• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكى از آثار رسانه هاى جمعى خصوصاً انواع امروزى آن سرگرم كردن مردم در كنار اطلاع رسانى و آگاهى دهى است. منتقدان رسانه هاى مدرن معتقدند كه بعد سرگرمى برنامه هاى رسانه اى آن قدر پررنگ و جلا شده است كه بيشتر باعث ايجاد حواس پرتى در مردم مى شود. عارضه اى كه حاصل سپردن هوش و حواس خود به برنامه هايى است كه از نظر محتوايى چيزى براى گفتن ندارند. اين نوشتار كه به نحوى مكمل بحث آغازين صفحه ارتباطات در شماره پيش است
تغيير در شيوه انتقال پيام را در گذر تاريخ و با پيدايش كاغذ، تشريح مى كند. مارسل دانسى، ضمن برشمردن روش هاى ثبت نوشته ها در دوران باستان، تاريخچه اى مختصر از پيدايش رسانه هاى جمعى را ارايه مى دهد و معتقد است كه اختراع كاغذ اولين جرقه رسانه هاى ارتباط جمعى را زده است، اما به تدريج وسايل الكترونى و ديجيتالى نيز در كنار آن پديد آمدند و به زيست نسبتاً مصالحه آميز خود با رقيبان قديمى ادامه داده اند. پيدايش تلگراف، تلفن، تلكس، راديو و تلويزيون از جمله وسايل مورد بحث اين نوشتار است كه در شماره آينده با تشريح رايانه و ساير رسانه ها ادامه مى يابد.
يكى از تمدن هايى كه نوشتن پيكتوگرافيك را به عنوان وسيله اى براى ثبت عقايد، پيگيرى معاملات تجارى و انتقال دانش مورد استفاده قرار داد، تمدن چين باستان بود. براساس برخى تخمين هاى باستان شناختى، پيكتوگرافى چينى ها ممكن است قدمتى برابر با قرن پانزدهم قبل از ميلاد داشته باشد. اين پيكتوگرافى، به شكلى ويژه لوگوگرافيك بود، زيرا براى ارايه (بازنمايى) كلمات كامل (بدون ارجاع به تلفظ آن ها) از نمادهاى تصويرى بهره مى گرفت. سيستم پيكتوگرافيك باستانى كاملاً پيشرفته، خط ميخى ناميده مى شد زيرا از نمادهاى تصويرى گوه مانند تشكيل شده بود. اين نوع خط متعلق به سومرى ها- بابلى ها بود كه حدود ۵۰۰۰ سال پيش به وجود آمد. سومرى ها، بازنمايى هاى خود را بر روى خشت هاى گلى ثبت مى كردند كه باعث مى شد نوشته خط ميخى به يك وسيله ارتباطى بسيار گران و غيرعملى تبديل شود. به اين دليل در آغاز فقط حاكمان و روحانيان آن را مى ساختند، مى آموختند و مورد استفاده قرار مى دادند. از حدود سال ۲۷۰۰ تا ۲۵۰۰ قبل از ميلاد نوع ديگرى از نوشته هاى پيكتوگرافيك به نام [خط] هيروگليف در مصر اختراع شد. مصرى هاى براى ثبت نوشته هاى خود از پاپيروس (نوعى كاغذ اوليه كه از نى ساخته مى شد) استفاده مى كردند. سيستم هيروگليفى سرانجام در درون خود عناصر فونوگرافى را به وجود آورد. فونوگراف‌ها، اشكالى هستند كه معرف بخش هايى از كلمات مانند بخش ها يا صداهاى منفرد هستند.
يك سيستم كامل براى بازنمايى صداهاى واحد، سيستم الفبايى ناميده مى‌شود. اولين سيستم الفبايى در خاورميانه ظهور يافت و به وسيله فنيقى ها (مردمى كه در منطقه ساحل شرق درياى مديترانه زندگى مى كردند كه امروزه بيشتر آن در لبنان واقع شده است) به يونان انتقال يافت. اين الفبا فقط داراى نمادهايى براى صداهاى صامت (حروف بى صدا) بود. هنگامى كه به يونان رسيد، نمادهاى صداهاى مصوت (حروف صدادار) به آن اضافه شد و سيستم الفباى يونانى را به اولين سيستم الفبايى تمام عيار تبديل كرد. همان گونه كه پيشتر اشاره شد، پيدايش نوشته الفبايى يك تغيير پارادايم واقعى به وجود آورد، زيرا براى جوامع امكان ذخيره و حفظ دانش به شكلى پايدارتر فراهم آورد.
