• بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توبه ، به معناي ترك گناه و بازگشت به سوي خدا و بهترين و رسا ترين مرحله عذر خواهي در پيشگاه خداوند است .
 راغب در مفردات ميگويد: عذرخواهي سه گونه است : 
۱- عذر آوردنده در مقام عذرخواهي مي گويد : من فلان كار را انجام نداده ام .
۲- يا مي گويد: من به اين علت و به آن جهت اين كار را انجام دادم.
۳- يا مي گويد : اين كار را انجام دادم ولي خطا كردم و بدكردم واينك پشيمانم.
سومين  عذر خواهي همان توبه است.
سپس مي گويد: توبه در اسلام داراي چهار شرط است:
۱- ترك گناه .
۲- پشيماني از گناه.
۳- تصميم برعدم اعاده گناه.
۴- تلافي و جبران گناه.
به عنوان مثال توبه همچون بيرون آوردن لباس چركين از بدن ، و پوشيدن لباس تميز به جاي آن است يا همانند جارو كردن و سپس فرش نمودن است.
توبه و پشيماني بر سه چيز متحقق مي گردد
بر خلاف اصرار به معاصي ، توبه و پشيماني است و اصل توبه به معني بازگشت و رجوع است و مراد در اينجا بازگشت به خداست به حالي ساختن دل از معصيت و رجوع از دوري درگاه الهي به قرب و نزديكي و حاصل آن ترك معاصي است در حال و عزم بر ترك آنها در آينده و تلافي تقصيرات و حقيقت توبه به سه چيز متحقق مي گردد .
اول _ به قوت ايمان و نور يقين چه هر گاه بنده اي را ايمان به خدا و اعتقاد به پيغمبر او باشد و به فرموده ايشان اعتماد داشته باشد و بداند گناهي كه از او صادر شده حجابيست ميانه او و آنچه خدا و عده فرموده است از سعادات اخرويه و مراتب عاليه و درجات متعاليه البته آتش پشيماني در دل او افروخته مي شود و از معاصي گذشته متألم مي گردد و اگر ايمان او سست و اعتقاد او نادرست باشد از اين حالت خالي و پشيماني كه يكي از اجزاي توبه است از براي او حاصل نمي گردد .
دوم _ به پشيماني و ندامت از كرده خود باين معني كه دل به آنچه از او صادر شده از گناهان متألم و محزون شود و آرزو كند كه كاش آن عمل از او صادر نشده بود و به سبب صذور آن قرين تأسف و الم باشد و اين نتيجه يقين سابق است چه مادامي كه يقين به اين كه به واسطه معصيت به درجه هلاكت ميرسي نداشته باشي پشيماني از براي تو حاصل نمي گردد .
سوم _ ترك آنچه مرتكب آنست از معصيت در حال و عزم بر ترك آن در تتمه عمر خود و قصد تلافي تقصيري كه از او صادر شده و اين نتيجه پشيماني مذكور است پس مادامي كه اين امر متحقق نشود توبه حاصل نمي گردد و بعضي توبه را عبادت از اين سه ميد انند . و جمعي ديگر مي گويند توبه همان ندامت و پشيماني است و يقين  مذكور مقدمه آن و ترك در مستقبل ثمره آن است و بنابراين قول اشكالي لازم نمي آيد در خصوص كسيكه معصيتي از او صادر شده باشد و بعد از اين مقدور نباشد مثل آن معصيت مثل كسيكه زنا كرده باشد و بعد عنين شده باشد يا چندان پير شده باشد كه ديگر صدور زنا از او متصور نباشد يا گناهي ديگر كرده باشد كه بعد از توبه چندان زنده نماند كه ديگر تواند گناه را بكند زيرا كه اگر چنين شخصي را نتوان گفت كه در تتمه عمر آن گناه را ترك كرده وليكن ندامت و پشيماني بر گذشته در حق او ممكن است پس اگر توبه همان پشماني باشد از براي چنين شخصي توبه ميسر باشد و توبه او مقبول خواهد شد وليكن بنابر قول اول كه ترك معصيت در مستقبل كرده باشد لازم مي آيد كه از براي اين شخص توبه ميسر نباشد چه ترك گناه در وقتي صورت مي پذيرد كه قدرت بر آن داشته باشد و كسي كه نتواند گناهي را بكند نمي گويند آن را ترك كرد و اين منافعي ظاهر شرع است و از اخبار مستفاد مي شود كه توبه قبول مي شود اگر چه اين قدر زنده بماند كه ديگر نتواند آن معصيت را بكند و بعضي وجوهي چند در دفع اين اشكال بنابراين قول گفته اند كه چندان فايده اي در ذكر آنها نيست و ظاهر اينست كه توبه همان ندامت و پشيماني بر گذشته است با عزم ترك در آيند ه در صورت قدرت و امكان و اما نفس ترك كردن آن ثمره توبه است .

