• بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مسأله۱- دختران و پسران كه به تكليف شرعي مي‌رسند اجب است از مجتهد جامع الشرايط تقليد نمايند و نشانه بلوغ در مسأله ۲۱ آورده شده است.
مسأله ۲- از مجتهدي بايد تقليد نمود كه جامع‌الشرايط يعني مرد و عادل باشد تقليد سيد در اولويت است. البته مجتهد اعلم را نمي‌توان شناسايي نمود مگر اينكه بگوييم فلان مجتهد در حج، تجارت، جهاني، نكاح … اعلم است البته مجتهد جواني كه مسائل روز جامعه را بيشتر لمس مي‌كند در اولويت قرار دارد.
مسأله ۳- در محافل عروسي، وليمه دادن و شادي كردن مستحب است و حتي در غير عروسي هم ادخان سرور در قلب مسلمانان نمودن اجر معنويي بالايي دارد و نبايد از اسلام چهره خشونت نشان داد كه سبب فرار جوانان از اسلام شود، البته جوانان عزيز هم لازم است بدانند كه اجراي قوانين شرع اسلام براي حفظ و حراست خوشان و اجر آخرت ضروري است.
در ادامه فایل بقیه موارد احکام آورده شده است
مسأله۴- رقص زن براي زن و مرد براي مرد جائز است، البته بانوان محترم متوجه مسائل شرعي آن و حفظ خود از نامحرم و يا حفظ خود از فيلمبرداري كه مقدمه‌اي براي رسيدن فيلم به دست نامحرم است باشند، البته ما از سن ۲۲ سالگي كه اجازه اجتهاد خود را كتباً از مرحوم آيت‌الله صاحب عنايه الاصول في شرح كفايه الاصول دريافت كرديم تاكنون دليل فقهي بر حرمت رقص نيافتيم، مگر اينكه مقدمه‌اي براي لهو و لعب و محرمات ديگر كه موجب انحراف نسل جوان باشد كه در آن صورت جايز نيست.
مسأله ۵- لاك زدن روي ناخن مانع از وضوء است، اما اگر يك ناخن روي پا، پاك شود براي مسح كافي است.
مسأله ۶- لباس سياه مكروه است، مگر در عمامه و عبا، و منظور از پوشش و حجاب حفظ و حراست و قداست بانوان و جلوگيري از طعمه شدن و سستي نظام خانواده است.
مسأله ۷- ديدن موي سر زنهاي مسن و همچنين زنان صاحب كتاب و اقليتهاي مذهبي مانند خبرنگاران خارجي براي نامحرم بدون قصد شهوت جايز است.
مسأله ۸- ديدن فيلمهاي داخلي و خارجي و رويت زنهاي بي حجاب از تلويزيون، ويدئو و… بدون قصد شهوت حكم نظر به نامحرم راندارد.
مسأله ۹- ما در بررسي آيه شريفه ، و روايات دليل فقه بر حرمت تراشيدن ريش نديديم و حتي مدتها بحث خارج فقه ما در اين مبحث بود اما چون سيره متشرعين داشتن محاسن بوده است احتياط سبيل نجات است.
مسأله ۱۰- موسيقي اگر مقدمه‌اي براي فسادهاي بعدي مثل مخلوط شدن مرد و زن و كارهاي مهيج نباشد جايز است مگر اينكه در نزد عرف متشرع به عنوان لهو لعب محسوب شود. به خصوص در عروسي‌‌هاي مؤمنين با حفظ حرمت شرع انور شاد باشند و مستحبات زيادي از جمله وليمه دادن و شاد بودن در عروسي‌ها وارد شده است و توصيه ما به خانواده‌هاي مومنه اين است كه با سليقه‌هاي غيركارشناسي فقهي خود موجب بي‌توجهي جوانان نسبت به اسلام عزيز نشوند.
مسأله ۱۱- پسران و دختران به خصوص تحصيل كرده‌هاي عزيز را توصيه به حفظ نمازهاي واجب و حتي مستحب به خصوص نمازهاي شب مي‌نمايم كه نماز ستون دين و موجب قبولي اعمال ديگر است و همچنين محافظت از نمازهاي مقدمه اقدام به معروف ودوري از منكر مي شود. مثلاً براي وضو: آب غصبي نباشد و يا ملك و زمين مال غير نباشد، البته در نماز و ساير عبادات مثل غسل، وضو، روزه، حج، خمس و … قصد قربت شرط است.
مسأله ۱۲- همانطور كه استاد اعظم ما مرحوم آيت‌الله الحاج السيد احمد الخوانساري (ره) در جامع المدرك در ادله حرمت بازي با شطرنج خدشه فرموده‌اند بازي كردن با شطرنج و ورقهاي پاسور اگر به عنوان برد وباخت نباشد جايز است.
مسأله ۱۳- هر مسلماني لازم است براي امور مالي خود سال خمسي داشته باشد و مراجعه به مجتهد و يا وكيل او در اين امور و ساير امور حسبيه واجب و لازم است.
