• بازدید : 50 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۷۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ساختمان و عملکرد و پاتولوژی پوست
پوست بزرگترین ارگان در بدن است و سطحی حدود ۲ متر را می پوشاند. وزن آن حدود ۵/۲ کیلو گرم و شامل میلیون ها پایانۀ عصبی است . توانایی برای دوباره سازی خود را دارا است . بدین ترتیب اسیب های وارد به خود را ترمیم می کند. ساختمان و عملکرد آن برای نگهداری هموستاز بدن ضروری است . قبل از شناسایی بیماری های پوستی ما باید در ابتدا ساختمان و عملکرد پوست سالم را بشناسیم .
در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات بیشتری درباره فایل می دهیم
آناتومی پوست
۱- اپیدرم ۲- درم ۳- ضمائم پوست
پوست از دو لایۀ مشخص تشکیل شده است. لایۀ خارجی اپیدرم و لایۀ داخلی درم است .
اپیدرم شامل سلول هایی است که از لایۀ بازال به سطح مهاجرت می کنند. در طول این فرآیند هستۀ سلول ها از بین رفته و شکل سلول ها تغییر می کند. ضخامت این لایه بستگی به محل دارد. در کف دست  و پا این لایه خیلی ضخیم است . در اپیدرم هیچ عروق خونی  وجود ندارد و بوسیلۀ عروق خونی درم تغذیه می شود.

لایۀ دوم
ضخیم تر از اپیدرم است و شامل بافت همبند فیبروز – عضلات صاف ( چسبیده به فولیکول های مو) عروق خونی – مجاری لنفاوی و اعصاب است . بافت همبند از اپیتلیوم محافظت کرده و باعث حرکت پوست بر روی ارگان می شود 
زیر درم بافت زیر جلدی می باشد که پوست را به ارگان زیرین آن می چسباند. این لایه  ترکیبی از بافت همبند و بافت چربی است و مهمترین عمل آن نگهداری گرمای بدن می باشد.

اپیدرم از ۵ لایه تشکیل شده است 
استراتوم کورنه(Stratum corneum) یا لایۀ شاخی
۱- لایۀ استراتوم لوسیدوم  (Stratum lucidum) این لایه در همه جا وجو ندارد و فقط در قسمت های ضخیم مثل کف دست وپا دیده می شود
۲- استرانوم گرانولوزوم (Stratum granulosum)
۳- استراتوم اسپینوزوم(Stratum spinosum)  
۴- استراتوم بازال(Stratom basal)  ملانوسیت ها یا رنگدانه های پوست در این قسمت وجود دارند.

درم
شبیه اپیدرم است با این تفاوت که ضخامت آن متفاوت است. در کف دست وپا خیلی ضخیم اما در پشت چشم و اسکروتوم و پنیس  نازک است. درم به پوست خاصیت ارتجاعی میدهد که به خاطر فیبرهای الاستیک است اما در عین حال بسیار محکم است زیرا از بافت همبند فیبروز سخت تشکیل شده است. این بافت همبند در دو لایۀ مشخص یافت می شود که عبارت اند از لایۀ پاپیلری و رتیکولر
لایۀ پاپیلری ضخیم است و نزدیک اپیدرم قرار گرفته و دارای عروق خونی فراوان است،همچنین آب آن نیز زیاد است . فیبرهای کلاژن در لایۀ پاپیلری نزدیک هم هستند و فضای خالی ندارند.
لایه رتیکولر عمیق است و ۸۰% درم را تشکیل می دهد. فیبرهای کلاژن در این لایه ضخیم است و باعث قدرت و انعطاف پذیری این لایه می شود. غدد عرق ، بافت چربی ، فولیکول های مو ، اعصاب و عروق خونی در این لایه قرار دارند. 

ضمایم پوست
ضمایم پوست شامل ناخن ها ، غدد عرق ، غدد سباسه  و مو هستند

عملکرد پوست
پوست عملکرد های مهم زیادی دارد که می تواند به صورت های زیر تقسیم بندی شود
۱- محافظت ۲ – تنظیم حرارت بدن ۳- احساس ۴- تولید ویتامین D 5- نقش روانی و جنسی

محافظت : محافظت می تواند به سه گروه تقسیم شود:
۱- محافظت در برابر صدمات فیزیکی ، تروما ها  و عفونت 
۲- عملکرد ایمنی
۳- التهاب و ترمیم 
عملکرد ایمنی پوست:

سیستم ایمنی بدن به صورت پیشرفته ای می باشد این سیستم توانایی آن را دارد که عوامل خطرناکی را که وارد بدن می شوند شناسایی کند و آنان را نابود کند. علیرغم این موضوع سیستم ایمنی ما همیشه به سود بدن عمل نمی کند و گاهی اوقات باعث آسیب هایی به بدن می شود که به صورت حساسیت بروز می کند که انواع مختلفی دارد

نوع ۱ : حساسیت آنافیلاکسی سریع:
این نوع حساسیت پایۀ تمام واکنش های آلرژیک می باشد که به آتوپی معروف است .آتوپی می تواند در ده درصد مردم ایجاد شود و شامل : اگزما ، بیماری Hay Faver
، آسم  و آلرزی های غذایی می باشد.
در همۀ اینها سیستم ایمنی در معرض یک آنتی ژن خارجی که حساسیت زا می باشد قرار می گیرد که این عامل خارجی می تواند گرده گیاهان و یا مواد غذایی دریایی باشد . این آنتی ژن باعث تحریک ساخت IgE  (آنتی بادی) که معمولا” در سطح سلول ها وجود دارند می شود این سلول ها    cells  Mast نام دارند و در نقاط بخصوصی مانند بینی و
 ملتحمۀ چشم قرار دارند. در این حالت یک واکنش آنافیلاکتیک بوجود می آید . در مواقعی که بدن دوباره در معرض مادۀ حساسیت زا قرار می گیرد آنتی ژن ها خودشان را به IgE می چسبانند . واسطه های شیمیایی قوی که از سلول آزاد می شوند اغلب بصورت موضعی عمل می کنند واین باعث می شود که چشم هاو بینی دچار آبریزش شوند که این در بیماری Hay Faver یا حساسیت فصلی و خس خس سینه و سرفه ( در اثر منقبض شدن عضلات صاف نای) در آسم و اسهال در آلرژی های غذایی ایجاد می شود.