مراحل توبه :
دراينجا به طور خلاصه اشاره اي به مراحل توبه مي كنيم :
۱ـ اول ا زگناهان گذشته چشم پوشي كني بگذري 
۲ـ گناهان قبيحه را ترك كني و واجبات را جبران كني 
۳ـ حق مردم به هر قسمي كه هست به صاحبش برگرداني و حلاليت بطلبي 
۴ـ نفس خود را در اطاعت خدا ذليل كني همانطوري كه در گناه پروراندي
۵ـ نفس خود را تلخي اطاعت بچشاني همانطور كه او را حلاوت معصيت چشاندي
۶ـ به جاي خنده و شاري كه در ارتكاب عماصي مي كردي گريه كني

مراتب توبه در تفصيل :
مرتبه اول : شخص تائب ، توبه مي كند از جميع گناهان ، و استقامت به خرج مي دهد تا آخر عمر ، اينها داراي نفس مطمئنه هستند .
توبه اين اشخاص پذيرفته است . البته غير معصوم غفلتهاي دارند . 
مرتبه دوم : شخص تائب ، توبه مي كند فقط از كبائر ، يعني گناهان كبيره ، و نسبت به طاعات و بندگي مقيد هستند . ولي گاهي هم مبتلا به غفلت مي شوند و گناه مي كنند ولي بلافاصله به توبه مي افتند و به شدت متأثره مي شوند . اينها داراي نفس لوامه هستند كه اين نفس بسيار فعال و خوب است .توبه اين اشخاص هم پذيرفته است . 
مرتبه سوم : شخص تائب از كبائرتوبه مي كند و استمرار هم دارد . اما از نظر شهوات ضعيف است . و هيجان هواي نفس كه به صورت عطش نفسي در آمده مختص به يك يا دو گناه است ، و آنهم از روي عمد و اختيار . اما بعد از گناه تأسف مي خورد كه نمي تواند بلافاصله توبه كند و توبه را به امروز و فردا موكول مي نمايد . اينها داراي نفس مسوله هستند . يعني نفس متزلزل . اين افراد عاقبت بدي دارند چون ممكن است قبل از اينكه موفق به توبه شوند ، عمرشان به پايان رسد و بدون توبه از دنيا بروند . بنابراين علماي علم اخلاق مي گويند اين افراد با توجه به نفس مستوله داراي دو خصيصه هستند :
۱- يك حسن دارند و آن اينكه تأثر از گناه در دلشان حتي به صورت ضعيف است .
۲- يك قبح دارند و آن اينكه داراي صفت رذيله تسويف هستند ، يعني توبه را تأخير مي اندازند .
مرتبه چهارم : شخص تائب در اين مرحله بعد از توبه ، آن را مي شكند و حتي حالت تأسف هم ندارد . زيرا داراي يأس و نااميدي است . اين اشخاص جايگاهي از بابت عفو خدا ندارند .


در حقيقت توبه 
شرح بدان كه توبه يكي از منازل مهمه مشكله است . و آن عبارت است از رجوع از طريعت به سوي روحانيت نفس، بعد از آن كه به واسطه معاصي و كدورت نافرماني نور فطرت و روحانيت محجوب به ظلمت طبيعت شده.
و تفصيل اين اجمال اجمالا اين است كه نفس در بدو فطرت ، خالي از هر نحو كمال و جمال و نور و بهجت  است ، چنان چه از مقابلات آن ها نيز هست . گويي صحه اي است خالي از مطلق نقوش نه داراي كمالات روحاني و نه متصف به اضداد آن است .ولي نور استعداد و لياقت براي حصول هر مقامي در او وديعه گذاشته شده است و فطرت او بر استقامت و خميره او مخمر به انوار ذاتيه است و چون ارتكاب معاصي كند به واسطه آن در دل او كدورتي حاصل شود و هر چه معاصي بيشتر شودكدورت و ظلمت افزون گردد تا آن كه يكسره قلب تاريك و ظلماني شود و نور فطرت منطفي گردد و به شقاوت ابدي رسد. اگر در بين اين حالات قبل از فرا گرفتن ظلمت تمام صفحه قب را از خواب غفلت بيدار شد و پس از منزل يقظه به منزل توبه وارد شد و حظوظ اين منزل را به شرايطي كه اجمالي از آن در اين اوراق انشاءالله ذكر مي شود استيفا كرد، از حالات ظلمانيه و كدورات طبيعيه برگشت مي نمايد به حال نور فطرت اصلي و روحانيت ذاتيه خودگويي صفحه اي مي شود باز خالي از كنالات و اضداد آن . چنان چه درحديث شريف مشهور است : التائب من الذنب كمن لا ذنب له . يعني رجوع كننده از گناه مثل كسي است كه گناه نداشته باشد.
پس معلوم شد كه حقيقت توبه رجوع از احكام و تبعات طبيعت است به سوي احكام روحانيت و فطرت چنانچه حقيقت (انابه) رجوع از فطرت و روحانيت است به سوي خدا و سفر كردن و مهاجرت نمودن از بيت نفس است به سوي سر منزل مقصود . پس منزل توبه مقدم بر منزل انابه است . و تفضيل ان در اين اوراق مناسب نيست.

