• بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آيات ۴۱ و ۴۲ سوره بقره 
۴۱٫ وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ وَ لا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ. 
۴۲٫ وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ. 
۴۱٫ و بدانچه نازل كرده‏ام ـ كه مؤيد همان چيزي است كه با شماست‏ ـ ايمان آريد؛ و نخستين منكر آن نباشيد، و آيات مرا به بهايي ناچيز نفروشيد، و تنها از من پروا كنيد. 
۴۲٫ و حق را به باطل درنياميزيد، و حقيقت را ـ با آنكه خود مي‏دانيد ـ كتمان نكنيد. 
در شأن نزول اين آيات آمده كه: «حي بن اخطب و كعب اشرف» و ساير علماء يهود از جانب يهوديان داراي مقرري بودند و از آن ارتزاق مي‌نمودند و نمي‌خواستند منافع آنها به خاطر نبوت پيامبر از بين برود؛ به همين جهت آياتي را كه در تورات بود و از پيامبر در آن ذكري شده بود تغيير و «ثمن قليل» كه در اين آيه شريفه ذكرشده همان مقرري احبار است. 
 
آيات ۷۵ تا ۷۷ سوره بقره 
۷۵٫ أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ. 
۷۶٫ وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ. 
۷۷٫ أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ. 
۷۵٫ آيا طمع داريد كه [اينان‏] به شما ايمان بياورند؟ با آنكه گروهي از آنان سخنان خدا را مي‏شنيدند، سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف مي‏كردند، و خودشان هم مي‏دانستند. 
۷۶٫ و [همين يهوديان‏] چون با كساني كه ايمان آورده‏اند برخورد كنند، مي‏گويند: «ما ايمان آورده‏ايم‏.» و وقتي با همديگر خلوت مي‏كنند، مي‏گويند: «چرا از آنچه خداوند بر شما گشوده است‏، براي آنان حكايت مي‏كنيد تا آنان به [استناد] آن‏، پيش پروردگارتان بر ضد شما استدلال كنند؟ آيا فكر نمي‏كنيد؟» 
۷۷٫ آيا نمي‏دانند كه خداوند آنچه را پوشيده مي‏دارند، و آنچه را آشكار مي‏كنند، مي‏داند؟ 
اين آيات در مورد يهودياني است كه وقتي اشخاص مثل سلمان، ابوذر و مقداد را ملاقات مي‌‌نمودند مي‌گفتند: ما هم مانند شما ايمان آورديم، چون اوصاف پيامبر شما را خداوند در تورات براي ما بيان فرموده است و وقتي با يكديگر خلوت مي‌نمودند بزرگترهاشان به آنها مي‌گفتند اين چه كاري بود كرديد و چه اظهاري بود به مسلمان نموديد؛ شما نبايد اوصاف پيامبرشان را كه در تورات آمده به آنها خبر مي‌داديد تا در پيشگاه خداوند با شما محاجّه نكنند و نگويند شما اوصاف و علايم او را دانستيد و مشاهده و تطبيق نموديد، پس چرا ايمان نياورديد و اطاعت نكرديد. 
آيه ۸۹ سوره بقره 
۸۹٫ وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ. 
۸۹٫ و هنگامي كه از جانب خداوند كتابي كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد، و از ديرباز [در انتظارش‏] بر كساني كه كافر شده بودند پيروزي مي‏جستند؛ ولي همين كه آنچه [كه اوصافش‏] را مي‏شناختند برايشان آمد، انكارش كردند. پس لعنت خدا بر كافران باد. 
در شأن نزول اين آيه نقل شده كه يهوديان در كتب خود ديده بودند كه مكان هجرت حضرت محمد (ص) ما‌بين دو كوه «عير و احد» است كه در دو طرف مدينه قرار دارد به همين خاطر از سر‌زمين خويش بيرون آمدند و به جستجوي سر‌زمين مهاجرت پيامبر پرداختند و به كوهي به نام «حداد» رسيدند و گمان كردند كه اين همان كوه احد است، به همين دليل در آنجا پراكنده شدند و مسكن گزيدند؛ ولي بعد متوجه شدند، مدينه سر‌زميني است كه ميان دو كوه احد و عير قرار دارد پس به برادران خود و ساير يهود نوشتند كه ما دارالهجرة را يافتيم شما هم به سوي ما كوچ كنيد و خودشان هم به مدينه نقل مكان نمودند و ماندند تا آنكه يكي از پادشاهان يمن به نام تُبع به قصد تسخير مدينه حركت كرد و آنجا را محاصره نمود و اينها با او سازش كردند و سبب اقامت خودشان را به او گفتند و او دو طايفه اوس و خزرج را مأمور به اقامت در مدينه نمود براي آنكه وقتي پيامبرآمد او را ياري كنند. آن دو قبيله پس از چند سال زياد شدند و معترض اموال يهود شدند. يهوديان به آنها مي‌‌گفتند وقتي پيامبر مبعوث شود شما را از ديار خود بيرون مي‌كنيم و اموالمان را پس خواهيم گرفت؛ ولي وقتي پيامبر مبعوث شد اوس و خزرج كه به نام انصار معروف شدند به پيامبر ايمان آوردند و يهود كافر شدند. 