نوع ۲ Cytotoxic Hypersensivity 

در این نوع واکنش  سلول ها مورد حملۀ آنتی بادیهایی قرار می گیرند که وارد سیستم شده اند و در اثر فاگوسیتوز، یا نابود و یا دچار آسیب شده اند. یک نمونه از این حساسیت ها ناسازگاری های RH است. درطول حاملگی آسیب جفت ممکن است باعث شود که آنتی بادی های منفی جنین از سد جفتی عبور کند و به آنتی بادی های RH مثبت مادر برسد . آنتی بادی های منفی در بدن مادر تولید می شوند و در خون جریان میابد . در طول حاملگی های بعدی این آنتی بادی ها می توانند از جفت عبور کرده و باعث تخریب و همولیز اریتروسیت های جنین شود و در نتیجه جنین از بین  برود.

نوع ۳ واکنش های آلرژی کمپلکس واسطه دار

این آلرژی وقتی اتفاق می افتد که آنتی بادی های داخل جریان با آنتی ژن ها بصورت کمپلکس آلرژیک ترکیب می شوند این نوع واکنش حساسیتی عامل اصلی بوجود آوردن
بیماری گلومرو نفریت است که  یک بیماری التهابی حاصل از واکنش فعال شدن این کمپلیان هستند که معمولا” در اثر آن اسیب شدید سلولی به وجود می آید این کمپلکس های  ایمنی به دو صورت دیده می شود:
 
۱- حل شدنی: وقتی که یک تجمع آنتی ژنی وجود دارد کمپلکس های ایمنی قابل حل شکل می گیرند که میتوانند در خون منتشر شوند و ایجاد بیماری های سرم نمایند.

۲- حل نشدنی: با یک تجمع از آنتی بادی ها بین آنتی بادی ها و آنتی ژن ها یک سری رسوبات می توانند شکل گیرند که به آنها Arthus Reaction می گویند و بطور معمول در مکان های بخصوصی خصوصا” در اندام ها باعث ته نشین شدن رسوبات می شود و ایجاد واسکولیت می کنند 
در پی استنشاق یک آنتی ژن خارجی مانند گرد چوب واکنش آرتوس می تواند در داخل ریه اتفاق بیافتد واین آسیب می تواند در مجاری تنفسی ایجاد بیماری کند مانند بیماری ریة نجارها  

نوع ۴ آلرژی تأخیری:
این نوع از آلرژی فرم مجزایی از سه نوع اول می باشد که در آنها لنفوسیت های T دخالت دارند و هیچ آنتی بادی در آن شرکت نمی کند واکنش تست مانتو ( تست سل) شامل این گروه از آلرژی ها می باشد.وقتی بدن در مقابل آنتی ژن که همان باسیل سل می باشد قرار می گیرد لنفوسیت های T در مقابل این آنتی ژن ها حساس می باشد این سلول های حساس شده می توانند به صورت خفته سال های زیادی در بدن باقی بمانند وقتی بدن دوباره در معرض همان آنتی ژن قرار بگیرد مانند تزریق پروتئین توبرکولین داخل پوست این سلول های T حساس شده در مقابل آنتی ژن واکنش نشان داده و باعث تظاهرات سطحی پوست می شود. ماکروفاژها و عوامل التهابی در این محل تحت تأثیر واسطه هایی به نام لنفوکین ها قرار می گیرند این لنفوکین ها هر کدام متعلقات بی نظیری برای زیاد کردن این پروسه دارند . درجة آسیب نسج ارتباط مستقیم با حساسیت واکنش دارد در واکنش های شدید ممکن اسن نکروز بافتی بوجود آید و در موارد خفیف تر باعث واکنش پوستی شود
التهاب وترمیم:
التهاب در پاسخ نسج زنده به آسیب سلولی ایجاد می شود و ترمیم در اثر جایگزینی سلول های جدید به جای سلول های آسیب دیده و نابود شده ایجاد می شود.
تنظیم درجه حرارت:
درجه حرارت بدن بستگی به از دست دادن گرما و یا بدست آوردن آن دارد گرما به چهار طریق می تواند از دست برود و یا بدست آید :
۱ – تابش  2- انتقال یا هدایت ۳- جابجایی ۴ – تبخیر( از طریق عرق کردن و رطوبت پوست)