توفيق به توبه مشكل است 
بر سالك طريق نجات و هدايت لازم است تنبه به يك نكته مهمه و آن اين است كه توفيق به توبه صحيحه كامله با حفظ شرايط آن ، چنانچه ذكر مي شود از امور مشكله است و انسان كمتر مي تواند نايل به اين مقصد شود ، بلكه دخول در گناهان خصوصا كبائر و موبقات ، باعث مي شود كه انسان را از ياد توبه به كلي غافل مي كند و اگر درخت معاصي در مزرعه دل انساني بارمند و برومند گرديد و رشه اش محكم شد ، نتايجي بس ناهنجار دهد ، كه يكي از آن ها آن است كه انسان را از توبه به كلي منصرف مي كند . و اگر گاه گاهي نيز متذكر آن شود ، به تسويف و امروز و فردا و اين ماه و آن ماه كار رامي گذارد و با خود مي گويد كه در آخر عمر و زمان پيري توبه صحيحي  مي كنم . غافل از آن كه اين  مكر باخدا است ، و الله خير الماكرين .
گمان نكن كه پس از محكم شدن ريشه گناهان انسان بتواند توبه نمايد ، يا آنكه بتواند به شرايط آن قيام نمايد . پس بهار توبه ايام جواني است كه بار گناهان كمتر و كدورت قلبي و ظلمت باطني ناقص تر و شرايط توبه سهل تر و آسان تر است.
انسان در پيري حرص و طمع و حب جاه و مال و طول املش بيشتر است و اين مجرب است و حديث شريف نبوي  شاهد بر آن است . گيرم كه انسان بتواند در ايام پيري قيام به اين امر كند ، از كجا به پيري برسد و احل موعود او را در سن جواني و در حال اشتغال به نافرماني بربايد و به او مهلت دهد ؟ كمياب بودن پيران دليل است كه مرگ به جوانان نزديك تر است . در يك شهر پنجاه هزار نفري ، پنجاه نفر پير هشتاد ساله انسان نمي بيند .
پس اي عزيز ، از مكايدشيطان بترس و در حذر باش و با خداي خودمكر و حيله مكن كه پنجاه سال يا بيشتر شهوت راني مي كنم و دم مرگ با كلمه استغفار جبران گذشته مي كنم اين ها خيال خام است . اگر در حديث ديدي ياشنيدي كه حق تعالي بر اين امت تفضل فرموده و تبوه آن را تا قبل از وقت معاينه آثار مرگ يا خود آن قبول مي فرمايد ، صحيح است ، ولي هيهات كه در آن وقت توبه از انسان متمشي شود . مگر توبه لفظ است قيام به امر توبه زحمت دارد برگشت و عزم بر برگشت نكردن رياضات علميه و عمليه لازم دارد ، والا خود بخود انسان نادر اتفاق مي افتد كه در فكر توبه بيفتد يا موفق به آن شود ، يااگر شد بتواند به شرايط صحت و قبول آن يا به شرايط كمال آن قيام كند . چه بسا باشد كه قبل از فكر توبه يا عملي كردن آن اجل مهلت ندهد ، و انسان را با بار معاصي سنگين و ظلمت بي پايان گناهان از اين نشئه منتقل نمايد. آنوقت خدا مي داند كه به چه گرفتاري ها و بدبختي ها دچار مي شود . جبران معاصي در آن عالم ، رضا كه اهل نجات و عاقبت امرش سعادت باشد كار سهلي نست . فشار ها و زحمت ها و سوختن هايي در دنبال است تا انسان لايق شفاعت شود و مورد رحمت ارحم الراحمين گردد.
پس اي عزيز، هر  چه زودتر دامن همت بر كمر بزن و عزم را محكم كن و اراده را قوي كن و از گناهان تا در سن جواني هستي يا در حيات دنيايي مي باشي توبه كن و مگذار فرصت خداداد از دستت برود و به تسويلات شيطاني و مكايد نفس اماره اعتنا مكن.

