• بازدید : 82 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در تعامل بودن با برنامه ريزي و ذخيره سازي براي موادي كه شركت شما نياز دارد و ساخت و تحويل محصولات و خدمات به طور تقريبي تلاش بعضي از افراد هر سازمان را به خود معطوف مي كند. و اين در حالي است كه مديريت زنجيره تامين ،‌يا به عبارت ديگر زنجيره ارزش، فرصتهاي بزرگي را براي كاهش هزينه ها و افزايش رضايت مشتري و در نتيجه حفظ مشتري در اختيار ما قرار مي دهد. در اين راستا، ‌مشتري محور فعاليت هاي مديريت زنجيره را تشكيل مي دهد. و اين همان چيزي است كه موفقيت شركت ها را در آيند ه رقم خواهد زد. از اين رو، سازمان هاي مختلف بايد بيش از پيش قابليت هاي دروني خود متمركز شده و با استفاده از فرآيندگرايي و تشكيل تيمهاي ايجاد تحول كسب و كارهاي اضافي را حذف كنند و در مقابل به فعاليتهاي ارزش افزا بپردازند،‌با اين هدف كه رضايت مشتري حاصل شود
در دهه ۶۰ و ۷۰ ميلادي سازمانها جهت افزايش توان رقابتي خود تلاش مي كردند تا با استاندارد سازي و بهبود فرآيندهاي داخلي خود محصولي با كيفيت بهتر و هزينه كمتر توليد كنند.
در آن زمان تفكر غالب اين بود كه مهندسي و طراحي قوي و نيز عمليات توليد منسجم و هماهنگ پيش نياز دستيابي به خواسته هاي بازار و در نتيجه كسب سهم بازار بيشتر مي‌باشد. لذا سازمانها تمام تلاش خود را به افزايش كارآيي معطوف مي كردند.
در دهه ۸۰ ميلادي با افزايش تنوع در الگوهاي مورد انتظار مشتريان سازمان ها به طور فزاينده اي به افزايش انعطاف پذيري در خطوط توليد و توسعه محصولات جديد براي ارضاي نيازهاي مشتريان علاقه شدند. دردهه ۹۰ ميلادي به همراه بهبود در فرآيندهاي توليد و بكارگيري تكنيك هاي مهندسي مجدد مديران بسياري از صنايع دريافتند كه براي ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرآيندهاي داخلي و انعطاف پذيري در تواناييهاي شركت كافي نيست بلكه تامين كنندگان قطعات و مواد نبايد موادي با بهترين كيفيت وكمترين هزينه توليد كنند و توزيع كنندگان محصولات نيز بايد ارتباط نزديكي با سايتهاي توسعه بازار توليد كننده داشته باشند.
با چنين نگرشي رويكردهاي زنجيره تامين و مديريت يكپارچه آن پا به عرصه وجود نهاد. از طرف ديگر با تو سعه سريع فناوري اطلاعات در سالهاي اخير و كاربرد وسيع آن در مديريت زنجيره تامين بسياري از فعاليتهاي اساي مديريت زنجيره تامين با روشهاي جديد در حال انجام است. (۱) بطوريكه مفاهيم زنجيره تامين و مديريت آن به يكي از مهمترين مفاهيم مديريتي در دهه اخير تبديل شده است. ريز شدن بيش از اندازه در پروسه رساندن محصول به بازار خروش-و مديريت اين پروسه جهاني به صورت تاثيرگذار- اثر مهم ومثبتي را در اقتصاد توليد داشته است.
همچنين بكاربردن مديريت زنجيره تامين منحصر به توليد سودهاي كلان در محيطهاي رقابتي شده است. و متعاقبا به انجام رسانيدن سفارشات با سرعت و اطمينان بيشتر به يك اصل تبديل شده است. (۲)
 
فصل اول
مديريت زنجيره تامين
در ابتداي اين فصل به بررسي چند تعريف از سوي صاحبنظران مديريت زنجيره تامين مي پردازيم:
زنجيره تامين : زنجيره اي است كه همه فعاليتهاي مرتبط با جريان كالا و تبديل مواد از مرحله تهيه ماده اوليه تا مرحله تحويل كالاي نهايي به مصرف كننده را شامل مي شود .