احساس :
پوست یک اندام حسی گسترده است که شامل تعداد زیادی گیرنده(بصورت فیبرهای عصبی) می باشد. تعدادی از این فیبر های عصبی دارای عملکرد بازدارنده می باشند و نقش محافظتی دارند مانند: حس درد ، خارش و سوزش و فشار .
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اغلب مردم فکر می کنند استخوان یک قسمت مرده از بدن انسان است. در حالیکه اینطور نیست استخوان ها مثل سایر بافت های بدن زنده اند و به مرور زمان تغییر و تحولاتی پیدا می کنند. بدن ما، در کودکی و نوجوانی مدام استخوان سازی می کند تا اینکه در حدود ۳۰ سالگی جرم و سختی استخوان های ما به حداکثر می رسند.
یک لحظه خودتان را بدون استخوان تصور کنید. در آن صورت بدن شما مثل خمیر نانوایی برروی زمین پهن می شد
ستون فقرات از ۲۴ مهره متحرک (۷ مهره گردنی ، ۱۲ مهره  پشتی، ۵ مهره کمری) و تعدادی مهره ثابت (۵ مهره ساکروم و تعدادی استخوان دنبالچه) تشکیل یافته است. این ستون آنقدر محکم است که می تواند بدن را حمایت کرده و نخاع را در درون خود به خوبی محافظت نماید، و در  مقابل تا آنجا انعطاف پذیر است که اجازه می دهد حرکات متنوعی بر حول آن انجام گیرد. این انعطاف پذیری بیشتر مدیون صفحات یا دیسک های بین مهره های متحرک (به جز دو مهره اول گردنی) و زاویه اتصال سطح مفاصل در مناطق مختلف ستون فقرات است.
هر بخشی از ستون فقرات (گردنی، پشتی و کمری) ویژگی های خاص خود را دارند. همچنین در هر بخش تفاوتهای ناچیزی به چشم می خورد.
نخاع شوکی در میان ستون فقرات محاط شده است. ریشه های عصبی از نخاع  منشعب شده و از میان سوراخهای بین مهره ای بخش های قدامی که از پدیکولهای مهره های مجاور هم تشکیل شده بیرون می آیند 
مهره گردنی 
مهره های گردنی کوچکترین مهره های ستون فقرات هستند. به شکل دوک می باشند و در مقایسه با اندازه مهره از جلو به پشت، مهره از پهلو به پهلو پهن تر است. از سوراخ های عرضی مهره ها سرخرگ مهره ای می گذرد.
اولین مهره گردنی اطلس نام دارد که به جمجمه متصل می شود. اطلس دارای جسم مهره ای نیست، اما به وسیله زائده  دندانه ای دومین مهره گردنی یا آسه (axis) نگهداری می شود. این زائده به سر و مهره اطلس اجازه می دهد تا بر روی سطوح مفصلی مهره آسه بچرخند. هفتمین مهره گردنی به طور طبیعی انحنای ملایمی دارد که از بخش قدامی محدب است. زمانیکه این مهره آسیب می بیند،  عضلات حاشیه مهره دچار اسپاسم شده و انحنای آن از میان می رود انحنای اضافی می تواند وضعیت عمومی و طبیعی ستون فقرات و لگن را دچار اختلال سازد.
عضلات گردنی 
از آنجائیکه گردن تحرک زیاد را با حفاظت کافی از نخاع توام کرده است، وجود عضلات بهم پیوسته و پیچیده و در این ناحیه به حمایت و حفاظت از گردن کمک زیادی می کنند. یک هماهنگی مشترک در استفاده از عضلات وجود دارد بطوریکه حرکت و حمایت می توانند بطور همزمان رخ دهند. برخی از عضلات مهمی که در ارتباط با حرکت مهره های گردنی فعالند به شرح زیر می باشند.
۱- Iongissimus cervicis (عضله طویل گردنی): از زوائد عرضی مهره های چهارم و پنجم پشتی شروع می شود و تا داخل زائده عرضی دومین تا ششمین  مهره گردنی ادامه می یابد. وظیفه : گردن را باز می کند.
۲- Iongissimus capitis (سری طویل): از نیمه پائینی Iigamentum nuchae و خارهای ۷c تا ۸T ادامه دارد و به زائده ماسئوئید الحاق  می گردد. وظیفه : گردن را باز کرده و سر را می چرخاند.
۳- Splenius capitis (مهره ای سری): از نیمه پائینی Iigamentum nuchae  و مهره های  7c تا ۸T ادامه دارد. یا عضله به زائده ماستوئید الحاق می گردد.
۴- Splenivs cervicis (مهره های گردنی): از مهره های ۳T 6 T ادامه دارد،و به زوائد عرضی ۱  C   تا ۳ C  ملحق می شود.
وظیفه عضلات مهره ای باز کردن گردن در موقعی است که دو طرف گردن با هم کار می کنند، زمانیکه یک طرف گردن بطور جداگانه کار می کند، سر به یک طرف کشیده شده و صورت به همان سمت می چرخد.
۵ – Iliocostalis cervicis : از زوایای شش دنده اول شروع شده و به زوائد مهره های  چهارم  تا ششم گردنی ملحق می گردد. وظیفه : گردن را باز میکند.
۶- عضلات دیگری که در رابطه با حرکات گردن می باشند عبارتند از: 
الف: ذوذنقه ای
ب: بالابرنده کتف
ج: جناغی- چنبری- پستانی (Sternocleidomastoideus)
 شبکه های عصبی مهره های گردنی 
 دو شبکه عصبی از ستون مهره های گردنی انشعاب پیدا می کند. شبکه سرویکال  که از انشعاب قدامی ۱C ، ۲C ، ۳C، ۴C، تشکیل می یابد و دارای سه شاخه اصلی کوتانئوس (پوستی) ، حرکتی، و فرنیک. شبکه براکیال از انشعاب قدامی ۵C، ۶C، ۷C، ۸C، ۱T جدا می شود و عصب تغذیه کننده اندام های فوقانی را می سازد. شبکه براکیال از ریشه هائی شکل گرفته که به هم می پیوندند و تنه ها را بوجود می آورند و سپس تقسیم می شوند تا طناب های شبکه براکیال را بسازند. از این طناب ها اعصاب اولنار،رادیال، مدیال، و ماسکولوکوتانیوس (musculocutaneous) منشعب می شوند.
گردش خون :
گردن از رگهای خونی حیاتی تغذیه می شوند  که  مغز را نیز مشروب می کنند. بخش قدامی از رگهای خونی کاروتید داخل و خارجی تشکیل شده،  در حالیکه رگهای مهره ای در بخش خلفی و از میان مهره ها می گذرند.
دفورمیتی ها 
دفورمیتی ها که به صورت  اکتسابی یا مادرزادی هستند می توانند بیانگر ناهنجاری زمنیه ای استخوان یا مفصل یا نسج نرم باشند.
دفورمیتی های مادرزادی 
دفورمیتی های با اشکال غیر طبیعی مادرزادی بنا به تعریف ، در اثر اختلال در تکامل نسج به محدوده آنها دفورمیتی ها را در زمان تولد می توان مشاهده نمود ولی برخی از آنها تا قبل از سپری شدن مدت زمانی از تولد قابل تشخیص نیستند .شدت این دفورمیتی ها از حد بسیار زیاد بطوری که منجر به مرگ جنین در داخل رحم می شوند تا حد خفیف به گونه ای که اختلال چندانی در فعالیت ساختمان مربوطه به وجود نمی آورند متغیر است . میزان شیوع دفورمیتی های مادرزادی در کشور های مختلف و نزد نژادهای گوناگون فرق می کند مثلاً در بریتانیا دو تا سه درصد از افراد دچار ناهنجاری قابل توجهی در قسمتی از بدن خود می باشند و نیمی از این ناهنجاری ها مربوط به دستگاه اسکلتی حرکتی است.
