• بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

به گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، تحریم‌های بین‌المللی و قطع مناسبات ایران با بسیاری از کشورها، در سال‌های اخیر زمینه‌ساز کاهش شدید ارزش پول ملی بوده است. ارزش پول ملی، بر پایه کدام معیارها تعیین می‌شود؟ ضوابط بین‌المللی در این عرصه چه تغییراتی کرده و گسترش تحریم‌ها تا کجا می‌تواند ارزش ریال را تنزل دهد؟
تعیین‌کننده ارزش پول ملی همه کشورهای جهان تا پیش از جنگ‌جهانی اول، تنها ذخیره طلای آن‌ها بود. پس از جنگ جهانی دوم این شاخص در چند مرحله تغییر کرد. فریدون خاوند، کارشناس اقتصادی ساکن پاریس، این تغییرات را چنین توضیح می‌دهد:
« در سال ۱۹۴۴ در کنفرانس معروف بروتون بورز رابطه طلا با دلار تنظیم شد. به این معنی که ارزش هر دلار با مقدار معینی طلا برابر دانسته و دلار به عنوان شاخص تعیین ارزش سایر پول‌ها شناخته شد. بر این اساس، بانک مرکزی آمریکا تعهد می‌کرد که در صورت تقاضای کشورها، معادل دلاری پشتوانه طلای آن‌ها را به آن‌ها پس بدهد».
معاهده جامائیکا
این نظام پولی جهانی در سال ۱۹۷۱ فروریخت. ۵ سال بعد، معاهده جامائیکا به تصویب رسید. بر اساس این معاهده، اصولا طلا از سیستم ارزش‌گذاری پول‌های ملی خارج شد. از آن تاریخ تا امروز، پول در بازارهای مالی جهانی نقش یک کالا را ایفا می‌کند، ارزش آن با پول‌های دیگر سنجیده می‌شود و بر اساس قانون عرضه و تقاضا تعیین می‌گردد.
ملاک ارزش‌گذاری
بازار بین‌المللی ارز در تعیین ارزش پول کشورهای مختلف، بر یک سلسله ملاک‌ها تکیه دارد که به گفته کارشناسان اقتصادی، قدرت اقتصادی، سطح بازرگانی بین‌المللی، میزان صادرات و ذخائر ارزی مهم‌ترین این ملاک‌ها هستند. به عنوان نمونه، ارزش یوان به عنوان پول ملی چین، تا قبل از آن که این کشور به یک قدرت اقتصادی بزرگ تبدیل شود بسیار پائین بود. اما امروز همه ناظران اقتصادی و قدرت‌های بزرگ معتقدند که چین باید نرخ برابری یوان را در برابر ارزهای دیگر بالا ببرد.
عربستان سعودی یک نمونه دیگر است: این کشور به دلیل تولید روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت و کسب ذخائر ارزی بزرگ، توانسته است ارزش پول خود را بالا ببرد. اما چرا ایران که یکی دیگر از صادرکنندگان مهم نفت جهان است، با سقوط ارزش پول روبرو است؟ فریدون خاوند در پاسخ می‌گوید:
«عربستان سعودی با ۲۴ میلیون نفر جمعیت، روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند و با ذخائر ارزی خود به اقتدار بین‌المللی پولی رسیده است. اما تولید روزانه نفت ایران با جمعیتی نزدیک به ۷۲ میلیون نفر، تنها نزدیک به ۴ میلیون بشکه است. ایران در مبادلات بازرگانی بین‌المللی نیز نقشی بسیار حاشیه‌ای دارد».
تاثیر انقلاب
ضعف تولید صنعتی، بالا بودن شدید نرخ تورم و فقدان یک نظام ارزی باز در ایران، دلایل دیگر سقوط ارزش ریال محسوب می‌شوند. در نتیجه بسته بودن نظام ارزی، بانک‌ها و صرافی‌های خارجی از تبدیل پول ایران خودداری می‌ورزند و مصرف‌کننده در هرنقطه جهان ناچار است برای تبدیل پول ملی، به بانک‌های ایرانی مراجعه کند.
کارشناسان اقتصادی علت باز نبودن نظام ارزی ایران را فروریزی نظام اقتصادی ایران پس از انقلاب ۵۷ می‌دانند که هنوز به درستی ترمیم نشده است. در عین حال، رشد پایدار تورم نیز مانع از آن می‌شود که پول ایران در بازارهای جهانی اعتبار داشته باشد. فریدون خاوند می‌گوید: «در نتیجه این وضعیت، ارزش یک اسکناس هزار تومانی ایران، در حال حاضر به ۲۵ تومان سی سال پیش کاهش یافته است».
