• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل د ر۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ملاك ارزش اعمال انسان ارزش انسان به آگاهى اوست، هر قدر كارهاى انسان‏آگاهانه‏تر باشد، و انسان نسبت‏به كار خود توجه بيش‏تر و شناخت‏بيش‏تر داشته باشدآن كار انسانى‏تر است و هر اندازه كار به انگيزه غرايز و اميال حيوانى كه‏طبعا در آن‏ها شناخت و آگاهى هم كم‏تر است انجام گيرد آن كار حيوانى‏تر هست وانسان را به حيوانيت نزديك مى‏كند. شايد همين باشد سر اين كه در آن آيه شريفه‏مى‏فرمايد: «اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون
كسانى كه از حيوانات پست‏ترند اهل غفلت‏اند و آگاهى ندارند. پس غفلت و ناآگاهى‏انسان را آن‏قدر تنزل مى‏دهد و پست مى‏كند كه از حد چهارپايان هم فروتر مى‏رود. 
مظاهر غفلت (اشباع غرائز حيوانى) مظاهر غفلت و ناآگاهى در زندگى انسان فراوان‏است و هر اندازه انسان در فكر اشباع غرايز حيوانى باشد از آگاهى انسانى دورترمى‏شود، تا آن جا كه خدا را فراموش مى‏كند، خدا هم به واسطه كفران اين نعمت وعقوبت اين گناه خودش را از ياد خودش مى‏برد; يعنى انسان از خودش هم غافل مى‏شود. 
و ديگر توجه ندارد كه كى هست و كجا هست و از كجا آمده و كجا خواهد رفت. عينامثل حيوانى كه فقط چشمش به علف و همش پر كردن شكم و توابع و لوازمش است. اين‏هم به همين نحوه مى‏شود كه اين نسيان نفس به دنبال نسيان خدا «نسوا الله‏فانسيهم انفسهم‏» از مظاهر بزرگ اين غفلت و ناآگاهى انسان است. 
معناى آيه شريفه «يا ايها الذين امنوا اتقوا الله ولتنظر…» خداوند متعال‏در آيه شريفه‏اى كه در ابتدا آورديم مى‏فرمايد: از خدا بترسيد و بينديشيد كه‏براى فرداى خود چه پيش فرستاده‏ايد: 
«يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله‏» بعد مى‏فرمايد: «ولتنظر نفس ما قدمت‏لغد» نمى‏فرمايد: وانظروا ماذا قدمتم لغد شايد اشاره باشد به اين كه كم هستندكسانى كه در اين باره بينديشند يك كسى هم بينديشد، فكر كند، ببيند، كه براى‏فرداى خود چه فرستاده است. 
همان طور كه غفلت انسان را از سرحد انسانيت تنزل مى‏دهد، توجه و آگاهى به خود،جهان و خدا، انسان را از يوانيت‏بالا مى‏برد. هر قدر انسان از نعمت‏هايى كه خدابه او داده بيش‏تر بهره بردارى كند و چشم و گوش و دل و قلب و وسائل ادراك و فكرخود را در راه حقيقت‏به كار بياندازد به مرز انسانيت نزديك‏تر مى‏شود. اين يكى‏از مهم‏ترين مسائلى است كه انبيا و اولياى خدا و مصلحانى كه از طرف خدا براى‏اصلاح جامعه‏ها مى‏آمده‏اند بر آن تكيه داشتند. 
