• بازدید : 29 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق ارزش هاي سياسي در معناي زندگي و انديشه ي حضرت علي(ع)-خرید اینترنتی تحقیق ارزش هاي سياسي در معناي زندگي و انديشه ي حضرت علي(ع)-دانلود رایگان مقاله ارزش هاي سياسي در معناي زندگي و انديشه ي حضرت علي(ع)-تحقیق ارزش هاي سياسي در معناي زندگي و انديشه ي حضرت علي(ع)
این فایل در ۱۴۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
شناخت امام علي(ع) كاري دشوار است و اين وجود نا متناهي را كسي نتواند بشناسد و هر كس او را از ديد خويش به نحوي ديده است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصلی می دهیم

پرورش نور“

عجيب ترين چيز در مورد علي(ع) اين است كه بگوييم، فردي است مانند افراد ديگر! البته از نظر جسم با ديگران برابر بود و پيامبران نيز مثل مردم زمان خود بودند، تفاوت در استعداد و روح و بينش ها است. اعتقاد به حديث شريفه ي كساء و نظرات امام در مورد امامت! و سخن امام كه فرمود از من بپرسيد تا زماني كه در ميانتان هستم و گرنه مرا نخواهيد يافت. نشانگر اين است كه امام مانند ديگر انسان ها نه تنها خود مسير كمال را طي كرده است بلكه حقيقتا رفتارش تفسيري بر قرآن و سنت بوده و وجود خود را مايه هدايت احساس مي كرده است و اين يعني الگو بودن در حد هدايت ديگران و اين كاملا معلوم است كه افراد بسياري الگويند ولي كسي ادعاي همه چيز را به يمن خدا مي دانم ندارد! در مورد تولد حضرت و نحوه تولد ايشان همين بس كه او را مولود كعبه لقب دادند كه شرحش جاي ديگر مي طلبد و همانطور كه گفته شد ما مي خواهيم نتايج اخلاقي و سياسي از اين مجموعه بگيريم و ضرورت ها و واجبات بايد بيان شود.

