• بازدید : 29 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

   نامگذاری سال ۱۳۸۵که از سوی رهبر عظم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیة الله خامنه ای صورت گرفت و ایشان در این مورد با صراحت اعلام کردند:” در این مقطع زمانی یاد و نام مبارک پیامبر اعظم (ص) از همیشه زنده تر است “.
   در فصل اول این تحقیق با:
۱- با زمینه نامگذاری سال ۱۳۸۵ به نام پیامبر اعظم (ص) 
۲- بعد داخلی این نامگذاری
۳- بعد خارجی این نامگذاری
۴- پیام های نامگذاری سال ۱۳۸۵ به نام پیامبر اعظم (ص)
۵- نیاز بشر به مکتب نبوی و ضرورت الگو پذیری  از آن حضرت 
و در فصل دوم این تحقیق با :
۱- خاستگاه توحیدی سیره نبوی آشنا خواهیم شد.
       این فرصت برای یکایک ملت ایران  به ویژه حاکمان و دولتمردان که افتخار بر پایی نظام و حکومتی بر آمده از حکومت اسلامی محمدی(ص) را در این سرزمین دارند مغتنم تر است چون هم خود نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را نماد و مظهر نظام حکومتی صدر اسلام  می دانند و هم جهانیان  اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان چنین نگاه و نگرش به جمهوری اسلامی ایران دارند. بنابراین در شرایط امروزی سرنوشت اسلام گره خورده به سرنوشت جمهوری اسلامی به گونه ای که موفقیت یا خدای نخواسته شکست جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف فردی ، اجتماعی ، داخلی ، خارجی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و نظامی موفقیت و شکست اسلام  ناب تلقی می شود. و اینکه مقام معظم رهبری  با صراحت اعلام می کنند:((در این مقطع زمانی یاد و نام  مبارک پیامبر اعظم(ص) از همیشه زنده تر است)) به جهت رویکرد اسلام مدارانه و پیامبر گرایانه  نظام مقدس جمهوری اسلامی در عرصه های داخلی و بین المللی است.   
   در این تحقیق که پیش رو دارید با این نگرش و رویکرد تنظیم و سامان یافته که بتواند در پاسخ به خواسته مقام معظم رهبری در جهت اعتلای کلمه توحید و ترویج سیره نبوی و الگوگیری از آن حضرت  در زندگی فردی و اجتماعی ،گامی هر چند کوچک بردارد و خوانندگان و مخاطبان آن ،به ویژه بسیجیان محمدی نسب و علوی تبار و نیز فرماندهان و مربیان محترم در عینیت بخشی آموزه های آن در وجود خود و نیز نشر و نهادینه سازی سیره نبوی در جامعه ،دین خود را به رسول اعظم (ص) ادا و موجبات سربلندی و اعتلای هر چه بیشتر اسلام و کلمه توحید را فراهم کنند و با عمل و تخلق به اخلاق نبوی ،دل حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف را شاد و زمینه ظهور آن حضرت را فراهم نمایند.  

   این تحقیق شامل دو فصل است که نخست به زمینه های نامگذاری سال ۱۳۸۵ به نام پیامبر اعظم(ص) سپس ضرورت تأسی به سیره  پیامبر(ص)و الگو گیری از آن حضرت اشاره رفته است. الگو گیری از سیره رسول خدا (ص) در دو بعد فردی و اجتماعی ، راههای ترویج سیره نبوی در سطح جامعه از دیگر عناوین این تحقیق می باشند.
   دلیل انتخاب این موضوع این بود که افراد دیگر را با جهان اسلام و سیاست آن آشنا سازیم و مردم را آگاه کنیم که چقدر این مطلب برای هر مسلمانی ضروری است که درباره جامعه خود بداند.
   روش ما روش کتابخانه ای است که بتوانیم این اثر را در اختیار شما خوانندگان محترم قرار دهیم و هدف ما از این کار فقط و فقط  به خاطر احترام و جایگاه ویژه ای که پیامبر اعظم (ص) از آن برخوردار است و برای مردم میهن مان انجام دادیم.در این تحقیق ما از راهنمائیهای سرکار خانم کاظمی دبیر مربوطه و دوست خو بمان خانم زینب شفاهی استفاده کردیم.
    به امید آنکه این اثر نا چیز در پیشگاه پیامبر اعظم(ص)مقبول افتد و خوانندگان محترم از آن  بهره مند  گردد.        
