• بازدید : 71 views
  • بدون نظر

درباره حل مشكل بحران هويت با تكيه بر علومى چون روانشناسى، جامعه شناسى و… مى توان به راهكارهاى متعدد رسيد. 

•۴۷ درصد دختران و ۲۴ درصد پسران آرزو دارند كه از جنس مخالف باشند؛ از سويي ديگر تنها ۳۵ درصد جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال (۳۴ درصد پسران و ۳۶ درصد دختران) به مرحله طبيعي دستيابي به «هويت همسر گزيني» رسيده و ۶۵ درصد ديگر هنوز در حد تعليق، توقف و اغتشاش هويت هستند.
•رئيس سازمان ملي جوانان : ۶۷ درصد جوانان اميد به زندگي و توانايي و قدرت مقابله با مشكلات، ۵۸ درصد از اعتماد به نفس و عزت نفس بالا، ۵۳ درصد گرايش بالاي از خود بيگانگي و ۵۱ درصد نگرش بد بينانه‌اي به ديگران دارند. 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

نهادهای سیاستگذار در حوزه ازدواج طی روزهای اخیر نسبت به تاخیر سن ازدواج هشدار داده و حتی برخی آمارهای مربوط به طلاق را نگران كننده خوانده اند .كاهش ازدواج و تمایل نداشتن جوانان به زندگی زناشویی و روی آوردن به زندگی غیرطبیعی تجرد، فاجعه بزرگی برای جهان بوده كه دامنگیر انسان قرن ما شده است. این وضعیتی است كه در واقع خود ما و اجتماع به وجود آورده‌ایم و از آسمان بر سر ما نباریده و از زیر زمین هم سر بر نیاورده است و ما هستیم كه بر اساس چشم و همچشمی‌ها، پیشداوری‌های نادرست، محاسبات غلط و گرفتاری در چنگال یك سری عادات كوركورانه آن را بنا نهاده‌ایم. اگر تصمیم بگیریم می‌توانیم این وضع را تغییر دهیم و طرحی نو بنا نهیم، طرحی كه بر اساس واقعیات و مفاهیم اصلی زندگی تنظیم شده باشد، نه بر پایه اوهام و خیالات غلط و در این صورت نه بن بستی در كار بوده و نه معجزه‌ای نیاز است. جامعه ما در عصر حاضر به دلیل وجود برخی موانع شاهد فرار جوانان از ازدواج و تشكیل خانواده است
گر بخواهیم به صورت تیتر وار به برخی از مشكلات و موانع اشاره كنیم می‌توانیم از مواردی چون:
۱٫ لازم دانستن شغل و مسكن مناسب
۲٫ رسومات مالی پرخرج
۳٫ لازم دانستن زندگی تجملاتی و پرزرق و برق كه گاهی توسط فیلمهای سیما تشدید می‌شود
۴٫ عدم اهتمام لازم از سوی خانواده‌ها نسبت به ازدواج فرزندانشان
۵٫ عدم توافق پدر و مادر و بهانه جوییهای آنها
۶٫ زود دانستن ازدواج برای تازه جوانان
۷٫ عدم اظهار نیاز به ازدواج توسط جوانان
۸٫ ضعف انگیزه و یا عدم انگیزه برای ازدواج
۹٫ ترس از ازدواج
۱۰٫ اعتقاد به اینكه با وجود خواهر یا برادر بزرگتر نوبت به بعدی نمی‌رسد
۱۱٫ اهمیت بیش از حد به تحصیل
۱۲٫ مشكل پسندی 
۱۳٫ آزادیهای غلط و گریز از مسئولیت
۱۴٫ تقدس بیجا و تعصب غلط
۱۵٫ مشكل در انتخاب همسر
یاد كنیم.
یكی از راهكارها، تغییر نگرش عمومی از طریق رسانه‌ها است كه مبتنی بر توقعات نابجای اقتصادی است. وظیفه رسانه‌ها و انسانهای فكور و شخصیتهای دلسوز اجتماعی در این زمان، القای دید واقع گرایانه به اقشار مختلف اجتماع در زمینه ازدواج است كه با توجه به عدم امكان فراهم شدن اموری از قبیل شغل و مسكن مناسب برای اكثر جوانان تا سالیان متمادی، نمی‌توان توقع حل این مشكل را از راه اقتصادی در كوتاه مدت داشت. باید خود جوان باور كند كه با تعلل و تاخیر انداختن ازدواج جوانی را از دست می‌دهد..حجت الاسلام علی كریمی مسئول واحد احیای سنتهای حسنه در معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم درباره راهكار‌های ترویج ازدواج در كشور می‌گوید: «تنها راه برون رفت از بحران ازدواج فعلی كشور برگشت به سنتهای دین و تعالیم قرآن در زمینه ازدواج است. ریشه مشكل ازدواج جوانان تفكرهای فرهنگی جامعه است. در اصل ازدواج و لزوم آن برای جوانان شكی نیست، زمانی كه جوان به سن ازدواج می‌رسد تمایل دارد كه تشكیل خانواده بدهد ولی موانع مختلفی در این راه مانند تجمل‌گرایی و باب شدن رسومات خاص در بین خانواده وجود دارد. باید مشكل ازدواج جوانان را ریشه‌ای دید، هم اكنون بین ۱۳ تا ۱۴ میلیون جوان در آستانه ازدواج در كشور داریم كه عملا امكان فراهم كردن امكانات مالی برای برگزاری مراسم آبرومند چند میلیون تومانی، جهیزیه‌های گران قیمت، شغل مناسب و مسكن برای آنها نیست. در این زمینه هرچه قدر نیز دولت میزان وام ازدواج را بالا ببرد مشكل حل نخواهد شد. نیاز جوانان به ازدواج نیاز حال است كه نمی‌توان به آنها گفت برای تامین این نیاز صبر كنند». صاحب نظران معتقدند در زمینه فرهنگ سازی ازدواج باید به آنچه كه دین گفته برگردیم. در مدت یك هزار و ۴۰۰ سال از زمان ظهور اسلام ، مردم با عمل به این دین تشكیل خانواده داده‌اند و در این سالها ازدواج اسلامی پاسخگوی مشكلات بوده است. اگر در بحث ازدواج به سنتهای دینی بر نگردیم با مشكلات بیشتری مواجه می‌شویم. مهمترین مانع ازدواج جوانان مسائل فرهنگی است. در حالی كه می‌توان با وسایل كمتر و خانه‌ای كوچك تر نیز یك زندگی را تشكیل داد هنوز خانواده‌ها نتوانسته‌اند در ذهن خود با این مسائل كنار بیایند و عموما آرمانی فكر می‌كنند. یكی از راههای ترویج ازدواج جوانان فرهنگ سازی برای كاهش هزینه‌های ازدواج است. باید به خانواده‌ها در زمینه خطرات سختگیری و برگزاری مراسمهای پر هزینه هشدار دهیم و از طرفی از ترس جوانان برای ازدواج بكاهیم چرا كه تجربه ثابت كرده كاهش ترس جوانان از ازدواج نتایج مثبتی به دنبال دارد. حجت الاسلام كریمی معتقد است: «خدا در قرآن خطاب به خانواده‌هایی كه از اقدام برای ازدواج فرزندانشان ترس دارند فرموده‌اند كه نترسید كه من زندگی این زوجها را تامین می‌كنم. باید بر اساس قرآن، فرهنگ توكل به خدا، ازدواج را در جامعه ترویج دهیم كه بر خلاف تصور عده‌ای در شرایط فعلی هم كاملا امكان پذیر است. مردم باید تاثیر توكل به خدا را در زندگی متوجه شوند. در گذشته مراسم‌ها و رسومات ازدواج‌ها بسیار ساده‌تر بود و مشكلی هم برای این زندگیها ایجاد نمی‌شد». امروزه تجرد به یك معضل اجتماعی تبدیل شده كه خود زاینده معضلات متعدد دیگری است. آمار انتحار و خودكشی‌ها به خوبی این موضوع را روشن می‌سازد زیرا طبق این آمار خودكشی در افراد مجرد به مراتب از افراد متاهل بیشتر است. فرار مغزها نیز بیشتر در میان افراد مجرد دیده می‌شود كه هنوز پیوند زندگی زناشویی با اجتماع كشور خود بر قرار نساخته‌اند. بسیاری از مجردان یا مجردند یا یك نوع زندگی شبیه تجرد دارند و در حقیقت زندگی زناشویی انسان را از اینكه تنها متعلق به خودش باشد، بیرون می‌برد و در اثر احساس مسئولیت برابر خانواده، فرد را از هر گونه تصمیم خطرناك و غلط باز می‌دارد. عدم پیشرفت زندگی جوانان مجرد، از دیگر آثار عدم احساس مسئولیت و فقدان پیوند اجتماعی است. زندگی مجردها با ركود، تنبلی و بی‌اعتنایی در به دست آوردن امكانات زندگی و در به كار انداختن نبوغ خود و بی اعتنایی نسبت به حفظ امكانات به دست آمده رو به رو است. این دسته از افراد هرگز نسبت به عمران سرزمین‌هایی كه موقتاً در آن زندگی دارند و بزودی از آن به جای دیگر كوچ می‌كنند، از خود واكنش نشان نمی‌دهند و در برابر آن بی‌تفاوت هستند. از نظر اخلاقی افراد مجرد هرگز یك انسان كامل نخواهند بود زیرا بسیاری از مفاهیم اخلاقی از قبیل وفا، گذشت، جوانمردی، عاطفه، محبت، فداكاری و حق شناسی بیش از همه جا در محیط خانواده و زندگی مشترك همسران و فرزندان تحقق می‌یابد و كسانی كه از این زندگی دورند با این مفاهیم كمتر آشنایی