• بازدید : 67 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل  ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ذوالقَرنَین واژه‌ای است عربی به معنی دارنده دو شاخ، دو سده یا صاحب دویست سال. ذوالقرنین یکی از شخصیت‌های قرآن و کتاب مقدس است. بر اساس قرآن، ذوالقرنين، سه لشكر كشي مهم داشت نخست به غرب، سپس به شرق، و سرانجام منطقه اي كه در آن يك تنگه كوهستاني وجود داشت، او مرد مومن و موحد و مهرباني بود واز طريق عدل و داد منحرف نمي شد و به همين جهت مشمول لطف خدا بود، او يار نیكوكاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنيا علاقه اي نداشت، او هم به خدا ايمان داشت و هم به روز رستاخيز، او سازنده سدی بود، كه در آن به جاي آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شده است و هدف او از ساختن اين سد كمك به گروهي مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم ياجوج و ماجوج بوده است.
ذوالقرنین در قرآن
داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف به این شرح آمده است:
و از تو در باره ذو القرنين مى‏پرسند. بگو: براى شما از او چيزى مى‏خوانم. (۸۳) ما او را در زمين مكانت داديم و راه رسيدن به هر چيزى را به او نشان داديم. (۸۴) او نيز راه را پى گرفت. (۸۵) تا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد كه در چشمه‏اى گِل‏آلود و سياه غروب مى‏كند و در آنجا مردمى يافت. گفتيم: اى ذو القرنين، مى‏خواهى عقوبتشان كن و مى‏خواهى با آنها به نيكى رفتار كن. (۸۶) گفت: اما هر كس كه ستم كند ما عقوبتش خواهيم كرد. آن گاه او را نزد پروردگارش مى‏برند تا او نيز به سختى عذابش كند. (۸۷) و اما هر كس كه ايمان آورد و كارهاى شايسته كند، اجرى نيكو دارد. و در باره او فرمانهاى آسان خواهيم راند. (۸۸) باز هم راه را پى گرفت. (۸۹) تا به مكان برآمدن آفتاب رسيد. ديد بر قومى طلوع مى‏كند كه غير از پرتو آن برايشان هيچ پوششى قرار نداده‏ايم. (۹۰) چنين بود. و ما بر احوال او احاطه داريم. (۹۱) باز هم راه را پى گرفت. (۹۲) تا به ميان دو كوه رسيد. در پس آن دو كوه مردمى را ديد كه گويى هيچ سخنى را نمى‏فهمند. (۹۳) گفتند: اى ذو القرنين، يأجوج و مأجوج در زمين فساد مى‏كنند. مى‏خواهى خراجى بر خود مقرر كنيم تا تو ميان ما و آنها سدى برآورى؟ (۹۴) گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانايى داده است بهتر است. مرا به نيروى خويش مدد كنيد، تا ميان شما و آنها سدى برآورم. (۹۵) براى من تكه‏هاى آهن بياوريد. چون ميان آن دو كوه انباشته شد، گفت: بدميد. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بياوريد تا بر آن ريزم. (۹۶) نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ كنند. (۹۷) گفت: اين رحمتى بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زير و زبر كند و وعده پروردگار من راست است. (۹۸) [۲]
ذوالقرنین در احادیث اسلامی
در برخی احادیث اسلامی ذوالقرنین پیامبر و پادشاه شرق و غرب معرفی شده است. در کتاب نصایح چنین آمده است:
خداوند هيچ پيغمبرى را پادشاهى نداد به جز چهار تن(بعد از حضرت نوح): ذوالقرنين- كه نامش عياش بود- داود، سليمان و يوسف؛ ذوالقرنين بر شرق و غرب حكومت كرد…[۳]
همچنین در احادیث اسلامی از مسجد ذوالقرنین نیز یاد شده است. مسجد و ساختمان بزرگی که درازای آن ۴۰۰ ذراع بوده، که در ساختمان آن از تخته‌های چوب و مس و الواح مسین استفاده شده است. درازاى هر تخته چوب ۲۲۴ ذراع و فاصله دو ديوار ۲۰۰ ذراع و بلندى ديوارها ۲۲ ذراع گفته شده است.[۴] و مجلسی به نقل از ثعلبی محل ساخت سد ذوالقرنین را “پايان شرقى سرزمين ترك‏” خوانده است. [۵]
برداشتها از داستان ذوالقرنین
از داستان ذوالقرنین در قرآن برداشتهای زیر شده است:
وجود داستان پیش از اسلام
تعدادی از مردم مکه و مدینه از این داستان خبر داشته‌اند که گفته شده است بیشتر اهل کتاب بودند، و این نکته از متن چند آیه با جمله «یسئلونک عن ذی القرنین» و «قلنا یا ذا القرنین» و «قالوا یا ذی القرنین» به خوبی مشخص می‌شود، این داستان از پیش از اسلام مطرح بوده ولی بسیاری از مردم به دلیل کسب آگاهی بیشتر یا برای امتحان پیامبر اسلام درباره آن از وی سوال کرده اند. (یهودیان چنین پرسشهایی را درباره ماجرای خضر و اصحاب کهف نیز پرسیده اند)
مشخصات ذوالقرنين
ذوالقرنين داراى مشخصاتی بود، از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد:
او شخصی با تاج یا کلاهی با دو شاخ است. 
خداوند اسباب پيروزي ها را در اختيار او قرار داد. 
او سـه لشگركشى مهم داشت : نخست به غرب، سپس به شرق و سرانجام به منطقه اى كه در آنجا يك تنگه كوهستانى وجود داشته، و در هر يك از اين سفرها با اقوامى برخورد كرد. 
خداوند او را قدرتمند کرده بود و اختیار جان و مال انسانها و عذاب و پاداش به آنها را به او داده بود. 
او مرد مؤ من و موحد و مهربانى بود، و از طريق عدل و داد منحرف نمى شد، و به همين جهت مشمول لطف خاص پروردگار بود. 
او يار نيكوكاران و دشمن ظالمان و ستمگران بود، و به مال و ثروت دنيا علاقه اى نداشت . 
او هم به خدا ايمان داشت و هم به روز رستاخيز. 
او سـازنده سدى است كه در آن از آهن و مس استفاده شد (و اگر مصالح ديگر در ساختمان آن نيز به كار رفته باشد تحت الشـعـاع ايـن فـلزات بـود) و هـدف او از سـاخـتـن ايـن سـد كـمـك بـه گـروهـى مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم ياجوج و ماجوج بوده است. 
او از کسانی بوده که خداوند خیر دنیا وآخرت رابه او عطا کرد. خیر دنیادرسلطنت و قدرت واختیاری که به او عطا شده بود و خیر آخرت ، برای اینکه او به گسترش داد و اقامه حق و به صلح و بخشش و رفق و کرامت نفس و گستردن خیر و دفع شر درآدمیان عمل می‌کرد. 
چنین بر می‌آید که او به وحی و یا الهام و یا بدست پیغمبری از پیغمبران تایید می‌شد، و به او کمک می‌کرد. 
اما از قرآن چيزى كـه صريحا دلالت كند او پيامبر بـوده استفاده نمى شود هر چند تعبيراتى در قرآن هست كه اشعار به اين معنى دارد. از بـسيارى از روايات اسلامى كه از پيامبر و ائمه نقل شده نيز مى خوانيم: او پيامبر نبود بلكه بنده صالحى بود. 

عتیقه زیرخاکی گنج