مسأله ۱۵- آرايش و نظافت، بوي خوش، آراستگي براي مرد (در حد شئونات شرعي مردانه) و زن (در حد جلسات بانوان ومحيط خانواده) توصيه شده است. و حضرت ختي رسالت (ص) در رأس آراستگان بوده‌اند و مراجعه جوانان عزيز را به مصاحبات كارشناسي خود كه با راديو معارف (تحت عنوان آراستگي) است و به صورت CD در مراكز نشر است توصيه مي‌نماييم.
مسأله ۱۶- اول ماه مانند اول شوال و عيد سعيد فطر با حكم حاكم ثابت نمي‌شود و بايد براي انسان با در نظر گرفته اماريت حسن ظاهر از طريق ادله شرعيه ثابت شود.
مسأله ۱۷- زن و شوهر شريك زندگي هستند و حقوق متقابل دارند و با حفظ حقوق براي محافظت از نظام خانواده اطاعت زن از شوهر لازم است مگر اينكه مرد از زن، كار خلاف شرع بخواهد و يا از زن جلوگيري كار واجب نمايد كه ديگر اطاعت لازم نيست.
مسأله ۱۸- اطاعت فرزند از پدر ومادر لازم است مگر در كارها و خواسته‌هاي خلاف شرع.
مسأله ۱۹- لقب «اميرالمومنين» از مختصات امام اول حضرت علي‌بن ابي‌طالب (ع) مي‌باشد.
مسأله ۲۰- در ازدواج دختر باكره اذن پدر و يا جد پدري لازم است مگر اينكه دختر به حدي رسيده باشد كه اغفال نشود و پدر غايب باشد ودر صورت ازدواج نكردن دختر به حرام بيفتد. و در اين مسأله فرقي بين ازدواج دائم و موقت نيست.
مسأله ۲۱- نشانه بلوغ : روييدن موي درشت بالاي عورت در پسر و بيرون آمدن مني يا و تمام شدن پانزده سال قمري در پسر و تمام شدن نه سال قمري در دختر و يا خون حيض در دختراني كه سال آنها معلوم نيست.
مسأله ۲۲- خريد و فروش تومان ايراني و يا پول هاي خارجي مانند دينار عراقي و دلار آمريكايي جايز است، حتي زيادتر از آنچه خريداري شده و يا كمتر از آن و فرقي نمي‌كند كه معامله مدت دار باشد يا بدون مدت. و آنچه ربا و نزول است در پول‌هاي طلاء و نقره كه وزن خاصي دارد.
مسأله۲۳- جائزه بانكها: اگر به عنوان تشويق باشد و قرعه‌كشي بر بانك شرط نشود جائز است هر چند موافق با احتياط است كه اگر در بانكهاي دولتي يامشترك باشد جائزه با اذن حاكم شرع باشد.
مسأله ۲۴- ازدواج تحميلي و از روي اكراه جايز نيست و نظر دختر و پسر لازم است اما به جوانان توصيه مي‌شود كه از نظرات كارشناسي و مشورتي اولياء استفاده نمايند.
مسأله ۲۵- دكتر محرم  نيست و فقط به اندازه اضطرار آن هم در نبودن هم مثل جائز است.
مسأله ۲۶- دختر عمو، دختردايي، دختر خاله‌و همچنين پسران آنها و بردار شوهر و خواهر همسر، همسايه، كاسب محل محرم نيستند و خودماني بودن محرميت نمي‌آورد و فرقي با بيگانگان از نظر نامحرم بودن ندارند.
مسأله ۲۷- چادر در حجاب الزامي نيست ولي يك لباس نشانه ملي است كه توصيه مي‌شود و رنگ مشكي مكروه است و جز در عزاداري حضرت سيدالشهداء حسين‌بن‌علي‌(ع) اما دختران جوان از جلب نظر نگاههاي شيطاني خود را محافظت نمايند. و پدران و مادران نيز با توصيه‌هاي غيركارشناسي و غيرفقهي جوانان را از اسلام گريز ندهند.
مسأله ۲۸- اثبات زنا، با شهادت چهار عادل ثابت مي شود و اگر قبل از تكميل شاهدها حتي ۳ نفر عادل چيزي را رؤيت كنند اطلاع دادن آنها به محاكم موجب حد قذف است و جائز نيست و هيچ گناهي بالاتر از بردن آبروي مردم نيست و كساني كه خداي ناكرده معصيتي را نموده‌اند حتي اشاعه آن توسط خودشان حرام است و بين خود و خدايشان توبه كنند كه خداوند توبه‌كنندگان را دوست دارد.
مسأله ۲۹- كه در بعض مردم به عنوان صيغه برادري و خواهري مطرح است در اسلام نيست و زن عمو، زن برادر، برادر شوهر، شوهر خواهر ، خواهر زن، پسرعمو، دخترعمو، پسردائي، دختردائي، زن‌دائي نامحرم هستند و خويشاوندي تنها محرميت نمي‌آورد مگر به وسيله ازدواج كساني كه شرائط ازدواج را دارند و ازدواج با آنها صحيح است.
مسأله ۳۰- از پول خمس نداده نبايد پول آب حمام داده شود كه با اين كار غسل و وضوء باطل است.
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق احکام موسیقی در اسلام-دانلود رایگان ماله احکام موسیقی در اسلام-خرید اینترنتی تحقیق احکام موسیقی در اسلام-تحقیق احکام موسیقی در اسلام-دانلود رایگان سمینار احکام موسیقی در اسلام

