• بازدید : 138 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شهرستان اردکان به عنوان پهناورترین شهرستان استان یزد ، در شمال این استان و در قلب کویر مرکزی ایران در مسیر بزرگراه تهران – بندرعباس قرار گرفته است ، این شهرستان از طرف شمال و شمال غربی به ناحیه کویر جندق و دشت طبس و نائین و از طرف مشرق و جنوب شرقی به کویر مرکزی ایران و شهرستان یزد و از طرف جنوب و مغرب به شهرستان میبد و باتلاق گاوخونی و کوههای منفرد کوتاه کویری محدود می شود . مساحت کل شهرستان اردکان ۲۸۹۴۵ کیلومتر مربع می باشد که از این مقدار ۱۷% کوهستانی و ۱۱% نیمه کوهستانی و ۷۲% جاگه ای است و موقعیت جغرافیائی آن بین ۳۱ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۳۳ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و ۵۳ درجه و ۲ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۲۰ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ می باشد 
سابقه تاریخی :
اکثر مورخین بنای اردکان را مربوط به بعد از اسلام می دانند و معتقدند که قبل از تولد حضرت رسول اکرم (ص) این منطقه جرئی از دریای ساوه بوده که در شب تولد آن حضرت خشک گردیده و بعداً اردکان در این محل احداث شده است . اما در ترجمه دائرة المعارف اسلامی بنای اردکان را مربوط به قبل از میلاد مسیح ذکر نموده اند : بطلمیوس در کتاب مشهور خود الجغرافیا این شهر را به زبان یونانی به نام « ارتاکاوا » ذکر کرده است و این سند در نوع خود منحصر به فرد می باشد . 
در اطلس تاریخی ایران در نقشه شماره سه آن که مربوط به هزاره سوم و دوم پیش از میلاد می باشد نامی از اردکان برده شده است . اما به نظر مولف هیچکدام از آنها نمی تواند صحیح باشد و در اردکان هیچ اثر یا سندی که مربوط به قبل از اسلام باشد وجود ندارد . 
رباط حاجی ابوالقاسم رشتی :
رباط یا کاروانسرای بزرگ و خوش طرحی که از آجر در وسط آبادی و بر کنار خیابان اصلی بنا شده و از آثاری است که چون به شکل و ترتیب رباطهای شاه عباسی ساخته اند جلب توجه می کند . رباط دارای بادگیر بلندی است که از فاصله دور مشخص شده است که نام واقف و بانی به خط نستعلیق در آن مذکور است ، بدین عبارت ” هو الواقف علی السرائر … و بعد وقف نمود قربه الی الله جناب سعادت ماب حاجی ابوالقاسم تاجر رشتی این رباط را برای انتفاع مترددین به نحو متعارف و برای حیازت خاکروبه و محلله آنجا که مضر انتفاعات مسلمانان نشود به این ترتیب که اولاً تعمیرات ضروریه رباط بشود و ثانیاً مصنعه ای « یک کلمه محو شده » جلو رباط که وقف است بر عامه مسلمانان از آب یا از آن اقسام انتفاعات منتفع شوند . « یک کلمه خوانده نشد » و کنند و همه را صرف تعمیر نمایند وجوه برر آب عقدا نمایند ، حتی اتمام کردن مصنعه فاطمه (( فاتحه )) خواند وابناالسبیل آنجا ، مقرر آنکه بدون اذن متولی احدی به جهت ضبط خاکروبه در آن تردد نکنند و تولیت آن را به جهت خود و سایر متولیان مزرعه قاسم آباد وقفی خود در قرب شهر به همان ترتیب قرار داد نمود ، و کان فی المحرم الحرام من شهور سنه ۱۲۶۲ ” . این رباط مدتی در اختیار پاسگاه ژاندارمری عقدا بوده است و فعلاً در حال تعمیر اساسی می باشد . 
