• بازدید : 29 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مادامی که اهمیت تعلیم و تربیت و نقش آن در تفکیک حق از باطل برای مردم جوامع اثبات نشود و مادامی که گردانندگان جوامع عامل سازنده تعلیم و تربیت را به طور جدی از نظر اهداف و طرق مناسب آنها ، در متن ادارۀ اجتماع قرار ندهند کوشش ها و تکاپوهای رهبران و پرچمداران اخلاق و پیشتازان مذهب انسان ساز ………… و بی نتیجه خواهد ماند و کاری از دست کوشندگان بهداشت روانی و اصلاح روانی انسانها از طریق علمی بر نخواهد آمد. بلکه حتی هر روزی که بر تاریخ بشری خواهد گذشت در دمای پیچیده تری بر دردهای خود خواهد افزود. این بهانه که مردم معمولاً ازتشخیص حق و باطل عاجزند و درک و فهم آنان ناتوان تر از آن است که حق و باطل را تشخیص دهند و فریب معجون های آمیخته از حق و باطل را نخورند یک بهانه و فریبنده است 
واقعیت های کنونی حقیقت نیستند بلکه ساخته و پرداخته تبلیغات می باشند. 
نباید از یادگیری و تحصیل آگاهی در هیچ شرایطی استنکاف نمود :
معلم و شاگرد نباید از یادگیری و استفاده علمی از افرادی که در مقام و مرتبت ، سن، شهرت ، دینداری و یا علوم دیگر ،پائین تر و پست ترند استنکاف ورزند . بلکه باید از هر کسی که استفادۀ علمی از او امکان پذیر است بهره ای بدست آورند. 
پیامبر اکرم (ص) فرمود: حکمت و دانش ،  گمشدۀ افراد با ایمان است . یک فرد با ایمان انگاه که علم وحکمت را در هر جا بیابد ؛ برای دست یابی بر آن ، از همه افراد دیگر شایسته تر و سزاوارتر است . انسان در هر شرایط و مقام و در هر مرحله ای از مراحل ، باید پرسان و جویا باشد و در هیچ مرتبه ای از مرابت علمی و خویش ، از سوال و پرسش باز نماند و از سوال کردن به منظور یادگیری صحیح ، شرم و حیا ننماید و هیچ معصیتی بدتر از جهل نیست بلکه منبع و مادۀ جملۀ معاصی ، جهل است و آنچه که فرمود : الحیاء تمنع الرزق ، همین معنی است که هرکس که شرم دارد که طلب علم کند ، از رزق جانی محروم ماند . 
هرکس که شرم دارد که کسب کار کند ، از رزق جهانی ممنوع ماند و اغلب کسانی که از دین یا دنیا محرومند از اینند و ایشان دو طائفه اند :
طائفه اولی به کاهلی ، از رزق جانی که علم است ممنوعند و این کاهلی را شرم نامند. 
طائفه دوم به جاهلی ، از رزق جهانی که اسباب معشیت است ممنوعند و آن جاهلی را شرم نام کرده اند . 
نیاز بشر به تعلیم :
تعلیم ، اساس و بنیادی است که قوام و پایداری دین و آئین بر روی آن استوار شده است . جامعۀ بشری از طریق تعلیم می تواند از کسادی و نابودی کالا و سرمایه های علمی پیشگیری کند. بنابراین تعلیم و انتقال اندوخته های علمی به دیگران از مهمترین عبادات و بلکه مؤکدترین واجبات کفائی است . خداوند متعال فرموده است :
واذ اخذ الله میثاق الذین و اونوا الکتاب لتبیننه للناس و لا تکتمونه  
و آنگاه که خداوند با مردمی – که نبشتار آسمانی دراختیار انان قرار گرفت پیمان بست که باید محتوای آنرا برای مردن تشریح کرده و از بازگو کردن ان کتمان نورزید (و آنرا به دیگران تعلیم دهید).
چرا بشر به تعلیم نیازمند است؟
مرحوم شهید ثانی قدس سره ، در مقدمۀ فوق الذکر ، ضرورت و لزوم امر تعلیم را گوزد کرده است . چون علوم معارف بشری از طریق وراثت قابل انتقال نیست . تمدن و فرهنگ یک میراث بیولوژیکی نیست که نسلهای بعدی از نسلهای گذشته بدون کوشش در یادگیری از انها بهره مند گردند بلکه تمدن و فرهنگ یک میراث اجتماعی است که باید فعالیت بشر را برای صیانت و پیشبرد آن مداومت و استمرار یابد . اگر مدم هر عمری بخواهند معارف و معلومات و عقائد و راه و رسم خود را به نسل های بعدی منتقل سازند ناگزیرند مسامی و کوششهائی در راه تعلیم و تربیت فرزندان خود مبذول دارند.
