• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تفاوت های آناتومیکی و فیزیولوژیکی در رابطه با کارایی جسمی افراد، به آسانی قابل تشخیص نبوده و نیاز به مطالعه و تحقیق تجربی است. از آنجا که موفقیت ورزشکار در اجرای مهارت¬های پیشرفته، به تیپ بدنی و اندازه بدنی او وابسته است و به لحاظ اینکه قابلیت جسمانی- حرکتی به عنوان عامل پایه و اساسی جهت شرکت در فعالیت های ورزشی و کسب موفقیت در آنها محسوب می شود، بنابراین فهم و درک عواملی نظیر ساختمان بدن، تیپ بدنی و تعادل که از عوامل آمادگی جسمانی می باشند از اهمیت خاصی برخوردار است. شناخت این عوامل در میان دانشجویان و هدایت آنان به یک رشته ورزشی متناسب با تیپ بدنی و ترکیب بدنی و تعادل آنان، می تواند به موفقیت نسبی آنها در اجرای مهارت¬های آن رشته و احساس پیروزی در آن ورزش خاص منجر گردد
) مبانی نظری تحقیق
تعادل ایستا در افراد از تعامل سیستم های مهم درگیر ایجاد می گردد. پایداری و تعادل در برخی کتاب ها مترادف یکدیگر به کار می رود در صورتی که این دو اصطلاح دارای معانی متفاوتی می باشند. در ادامه، به تعاریف و شرح مطالب در ارتباط با تعادل و پایداری و کنترل وضعی بدن و کاربرد شاخص های آنتروپومتریک خواهیم پرداخت.

۲-۲-۱) کنترل پوسچرال 
کنترل پوسچرال یک اصطلاح کلی است که در توصیف مجموعه پیچیده ای از توانائی¬های متعدد استفاده می گردد. یک کنترل پوسچرال مطلوب نه تنها به توانايی حفظ ایستادن معمولی بلکه به حفظ ثبات در زمان بهم خوردن تعادل یا در زمان حرکت دادن فعال یک اندام یا کل بدن مانند عمل دسترسی یا قدم زدن نیاز دارد (۹۵). بر این اساس، کنترل پوسچرال شامل کنترل موقعیت بدن در فضا برای حفظ تعادل و جهت گیری پوسچرال  است. جهت گیری به معنای توانایی حفظ رابطه مناسب بین قسمت های مختلف بدن و محیط برای انجام یک کار است و در واقع راستای فعالی از تنه و سر را در رابطه با جاذبه، سطح اتکاء، محیط بینایی و منابع درونی درگیر می سازد (۳۰).
تعادل پوسچرال نیز هماهنگی راهبردهای حرکتی را در ثابت نگه داشتن مرکز ثقل بدن، هم در طول آشفتگی های خودبخودی ثبات و هم آشفتگی هایی که از خارج بر ثبات وارد می شود، درگیر می سازد (۶۹). حفظ و کنترل بدن، یا در وضعیت پویا (تعادل دینامیک) یا وضعیت ایستا (تعادل استاتیک) است (۳۰). کنترل پوسچرال یا تعادل از دید ایستایی، به عنوان توانایی در حفظ سطح اتکاء با کمترین حرکت و از دید پویایی، به عنوان توانایی در انجام یک تکلیف همراه با حفظ وضعیت پایدار می باشد (۳۸). یک سیستم پایدار سیستمی است که حرکت آن حتی در زمانی که دچار تلاطم می شود از مسیر مطلوب خارج نگردد. یک جسم زمانی پایدار است که مرکز ثقل   (COM)روی
سطح اتکاء آن باقی بماند (۳۰).
سه عامل مربوط به اصول تعادل عبارتند از: ۱- مر کز ثقل ۲- خط ثقل ۳- سطح اتکاء  (BOS).
– در هر شیء یک مرکز ثقل وجود دارد. در اشکال هندسی این عامل دقیقاً در مرکز شیء واقع است و در اشیاء متقارن مانند بدن انسان مرکز ثقل در خلال حرکت بطور مداوم تغییر می کند. مرکز ثقل بدن ما در جهت حرکت یا وزن اضافی نیز جابجا می شود. مرکز ثقل یک کودک ایستاده در حالت مستقیم تقریباٌ در بالای کمر بین جلو و عقب بالاتنه است (۱۴). 
فعالیت¬هایی که در آن مرکز ثقل در یک وضعیت پایدار باقی می ماند نظیر ایستادن روی یک پا یا بالانس روی سر، به عنوان فعالیت¬های تعادلی ایستا شناخته می گردند. چنانچه مرکز ثقل دائماٌ جابجا شود مانند طناب بازی، راه رفتن یا غلت جلو، این فعالیت¬ها حرکات تعادلی پویا می باشد (۱۴).