در آن هنگام كه رسول گرامي اسلام (ص) با خديجه ازدواج كرد و تشكيل خانواده داد. در فكر جبران زحمات و محبت هاي ابوطالب افتاد و به همين علت به عموي خويش فرمود:” من دوست دارم كه بعضي از فرزندانت را در نزد من بگذاري تا در كار رسالتم مرا يار و ياور باشد و نيز جبران زحمات گذشته ام را نشبت به شما كرده باشم“ ابوطالب در پاسخ پيامبر (ص) گفت: هر كدام را كه مي‌خواهي انتخاب كن، رسول الله(ص) علي (ع) را برگزيد[۱]. از همين جا مي توان حدس زد كسي كه علي(ع) را پرورش داد، خود يك ارزش بود و عملش سنت براي نسل ها شد! به راستي اينده كسي كه توسط پيامبر(ص) پرورش يافته بود چه مي شد؟ از همان روزهاي آغاز بعثت پيامبر اكرم(ص)، حضرت علي (ع) اندكي تفكر كرد و آن را به عنوان اولين مرد مؤمن به آن پذيرفت. حضرت علي(ع) خود مي فرمايد كه پيامبر هر روز دري از درهاي اخلاق و معرفت بر من مي گشود و مرا به پيروي از آنان سفارش مي نمود. تكامل شخصيت علي(ع) در ارتباط با پيامبر (ص) بود و انديشه ها و بينش هاي عميق و متعالي نيز از اين جا سر چشمه مي گيرد. عشق و علاقه ي ميان پيامبر و علي(ع) وصف ناپذير است، تا جايي كه پامبر(ص) كه مي دانست اين علي(ع) است كه امام مردم خواهد بود، لحظه اي از تربيتش دست بر نمي دارد و دوست او را دوست خويش و دشمن او را  دشمن خويش مي نامد و علي(ع) نيز در طول زندگي هيچ گاه و در هيچ مورد بر پيامبر پيشي نگرفت و نهج البلاغه كه مجموعه اي از سخنان پر ارزش حضرت علي(ع) است، بسياري از آن راجع به ستايش پيامبر است. پس فهميديم كه مكتب و ريشه اعتقادات حضرت علي(ع)، اسلام است و اسلام. در صفحات آينده راجع به انديشه هاي امام سخن خواهيم گفت و هم اكنون پاره اي از مباني انديشه هاي امام و عظمت كارهاي امام علي(ع) را در زمان حيات پيامبر اكرم (ص)، دنبال مي كنيم. مباني انديشه هاي حضرت علي(ع) همان مباني انديشه هاي اسلام و پيامبر است و ايشان جهان بيني هاي اسلامي را با وجود خود قبول كرده بودند و بر انجام ايدئولوژي هاي ان مداومت مي كردند و مبناي حق و باطل نيز موردي است كه بايد حتما در مباني انديشه ي امام بدان اشاره شود. حق در نظر امام علي(ع) همان خدا و دستور اوست. حضرت علي(ع) با ايمان به خدا و دين و راهنمايي هاي پيامبر، قلب و انديشه ي خود را بر حقايق گشود. تا آنجا كه درباره ي پيروي خويش از حق مي فرمايد:” از آن هنگام كه حق را به من نمودند در آن دو دل نگرديدم[۲]” گويي دوره ي كودكي تا نوجواني حضرت علي(ع) دوره ي بارگيري حقيقت بوده است. و اين مدعا كاملا درست است زيرا كافي است نهج البلاغه را بگشائيم و وصف خدا و آخرت و زيبايي ها را از زبان حضرت بشنويم و سيراب شويم و باز به ان نظر كنيم و اخلاق سياسي زمان حضرت را مورد مطالعه قرار دهيم تا واقعا بفهميم ارزش به مفهومي كه انسان را به سعادت مي‌رساند يعني چه؟! حقيقت و كمال و هدف امام فقط خدا بود و حضرت علي(ع) با اختيار خود اين اصل را با برهان و دليل و نظر به فطرت پذيرفت و وجود خود را نوراني از عشق حقيقي به خود خدا كرد و وظيفه خود را احياي دين معشوق دانست و با نظر به آيه ي قرآن كه فرمود: اگر كسي دستور خدا را انجام  دهد، خدا راه هاي رسيدن به ارزش هاي بيشتري را بر او مي گشايد، لا اقل مي توانيم با نظر به تاريخ، وجود حضرت علي(ع) و كمالات روز افزون را اندكي مورد بررسي قرار دهيم. ارزش حقيقي در ديدگاه امام در مورد مسائل اخلاقي، انچه بود كه حقيقتا انسان را به كمال مي برد كه البته اين همان دستور خدا مي باشد! گويي علي(ع) خود و زندگي اش تفسيري بر قرآن است و علي با قرآن و علي با ارزش هاي اخلاقي از علي حقيقتا علي ساخته است! تا كنون اين همه سخن مباني انديشه ي حضرت علي(ع) بود؛ كه در مورد خود انديشه هاي ايشان در صفحات آينده صحبت خواهيم كرد. مباني انديشه هاي حضرت علي(ع) بر ما روشن مي سازد كه راه حضرت در ابتدا چه بوده است. هم اكنون در جنبه‌ي عمل به ارزش ها و حركت امام بر پايه‌ي همان ارزش ها در زمان حيات پيامبر، بحث را ادامه مي دهيم. شجاعت و دلاوري بر موضوعي شرط لازم ” ايمان“ را از قبل به آن مي طلبد ، اينكه اساس و موضوع مورد ايمان چه بوده است و درست بوده يا نبوده در دست وجدان و عقل است. اثبات خدا و ارزش‌ها را با هزار دليل مي توان ممكن ساخت كه اين در دست فلسفه و دلايل و براهين منطقي است و فطرت انسان و اراده و خواست او نيز اين امر را ممكن مي سازد. حال كه ما حقيقتي را كه علي(ع) بدان اعتقاد داشت شناختيم مي توانيم خود نيز به بررسي اين حقيقت بپردازيم و مي بينيم حقيقت نيست جز خدايي كه كمالات و فيض مي بخشد، وصف خدا را بايد از زبان خود علي(ع) شنيد كه دلش منزلگاه او بود و ايمان به خدا در دل و قلب علي(ع) همه ي هستي و وجود علي(ع) است. اين ايمان به خدا باعث شد كه تاريخ علي(ع) را نور ببيند و الگوي انسان ها گردد. در هنگامي كه رسول اكرم براي هجرت آماده مي شد، حضرت علي(ع) بود كه خطر مرگ را بر جان خريد و حاضر شد در بستر پيامبر بخوابد و اين از اوج بلندي روح او خبر مي داد حال كساني كه حقيقت را جز خدا مي‌بينند، همين بس كه بدانيم در زجرند و آخر در زمين فرو خواهند رفت و جز دنيا نتوانند ببينند پس هرگز رنگ آرامش را تا زماني كه دنيا دنياست، نخواهند ديد. غزوه هاي پيامبربسيار به شكست نزديك بود اگر علي نبود. علي(ع) با شركت در غزوه ها و جنگ هاي مختلف، ايمان خود را تثبيت كرد و شجاعت و بزرگي را در آن زمان و در طول تاريخ، مركب خويش نمود. در جنگ بدر، در ابتداي جنگ بنا بر روايات متعدد، حضرت علي(ع) بود كه هر سه نفر از افرادي كه به جلوي سپاه كفر براي مبارزطلبي آمده بودند به هلاكت رسانيد[۳]. در غزوه‌ي احد كه مي توان گفت سپاه مسلمين در آغاز جرأت جنگ نداشتند علي(ع) بود كه با شكست دادن بسياري از ناميان آنان، روحيه ي پيروزي را به مسلمانان عطا نمود[۴]. در غزوه ي خندق نيز ماجراي جنگ علي(ع) با عمروبن عبدود معروف است و نشان داد كه قدرتي در آن تاريخ و براي همه تاريخ به اندازه ي علي(ع) نبود. اين قدرت و نيرو همان تجلي ايمان به ارزش ها است كه بر شمشير نمودار گشته است و از طرفي اين اقدام علي(ع) كه او را به خاطر خدا سر بريد نشانگر عظمت ارزش هاي مقدس وجود او بود و وصله ي شهرت را كه از طرف مخالفان او كه حسد وجودشان را گرفته بود، حتي بدون در نظر گرفتن اقدامات آينده علي(ع) و نهج البلاغه، براي هميشه از اذهان و تاريخ جدا نمود. براستي اين است انسان بودن!ايمان به حقيقتي عظيم و شمشير زدن در راه او به همراه تمامي ارزش هاي انساني و معنوي نمي تواند جز تجلي سلامت روح علي(ع) و شايستگي بي پايان او باشد.