دارند. یكی از راهكار‌های جلوگیری از رشد تجرد در جامعه علی رغم وجود مشكلات عدیده، تشكیل خانواده‌های نیمه مستقل است. زمانی كه عقد بین دختر و پسر خوانده شد تعهدی نسبت به زندگی در آنها ایجاد می‌شود و به فكر این می‌افتند كه هزینه‌های زندگی خود را تامین و زمینه‌های تشكیل خانواده را فراهم كنند. در واقع این عقد فرصتی فراهم می‌كند كه همدیگر را بهتر بشناسند. حجت الاسلام محمدرضا ضمیری مسئول گروه جامعه شناسی پژوهشگاه علوم حدیث در این خصوص می‌گوید:« تشكیل خانواده‌های نیمه مستقل و زندگی دختر و پسر عقد كرده در خانه پدری تا زمان فراهم شدن مقدمات تشكیل زندگی مجزا راه حل مشكل ازدواج جوانان است. زمانی كه دختر و پسر با شرایط قانونی عقد كنند یعنی دختر با اجازه پدر و پسر با آگاهی و اراده تصمیم به ازدواج بگیرند از نظر شرعی زن و شوهر هستند و اینكه حتما مراسم عروسی برگزار شود مسائلی تشریفاتی است كه مردم به آن اضافه كرده اند. اینكه دختر و پسر عقد كنند ولی هر كدام در خانه‌های پدری خود باشند مزایای بسیاری دارد به طوری كه احساس می‌كنند همسر یكدیگر هستند و التزام و تعهدی نسبت به هم پیدا می‌كنند. از سوی دیگر دغدغه ازدواج ندارند و به دلیل جاری شدن عقد شرعی آرامش خاطری در بین دختر و پسر ایجاد می‌شود».
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شخصيت‌هاي بزرگ و عاليقدر كه از سوي پروردگار جهان براي هدايت و راهنمايي مردم از طريق وحي مبعوث و برانگيخته مي‌گردند، رهبران آسماني و پيامبران الهي ناميده مي شوند. آنان در پرتو وحي كه به تمام معني آينه واقع نما هست و از هر گونه خطا و اشتباه مصون مي‌باشد، جامعه را به خير و رستگاري در هر دو جهان رهبري مي‌نمايند.
به طور مسلم هر فردي لايق و شايسته مقام رهبري نيست و تنها افرادي مي‌توانند منصب رهبري را بر عهده گيرند، كه يك سلسله شرايط زير را دارا باشند:
در درجه‌ي نخست بايد معصوم از گناه باشند، و در طول زندگي كرد گناه نگرديده و دامن آنان آلوده به گناه نباشد. تنها بايد در برابر گناه و هر نوع نافرماني معصوم و بيمه گردند، بلكه بايد در ابلاغ احكام و مقررات الهي، وحتي در زندگي روزمره نيز از هر نوع اشتباه و خطا مصون و محفوظ باشند، و نيز از هر نوع (بيماري) و( نقص عضوي ) كه موجب تنفر ودري مردم از گرايش به آنها مي‌شود، منزه و پيراسته باشند، تا بدين وسيله، موجبات دلگرمي و‌علاقه ي مردم‌به‌گرايش به‌آئيني آنان فراهم گردد.‌زير بناي تعاليم پيامبران را موضوع (وحي) و ارتباط با جهان غيب‌تشكيل مي‌دهد. 
رمز بعثت پيامبران، از ديدگاه قرآن و حديث
از اين بيان روشن گرديد كه يكي از اهداف پيامبران و يا به تعبير ديگر يكي از علل بعثت آنان همان موضوع تعليم بشر و تكميل عقل و دانش ناقص اوست و اين حقيقت به عبارتهاي مختلف در قرآن واحاديث وارد شده است.
مثلا قرآن كريم رمز بعثت پيامبران را رفع اختلاف در ميان بشر مي‌داند، و مي‌فرمايد:« فبعث الله النبين مبشرين و منذرين و معهم الكتاب ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه»
«خداوند پيامبران را كه بشارت دهنده بيم دهنده هستند برانگيخت و به آنان كتاب نازل نمود، تا درميان مردم درباره ي مسائلي كه در آن اختلاف دارند، داوري كند»
ناگفته پيداست ،اختلاف نظر حاكي از نارسايي فكر و كوتاهي دانش مي باشد و پيامبران در پرتو وحي (كتاب) حقيقت هر موضوعي را كه مردم پيرامون آن اختلاف دارند، روشن مي سازند.
پيامبر عاليقدر اسلام ضمن روايتي تصريح مي‌كند كه هدف از بعثت تكميل عقول بشر است و از اين جهت است كه بايد عقل و دانش هر پيامبري ، از عقل و دانش امت وي بالاتر و برتر باشد:
«و لا بعث الله نبياً و لا رسولاً حتي يستكمل العقل و يكون عقله أفضل من عقول أمته»
«خداوند هيچ پيامبر و رسولي را نيانگيخت، جز اينكه خردها را تكميل نمايد و از اين نظر بايد عقل اوبالاتر از عقول امت وي باشد».
امير مؤمنان (ع) نيز فلسفه ي بعثت پيامبر اسلام (ص) را چنين تشريح مي فرمايد: 
«إلي أن بعث الله سبحانه محمداً رسول الله لانجاذ علاقه و اتمام نبوته… و أهل الأرض يومئذ ملل متفرقه و أهواء منتشره و طوادفاً متشتئه بين مشبه لله بخلقه أو ملحد في أسمه أو مشير إلي غيره فهداهم به من الضلاله»
«خداوند محمد(ص) پيامبر خود را برانگيخت تا وعده ي خود را انجام دهد و نبوت را به او خاتمه دهد، و مردم جهان در ان روز داراي مذهبهاي گوناگون، انحرافات زياد و گروههاي پراكنده بودند: گروهي خدا را به مخلوق وي تشبيه مي كردن (براي او جسم و مكان معتقد بودند) و برخي در نامهاي وي تصرف مي نمودند، و گروهي به غير خدا اشاره مي كردند(و طبيعت را مؤثر واقعي مي دانستند) پس پيامبر آنان را از گمراهي به شاهراه توحيد هدايت نمود»
خلاصه بيان فوق اين است كه قصور و كوتاهي فكر بشر در مسائل خداشناسي و آنچه كه مربوط به مبدأ و معاد است، سبب گرديد كه خداوند پيامبر اسلام را براي هدايت ملل جهان برانگيخت تا آنان را از چنگال تشبيه خداوند به مخلوق و تصرف در نامهاي مقدس وي، گرايش به استقلال طبيعت نجات بخشند.
پيامبر اكرم ، بهترين الگوي الهي
«رسول خدا الگوست براي شما، يعني از پيغمبر ياد بگيريد كه چطور باشيد.» اين الگو بودن براي كساني است كه به خدا و قيامت اميد وايمان داشته باشند و يادخدا باشند.
۱-۱ پيامبر اكرم و امام علي، پدران امت
پيغمبر پدر ما است. امير المومنين پدر ماست.(انا و علي ابوا هذه الامه) اصلا ما كه بندگي خدا رانمي‌كنيم… آقاياني كه، خواهراني كه نماز نمي خوانند با چه كسي صحبت مي كنند؟ آنها كه به خدا رفيق نيستند با كه رفيقند؟در دعاي جوشن كبير كه ماه رمضان مي خوانيم يكيش اين است: (يا نعم الرفيق) خدايا تو خوب رفيقي هستي. باقي رفيقان شما را براي خودشان مي خواهند خدا شما را براي خودتان مي خواهد. فرق مي كند كسي كه شما را براي خودت مي خواهد يا شما را براي خودش مي خواهد. «لكم…»به نفعتان است. «في رسول الله»آورده شده است. اين «في» چيست؟ نيامده (لقد كان رسول الله لكم أسوه) اگر عبارت اين بود: (رسول الله لكم أسوه). اين «في» نبود، عبارت (رسول الله لكم أسوه)مي آمد. يعني مثل پيغمبر باشيد. چه كسيمي تواند مثل پيغمبر و اصحاب ايشان باشد؟ 
۲-۱  پيروي از الگوهاي نيكوي جامعه
«حسنه» يعني چه؟ «حسنه» يعني نيكو. چون ما اسوه بد هم داريم. به خانم مي‌گوئيم چرا اينقدر مهرت گران است؟ مي‌گويد چه چيزي ار فلان فاميلم كمتر است؟ فاميل برايش الگو است. 
شخصي اسمش (محرم) بود مي گفت من ماه محرم به عشق امام حسين ديوانه مي شوم. آن وقت شعرش اين بود مي‌گفت: ديوانه شود محرم در ماه محرم. دوستش گفت در ماه صفر و در ده ماه ديگر هم. تو هميشه ديوانه هستي.«أسوه حسنه» يعني اسوه نيكو. يعني ببينيد كه چه كسي كار خوب كرد. ما بايد از او ياد بگيريم يا او از ما ياد بگيرد؟ شما يك راهي را برويد كه ديگران از شما ياد بگيرند. قرآن مي‌گويد چرا هميشه نگاه مي‌كني كه او چه لباسي پوشيد مهريه آن چقدر است او چقدر مهماني داد، چرا به آن نگاه مي  كنيد؟ تو يك راهي را خلق كن آنان مثل تو باشند. تو رهبر باش، چرا آنها رهبر باشند؟ «واجعلنا للمتقين اماماً» الفرقان / ۷۴ «واجعلنا» قرار بده براي اهل تقوا، امام. يعني من براي متقين امام باشم. 
امير المومنين مي‌فرمايد: چرا در مديريت رودر بايستي مي كنيد؟ بگويد نمره شما شانزده است، خجالت هم نداريم. مديريت اين است. (لا يكونن) يعني نباشد (المحسن) يعني نيكوكار، (و المسيئ) يعني بدكار (عندك) يعني نزد تو (بمنزله سواء ) حضرت امير مي‌فرمايد مدير خوب آن است كه خوب و بد نزد‌اش يك جور نباشد… .