 (AVDON  LAVDON 2002) مديريت زنجيره تامين : عبارتست از  فرآيند يكپارچه سازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط به آن  از طريق ايجاد بهبود و هماهنگي در فعاليتهاي زنجيره تامين توليد وعرضه محصول.(AVDON  LAVDON 2002)
مديريت زنجيره تامين عبارتست از ايجاد يكپارچگي بين جريان هاي مالي اطلاعاتي و مواد در شبكه اي از شركت ها يا سازمانها از منبع تا مصرف كننده كه محصولات يا خدمات را از منابع توليد و به مصرف كننده عرضه مي كنند. (پروفسور در علوم مديريت وعمليات مهندسي  Haa  l.lee )
مديريت زنجيره تامين عبارتست از ايجاد حركت زمين به زمين محصولات به سمت مصرف كننده يا كاربر نهايي با در نظر گرفتن قابليت هاي محيطي.(پروفسور و رئيس بخش آموزش لجستيك و زنجيره تامين ،  
Ed Marien ) بدين ترتيب scm 2 شامل تمام فعاليتهايي است كه با اكتشاف و استخراج مواد خام از زمين شروع مي شود و تا زمانيكه اين مواد ديگر قابل استفاده نيستند ادامه مي يابند.
در هر مرحله ازاين فرآيند ارزش افزوده ايجاد مي شود. يا به عبارت ديگر انجام فعاليت هاي هر مرحله سبب ارتقاي ارزش محصول و حركت آن به سمت مشتري مي شود. در سطح «منبع»  دو رديف تامين كننده بريا سازندگان داريم. براي مثال (۱) استخراج كننده هاي مواد خام (۲) كساني كه بروي مواد خام عطيات تكميلي انجام مي دهند. البته به طور معمول تعداد آنها از ۲ رديف بيشتر مي باشد اما درجهت عملي شدن اهداف مديريت بسياري از شركت ها تنها با ۲ يا ۳ رده در تماس هستند.
مرحله بعد مرحله ساخت  مي باشد جائيكه سازنده ها موادي را كه تدارك ديده اند به منظور ساخت محصولات براي مشتريان استفاده مي كنند. پس اين محصولات به مرحله تحويل‌  كه دربرگيرنده توزيع كنندگان فروشندگان  -خرده فروشان و سايرين مي باشد –جهت توزيع بين مشتريان نهايي جاري مي‌شوند. در نهايت جرياني شكل مي گيرد كه از منبع شروع شده و تا تحويل محصول نهايي ادامه دارد. در همين زمان جريان ديگري اتفاق مي افتد. اطلاعات به سمت بالا و پايين جريان دارند تا اتلاف ها و ناكارآمديهايي را كه ناشي از بي اطلاعي افراد از نيازها و فعاليتهاي ساير افراد زنجيره عرضه مي باشد راكاهش دهند. پول يا جريان نقدي در جهت مخالف حركت مي كند يعني از مصرف كننده نهايي به سمت منبع . همچنين در هر مرحله جريان كلاس ديگري وجود دارد كه توسط مواديكه براي بازيافت استفاده مجدد و غيره در حركتند بوجود مي آيند.
اين مورد توسط پيكانهاي خميده ايكه در سمت راست شكل وجود دارد نشان داده شده است.
و در پايان يك زنجيره عرضه ديگر جهت تامين خدمات و قطعات بعد از فروش براي آن دسته از اشخاصي كه محصول نهايي اصلي را خريداري كرده اند در جريان مي باشد.