– خط ثقل یک خط فرضی است که بطور عمودی از مرکز ثقل به مرکز زمین رسم می گردد. رابطه درونی مرکز ثقل و خط ثقل با سطح اتکاء درجه استواری بدن را تعیین می کند (۱۴).
– سطح اتکاء بخشی از بدن بوده که در تماس با سطح حمایتی قرار می گیرد. چنانچه خط ثقل در محدوده سطح اتکاء قرار گیرد بدن در تعادل خواهد بود و چنانچه خارج از آن قرار گرفت تعادل به هم خواهد خورد. هرچه سطح اتکاء عریض تر باشد استواری نیز بیشتر است. همان گونه که می توان دریافت استواری با دو پا بیش از یک پا است. فردی که با وضعیت پاهای نزدیک به هم ایستاده، برای به هم خوردن تعادل بسیار مستعدتر است نسبت به فردی که با وضعیت پاهای اندکی باز ایستاده است. هرچه مرکز ثقل به مرکز سطح اتکاء نزدیک تر باشد استواری نیز بیشتر است. وضعیت پا به منظور افزایش سطح اتکاء در جهت حرکت منجر به افزایش استواری می گردد. این اصل با وضعیت پای دونده ای که برای توقف تلاش می کند و یا دریافت کننده ای که سعی در دریافت و کنترل یک شیء سنگین دارد نمایان می شود (۱۴). 
پس، تعادل توانایی حفظ تصویر COM در محدوده BOS است که از آن با عنوان محدوده پایداری نام برده می شود. در وضعیت ایستاده، محدوده پایداری ناحیه حد فاصل لبه های خارجی پاها است که در تماس با زمین قرار دارند. در این محدوده هاست که بدن می تواند وضعیت خود را بدون تغییر سطح اتکاء حفظ کند. محدوده پایداری ثابت نیست و بسته به نوع وظیفه و وضعیت بیومکانیکی فرد و جنبه های متنوع محیط تغییر می کند. حفظ تعادل یک فرایند پویاست و شامل ایجاد وضعیت ثبات بین نیروهای پایدارکننده و برهم زننده پایداری است. برای مثال، هر فرد به طور مستمر تلاش می کند از نیروی عضلانی برای کنترل وضعیت  COM استفاده کند. در وضعیت ایستاده در زیر هر یک از پاها مرکز فشار  (COP)  جداگانه ای قرار دارد. COP خالص، بین پاها قرار می گیرد و بستگی به وزنی دارد که هر یک از پاها تحمل می کند. برای حفظ وضعیت ایستاده پا، باید با حرکت قسمتهای مختلف بدن، COM را جابجا کنیم و یا اندازه سطح پایه حمایت کننده را (مثلاً با برداشتن یک قدم) تنظیم نمائیم (۳۰).
هرگاه برآیند نیروهای وارد بر یک جسم صفر باشد آن جسم در حال تعادل خواهد بود. در واقع هنگامی که نیروهای موافق و مخالف تعادل بطور مساوی وجود داشته باشند جسم از تعادل برخوردار خواهد بود حال چنانچه عاملی یکی از نیروها را کم یا زیاد نماید تعادل به هم می خورد. به طور کلی تعادل یک جسم به عوامل زیر بستگی دارد: 
الف- وضعیت و طرز قرارگرفتن خط ثقل نسبت به محدوده سطح اتکاء
ب- وزن جسم
ج- ارتفاع مرکز ثقل در رابطه با سطح اتکاء
مرکز ثقل انسان در حدود ۵۵ درصد پوسچر از کف پاها قرار گرفته است. این نقطه از فردی به فرد دیگر متفاوت است، برای مثال مرکز ثقل زنان کمی پایین تر از مردان قرار گرفته است. بنابراین می توان گفت که زنان از تعادل بیشتری برخوردارند (۱۲).
در رابطه با وزن جسم نیز می توان گفت که چاقی فرم و شکل بدن (ژئومتری) را تغییر داده و حجم و توده سگمان های مختلف را افزایش می دهد و یک سری محدودیت های عملکردی برای فرد ایجاد می کند که این محدودیت ها با فعالیت های روزانه در ارتباط بوده و سبب کاهش تحرک و عملکرد فرد می شود. یکی از این محدودیت های ایجاد شده در رابطه با کنترل تعادل می باشد به طوری که کنترل تعادلی مناسب، عامل مهمی در جلوگیری از زمین خوردن ها می باشد چرا که نقایص تعادل به عنوان عوامل خطرزای جدی جهت زمین خوردن ها شناسایی شده اند. وقتی که یک شخص چاق تسلیم یک حرکت نوسانی کوچک و طبیعی به سمت جلو می شود، توزیع غیرطبیعی چربی بدن در ناحیه شکم (مرکز وضعیت توده نسبت به مفصل مچ پا) باعث کاهش ثبات و افزایش گشتاور مچ پا می شود که نیاز بدست آوردن دوباره تعادل می باشد. لذا افراد چاق هنگام مواجه شدن باآشفتگی های پوسچرال، به جهت اینکه گشتاور مچ پا را خیلی سریع تر تولید کرده و با افزایش گشتاور تعادل خود را بهبود می بخشند، در معرض بیشتر خطر سقوط نسبت به افراد کم وزن تر هستند (۷۲). 