اصلاح نفس پس از افساد مشكل است      
 ونيز به يك نكته مهمه بايد توجه داشت و آن اين است كه شخص تائب پس از توبه نيز ، آن صفاي باطني روحاني و نور خالص فطري برايش باقي نمي ماند . چنانچه صفحه كاغذي را اگر سياه كنند و باز بخواهند جلا دهند البته به حالت جلاي اولي بر نمي گردد ، يا ظرف شكسته را اگر اصلاح كنند باز  به حالت اولي مشكل است عود كند ،  خيلي فرق است ميانه دوستي كه در تمام مدت عمر با صفا و خلوص با انسان رفتار كند يا دوستي كه خيانت كند و پس از ان عذر تقصير طلب نمايد . علاوه بر آن كه كم كسي است كه بتواند درست قيام به وظايف توبه بنمايد .
پس ، انسان بايد حتي الامكان داخل در معاصي و نافرماني نشودكه اصلاح نفس پس از افساد از امور مشكله است . و اگر خداي نخواسته گرفتاري پيدا كرد ،  هرچه زودتر در صدد علاج بر آيد كه هم فساد كم را زود  مي شود اصلاح كرد و هم كيفيت اصلاح بهتر مي شود.
اي عزيز ، با بي اعتنايي و سرسري از اين مقام مگذر . تدبر و تفكر در حال خود و عاقبت امر خويشتن كن ، و به كتاب خدا و احاديث خاتم انبياء و ائمه هدا سلام الله عليهم اجمعين و كلمات علماي امت وحكم عقل وجداني رجوع نما و اين باب را كه مفتاح ابواب است به روي خود بگشا و در اين منزل كه عمده منازل انسانيت است نسبت به حال مهاه وارد شو و اهميت به آن بده و مواظبت از آن كن .
و از خداوند تبارك و تعالي توفيق حصول مطلوب بخواه و از روحانيت رسول اكرم و ائمه هدا سلام الله عليهم استعانت كن و به ولي امر و ناموس دهر حضرت امام عصر عجل الله فرجه پناه ببر ، البته آن بزرگوار دستگيري ضعفا و بازماندگان را مي فرمايد و بيچارگان را دادرسي مي نمايد.

در اركان توبه 
بدان كه از براي توبه كامله اركان و شرايطي است كه تا آن ها محقق نشود توبه صحيحه حاصل نشود و ما به ذكر عمده آن ها كه لازم است مي پردازيم.
يكي از آن ها كه ركن ركين اوست ندامت و پشيماني است از گناهان و تقصيرات گذشته و ديگر عزم بر برگشت ننمودن بر آن است هميشه .و اين دو در حقيقت محقق اصل حقيقت توبه و به منزله مقومات ذاتيه آن است . و عمده در اين باب تحصيل اين مقام و تحقق به اين حقيقت است .  و آن چنان صورت پذيرد كه انسان متذكر تاثير معاصي در روح و تبعات آن در عالم برزخ و قيامت بشود از وجه معقول و منقول . چنانچه پيش اصحاب معرفت مبرهن و در اخبار اهل بيت عصمت عليهم السلام وارداست كه از براي معاصي در عالم برزخ و قيامت صورت هايي است به مناسبت آن ها كه در آن عالم داراي حيات و اراده هستند و انسان را از روي شعول و اراده عذاب و آزار مي نمايند ، چنانچه آتش جهنم نيز از روي شعور و اراده انسان رامي سوزاند ، زيرا كه آن نشئه نشئه حيات است. پس، در آن علام صورت هايي نتيجه اعمال قبيحه ماست كه با محشور مي گردد و در احاديث شريفه و قرآن كريم تصريحا و تلويحا ذكر اين مطلب بسيار شده و مطابق است با مسلك حكما ي اشراق و ذوق مشاهدات اهل سلوك و عرفان و همين طور از براي هر معصيتي در روح اثري حاصل شود كه آن را در احاديث شريفه به نقطه سوداء  تعبير فرمودند و آن كدورتي است كه در قلب و روح پيدا شود و كم كم افزون مي شود و انسان را متهاي مي كند به كفر و زندقه و به شقاوت ابدي مي رساند ، چنانچه پيش از اين تفصيل اين جمله داده شد.

عتیقه زیرخاکی گنج