حاجی ابوالقاسم رشتی از تجار مشهور عصر خود بود که خز یزد در بلاد دیگر هم شهرت داشت . مولف ” دستور الاعقاب ” « که رساله ای در سیرت و ذم حاجی میرزا آقاسی است » از او به نام شاخص یاد کرده است « راهنمای کتاب ۴ : ۴۷۷ » در ” کتابچه موقوفات یزد ” تالیف عبدالوهاب طراز موقوفات و خیرات و مبرات او بر شمرده شده است « فرهنگ ایران زمین ، جلد دهم » . اما در کتاب کاروانسراهای ایران که اشتباهاً این رباط را رباط اردکان نامیده است درباره آن چنین نگاشته است : 
تاریخ ۱۲۳۳ هجری بدستور یک بازرگان ثروتمند یزد به نام ارباب قاسم رشتی تاجر یزدی ساخته شد . این کاروانسرا با آب انباری که در برابرش ساخته شده مجموعه زیبائی را تشکیل می دهد که بدون شک کار معمارانی است که از دسته کاروانسراهای نوع زواره الهام گرفته اند البته طرح بنا از نوع خانواده کاروانسراهای عهد صفویه است و همان خصوصیات را شامل است مانند دهلیز در مدخل کاروانسرا و اصطبل های اطراف کاروانسرا ولی از نظر فن ساختمان به پای بهترین کاروانسراهای همزمان خود نمی رسد . مثلاً برای پوشش چهار گوشه کاروانسرا در داخل اصطبلها ، سازنده این بنا نتوانسته است راه حل مناسبی پیدا کند و طاقی در این گوشه ها زده است بی تناسب و حتی خطرناک است . چون ناحیه اردکان تابستانها ی بسیار گرمی دارد از ایوانهایی که مجاور تالاری است بادگیری برای خنک کردن هوای اطاق برپا ساخته اند . 
این کار در بیشتر ایالات ایران معمول است و ما راجع به بادگیرها و آب انبارها فصل بخصوصی را در این کتاب آورده ایم ضمناً چون مگس نیز دراین ناحیه فراوان است ترتیبی فراهم آورده اند که مستراحها نیز هواخور کافی داشته باشند . گذشته از خرابیهایی که در اثر عدم مهارت در ساختن بعضی از گنبدها ایجاد شده بنا بسیار خوب محفوظ مانده زیرا تمام آن از آجر است ، حتی پایه دیوارها . مدخل کاوانسرا بیش از اندازه ساده و محقر است و در ردیف بقیه قسمتهای ساختمانی این کاروانسرا نمی تواند قرار گیرد . 
رباط یغمیش « یقمیش » 
به فاصله چها فرسخ از شورآب در راه فرعی که به ورزنه « اصفهان » منتهی می شود رباطی مستحکم که گاه قلعه نامیده شد . به مساحت ۳۵ ۴۵ متر از سنگ و آجر قرار دارد که وضع ظاهری و عظمت بنا حکایت از اعتبار رباط و مرکزیت داشتن آن در دورانی می کند که راه اصفهان به یزد از ورزنه می گذشته یاغمیش بر سر آن راه واقع بوده است و ابتدای خاک یزد از یغمیش می شمرده اند صاحب جامع مفیدی « ج ۳ ص ۶۶۱ » در وصف این رباط می نویسد : 
« به سر حد یزد و اصفهان در میان بیابان واقع است . جائی است خوفناک و مکانی است پروحشت در قدیم الایام قلعه ای ساخته بودند از سنگ رخام اما خرابی تمام در بنیان آن راه یافته بود . ایالت و شوکت پناه جانی خان قورچی باشی در زمان آن برجهای عالی ترتیب داد و در مساحت آن چاهی حفر نمود که مترددین از آن مستفیض می گردد و بانی آن را به دعا یاد می کنند . » وضع فعلی قلعه نیز موید نوشته صاحب جامع مفیدی است . یعنی دیوارهای قسمت قدیمی رباط همه از سنگ سرخ و بسیار محکم است و بعداً تعمیرات و مرمتهائی که در آن شده با آجر به انجام رسیده و مخصوصاً برجها و گاوپهلوهایی به آن الحاق شده است . 
در کتاب یادگارهای یزد آمده است : سر در ورودی که در طرف دیوار شمالی است تماماً از آجر و احداث عصر صفوی است . دو برج متصل به سر در به محیط خارجی پانزده متر از آجر و یک گاوپهلو و جرز که حکم شمع و حمال برای دیوار دارد در همین سمت ساخته شده در زاویه  دیوار سمت مغرب دو برج و در وسط آن یک برج سنگی هست و یک شمع آجری هم در همین سمت دیده می شود . 