وقتي كه كارشكني ها و پيمان شكني هاي يهوديان  منطقه و قلعه ي خيبر معلوم و آشكار گشت. پيامبر(ص) وقتي نسبت به فتنه ي آن ها آگاهي يافت، به طرف قلعه ي آنان با سپاه مسلمانان حركت كرد. همينكه به نزديك قلعه ي خيبر(قرارگاه يهوديان) رسيدند فرمان داد كه توقف كنند و پس از دعا و نيايش به درگاه پروردگار، كنار درختي كه در آن حوالي بود مستقر شدند. اميرالمؤمنين علي(ع) گرفتار چشم درد بود و از جنگ كردن با آن شرايط ناتوان بود. پيامبر ابوبكر را فراخواند و پرچم را به او داد و او نيز با عده اي از مهاجرين به سوي دشمن رفت و كاري از پيش نبرد و بدون پيروزي بازگشت. در حالي كه مسلمانان را از مبارزه مي ترسانيد و مسلمانان هم او را مي ترسانيدند! بعد از وي به روايتي عمر نيز به ميدان رفت و كاري از پيش نبرد. آنوقت بود كه حضرت رسول اكرم(ص) علي(ع) را طلبيد و درد چشمان او را شفا بخشيد و پرچم را به او داد و به او گفت؛” اي علي جبرئيل همراه توست و پيروزي جلوي قدم هاي تو مي باشد و خدا در دل آنان ترس و بيم افكنده است“

