• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در قالبpdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

شامل ۳۰۲ صفحه و ۸ فصل گرداوری شده است :
فصل اول : کلیات تحقیق
فصل دوم : مرور بر منابع و مطالعات پیشین
فصل سوم : تدوین متدولوژی ارزیابی فنی و اقتصادی سامان دهی بافت قدیم شهر ها
فصل چهارم : کاربرد متدولوژی ارزیابی فنی و اقتصادی برای شهر تبریز ( تعیین محدوده مطالعات و شناخت وضع موجود )
فصل پنجم : کاربرد متدولوژی ارزیابی فنی و اقتصادی برای شهر تبریز (تجزیه و تحلیل وضعیت موجود و شناسایی مشکلات و موانع)
فصل ششم : کاربرد متدولوژی ارزیابی فنی و اقتصادی برای شهر تبریز (ارایه راهکار های عملی جهت ساماندهی عرضه و تقاضا)
فصل هفتم : کاربرد متدولوژی ارزیابی فنی و اقتصادی برای شهر تبریز (ارزیابی فنی و اقتصادی بافت مرکزی تبریز)
فصل هشتم : نتیجه گیری و پیشنهادات
بدنبال تحولات انقلاب صنعتی در زمینه‌های تکنولوژیکی اقتصادی- اجتماعی و پیامدهای ناشی از هجوم و تمرکز جمعیت‌ها و فعالیت‌ها به بخش مرکزی شهرها این بافتها دچار افت فیزیکی،اقتصادی و اجتماعی شوند این فرایند باعث شد که باگذشت زمان،بافت‌های قدیمی و مرکزی شهرها پویایی خود را از دست بدهند و محله‌های خوب شهری به محله‌های پست و مسئله دار تبدیل شوند و دچار عدم تعادل گشته و قادر به پاسخگویی نیازهای جدید جوامع شهری نیستند) .خانگل‌زاده، ۱۳۸۶: ۲) این در حالی است که بافت‌های قدیمی و فرسوده‌ی شهری به دلیل مرکزیت جغرافیایی، سهولت دسترسی، استقرار بازار(فعالیت‌های تجاری) و دارا بودن ارزش‌های تاریخی و فرهنگی، دارای ظرفیت بالقوه برای تولید درآمد و به تبع آن پرداخت اجاره بهاء می‌باشد.علیرغم این ویژگی‌ها محلات مسکونی پیرامون هسته تجاری، به دلایلی از جمله: بافت سنتی شبکه معابر، فرسودگی واحدهای مسکونی، ضعف زیرساخت‌ها و مشکلات زیست محیطی، مسیر رکود و عقب‌ماندگی را طی می‌کند. تداوم چنین فرمهای فضایی باعث شکل گیری نوعی از فرایند اجتماعی، اقتصادی، در محلات مسکونی بافت‌های قدیمی و فرسوده شده است،که در آن گروههای با درآمد بالا از این محلات خارج شده و مهاجرین و کارگران و عمدتاً فقیر، جایگزین آنها شده‌اند.