عروض نسيان و غفلت از ياد خدا در حين انجام عمل: 
البته ما معتقديم كه آخرتى هست و بايد براى آخرت فكرى كرد و چه بسا كارى رابه خاطر هدف اخروى شروع كنيم، و انگيزه ما در شروع آن كار هم خدا و رسيدن به‏پاداش الهى باشد ولى موقعى كه به كار مشغول مى‏شويم و توجه ما به مقدمات آن كارمعطوف مى‏شود كم كم غفلت عارض ما مى‏شود; مثلا به فكر مى‏افتيم امروز از فاميل‏مريضى عيادت كنيم، در بين راه قدم به قدم عواملى انسان را از خدا غافل مى‏كند: 
مناظرى كه مى‏بيند چيزهايى كه مى‏شنود و بالاخره اگر از همه اين‏ها گذشتيم و سالم‏رسيديم بدون اين كه شيطان ما را به طرف خودش بكشاند، در صحبت‏ها مسائلى پيش‏مى‏آيد كه كم كم انسان را غافل مى‏كند. غافل مى‏كند از اين كه اصلا براى چى آمده‏بود اين جا، گاهى گله از اين و آن، يا فرض كنيد رفتار بد بعضى نسبت‏به ديگرى وخلاصه غيبت و تهمت و كم كم افترا و چيزهاى ديگر. براى آن كار واجب يا مستحبى كه‏آمده بوديم كم كم خود ما هم كشيده مى‏شويم به اينها و به جاى اين كه در اين راه‏تقربى به خدا پيدا كرده باشيم و بنده‏اى از بندگان خدا را به خدا نزديك كرده‏باشيم نه تنها او را نجاتش نمى‏دهيم از آن غفلتى كه دارد خود بلكه ما هم غافل‏مى‏شويم كه اصلا آمده بوديم اين جا چه كار داشتيم. آن كارى كه به قصد خدا شروع‏كرده بوديم به كجا رسيد تازه وقتى رسيديم به موقع عمل هدف فراموش مى‏شود، مى‏افتيم توى امور دنيا و حتى گاهى به حرام هم كشيده مى‏شويم. 
اين است كه در دعاى ابوحمزه عرض مى‏كند كه خدايا پناه مى‏برم از آن كارى كه‏براى تو آن كار را شروع كردم و بعد عارض شد براى من چيزى كه من را از آن راه‏حق و هدف صحيح منحرف و منصرف كرد. 
لذا انسان بايد توجه داشته باشد كه صرف نيت اوليه براى يك كار كافى نيست كه‏آن كار سالم انجام بگيرد و به نفع انسان تمام شود، بلكه بايد تا آخر كار، اخلاص‏داشته باشد و غافل نشود. 
يكى از نمونه‏هاى بزرگ اين مساله، كه سختى‏هاى بيشترى دارد، كارهاى اجتماعى‏است. كارى كه سال‏ها بايد فرد يا افرادى به كمك افراد ديگر انجام دهند. 
بسيار پيچيده‏تر و مشكل‏تر از كار يك ساعتى و زودگذر است، براى يك كار يك ساعتى‏آن‏قدر بايد انسان خودش را مواظبت كند كه شيطان گولش نزند، در بين راه از هدف‏خارج نشود، هدف را فراموش نكند، كه بتواند كار خود را درست انجام دهد. اما يك‏كارى كه چند سال بايد دنبالش را گرفت، روز و شب را بايد وقت صرف كرد،بى‏خوابى‏ها كشيد، خطرها را تحمل كرد، پول‏ها خرج كرد. هر لحظه‏اش با خطر غفلت وشيطان روبه رو است. 
اگر مقدارى در كارهايى كه كم و بيش كرده‏ايم تامل كنيم، متوجه مى‏شويم كه كم‏كارى هست كه بتوانيم حسابش را درست پس بدهيم. تمام كارهايى را كه در روز، ماه،سال و سال‏ها كرده‏ايم آيا براى خدا بوده است؟ 
در بين اين راه از مسير منحرف نشده‏ايم؟ هدف را فراموش نكرده‏ايم، يا نه؟ خيلى‏وقت‏ها به جايى رسيديم كه فراموش كرده‏ايم كه اصلا براى چه حركت كرده بوديم گاهى‏كارى را شروع كرديم و بعد فهميديم كه يك گروه ديگرى هم هستند كه همين كار رامى‏خواهند انجام دهند; مثلا كلاس يا درس خاصى را شروع مى‏كنيم بعد متوجه مى‏شويم كه‏دوست و يا همكاران ما هم درس مشابه‏اى را دارند. 
آيا آن‏ها را تقويت مى‏كنيم يا تضعيف؟ 
مساله شخص مطرح نيست، مساله اسلام است، مساله دين است، اسم اين شخص باشد ياآن شخص، اسم اين گروه باشد يا آن گروه، فرقى نمى‏كند چون هدف خدا و پيشرفت دين‏است. 

عتیقه زیرخاکی گنج