در دیوار سمت چپ مشرق دو برج سنگی اصلی و دو گاوپهلوی آجری متصل دیده می شود بلندی دیوارها قریب ۹ متر است بالای سر شاه نشین برجی از آجر به بلندی سه متر ساخته است و در همانجا سه سوراخ تعبیه شده که جای ریختن روغن داغ و آب جوش بوده است . دو متر از سر دیوار برجهای اطراف قلعه از آجر ساخته شده . در داخل رباط صفه ها و عقب سر آنها طویله و اصطبلها همه از آجر بنا گردیده و بطور کلی این رباط از حیث استحکام و استواری از رباط مهم و نسبتاً سالم صفحات یزد و از لحاظ نقش و طرح هم استادانه و خوش کار است . 
در حال حاضر این رباط جهت پرورش مرغ گوشتی استفاده می گردد و همین امر باعث شده تا کمی از خرابی این رباط با عظمت جلوگیری بعمل آید اما در عین حال ویرانی در بعضی از قسمتها مخصوصاً ضلع جنوبی رخنه نموده و اگر در ساهای آینده نزدیکی به سرنوشت رباط خرگوشی که ذکر آن خواهد آمد دچار خواهد شد . 
رباط خرگوشی 
این رباط که از بناهای خیر و استوار شاه عباس صفوی است نزدیک باتلاق گاوخونی و یر سر راه قدیمی واقع شده که امروزه حدود چهارده فرسخ است چون راه یزد به اصفهان از معبر قدیم به مسیر کنونی تغییر یافته اهل تحقیق گذارشان بدین رباط نیفتاده است و فرنگی ها هم ذکری از آن در کتب اساسی معماری و باستانشناسی ایران نکرده اند . از این رباط در تاریخ عالم آرای عباسی یاد شده است . 
اسکندر بیک ترکمان ذیل مقاله یازدهم از صحیفه اول بعنوان آثار خیر شاه عباس می نویسند . « … و رباط گاوخونی و رباط دیگر در بیابان خرگوشی مابین ورزنه رودشتین اصفهان و ندوشن یزد که همیشه از بیم قطاع الطریق محل خوف و خطر مترددین بود و حالا امن است … » « ص ۱۱۱۱ ، چاپ تهران ۱۳۳۵ » .
بیابان خرگوشی بیابانی است برر کناره شرقی و جنوبی گاوخونی و رباطی که در آن ساخته شده به همان نام محل نامیده شده است این رباط ده فرسخ تا عقدا فاصله دارد و راه آن از جلیل آباد جدا می شود . 
رباط بسیار عالی و بزرگ و معتبر و تمام از سنگ و آجر ساخته شده است و طول و عرض آن حدود ۸۰ ۸۰ متر است متاسفانه بعلت انحراف راه و بی مصرف ماندن رباط ، چوپانان و ساربانان قسمتهای زیادی از آن را خراب کرده اند و تقریباً رو به انهدام است . این رباط از بزرگترین و زیباترین و خوش طرح ترین رباط های عصر صفوی است رباطهایی که در اطراف سیاه کوه « مشهور به عین الرشید و قصر بهرام نزدیک ورامین » ، اصفهان و جز اینها دیده ام هیچ یک بدین پایه نیست و بسیار افسوس که ویرانی در ارکان آن چنگ انداخته است . وضع ساختمانی رباط بدین شرح است : 
در دوره اصلی رباط اصطبل و جلو آنها حجرات و پیش اطاقها صفه ها قرار دارد . 
در داخل رباط بر دست چپ بدنه دیوار ورودی سنگ سیاه رنگی نصب بوده است که فعلاً در یکی از ادارات اردکان نگهداری می شود و این عبارت بر آن نقر شده است « هو الله سبحانه ، به سعی العبد الملک المعبود الا له اسد الله بن حسن جانه خواه ، سنه ۱۰۲۳ » بر سمت راست همین بدنه و قرینه سنگ مزبور در ورودی سنگ دیگری نصب بوده است که آن را از جای خود خارج کرده اند اما اینکه آنرا به کجا برده اند و چه بر آن نوشته بوده خدا عالم است . در حال حاضر ویرانی برر ارکان این رباط عظیم افتاده است و دیوار ضلع غربی آن همانگونه که در عکس مشهود است بکلی ویران گردیده و اکثر قسمتهای دیگر نیز رو به ویرانی است و فقط چند نفر چوپان در اطاقک کوچکی از آن سالم مانده است اطراق می کنند و برای دوشیدن گوسفندان و آب دادن به آنها از این رباط استفاده می نمایند شایسته است مسئولین میراث فرهنگی با تعمیر جزئی لااقل از ویرانی بیشتر این قلعه جلوگیری نمایند . 