از طرفی، برخی از واحدهای مسکونی در معرض تهاجم و فشار فعالیت‌های ناشی از بازار واقع شده و به کارگاه‌های تولیدی یا انبار تبدیل شده‌اند. مجموعه این عوامل، باعث کاهش مطلوبیت سکونت در این بافت‌ها شده است (رهبان،۱۳۸۸ :۲) رشد جمعیت شهرها، افزایش ناگهانی آهنگ شهرنشینی، توسعه بی‌رویه شهرها و کاهش زمین برای سکونت و خدمات از یکسو و وجود بافت‌های فرسوده و ناکارآمد در شهرها که ساکنان به سبب عدم توانایی مالی قادر به نوسازی و بهسازی آن نیستند از سوی دیگر موجب شد تا برنامه‌ریزان به فکر ارائه راه‌حل و برنامه‌هایی مناسب برای بهسازی این بافت‌ها باشند. این امر علاوه بر استفاده مطلوب از فضا، جلوگیری از گسترش بیش از حد ساخت و سازهای شهری در زمین بکر و یا کشاورزی اطراف شهر را نیز درپی خواهد داشت (زندوی، ۱۳۸۶: ۳) از این رو رهیافت مناسب به بافت قدیم و فرسوده شهری، مستلزم رویکردی دقیق و نگرشی همه‌جانبه به بافت کهن و ویژگی‌های آن، و براین اساس، تهیه و تدوین دقیق برنامه‌هایی قابل‌اجرا و بهسازی قدیم است (ارجمندنیا،۱۳۸۲ :۷۷) از این جهت در این تحقیق سعی می‌شود با رویکردی استراتژیک به بررسی بافت موردنظر، نتایج و راهکارهایی راهبردی برای بهسازی بافت قدیم و فرسوده شهر ارائه نماید.
روش تحقیق
نگرش حاکم براین پژوهش،مبتنی بر روش تحقیق،توصیفی- تحلیلی است.در این تحقیق از طریق مطالعات کتابخانه‌ای اقدام به جمع آوری تعاریف، نظریات، تئوری‌ها، و مستندات شده است که اغلب از طریق مطالعات میدانی قابل دسترسی نیست. بخش قابل توجهی از اطلاعات دست اول نیز از طریق پرسشنامه و بازدید از منطقه مطالعاتی بدست آمده است. در مرحله بعد به تحلیل وضع موجود پرداخته شده است و با بکارگیری نرم‌افزار SPSS آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است، در انتها جهت ارائه راه‌حل‌ها از تکنیک‌های برنامه‌ریزی راهبردی از تکنیک SWOT بهره برده شد.به طور اجمال می‌توان گفت این تکنیک به بازشناسی و طبقه‌بندی قوت‌ها و ضعف‌های درونی سیستم و فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در محیط خارج پرداخته و به تدوین راهبردهایی برای هدایت سیستم برای آینده می‌پردازد. (گلگار، ۱۳۸۴: ۴۹) در آخر به اثبات فرضیات پرداخته شده است.
 