۱٫زمینه های نامگذاری سال ۱۳۸۵به نام پیامبر اعظم(ص)


و نیرنگ زدند و نیرنگ زدیم و آنان نفهمیدند.پس بنگر فرجام 
 نیرنگ شان چه شد.ما آنان و بستگان شان را هلاک کردیم.      
(نمل:۵۱-۵۰)

مقدمه


   در پرتو انقلاب اسلامی ایران موج بیداری اسلامی سراسر کشورهای مسلمان نشین را فراگرفته و  سردمداران غرب را به وحشت انداخته است.شکست مارکسیسم،  ناتوانی لیبرال دموکراسی در پاسخگویی به نیازهای انسان امروز،  خلا معنویت،  خشونت،  بحرانهای اجتماعی و اخلاقی و متزلزل شدن بنیان مدرنیته غربی،  عطش نسل امروزی را به معنویت و دین افزون کرد است.
  با چنین روندی آینده از آن دین حق و دین  باوران است.طبیعی است این روند مرگبار غرب و صهیونیست های حاکم بر آن را وادار به عکس العمل کند. روزنامه یولندز پستن (jyllands posten) دانمارکی به بهانه چهارمین سالروز حادثه ۱۱ سپتامبر مسابقه ای به نام ((برداشت آزاد از دین اسلام و پیامبر (ص))) ترتیب داد و از کاریکاتوریست های غربی خواست تا طرح های خود را ارسال کنند.دوازده کاریکاتور موهن درباره پیامبر خدا(ص)در این روزنامه و سایر روزنامه های  کشورهای اروپایی از جمله نروژ ،  سوئد ،  ایتالیا ،  فرانسه ،  اسپانیا و آلمان به چاپ رسید. آنان در این حرکت تلاش کردند پیامبر والامقام اسلام(ص)را تروریست و حامی تروریست ها معرفی کنند و کتاب آسمانی او را کتابی تروریستی  بنمایانند .
    دنیای اسلام در برابر این اهانت ساکت ننشست اعتراضات مسلمانان و تظاهرات علیه این اقدام پلید روز به روز در کشورهای اسلامی اوج گرفت و حتی در کشورهای اروپایی با واکنش اعتراض آمیز مسلمانان و آزادگان این کشورها مواجه شد.ضمن آنکه مسلمانان جهان به طور خود جوش کالاهای دانمارکی و برخی کشورهای غربی را تحریم کردند.گردانندگان این صحنه نا بخردانه پس از مواجهه با موج اعتراضات امت مسلمان و خشم عمومی آنان برای انحراف افکار عمومی از این موضوع از یک سو و تکمیل توطئه خود از سوی دیگر نیرنگی دیگر به کار بستند و با  اجیر کردن تعدادی تروریست حرم مطهر امامان هادی(ع)و عسکری(ع)در سامرا را به آتش کینه کشیدند.دشمن در برابر این توطئه ها به دنبال آن بود که حرمت رسول خدا(ص)را بشکند و اسلام و مسلمانان را تحقیر کند و در دنیای اسلام جنگ فرقه ای و قبیله ای راه بیندازد و از نفوذ روز افزون اسلام و تمدن آن به جهان جلوگیری کند و استقامت قلب جهان اسلام یعنی ایران را در دستیابی به فناوری هسته ای در هم بشکند.
  در چنین شرایطی رهبر آگاه موقع شناس و هوشمند انقلاب اسلامی حضرت
 آیت الله العظمی خامنه ای با تدبیری حکیمانه و هدایت گرانه سال ۱۳۸۵ را سال پیامبر اعظم(ص) نام گذاشت و با تبدیل تهدید یاد شده از سوی دشمن به فرصت احیای نام پیامبر اعظم(ص)توطئه و مکر دشمن را خنثی کرد.آنچه در ادامه این فصل می آید بررسی زمینه های این نامگذاری در ابعاد داخلی و خارجی پیام های آن و سپس نیاز بشر امروز به مکتب نبوی و ضرورت الگو پذیری از آن حضرت است.   
بعد داخلی    
   1.مصادف شدن اوایل سال ۱۳۸۵ با سالروز رحلت رسول اعظم (ص):
  تقارن اوایل سال جدید با سالروز ارتحال نبی اکرم (ص)و ضرورت احیای نام و مکتب و سیره آن حضرت یکی از انگیزه های نامگذاری بود.رهبر معظم انقلاب در این باره به ویژه به جفایی  که نسبت به حرمت پیامبر اکرم(ص)صورت گرفت اشاره می کنند و اعلام می دارند که در این مقطع زمانی یاد و نام مبارک پیامبر اعظم از همیشه زنده تر است.