اميرالمؤمنين(ع) به ميدان شتافت و با يكي از بزرگان يهود به نام موحب خيبري جنگ نمود و او را به هلاكت رساند و بعد همانطور كه مي دانيم، در جلوي قلعه را يك تنه از جا در آورد و بر خندق قلعه ي يهوديان گذاشت و مسلمانان از آن به عنوان يك پل استفاده كردند و قلعه را فتح نمودند[۵].

كمالات علي(ع) بي شمار است چه در زمان حيات پيامبر (ص) و چه غير ان. آيا براستي شخصيت علي(ع) مانند يك فردي است كه فقط شخصيتي بزرگ آن را به ان مقام رسانده باشد؟ مثل شاگردي كه استاد او را به درجات عاليه( به علاوه ي همت خود مشخص) مي رساند؟ در اينكه پيامبر در تربيت علي(ع) چه نقش عظيمي داشت، هيچ شكي نيست و علي، علي نمي شد اگر با پيامبر نبود. ولي قدرت عجيب، علم بي پايان، ظرفيت ايمان بي پايان، تجمع حق و اخلاق و عشق به صورت نامتناهي در وجود علي(ع) آيا عجيب نيست؟ براستي علي(ع) چنان شخصيتي عظيم در كمالات و ارزش ها داشت كه مي توان به او مقام رسالت انساني داد و ادعاي اينكه فردي مانند همه افراد مي توانند به چنين مقامي برسند، از جهتي نادرست است. و بايد علاوه بر سهم پيامبر در شكل گيري علي(ع)، استعداد روحاني وي را كه مي توان گفت او را تفسير سنت پيامبر و گويي خود پيامبر ساخت!! در نظر بگيريم. پس واجب است بحثي كامل اين بار در مورد شخصيت حقيقي علي(ع) داشته باشيم، تا حقيقت علي(ع) معلوم گردد و براستي حكيم بودن خداوند بار ديگر اين بار در اينكه اصل امامت مساوي با زندگي امت و انسان حقيقي در پرتو نور حقيقت است، به راستي معلوم گردد. بحثي كه پيش روي داريم،گذري است بر حقيقت شخصيت علي(ع) و اثبات اصل امامت. و غرض ما از آوردن چنين مطالبي قبل از مطالب ديگر بيان اين است كه علي(ع) تنها به عنوان فردي كه كمالاتي دارا بوده و ارزش هاي زيادي را داشته مورد قبول قرار نگيرد! بلكه پرتوي كمال وجودي حضرت علي(ع) به عنوان پيامبر بعد از رسول اكرم در قالب عنوان گوهر بار امامت براي مردم و وجودي منادي انسان كامل از همه نظر براي امر كشور داري و حكومت، مورد توجه قرار گيرد و دستورات آن حضرت تنها دستوراتي معمولي نباشد، بلكه گوهرهايي براي تمامي نسل ها براي گرايش به حق و نجات از باطل و ظلم، از فردي كه تجلي حق از حق تعالي بر زمين است، بوده باشد. همچنين رهبراني كه مي خواهند آيين كشورداري و رفتارهاي سياسي ايشان را به عنوان الگو قرار دهند، بدانند كه اگر انديشه ها و زندگي شان رنگ حق و خدا و عشق نگيرد، كاري بيهوده كرده اند كه به دنبال ظاهر دستورات امام علي(ع) رفتند.