این فایل در ۵۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده است وشامل موارد زیر است:
سرگرمی با آلات موسیقی۰اصل در مباح بودن-گوش دادن-موسیقی در اسلام-ترانه از جهت قواعد وروح اسلام
در ادامه به توضیحات مفصل تر درباره این مطلب می پردازیم برای آشنایی بیشتر شما

موسيقي در اسلام

هنر موسيقي در جهان امروز از جايگاه ويژه اي برخوردار است و کاربردهاي موسيقي در عرصه هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي قابل کتمان نمي باشد. بررسي موضوع موسيقي و حرمت غنا در اسلام موضوعي است که در ساليان اخير با گسترش صنايع صوتي و تصويري از اهميت افزون تري برخوردار گشته است. سلسله مطالب ذيل سعي دارد تا ضمن بررسي معني، مفهوم و مصاديق غنا از منظر فقه اسلامي زواياي مختلف اين موضوع را مورد ارزيابي قرار دهد و به تبيين تفاوت هاي غناي مجاز و غير مجاز بپردازد.

هدف اصلي در نظام آفرينش حيات برپايه كمال و بالندگي است. براين اساس، نقش آفرين هستي در تدارك اين مقصود، بهترين ابزار انتقال را در خدمت بشر قرار داده تا براي دريافت هدايت و سوق او در طريق سعادت، به شايستگي، او را كفايت نمايد. اينجاست كه اهميت قوه سامعه و نيروي شنوائي به عنوان دريچه اي براي دريافت حقايق و پلي ارتباطي بين جهان بيرون و عالم درون، براي بشر روشن مي گرد. از طرفي عمده ترين مراكز اداره زندگي بشر در درون وي، يكي پايگاه تفكر و انديشه يعني «مغز» است كه تدبير زندگي به دست اوست و ديگري«قلب» است كه مركز رشد عواطف و احساسات و معني و پايگاه تبلور عشق و ايمان مي باشد و مجراي ورود به هر دوي اينها از طريق دو حس عظيم باصره و سامعه ممكن و مقدور مي گردد. لذا قصور نسبت به هركدام مسئوليت آور است وبه تعبير قرآن كريم «ان السمع و البصر والفواد كل اولئك كان عنه مسوولا» «همانا گوش و چشم و دل انسان هر يك مورد سؤال قرار مي گيرد».[۱]