علل دفورمیتی های مادرزادی 
اختلال در تکامل ساختمان بدن می تواند به علت ناهنجاری ژنتیکی یا شرایط نامناسب محیط یا هر دو باشد متخصصین ژنتیک با مطالعه بستگان افراد بیمار و همچنین دوقولهای یکسان توانسته اند به اثر عوامل محیطی و ژنتیک در ایجاد بسیاری از ناهنجاری های شناخته شده پی ببرند .
ناهنجاری های ژنتیک نظیر جهش در یک کروموروم کامل با جهش در قسمتی از کروموزوم یا یک ژن می توانند به بروز ناهنجاری ساختمانی بینجامند . به عنوان مثال منگولیسم یا سندروم داون در اثر تریزومی کروموزوم بیست و یک به وجود می آید و اکندروپلازی به علت جهش در قسمتی از یک کروموزوم ایجاد می گردد . ناهنجاری ژنتیک ممکن است از والدین به ارث نرسد بلکه در اثر بروز جهش در سلول زاینده ایجاد شود .
شرایط نامناسب محیط تاکنون بخوبی مورد بررسی قرار نگرفته اند. مطالعات انجام شده بر روی حیوانات نشان می دهد که بسیاری از عوامل محیطی نظیر غذا، هورمون، ترکیبات شیمیایی، عوامل فیزیکی و میکرو ارگانیسمهای عفونت زا بر تکامل  ساختمان بدن اثر می گذارند و بسته به آن که عامل محیطی در چه زمانی از دوران بارداری اثر می گذارد، عضوی از بدن که عمدتاً دچار ناهنجاری می شود فرق می کند. با این  حال از میان عوامل مذکور، فقط نقش چند تا از آنها (در صورتی که در مراحل اولیه بارداری اثر بگذارند) در بروز ناهنجاریهای انسان به اثبات رسیده است. از عواملی  که تاثیر شان در بروز ناهنجاریهای انسان مشخص  شده است می توان رادیاسیون، ویروس سرخجه و داروهایی نظیر آمینوپترین و تالیدمید را ذکر کرد.
تاثیر توام عوامل ژنتیک و محیطی. بر اساس مطالعات انجام شده بر روی بستگان فرد بیمار و دو قلوها به نظر می رسد که شایعترین انواع ناهنجاریهای مادرزادی انسان به علت تاثیر توام عوامل  ژنتیک و محیطی بروز می کنند. میزان تاثیر یک عامل محیطی احتمالا بر روی جنینهای در حال رشد مختلف فرق می کند بطوری که برخی از جنینها بطور طبیعی نسبت به آن عامل مقاوم هستند و برخی دیگر نسبت به آن آسیب پذیر می باشند. با توجه به توضیحات مذکور به نظر می رسد ناهنجاری مادرزادی در موقعی بروز می کند که عامل محیطی بر روی سلولهایی که بخاطر ژنومشان نسبت به آن عامل آسیب پذیر هستند اثر کند. 
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آناتومی توصیف یا تشریح یک ساختار است، از راه جدا کردن تکه‌های مختلفی که بر هم سوار شده و آن ساختار را ساخته‌اند. واژه آناتومی anatomy از ترکیب پیشوند ana به معنای up (به مفهوم بر بالای هم سوار شده و ساخته شده و کالبد) با واژه یونانیtemnenin به معنای (بریدن و قطعه قطعه کردن) بدست آمده است. و همان مفهوم از هم جدا کردن، اجزای یک کالبد را می‌دهد. آناتومی (کالبد شناسی) انسان human anantomy عبارتست از مطالعه ساختارهایی که تن (کالبد) انسان را تشکیل می‌دهند.
در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات بیشتری می دهیم
در بیان آناتومی گفته می‌شود که مطالعه ساختار بدن انسان است. البته بیشتر آناتومیستها این را قبول ندارند چرا که آنان بیان می‌کنند این تعریف بدون در نظر گرفتن اعمال مربوط به قسمتهای مختلف بدن است. بنابراین معنی دقیق آناتومی عبارتست از مطالعه ساختمان بدن و ربط آن به اعمال قسمتهای مختلف آن ساختمان. در بررسی آناتومی ، چنانچه بررسی با چشم غیر مسلح صورت گیرد آن را کالبد شناسی درشت بین (macroanatomy) گویند.
با کمک میکروسکوپ انجام گیرد، آن را کالبد شناسی ریزبین (microanatomy) یا بافت شناسی (histology) گویند. بالاخره شناسایی بدن انسان در دوره جنینی ، جنین شناسی یا رویان شناسی embryology نامیده می‌ شود. ولی واژه آناتومی یا کالبد شناسی ، در زبان فارسی ، بیشتر بیان کننده همان ماکروآناتومی است. بررسی عملی بدن انسان که روی جسد انجام می‌گیرد، کالبد شکافی یا تشریح خوانده می‌شود. 
تاریخچه 
اولین مطالعات مربوط به آناتومی ، توسط وسالیوس که یک آناتومیست فلمنگی قرن شانزدهم می‌باشد صورت گرفت. او توانست طرحهایی از قسمتهای مختلف بدن ، با چشم غیر مسلح رسم کند. 
انواع آناتومی 
امروزه آناتومی با یک صفت استفاده می‌شود که شاخه خاصی از آناتومی را بیان می‌کند.
آناتومی عملی: بطور معمول از شناخت و درمان کلینیکی استفاده می‌شود مثل استفاده از علم آناتومی در اجرای یک آزمایش فیزیکی بر روی بدن.
آناتومی کلینیکی: مطالعه آناتومی وابسته به عمل دارو.
آناتومی مقایسه‌ای: مطالعه آناتومی ارگانیسمهای مختلف با کشیدن شباهتها و تفاوتها در رابطه با ساختار و عملکرد.
آناتومی عرضی: آناتومی‌ای که بدن را در خلاف جهت طرح بدن بررسی می‌کند.
آناتومی تکامل: مطالعه فرایندهای زیستی از لقاح تا تشکیل یک انسان بالغ. جنین شناسی نوعی از این است که بطور گسترده در رابطه با فرایندهای تکاملی که قبل از تولد اتفاق می‌افتد درگیر است.
آناتومی ماکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با چشم غیر مسلح بر روی برشهایی از قسمتهای مختلف بدن.
آناتومی میکروسکوپیک: مطالعه آناتومی با استفاده از میکروسکوپ نوری ، همچنین از میکروسکوپ الکترونی اسکن کننده نیز استفاده شده و قسمتهای کوچکتر از حد سلول را مطالعه می‌کنند.
آناتومی اعصاب: مطالعه سیستم عصبی مرکزی و محیطی.
آناتومی رادیوگرافیک: مطالعه آناتومی براساس تکنیکهای تصویرسازی مثلا تصویر برداری ، سی تی اسکن و اولتراسونوگرافی.
 