آلکساندر گراهام بل (Alexander Graham Bell) در سال ۱۸۴۷ در اسکاتلند بدنیا آمد. او پدر و مادری تحصیل کرده داشت و تحصیلات اولیه را نزد والدین خود آموخت، مادر او تقریبا ناشنوا بود و برعکس پدرش گفتار درمان. شاید به همین دلیل بود که آلکساندر از ابتدا علاقمند به مسائل صوتی بود و در باره آن بسیار تحقیق كرد. وی علاوه بر دانش صدا به هنر عمومی، موسیقی و سرودن شعر علاقه بسیار داشت. پس از انجام تحصیلات اولیه نزد والدین در انگلستان به دانشگاه رفت و در سال ۱۸۷۰ به ایالات متحده مهاجرت کرده از دانشگاه بوستون (Boston) درجه پروفسوری در فیزیولوژی صدا (Vocal Physiology)  گرفت. 
الكساندر در دانشگاههاي ادينبورگ و لندن تحصيل ميكرد. در سال ۱۸۷۰ خانواده اش به كانادا مهاجرت كرد، پدر بزرگ وي روشي را ابداع كرده‌بود كه با استفاده از آن به افراد ناشنوا آموزش لبخواني مي داد. با كمك اين روش، افراد ناشنوا ياد مي گرفتند كه با مشاهده حركت لبها، سخنان ديگران را بفهمند. اين خانواده در مورد نحوه صحبت كردن و اصوات، اطلاعات زيادي داشتند. بل نيز اين كار را از پدرش آموخته بود او اوقات فراغتش را صرف ساختن دستگاهي كرد كه با استفاده از آن مردم بتوانند از فاصله دور با يكديگر گفتگو كنند. همكارش واتسن او را ياري كرد، يكي مشغول تنظيم فرستنده و ديگري مشغول تنظيم گيرنده بود. نخستين كلمات كه از طريق تلفن گفته شد چنين بود: «آقاي واتسن لطفاً بياييد اينجا، با شما كار دارم.
در ۱۰ مارس ۱۸۷۶ الكساندر پس از سالها كار دشوار و پژوهش موفق شد مكالمه انسانها را به وسيله امواج الكترونيكي انتقال دهد. دستگاهي كه او ساخت، اصلاً شباهتي به تلفن هاي امروزي نداشت: ساختمان بدنه تلفن از جنس چوب و گوشي آن بيشتر شبيه آسياب دستي بود. سرانجام در ژوئن سال ۱۸۷۶، تلفن به شكل عمومي و رايج آن رد دسترس مردم قرار گرفت. گراهام‌بل نمونه تلفنش را در نمايشگاه جهاني فيلادلفيا به نمايش گذاشت و «پردرو دوم» پادشاه برزيل پس از اينكه گوشي تلفن را برداشت، بارنگي پريده فرياد زد: «خداي من! با من حرف مي‌زند.» از آن روز همه چيز به سرعت گذشت كمتر از يكسال شهرها و به تدريج كشور ها كابل كشي تلفن شد. امروزه بيش از ۷۵۰ ميليون خط تلفن در سراسر جهان وجود دارد و ما نميتوانيم تلفن را از زندگي روزانه‌امان حذف كنيم
جمله مشهوری به اینصورت داشت : «گه گاه یک سری کاه و تکه های چوب را به هم بریزید و در آن شیرجه بزنید. مطمئن باشید که هر دفعه چیز جدید در آنها خواهید یافت که دفعه قبل آنرا ندیده بودید. چیزی که بدون شک می تواند ذهن شما را مشغول به فکر کردن بکند، همه اختراعات و اکتشافات بزرگ نتیجه فکر کردن زیاد بوده است.»