۲-۲-۲) سیستم های کنترل پوسچر و عوامل حفظ تعادل 
ولاکوت، شاموی-کوک (۱۹۹۰) اظهار نمودند که جهت دستیابی به اهداف تعادلی، عوامل عصبی چندگانه و عوامل بیومکانیکی هماهنگ با یکدیگر عمل می کنند. آنها فهرستی از اجزای مختلفی که احتمالاً نقش مؤثری را در کنترل تعادل فرد دارند تهیه کردند. این عوامل عبارتند از: ۱- همکاری پاسخ های عضلات پوسچرال ۲- دستگاه های بینایی، دهلیزی و حسی پیکری ۳- دستگاه های سازگاری ۴- قدرت عضلانی ۵- دامنه حرکتی مفصل ۶- ظاهر بدنی (۱۴).   
همکاری پاسخ های عضلات پوسچرال، مربوط به زمانبندی و توالی حرکتی گروه های عضلانی مختلف جهت تعادل و کنترل پوسچر است. حفظ وضعیت قائم کنترل شده شاید نیازمند فراخوانی چندین گروه عضلانی در اندام فوقانی و تحتانی برای تنظیم روان تعادل در شرایط حرکتی مختلف است. دستگاه بینایی نیز اطلاعات با ارزشی را در مورد وضعیت بدن از محیط فراهم می آورد. دستگاه های دهلیزی و حسی پیکری نیز درون داد حسی را در مورد وضعیت بدن و سر در رابطه با جاذبه و آگاهی از وضعیت مفاصل فراهم می آورند (۱۴). هنگامی که تغییراتی در نیازهای تکلیف یا ویژگی های محیطی رخ دهد، دستگاه های سازگاری موجب اصلاح درون داد حسی و برون داد حرکتی می 
گردند. به منظور حفظ یک وضعیت پوسچرال خاص یا کنترل بهبود و بازیابی مجدد تعادل در زمان از دست رفتن آن، به قدرت عضلانی کافی مچ پا، زانو و ران بسیار نیاز است. دامنه حرکتی مفاصل مختلف بدن نیز چگونگی آزادی حرکتی یا محدودیت های حرکتی را هنگامی که حرکت نیازمند درجه بالایی از تعادل است تعیین می کند و سرانجام عناصر ظاهرشناسی بدن شامل: قد، مرکز جرم، طول پا و توزیع وزن بدن می باشند که بر عملکرد بیومکانیکی حفظ پایداری مؤثرند (۱۴).
 بطور کلی، کنترل پوسچرال مستلزم تعامل پیچیده سیستم های عضلانی- اسکلتی و سیستم عصبی است. جزء عضلانی- اسکلتی شامل دامنه حرکتی مفصل، انعطاف پذیری ستون فقرات و رابطه بیومکانیکی بین قسمت¬های مختلف بدن است (۲۰، ۳۷).
اجزای عصبی لازم برای کنترل پوسچرال عبارتند از: 
الف) فرایندهای حرکتی شامل پاسخ های هماهنگ  عصبی- عضلانی
ب) فرایندهای حسی شامل سیستم های بینایی، سیستم دهلیزی و سیستم حس عمقی بدن
ج) مراکز هماهنگ کننده بالاتر (سیستم عصبی مرکزی) که برای تبدیل اطلاعات حسی به فرمان حرکتی عمل می کنند.
 نیازهای کنترل تعادل با توجه به نوع عمل و محیط متفاوت اند. توانایی کنترل وضعیت بدن در فضا برای انجام کارها مهم می باشد (۳۷). 