نه گنبد 
در کنار جاده نائین – اردکان چند ساختمان سالم و خرابه وجود دارد که در اصطلاح محلی به نوگنبد مشهور است و این ساختمانها استان یزد را از استان اصفهان و یا به عبارتی دیگر شهرستان اردکان را از نائین جدا می کند و از آنجا که این ساختمانها بعلت قرار گرفتن در یک منطقه خالی از سکنه و مشرف به کویر مرکزی ایران زمانی دارای اهمیت خاصی بوده اند که در اکثر کتب تاریخی مربوط به یزد نامی از آن محل به میان آمده است اهم آنها چنین است : در بیست فرسخی اردکان نه گنبدی است که بنایش کمتر است و معلوم نیست از کی بنا شده و به چه عنوان بدین نام و وضع در آمده است . در کتب تاریخی یزد درباره نه گنبد آمده است : عمارتی است چنان در هیچ دیار نیست کاروانسرا و حمام و مسجد و دهی چهل خانه به یکدیگر که بام هر چهل یکی بود و اساس آن از سنگ و گچ و آجر پخته و برجها و در آهنین . 
همچنین در کتب تاریخی یزد آمده است امیر شمس الدین فرزند سید رکن الدین از آغاز تعدیات یوسف شاه کسانش او را پنهان کردند و چون وسایل نجات او از یزد فراهم آمده شبانه با استری که خواجه علیشاه به او داده بود از یزد حرکت کرده در شب دیگری به نه گنبد رسید . 
در نه گنبد ، گنبد چند خراب بود و چشمه ای آبی شور ، چون سید شمس الدین بدانجا رسید تشنه شد جز اندک آب شور آبی نجست نذر کرد اگر امورش اصلاح شود آب شیرینی در نه گنبد جاری کند . پس از نجات پدرش سید رکن الدین خودش به وزارت رسید و در دستگاه غازان لقب صاحبدیوانی گرفت و به نذر خود وفا کرده از اهرجان « اهرکان » قریه سه فرسخی قناتی خریده آبش را به نه گنبد آورده و از آن زمان تا کنون مسافرین از حیث آب آسوده اند . سید شمس الدین چهل تن را معین کرد که در آنجا ساکن شوند و مرسوم معین کرد و آشی جهت فقرا و ابناءالسبیل روانه کرد و بسیار موقوفات بر آن وفق کرد . امیر شمس الدین در سال ۷۴۳ هجری در تبریز وفات یافت و رباط نه گنبد و رباط جوگند و رباط عقدا و رباط نیستانک و قریه شمس آباد « سی کیلومتری اردکان » از بناهای اوست .
اما آنچه بسیار دیدنی و جالب توجه است کوچه های کج و معوج خرانق است و طبق روال کوچه های شهرستان باستانی ایران ساخته شده و نایانگر قدمت خرانق می باشد . کوچه های فعلی خرانق که همان بافت قدیمی را دارد اکثراً تاریک و بسیار مک عرض می باشد و بیشتر آنها بدون اینکه انتهای آنها به صورت ظاهر معلوم باشد بن بست است . یعنی در انتهای کوچه پیچی قرار دارد و به محض پیچیدن ، کوچه بن بست می شود . 
این شیوه کوچه سازی در قدیم الایام معمول بوده و در هنگامیکه سارقین یا دشمن پس از حمله قصد فرار داشتند بعلت بلد نبودن راه در این بن بستهای نامعلوم محاصره و می شده اند . 
خانههای داخل قلعه معمولاً دو طبقه یا بیشتر می باشد که طبقه زیرین برای نگهداری حیوان و حشم و طبقه فوقانی برای سکونت اهالی بوده است و منازلی که بیش از دو طبقه دارد یک طبقه آن هم برای نگهداری آذوقه و علوفه بکار می رفته است و هم اکنون نیز داخل قلعه دارای همان بافت قدیمی می باشد و بسیار جالب و دیدنی است . در خارج از قلعه در سالهای اخیر ساختمانهائی از قبیل : مدرسه ، قهوه خانه ، پاسگاه و غیره ساخته شده است و اهالی نیز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به خارج از قلعه انتقال یافته اند . 

عتیقه زیرخاکی گنج