او همواره آرزوی این ‌را در سر می پروراند که تکنولوژی ارسال و دریافت تلگراف را بهبود بخشد. هرچند امروزه همه ما می دانیم برای تبدیل صوت به جریان الکتریکی به چیزی بیش از یک سیم پیچ، یک آهن ربا و یک صفحه کاغذی بزرگ احتیاج نیست اما او کسی بود که برای اولین بار اینکار را انجام داد و در سال ۱۸۷۵ توانست دستگاهی بسازد که صدای انسان را به امواج الکتریکی تبدیل می‌کند. بیشتر روی آن کار کرد و خیلی زود توانست پس از گذراندن جریان الکتریکی از سیم آنرا دوباره به صوت تبدیل کند و نام آنرا «دستگاه صحبت الکتریکی» (electrical speech machine) گذاشت.
سال ۱۸۷۶ بود و نمایشگاهی در فیلادلفیا در جریان بود، در آخرین دقایق بل توانست خود را به نمایشگاه برساند. چون دیر به آنجا رسیده بود جای خیلی بدی برای نشستن نصیبش شد، اما خیلی زود هنگامی که نوبت به او رسید تا اختراع خود را معرفی کند توجه همه حاضرین در سالن به سوی او جلب شد. خبر اختراع دستگاهی که اجازه می دهد دو نفر در مسیر دور با یکدیگر صحبت کنند خیلی زود به اروپا رسید.
بل هرگز تصور اینرا نمی کرد که اختراعی که او کرده است انقلاب عظیمی در صنعت مخابرات (telecommunications) بوجود خواهد آورد. او هرگز فکر نمی کرد روزی فرا خواهد رسید که به پشتوانه اختراع او علاوه بر صدا، تصویر، اطلاعات و… بین نقاط دور در دنیا رد و بدل شود. 
شاید جالب باشد بدانید که آلکساندر گراهم بل از موسسین National Geographic Society  در سال ۱۸۸۸ نیز می باشد. 




تلگراف: 
نخستين وسيله الكتريكى براى انتقال پيام هاى نوشتارى، تلگراف بود. سيستمى كه مى تواند سيگنال هاى الكتريكى را با استفاده از سيم از فاصله اى دور ارسال و دريافت كند. اولين سيستم هاى تلگراف تجارى در انگلستان و در اوايل قرن نوزدهم راه اندازى شدند. اندكى بعد در سال،۱۸۴۴ مخترع امريكايى، ساموئل ف.ب.مورس (۱۸۷۲-۱۷۹۱) رمزى (كدى) را ارايه كرد كه در تمام دنيا پذيرفته شد.
اين رمز- كه منطقاً به رمز (كد) مورس معروف است- براى نشان دادن حروف منفرد الفبا از سيگنال هاى «روشن» (on) و «خاموش» (off) استفاده مى كرد. فرستنده تلگراف در يك انتهاى خط بر روى كليدى الكتريكى با انگشت ضربه مى‌زد و گيرنده تلگراف در ديگر سوى خط، ضربه هاى وارد شده را رمزگشايى مى‌كرد و پيام به همان گونه اى كه از سوى فرستنده ارسال شده بود توسط گيرنده به صورت نوشته دريافت مى شد. 
كابل تلگراف در سال ۱۸۵۸ در بستر اقيانوس اطلس قرار داده شد و خدمات ارتباط دو سوى اقيانوس اطلس در سال ۱۸۶۶ آغاز شد. اين سيستم، نخستين سيستم ارتباطات جهانى مرتبط به هم بود. تلگراف به تدريج در ابتداى قرن بيستم جاى خود را به سيستم هاى تلكس داد. اين سيستم ها به تدريج نياز به استفاده از رمز نظير رمز مورس را حذف كردند. استفاده كنندگان از تلكس مى توانند پيامى را تايپ كنند و همين پيام در طرف گيرنده پديدار خواهد شد. پيام نوشته شده از طريق خطوط تلفن و تلگراف به دستگاه هاى تلكس در هر جاى دنيا منتقل مى‌شود. 

عتیقه زیرخاکی گنج