• بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اردشير بابكان موسس سلسلة‌ ساساني حكومتي را در ايران بنا نهاد كه وجود تمركز در حكومت، وحدت تمامي سرزمينهاي ايران و برقراري دين زرتشتي به عنوان كيش رسمي ايرانيان‌ از ويژگيهاي عمدة آن بود. 
برآمدن و ظهور ساسانيان سرچشمة يك سلسله دگرگونيهاي سياسي، اجتماعي،‌ ديني و اقتصادي در حيات مردم ايران گرديد. بديهي است كه اين تغييرات بدون سابقه و پيشينة اجتماعي عملي نشد و روي كار آمدن اردشير بابكان و تاسيس سلسلة ساساني، نمود ظاهري آمادگي جامعة‌ ايراني براي قرار گرفتن در جريان اين تغييرات و تحولات بود. 
با استقرار خاندان ساساني بر تخت سلطنت ايران، ساختار تازه اي از قدرت و حاكميت در ايران شكل گرفت. 
ساسان موبد آتشكده اي بود كه در استخر براي ستايش ايزد بانو آناهيتا اختصاص داشت. همسر وي، رام بهشت ، دختر يكي از پادشاهان بازرنگي بود و اين سلسله پادشاهان در نيسايه سلطنت داشتند. ( شهر مزبور به مناسبت ديوارهاي سفيد از زمان استيلاي عرب در فارس موسوم به بيضا شد). 
پاپك پسر ساسان روابط خود را با بازرنگي‌ها مغتنم شمرد و يكي از پسران خويش را كه اردشير نام داشت در دارابگرد به مقام عالي نظامي ارگبد رسانيد. مقارن اين احوال پاپك بر گوچهر (گوزهر) شاه كه خويشاوند او نيز بود شوريد و مكان گوچهر را كه معروف به كاخ سفيد بود به تصرف در آورد. سپس او را كشت خود بر اريكه سلطنت نشست.  آنگاه از اردوان پنجم لقب پادشاهي براي پسر بزرگ خود شاپور خواست. 
اردوان امتناع نمود ولي با وجود اين شاپور پس از فوت پدر خود را پادشاه دانسته،‌ اردشير را مجبور كرد كه تابع وي شود وليكن طولي نكشيد كه به جهت خراب شدن زير زميني در قصر ملكه كه هماي نام داشت شاپور زير آوار ماند و درگذشت و اردشير پادشاه شد. 
كريستين سن معتقد است شاپور زماني كه به دارابگر حمله كرد درخانه اي ويرانه فرود آمد اما ناگهان سنگي از سقف جدا شد و او را از پاي درآورد. 
اردشير پس از سركوبي شورش دارابگرد به كرمان حمله كرد. و پس از فتح آنجا و ضميمه كردن خوزستان و اصفهان به متصرفات خويش در سال ۲۲۴ م. با اردوان پنجم آخرين پادشاه اشكاني در هرمزگان خوزستان به نبرد پرداخت، در اين نبرد اردوان كشته شد و سلسله اشكاني از هم فرو پاشيد. بدين ترتيب اردشير اول، كه تاريخ، وي را موسس شاهنشاهي ساساني مي دانند، به سلطنت رسيد و سلسله ساسانيان بنا نهاده شد.  مي توان گفت وقتي در بيست و هشت آوريل دويست و بيست و چهار ميلادي اردوان پنجم پادشاه اشكاني در آن نبرد جان باخت اين به معناي پايان قريباً پانصد سال فرمانروايي اشكانيان بر ايران و تاسيس سلسله اي جديد بود.  
 
۱-۲- پادشاهي ساسانيان تا قباد
اردشير اول: (۲۲۶-۲۴۱)
اردشير بابكان رسماً در سال دويست و بيست و شش ميلادي تاج شاهنشاهي ايران را بر سرگذاشت، گمان مي رود اين تاجگذاري را در زادگاه خود پارس، يا در معبد آناهيتا واقع در شهر استخر و يا در تنگة نقش رجب نزديك استخر انجام داده باشد، زيرا اردشير و شاپور اول در اين جاي نقش جلوس خود را بر سلطنت بر روي سنگ حجاري كرده‌اند.  
اردشير حكومت ملوك طوايفي عهد اشكاني را برانداخت، از قدرت خاندان هاي بزرگ كاست و با ايجاد سپاه منظم وحدتي در قلمرو خود پديد آورد. البته استقرار قطعي حكومت اردشير چند سال پس از غلبه بر اردوان به دست آمد. 
وي پس از تاجگداري و لشكر كشي به شمال بين النهرين و توفيق در تصرف اين مناطق، بر سر ارمنستان با دولت روم درگير شد و تقريباً تا پايان دورة شاهي با روميان در جنگ بود.  وي با تعرض به بين النهرين رومي ، نصيبين  حران  ظاهراً دورا- اوراپوس  را هم تسخير كرد. 
به هر حال اردشير در نزد جانشينانش اهميت و حيثيت فوق العاده يافت و بعدها سرمشق حكمت و خرد تلقي شد. 
شاپور اول:  (241-271)
اين پادشاه فرزند اردشير بود و در سال دويست و چهل و يك ميلادي به تخت نشست. 
سلطنت شاپور اول، به جنگهاي متعدد در شرق و غرب با كوشانيان و روميان گذشت. در جريان همين جنگها، گرديانوس امپراتور روم كشته شد( دويست و چهل و چهار ميلادي) و والريانوس امپراتور ديگر روم در سال دويست و پنجاه و نه يا دويست و شصت ميلادي با سپاهيانش به اسارت افتاد. 
حكومت مقتدرانه شاپور اول، بنياد فرمانروايي ساسانيان را در ايران مستحكم كرد. و نشر تعاليم ماني در قلمرو ساسانيان كه با اجازه شاپور اول صورت گرفت، باعث ناخرسندي موبدان زرتشتي شد. 
شاپور اول، ظاهراً انديشه ماني را وسيلة ايجاد وحدت بين پيروان اديان مختلف قلمرو خويش مي پنداشت. احتمال مي رود علت ديگر تسامح شاپور در خصوص آيين ماني، جلوگيري از گسترش رو به رشد قدرت روحانيون زرتشتي و مداخلة‌ آنان در امور حكومتي بوده باشد.  
وي در سال دويست و هفتاد و يك ميلادي در گذشت و پسر وي هرمز اول پس از وي به تخت نشست

عتیقه زیرخاکی گنج