۲٫مواجهه استکبار جهانی با فناوری هسته ای ایران (درس آموزی از پیامبر اعظم (ص) برای ایستادگی در مقابل استکبار جهانی)
  سران حاکم بر آمریکا و اروپا به بهانه اینکه ایران ممکن است به بمب اتمی دست یابد به طور جدی به مقابله با جمهوری اسلامی ایران برآمده اند در حالی که ایران نگرانی عمیقی در این باره دارد.جمهوری اسلامی در منطقه ای است که روسیه، هند، پاکستان و به ویژه اسرائیل غاصب به سلاح های اتمی مجهز است .
  با وجود این موقعیت جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده است ه به دنبال سلاح اتمی نیست و بیش از سه سال است که تاسیسات هسته ای خود را در معرض بازدید لحظه به لحظه آژانس بین المللی انرژی اتمی و اروپا ییان قرار داده است و بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی ۲۰۵۰ نفر روز به از تاسیسات هسته ای ایران بازدید کرده اند که درباره هیچ کشوری سابقه ندارد و مذاکرات بسیار طولانی برای متقاعد ساختن کشورهای اروپایی جهت اعتماد سازی انجام داده است . اما آنان به دلیل مخالفت با اسلام ناب محمدی (ص) و جلوگیری از پیشرفت ملت ایران به انواع و اقسام کارشکنی ها روی آورده اند و بر خلاف  صریح مفاد آژانس بین المللی انرژی هسته ای NPT و پروتکل الحاقی می خواهند :
ایران را از دست یابی به چرخه سوخت بومی هسته ای محروم سازند.
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در شرايط حساس كنوني، و با توجه به احياء معاونت پرورش در وزارت آموزش و پرورش كه قطعاً قبل از آن با حذف امور تربيتي جايگاه هنر هم در آموزش و پرورش به فراموشي سپرده شده بود، ولي تصميم انقلابي دولت نُهم كه جاري و ساري ساختن صدقة جارية شهيدان رجائي و باهنر را به همراه داشت قطعاً با طرح مقولة هنر و آفرينشهاي هنري كه بطن، و اساس و پاية فعاليتهاي امور تربيتي به حساب مي آيد در سطوح مختلف تحصيلي و در جامعه انقلابي ما تبديل به مسئله اي فوري و فوتي گرديده كه شايد پس از گذشت چندين سال از تعطيلي و به دست فراموشي سپرده شدن امور تربيتي اين تنها فرصت تاريخي بسيار مغتنم و عزيزي باشد براي پرداختن به هنرآموزي و پرورش ذوق و استعداد فرزندان كشور و آشنايي آنان با ميراثهاي گرانبها و ارزشهاي معنوي والا و انقلابي كه ريشه در انديشه هاي ناب و روح بخش معمار بزرگ انقلاب و مردان بزرگواري همچون شهيدان رجائي و باهنر و هزاران شهيد گلگون كفني كه زيباترين جلوه هاي هنر را با ايثار جان خود به نمايش گذاشتند و برماست كه امروز با برافروخته و شعله ور شدن مجدد چراغ نوراني و فروزان امور تربيتي بتوانيم آنگونه كه بايسته و شايسته انقلاب اسلامي مي باشد 
چرا كه هنر حديث شريف زندگي ديروز است كه امروز هم مي تواند صدر اسرافيلي باشد براي قطع وابستگي هاي ناخواسته ما، زيرا آنچه از اين صبح عالمتاب باقي است مي تواند تكيه گاهي استوار و مطمئن براي تحرك و پويايي و خلاقيت و سرافرازي باشد و مطمئن هستم كه با توجه به تغيير و تحولاتي كه امروزه در صحنه علمي دنيا به وقوع پيوسته بگونه اي كه عصر امروز را عصر انفجار دانش و اطلاعات و تكنولوژي نام نهاده اند.
تكنولوژي نهفته در هنرهاي اصيل و سنتي برگرفته از ارزشهاي اصيل و والاي انساني ريشه دار در فرهنگ ارزشمند و ناب انقلابي و اسلامي ما مي تواند پايه و اساس خودكفايي باشد چرا كه هنرهاي اصيل سرچشمه اي خدايي دارند و در حقيقت همان «بار امانتي» است كه حضرت احديت به آدمي عنايت فرموده است.