هر وظیفه دارای یک جزء جهت گیری و یک جزء تعادل است. با این حال پایداری و جهت گیری با توجه به نوع عمل و محیط فرق می کند. عمل نشستن روی صندلی و مطالعه مستلزم ثابت نگه داشتن سر و نگاه روی مطلب است. بازوها و دست ها با جهت گیری مناسب، کتاب را در موقعیت مناسب برای سر و چشم قرار می دهند. پایداری در این عمل ساده است چون تماس بدن با نشیمن و پشتی صندلی، سطح اتکاء بسیار بزرگی را ایجاد می کند. بر عکس، عمل ایستادن و خواندن کتاب از نظر جهت گیری وضعیت سر، چشم ها، بازوها و کتاب تقریباً همان است ولی حفظ تعادل در اینجا پیچیده تر است که شامل حفظ مرکز ثقل در یک محدوده کوچکتر سطح اتکاء (پاها) است. بالاخره آنکه فردی که در یک اتوبوس در حال حرکت ایستاده است دائم در حال حفظ تعادل خود است زیرا حرکت اتوبوس این تعادل را به طور مستمر تهدید می کند. حفظ تعادل در اینجا پیچیده تر است که به دلیل ماهیت تغییر یابنده و غیر قابل پیش بینی تهدید می شود. در این مورد نیازها لحظه به لحظه فرق می کند و تطابق مستمر سیستم پوسچرال را می طلبد. بنابراین می توان شاهد بود که با وجود نیاز به کنترل پوسچرال، نیازهای مربوط به جهت گیری و تعادل بسته به نوع عمل و محیط متفاوت است. به همین دلیل راهبردهای مورد استفاده برای نیل به کنترل پوسچرال می بایست با نیازهای متنوع محیط و عمل سازگار شوند (۳۷).

۲-۲-۳) کنترل حرکتی وضعیت ایستا  (بی حرکت)
در وضعیت ایستاده و بی حرکت، نوسانات پوسچرال بطور طبیعی وجود دارد. چند عامل به ثبات فرد در این وضعیت کمک می کنند. نخست، راست قرارگرفتن بدن اثر نیروهای جاذبه را به حداقل می رساند. دوم، تون عضلانی که بدن را از افتادن در اثر کشش نیروهای جاذبه حفظ می کند. سه عامل اصلی که به تون عضلانی طی ایستادن کمک می کنند عبارتند از:
الف- سفتی ذاتی خود عضلات (قوام طبیعی عضله)
ب- تون عضلانی که به سبب تحریک عصبی به طور طبیعی وجود دارد (مهار و تحریک گیرنده های عمقی)
ج- فعال شدن عضلات ضد جاذبه (الگوهای خودکار حرکتی) (۱۰۱، ۱۰۴).
قوام طبیعی باید به اندازه کافی بالا باشد تا بدن را در مقابل نیروی کششی جاذبه حمایت کند و حرکات را آغاز نموده و کنترل نماید اما نه به اندازه ای که مانع حرکت شود.
گیرنده های عمقی تحریکی و مهاری اجازه بخش¬های معین بدن را می دهند در حالی که نسبت به حرکت سایر بخش های به صورت گزینشی هماهنگ و کنترل می شود. الگوهای حرکت خودکار که شامل واکنش های صحیح است زمینه لازم را برای تمامی حرکات اختیاری فراهم می کند
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود پایان نامه بررسی رابطه بین برخی ویژگی های آنتروپومتریک با تعادل در سطوح متفاوتی از دشواری-دانلود رایگان تحقیق بررسی رابطه بین برخی ویژگی های آنتروپومتریک با تعادل در سطوح متفاوتی از دشواری-دانلود رایگان پایان نامه بررسی رابطه بین برخی ویژگی های آنتروپومتریک با تعادل در سطوح متفاوتی از دشواری-پایان نامه بررسی رابطه بین برخی ویژگی های آنتروپومتریک با تعادل در سطوح متفاوتی از دشواری

این فایل قابل ویرایش می باشد وشامل موارد زیر است:


) بیان مسأله 
تعادل ناشی از حفظ مرکز ثقل بدن در داخل سطح اتکاء می باشد (۱۴). سطح اتکاء ناحیه ای است که حدود ثبات را معرفی می نماید. یک سطح اتکای کوچک با بی ثباتی در ارتباط است. برای افرادی که بطور قرینه می ایستند، سطح اتکاء تقریباً معادل با نمای بیرونی کناره های خارجی پاها می باشد و افرادی هم که با پنجه راه می روند سطح اتکای محدود شده ای به ناحیه زیر کف پا نزدیک به انگشتان دارند (۹۲).
 تعادل برای برقراری امنیت در بسیاری از فعالیت های روزمره زندگی از جمله ایستادن، چرخیدن، برداشتن اشیاء و فعالیت های ورزشی ضروری می باشد (۷۴، ۷۵). تعادل ضعیف نیز یک عامل خطرساز بزرگی برای زمین خوردن می باشد. توانایی تنظیم کردن جاذبه (سازگار شدن با جاذبه)، پیش نیازی برای هر حرکت مي باشد. لذا دو نوع پاسخ تعادلی اصلاحی و حمایتی وجود دارد. پاسخ های اصلاحی، موازنه بدن را در هر وضعیت مستقیمی حفظ می کنند. این نوع پاسخ، توالی های ویژه و مجزای انقباضات عضلانی را در مچ پا، زانو و لگن درگیر می سازد. پاسخ های حمایتی، زمانی که تعادل از دست می رود اتفاق می افتند و تلاش در به حداقل رساندن اثر یک زمین خوردن حتمی را دارد. بازکردن حمایتی اندام های فوقانی، نمونه ای از پاسخ حمایتی است که در جذب اثر زمین خوردگی عمل می کند. پاسخ های حمایتی، متفاوت از پاسخ های اصلاحی می باشند و شامل: بازکردن و دور نمودن اندام ها یا قدم برداشتن در جلوگیری از سقوط می باشد (۹۲).   
