموزگار و دانشسراى عالى براى دانشسراهاى مقدماتى و دبيرستان‌ها معلم تربيت کنند. رؤسا و استادان دانشسراى عالى بايد درجهٔ دکترى و رؤساى دانشسراهاى مقدماتى بايد ليسانس دانشسراى عالى داشته باشند“.
”گواهينامهٔ دانشسراهاى مقدماتى از لحاظ استخدامي، معادل ديپلم کامل متوسطه و دانشنامهٔ پايان تحصيلات دانشسراى عالى معادل با ليسانس و داراى مزاياى اختصاصى از لحاظ استخدام بوده است. به‌موجب اين قانون هريک از دانشسراها يک دبستان يا يک دبيرستانِ ضميمه خواهند داشت و شاگردان سال دوم بايد در آنجا تمرين معلمى را انجام دهند“. علاوه بر نکات يادشده، مقررات مربوط به تعهد خدمت فارغ‌التحصيلان، ميزان مقررى آموزگاران و دبيران و شرايط بازنشستگى آنان نيز تعيين شده است.
طبق آئين‌نامهٔ اجرائى اين قانون ”نخستين دانشسراهاى مقدماتى در شهرهاى تهران، تبريز، اصفهان، شيراز، کرمان، مشهد، رشت، بيرجند، رضائيه، بروجرد، کرمانشاه، اهواز و يزد تأسيس شد. ميزان پرداخت حقوق ماهانهٔ دبيران و دانشياران، بالاترين حقوق شروع خدمات دولتى تعيين گرديد“.
توسعهٔ دانشسراهاى مقدماتى و تشکيل کلاس‌هاى کمک ‌آموزگارى 
به‌موجب قانون تعليمات اجبارى مصوب ۱۳۲۲ ش دانشسراهاى مقدماتى در مناطق مختلف کشور به‌تدريج توسعه يافت و علاوه بر تأمين معلمان مدارس ابتدائى از طريق دانشسراهاى مقدماتى کلاس‌هاى کمک آموزگارى نيز برابر اساسنامهٔ مربوط تشکيل شد. هرچند براى مدت محدودى تربيت‌معلم از طريق دانشسراهاى مقدماتى متوقف شد، اين مراکز تا سال ۱۳۵۸ با تغييراتى از نظر مدت تحصيل، مهمترين مراکز تربيت و تأمين معلمان ابتدائى شهر و روستا بوده است.
دانشسراى کشاورزى و ساير مراکز تربيت‌معلم
به‌منظور تربيت آموزگاران فنى براى دبستان‌هاى کشاورزيِ روستائى در ۲۳ ارديبهشت ۱۳۲۸ اساسنامه و برنامهٔ دانشسراى کشاورزى به تصويب شوراى عالى فرهنگ رسيد. فارغ‌التحصيلان اين دانشسرا موظف بودند اصول کلى کشاورزى جديد را به‌طور علمى و عملى در قصبات و روستاها تعليم دهند.
دانشسرای تربیت‌بدنی
دورهٔ یک‌سالهٔ تربیت‌معلم
تربیت‌معلم کودکان استثنائی
دانشسراهای راهنمائی تحصیلی
دانشسرای عشایری
مراکز تربیت‌مربی کودک
تأمین معلم از طریق سپاه دانش
مؤسسهٔ تربیت‌معلم و تحقیقات تربیتی
 
دانشسراى تربيت‌بدنى 
براى تربيت آموزگاران مرد و زن مخصوص دبستان‌هاى کشور، اساسنامه و برنامهٔ دانشسراى تربيت‌بدنى در دوم مرداد ۱۳۲۷ به تصويب شوراى عالى فرهنگ رسيد. فارغ‌التحصيلان اين دانشسراها موظف بودند در مدارس ابتدائى امور ورزش و تربيت‌بدنى را به‌عهده گيرند.
دانشسراى عشايرى 
هدف از تأسيس اين مراکز، تربيت آموزگار براى تدريس در دبستان‌هاى عشايرى بوده است. اساسنامه و برنامهٔ اين مراکز در دى ماه ۱۳۳۴ به تصويب شوراى عالى فرهنگ رسيد و نخستين مرکز آن در سال ۱۳۳۵ در شيراز تأسيس شد. از شرايط ورود به دانشسراى عشايرى ايلى‌بودن، داشتن گواهينامهٔ ششم ابتدائى و قبولى در امتحان ورودى بوده است. دوره آموزش در دانشسراهاى عشايرى يک سال تمام (دوازده ماه) تعيين شده بود.
دورهٔ يک‌سالهٔ تربيت‌معلم 
به‌منظور تأمين معلمان مورد نياز دورهٔ ابتدائي، دورهٔ يک‌‌سالهٔ تربيت‌معلم در ۱۳۳۸ تأسيس شد. به‌موجب اساسنامهٔ مصوب، داشتن ديپلم کامل متوسطه در يکى از رشته‌هاى متوسطه از شرايط ورود به آن بوده است. به فارغ‌التحصيلان اين مراکز، فوق‌ديپلم داده مى‌شد. محل خدمت آنان نيز در مدارس راهنمائى تحصيلى شهر و روستا بود.
مراکز تربيت‌مربى کودک 
به‌منظور تأمين مربيان مورد نياز کودکستان‌ها و دورهٔ آمادگي، مراکز متعددى در تهران و شهرستان‌ها تأسيس شد و از سال ۱۳۵۱ به بعد گسترش يافت. از شرايط ورود به اين مراکز داشتن گواهينامهٔ ديپلم کامل متوسطه و مدت تحصيل ابتدا شش ماه و سپس يک سال تحصيلى بوده است؛ فقط بانوان مى‌توانستند در اين مراکز تحصيل کنند.
تربيت‌معلم کودکان استثنائى 
به‌منظور تربيت و تأمين معلمان کودکان استثنائي، اساسنامهٔ اين مراکز در سال ۱۳۴۷ از تصويب شوراى عالى آموزش و پرورش گذشت. داشتن ديپلم کامل متوسطه و توفيق در امتحانات ورودى از شرايط اصلى ثبت‌نام در مراکز تربيت‌معلم استثنائى بوده است. دارندگان ديپلم کامل متوسطه با گذراندن يک سال تحصيلى و به‌صورت روزانه در مدارس ابتدائى به تحصيل مى‌پرداختند.
تأمين معلم از طريق سپاه دانش 
با شروع کار سپاهيان دانش، مراکز تربيت‌معلم يک‌ساله به‌تدريج منحل شد و تدريس در مدارس سپاه دانش روستاها به‌عهدهٔ کسانى بود که به‌جاى خدمت سربازى – با ديپلم کامل متوسطه و گذراندن دورهٔ چهارماههٔ آموزشى – به اين امر مبادرت مى‌ورزيدند. 
 