«لقد كان لكم في رسول الله أسوه حسنه»( الأحزاب / ۲۱ )پيغمبر براي شما الگو بوده است معمولا آدمهاي خوبمان، در يك زاويه خوبند. مثلا خطشان خوب است اما ممكن است صدايشان خوب نباشد. يا صدايشان خوب باشد خطشان خوب نباشد. صدا و خطشان خوب است رانندگي شان خوب نيست. صدا و خط و رانندگي شان خوب نيست. يعني هر كسي كه از هر جهت نمره اش بيست باشد اين ناياب است. 
پيامبر، اسوه حسنه. اسوه حسنه يعني الگوي نمونه. در جنگ الگو بود، در صلح الگو بود، در بهداشت الگو بود، در همسري داري الگو بود، در عشق و محبت، در همه چيز الگو بودند. 
۳-۱ سلام خدا به پيامبر، سلام پيامبر به كودكان
خدا به پيغمبر سلام مي‌كند، خدا در قرآن به خيلي‌ها سلام مي‌كند. آيه قرآن است: «سلام علي أبراهيم» (الصافات/۱۰۹ )خدا به ابراهيم سلام مي كند.« سلام علي موسي و هارون»(الصافات/۱۲۰) خدا به پيغمبر سلام مي كند، آن وقت پيغمبر به يك بچه سلام مي كند. از يك سمت خدا به پيغمبر سلام مي كند از يك طرف پيغمبر به بچه سلام مي‌كند. مي‌فرمود من اين حركت را تا آخر عمر رها نمي كنم. پيشانيش را براي خدا روي خاك مي گذارد، دوشش را براي بچه ها ميدان ورزش مي گذارد. پيغمبر سجده كرد (سبحانه ربي الاعلي و بحمده) بچه هاي خانه روي كمر پيغمبر باز مي‌كنند، پيغمبر سجده را طول مي دهد تا اينها بازي كردند و خسته شدند آمدند پائين بعد پيغمبر سرش را برداشت. گفتند يا رسول الله سجده  را طول دادي! فرمود كمرم محل ورزش بچه‌ها بود مي‌خواستم بازيشان بهم نخورد. يعني همان لحظه اين كه پيشانيش براي خدا سجده مي كند، كتفش براي بچه‌ها ميدان ورزش است.«لقد كان لكم في رسول الله أسوه حسنه»يعني از پيغمبر ياد بگيريد. همانه براي شما الگوي خوبي است. پيغمبر يك الگوي خوب است. معيار سنجشتان پيغمبر باشد. ببينيد با اين خط فاصله داريد؟ چند هزار كيلومتر فاصله داريد؟ تولدش شعله‌هاي آتشكده  فارس را خاموش كرد. و وقتي كه مبعوث شد شعله فساد‌ها را خاموش كرد. تولدش كاخ كسري را تكان داد، بعثتش قلب و مغزها را تكان داد. خداوند همه چيزي را به پيغمبر ياد داده بود(علم ما كان و ما يكوه الي اتقضاء خلقك) در دعاي ندبه هست. كه خداوند علم ما كان و ما يكون، يعني علوم اولي و آخري را به پيغمبر ياد داد. 
سيره و روش زندگي شخصي پيامبر
ايشان نعمت‌هاي الهي را گر چه كم و ظريف بود بزرگ مي‌شمرد. هرگز چيزي را مذمت نمي‌كرد. نمي‌گفت اين كم است. يعني يك دانه انگور را هم با دقت نگاهش مي كرد. نقل شده است كه علامه طباطبائي وقتي مي‌خواستند سيب بخورد، مدتي به اين سبب نگاه مي‌كردند در قرآن هم داريم: «فَلَيُنظر الانسان إلي طعامه» (عبس۲۴ )اين سيب چه تركيبي دارد با مشاهده ي سطحي آب يكي، خاك يكي، در يك باغچه يك ليمو ترش، ترش است، توت شيرين شيرين است، انار ترش و شيرين است «يسقي بماء واحد» (الرعد/۴ )قرآن مي‌گويد با يك آب ترش ترش، شيرين شيرين، ترش و شيرين. ايشان نعمتهاي خدا را بزرگ مي‌شمردند. براي مسايل مادي و دنيائي عصباني نمي‌شدند. وقتي مي‌‌خواست اشاره كند، با انگشت اشاره نمي‌كرد، نمي‌گفتند ايشان. به همه دست مي‌گفتند ايشان. يعني براي احترام، اينچنين مي‌كرد. خنده اش قهقهه نبود. بزرگ هر قومي را احترام مي كرد. اگر بزرگ يهوديها مي آمد احترام مي‌كرد، بزرگ مسيحي ها مي آمدنيز همچنين يعني حريم اجتماعي افراد را نگه مي داشت. از اصحاب احوالپرسي مي‌كرد. مي‌گفتند فلان صحابه نيست. مي‌گفتند مسافرت است. مي‌گفت خدايا سفرش را بي‌خطر كن. دعايش مي‌كرد مثلا. اگر مريض بود مي‌گفت برويم عيادتش. فرمود هر زن زايمان كرد به من خبر بدهيد. من پيغمبرم مي‌خواهم آخرين آمار را بدانم. هر كسي هم از دنيا رفت به من خبر بدهيد. پيغمبر حساس بود، اگر خوب بود مي گفت آفرين، بد بود عبوس مي‌شد مي‌گفت چرا همچنين كردي ؟ در يك جلسه اگر حرف زشت بود يا مي‌گفت حرف نزن يا پا مي شد مي رفت.
اخلاق و آداب اجتماعي پيامبر 
همين كه وارد يك جمعيتي مي‌شد، محل نشستن آخرين نقطه مجلس بود. هيچ وقت بالاي جلسه نمي نشستند و هر جا كه جا بود مي نشستند. طوري برخورد مي كرد كه هر كسي خيال مي كرد پيغمبر با او رفيق است. قبل از اين كه هم نشين هايش جلسه را ترك كنند، خود حضرت جلسه را ترك نمي‌كرد. صبر مي‌كرد همه مي‌رفتند بعد مي‌رفت. يعني پا نمي‌شدند برود جلسه را به هم بزند. هر كس از او حاجتي مي‌خواست، يا آنرا انجام مي‌داد يا با زبان خوش آنرا رد مي‌كرد. براي مردم پدر بود و همه مردم در رسيدن به حق در نزد او مساوي بودند. مجلس او مجلس حلم و حيا و صدق و امانت بود. در آن مجلس صداها بلند نمي‌شد. پيران را احترام مي گذاشت. كودكان را مورد محبت قرار مي‌داد. نسبت به محتاجان ايثارگر بود. نسبت به افراد غريب، آنان را حفظ مي‌كرد. دائماً گشاده رو، نرمخو و خوش برخورد بود. خشونت و ناروا گوئي، عيب جوئي، ستايشگري نابجا در او نبود. از هر چيزي كه باب ميل ايشان نبود انتقاد نمي‌كرد. كسي را از خودش مايوس نمي‌كرد.
نقش اخلاق در سيره عملي پيامبر اسلام(ص)
يكي از شاخصه‌هاي پر اهميت در پيشرفت اسلام اخلاق نيك وكلام  دلاويز و پر جاذبه پيامبر اكرم (ص) با انسان ها بود، اين خلق نيكو تا بدان حدي بود كه معروف شد سه چيز در پيشرفت اسلام نقش به سزايي داشت: ۱- اخلاق پيامبر (ص) ۲- شمشير و مجاهدات حضرت علي (ع) ۳- انفاق ثروت حضرت خديجه (س). در قرآن مجيد، به نقش اخلاق پيامبر (ص) در پيشرفت اسلام و جذب دلها تصريح شده است ، آن جا كه مي‌خوانيم: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت هظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر؛ اي رسول ما! به خاطر لطف و رحمتي كه از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان گشته‌اي، و اگر خشن و سنگدل بودي، مردم از دور تو پراكنده مي‌شدند، پس آن ها را ببخش، و براي آن‌ها طلب آمرزش كن، و در كارها با آنها مشورت فرما.»از اين آيه استفاده مي شود كه: ۱- نرمش و اخلاق نيك، يك هديه الهي است، كساني كه نرمش ندارند، از اين موهبت الهي محرومند؛ ۲- افراد سنگدل و سخت گير نمي توانند مردم داري كنند، و به جذب نيروهاي انساني بپردازند؛ ۳- رهبري و مديريت صحيح با جذب و عطوفت همراه است؛ ۴- بايد دست شكست خوردگان در جنگ و گنهكاران شرمنده را گرفت و جذب كرد ( با توجه به اين كه شان نزول آيه مذكور در مورد ندامت فراريان مسلمان در جنگ احد نازل شده است)؛ ۵- مشورت با مردم از خصلت هاي نيك و پيوند دهنده است كه موجب انسجام مي‌گردد.
۱-۲ ماجراي فرزندان حاتم طائي 