از ديدگاه روانشناسي قرآني گاه اين مجاري با تعاملات ناشايست رفتاري مسدود مي گردد و گاه عواملي موجب انبساط آن مي شود و به تبع قبض و بسط اين مجاري، انبساط و انقباض در روان انسان ايجاد مي گردد


طالب رشد؛ بسط آن سطحي و قبضش دايمي، حظش از جمال ناقص و رضايت و بهره مندي او كاذب است، شوقش به لهو است و ميلش به لغو. اينها هستند كه موسيقي را به ابتذال مبدل مي سازند و از مسير حقيقي به انحراف مي كشانند. آنان كه در برداشت از موسيقي هنر و انضباط نمي پذيرند، روح آنان توان صعود ندارد اينجاست كه تن به شبيه سازي و تشبهي ناموزون دست مي زند و از مواد افيوني و تخديري كمك مي گيرند تا لحظاتي جسم و نفس خود را از دست رنجهاي دنيوي رها سازند و در بي خيالي و غفلت به سر برند. بشر از ابتدايي‌ترين زمان زندگي با موسيقي هاي طبيعي در متن خلقت مانوس بوده است، آهنگ مرغان خوش الحان، آب جويباران، ريزش آبشار، برخورد امواج با ساحل و… اولين آموزگار بشر درآموختن اين هنر بوده است.

انسان وقتي آواز پرندگان را شنيد مفتون نازك كاريها و ظرافت در طبيعت و شاهكارهاي آفرينش شد، در مقام تقليد و ترويج برآمد، ابتدا از صداي خويش استفاده كرد و سپس از ابزارهاي طبيعي چون ني و دميدن هوا در چوب توخالي، و بعد ساختن سازها و ابزارهاي مختلف موسيقي؛ و اما امروز موسيقي مبين احساسات يك ملت است و سرود ملي هر كشوري متناسب با فرهنگش مي باشد، هنرهاي زيبا نماينده ذوق و روحيات ملل است. موسيقي زبان ادراكات و ترجمان دل است اگر مردم گرفتار آلام و مصايب زندگي شوند به قول مولوي در ني آنها آتش عشق مي افتد.

شنونده اين اثر را مي‌گذارد كه او را در ارتكاب گناه بي‌پروا مي‌كند بطوري كه در برخورد با گناه يا اصلاً ياد خدا نيست يا ديگر ياد خدا برايش آنقدر ضعيف است كه اين اثر ندارد كه او را از گناه باز بدارد و اين ضعف و اين تضعيف ياد خدا نتيجه اين خوانندگي و نوازندگي باشد، چنين خوانندگي و چنين نوازندگي كه اين اثر تضعيف كننده ايمان و پرواي از گناه را داشته باشد حرام است.

اين را مي‌توان بعنوان نظر قطعي اسلام درباره موسيقي گفت، هر نوع خواندن و هر نوع نواختي كه اين اثر را نداشته باشد را به صرف اينكه خوانندگي و نوازندگي است مي‌شود گفت حرام است يا نه مورد ترديد است. قدر مسلم اين است كه از مسلمات اسلام نيست و آن را به حساب رأي همه علماي اسلام و فقهاي اسلام و حتي رأي همه فقهاي شيعه هم نمي‌شود آن را گذاشت اين آن چيزي كه فعلاً تا اين حد درباره موسيقي مي‌توانم بگويم. (۲)

مجلس لهو و لعب، مجالسي است كه براي عياشي و هوسراني و بي‌بندوباري و فساد تشكيل شده است و به تعبير ديگر به مجلسي گفته مي‌شود كه در نظر عرفِ متديّن «مجلس گناه» محسوب مي‌شود.