آناتومی منطقه‌ای: مطالعه آناتومی یک قسمت خاصی از بدن مثل قفسه سینه در این نوع همزمان همه سیستمهای زیستی مثل اسکلتی ، گردش خون و… و ارتباطات اعمال سیستمهای مختلف باهم و بطور همزمان در یک قسمت خاص از بدن مطالعه می‌شود.
آناتومی سطحی: آناتومی که مطالعه بر سطح خارجی بدن دارد که بخصوص در شناسایی و درمان مشکل کلینیکی مهم می‌باشد.
آناتومی مربوط به عمل جراحی: اجرا و مطالعه آناتومی بطوری که مربوط می‌شود به عمل جراحی که هدف آن ممکن است شناسایی یا درمان باشد.
آناتومی سیستمیک: مطالعه آناتومی بوسیله سیستمهای زیستی مثلا سیستم ماهیچه‌ای ، اسکلتی ، گردش خون و .. در این نوع یک سیستم زیستی بطور منفرد در کل بدن مطالعه می‌شود. 
کاربردهای آناتومی 
مقایسه آناتومی طبیعی یک انسان طبیعی با یک انسان بیمار و ارجاع بیماری به محل خاصی از بدن.
بررسی کلیه مراحل تکامل از زیگوت تا انسان بالغ.
استفاده از آناتومی در رده بندی موجودات مختلف.
استفاده از آناتومی در تعیین جنسیت جنین و ناهنجاریهای آن در سیستمهای مختلف. 
 