پيامبر اسلام (ص) علاوه بر اين كه ارزش‌هاي اخلاقي را بسيار ارج مي نهاد، خود در سيره عملي‌اش مجسمه فضايل اخلاقي و ارزش هاي والاي انساني بود، او در همه ابعاد زندگي با چهره اي شادان و كلامي دلاويز با حوادث برخورد مي‌كرد. به عنوان مثال، در تاريخ آمده است: در سال نهم هجرت هنگامي كه قبيله سركش طي بر اثر حمله قهرمانانه سپاه اسلام شكست خوردند، عُدَي بن حاتم كه از سرشناسان اين قبيله بود به شام گريخت، ولي خواهر او كه «سفانه» نام داشت به اسارت سپاه اسلام درآمد. سفانه را همراه ساير اسيران به مدينه آوردند و آنان را در نزديك در مسجد در خانه اي جاي دادند، روزي رسول خدا(ص) از آن اسيران ديدن كرد، سفانه از موقعيت استفاده كرده و گفت: «يا محمد هلك الوالد و غاب الوافد فان رايت ان تخلي عني، و لا تشمت بي احياء العرب، فان ابي كان يفك العاني، و يحفظ الجار، و يطعم الطعام، و يفشي السلام، و يعين علي نوائب الدهر؛ اي محمد! پدرم (حاتم) از دنيا رفت، و نگهبان و سرپرست (عدي) ناپديد شد و فرار كرد، اگر صلاح بداني مرا آزاد كن، و شماتت و بدگويي قبيله هاي عرب را از من دور ساز، همانا پدرم(حاتم)بردگان را آزاد مي ساخت، از همسايگان نگهباني مي نمود، و به مردم غذا مي رسانيد، و آشكارا سلام مي‌كرد، و در حوادث تلخ روزگار، مردم را ياري مي نمود.»پيامبر اكرم (ص) كه به ارزش‌هاي اخلاقي، احترام شايان مي‌نمود، به سفانه فرمود: «يا جاريه هذه صفه المومنين حقا لو كان ابوك مسلما لترحمنا عليه؛ اي دختر! اين ويژگي‌هايي كه برشمردي، از صفات مومنان راستين است، اگر پدرت مسلمان بود، ما او را مورد لطف و رحمت قرار مي‌داديم.» آنگاه پيامبر (ص) به مسوولين امر فرمود: «خلوا عنها فان اباها كان يحب مكارم الاخلاق؛ اين دختر را به پاس احترامي كه پدرش به ارزش‌هاي اخلاقي مي نمود، آزاد سازيد» آنگاه پيامبر (ص) لباس نو به او پوشانيد، و هزينه سفر به شام را در اختيار او گذاشت، و او را همراه افراد مورد اطمينان به شام نزد برادرش رهسپار كرد. نمونه‌هايي از اخلاق پيامبر(ص)در سيره عملي پيامبر (ص) صدها نمونه از اخلاق نيك و زيبا وجود دارد كه هر كدام نشانگر قطره اي از اقيانوس عظيم حسن خلق آن حضرت است، همان گونه كه خداوند با تعبير «و انك لعلي خلق عظيم؛ و همانا تو اخلاق عظيم و برجسته اي داري» به اين مطلب اشاره فرموده است، نظر شما را به چند نمونه از آنها جلب مي كنيم: ۱- عدي بن حاتم مي گويد: «هنگامي كه خواهرم سفانه به اسارت سپاه اسلام درآمد و من به سوي شام گريختم، پس  از مدتي خواهرم با كمال وقار و متانت به شام آمد و مرا در مورد اين كه گريخته ام و او را تنها گذاشتم سرزنش كرد، عذر خواهي كردم، پس از چند روزي از او كه بانويي خردمند و هوشيار بود، پرسيدم: «اين مرد (پيامبر اسلام) را چگونه ديدي؟» گفت:«سوگند به خدا او را رادمردي شكوهمند يافتم، سزاوار است كه به او بپيوندي كه در اينصورت به جهاني از عزت و عظمت پيوسته اي ». با خود گفتم به راستي كه نظريه صحيح همين است ، به عنوان پذيرش اسلام به مدينه سفر كردم، پيامبر (ص) در مسجد بود، در آن جا به محضرش رسيدم، سلام كردم، جواب سلامم را داد و پرسيد: كيستي؟ عرض  كردم عدي بن حاتم هستم، آن حضرت برخاست و مرا به سوي خانه اش برد، در مسير راه با اين كه مرا به خانه مي برد، بانويي سالخورده و مستضعف با او ديدار كرد، اظهار نياز نمود، پيامبر(ص) به مدتي طولاني در آنجا توقف كرد و آن بانو را در مورد تامين نيازهايش راهنمايي فرمود. با خود گفتم:«سوگند به خدا اين شخص پادشاه نيست.» سپس از ان جا گذشتيم و به خانه رسول خدا(ص) وارد شدم، پيامبر(ص) از من استقبال و پذيرايي گرمي نمود، زير اندازي كه از ليف خرما بود، نزدم آورد و به من فرمود: بر روي آن بنشين. گفتم: بلكه شما را بر آن بنشينيد. فرمود: نه، شما بر آن بنشين، خود آن حضرت بر روي زمين نشست، با خود گفتم: اين نيز نشانه ديگر كه آن حضرت، پادشاه نيست. سپس مطلبي از دينم را كه راز پوشيده بود بيان فرمود، دريافتم كه او بر رازها آگاهي دارد، و فهميدم كه پيامبر مرسل مي باشد، بيانات و پيشگوييها و مهرباني هايش مرا شيفته اش كرده و همانجا مسلمان شدم.»
۲-۲ ماجراي بلال حبشي 
 در جنگ خيبر كه با حضور شخص پيامبر (ص) در سال هفتم هجرت رخ داد، پس از پيروزي سپاه اسلام بر سپاه كفر، جمعي از يهوديان به اسارت سپاه اسلام در امدند، يكي از اسيران، صفيه دختر حي بن اُخطب (دانشمند سرشناس يهود) بود بلال حبشي، صفيه را به همراه زني ديگر به اسارت گرفت و آنها را به حضور پيامبر (ص) آورد، ولي هنگام آوردن آنها اصول اخلاقي را رعايت نكرد، و آنها را از كنار جنازه هاي كشته شدگان يهود حركت داد، صفيه وقتي كه پيكرهاي پاره پاره يهوديان را ديد بسيار ناراحت شد و صورتش را خراشيد، و خاك بر سر خود ريخت، و سخت گريه كرد. هنگامي كه بلال آنها را نزد پيامبر (ص) آورد، پيامبر (ص) از صفيه پرسيد:«چرا صورتت را خراشيده‌اي و اين گونه خاك آلود و افسرده هستي/!» صفيه ماجراي عبورش از كنار جنازه ها را بيان كرد، رسول اكرم (ص) از رفتار غير انساني و خلاف اخلاق اسلامي بلال حبشي ناراحت شده و بلال را سرزنش كرده و فرمود: «انزعت منك الرحمه يا بلال حيث تمر باماتين علي قتلي رجالهما؛ اي بلال! آيا مهر و محبت و عاطفه از وجود تو رخت بر بسته كه آن ها را از كنار كشته شدگانشان عبور مي دهي؟! چرا بي رحمي كردي؟» جالب اين كه پيامبر اكرم(ص) براي جبران رنج ها و ناراحتي هاي صفيه ، با او ازدواج كرد، سپس او را آزاد، و بار ديگر با پيشنهاد صفيه با او ازدواج نمود و به اين ترتيب، نارحتي هاي او را به طور كلي از قلبش زدود.
۳-۲ ماجراي خواهر رضاعي پيامبر  
 در ماجراي جنگ حنين كه درسال هشتم هجرت رخ داد،شيماء دخترحليمه كه خواهر رضاعي پيامبر (ص) بود، با جمعي از دودمانش به اسارت سپاه اسلام در آمدند، پيامبر (ص) هنگامي كه شيماء را در ميان اسيران ديد، به ياد محبت هاي او و مادرش در دوران شير خوارگي، احترام و محبت شاياني به شيماء كرد. پيش روي او برخاست و عباي خود را بر زمين گستراند، و شيماء را روي آن نشانيد، و با مهرباني مخصوصي از او احوالپرسي كرد، و به اوامر فرمود: «تو همان هستي كه در روزگار شيرخوارگي به من محبت كردي…» (با اين كه از آن زمان حدود شصت سال گذشته بود) شيماء از پيامبر (ص) تقاضا كرد، تا اسيران طايفه اش را آزاد سازد،پيامبر (ص) به او فرمود: «من سهميه خودم را بخشيدم، و درمورد سهميه ساير مسلمانان، به تو پيشنهاد مي كنم كه بعد از نماز ظهر برخيز و در خصوص مسلمانان، بخشش مرا وسيله خود قرار بده تا آنها نيز سهميه خود را ببخشند. شيماء همين كار را انجام داد، مسلمانان گفتند: «ما نيز به پيروي از پيامبر (ص) سهميه خود را بخشيديم .» سيره نويس معروف ابن هشام مي نويسد:« پيامبر (ص) به شيماء فرمود: اگر بخواهي با كمال محبت و احترام، در نزد ما بمان و زندگي كن، و اگر دوست داري تو را از نعمت ها بهره مند مي سازم و به سلامتي به سوي قوم خود باز گرد؟» شيماء گفت: مي خواهم به سوي قوم خود باز گردم پيامبر(ص) يك غلام و يك كنيز به او بخشيد و اين دو با هم ازدواج كردند، و به عنوان خدمتكار خانه شيماء به زندگي خود ادامه دادند.
مهرباني و اخلاق نيكوي پيامبر (ص) در حدي بود كه امام صادق (ع) فرمود: روزي رسول خدا (ص) نماز ظهر را با جماعت خواند، مردم بسياري به او اقتدا كردند، ولي آن ها ناگاه ديدند آن حضرت بر خلاف معمول دو ركعت آخر نماز را با شتاب تمام كرد (مردم از خود مي پرسيدند، به راستي چه حادثه مهمي رخ داده كه پيامبر (ص) نمازش را با شتاب تمام كرد؟!) پس از نماز پيامبر پرسيدند:«مگر چه شده؟ كه شما اين گونه نماز را (باحذف مستحبات) به پايان بردي؟ » پيامبر (ص) در پاسخ فرمود: «اماسمعتم صراخ الصبي؛ آيا شما صداي گريه كودك را نشنيديد؟» معلوم شدكه كودكي در چند قدمي محل نماز گزار گريه مي كرده، و كسي نبود كه او را آرام كند، صداي گريه او دل مهربان پيامبر (ص) را به درد آورد، از اين رو نماز را با شتاب تمام كرد، تا كودك را از آن وضع بيرون آورده، و نوازش نمايد.
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر

نظریه ی بازتولید فرهنگی ریشه در آثاردومتفکربرجسته ی اروپایی دارد: باسیل برنشتاین و پی یر بوردیو

فرضیه ی اساسی این دو نظریه پرداز باز تولید فرهنگی این است که در داخل نظام آموزشی شکل خاصی از نظم اجتماعی وجود داردکه این نظم ناشی از شرایط اجتماعی و تاریخی خارج از این نظام است .

براساس نظریه ی بازتولید فرهنگی مهم است بدانیم که در درون مدرسه چه چیزی انتقال پیدا می کند انتقالی که هم از طریق برنامه ی آموزشی  و هم از طریق شکل سازمان مدرسه صورت می گیرد.تحصیل کردن و به مدرسه رفتن یک نوع نظام ارتباطی است که در آن پیام فرهنگی خاصی تولیدوتقویت می شود.

نظریه ی بازتولید فرهنگی ریشه در آثاردومتفکربرجسته ی اروپایی دارد: باسیل برنشتاین و پی یر بوردیو

فرضیه ی اساسی این دو نظریه پرداز باز تولید فرهنگی این است که در داخل نظام آموزشی شکل خاصی از نظم اجتماعی وجود داردکه این نظم ناشی از شرایط اجتماعی و تاریخی خارج از این نظام است .

براساس نظریه ی بازتولید فرهنگی مهم است بدانیم که در درون مدرسه چه چیزی انتقال پیدا می کند انتقالی که هم از طریق برنامه ی آموزشی  و هم از طریق شکل سازمان مدرسه صورت می گیرد.تحصیل کردن و به مدرسه رفتن یک نوع نظام ارتباطی است که در آن پیام فرهنگی خاصی تولیدوتقویت می شود.

  • بازدید : 70 views
  • بدون نظر

تعریف

آموزش و پرورش در گذشته و حال

توسعه آموزش و پرورش پس از گردش قرن

دیدگاه ها و مکاتب جامعه شناسی در مورد آموزش و پرورش

جمع بندی سه دیدگاه جامعه شناسی در مورد آموزش و پرورش

تعریف

آموزش و پرورش در گذشته و حال

توسعه آموزش و پرورش پس از گردش قرن

دیدگاه ها و مکاتب جامعه شناسی در مورد آموزش و پرورش

جمع بندی سه دیدگاه جامعه شناسی در مورد آموزش و پرورش

  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
vساخت خانواده
vخویشاوندی
vتأثیر صنعتی شدن و شهرنشینی بر خانواده
vآثار صنعتی شدن بر خانواده
vانتخاب همسر
vکارکردهای خانواده
vاز دست رفتن کارکردهای خانواده در جوامع صنعتی
vطلاق
vدلایل طلاق
vدگرگونی در ساخت خانواده
v
vساخت خانواده
vخویشاوندی
vتأثیر صنعتی شدن و شهرنشینی بر خانواده
vآثار صنعتی شدن بر خانواده
vانتخاب همسر
vکارکردهای خانواده
vاز دست رفتن کارکردهای خانواده در جوامع صنعتی
vطلاق
vدلایل طلاق
vدگرگونی در ساخت خانواده
v
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اعتبار كاذب نظام آموزش و پرورش ، يعني پاسخهاي واقعي و عيني ارزش ندارند مگر اينكه به سطح تفكر و عقايد ارتقاء پيدا كنند . ما بايد به بچه ها ياد بدهيم كه از سؤال كردن نترسند . در نظامي كه معلومات را ثبت مي كنند خرده گرفتن به معلمي كه تدريس خود را بر اساس اصول حتمي

 استوار ساخته كار دشواري است . آموزش و پرورش كه حول معلومات عيني و پاسخ آنها مركزيت يافته معمولا” درگيري فكري بين شاگردان و معلمان را خاتمه 
مي دهد . روشن است كه در اين مبارزه معلمان موضع قويتري دارند . چون پاسخ پرسشهايي را كه پرسيده اند مي دانند . و شاگرد نمي تواند به نحو مؤثري با معلم درگير شود . 
مرحله بعدي پيشگيري از شكست : 

حذف نمره :

اگر به دانش آموزان ياد مي دهيم كه فكر كنند آيا بايد به آنها نمره بدهيم ، اگر بتوانيم مطمئن شويم كه هر دانش آموز نهايت سعي خود را به كار مي برد تا تفكر و حل مشكلات را بياموزد ديگر نمره ها ارزش ندارند . 

آنها كه بر سر نمره بحث مي كنند متذكر چيزي مي شوند كه به ندرت اتفاق مي افتد مبني بر اينكه دانش آموزان بدون وجود نمره انگيزه كمي براي يادگيري دارند . 