تصور بنده اين است كه اين مقدمة هر چند مختصر مي تواند زمينه اي باشد براي توجه جدي تر به مسئله هنر و نقش آن در توسعه فعاليتهاي امور تربيتي چه در مقطع ابتدايي كه پايگاه و زيربناي هر آموزشي است و چه در مقاطع آموزشي ديگر به هر حال آنچه مسلم است جايگاه هنر و حاصل آن در ديروز و امروز، در دنياي شتر و كاروانهاي قديمي يا دنياي اطلاعات و ارتباطات و موشك و… يكي است زيرا كه آموزش هنر، باروري و شكوفايي احساس و ذوق است و هر جامعه اي كه آن را ناديده بگيرد به طور يقين گرفتار عواقب سوء آن خواهد شد شواهد گوناگون، نشان مي دهد كه هنر و تربيت، موازي و هم جهت مي باشند و راهي مطمئن و ارزشمند براي انتقال مفاهيم پيچيدة ديني، اخلاقي، ارزشي و معنوي آنهم با روشهاي جذاب، عميق و آرام و ژرف كه نهايتاً تبديل به پايه اي محكم براي پرورش انسانهاي متعالي و متكامل كه روند تعليم و تربيت را به طوري صحيح و اصولي پيموده و به عاليترين اهداف غايي و آرماني نظام تعليم و تربيتي ما كه همانا چيزي نيست جز قرب الي الله نائل گردند و در پايان اين مقدمة نسبتاً طولاني، آنرا با سخني از آلبرت اينشتين به پايان مي برم ايشان مي فرمايد:
امروزه گاه صرفاً مدرسه را محملي براي انتقال صرف اندوخته هاي علمي و اطلاعات بشري به ذهن فراگيران مي دانند حال آنكه اندوخته هاي علمي چيزي مرده است و ما با زندگان سروكار داريم و ما بايد راه و رسم چگونه زيستن و چگونه انديشيدن را به آنان بياموزيم.
والسلام- سيد محمدحسيني دقيق- آذرماه ۸۶
 
تشريح اهميت جايگاه هنر در جامعه و نظام آموزشي
اگر تاريخ را ورق بزنيم و جوامع مختلف را مورد كنكاش قرار دهيم، نهادهاي متعددي را در آن جوامع خواهيم يافت كه كارشان آموزش آميزه هاي ديني و مذهبي مبتني بر جهان بيني و ايدئولوژي حاكم بر آن جوامع مي باشد و نتيجه مي گيريم كه آموزش ديني و فعاليتهايي كه در ارتباط با آن در جوامع مختلف صورت مي گيرد همزاد انسان و يك نياز قطعي و واقعي براي او بشمار مي رود و انتقال آن به نسل هاي آينده نيز در زمره انتقال ميراث فرهنگي جوامع است لذا در جامعه اسلامي ما توجه به امور پرورشي و فعاليتهاي مرتبط با آن مي تواند به عنوان يک مسأله ويژه مورد توجه قرار گيرد زيرا اين مسأله حتي يك گرایش عمومي براي اولياء نيز محسوب مي شود و اولياء نيز مايلند دين و آميزه هاي ديني و ارزشهاي فرهنگي و تربيتي خود را مثل هر ميراث فرهنگي ديگر به فرزندان خود منتقل نمايند.