شرح و بیان مسأله
بیش از چند دهه است که محله‌های قدیمی شهری به فراموشی سپرده شده‌اند .بسیاری از بافتهای سنتی که زمانی مایه افتخار شهرها بودند بیش از پنجاه سال است که در حال فرسایش رها شده‌اند. تقریباً تمامی جمعیت این مناطق جابجا شده و میراث تاریخی، فرهنگی و اجتماعی ویژة محله‌های مختلف یا منقرض شده و یا در حال انقراض‌اند. تنها اندکی از بناها که به سختی به روی پا ایستاده‌اند به یادگار مانده‌اند و یادآور معماری و شهرسازی گذشته‌اند. هرچند که حرکت‌هایی پراکنده در سالهای اخیر در بهسازی و مرمت بناهای ارزنده به چشم میخورد. اما، حساسیت‌ها هرچه کمتر شده و هم در میان مسئولان و هم در میان مردم حدود زیادی مصونیت ذهنی ایجاد شده است.طرحهای جامع، طرحهای تفضیلی، و ضوابط منطقه‌های در اهداف پیش‌بینی شده شکست خورده‌اند. در مناطق مرکزی و محله‌های قدیمی شهرها، نه تنها گذار از سنت به تجدد تحقق نیافته، بلکه با مقاومت سرسختانه این مناطق در مقابل مظاهر تجدد، عملاً هیچ‌گونه بهسازی و مرمتی نیز صورت نگرفته است. در نتیجه پیامدهای طراحی و، ضوابط ساخت وساز به صورت مانعی بزرگ، به فرسایش روز افزون بافتهای سنتی انجامیده است (ربیع، ۱۳۸۲ : ۱۰۲ )
یکی از عناصر مهم تأثیرگذار در مدیریت شهری، ویژگی‌های اجتماعی و اقتصادی گروه‌های انسانی ساکن در محدوه شهر است .نحوه تعامل این گروه‌ها از یک سو و تعامل آنها با تصمیم‌گیران و مدیران شهری از سوی دیگر و میزان مشارکت آنها در برنامه‌های ارائه شده از جمله مسائلی است که مسیر و جریان مدیریت شهری را تعیین می‌کند )کلانتری خلیل آباد و پوراحمد، ۱۳۸۴: ۸۳)
فقدان مدیریتی مسئول که بتواند این بافتها را باتغییرات سریع ساختاری و کارکردی جدید مبتنی با مدرنگرایی در شهرها هماهنگ سازد، آنها را در تنگنای عدم قابلیت و عدم انطباق با نیازهای جدید گرفتار می‌آورد. به همین جهت این بافت‌‌ها نه تنها جمعیت اصیل و بومی خود را از دست داده‌اند بلکه به دلیل عدم تمایل به سرمایه‌گذاری در راستای بهسازی و نوسازی آنها، زمینه را جهت استقرار مهاجرین(بویژه مهاجرین روستایی(و اقشارکم درآمدی که ناگزیر به سکونت در ارزانترین محلات شهری میباشند فراهم آورده است )رهبان، ۱۳۸۸ : ۴)
فرسودگی بافت‌های شهری امروزه به عنوان عاملی برای جلوگیری از تحقق روش‌های مدرن مدیریت شهری در شهرسازی به حساب می‌آید. این امر منجر به عدم پیشرفت و توسعه شهر می‌گردد. هزینه‌بر بودن طرح‌‌های توسعه شهری و کمبود منابع مالی در کنار عدم تأمین زیرساخت‌های مناسب شهروندان با مشکلات روحی و روانی در درازمدت مواجه می‌کند که در نهایت باعث پایین‌آمدن بازده اقتصادی شهر می‌‌شود. افزایش نرخ شهرنشینی و انتخاب مناطق فرسوده شهری برای اسکان مهاجرین و قشر کم‌درآمد شهر نشان از افزایش روزافزون مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد.
شهر ورزنه مرکز بخش بن رود شهرستان اصفهان می‌باشد که در سال ۱۳۸۵ دارای ۱۱۵۲۰ نفر جمعیت بوده است. این شهر قدیمی در گذشته با توجه به ساختار محیط طبیعی، اوضاع اقتصادی – اجتماعی، سطح فناوری و متناسب با جمعیت زمان خود شکل گرفته که به نوبه از بهترین وضعیت برخوردار بوده است؛‌ اما امروزه با دگرگونی نوع زندگی، افزایش جمعیت و تغییر نیازهای ساکنان شهر، بافت متراکم و فشرده آن جوابگوی نیاز شهروندان نیست. فرسوده شدن بافت و تخریب بناهای قدیمی در آن و ایجاد فضاهای خالی از جمعیت در مرکز بعضی از محلات باعث نابسامانی کالبدی و شرایط نامساعد برای ساکنان آن شده است که نه تنها از تحرک و پویایی بافت می‌کاهد، بلکه به مرور باعث حذف کاربری‌های خدماتی و جدایی گزینی اجتماعی می‌شود. لذا با شناسایی بافت فرسوده و همچنین بناهای تاریخی می‌توان به سامان بخشی آن جهت نگهداری بافت قدیم و بهبود ساختار کالبدی – اجتماعی بافت شهر ورزنه اقدام نمود که در واقع تحرک و پویایی شهر را به دنبال دارد و وضعیت گردشگری را به جریان می‌اندازد.
 