ارتباط ، تفكر و مشاركت فعال در نظام آموزش و پرورش خيلي بيشتر از نمره ها باعث ايجاد انگيزه مي شود . وقتي مدرسه مطالب مرتبط اندكي را ارائه كرده و چيز كمي بيش از حفظ كردن را مي طلبد نمره براي آن عده موجب انگيزه مي شود كه نمره هاي (( الف )) و  (( ب )) مي گيرند براي آنها كه (( ب )) يا بهتر از آن نمي گيرند نمره علامتي براي رها كردن و دست از كار كشيدن است . آنها كه (( ج )) يا كمتر مي گيرند خود را شكست خورده دانسته ديگر به كار كردن ادامه نمي دهند . و جزئي از گروه بزرگي مي شوند كه خيلي كم  يا د مي گيرند . 


دانش آموزي كه اعتقاد پيدا كرده يك شكست خورده است ، معمولا” كار در مدرسه را رد  مي كند از آنجا كه شكست هرگز مولد و ايجاد انگيزه نخواهد بود . وقتي ما آنرا از ميان برداريم ديگر امكان صدمه ديدن شاگردي كه به خاطر روش نمره دهي شكست خورده ، وجود ندارد . هر چند ممكن است او به محض حذف برچسب شكست فورا” شروع به يادگيري  نكند . ولي لااقل راه تغيير روحيه را براي او باز و هموار گذاشتيم تا در آينده بتواند كار كردن و ياد گرفتن را شروع كند . 

كودكي كه يكبار برچسب شكست را دريافت كرده و با چشم يك شكست خورده به خود نگريسته به ندرت در مدرسه موفق خواهد شد . اگر به جاي اينكه سريعا” به يك بچه برچسب شكست بزنيم صبورانه با وي كار كنيم . او مي تواند شروع به يادگيري كند و در عوض يك يا دو سال به موفقيت نايل شود . اگر ما دست از شكست برداريم و از اين قيد  رها شويم همه چيز به دست مي آوريم در حالي كه هيچ چيز از دست نداده ايم . 

مشكلات و اختلالات درسی :

تعداد زيادي از دانش آموزان مقاطع ابتدايي در يادگيري درس رياضي دچار مشكل هستند و يا اينكه به  اندازه دانش آموزان همسال خود كوشش مي كنند ولي پيشرفت مورد انتظار را ندارند . 

معمولا” آموزگاران براي پيشرفت بيشتر آنان اينگونه فعاليت ها را انجام مي دهند . 

۱- پند و اندرز به دانش آموزان براي فعاليت درسي بيشتر 

۲- متوجه كردن آنها به اهميت درس رياضي 

۳- آگاه كردن آنها از اينكه خوشبختي آنها در آينده در گرو پيشرفت تحصيلي است .

۴- سرزنش و مؤاخذه 

۵- مقايسه دانش آموز با ديگران به منظور تحريك او 

۶- انتساب وي به مواردي مانند : تنبلي ، بي استعدادي ، بي مسئوليتي و ………….

۷- تماس كتبي ، تلفني با والدين و يا دعوت از والياء آنان كه در مدرسه حاضر شوند و گفتگو نمايند . 

۸- درخواست از والدين براي كمك درسي بيشتر به دانش آموزان 

۹- توسل به توجيهاتي مثل ارثي بودن 

۱۰- تكرار اين مطلب كه دانش آموز از پايه ضعيف است .

۱۱- بازداشتن بچه از بازي و تفريح و وادار كردن بيشتر به درس خواندن 

۱۲- تنبيه بدني و غير بدني 

۱۳- محروم كردن از چيزهاي مورد علاقه اش 

۱۴- استخدام معلم خصوصي 

۱۵- چند بار تكرار كردن درس توسط معلم 

۱۶- مشورت با اقوام و همسايه ها 

۱۷- تشويق ولي 

۱۸- دادن وعده جايزه 

۱۹- ارائه يك برنامه فشرده براي فعاليت در منزل 
 
اهداف برنامه ريزي :  
اهداف برنامه ريزي : 

رياضيات بايد به آماده سازي دانش آموزان هم براي مطالعه درسهاي ديگر و هم در اين كه از عهده خواستها و مسايل رياضي اي كه احتمالا” بيرون مدرسه مواجه مي شوند بر آيند كمك كند . بنابر اين انگيزش دانش آموزان براي آموختن رياضيات وابسته به دو جنبه است : 

الف – سودمندي               ب – لذت 

آموزش رياضيات همچون وسيله اي براي حائز شدن شرايط (( ورود )) كسب صلاحيت هاي لازم . و راه پيدا كردن به بازار شغلي تلقي مي شود . 

سودمندي بايد با هدفهاي مستقيم رياضي گره بخورد : شاگردان بايد متقاعد شوند كه با دانش و درك ريـاضي ، قـدرت مـطلوب را كـسب خـواهند كـرد . از اين لحاظ  (( لذت )) نبايد فقط براي

 دانش آموزان تأمين شود ، اين نيز همان اندازه مهم است كه برنامه هاي درسي چنان باشند كه آموزگاران را به كسب لذت از كارشان تشويق كنند . 

مسأله ترك تحصيل ، طرح برنامه درسي را با مسأله بسيار دشواري روبرو مي كند . اين كه ترك تحصيل در همه مراحل تحصيلي رخ مي دهد ، مسأله را دشوارتر مي سازد . برنامه درس رياضيات به طور سنتي با يك فرايند (( از بالا به پايين )) پي ريزي شده است
 . 
محاسبه منافع ترك تحصيلان : 

چگونه مي توان منافع دانش آموزاني راكه آموزش مدرسه را نابهنگام ترك مي كنند در برنامه ريزي آموزشي رياضيات به حساب آورد ؟ 

ترك تحصيلها نديده گرفته شوند : 

پيامدها : 

۱- هيچ تغييري لازم نيست . 

۲- پي ريزي برنامه درسي  كه فقط در مقاطع معدود ترك رسمي مدرسه به يك نقطه پايان طبيعي مي رسند نسبتا” آسان است . 

۳- برنامه درسي مراقب آنهايي كه به مرحله بعدي آموزش مي رسند هست . 

۴- اتلاف زيادي در منابع انساني به خاطر كساني كه مدرسه را نابهنگام ترك مي كنند وجود دارد . 

لاك هيو و همكاران وي ( ۱۹۸۶ ) داده هاي چند سال از دومين مطالعه رياضيات در كشور تايلند را به منظور كشف تأثير كتابهاي درسي و عوامل ديگر بر پيشرفت تحصيلي در درس رياضيات مورد تجزيه و تحليل قرار دادند . 

نتايج تحليل نشان داد هر كجا كه معلمان در كلاس درس خود از كتابهاي درسي براي امر تدريس استفاده كرده بودند ، نمره دانش آموزان آنها در پس آزمون در حدود ۵ /۰ بيشتر شده بود .

 توضيح آنكه اين مقدار پيشرفت اگر چه از نظر رقم خيلي كم ( حدود ۵ درصد يك انحراف استاندارد ) است . اما تقريبا” براي يك ششم ميانگين پيشرفت براي يك سال تحصيلي است . 

اولين مطالعه رياضيات در انجمن بين المللي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي كه 
در سال ۱۹۶۴ صورت گرفت . به چنين نتيجه اي دست يافت ( هوسن ، ۱۹۶۷ ) ، از عوامل متعدد و ممكن تعيين كننده وضعيت اقتصادي ، اجتماعي خانواده ، ساده ترين آن يعني شغل پدر ، باعلم به اين كه دليل محكمي براي انتخاب آن وجود ندارد اما به سبب سهولت قابليت كاربرد آن در همه كشورهاي مورد مطالعه به عنوان شاخص اصلي تعيين كننده وضعيت اقتصادي  اجتماعي خانواده انتخاب شد 
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۵۰ صفحه ی قابل ویرایش تهیه شده و شامل موارد زیر است:
فصل اول که کلیاتی از پژوهش را در اختیار شما قرار میدهد. در فصل دوم  به شرح برخی مفاهیم مرتبط با بلوغ اجنماعی و نوجوانی پرداخته شده و در فصل سوم با روش شناسی پژوهش به توضیح روش و  ابزارهای پژوهش  و اندازه گیری، روش آنها جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آشنا خواهید شد. در فصل چهارم جداول و داده های آماری در اختیار شما قرار داده شده است و د رانتها در فصل پنجمخلاصه و نتیجه ی تحقیق ذکرشده است.

  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر

اجتماع عبارت است از گروهی از مردم که در یک منطقه خاص جغرافیایی اسکان دارند و دارای فرهنگ و شیوه ی زندگی مشترکی اند، به وحدت خاص میان خود آگاه اند و به طور جمعی یک هدف را دنبال می کنند. نمونه هایی از اجتماعات عبارت اند از حوزه های شهری، شهرها، شهرستان ها، محله ها و روستاها.