موسيقي مناسب با اين مجلس حرام است، هرچند در مجلس عادي نواخته شده يا به صورت فردي گوش داده شود.



  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سقط جنين يا سقط حمل يكي از جرائمي است كه جوامع پيوسته با آن درگير بوده اند و راه يابي براي مقابله با آن از جمله مسائل و مشكلات جوامع بشري بوده و از ديرباز نيز مقررات خاصي براي جلوگيري از وقوع اين پديده و تعقيب و مجازات مرتكبان آن تدوين شده است . نكته قابل ذكر آن است كه قوانين و مقررات و همچنين در كتب و آثار صاحبنظران كيفري ، راجع به مفهوم و معني اين جرم و مجازات آن اتفاق نظر ديده نمي شود . 
منشا اختلاف نظر بيشتر تفسير هدف و سياست كيفري قانونگذار در وضع آن دسته از مقررات كيفري است كه در جهت حمايت از تكامل دوران عادي حاملگي مادر تدوين شده است  
علاوه بر اين بين مفهوم لغوي و پزشكي و عرفي اين پديده تفاوتهائي موجود است كه موجت گسترش دهمنه اين اختلاف مي باشد . 
در حقوق ايران تدوين كنندگان قانون مجازات عمومي سابق در بحث مربوط به ” قتل و ضرب و جرح عمدي ” مقررات حاكم بر اين پديده را در مواد ۱۸۰ تا ۱۸۴ بدون توجه به منابع فقهي و موازين اسلامي آن آورده اند و در تدوين آن تحت تاثير قانون جزاي فرانسه بوده و بدون اشاره به تعريف اين پديده ، از استعمال سقط ( جنين ) خودداري كرده و در همه جا اصطلاح ” سقط حمل عمدي ” را بكار برده اند . همچنين براي مراحل حيات جنيني مجازاتهاي متفاوت قائل نشده اند لكن در عمل ، ديوان عالي كشور ، بيشتر تحت تاثير منافع فقهي بوده و براساس موازين اسلامي آرا خود را صادر كرده است  . 
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، ضوابط قانوني حاكم ، بر سقط جنين حمل ، براساس موازين اسلامي مورد تجديد نظر قرار گرفت و در نتيجه تغييرات عمدهاي در ضوابط ايجاد گرديد . 
تدوين كنندگان قانون مجازات اسلامي ، به پيروي از شيوه فقها و صاحبنظران اسلامي ،كه در كتب و آثار خود احكام مربوط به اين مسئله را در مبحث ” ديات ” مورد بحث قرار داده اند ، مقررات مربوط به اين امر را در مواد ۱۹۴ الي ۲۰۰ قانون ديات و نيز در مواد ۹۰ و ۹۱ قانون تعزيرات تنظيم كرده و برخلاف گذشته سقط جنين را از همان مراحل اوليه استقرار نطفه قابل مجازات دانسته اند . 
نهايت آنكه در هر يك از مراحل دوران طبيعي بارداري ،تا قبل از حلول روح در جنين ، ميزان ديه را بطور متفاوت بيان كرده و براي پايان دوران حيات جنيني و زمان حلول روح در جنين كه مربوط به ماههاي آخر بارداري است در مورد كسي كه موجبات سقط جنين زن حامل را فراهم نمايد ، مجازات حبس از سه ماه تا شش ماه را پيش بيني كرده اند و اگر مرتكب جرم طبيب يا قابله باشد و عالما در اسقاط جنين مباشرت نمايد و يا اينكه زن حامل را به وسائل اسقاط جنين راهنمائي كند بر حسب مورد مجازات قصاص يا حبس از سه ماه تا شش سال را پيش بيني نموده اند . نظر به اهميت اين تغييرات ، مقاله حاضر بررسي مقدماتي و تبيين عناصر و شرائط اختصاصي و فني پديده سقط جنين را وجهه همت قرار مي دهد . 
 