سوالات تحقیق
۱) آیا سامان بخشی بافت فرسوده شهر ورزنه می‌تواند در پایداری شهر مؤثر باشد؟
۲) آیا با برنامه ریزی مناسب در بافت فرسوده امکان احیا بناهای تاریخی وجود دارد؟
۳- آیا شرایط اجتماعی – اقتصادی مردم محله در فرسودگی بافت مؤثر بوده است؟
 
فرضیات تحقیق
۱) سامان بخشی بافت فرسوده شهر ورزنه باعث پویایی و احیاء بناهای تاریخی آن می‌شود
۲) بین وضعیت اقتصادی- اجتماعی ساکنین فعلی بافت قدیمی شهر ورزنه و فرسودگی بافت رابطه معنی‌داری وجود دارد.
۳) سامان بخشی بافت فرسوده شهر ورزنه در توسعه پایدار این شهر تاثیرگذار است.
 
مبانی نظری
ویژگی‌ها و انواع بافت فرسوده شهری
بافت‌های فرسوده به علت گذشت زمان و عدم سرمایه گذاری لازم در نگهداری از آنها با ویژگی‌های خاصی مواجه هستند که شامل موارد ذیل می‌باشد.عدم دسترسی به درون بافت، فقدان تاسیسات زیربنایی مناسب، مشکلات زیست محیطی و بالا بودن حجم آلودگی،کمبود امکانات گذران اوقات فراغت، فقر و محرومیت، آسیب‌پذیری در برابر زلزله، سرانه کم خدمات، جمعیت زیاد(تراکم بالای جمعیت)، تراکم ساختمانی کم دوام، ناامنی و معضلات اجتماعی )عندلیب، ۱۳۸۵ :۲)
مراد از فرسودگی، ناکارآمدی و کاهش کارایی یک بافت نسبت به کارامدی سایر بافتهای شهری است (شفائی،۱۳۸۵: ۸( این بافت‌ها، به معضلی برای تصمیم‌گیران، مدیران و مردم شهرهای تاریخی بدل شده است. در این بافت‌ها، ارزش‌های نهفته فرهنگی و مدنی کشور، در تنگنای عدم قابلیت بافت برای انطباق با نیازهای زندگی جدید قرارگرفته است (ملکی، ۱۳۸۳ :۲۱) در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۵، شورایعالی شهرسازی برای شناسایی این محدوده‌ها سه شاخص با مفاهیم زیر تعریف کرد. ریزدانگی: بلوکهای شهری که بیش از ۵۰ درصد قطعات آنها مساحتی زیر ۲۰۰ متر داشته باشند. نفوذناپذیری: بلوکهای شهری که بیش از ۵۰% معابر آنها عرض کمتر از شش متر را داشته باشند. ناپایداری: بلوکهای شهری که بیش از۵۰% ابنیه آنها فاقد سیستم سازه‌ای می‌باشند. (ابلقی،۱۳۸۵: ۱۵۱ (با بررسی بافت فرسوده و مسئله‌دار شهری و وجود اشتراک و افتراق آنها از یکدیگر چهارگونه مختلف از این نوع بافت‌ها با ماهیت کاملا متفاوت قابل تشخیص می‌باشد. ۱- بافت قدیمی فرسوده )ارزشمند و فاقد ارزش) ۲- بافت میانی فرسوده ۳- بافت‌جدید فرسوده ۴- بافت روستایی و حاشیه‌ای فرسوده.
 
انواع مداخله در بافت‌های فرسوده
در اصلاح شهرسازی و برنامه‌ریزی شهری، به منظور بهبود مراکز شهری و یا بطور دقیقتر بافت‌های قدیمی و معمولاً فرسوده شهری راهکارها و مداخلات گوناگونی مطرح می‌شود. انواع مداخله براساس میزان وفاداری به گذشته در سه گروه بهسازی، نوسازی، بازسازی قرار میگیرند. بهسازی حداقل مداخله و دستکاری در وضعیت کالبدی موجود را به عمل می‌آورد (خاکساری،۱۳۸۳: ۳۶) بهسازی شامل سلسله اقداماتی است که به منظور بهبود کالبد، که در نتیجه فرسایش فعالیت تحقق یافته است، در کوتاه‌مدت صورت می‌گیرد. در واقع بهسازی زمانی صورت می‌گیرد که فرسودگی نسبی فضا از لحاظ عملکردی حادث شده باشد (حبیبی،مقصودی،۱۳۸۶: ۱۸ (در این نوع مداخله اصل بر وفاداری به گذشته و حفظ آثار هویت‌بخش در آنهاست. فعالیت بهسازی با هدف استفاده از امکانات بالقوه و بالفعل موجود و تقویت جنبه‌های مثبت و تضعیف جنبه‌های منفی از طریق ۱-حمایت، ۲-مراقبت، ۳-نگهداری، ۴-حفاظت، ۵-احیا، ۶- استحکام بخشی و۷- تعمیر صورت می‌پذیرد .این نوع مداخله مخصوص بافت‌هایی است که دارای ارزش تاریخی فرهنگی بوده و دخالت در این بافتها مستلزم رعایت ضوابط و مقررات سازمان میراث فرهنگی می‌باشد( عباسی،رضوی،۱۳۸۵: ۲۱)
 


عتیقه زیرخاکی گنج