آناتومی کالبدشناسی 
یک شاخه از آناتومی به نام کالبد شناسی توصیفی می‌باشد که در آن بدن انسان را از جهت دارا بودن اعمال مشخصی به دستگاههای جداگانه تقسیم می‌کنند که با همدیگر ارتباط دارند. این دستگاهها به سه دسته عمده طبقه بندی می‌شوند. 
۱٫ دستگاههای ارتباطی: دستگاههای ارتباطی عبارتند از: دستگاه حرکتی (استخوانها ، مفاصل ، عضلات)، دستگاه عصبی و دستگاه حواس.
۲٫ دستگاههای تغذیه‌ای: این دستگاهها ، نیز شامل چند دستگاه است که عبارتند از: دستگاههای گوارش ، گردش خون ، تنفس ، ادراری و غدد مربوط به آنها.
۳٫ دستگاههای تولید مثلی: این دستگاهها ، شامل دستگاه تناسلی مرد و زن می‌باشد که هر یک از یک عضو اصلی به نام بیضه (در مرد) و تخمدان (در زن) بوجود آمده‌اند. که سلولهای مخصوص تناسلی (اسپروماتوزوئید و اوول) را تولید می کند و نیز تعدادی مجاری و غدد وابسته که حرکات و ترکیب و رشد سلولهای مذکور را میسر می‌سازند. 
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بافتهایی که در مسیر تابش اشعه x  قرار دارند این اشعه را با درجات مختلف جذب می کنند . این تفاوتها در تصاویر رادیو گرافی ارزشمند است ( جدول و شکل ۱-۱ )
شکستگی :
وقتی یک شکستگی باعث جدا شدگی بین قسمتهای استخوان می شود اشعه x  که از بین فاصله ایجاد شده عبور می کند بوسیله استخوان جذب نمی شود که باعث ایجاد یک خط سیاه (lucext) در رادیو گرافی می شود .
گاهی اوقات قسمتهای استخوانی می تواند بر روی هم همپوشانی ایجاد کنند که نتیجه آن افزایش ضخامت جذب    اشعه x توسط استخوان و بدنبال آن یک منطقه سفید تر ( اسکروتیک یا بادانسیته بیشتر ) در گرافی دیده می شود
□  خیلی شکستگی ها و در رفتگی ها در یک نمای منفرد قابل تشخیص نمی باشد ( شکل ۳-۱ ) بطور منطقی دو نمای استاندارد ، معمولا با دو زاویه عمود بر یکدیگر لازم می باشد.
□ نمای رادیوگرافی یک شکستگی بستگی به جداشدگی یا بر روی هم خوابیدن قطعات دارد . این مسأله همیشه رخ نمی دهد و ناگریز بعضی شکستگی ها در دو نمای استاندارد  هم دیده نمی شوند.
□  در محل هایی که تشخیص شکستگی ها مشکل می باشد بصورت روتین بیشتر از رونمای رادیوگرافی درخواست می شود . این محلها شناخته شده می باشند ( مثل یک شکستگی اسکافوثیه مشکوک )
 شواهد غیر مستقیم یک شکستگی:
علائم رادیو گرافی خاصی در بافت نرم وجود دارد که می تواند نشانگی یک شکستگی باشد.
این علائم شامل جابجایی بافت چوبی آرنج ( شکل ۹۳ و ۹۶ ) یک حضور یک سطح هوا ( زانو ، جمجمه ) می باشد .
موقعیت بیمار و مسیر تابش اشعه x 
□ دانستن موقعیت بیمار هنگام تهیه مکیشه رادیولوژی مهم می باشد . کلیشه ممکن است در وضعیت ایستاده یا خوابیده تهیه شود.
□ یک سطح مایع فقط وقتی دیده می شود که تابش اشعه x بصورت افقی صورت گیرد ( اشعه موازی با سطح باشد ) . تابش عمودی ( تابش اشعه عمود بر سطح باشد) نمی تواند سطح مایع را نشان دهد .
توصیف شکستگی :
ظاهر رادیوگرافی شکستگی نیاز به یک توصیف طبق یک الگوی ثابت دارد که با ترمینولوژی پذیرفته شده ای بکار   می رود (جدول ۱-۲ و ۱-۳ )
بعضی تظاهرات طبیعی رادیوگرافی که می تواند شکستگی را تقلید کند.
مهمترین نکته در تشخیص اینکه یافته رادیولوژی خاصی صحیح است یا خیر ارتباط آن با بالین بیمار می باشد .
مکرراً لازم است که بیمار جهت پیدا کردن تورم یا تندرنس در یک محل خاص معاینه شود تا ارتباط صحیح آن با تظاهر رادیوگرافی بررسی شود.
علائم عروقی :
عروق تغذیه کننده ممکن است بصورت یک خط سیاه (Lucezt ) در کورتکس یک استخوان بلند دیده شود .( شکل ۷-۱ ) این خط ممکن است یک شکستگی را تقلید کند .
در کلیشه یک خط عمودی که بطور مایل از میان فقط یک کورتکس استخوان ( از لبه داخلی کورتکس به لبه خارجی آن ) عبور می کند دیده می شود و یا در انتهای یکی از لبه ها بصورت یک نمای اسکروتیک ( دانس ) دیده می شود.
استخوانهای فرعی :
این استخوانهای کوچک می تواند قطعات شکستگی را تقلید کند. این استخوانها بیشتر اطراف مچ پا و پا دیده می شود .
□ استخوان فرعی یک لبه اسکلروتیک ( سفید ) کاملاً مشخص دارد ( شکل ۸-۱ ) و استخوان های مجاور استخوان فرعی کاملاً طبیعی هستند.
□  قطعه شکسته شده در یک انتها یا لبه اسکلروتیک ندارد یا نامنظم است ( شکل ۹-۱ ) معمولا یکی از استخوانهای مجاور نیز یک لبه نامنظم دارد که مطرح کننده محل اولیه قطعه شکسته می باشد 
اپی فیر و سطوح رشد
گاهی اوقات یک صفحه رشد ممکن است با شکستگی اشتباه شود . تشخیص بین طبیعی یا غیر طبیعی بودن مشکل    می باشد ( شکل ۱۰-۱ ) وقتی که تشخیص مسحل می باشد بهتر است با یک متخصص و فرد با تجربه بیشتر مشورت کرد مثلا ً اطلس reafs  می تواند مفید باشد.
دانستن آناتومی طبیعی 
تفسیر صحیح نماهای رادیولوژی بستگی به مقدار اطلاعات صحیح از اصول آناتومی استخوان دارد برای آزمودن دانش خود روی زیرنویس را بپوشانید و استخوانها یا سایر ساختمانهای مورد نظر در سه صفحه بعد را نام ببرید.
فصل دوم : جمجمه 
□ بدنبال یک آسیب خفیف به سر نیاز کمی به گرافی جمجمه می باشد . دلایل این موضوع بر اساس متا آنالیز یست مطالعه در مورد ضربه سر ایجاد شده است .
□  طرفداران استفاده کمتر از گرافی جمجمه پیشنهادی مبنی بر اینکه تمام بیماران مبتلا به ضربه خفیف به سر باید جهت سی تی اسکن ارجاع شوند ندارند.
یک نکته اساسی این است که سی تی اسکن  فقط در بیمارانی اندیکاسیون دارد که شرایط بالینی آنها مطرح کننده یک دلیل منطقی مبنی بر امکان حضور خونریزی داخل مغزی قابل درمان می باشد .
□ تفسیر یک گرافی جمجمه در شیرخواران و کودکان دچار ضربه به سر مشکلاتی را ایجاد می کند . افتراق یک سوچو راز شکستگی ، یا یک شکستگی ازسوچور فرعی ، بسیار مشکل است .
یک اطلاع اساسی از موقعیتها و ظاهر عمومی این سوچورها در کاهش تعداد این تشخیصها اشتباه کمک می کند.