به اين دليل كه آنها از نسل حضرت اسحاق بودند و پيامبر از نسل حضرت اسماعيل و آنها حسد بردند و تسليم وسوسه شيطان شدند. و علماءِ آنها هم براي حفظ مقامات خودشان انكار اوصاف پيامبر را در تورات نمودند. 
آيات ۹۷ و ۹۸ سوره بقره 
۹۷٫ قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ. 
۹۸٫ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ. 
۹۷٫ بگو: «كسي كه دشمن جبرئيل است [در واقع دشمن خداست‏] چرا كه او، به فرمان خدا، قرآن را بر قلبت نازل كرده است‏، در حالي كه مؤيد [كتابهاي آسماني‏] پيش از آن‏، و هدايت و بشارتي براي مؤمنان است‏.» 
۹۸٫ هر كه دشمن خدا، و فرشتگان و فرستادگان او، و جبرئيل و ميكائيل است [بداند كه‏] خدا يقينا دشمن كافران است‏. 
زماني كه پيامبر وارد مدينه شد «عبدالله‌بن صوريا» كه يكي از علماي يهود بود خدمت آن حضرت رسيد و سؤالات چندي نمود و مي‌خواست نشانه‌هايي را كه دليل بر نبوت پيامبر بود جستجو نمود. يكي از سؤالات او اين بود كه اي محمد خواب تو چگونه است؟ پيامبر فرمود: چشمم خواب است و دلم بيدار گفت: راست گفتي و پس از سؤالات متعدد ديگر گفت: يك سؤال باقي مانده اگر به آن جواب درست بدهي به تو ايمان مي‌اوريم. بگو نام آن فرشته‌اي كه بر تو نازل مي‌ شود چيست؟ پيامبر فرمود: جبرئيل. ابن‌ صوريا گفت: جبرئيل دشمن ماست چون دستورهاي مشكل در مورد قتل و جنگ مي‌آورد اما ميكاييل هميشه واسطه سرور و راحت است اگر او براي تو وحي مي‌آورد ما به تو ايمان مي‌آورديم. پيامبر (ص) فرمود: واي بر تو، جبرئيل و ميكائيل دو ملك مأمور به امر پروردگار هستند. اگر امري را خداوند مقرر فرموده باشد تقصير جبرئيل چيست؟ هركس با جبرئيل دشمن باشد با ميكائيل هم دشمن است. 
آيه ۱۰۴ سوره بقره 
۱۰۴٫ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ. 
۱۰۴٫ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، نگوييد: «راعنا»، و بگوييد: «انظرنا»، و [اين توصيه را] بشنويد؛ و [گر نه‏] كافران را عذابي دردناك است‏. 
در اوايل اسلام هنوز بعضي از مسلمانان انس به احكام و معارف اسلامي نگرفته بودند و زماني كه پيامبر آيات الهي را براي آنها بيان مي‌كرد از ايشان مي‌خواستند كه آهسته‌تر سخن بگويد و گاهي عرض مي‌كردند «راعنا» كه يعني حال ما را رعايت فرما. يهود در اين زمان فرصتي به دست آورده و اين كلمه را وسيلة جسارت قرار دادند، چون اين كلمه در لغت آنها دشنام بود؛ مانند اينكه بگويند؛ بشنو كه هرگز نشنوي. و اين كلمه را تكرار مي‌كردند و مي‌خنديدند و مي‌گفتند: اگر تا به حال محمد را در خفا دشنام مي‌داديم بعد از اين علناً ناسزا مي‌گوييم و بعضي كلمة راعينا مي‌گفتند كه به معني چوپان ما است و پيامبر را مورد خطاب قرار مي‌دادند تا اينكه سعدبن معاذ انصاري متوجه غرض آنها شد و تهديد به قتلشان نمود. پس اين آيه نازل شد كه خطاب به اهل ايمان است كه به جاي لفظ راعنا، بگويند: «انظرنا»، يعني لطف به سوي ما فرما تا يهود نتوانند وسيلة استهزا و اهانت به پيامبر را فراهم نمايند. 