دانشسراهاى راهنمائى تحصيلى 
با تغيير ساختار آموزش و پرورش در سال ۱۳۴۵ و پيش‌بينى دورهٔ راهنمائى تحصيلى در نظام آموزش و پرورش ايران، دانشسراهاى راهنمائى تحصيلى از سال تحصيلى ۱۳۴۹-۱۳۵۰ در تهران و شهرستان‌ها تأسيس شد. طبق اساسنامهٔ مصوب شوراى عالى آموزش و پرورش در اين مراکز، ابتدا رشته‌هاى تحصيلى علوم تجربي، رياضي، علوم انساني، حرفه‌وفن و زبان خارجى داير و مدت تحصيلى در اين مراکز دو سال معين شد.
مؤسسهٔ تربيت‌معلم و تحقيقات تربيتى 
در سال ۱۳۴۳ دانشسراى عالى منحل شد و به‌جاى آن سازمان تربيت معلم و تحقيقات تربيتى به‌وجود آمد. اين سازمان داراى سه مؤسسهٔ تربيت دبير، تربيت مدير و راهنماى تعليماتى و مؤسسهٔ تحقيقات و مطالعات تربيتى شد.
دانشگاه تربيت‌معلم 
در مرداد ۱۳۴۶ مجدداً دانشسراى عالى داير شد و داراى چهار مؤسسه به‌شرح ذيل بود:
۱. مؤسسهٔ تربيت دبير براى تربيت دبيران رشته‌هاى مختلف مورد نياز وزارت آموزش و پرورش

۲. مؤسسهٔ تربيت مدير و راهنماى تعليماتى 
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر

هدف تحقيق حاضر تعيين رابطه بين آموزشهاي ضمن خدمت و عملكرد معلمان تربيتبدني استان فارس بود. اين تحقيق از نوع همبستگي و
از نظر هدف كاربردي بود. جمعآوري دادهها براي عملكرد معلمان با استفاده زا پرسشنامه محققساخته و براي آموزشهاي ضمن خدمت با
استفاده از پرسشنامه ادبي (۱۳۸۳) انجام شد. 

هدف تحقيق حاضر تعيين رابطه بين آموزشهاي ضمن خدمت و عملكرد معلمان تربيتبدني استان فارس بود. اين تحقيق از نوع همبستگي و
از نظر هدف كاربردي بود. جمعآوري دادهها براي عملكرد معلمان با استفاده زا پرسشنامه محققساخته و براي آموزشهاي ضمن خدمت با
استفاده از پرسشنامه ادبي (۱۳۸۳) انجام شد. پايايي پرسشنامهها با استفاده از ضريب آلفاي كرونباخ به ترتيب با ۰/۷۶ و ۰/۸۵ تأييد شد. روايي
پرسشنامهها نيز به تأييد متخصصين مديريت ورزشي و آموزشي رسيد. جامعه آماري اين تحقيق را كليه معلمان تربيتبدني استان فارس در
سال ۱۳۹۰ تشكيل ميدادند كه تعداد آنها ۸۹۷ نفر بود. با استفاده از جدول مورگان، تعداد ۲۶۸ نفر از آنان به عنوان نمونه تحقيق و به صورت
تصادفي انتخاب شدند. از اين ميان، ۲۵۴ پرسشنامه قابل استفاد(ه ۹۵%) جمعآوري و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. روشهاي آماري مورد
استفاده در اين تحقيق شامل آمار توصيفي و آمار استنباطي ( كالموگروف اسميرنوف، ضريب همبستگي پيرسون و آزمون t مستقل) بود. نتايج
نشان داد كه بين آموزشهاي ضمن خدمت و عملكرد معلمان تربيتبدني آموزش و پرورش استان فارس رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
همچنين، بين آموزشهاي ضمن خدمت و خرده مقياسهاي كارآيي، آشنايي با وظايف، همكاري گروهي، به روز بودن و رضايت شغلي رابطه
مثبت و معناداري ديده شد. با اين حال، بين نگرش معلمان نسبت به آموزشهاي ضمن خدمت بر اساس جنسيت اختلاف معنيداري ديده
نشد. از اينرو، بهبود وضعيت آموزش و بهسازي معلمان تربيتبدني ميتواند افزايش عملكرد آنها را به دنبال داشته باشد و بنابراين نيل به
اهداف سازماني را تسهيل كند



عتیقه زیرخاکی گنج