آناتومی:
خیلی مشکلات به این دلیل اتفاق می افتد که یک ظاهر طبیعی و نرمال می تواند با یک انیورمالینی اشتباه شود.
□ سوچورهای طبیعی و سوچورهای فرعی :
□ سه سوچور بزرگ : لامبدولید                   کورونال Coronal ،ساژیتال Sagital ( شکل ۲-۴ و ۵-۲ )
□ سوچورهای کوچکتر اطراف استخوانهای ماستوئید
سوچورهای فرعی شایع در بعضی شیرخواران و کودکان کوچکتر دیده می شود .
سوچور  metopic 
شایع ترین سوچور فرعی که در بالغین دیده می شود ( شکل ۶-۲ )
□ آثار عروقی : تأکید بر 
محل های شکافها و مارکرهای عروقی شایع 
تظاهرات رادیوگرافی که می تواند در تشخیص بین یک شکستگی و مارکر عروقی افتراق بدهد ( جدول ۱-۲ ) 
سینوس استئوئید طبیعی :
در کودکان جوان هواگیری نشده است 
در بالغین محتوی هوا می باشد مقدار هواگیری این سینوس که در افراد مختلف کاملاً متفاوت است که باعث تظاهرات مختلف رادیوگرافی می شود ( شکل ۷-۲ ).
□ آسیبها در بالغین و کودکان بزرگتر 
تشخیص یک نمای غیر طبیعی آسان است . فقط چهار حالت وجود دارد که نشان دهنده شکستگی است که یکی از آنها خیلی نادر است .
گرافی ها باید طبق یک روش سیستماتیک بررسی و کنترل شوند .
نگاه سیستماتیک به گرافی جمجمه سه مرحله ای می باشد :
مرحله ۱: 
بررسی دقیق محلی که با محل تروما مطابقت دارد . از یک نور روشن یا ( درورایک یک پنجره ) اگر لازم است باید استفاده شود .
مرحله ۲ : 
دنبال سه حالت غیر طبیعی مهم بگردیم :
□ شکستگی خطی ، بصورت یک خط سیاه (Lucent ) دیده می شود ( شکل ۹-۲ و ۱۲-۲ )
□ شکستگی فرو رفته ( depressed ) یک منطقه سفید داسن یا خطوطی موازی سفید که مربوط به Overlap یا چرخش قطعات شکسته شده می باشد ( شکل ۱۱-۲ و ۱۲-۲ ) 
□ سطح مایع در سینوس اسفنوئید . این حالت در گرافی نیم رخ ( اترال ) هنگامی که تابش اشعه x بصورت افقی باشد دیده می شود .