ماده ۲۶ اعلاميه حقوق بشر اين اولويت را در انتخاب نو ع تربيت: براي اولياء به رسميت مي شناسد. علاوه بر آن در جوامع معلمان بيشماري هستند كه آموزش آميزه هاي ديني و تربيتي را به عنوان رسالتي اصلاح طلبانه دنبال مي نمايند. علاوه بر آن كه كنجكاوي دربارة دين و گرايش به آن و علاقمندي به فعاليتهاي متنوع فرهنگي و تربيتي يك رغبت قطعي و فطري در كودكان شناخته شده است كه اين علاقه و رغبت عموماً در سالهاي پاياني دبستان بروز و شدت بيشتري پيدا مي كند با اين وجود آموزش ديني و قرآن و بهره مندي از فعاليتهاي متنوع و جذاب بمنظور ايجاد يك نظام تربيتي قوي و مؤثر و پايدار از مسائل بسيار مهم و داراي اولويت مي باشد كه بسيار مهم و شايستة التفات است كه لاجرم بايد به آن پرداخته شود و براي پرداختن به آن لازم است به سئوالاتي از قبيل ذيل پاسخ دهيم
كودكان ما مفاهيم ديني را چگونه مي فهمند، تربيت ديني و فعاليتهاي تربيتي متناسب با آن در سنين مختلف و مقاطع مختلف تحصيلي بايد داراي چه خصوصياتي باشد، كدام مفاهيم براي آموزش به دانش آموزان دبستاني يا راهنمايي و يا متوسطه ………. مناسب است؟ آيا فعاليتها و برنامه هاي فعلي نظام آموزش ما آنگونه كه بايسته و شايسته است توانسته است در ايجاد نظامي پايدار آموزش و تربيتي را پي ريزي نمايد؟
قطعاً برخورداري از يك نظام تربيتي مطلوب، پويا در نظام آموزشي ما آنگونه كه شايسته نظام مقدس جمهور اسلامي ما ميباشد نيازمند پاسخگويي به سئوالات مذكور مي باشد.
از طرفي ديگر توجه به ويژگيهاي ورحي، رواني و رفتاري فراگيران در مقاطع مختلف بمنظور پاسخگويي به سئوالات فوق و پي ريزي يك برنامه مدون آموزشي موفق در فعاليتهاي تربيتي امري اجتناب ناپذير است كه فراگيران با ورود به دورة ابتدايي مواجه با يك تحول اساسي مي شوند. از نظر ظرفيت و توانائيهاي ذهني، براي كسب بسياري از مسايل آموزشي و تربيتي كه قبل از ارتباط مستقيم با مدرسه پيدا نكرده بودند آمادگي پيدا مي كنند و همچنين تحولات عظيمي در ذهن آنها نسبت به مسائل اجتماعي ايجاد مي شود و با ورود فراگيران به عرصه آموزش رسمي (مدرسه) و دور شدن از محيط محدود دورة زندگي در محيط خانواده آمادگي بيشتري براي سازگاري با محيط و قبول قواعد و مقررات اجتماعي، آنان را وارد مرحله جديدي از زندگي مي كند كه همه و همه حاكي از فرآيند تحولي است كه عمدتاً به دليل ورود فراگيران به دوره هاي مختلف تحصيلي و پاگذاشتن به محيط آموزش و پرورش رسمي ايجاد مي گردد.
از طرفي ديگر دوره هاي تحصيلي مختلف هر كدام متناسب با ويژگي هاي سني، ذهني، رفتاري، اخلاقي و اجتماعي ….. فراگيران دورة شكوفايي بسياري از استعدادهاي دانش آموزان است. شامل استعدادهاي هنري، علمي، ادبي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي، زيستي، اخلاقي و…… و بسيار از خلاقيت ها در اين دوره شكل مي گيرد خصوصاً دورة ابتدايي كه از اهميت ويژه اي در ميان دوره هاي تحصيلي ما برخوردار است.
حال بمنظور بهره مندي از اين استعدادها و جهت دهي مناسب به آن نيازمند يك نظام تربيتي قوي، مطلوب و پويا متناسب با هدفهاي غايي و آرماني نظام تعليم و تربيتي كشورمان مي باشيم بدين منظور احياء مجدد معاونت پرورشي و نهاد امور تربيتي را به فال نيك گرفته و اميدوارم كه امور تربيتي بتواند با بهره مندي از هنر فعاليتهاي تربيتي را گسترش داده و گامهاي مؤثر و بلندي را در جهت زنده نگه داشتن ارزشهاي والاي انساني و مذهبي و انقلابي و پرورش انسانهاي منطبق بر معيارهاي ايدئولوژيكي و جهان بيني توحيدي آنها را در مسير رشد و تعالي و تكامل قرار داده و در آينده اي نه چندان دور شاهد پرورش يافتن انسانهايي والا، توانمند، خلاق، مبتکر، و… در نظام تعليم و تربيت كشورمان باشيم. ان شاء الله و اميدوارم كه بنده هم توانسته باشم با زبان الكن و قلم ناتوانم حق مطلب را در امر بهره مندي از هنر در توسعه فعاليتهاي امور تربيتي ادا نموده باشم.