غزالی می گوید : اگر دانشمندان و معلمین نمی بودند ، مردم همچون چهار پایانی زیست می کردند ، یعنی مردم در سایۀ تعلیم از مرحلۀ حیوانی به مقام انسانی ارتقاء می یابند . 
در اشعار منسوب به امیرالمومنین (ع) چنین آمده است :
لوکان هندالعلم یحصل بالمثنی      ماکان یبقی فی البریه جاهل 
اجهد و لاتکسل و لاتک غافلاً        قندامه القبی لمن یتکاسل
اگر این علم دانش از طریق امید و آرزو بدست م یآمد ، در میان جامعۀ بشری ، هیچ فرد نادان و بی سوادی ، باقی نمی ماند .
بکوش و سستی مکن و غافل مباش زیرا پشیمانی عاقبت برای کسی است که خویشتن را به سستی و تن آسانی وا می دارد . 
نیاز بشر به دین و ایمان در تعلیم و تربیت :
در قرآن کریم که از پیامبر اسلام به عنوان معلم و مربی بشر معرفی شده است چنانکه گوید :
هوالذی بعث فی الامیین رسولاً منهم تیلوا علیهم آیاته و یزکهیم و یعلمهم الکتاب و الحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین . در این آیه یاداوری شده است که خداوند از میان خود مردم ، پیامبر و فرستادۀ خود را برانگیخت تا آیات خدا را بر آنها بخواند ، و آنها از تربیت و تهذیب نحوه و کتاب خدا را به آنها تعلیم دهد. هدف دین ، تربیت افرا عتدین است،عتدین کسی است که معنی و حقیقت دین را درک کرده ، و تعالیم دینی ، راهنمای او در زندگی باشد و دین م یخواهد که شخص دارای وجدانی زنده و حساس و قلب و درونی بیدار و ااثر پذیر بوده و خویشتن را همین اعمال خود بداند :
کل نفس بماکسبت رهنیته . هر کس در گرو چیزی است که خود فراهم کرده است . 
دین دارای ریشه فطری در اعماق نفس انسانی است و این نیاز فطری وقتی بروز می کند که انسان با اسرار و رمزهای پیچیده ای در جهان ، مواجه می شود و همین امر تمام افراد بشر را واداشت تا پاسخ و راه حلی برای آنها  بیابدذ ، این پرسشها و پاسخ ها دارای ارتباط وثیقی بادیدن است و نهاد دینی است که این سوالها را مطرح نموده و تعالیم دینی است . که پاسخ آنا را ارائه می دهد و همینجا است که انسان احساس نیاز به دین می نماید . نیرومندترین عاملی که می تواند هر گونه اضطراب و نابسامانی درون انسان را به آرامش و اطمینان مبدل سازد و مناجات با خداوند و ذکر پروردگار است ما این حقیقت را در آیه : اتل ما اوحی الیک من الکتاب و اقم الصوه ان الصوه تنهی هن المعنشاء و المذکر و لذکرالله اکبر و الله یعلم ، تصنعون . باری نیاز بشر به دین مسئله ای است که برای همه ، مسلم و آشکار است و این حقیقت منحصر به عمر و دورۀ خاصی نیست بلکه بشر در تمام عصرها این احتیاج را بسادگی احساس می کرده و در هر دوره ای چنین احساسی را داشته و دارد. 
ضرورت دین درعمر ما لازم ترین ضروریات زندگانی بشر است تنها عامل دین و ایمان است که می تواند انسانیت انسان را حفظ کرده و پیشرفت را از سقوط و انحطاط نگاهدارد حتی ضرورت دین و ایمان در عصر ما بیش از هر عصر دیگری احساس می شود زیرا که بشر به پیشرفتهای شگرفی در مسائل مادی نائل آمده است  شایسته است بشر به نیروی دین و ایمان متکی باشد . 
ارگان اساسی تعلیم وتربیت در اسلام :
مبانی تعلیم و تربیت  در اسلام و معنی دارد :
۱٫ عبادت است از منابع اولیه اسلام که بازگو کننده انسان آن چه که مست و انسان آن چنان که باید باشد است . 

عتیقه زیرخاکی گنج