 کنترل تعادل پدیده ای است که از طریق دو مکانیسم پس خوراند  و پیش خوراند  اتفاق می افتد. تحت شرایط پس خوراند، فرد توسط سیستم های حسی نسبت به مورد تهدید قرارگرفتن تعادل خود، آگاه می گردد. در طول فرایند پیش خوراند، پاسخ های تعادلی به همراه حرکات ابتکاری برنامه ریزی می گردند (۹۲).
عملکرد سیستم تعادلی بدن و هماهنگی سیستم عصبی- عضلانی جهت حفظ وضعیت مطلوب در زمان مناسب و اجرای موفقیت آمیز هر نوع مهارت جسماني ضروری است (۷۸). بطوری که تنظیم بیومکانیکی پوسچرال طبیعی این اجازه را به فرد می دهد که حرکات کارآمد و ظریفی را برای پاسخ های تعادلی ایجاد نماید و خشک نگه داشتن بدن را که غالباً مشاهده شده، به حداقل برساند (۹۲). بنابراین، برای ایجاد یک پاسخ تعادلی مناسب نیازمند وارد عمل شدن یا همکاری سیستم های دیگری نیز هستیم. این سیستم ها عبارت از سیستم حسی- پیکری، سیستم بینایی، سیستم دهلیزی و سیستم اسکلتی- عضلانی هستند (۹۲، ۲۱، ۶۵). به عبارت دیگر، سلامت سیستم های عنوان شده برای ایجاد واکنش تعادلی مناسب و عملکردی ضروری می باشد (۹۲، ۲۱، ۹۹). به عنوان مثال، برای جلوگیری از افتادن به سمت عقب نیازمند یک سیستم عصبی مرکزی سالم که توالی صحیح، نیرو و زمانبندی انقباضات عضلانی را برنامه ریزی می کند هستیم (۹۲). اختلال در سیستم تعادل، شانس بروز صدمات و آسیب های مختلف را در فعالیت های روزمره و یا فعالیت های ورزشی افزایش می دهند. وجود ارتباط بین آسیب هایی مانند کمردرد، گردن درد مزمن، درد مچ پای مزمن، استئوآرتریت زانو، آتاکسی، نابینایی و غیره با نارسایی تعادلی مشاهده شده است (۲۱). 
از عوامل تأثیرگذار بر تعادل می توان به تفاوت های بیومکانیکی در آنتروپومتری بدن اشاره کرد (۱۴). تفاوت آنتروپومتری سبب دشواری نسبی حفظ تعادل در کودکان در مقایسه با بزرگسالان می شود. مرکز ثقل کودکان نسبت به سطح اتکاء در مقایسه با بزرگسالان بالاتر قرار می گیرد و همین مشخصه سبب بی ثباتی بیشتر در کودکان می شود (۱۴). 
وزن بدن نیز، پیشگوی قوی ثبات پوسچرال می باشد (۷۲). چاقی سبب مشکلات پزشکی جدی شده که کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین، هنگام رویارویی با استرس ها و آشفتگی های وضعیتی روزانه، افراد چاق به ویژه آن دسته که یک توزیع غیرطبیعی چربی را در ناحیه شکم دارند نسبت به افراد کم وزن تر، در معرض خطر بالاتر زمین خوردن هستند. تمام این مطالعات بر این عقیده استوارند که وزن زیاد می تواند منجر به کنترل تعادل ضعیف تری گردد و ارتباط خطی قوی بین میزان از دست دادن وزن و بهبود کنترل تعادل وجود دارد (۷۲). در تلاش های بعدی جهت توضیح ماهیت پیشرفت کنترل پوسچرال، محققان شروع به ارزیابی تأثیر ویژگی های آنتروپومتریک از قبیل: قد، وزن و شاخص توده بدن  (BMI) به علاوه عوامل مطالعه شده قبلی سن و جنس کردند (۷۸). ویلیامز  (1983) در بررسی تفاوت های جنسی و سنی در اجرای تعادل دریافت که تعادل در سن ۳ تا ۱۸ سالگی افزایش می یابد. اگرچه مشکل موجود مربوط به مقایسه مستقیم اطلاعات بسیار زیادی است که در مورد تعادل وجود دارد. شاخص های اندازه گیری بسیاری در رابطه با ارزیابی تعادل ایستا و تعادل پویا، طی سالیان زیاد بکار رفته اند در نتیجه مقایسه بین اطلاعات امکان پذیر نمی باشد. اگرچه ممکن است به این نتیجه برسیم که تعادل با افزایش سن در دوره کودکی و نوجوانی پیشرفت می کند. علاوه بر این دختران در خصوص تعادل ایستا و پویا در طول دوره کودکی از پسران بهترند لیکن در دوره نوجوانی دیگر هیچ برتری نسبت به پسران ندارند (۳).