 

” شخصيت علي(ع)”

رسالت و جاذبه ي علي(ع): در اجتماع و در ميان افراد عنوان، جاذبه به كسي اطلاق مي شود كه افرادي تحت تأثير يكي از افعال او حال اخلاقي يا مورد پسند ديگران(بدون مبناي حق و باطل)، قرار گيرند و  گرايشي به صفتي از او داشته باشند. جاذبه ي علي(ع) سطح وسيعي از جمعيت جهان را مجذوب خويش ساخته و به يك قرن و دو قرن پيوسته نيست، بلكه در طول زمان ادامه يافته و گسترش پيدا كرده است. حقيقتي است كه بر گونه ي قرون و اعصار مي درخشد و تا عمق و ژرفاي دل ها و باطن ها پيش رفته است، آنچنان كه بعد از قرن ها كه به ياريش مي افتند و سجاياي اخلاقيش را مي شنواند، اشك شوق مي ريزند و به ياد مصائبش مي گريند. تا جايي كه دشمن را نيز تحت نفوذ قرار داده است و اشكش را جاري ساخته است[۶]!! و اين قدرتمند ترين جاذبه ها است. ريشه ي آن هم كاملا معلوم است. عشق به خدا و حق محوري و علاقه ي به محبت، و كمال براي مردم بسته به حكمت و اراده الهي براي علي(ع) جاذبه اي آفريده كه هر كس بدون اينكه از قبل نام آنرا در جايي شنيده باشد، وقتي به تاريخ اسلام مي‌رسد، از تعجب علي(ع) را افسانه ي علي(ع) نام مي نهاد! علي اگر رنگ خدا نمي داشت و مردي الهي نمي بود فراموش شده بود. تاريخ بشر قهرمان هاي بسياري سراغ دارد ولي همه اش را از ياد برده است و يا اصلا نشناخته است! امام علي(ع) نه تنها با كشته شدنش نمرد بلكه زنده تر شد[۷]. خود امام مي فرمايد:” گردآورندگان دارايي ها در همان حال كه زنده اند، مرده اند و دانشمندان پايدارند تا روزگار پايدار است. جسم هاي ان ها گمشده اما نقش هاي آن ها بر صفحه ي دل ها موجود است”[۸]

همانطور كه مي دانيم به پيامبران الهي، رسولان گفته مي شود و رسالت نيز در اصل به معناي ” پيام آوري“است. آنان مردان تعهد و واسطه هايي ميان خدا و مردم بوده و پيام آوراني از طرف خداوند به مردم مي باشند. بنابراين معني، انسان نمي تواند رسالتي مستند به انديشه ها و تعقل ها و دريافت هاي شخصي و معمولي خويش داشته باشد، بدون اينكه امور مزبور از تعهد و دريافت هاي عالي تري سر چشمه بگيرد. منبع رسالت بايستي داراي امتيازي والاتر از موجوديت شخصي و عادي ادا كننده رسالت  طرف نياز به آن رسالت بوده باشد[۹]. در دنياي امروز مي بينيم كه رسالت را به معناي پيام آوري به يك فرد كه ويژگي هاي خاصي مثلا نبوغ و استعدادي خاص در زمينه اي دارد، اطلاق مي كنند. كه اين رسالت اگر هم رسالت جزئي حساب شود چون كامل نيست، اصلا نام رسالت نمي گيرد يا در قبرستان هاي رسالت هاي دروغين دفن مي شود! مسلم است كه شناسايي هاي معمولي درباره ي شخصيت هاي بزرگ، آن هم در رديف علي بن ابيطالب(ع) هرگز به حد نصاب نمي رسند. مخصوصا در مواردي كه جوينده ي شناسايي عناصر و فعاليت هاي روحي، آن شخصيت را در درون خود دريافت ننموده باشد. حال كه شخصيت علي(ع) را با جاذبه و حق و كمال و ارزش ها، عجين شده دانستيم بهتر است براي درك حقيقي رسالت او در قالب امامت و اثبات تكيه گاهي راي پيشروي عقب ماندگان و بازگشت، پيش تاختگان كه مملوء از كمال و گرايش به حق است به سخن خود حق(خدا) در قرآن كه به نحوي وجود علي(ع) را طبق روايت، مراد از آن مي يابيم اشاره كنيم!!




 


عتیقه زیرخاکی گنج