با توجه به مطالبي كه ذكر آن گذشت كه همه و همه حاكي از اهميت ايجاد يك نظام تربيتي پايدار در آموزش و پرورش مي باشد در ادامه به ذكر راههايي كه مي تواند بهره مندي از آن تحت مقوله هنر در بالا بردن ظرفيت هاي نظام تربيتي و امور تربيتي *** نمايد اشاره مي نمايم.
چگونه مي توان يك نظام تربيتي مطلوب مبتني بر هنر و فعاليتهاي هنري بوجود آورد
الحمدالله به بركت انقلاب اسلامي، ما ملتي داريم با سرمايه هاي معنوي با ارزش و توانمنديهاي بسيار. اما نكته قابل تأمل اين است كه ما با وجود داشتن چنين سرمايه هاي با ارزش كه قطعاً پشتوانه بسيار خوبي براي هر نظام آموزشي محسوب مي شود تا چه اندازه توانسته ايم از اين سرمايه ها و توانمنديها استفاده كنيم.
براي روشن شدن موضوع، سخنی از آقای بهرامپور از كتاب نقدي بر ناكارآمدي آموزش و پرورش نقل مي نمايم. 
ايشان مي فرمايند «دولتي زيرك و باهوش كه براي تحصيل به كانادا رفته بود مي گفت: اگر بخواهيم سرمايه هاي معنوي خودمان را با غرب مقايسه كنيم بايد به آنها نمره ۱۰ و به خودمان نمره ۱۰۰بدهيم ولي فرق ما با آنها در اين است كه ما از ۱۰۰ سرمايه به اندازه يكي استفاده مي كنيم و آنها از ۱۰ سرمايه به اندازه ي ۹ استفاده مي نمايند.»
پس ما بايد فرصت هاي طلايي كه مي تواند در جهت كسب علم و دانش و فراهم شدن زمينه براي پرورش مهارتهاي فكر كردن، مهارت هاي اجتماعي شدن و مهارت هاي فني جهت آماده شدن براي ورود به عرصة زندگي واقعي را فراهم مي نمايد غافل نشده و آنرا هدر ندهيم و شايد يكي از بهترين راههايي كه مي تواند زمينة جلوگيري از هدر رفتن چنين فرصت هايي طلايي را بگيرد فراهم نمودن شرايط براي حضور قدرتمند  در صحنه فعاليتهاي امور تربيتي و بهره مندي از هنر در توسعة آن به عنوان يك از مقوله هاي بسيار مهم و جدي و مورد توجه و علاقه وافر بچه ها (فراگيران) دانست.
براي تأكيد و توجه بيشتر به اين مهم سئوالي را مطرح مي نمايم.
چرا هنر؟
قطعاً امروزه كار معلم تنها انتقال يك سلسله مفاهيم به دانش آموزان از طريق نشانه هاي گفتاري و نوشتاري نيست بلكه مهمترين وظيفة او اين است كه بداند چه چيزي را به چه كسي و با چه روشي مي بايد ارائه نمايد.
از اين رو معلم خوب كسي نيست كه تنها يك مطلب را خوب بداند بلكه معلم خوب و شايسته كسي است كه بتواند مطلب را متناسب با سن و ويژگيهاي اختصاصي دانش آموزان آنهم با زباني متناسب حال او ارائه نمايد.
كه در اين راه با بهره مندي از هنر مي توانيم گامهاي بلند و مؤثري برداريم. چرا كه هنر يكي از قلمروهاي بسيار مهم و گنجينة فرهنگي، و… هر جامعه اي محسوب مي شود و فرهنگ و ارزشهاي ديني و معنوي هر جامعه اي در درجة اول در آثار هنري خلق شده از سوي افراد آن جامعه متجلي مي شود و انسان به ياري ادبيات و هنر است كه نتوانستن هاي خود را در ساحت واقعيت جبران مي كند و به آنچه كه بايد باشد و نيست رنگ عينيت و تجلّي محسوس مي بخشد قطعاً هنر انسان را از دايرة تنگ تفرّد و درون گرايي محض خارج كرده و در مسير تعامل و تكامل اجتماعي و انساني قرار مي دهد و پرواضح است انسانهايي كه دستي در هنر ندارند معمولاً داراي افق انديشة وسيع تر و ژرف تري نسبت به مسائل جهان دارند و مي توانند آزادانه از مرز دنياي واقع فراتر رفته و در اوج زيبايي خود ساخته به پرواز درآيند و در اين رهگذر روياهاي ناممكن را ممكن سازند.