لبیدوسکا و سویسکا ، نقش سن، جنس، قد و توده بدن را بر روی توانایی حفظ ایستادن ایستا برای سنین ۷-۱۸ سال ارزیابی کردند و هیچ تفاوتی را بین زنان و مردان برای هر کدام از متغیرها یافت نکردند. علاوه بر این، آنها عدم ارتباط بین پارامترهای نوسانی (کل مسیر، طول نوسان چه در صفحه افقی و چه در صفحه عرضی و سرعت نوسان) و ویژگی های آنتروپومتریک، در زمانی که از آزمودني ها خواسته شده بود که ایستادن ایستای خود را همراه یا بدون بازخورد بینایی حفظ کنند و همچنین روابط ضعیف و منفی بین سن و پارامترهای نوسانی در زمان ارائه بازخورد به آنها گزارش نمودند (۹۵). در مطالعه مشابهی از نوسان پوسچرال با ایستادن ایستا، ادنریک و ساندستت ، شدت نوسانی بزرگتری را در پسران نسبت به دختران زیر ۱۰ سال یافتند. قد و وزن هم در دختران ارتباطی با نوسان نداشتند و در پسران هم فقط بیانگر ۲۰% از تغییرپذیری نوسان بود (۱۰۹). به طور کلی، یک فقدانی از عقیده اکثریت قریب به اتفاق در رابطه با تأثیر سن، جنس و ویژگی های آنتروپومتریک بر میزان پیشرفت کنترل پوسچرال وجود دارد (۹۵).
دستکاری دشواری تکلیف در تحقیق حاضر نیز بر اساس تحقیقات قبلی و آزمایش هایی که شرایط تعادلی با سطوح دشواری مختلف داشتند، صورت گرفته است. مثلاً ایستادن بر روی یک سطح سخت در مقابل ایستادن بر روی یک فوم اسفنجی، ثابت و نوسان دار کردن صفحه تعادل سنج، ایستادن روی یک پا در مقابل ایستادن روی دو پا و گذاشتن یک صفحه لاستیکی باد شده بر روی صفحه تعادل سنج. از آنجائی که تعادل و قامت با سطوح دشواری ارتباط دارد و از طرف دیگر نیز، تعادل با سطح اتکاء پاها رابطه مستقیمی دارد لذا در این تحقیق دشواری تکلیف را با محدود کردن سطح اتکاء ایجاد نموده و تعادل افراد را مورد ارزیابی قرار داده ایم و اینکه آیا در افراد ویژگی های آنتروپومتریک موردنظر،  با تعادل در سطوح مختلفی از دشواری ارتباط دارد؟
۱-۳) ضرورت و اهمیت تحقیق
با توجه به تحقیقات و مطالب ارائه شده فوق می توان به عدم توافق قریب به اتفاق تحقیقات در زمینه تأثیر ویژگی های آنتروپومتریک با تعادل پی برد. چنانچه در تحقیقی ارتباطی بین سن، جنس، قد و توده بدن با تعادل دیده نشده (۹۵) و در تحقیقی دیگر این ارتباط به صورت ضعیف مشاهده شده است (۱۰۹). همچنین در تحقیقات گذشته، جامعه مورد مطالعه افراد بین سنین ۶-۱۹ سال بوده است. شاید این اختلاف سنی و دامنه وسیع سنی باعث ایجاد تضاد در نتایج مطالعه شده است. مسلماً تعادل یک کودک ۷ ساله با تعادل یک فرد ۱۹ ساله متفاوت بوده و قابل مقایسه با یکدیگر نیستند. بنابراین در این تحقیق سعی شده است با محدود كردن دامنه سني، متغیرهای جدیدتر و کلی تر و روش کار دقیق تر به رفع نقایص تحقیقات قبلی کمک شود.
