• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در آموزه هاي ديني ما بيش از هر چيزي به مسئله تفكر و تعقل سفارش شده است : امام رضا (ع) مي فرمايد : عبادت روزه داشتن و نماز خواندن نيست ، همانا عبادت انديشه كردن در امر خداست و در روايات ديگر يك ساعت فكر كردن با هفتاد سال عبادت برابر دانسته شده است .
با تمام اين توصيه ها خيلي از مردم در مورد آنچه انجام مي دهند فكر نمي كنند و به جايگاه تفكر و انديشه در زندگي عادي و معنوي خود پي نبرده اند .
شايد يكي از دلايل عمده نبود فكر و انديشه در امور زندگي ، سطحي نگري و خواسته هاي نفساني مي باشد .
از آنجا كه انسان موجودي عجول است و زودتر مي خواهد به مطلوب برسد همين شتابزدگي موجب مي شود تا اينكه خوبي و بدي ، زشتي و زيبايي ، حق و باطل ، صلاح و فساد را از يكديگر تشخيص ندهد . 
به همين جهت خيلي از گرفتاريها و ناهنجاري هاي فردي ، خانوادگي و اجتماعي را بايد نشات گرفته از كار بدون تفكر و انديشه دانست بي توجهي به نيروي تعقل و تفكر و استفاده از آن در امور زندگي مادي و معنوي به از بين رفتن و تضعيف آن منجر مي شود و انسان را در حد تخيل و توهم نگاه مي دارد .
بي ترديد به كارگيري انديشه و استفاده از فكر موجب مي شود تا عقل كارآمدي خود را بازيابد و در عرصه هاي گوناگون ، ميدان براي او باز شود . چنانكه بيكاري موجب مي شود تا قوه عقل و فكر تحليل رود و از روند رو به رشد بازايستد به همين خاطر امام صادق ( ع ) به يكي از يارانش كه به علت بي نيازي ، كسب و تجارت خود را رها كرده بود و اوقات خودش را به بيكاري مي گذراند فرمود : « تجارت و كار را از سر بگير كه بيكاري از عقل انسان مي كاهد » از طرف ديگر اسلام اشتغال و گرفتاري هاي زياد كاري را هم مذموم شمرده است به دليل اينكه كار زياد انسان را از فكر كردن درباره آنچه كه انجام مي دهد باز مي دارد و او را به وادي تخيلات ، تشويش و آشفتگي ذهني مي افكند .
در اسلام آرزو نه تنها مورد نكوهش نيست بلكه لازمه زندگي يك انسان پوياست و آنچه كه مورد نكوهش در اسلام است آروزهاي  بي پايان و دو از دسترس و اميدهاي واهي است ، حضرت علي (ع) در اين رابطه مي فرمايد : بدانيد آرزوي دراز فكر را از فعاليت باز مي دارد و ياد خدا را به فراموشي مي سپارد .
بي توجهي به واقعيات و دل بستن به آرزوهاي دور ، قوه تفكر را تضعيف و از رشد آن مي كاهد و در نتيجه اوهام و تخيلات جاي آن را مي گيرد .
 
تفكر از ديدگاه قرآن
 
انسان، در وظيفه ادراك حسي با حيوان اشتراك دارد. اما از نظر داشتن عقل، كه خدا به او عطا كرده و قدرت انديشيدن كه او را بر نگرش و تحقيق در اشيا و حوادث توانا مي كند و از جزئيات به كليات مي رساند و قدرت استنباط از نتايج از مقدمات را به او مي دهد، از حيوان متمايز مي شود. همين قدرت تفكر انسان است كه او را شايسته مكلف شدن به انجام عبادتها و تحمل مسؤوليت اختيار و اراده قرار داده و در نتيجه، او را سزاوار احراز مقام جانشيني خدا در روي زمين گردانيده است. 
اطلاعاتي كه كودك، در نخستين مرحله زندگي، از طريق ادراك حسي كسب مي كند، ماده اوليه اي را تشكيل مي دهد كه بعدها در جريان تفكرش از آن كمك مي گيرد؛ زيرا او در آينده، آن اطلاعات را به ذهنش باز مي گرداند و در تصور مي آورد و برخي را در كنار برخي ديگر قرار مي دهد و با روشي جديد، طوري تنظيمشان مي كند كه در اكتشاف اطلاعات تازه، به او كمك نمايد؛ و اين اطلاعات تازه را كه انسان در جريان تفكر و انديشيدن به دست مي آورد به بايگاني اطلاعاتش مي افزايد و انسان همواره به كار تنظيم اطلاعات قديمي و اكتشاف اطلاعات و حقايق تازه مي پردازد و اين، در واقع، پايه و اساس تكامل تحقيق علمي در خلال قرون مختلف تاريخ و همچنين علت پيشرفت مداومي است كه در علوم نظري – تطبيقي به وجود مي آيد. 
 خداوند متعال، انسان را به تفكر در هستي و نگرش در پديده هاي مختلف آن و دقت و تأمل در شگفتيهاي آفرينش و استحكام نظام هستي تشويق كرده است همان طور كه به تحصيل علم و شناخت سنتها و قوانين الهي در تمام صحنه هاي مختلف علوم، ترغيب كرده است و ما، اين دعوت به مشاهده و تفكر و بررسي و تحصيل علم را در موارد متعددي در قرآن كريم مي بينيم: “اي رسول! بگو به مردم كه در زمين سير كنيد و ببينيد كه خدا چگونه نخست، خلق را ايجاد كرده است … “. (سوره عنكبوت، آيه ۲۰)
 