سطح مایع :
۱- نشاندهنده خونریزی یا Cst داخل سینوس می باشد و نشاندهنده شکستگی قاعده جمجمه است .
۲- ممکن است تنها یافته غیر طبیعی در گرافی باشد . تشخیص  سطح مایع می تواند بر Maragment مؤثر باشد به این صورت که شکستگی که سینوس اسفنوئید را در گیر کرده است یک شکستگی ترکیبی باشد.
مرحله ۳ : بدنبال یک یافته غیر طبیعی نادر باشید هوای Intracramfial ( داخل جمجمه) :
در جستجوی یک منطقه سیاه ( لونست ) در هر کدام از موقعیتها ی زیر باشید :
در ناحیه فرونتال ، در Basal Cisterne ، بین سولکوس های مغزی و بربطن های طرفی ( شکل ۱۶-۲ ) 
در زمینه یک ضربه به ظاهر خفیف سر ، حضور هوای داخل جمجمه نشان می دهد که یک شکستگی سینوس فرونتال یا سینوس x اسفنوئیه وجود دارد .
صدمات در شیرخواران و T.DDLER
ارزیابی گرافی جمجمه در یک نوزاد ، شیرخوار ، کودکان سنین مدرسه نیازمند یک بررسی مرحله به مرحله موشکافانه و دقیق می باشد . 
در نظر گرفتن شرایط بالینی بسیار مهم می باشد تا نه چیزی از قلم بیفتد و نه یک آسیب غیر ترمایی (  NAS) به اشتباه تشخیص داده شود .
سوال : این یک سوچور است یا یک شکستگی ؟
اصول عمومی ۱ :
سوچورهای پهن در نوزادان طبیعی است .
یک سوچور طبیعی جمجمه ، یک سوچور فرعی ، یا یک استخوان کرمی شکل ( Wormian ) می تواند یک شکستگی را تقلید کند.
سوچورهای فرعی شایع هستند و قسمتی از رشد و نمو طبیعی می باشند.
آگاهی از موفقیت و ظاهر سوپورهای فرعی شایع ، می تواند در کاهش اشتباهات تشخیص کمک کند .
تهیه گرافی در شیرخواران خیلی مشکل می باشد . نمای Townes  ( جهت بررسی تروما به ناحیه اکسی پوت ) و یا نمای AP فرونتال ( جهت بررسی تروما به سایر قسمتها ) مکرراً دچار اشتباه تکنیکی می شوند که معمولاً سرکمی چرخش دارد .
اصول عمومی دوم : 
سن بسته شدن یک سوچور فرعی در افراد مختلف متفاوت است .
سوچورهای فرعی در بعضی از نوجوانان و همچنین گاهی بالغین نیز باقی می ماند ( شکل ۶-۲ ) 
موقعیت سوچورهای نرمال و سوچورهای فرعی شایع ( جدول ۲-۲ ) در شکل های ۳۵-۲ و ۱۷-۲  مشخص شده است.
افراد مختلف اسمها و کلمات مختلفی را جهت توصیف سوچورها بکار می برند .
ارزیابی بالینی جهت بررسی گرافی جمجمه در شیرخواران و نوجوانان (  ToDDLENS )
اول : محل ضربه را بررسی کنید .
بدنبال شواهد یک شکستگی طبق مرحله اول و دوقسمت اول مرحله دوم بررسی که در بالغین ذکر شد باشید.
دوم : ارزیابی نمای فرونتال :
□ دنبال سوچور لامبدوئید Lambdoid  باشید.
دیدن یک یا چند استخوان wormon ( کری ) بسیار شایع می باشد و یک یافته طبیعی به حساب می آید . این استخوانها یک منطقه کوچک از جمجه ( و گاهی تا یک تا دو سانتیمتر ) می باشند که بطور کامل با سوچور احاطه   می شود. 
سوچور لامبدوئید Lambdoid   سوچور ساژتال را در خط وسط قطع می کند.
در نمای فرونتال سوچور سوچورساژتیال  معمولا کوتاه دیده می شود .
□  در جستجوی سوچورساژتیال باشید.
وقتی که سوچور ساژتیال ،سوچور کرونال ، سوچور ساژتیال تمام شده است اگر این سوچور تا زیر این نقطه ادامه یابد بیمار دارای سوچور متوپیک ( metopic   ) است .
این سوچور فرونتال را به دو نیم تقسیم می کند ( شکل ۱۹-۲ و ۲۰-۲ ) سوچور  metopic شایعه ترین سوچور فرعی در کودکان است که گاهی تا سن بلوغ و بعد از آن نیز پابرجا می ماند .
□  استخوان پریتال را بررسی کنید.
آیا سوچور فرعی پریتال وجود دارد ؟
بین تمام سوچورهای فرعی اینها یکی از سوچورهایی هستند که بیشتر از بقیه ایجاد سردرگمی و اشتباه می کنند این سوچورها ممکن است کامل یا ناکامل باشد ( شکل ۲۱-۲ و ۲۲-۲ و ۳۱-۲ ) و می تواند در نمای فرونتال دیده شوند .
ارزیابی نمای Towne’s :
□ استخوان اکسی پوت را بررسی کنید دنبال سوچورهای طبیعی بگردید ( شکل ۲۴-۲ ). ممکن است سوچورهای فرعی نیز دیده شوند .
سوچور Mendosal : میتواند در هر دوطرف دیده شود . کامل یا ناکامل باشد که بیشتر ناکامل است ( شکل ۲۵-۲ و ۲۶-۲ ).
سوچورهای ناکامل جانبی و خط وسط : این سوچورهای فرعی خیلی نادر می باشند این سوچورها از لبه خلفی فورامن مگنوم به طول cm 2-1  ادامه دارند .
این سوچورها معمولا فقط در نمای Towne’s که با کیفیت خوب تکنیکی تهیه شده باشد دیده می شوند . 
محل اشتباه و خطا :
ظهور یک سوچور  Squaxosal  طبیعی در نمای فرونتال یا Towner’s میتواند فرد را گیج کند به این دلیل که در یک طرف جمجمه بصورت مماس قرار داشته و می تواند یک شکستگی خطی را تقلید کند .
تشخیص اشتباه شکستگی هنگامی که دو سوچور Squaxosal  بصورت غیر قرینه رشد می کنند و یا بیمار کمی در هنگام تهیه کلیشه چرخش دارد بیشتر روی می دهد .
سوم : ارزیابی نمای لترال ( شکل ۲۸-۲ ) 
سوچورساژتیال در این نماد با توجه به موازی بودن سوچور با فیلم معمولاً دیده نمی شود و به همین دلیل سوچور metopic  هم دیده نمی شود.
اگر بیمار مختصر چرخش داشته باشد دو شیار سوچور کرونال و همچنین سوچورهای لامبدوئید ( Lambdoid ) بصورت دو خط موازی دیده می شود ( شکل ۲۹-۲ ).
سوچورهای فرعی پرتیال در این نماد بهتر دیده می شوند ( شکل ۳۱-۲ و ۳۳-۲ ) 
بدنبال سوچور لامبدوئید  Lambdoid  بگردید همانطور که این سوچور به کف جمجمه ( در حدود استخوان ماستوئید ) نزدیک می شود سوچور پیچیده تر بنظر می رسد ( شکل ۲۹-۲ و ۳۳-۲ ).
این ظاهر پیچیده به دلیل هم پوشانی سوچورهای اکسیپتیو ماستوئید طبیعی در سمت راست و چپ ایجاد می شود .
( Pccip.tamestoid ) 
همچنین در پشت محل این پیچیدگی و بالای سوچور لامبدوئید  ( Lambdoi- )یک سوچور طبیعی وجود دارد و گاهی نیز ممکن است یک سوچور فرعی دیده شود.
چهارم :
همیشه سه اصل را بکار ببرید:
هرگاه که یک خط سیاه ( لوسنت )  در گرافی جمجمه یک کودک یا شیرخوار تشخیص داده شد باید در دو گرافی ( رخ و نیم رخ ) با ۰ در دو نمای رخ و نیم رخ این خط کنترل و بررسی می شود .شکل (۳۶-۲ ) که این نماها تکمیل کننده یکدیگر می باشند .
یافته های رادیو لوژیکی باید با شرح حال و معاینه فیزیکی بیمار ارتباط داشته باشند .
خیلی دقت کنید که زود و سریع قضاوت نکنید . پیگیری وقت نظر داشتن یک ضایعه غیر طبیعی می تواند کمک کننده باشد .
وقتی که یک ضایعه غیر طبیعی تشخیص داده شد احتیاط و پیگیری کامل و آگاهانه لازم است .
فصل سوم : صورت
اصول رادیو گرافی 
قسمت میانی صورت و  چشم 
تعداد نماهای رویتن در مراکز بیمارستانی مختلف متفاوت است .
گرافی های شایع 
معلوما یک پروتکل که شامل دو نما می باشد بکار می رود .
□ رادیوگرافی Upward فرونتال زاویه دار                           نمای occiptonental  ( OM ) ( شکل ۱-۳ )
□  یک نمای OM با افزایش مقدار بالا بودن صورت  نمای OM30°  (شکل ۲-۳ ).
روشهای جایگزین:
۱- فقط یک نمای om  استفاده شود .
۲- یا یک نمای OM30° یا۱۵° om گرفته شود .
یک گرافی که زاویه آن به بالا باشد می تواند خیلی شکستگی ها را رد کند .
گرافی نیم رخ ( لتدال ) بلا استفاده می باشد و هیچ کاربرد خاصی ندارد.
روی هم افتادن استخوان باعث می وشد که ارزیابی آناتومی رادیو گرافی در این نما مشکل باشد . در عمل ،گرافی نیم رخ نمی تواند اطلاعات مهمی در شروع ارزیابی به یک ترو، و ضربه به اطلاعات ها اضافه نماید .
مندبیل:
□ خیلی از مراکز تجهیزات لازم برای تهیه یک نمای توموگرافی unwrappel ازتمام مندبیل را دارا می باشند  (شکل ۳-۳)که به عنوان OPG (Orthepanfomegra )شناخته می شود .

عتیقه زیرخاکی گنج