از طرفی، در تمامی رشته های ورزشی دارا بودن تعادل از ارزش بسیار بالایی برخوردار است به خصوص در رشته هایی که نیاز به تعادل دینامیک و ایستا دارد؛ مانند رشته ورزشی ژیمناستیک که اغلب حرکات آنان در خارج از سطح اتکاء بدن آنان انجام می گیرد. لذا ضرورت ایجاب می نماید تا با بررسی دقیق تر شاخص های تعادل ایستایی و مقایسه آن با افراد سالم غیرورزشکار به نکات تازه ای در این مورد دست یابیم. اندازه گیری ابعاد بدنی در ورزش های مختلف از با ارزش ترین مفاهیمی است که در جهت درک ترکیبات بدن ورزشکاران در سطوح مختلف اجرایی مورد استفاده قرار می گیرد. گذشته از این، اندازه گیری اندام ها می تواند ارتباط بین ساختار فیزیکی بدن و ساختارهای بیومکانیکی و فیزیولوژیکی با مقاطع ژنتیکی را مشخص سازد (۱۱).
با توجه به مطالب عنوان شده، ضرورت ایجاد تعادل در کارهای روزمره و فعالیت های ورزشی بدیهی به نظر می رسد. بنابراین، پرداختن به این موضوع و تحقیق در این باره می تواند پاسخ گوی بسیاری از سؤالات و برطرف کننده بسیاری از نواقص در زمینه مکانیسم های تعادلی، اهمیت تعادل و عوامل تأثیرگذار بر تعادل باشد. در این تحقیق، توجه اصلی بر روی اندازه گیری برخی ویژگی های آنتروپومتریک و ارتباط آن با شاخص های تعادل به خصوص شاخص نوسان می باشد. نکته ای که این تحقیق را از سایر تحقیقات متمایز می کند تداخل تکلیف تعادلی در سطوح مختلفی از دشواری در تعادل است.
۱-۴) اهداف تحقیق 
۱-۴-۱) هدف کلی:
بررسی رابطه بین برخی ویژگی های آنتروپومتریک با تعادل در سطوح متفاوتی از دشواری
۱-۴-۲) اهداف ویژه:
۱- تعیین ارتباط بين میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با قد
۲- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با وزن
۳- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با BMI
۴- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با طول پا
۵- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با طول ران
۶- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با طول ساق پا
۷- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با طول کف پا 
۸- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با پهنای پنجه 
۹- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن معمولی روی دو پا با پهنای پاشنه 
۱۰- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستاده، پاها در یک راستا با قد
۱۱- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستاده، پاها در یک راستا با وزن
۱۲- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستاده، پاها در یک راستا با BMI
۱۳- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستاده، پاها در یک راستا با طول پا
۱۴- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستاده، پاها در یک راستا با طول ران
۱۵- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستاده، پاها در یک راستا با طول ساق 
۱۶- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشاردر حالت ایستاده، پاها در یک راستا با طول کف پا
۱۷- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستاده، پاها در یک راستا با پهنای پنجه
۱۸- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشاردر حالت ایستاده، پاها در یک راستا با پهنای پاشنه
۱۹- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن روی یک پا با قد
۲۰- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن روی یک پا با وزن
۲۱- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن روی یک پا با BMI 
۲۲- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن روی یک پا با طول پا
۲۳- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن روی یک پا با طول ران
۲۴- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن روی یک پا با طول ساق پا
۲۵- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن روی یک پا با طول کف پا
۲۶-تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشاردر حالت ایستادن روی یک پا با پهنای پنجه 
۲۷- تعیین ارتباط بین میزان جابجایی مرکز فشار در حالت ایستادن روی یک پا با پهنای پاشنه

۱-۵) فرضیه های تحقیق
۱- بین قد با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۲- بین وزن با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۳- بین BMI با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۴- بین طول پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۵- بین طول ران با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۶- بین طول ساق پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۷- بین طول کف پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۸- بین پهنای پنجه با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۹- بین پهنای پاشنه با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن معمولی روي دو پا، رابطه وجود دارد.
۱۰- بین قد با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستاده، پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد.
۱۱- بین وزن با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستاده، پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد.
۱۲- بین BMI با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستاده، پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد.
۱۳- بین طول پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستاده، پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد.
۱۴- بین طول ران با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستاده، پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد.
۱۵- بین طول ساق پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستاده، پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد. 
۱۶- بین طول کف پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستاده، پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد.
۱۷- بین پهنای پنجه با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن با پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد.
۱۸- بین پهنای پاشنه با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستاده، پاها در یک راستا، رابطه وجود دارد..
۱۹- بین قد با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد.
۲۰- بین وزن با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد.
۲۱- بین BMI با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد.
۲۲- بین طول پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد.
۲۳- بین طول ران با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد.
۲۴- بین طول ساق پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد. 
۲۵- بین طول کف پا با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد.
۲۶- بین پهنای پنجه با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد.
۲۷- بین پهنای پاشنه با تعادل آزمودنی ها در حالت ایستادن روی یک پا، رابطه وجود دارد. 