مبحث اول 
تعريف سقط جنين يا سقط حمل و ضابطه تشخيص آن 
۱٫ تعريف سقط جنين يا سقط حمل 
گفتيم كه حقوق دانان كيفري راجع به تعريف اين پديده اتفاق نظر ندارند ، بعضي از مولفان خارجي مانند ” گارو ” سقط جنين را عبارت از اخراج عمدي و قبل از موعد حمل مي دانند و بر عكس ” گارسون ” يكي ديگر از حقوقدانان فرانسوي ، سقط جنين را به منقطع ساختن دوران طبيعي بارداري تعريف مي نمايد و دكتر پادپا با توجه به مواد قانون مجازات سابق ايران ، سقط جنين را جرم عمدي دانسته و در تعريف آن نوشته است : سقط جنين عبارت است از اخراج حمل قبل از موعد طبيعي زايمان به نحوي كه زنده يا قابل زيستن نباشد  . 
بديهي است كه در حال حاضر هيچ يك از اين تعاريف به تنهائي نمي تواند بازگو كننده هدف و تعريف مورد نظر قانون گذار اسلامي باشد . اما قانون گذار كنوني نيز در مواد قانوني مربوط ،اين جرم را تعريف نكرده ، بلكه در هر مورد تنها به ذكر موضوع و مجازات آن اكتفا نموده است . در موادي از قانون ديات و نيز ماده ۹۱ قانون تعزيرات ، حمايت از جنين مورد توجه قانون گذار قرار گرفته و در نتيجه سقط آن اعم از عمدي يا غير عمدي قابل مجازات دانسته شده است در ماده ۹۰ قانون تعزيرات هم حمايت از دوران طبيعي بارداري مادر مورد نظر واقع شده و لفظ ” سقط حمل ” به كار رفته است . 
از طرف ديگر فقها نيز در كتب و آثار خود اين جرم را تعريف نكرده اند . صاحب تكمله المنهاج در مساله ۳۷۹ ( ج ۲ ) تحت عنوان ” ديه حمل ” و همچنين علامه حلي در تبصره المتعلمين         (فصل ۱۱) تحت عنوان ” ديه جنين ” و امام خميني نيز دز تحرير الوسيله ( ج ۲ ) در مبحث ديات تحت عنوان لواحق ديات به مراحل مختلف حمل اشاره نموده و به ذكر مجازات آنها اكتفا كرده اند . 
بدين ترتيب براي دستيابي به تعريفي كه مورد نظر قانون گذار باشد ، شايد بتوان با توجه به مفاهيم و معاني لغوي و پزشكي و عرفي جنين و حمل ، به نتيجه رسيد . 
جنين ، در لغت به هر چيزي پوشيده و مستور و به معناي نطفه موجود در شكم آمده است و در اصطلاح فقهي نيز به همين معني استعمال شده است ، ( ” جن في الرحم ” : نطفه در زهدان مادر پوشيده است ) در اصطلاح پزشكي نيز سقط جنين به اخراج قبل از موعد جنين ، به نحوي كه قابل زيستن نباشد ، اطلاق مي گردد. 
در اصطلاح حقوق كيفري نيز به همين معني به كار مي رود ، و مبدا حيات جنيني ، ابتداي استقرار نطفه و آبستني مادر و نهايت آن لحظه ماقبل ولادت طفل تلقي ميشود. 
حمل : 
از نظر لغوي به بچه اي گفته ميشود كه در شكم مادر است و در اصطلاح نيز به همين معني به كار ميرود و به بچه اي گفته ميشود كه در رحم زن وجود پيدا ميكند . از نظر پزشكي نيز اصطلاح رحم به دوران بعد از ۷ ماهگي تا قبل از تولد طفل گفته ميشود . 
بنابراين اگر در اين مرحله از دوران تكامل ، حيات موجود قابل زيستني كه در رحم وجود دارد ، از بين برود ، اين عمل سقط حمل ناميده ميشود . با توجه به معاني جنين و حمل و مندرجات مواد قانوني اخيرا تصويب ، سقط جنين عبارت خواهد بود از : انجام هرگونه عمل مجرمانه عمدي يا غيرعمدي بر روي زن حامل ، مشروط بر اينكه موجب متوقف ماندن دوران تكامل و مراحل حيات جنيني شود و يا به سلب حيات از حملي كه قابل زيستن است منجر گردد . 
بر اساس تعريف فوق ضابطه قانوني تشخيص سقط جنين و سقط حمل را تحت دو عنوان جداگانه: اسقاط حيات جنيني و اسقاط حيات قابل زيستن مورد بحث قرار مي دهيم . 