علاقمندي به هنر و فراهم نمودن زمينة بهره گيري از آن براي دانش آموزان باعث گسترش حس زيباشناختي آنان، تبليغ ارزشهاي معنوي، آشنايي با الگوهاي رفتار انساني والا گسترش باورها و نگرش هاي مثبت و به طور كلي آزادي انسان از فشارهاي ناشي از زندگي مادي مي گردد.
و از طرفي ديگر اگر ما بتوانيم با بهره گيري از هنر دانش آموزان را علاقمند به امور ديني و مذهبي و فعاليتهاي تربيتي نمائيم قطعاً دريچه هايي شفاف به دنياي اطراف دانش آموزان باز مي شود كه با پيشرفت كار آموزش اين پنجرة شفافيت و نورانيت آن بيشتر مي شود و با وجود چنين دريچه هايي دانش آموزان دنيا و زيبايي هاي آنرا بهتر مي بينند و نتيجتاً علاقه مندي بهتر و بيشتري به هنر پيدا مي كنند چرا كه اعتقاد داريم كه مباني ديني ما منطبق بر حكمتهاي جهان هستي و منطبق بر فطرت انساني است و قطعاً آگاهي بيشتر از حكمتهاي جهان هستي باعث رشد دينداري خواهد شد و در پايان اين قسمت از نوشته ام به سخني از استاد جعفر سبحاني اشاره مي نمايم.
ايشان مي فرمايند : «علم و دانش، مطالعه و بررسي آثار دانشمندان غور در قوانين آفرينش، مايه شكفته شدن عقل و خرد مي گردد. چنانچه ممارست با گناه و همنشيني با بدكاران، ديدن مناظر معصيت، مايه ضعف شنوايي و بينايي فرد گرديده و زشتي بسياري از كارها را از ميان مي برد.
اشاره مختصر به جايگاه هنر در فعاليتهاي تربيتي مذاهب
در مذاهب ديگر بهره گيري از هنر نيز مدخلي است براي آموزش و ايجاد علاقمندي به دين و فعاليتهاي تربيتي بگونه اي كه آقاي «عادل توفيق عطاري» در كتاب «القربيه اليهوديه في فلسطين المتحله و الدياسپورا» نوشته:
 «قهرمانان توراتي مثل قصه حضرت داود، طالوت و جالوت ما مدخلي براي آموزش دين و ارزشهاي ديني است يا جشن زيباي بابانوئل دوست داشتني، يك مدخل براي ايجاد علاقمندي به دين است همچنان كه سرودهاي كودكانه، اين نقش را در مسيحيت بازي مي كند.»
متعالي بودن هنر در گذشته و حال
ارجمندي و متعالي بودن هنر گذشته و امروز را، مي توانيم در يك بررسي كوتاه و در لابه لاي سرمايه هاي فراموش شده تاريخ دور و نزديك ببينيم، لازم مي دانم به يكي از وقايع ناخوشايند كه در برنامه هاي آموزشي جهان سوم  وجود دارد اشاره نمايم و آن ناديده گرفتن زمينه هاي آموزش سنتي و تجربي دانش و هنر آن كشورهاست مثلاً همين ناديده گرفتن تجربة آموزشي بسيار ارزندة «حوزه اي» خودمان و جايگزيني روشهاي بيگانه با ماست شيوه هاي برتر از همان فريبهاي استعماري است زيرا آنچه را امروزه به عنوان روشهاي آموزشي برايمان سوغات آورده اند دريافتهاي ناقص و حفظ كردني و نظري به دنبال دارد كه جايي براي جستجو و تكاپو و تحقيق و فكر كردن و آشنايي با فرآيند تفكر منطقي و حل مسأله براي فراگيران ما باقي نمي گذارد.
براي روشن تر شدن موضوع و اهميت پرورش در فرآيند آموزش لازم مي دانيم به موضوعي كه شايد خيلی از اوقات ذهن من و بسياري امثال چون بنده را به عنوان معلم درگير نموده اشاره نمايم.
امروزه با پيشرفتهاي سريع علمي بسياري از نظامهاي آموزشي دنيا به دنيال شيوه ها و روش هايي هستند كه يادگيري بهتر را تحت عناوين روشهاي نوين و فعال تدريس ارائه نمايند. امّا بنده نظرم اين است كه تدريس پويا وفعال در كلاسهاي درس ما همان چيزي است كه امروز در اهداف كنفرانس امور تربيتي و احياء معاونت پرورشي نهفته است.

عتیقه زیرخاکی گنج