اجتماع عبارت است از گروهی از مردم که در یک منطقه خاص جغرافیایی اسکان دارند و دارای فرهنگ و شیوه ی زندگی مشترکی اند، به وحدت خاص میان خود آگاه اند و به طور جمعی یک هدف را دنبال می کنند. نمونه هایی از اجتماعات عبارت اند از حوزه های شهری، شهرها، شهرستان ها، محله ها و روستاها.

  • بازدید : 79 views
  • بدون نظر

تعداد جمعیت در طول زمان کاهش یا افزایش می یابد. دو عامل منحصربه فرد حرکات زمانی جمعیت را ولادت ها و مرگ و میرها برشمردیم و  عوامل و مکانیزم های اختلاف آنها را نیز در جوامع گوناگون مورد بررسی قرار دادیم.

کمتر جامعه ای را میتوان پیدا کرد که جمعیت آن بسته باشد. زیرا جوامع تحت تأثیر تغییراتی هستند که از حرکات مکانی جمعیت ناشی میشود.

 منظور از این حرکات همان مهاجرت است. 

تعداد جمعیت در طول زمان کاهش یا افزایش می یابد. دو عامل منحصربه فرد حرکات زمانی جمعیت را ولادت ها و مرگ و میرها برشمردیم و  عوامل و مکانیزم های اختلاف آنها را نیز در جوامع گوناگون مورد بررسی قرار دادیم.

کمتر جامعه ای را میتوان پیدا کرد که جمعیت آن بسته باشد. زیرا جوامع تحت تأثیر تغییراتی هستند که از حرکات مکانی جمعیت ناشی میشود.

 منظور از این حرکات همان مهاجرت است. 

  • بازدید : 78 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مدرسه آغاز جداشدن کودک از خانواده است! در گذشته نه چندان دور این کودک بود که در روز اول مدرسه می گریست و اینکه این مادر است که با آگاهی از نقش مدرسه و آغاز انفکاک از فرزندی که پیش از این جزئی از وجودش بود ، با چشمی اشکبار فرزند را راهی می کند تا برای حضور در اجتماع آماده شود.
مدرسه اولین گام کودک در ورود به اجتماع، زندگی جمعی و آشنا شدن با دنیای پیچیده بیرون از خانه است. رشد شخصیتی و فکری کودک که در خانه شکل گرفته، در مدرسه تکمیل شده قوام می یابد. مدرسه آغاز جداشدن کودک از خانواده است! در گذشته نه چندان دور این کودک بود که در روز اول مدرسه می گریست و اینکه این مادر است که با آگاهی از نقش مدرسه و آغاز انفکاک از فرزندی که پیش از این جزئی از وجودش بود ، با چشمی اشکبار فرزند را راهی می کند تا برای حضور در اجتماع آماده شود. به راستی نقش مدرسه در تربیت کودک بسیار حیاتی و اساسی است به همین دلیل است که باید والدین و معلمان در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر باشند و در پرورش کودک یکدیگر را یاری رسانند. 
نباید اندیشید که وظایف خانه و مدرسه و انجمن اولیا و مربیان در نظارت بر توانایی ها و یا کاستی های درسی کودکان و نوجوانان باید خلاصه شود. چنانکه گفته شد باید پس از ورود کودک به مدرسه، والدین و معلمان کودک را برای زندگی اجتماعی آماده کنند.” امروز می بینیم جوان ۲۵-۲۴ ساله جوان خامی است که نمی تواند به خوبی از عهده مسئولیت های اجتماعی خود برآید و دلیل عمده آن نیز این است که بسترها و نهادهای اجتماعی که جوان بتواند در آنجا تمرینات لازم را انجام بدهد، به اندازه کافی وجود ندارد.”(۱) 
امروزه شاهد آن هستیم که جامعه ما یک جامعه قانون مدار نیست از کوچک و بزرگ و پیر و جوان قانون را در زندگی لازم الاجرا نمی دانند این همه از آنجاست که خانه و پیامد آن مدرسه ، کودک و نوجوان را برای حضور در اجتماع، پای بندی به قوانین آن و حضور فعال و پرتوان در آن آماده نکرده است. 
متاسفانه در مدارس ما تفکر و نوع نگرش به زندگی در زیرحجم عظیمی از محفوظات مدفون شده است ” ما آنقدر اطلاعات می دهیم که دانش در لابلای آن اطلاعات گم می شود… در لابلای این اطلاعات تفکر گم می شود یعنی اینکه ما مجالی برای اندیشیدن ایجاد نمی کنیم.”(۲) 
این همه نشان از آن است که خانه و مدرسه ارزیابی درستی از نیازمندی های جامعه نداشته ، کودک و نوجوان را در جهت این نیازمندی ها آماده نساخته اند. 
” انجمن اولیا و مربیان باید بداند که یک عضو از یک سیستمی است که مبادرت به تربیت جوانان نموده پس باید موقعیت خود را در آن سیستم به خوبی بشناسد و نیز شناخت کاملی نسبت به عوامل تاثیرگذار دیگر پیدا کند و این کار، زمینه را برای یک تاثیرگذاری مثبت در یک برنامه ریزی خوب فراهم می کند . خلاصه کلام اینکه ما باید بدانیم افرادی که در مظان تعلیم و تربیت ما قرار دارند چه کسانی هستند؟ در چه دنیایی به سر می برند؟ دغدغه خاطرشان چیست و آرزوها و آرمانهایشان چیست؟ “(۳) 
آنچه جای تقدیر دارد آنکه انجمن اولیا و مربیان به منظور گسترش دامنه فعالیت خود و در راستای یکی از وظایف تعیین شده این انجمن مبنی بر” آگاه کردن اولیا به مسائل دینی ، تربیتی، اخلاقی و مشاوره با آنان در هماهنگ کردن روش های تربیتی و آموزشی در محیط خانه و مدرسه” اقدام به انتشار کتب تربیتی کرده تا از این راه کاستی های موجود را تا حدودی مرتفع نماید. واحد انتشارات این انجمن از سال ۱۳۶۳ شروع به کار کرده و تا کنون ۱۶۰ عنوان کتاب در موضوعات دین، روانشناسی و علوم اجتماعی به چاپ رسانده است. 
جامعه توسعه یافته در اولین گام نیازمند انسان توسعه یافته است. ” توسعه پایدار و منطقی و قابل قبول ، توسعه ایست که به شخصیت انسان ها و به خود انسان ها بپردازد. مراد ما توسعه شخصیت انسانی در جهت اهداف فرهنگی و مدنی است که دین ترسیم و بیان می کند”(۴) 
امید آنکه خانه و مدرسه دوشادوش یکدیگر انسان های پرورش یافته فردا را بسازند.
جامعه یی به نام مدرسه
نگاهی به خطرهایی که دانش آموزان را تهدید می کند…..
 