۲٫ ضابطه قانوني حيات جنيني و حيات قابل زيستن 
الف – دوران حيات جنيني مورد حمايت قانون گذار 
قانون گذار در تدوين قانون ديات با توجه به آيات قرآن كريم به ويژه آيه ۱۲ تا ۱۵ سوره مومنين ” و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طين ثم جعلنا نطفه في قرار مكين ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه ، فخلقنا المضغه عظاما فكسونا العظام لحما ثم انشا ناه خلقا آخر فتبارك الله احسن الخالقين. ” 
و همچنين نظريات فقها ، حمايت قانوني حيات جنيني را از مراحل اوليه انعقاد نطفه مورد تاكيد قرار داده و در ماده ۱۹۴ قانون ديات براي متوقف ساختن هر يك از مراحل حيات جنيني ديه معيني را به شرح زير پيش بيني نموده است : 
– ديه اسقاط نطفه اي كه در رحم مستقر شده و به مدت ۴۰ روز مستعد نشو و نما مي شود : ۲۰ دينار است 
– ديه اسقاط جنين در مرحله مضغه كه به صورت گوشت درآمده است: ۶۰ دينار است 
– ديه اسقاط جنين در مرحله علقه كه به صورت خون بسته درآمده است : ۴۰ دينار است 
– ديه اسقاط جنين در مرحله عظم كه به صورت استخوان در آمده است : ۸۰ دينار است 
– ديه اسقاط جنيني كه گوشت استخوان بندي او را فرا گرفته قبل از حلول روح : ۱۰۰ دينار است . 
با اينكه قانون گذار در تدوين مواد مربوط بالصراحه مبدا حيات جنيني را كه از آن حمايت مي كند مشخص نكرده است ولي طبق ضوابط عرفي ، دوران حيات جنيني ، كه اولين دوره حاملگي است ، از تاريخ انعقاد نطفه شروع شده و مدت آن ۴ ماه و نيم طول خواهد كشيد . 
همچنين با استفاده از مواد ۸۵۲ و ۸۷۵ قانون مدني كه مبدا حيات را از تاريخ انعقاد نطفه قرار داده است، معلوم ميشود كه دوران حيات جنيني كه اسقاط آن مورد حما يت قانون گذار قرار گرفته است ،از تاريخ انعقاد نطفه در رحم شروع شده و تا زمان تكامل فيزيكي جنين و مرحله قبل از دميدن روح در آن به پايان ميرسد . 

ب – دوران حيات قابل زيستن مورد حمايت قانون گذار 
با توجه به حكم ماده ۲۰۰ قانون ديات كه مقرر ميدارد : 
سقط جنين قبل از پيدايش روح ، كفاره ندارد و كفاره و همچنين ديه كامل براي اسقاط جنين بعد از حلول روح و پيدايش حيات خواهد بود ، و همچنين تصريح قانونگذار در ماده ۹۱ قانون تعزيرات مبني بر اينكه : ” اگر زن حامله براي سقط جنين به طبيب و يا قابله مراجعه كند و طبيب هم عالما و عامدا مباشرت به اسقاط جنين بنمايد ، ديه جنين به عهده اوست و اگر روح در جنين دميده شده باشد بايد ” قصاص ” شود …” 
ميتوان نتيجه گرفت كه مبدا اسقاط حيات قابل زيستن مورد حمايت قانونگذار بعد از اتمام دوران حيات جنيني و از زمان حلول روح در جنيني تا زمان تولد طفل خواهد بود كه از نظر عرفي نيز اين مرحله در دومين دوره حاملگي يعني از ۷ ماهگي تا روز تولد طفل طول خواهد كشيد . 

عتیقه زیرخاکی گنج