مهم‌ترین دلایل کاهش ارزش ریال
اقتدار پولی یک کشور بستگی به مناسبات بازرگانی بین‌المللی، روابط دیپلماتیک و همکاری با نهادهائی نظیر سازمان تجارت جهانی دارد. از دید کارشناسان، تحریم‌ها و تیرگی مناسبات بین‌‌المللی، در کنار ناتوانی دولت در عرصه مهار تورم، مهم‌ترین دلایل کاهش ارزش ریال و قدرت پولی ایران در بازار ارزی بین‌المللی است.
آن‌ها در عین‌حال تاکید می‌ورزند که با توجه به تورم شدید، اگر ایران میان پول ملی خود و ارزهای بین‌المللی ارتباط آزاد برقرار می‌کرد، ارزش دلار اکنون از دوهزار تومان نیز بالاتر رفته بود. اما دلارهای نفتی به بانک مرکزی امکان داده است که به درخواست ارز خارجی در بازار پاسخ دهد و به این ترتیب، انفجار قیمت ارزهای خارجی را تا حدی مهار کند.
به گفته فریدون خاوند، کارشناس اقتصادی، درآمد نفتی جمهوری اسلامی ایران در ۵ ماهه نخست امسال به حدود ۴۰ میلیارد دلار رسید و برای سراسر سال جاری نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار پیش‌بینی می‌شود.
  • بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اصطلاح ارزشیابی  (یا ارزیابی ) ، به طور ساده ، به تعیین ارزش  برای هر چیزی یا داوری ارزشی  کردن گفته می شود . با این حال ، تغریف جامع تری ار ارزشیابی به شرح  زیر می توان به دست داد  :
“ارزشیابی به یک فرایند نظامدار برای جمع آوری ، تحلیل ، و تفسیر اطلاعا ت گفته می شود به این منظور که تعیین شود آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی 
یکی ازویژگیهای ارزشیابی تعیین کیفیت است . در فرایند ارزشیابی داوری ارزشی با توجه به کیفیت به عمل می آید . نیتکو کیفیت را در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به عنوان دانش ، مهارتها ، و توانایی هایی که از دانش آموزان پس از آموزش انتظار می رود تعریف کرده است . وی به عنوان مثالی از ارزشیابی پیشرفت تحصیلی گفته است فرض کنید شما دانش آموزی را در توانایی نوشتن ، نسبت به پایه تحصیلی اش ، بسیار خوب ارزشیابی کرده اید . به منظور انجام این ارزشیابی شما توانایی نوشتن او را سنجش کرده اید . برای این کار ، مجموعه نوشته های دانش آموز را مرور کرده اید ، و نوشته های او را با نوشته های سایر دانش آموزان هم کلاسی اش و با معیار های دیگری که برای نوشتن در سطح پایه این دانش آموز می شناسید مقایسه کرده اید (تعیین کیفیت) . سرانجام ، داوری شما از نوشتن این دانش آموز به این نتیجه گیری رسیده است که نوشته های او از کیفیت خوبی برخوردارند. پس توصیه می کنید که این دانس آموز می تواند در یک مسابقه ملی مربوط به مقاله نویسی شرکت کند .بنابراین ، ارزشیابی مبنای تصمیم گیری برای فعالیتهای عملی و اجرایی را تشکیل می دهد .
مثال بالا در رابطه با ارزشیابی توانایی نوشتن نوعی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است که نمونههای دیگر آن می تواند ارزیابی ازپیشرفت دانش آموزان در درسهای ریاضی ، علوم ، تاریخ و مانند اینها باشد. علاوه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ، ارزشیابی آموزشی با موضوعهای دیگری نیز سروکار دارد . از جمله آنها می توان عملکرد معلمان و مدیران ، روشهای آموزشی ، برنامه های درسی ، دوره های آموزشی ، مواد آموزشی ، پروژههای آموزشی و سازمانهای آموزشی را نام برد 
این گونه ارزشیابیهای آموزشی از ارشیابی پیشرفت تحصیلی گه در آن صرفاً موفقیتها و دستاوردهای یادگیری دانش آموزان و دانشجویان مورد نظر است معنی گسترده تری دارند . ارزشیابی پیشرفت تحصیلی  مفهومی بسیار نزدیک به مفهوم سنجش یادگیری است ، اما ارزشیابی آموزشی در مفهوم کلی آن معنای بسیار وسیع دارد . 
«ارزشیابی  تکوینی»
آنچه عمدتأ به منظور کمک به اصلاح موضوع مورد ارزشیابی 
 ، یعنی برنامه یا روش آموزشی ، مورد استفاده قرار می گیرد ارزشیابی  تکوینی  نام دارد . پوفام  مثالهای زیر را از کاربرد ارزشیابی 
 تکوینی ذکر کرده است :
۱ – صورتهای اولیه یک مجموعه کتابچه خودآموز .