آيه ۱۰۸ سوره بقره 
۱۰۸٫ أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ. 
۱۰۸٫ آيا مي‏خواهيد از پيامبر خود همان را بخواهيد كه قبلا از موسي خواسته شد؟ و هر كس كفر را با ايمان عوض كند، مسلما از راه درست گمراه شده است‏. 
نقل شده كه «وهب‌بن زيد و رافع‌بن حرمله» خدمت پيامبر آمدند و گفتند: از طرف خدا براي ما نامه‌اي بياور تا آن  را بخوانيم و ايمان بياوريم و يا براي ما رودهايي جاري فرما تا از تو اطاعت كنيم. بعضي گفته‌اند گروهي از پيامبر خواستند خدا را به آنها بنماياند تا ايمان آورند.  همان تقاضايي كه بني‌اسرائيل از موسي داشتند و گروهي از آن حضرت تقاضا كردند براي آنها بتي قرار دهد تا آن را پرستش كنند. پس اين آيه نازل شد و به آنان پاسخ گفت. 
آيه ۱۱۳ سوره بقره 
۱۱۳٫ وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْ‏ءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْ‏ءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ. كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ. 
۱۱۳٫ و يهوديان گفتند: «ترسايان بر حق نيستند.» و ترسايان گفتند: «يهوديان بر حق نيستند» ـ با آنكه آنان كتاب [آسماني‏] را مي‏خوانند. افراد نادان نيز [سخني‏] همانند گفته ايشان گفتند. پس خداوند، روز رستاخيز در آنچه با هم اختلاف مي‏كردند، ميان آنان داوري خواهد كرد. 
در شأن نزول اين آيه آمده كه قومي از يهود و جماعتي از نصاري نزد پيامبر آمدند و گفتند: اي محمد بين ما حكم كن. آن حضرت فرمود: شرح حال خودتان را بيان كنيد. جماعت يهود گفتند: ما ايمان به خداوند يگانة حكيم داريم و اولياء او هستيم و نصاري بهره‌اي از دين حق ندارند سپس نبوت عيسي و كتاب او انجيل را انكار كردند و مسيحيان نيز همين مقوله را نسبت به يهود عرضه داشتند و پيامبر فرمود: همه شما دو فرقه به خطا و باطل رفته‌ايد و فسق و تجاوز از دين حق نموده‌ايد؛ پس آنان عرضه داشتند چگونه ما كافر و فاسقيم با آنكه خداوند در دست ماست و آن را تلاوت مي‌نماييم. پيامبر فرمود: شما با تورات و انجيل مخالفت كرديد و بر طبق آن عمل ننموديد. سپس اين آيات نازل شد و آنها را به خاطر گفتار باطل‌شان سرزنش نمود. 
آيه ۱۱۴ سوره بقره 
۱۱۴٫ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعى فِي خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ. 
۱۱۴٫ و كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا، نام وي برده شود، و در ويراني آنها بكوشد؟ آنان حق ندارند جز ترسان‏- لرزان در آن [مسجد] ها درآيند. در اين دنيا ايشان را خواري‏، و در آخرت عذابي بزرگ است‏. 
در روايتي آمده كه اين آيه دربارة قريش است كه پيامبر را از دخول در مسجدالحرام بعد از ورود آن حضرت به مكه معظمه منع كردند. و بعضي گفته‌اند آيه دربارة مسيحياني است كه با يهوديان جنگيدند و تورات را آتش زدند و بيت المقدس را خراب كردند و مردارها را در آن ريختند. و بعضي گفته‌اند منظور آيه مكان‌هايي است كه مسلمانان در مكه براي انجام نماز داشتند ولي بعد از مهاجرت پيامبر و مسلمانان به مدينه مشركان آنها را نابود كردند. 
آيه ۱۱۵ سورة بقره 
۱۱۵٫ وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ. 
۱۱۵٫ و مشرق و مغرب از آنِ خداست‏؛ پس به هر سو رو كنيد، آنجا روي [به‏] خداست‏. آري‏، خدا گشايشگر داناست‏. 

عتیقه زیرخاکی گنج