زنگ بازگشایی مدارس، در عین حال که زنگ افزایش آگاهی کودکان است، می تواند زنگ خطر نیز محسوب شود. در جامعه یی به نام مدرسه که بیش از یک سوم جمعیت جهان را در خود جای داده است ورود آموزش بهداشت به داخل این جامعه می تواند در تکامل روحی – جسمی کودک نقش موثری ایفا کند. 
هدف از آموزش بهداشت در مدارس، ارتقای سطح آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان کودک و نوجوان، والدین و معلمان آنها به منظور کسب مهارت های لازم بهداشتی است. در کشوری مثل ایران که دارای چهار میلیون و دویست و نود و نه هزار و ششصد و هفتاد و چهار دانش آموز در مناطق روستایی و ده میلیون و پانصد و هفتاد و پنج هزار و سیصد و شصت هزار دانش آموز در مناطق شهری است چگونه می توان به اهداف بهداشت مدارس دست یافت؟ 
مدرسه بنابر دلایل مختلفی مهمترین مکان برای رسیدن به اهداف آموزش سلامت محسوب می شود. دلایلی مثل عوامل آموزشی به حد کافی در دسترس است. حضور اجباری دانش آموز، اجرای برنامه های بهداشتی را بهتر می کند. ارتباط دانش آموزان با اعضای خانواده و مدرسه باعث گسترش و تعلیم مسائل آموزشی می شود. فرانسوی ها نخستین کشور جهان بودند که به اهمیت ورود آموزش بهداشت به مدارس پی بردند. آنها در سال ۱۷۹۳ فردی را به عنوان پزشک مسوول بهداشت مدارس انتخاب کردند. در ایران نیز حوالی سال ۱۲۹۹ اطبای ایرانی و اروپایی مقیم تهران مجلسی به نام «حفظ الصحه» را برای مراقبت از دانش آموزان برپا کردند. 
این مجلس حفظ الصحه، طی سال ها دچار تحولات زیادی شد و امروزه با توجه به افزایش آمار دانش آموزان و امکانات جامعه بهداشت مدارس با خاستگاه های جدیدی بنا نهاده شده است. بنابر اظهارات دکتر محمدمهدی ریاضی، متخصص اطفال، رئیس گروه بهداشت دانش آموزان و کارشناسان ارشد اداره جوانان، نوجوانان و مدارس معاونت سلامت وزارت بهداشت، افراد ۶ تا ۱۸ سال دانش آموز تعریف می شوند و در حال حاضر در کشور ما ۹۶ درصد کودکان سنین ابتدایی، ۸۲ درصد کودکان سنین راهنمایی و حدود ۷۹ درصد کودکان سنین دبیرستان در مدارس به سر می برند. بنابر گفته های وی، برای اینکه اهداف مهم بهداشت مدارس در کشور ما حاصل شود برنامه ریزی های مختلفی انجام شده است که برخی از آنها سال هاست که در حال اجرا هستند. از جمله این موارد برنامه مراقبت های سلامتی دانش آموزان است. این برنامه شامل معاینات غربالگری و پزشکی دانش آموزان است که از سال ۷۲ با همکاری دو وزارت بهداشت و درمان و آموزش و پرورش در کشور اجرا می شوند. بدین صورت که معاینه و بررسی بینایی، شنوایی، هوش، آمادگی تحصیلی، رشد و نمو (اندازه گیری قد و وزن)، اختلالات رفتاری، اوتیسم، معاینات دهان و دندان، واکسیناسیون و… همه ساله در تیر و مردادماه طی فراخوان عمومی برای نوآموزان ورود به دوره ابتدایی انجام می شود. حاصل این معاینات ابزاری است به نام شناسنامه سلامت که بدون آن دانش آموز در مدرسه ثبت نام نمی شود. معایناتی که در شهرها در پایگاه های سنجش و مراکز بهداشتی -درمانی و در روستاها در خانه های بهداشت توسط بهورزان انجام می شود که این معاینات مجدداً در کلاس سوم ابتدایی، اول راهنمایی و اول دبیرستان تکرار می شود. گفتنی است در مدارسی که مربی بهداشت حضوردارد ممکن است سالانه نیز از این معاینات برخوردار شوند. چرا که پایگاه های سنجش دائمی به تعداد محدودی و آن هم در مراکز برخی استان ها، (در تمام سال) مستقر هستند اما اکثریت پایگاه های سنجش به صورت موقت در ماه های ثبت نام دانش آموزان برپا می شوند. در همین راستا دکتر ریاضی تصریح کرد؛ «به دلیل کمبود اعتبارات و تشکیلات در یکی، دو سال اخیر بین ده تا پانزده درصد دانش آموزان در کلان شهرها در اول راهنمایی تحت معاینات غربالگری و پزشکی قرار گرفته اند هر چند که برخی شهرهای کوچک توانسته اند این معاینات را برای همه دانش آموزان انجام دهند اما در برخی کلان شهرها این امر امکان پذیر نشده است.» 
یکی از موانع رسیدن به اهداف معاینات غربالگری و پزشکی در مقاطع راهنمایی و دبیرستان کمبود مربی های بهداشت عنوان می شود. در سال گذشته با مصوبه مجلس تبصره ۶ به قانون انتقال مراقبین بهداشت اضافه شد که طی آن به وزارت آموزش و پرورش مجوز داده شد که مربیان بهداشت مجدداً با همکاری وزارت بهداشت و درمان استخدام شوند، چرا که در سال های اخیر استخدام مربی های بهداشت در آموزش و پرورش لغو شده بود. به گفته دکتر ریاضی در حال حاضر قرار شده تا پایان برنامه چهارم توسعه ۱۷ هزار مربی بهداشت با مجوز سازمان مدیریت و برنامه ریزی استخدام شوند منتها تاکنون سازمان مدیریت و برنامه ریزی تنها مجوز۳۵۰ (سیصد و پنجاه) مربی بهداشت را صادر کرده است. که این تعداد هم اکنون استخدام شده و در حال کار هستند. 
● کمبود مراکز بهداشتی – درمانی 
در مدارس بعدهای مختلف بهداشت اعم از جسمی، روانی و اجتماعی مدنظر است. آموزش سلامت یکی از راه های رسیدن به اهداف بهداشت مدارس تلقی می شود. در این رابطه کارشناس ارشد اداره جوانان، نوجوانان و مدارس معاونت سلامت وزارت بهداشت با تاسف تصریح کرد؛ «حقیقت این است که ما در مراکز بهداشتی – درمانی مان واقعاً جایی برای آموزش نداریم. در برخی شهرها به تعداد جمعیت زیرپوشش مرکز بهداشتی – درمانی وجود ندارد. البته، خوشبختانه در سال های اخیر قدم هایی در این راه برداشته شده است. اخیراً ۴۲ ساعت آموزش سلامت در قالب کتاب درسی برای دانش آموزان به تصویب رسیده است. ضمن اینکه قرار شده است، برای ارتقای سطح بهداشت مدارس، اداره سلامت محیط کار برای رتبه بندی بهداشتی مدارس اقدام کند که این کار خود می تواند با ایجاد رقابت بین مدارس به ارتقای بهداشت مدارس منجر شود.» 
● آموزش تغذیه 
در دوران مدرسه رشد کودکان به صورت یکنواختی ادامه دارد و سال های آخر دبستان مقارن با شروع جهش رشد به ویژه در دختران است. اهمیت این مساله تا بدانجا است که به گفته دکتر ریاضی آموزش تغذیه به عنوان یکی از اهداف اختصاصی بهداشت مدارس مطرح شده است. طبق یادداشت های کتاب تغذیه در سنین مدرسه وزارت بهداشت میزان انرژی مورد نیاز کودکان مدرسه یی، به دلیل تفاوت در اندازه بدن، میزان تحرک و سرعت رشد آنها متفاوت است و هر چه میزان تحرک و فعالیت بدنی دانش آموز بیشتر باشد طبعاً به انرژی بیشتری نیاز دارند. کربوهیدرات ها که عمدتاً در نان و غلات وجود دارند و همچنین چربی ها منابع تامین کننده انرژی هستند. در صورتی که انرژی مورد نیاز از این منابع تامین نشود، پروتئین مصرفی که باید صرف رشد و ترمیم بافت های بدن شود به مصرف تولید انرژی می رسد. برای تامین انرژی مورد نیاز کودکان سنین مدرسه باید از گروه نان و غلات مثل برنج، نان و ماکارونی در برنامه غذایی روزانه آنها گنجانده شود. تغذیه صحیح در قدرت یادگیری کودکان موثر است، به عنوان مثال نخوردن صبحانه می تواند اثرات منفی بر یادگیری آنها داشته باشد. مطالعات نشان داده است کودکانی که از خوردن صبحانه امتناع می ورزند در انجام تکالیف ریاضی کارایی کمتری دارند و قدرت خلاقیت و ابتکار آنها کاهش پیدا می کند. نخوردن صبحانه در صورتی که تداوم یابد و تبدیل به عادت شود علاوه بر کاهش قدرت یادگیری موجب کمبود دریافت مواد مغذی روزانه مورد نیاز خود می شود که در وعده های دیگر غذایی جایگزین نخواهد شد. توصیه می شود برای اینکه کودکان سنین مدرسه اشتهای کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند، شام را در ساعات ابتدایی شب بخورند و حتی الامکان شب ها در ساعت معینی بخوابند تا صبح ها بتوانند زودتر بیدار شده و وقت کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند. والدین صبحانه را به عنوان یک وعده غذایی مهم تلقی کنند و هر روز دور سفره صبحانه بنشینند. این موضوع خود می تواند مشوق کودکان به صرف صبحانه شود. غذاهایی از قبیل نان و پنیر و گردو، نان و کره و خرما، نان و تخم مرغ همراه با یک لیوان شیر یک صبحانه سالم و مقوی برای کودکان سنین مدرسه محسوب می شود. کودکان سنین مدرسه علاوه بر سه وعده غذای اصلی به میان وعده نیاز دارند. در این سنین، کودکان باید هر ۴ تا ۶ ساعت برای نگه داشتن غلظت خون در حد طبیعی، غذا بخورند تا فعالیت سیستم عصبی و عملکرد مغز در حد مطلوب باقی بماند. در عین حال کبد که مسوول ذخیره گلوکز به صورت گلیکوژن و آزادسازی آن به خون در صورت نیاز است در کودکان سنین مدرسه تنها برای ۴ ساعت گلیکوژن ذخیره می کند. بنابراین این کودکان نیاز به خوردن غذا در وعده های بیشتر دارند. 

عتیقه زیرخاکی گنج