“آيا در خلقت شتر نمي نگرند كه چگونه خلق شده است و در خلوت آسمان فكر نمي كنند كه چگونه بلند گردانيده شده است. كوهها را نمي بينند كه چگونه (در زمين) افراشته شده است و به زمين، نظر نمي كنند كه چگونه گسترانيده شده است. اي رسول تو مردم را متذكر ساز كه وظيفه پيغمبري تو غير از اين نيست … “. (سوره غاشيه، آيه ۱۷-۲۱)
 قرآن، انسان را تنها به تفكر و كنكاش علمي، در پديده طبيعي دعوت نمي كند، بلكه به تفكر در نفس و در اسرار بيولوژيك دروني خلقت خود نيز تشويق مي كند و به اين ترتيب او را به ورود در ميادين علوم بيولوژيك و فيزيولوژيك پزشكي و رواني فرا مي خواند: “انسان (مغرور در بدو خلقت خود) مي نگرد كه از چه آفريده شده است؟ از آب نطفه جهنده اي آفريده شده است كه از ميان پشت پدر و سينه مادر بيرون آمده است”.  (سوره طارق، آيه ۵-۷)
 مسأله اصرار قرآن كريم در دعوت مردم به تفكر را مي توان از آيات زيادي كه در آنها عبارتهايي همچون عبارتهاي ذيل ديده مي شود، دريافت: 
“افلا يعقلون”: آيا تعقل نمي كنند. “افلا يتفكرون”: آيا انديشه نمي كنند؟ “لعلّكم تعقلون”: شايد تعقل كنيد. “لعلكم تتفكرون”: شايد به تفكر بپردازيد. “ان كنتم تعقلون”: اگر تعقل مي كرديد. “لعلهم يتفكرون”: شايد آنان بينديشند. “افلا يتدبرون”: آيا تدبر نمي كنند. “افلا يتذكرون”: آيا متذكر نمي شوند. “لقوم يتفكرون”: براي مردمي كه مي انديشند. “لقوم يعقلون”: براي گروهي كه تعقل مي كنند. 
 
قرآن، اهميت تفكر در زندگي انسان را بيان كرده و ارزش فردي را كه عقل و تفكرش را به خدمت مي گيرد، بالا برده است و مقام كسي را كه از عقل و تفكر خويش استفاده نمي كند، پايين آورده و درجه اش را پايين تر از حيوان قرار داده است: “بدترين جانوران (و شقي ترين اشخاص) نزد خدا، كساني هستند كه از شنيدن و گفتن حرف حق، كر و لالند و اصلاً (در آيات خدا) تعقل نمي كنند. “سوره انفال، آيه ۲۲)
 “يا پنداري كه اكثر اين كافران حرفي مي شنوند يا فكر و تعقلي دارند، اينان در بي عقلي درست مانند چهارپايانند، بلكه نادانتر و گمراه تر”.  (فرقان، آيه ۴۴)

مراحل تفكر در حل مشكلات:
معمولاً انسان، در زندگي با موضع گيريهاي زيادي مواجه مي شود كه مشكل به حساب مي آيند و اين وقتي است كه او هدفي مشخص دارد و براي تحقق آن، تلاش مي كند؛ اما راهي كه منتهي به تحقق هدفش باشد را نمي شناسد يا موانعي وجود دارد كه او را از رسيدن به هدف باز مي دارد. وقتي انسان، درباره راه حل مشكلي كه برايش پيش مي آيد مي انديشد، معمولاً همان مراحل مشخص را پشت سر مي گذارد كه روانشناسان به بررسي و تحليل آن پرداخته اند. ما مي توانيم مراحل تفكر را جهت حل مشكلات در موضوعات زير خلاصه كنيم:
۱- احساس وجود مشكل:
سير تفكر، با احساس وجود مشكلي كه براي انسان اهميت دارد آغاز مي شود. انسان در اين مرحله نوعي انگيزه قوي احساس مي كند كه او را به حل مشكل تشويق مي نمايد، تا به هدفي كه براي تحقق آن تلاش مي كند دست مي يابد. اصولاً اساس وجود مشكل، نخستين مرحله سير تفكر را تشكيل مي دهد.
 
۲- جمع آوري مدارك، پيرامون موضوع (مشكل): 
وقتي انسان وجود يك مشكل را حس مي كند، معمولاً به جستجوي موضوع آن، از تمام جنبه ها مي پردازد تا آن را به خوبي درك كند و بعد به جمع آوري كليه اطلاعات و مدارك متعلق به آن و بررسي آنها، به منظور شناختن درجه تناسب يا عدم تناسبشان با موضوع (مشكل) مي پردازد و اطلاعاتي را كه مناسب حل مشكل هستند حفظ مي كند و آنها را كه نامناسب هستند كنار مي گذارد. جمع آوري اطلاعات و اسناد، متناسب با موضوع (مشكل) به روشن شدن و فهميدن و مشخص كردن دقيق آن كمك مي كند و اين خود، راه را براي ارائه فرضيه هاي راه حل، هموار مي سازد. 

عتیقه زیرخاکی گنج