تصوير جريان زنجيره تامين به عنوان زنجيره اي از فعاليتها جهت معرفي كردن روابط داخلي شركامفيد است اما در واقعيت پيچيدگي كار به مراتب بيشتر است. در هر صحنه از اين فرآيند انتخابهاي ساخت  خريد و جود دارد . در هر يك از اين تصميم گيري ها همچنين امكان وجود عرضه كنندگان فراوان وجود دارد كه هر يك از آنها ممكن است داراي تصميم گيري ها ي ساخت خريد باشد. در شرايط واقعي زنجيره تامين پيچيده ترين و قابل رقابت ترين عنصر فرآيند تحويل سفارشات تكميل شده به دست مشتري است.
همچنين مديريت زنجيره تامين را مي توان به شكل يك فرايند ديد. شكل (۲) اين فرايند را در ۵ مرحله نشان مي دهد كه شامل برنام ريزي- تداركات  –تحول  (اجراي تحويل تداركات)اداره كردن  و ارزيابي  كه در ادامه هر يك از اين موارد را بيشتر بررسي خواهيم كرد
اهداف زنجيره تامين:
اهداف زنجيره تامين به شرح زير مي باشد:
۱- ارتقاي زمان پاسخگويي به سفارشات وانجام سفارشات با تضمين بالاتر
۲-محصول يا خروجي با كيفيت بهبود يافته واثرگذار(كارآمد)
۳-كاهش مقادير موجودي در كل سيستم
۴-ايستادگي و مقاومت در طول زنجيره تامين 
در حاليكه امروزه بيشترين توجه در زنجيره تامين به كاهش مقادير موجودي معطوف شده است. مهمترين و بيشترين سودآوري ناشي از تاثيرگذاري بر نحوه ارتباط با مشتريان مي باشد. چنين سودهايي كه بر مبناي ارتباط صحيح با مصرف كننده و مشتري شكل مي گيرد بيشتر از هر چيز ديگري در موفقيتهاي مالي تاثيرگذارمي باشد. با اين وجود بدليل اينكه سودآوريهاي ناشي از ارتباط با مشتري را نمي توان اندازه گرفت و در مقابل اطلاعات دقيقي از كار درحال انجام (wip)‌  و داره هاي مربوط به محصول در اختيار سازمان مي باشد باز هم تمايل به استفاده از همين روشهاي سودآوري مي باشد. با چنين ديدگاهي زنجيره تامين با مفاهيم توليد به موقع (JIT)‌  كه در دهه ۱۹۷۰ در ژاپن و اتحاديه توليدكنندگان آمريكاي شمالي و اروپا دردهه ۱۹۸۰ معرفي شده تفاوتي نخواهد داشت. مهمترين وجه تمايز استفاده از فناوري اطلاعات و فراگيرساختن مدلهاي عطياتي مي باشد كه استفاده از اين تكنيك‌هاي را به مقدار زيادي سهولت بخشيده است.
اين نكته بسيار مهم است كه استراتژيهايي ساده اي مثل كانبان در حالت كلي و عمومي موفقيت چنداني بدست نمي آورند. كارخانه هاي بزرگتر و با محصولات پيچيده و تركيبي نياز به راه حلهاي پيچيده اي دارند ونمي توان تكنيكهاي ابتدايي و ساده را براي آنها برگزيد و همين امر باعث بوجود آمدن پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه اي در رابطه استفاده از فن آوريهاي مدرن شده است . (۲) عامل ديگري كه موجب افزايش ميزان تواناييهاي مديران توليدي شده است پاسخگويي سريعتر به مشتري مي باشد.در اين مورد يكي از توليدكنندگان بيان كرده است كه كاهش موجودي اتفاقي است بر حسب تصادف كه زماني ممكن مي شود كه شمارست و صحيح امر توليد را انجام داده باشد. 
از نقطه نظرها انجام صحيح عمليات توليد به معني ايجاد فرآيند شغلي وكسب كار جهت ارضاي نياز مشتريان هر چه سريعتر مي باشد. كه يكي از نتايج بالقوه آن اعتماد و اطمينان به كل فرآيند انجام سفارشات خواهد بود كه خود باعث كاهش نوسانات در تمامي سيستمهاي موجودي مي شود.

عتیقه زیرخاکی گنج