۲ – یک برناما آموزش «باز» تازه تدوین شده که تدوین کننده گان آن می کوشند تا عناصر مؤثر آن را مشخص کنند .
هدف از اجرای ارزشیابی  تکوینی در مورد اینگونه برنامه ها یا مواد آموزشی آگاه ساختن تولید کننده گان برنامه از نواقص برنامه خود وکمک به اصلاح آنهاست . هدف از کاربرد ارزشیابی تکوینی در رابطه به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان آگاهی یافتن از میزان و نحوه یادگیری آنان برای تعیین نقاط قوت و ضعف یادگیری و نیز تشخیص مشکلات روش آموزشی معلم در رابطه با هدفهای آموزشی است . این ارزشیابی در طول دوره آموزشی ، یعنی زمانی که فعالیت آموزشی معلم هنوز در جریان است و یادگیری دانش آموزان در حال تکوین و شکل گیری است انجام می شود . به همین دلیل به آن نام ارزشیابی تکوینی داده اند . بنابراین ، معلم با استفاده از ارزشیابی تکوینی میتواند در زمانی که هنوز یادگیری در جریان است و امکان رفع مشکلات یادگیری دانش آموزان و بر طرف کردن نواقص آموزشی خود او میسر است به انجام دادن چنین کاری اقدام کند .
در ارزشیابی تکوینی ، در پایان هر واحد درسی ، یک آزمون مختصر که حاوی هدفهای آموزشی آن واحد است اجرا می شود و براساس نتایج حاصل معلوم می گردد که یادگیرنده گان کدامیک از هدفهای آموزشی را یاد گرفته اند و در یادگیری کدامیک از هدفهای آموزشی ناموفق مانده اند ف تا معلم تا معلم پیش از پرداختن به واحد درسی بعدی به رفع نواقص  یادگیری دانش آموزان در واحد فعلی بپردازد . ضمنأ معلم با مراجعه به نتایج این آزمونها از مشکلات روش آموزشی خود نیز مطلع می شود و پیش از آغاز واحد درسی بعدی به رفع آن مشکلات اقدام می کند .
برای بهره گیری کامل از نتایج ارزشیابی تکوینی  ، بیان هدفهای آموزشی به طور دقیق و رفتاری ضروری است . برای اینکه معلم بتواند در جریان یادگیری توفیق دانش آموزان در رسیدن به هدفهای مشخص واحدهای متوالی درس را ارزشیابی کند ، باید آنها را به طور دقیق بیان نماید تا در موقع برخورد دانش آموزان با مشکل ، به سادگی آن مشکلات را تشخیص دهد و به رفع آنها بکوشد .
بلوم و همکاران او در کتاب راهنمای عملی برای ارزشیابی تکوینی و ارزشیابی  تراکمی از آموخته های دانش آموزان در رابطه با استفاده از ارزشیابی تکوینی  در کلاسهای درسی معمولی مراحل زیر را پیشنهاد کرده اند :
۱ – موضوع یا محتوای درس را به واحدهای کوچک درسی که آموزش هر یک از آنها به یکی دو هفته وقت بیشتر نیاز نداشته باشد تقسیم کنید .
۲ – بازده های یادگیری هر یک از واحد های درسی را بر حسب انواع هدفهای آموزشی (دانستن ، فهمیدن ، کاربستن …) تعریف کنید .
۳ – به تهیه و اجرای آزمونهای تکوینی مختصر در پایان هر واحد درسی اقدام کنید ، و تعیین نمایید که دانش آموزان در هر واحد درسی به چه حد از تسلط رسیده اند .
۴ – نتایج آزمونهای تکوینی را تحلیل کنید تا مشکلات یادگیری هر یک ا دانش آموزان را تشخیص دهید .
۵ – برای رفع مشکلات یادگیری دانش آموزان ، آنان را به خواندن مطلب مشخص که در آن با مشکل مواجه شده اند و همچنین استفاده از امکانات مختلف (کمک معلمان ، آموزش برنامه ای ، وسایل کمک آموزشی و جز اینها ) هدایت کنید .
۶ – از نتایج ارزشیابی تکوینی برای بهبود شرایط و روشهای آموزشی استفاده کنید .
در ارزشیابی تکوینی ، آزمونهایی که مورد استفاده قرار می گیرند مختصرند و به یک موضوع معین و یک یا چند هدف آموزشی منحصر میشوند .