۱-۶) پیش فرض های تحقیق
معمولاً فرض های تحقیق بر اساس پیش فرض هایی بنا شده است که پژوهشگر وقوع آنها را محقق دانسته است. پیش فرض های تحقیق حاضر به شرح ذیل می باشد:
هیچ یک از شرکت کنندگان، اطلاعات نظری و عملی در رابطه با تکلیف مورد استفاده در تحقیق را ندارند.
بنابر اظهار شرکت کنندگان، تمام آزمودنی ها هنگام شرکت در آزمون از سلامت کامل خصوصاً در ارتباط با حس حرکت و تعادل و حس بینایی برخوردارند.
تمام شرکت کنندگان در هنگام انجام تکلیف تمام سعی خود را به کار خواهند گرفت.
شرایط مختلف مربوط به آزمایش برای همه شرکت کنندگان یکسان خواهد بود.
افراد شرکت کننده، دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد می باشند.
زمان برگزاری آزمون برای تمام شرکت کنندگان یکسان و پیش از ظهر در نظر گرفته شده است.

۱-۷) محدودیت های تحقیق
۱- عدم کنترل خصوصیات ژنتیکی و ویژگی های خلقی که ممکن است در اجرای افراد مؤثر باشد.
۲- عدم کنترل کامل خصوصیات محیطی مانند: تغذیه، فعالیت روزمره، استراحت، وضعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و بهداشتی.
۳- احتمال تمرین ذهنی برخی از آزمودنی ها خارج از چارچوب تمرین.





۱-۸) نحوه رعایت نکات اخلاقی
۱- این تحقیق چه از لحاظ مداخله و چه از لحاظ روش های اندازه گیری، خطر و رنج و آسیبی در بر نداشت.
۲- موافقت آگاهانه از آزمودنی ها اخذ گردید.
۳- کلیه آزمودنی ها در صورت تمایل مختار بودند که هر زمان اراده کنند از ادامه آزمون ها انصراف داده و از تحقیق خارج شوند.

۱-۹) تعریف واژه های عملیاتی
تعادل : حفظ راستای پوسچر بدن، به طوری که خط عمودی پوسچر بدن از مرکز ثقل و مرکز سطح اتکاء بگذرد. تعادل دو جنبه دارد: الف)جهت راستای پوسچر ب) حفظ این جهت به طور عمودی با حداقل نوسانات (۹). در این تحقیق منظور از تعادل، حفظ وضعیت بدن بر روی تعادل سنج دیجیتالی با درجه دشواری مشخص به مدت ۲۰ ثانیه می باشد.
جابجایی مرکز فشار : یک مقیاس کلی اجرا است که نشان دهنده میزان انحرافات از هدف (نقطه تعادل) می باشد (۱۹)، و توسط انقباضات عضلانی که با استفاده از اطلاعات حسی سه سیستم بینایی، دهلیزی و حس عمقی ارسال شده به دستگاه عصبی مرکزی، کنترل می شود. این اطلاعات حسی در دستگاه عصبی مرکزی هم پوشانی می شوند و تعادل بدن حفظ می شود (۶۵). در این تحقیق، جابجایی مرکز فشار به صورت شاخص نوسان (سانتی متر) به عنوان یکی از خروجی های دستگاه تعادل سنج، پس از اجرای هر کوشش ۲۰ ثانیه ای در هر یک از شرایط می باشد.
آنتروپومتریک : به معنای علم اندازه گیری ابعاد بدن می باشد (۳).
ویژگی های آنتروپومتریک : عوامل مکانیکی که شامل هر دو ویژگی های شخصی و محیطی بوده و محدوده های ثبات پوسچرال را مشخص می سازند. ویژگی های آنتروپومتریک به طور کلی شامل: قد، وزن، طول اندام، محیط اندام و پهنای اندام می باشد (۷۸). خصوصیات بدنی مورد نظر در این تحقیق شامل: قد، وزن، شاخص توده بدن، اندازه های اندام تحتانی (طول اندام تحتانی، طول ران، طول ساق پا) و اندازه های کف پا (طول کف پا، پهن ترین قسمت پهنای پنجه، پهن ترین قسمت پهنای پاشنه) می باشد.
قد: قد یک شاخص بزرگی از اندازه طبیعی بدن و طول استخوانی می باشد (۱۱۰). 
در این تحقیق، اندازه گیری قد با متر نواری که به دیوار ثابت شده انجام می گیرد.
وزن: رایج ترین متغیر آنتروپومتریک بوده و معمولاً با دقت کافی نیز اندازه گیری می شود که این دقت نیز با توجه به جزئیات تکنیک اندازه گیری به دست می آید. وزن یک اندازه ترکیبی از برآورد کل بدن می باشد

عتیقه زیرخاکی گنج