از آنجا که نتایج ارزشیابی تکوینی به طور عمده برای وارسی پیشرفت یادگیرنده گان و تعیین نواقص روش آموزشی معلم به کار می روند ، بهتر است از آنها به منظور نمره گذاری استفاده نشود . با این حال ، در شرایط بخصوص می توان از نمره های این آزمونها در ارزشیابی نهایی از کار دانش آموزان و و اثر بخشی طرح آموزشی معلم استفاده کرد .
لازم به یادآوری است که آزمونهای مورد استفاده در ارزشیابی تکوینی  آزمونهای ملاکی یا وابسته به ملاک مطلق هستند ، زیرا این آزمونها برای اندازه گیری هدفهای دقیق آموزشی از پیش تعیین شده که همان هدفهای واحد درسی یا واحد آموزشی هستند ، تدوین می شوند . در ارزشیابی تکوینی هدف تعیین میزان توفیق یادگیرنده در رسیدن به تک تک هدفهای واحد درسی است و هیچ گونه مقایسه میان افراد مختلف مورد نظر نیست .
«خود سنجی یا ارزشیابی  از خود»
روش خود سنجی  یا ارزشیابی از خود  مناسب ترین روش برای مطالعه و بهسازی آموزش معلمان است . آنجا که هدف اصلی ارزشیابی   فعالیتهای آموزشی معلمان کشف نواقص و اشکالات روش آموزشی و کلاسداری معلم است ، استفاده از نتایج خودسنجی های معلمی اجتناب ناپذیر است .
حتی نتایج دیگر روشهای ارزشیابی   معلمان ، نظیر روش مشاهده کلاسی یا روش نظر خواهی از شاگردان ، وقتی بهترین فایده را برای اصلاح کار معلمان فراهم می آورد که نتایج آنها در اختیار معلمان گذاشته شوند و آنان با اطلاع از این نتایج به سنجش کار خود بپردازند .
کارول  روش خود سنجی معلم را به عنوان “قضاوت درباره خود” تعریف کرده است . کارول برای خود سنجی معلم ۵ وسیله عمده را معرفی کرده است : ۱- فرمهای درجه بندی شخصی ۲ –گزارشهای شخصی ۳ – مواد مطالعه شخصی ۴ – مشاهده از اموزش همکاران  5 – ضبظ صوت و ضبط ویدیویی از تدریس خود . باربر  نیز بر استفاده از این وسایل در روش خودسنجی معلمان تأکید کرده است . توضیح مختصر این روشها در زیر می آید .
 
«فرم درجه بندی شخصی»
فرم درجه بندی شخصی  گونه ای پرسشنامه است که در آن معلم خودش را با توجه به مهارتهای مختلف آموزشی که در آن فرم آمده است دجه بندی یا ارزشیابی می کند . فرمهای متداول خودسنجی معلم غالبأ از پرسشنامه های نظر سنجی دانش آموزان اقتباس می شوند . به نمونه ای از این فرمهای که در ذیل این مطالب آمده است توجه کنید .
در دانشگاه سیدنی غربی که فرم معروف ارزشیابی دانشجویان از کیفیت آموزشی (SEEQ) مورد استفاده قرار می گیرد یک فرم ارزشیابی شخصی نیز با عنوان فرم درجه بندی شخصی مدرس به کار می رود . این فرم دقیقأ شامل همان قسمت بندی و همان سؤالات برای فرم ارزشیابی دانشجویان از کیفیت آموزشی است ، منتها جمله بندی سؤالها عوض شده است . برای مثال در فرم SEEQ از دانشجویان خواسته شده است که به این سؤال جواب بدهند “توضیحات معلم روشن بود .” در فرم درجه بندی شخص مدرس از معلم خواسته می شود به این سؤال پاسخ بدهد “توضیحات من روشن بود 
فرمهای درجه بندی شخصی بهترین وسیله برای مقایسه نظر معلم نسبت به خود و یا سایر منابع اطلاعاتی ، مانند درجه بندی شاگردان از معلمان ، مشاهدات کلاسی ، درجه بندی همکاران ، و تعبیر و تفسیر آنهاست . پژوهشهای که در این باره انجام گرفته است نشان داده است که وقتی تفاوتهای بین درجه بندی معلمان از خود و درجه بندی شاگردانشان از آنها بر معلمان معلوم می گردند ، نمرات بعدی شاگردان از معلمان افزایش می یابند.
«گزارش شخصی»
در گزارش شخصی ، سؤالهای درجه بندی در اختیار معلم گذاشته نمی شود بلکه از او خواسته می شود تا به طورتشریحی نظرش را درباره ویژگیها و فعالیتهای آموزشی خودش بنویسد . 

عتیقه زیرخاکی گنج