• بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به نظر می رسدگله های رمیده ویا درحال چرای اسب نقاشی شده در دشتهای دوردست آنچنان قرابتی با اسبهای اهلی درون اصطبلها كه ایام را به خوردن و كار كردن و یا چریدن در پادوكها می گذرانند نداشته باشند ، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشی خود به ارث برده وحفظ كرده اند. 
اگر با اسب سرو كار دارید باید بر رفتار او اشراف داشته باشید تا از واكنشهای او در قبال محركهای خاص آگاه بوده و زبان گویای اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانید.
عمده دلیل بر این آگاهی ، ایمنی است . برای اجتناب از هر گونه خطر و یا آسیب احتمالی .
دیگر ویژگی این آگاهی حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بیماری و یا ناخشنودی او مطلع شده و در پی رفع آن بر آیید . و دیگر آنكه بتوانید با علم به رفتار اسب این حیوان را به بهترین نحو تر بیت نموده و ازاودر جهت های اهداف خویش استفاده كنید
روش طبیعی زندگی اسب :
امروزه گله های اندكی آن هم در دورافتاده ترین نقاط كره زمین به زندگی ادامه میدهند.دراین روش زندگی طبیعی و آزادانه آنها چراگاهها،سبزینه زارها،بوته زارهارا برای پیدا كردن آب و غذا در می نوردند.زندگی در گله حافظ امنیت آنهاست و این گله را سیلمی برتر،محافظت می كند و احتمال خطر قریب الوقوع را هشدار می دهد . 
اسب وحشی باید واكنشهای سریعی داشته باشد تا بتواند به زندگی ادامه دهد.كره های نو زائیده شده باید به سرعت سرپا بایستند تا اگر گله رمید،آنرا همراهی كنند.اسب فقط به هنگامی كه گیر می افتد با لگد و سر دست زدن ویا گاز گرفتن به دفاع بر می خیزد .ضامن تنازع بقا در اسب شنوائی خوب، دید وسیع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است . 
هنوز هم بسیاری از ویژگی ها و غرایز اسبهای وحشی در مناطق امروزی به چشم می خورد برای اطلاع از واكنشهای خاص اسب باید این غرایز و ویژگی را بشناسیم. 
اسبها به زندگی در كنار یكدیگر و گاهی در دیگر حیوانات نیازمندند .از زمانی كه اسبها به وسیله شكارچیان شكار می شدند ، زندگی گله وار امنیت آنها را ضمانت می كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقا را بیشتر كرده، اهمیت بخش بوده و فرار را تسریع می كرده است . ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگیری با یكدیگر ببینید كه این ناشی از خصیصه اجتماعی بودنشان است و تنهایی اورا خمود وكج خلق می كند. 
اسب دارای وجوه تمایز و مشخصاتی است كه بخشی از طبیعت او هستند و این رفتار و روش متمایز زندگی اش او را از سایر موجودات متمایز می كند . 

  • بازدید : 65 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

اسب یا اسپ با نام علمیEquus ferus caballus،[۱][۲] یکی از دو زیرگونه‌های اسب وحشی (Equus ferus) است. این جانور پستاندار و فَردسُم است و به تیره اسبیان تعلق دارد. فرگشت اسب از ۴۵ تا ۵۵ میلیون سال پیش به این سو آغاز شده است، گذشتهٔ اسب‌های بزرگ و تک‌سم امروزی به جانورانی کوچک‌جثه و چندسم باز می‌گردد. نزدیک به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد انسان تلاش کرد تا اسب را اهلی کند. گمان بر این است که تا سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد اسب‌های اهلی در جاهای گوناگونی از زمین حضور داشتند. اسب‌های زیرگونهٔ caballus اهلی شده‌اند، اگرچه بسیاری از آن‌ها در طبیعت آزاد زندگی می‌کنند. البته اسب‌هایی وجود دارند که هرگز اهلی نشده‌اند؛ برای نمونه اسب شوالسکی تنها زیرگونه‌ای است که واقعاً تاکنون وحشی باقی‌مانده است.
اندام‌های اسب به گونه‌ای است که به آن اجازه می‌دهد بی درنگ سرعتش را در برابر درندگان بالا برد. اسب توان بالایی در نگه داشتن تعادلش در هنگام دویدن دارد، همچنین می‌تواند بی درنگ خود را آمادهٔ نبرد یا فرار از دشمن کند. اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده یا نشسته بخوابند. دوران بارداری اسب ماده (مادیان) نزدیک به یازده ماه است. نوزاد اسب که کُرّه نام دارد اندکی پس از آنکه به دنیا آمد می‌تواند روی پاهایش بایستد و بدود. بیشتر اسب‌های اهلی در میانهٔ دو تا چهار سالگی زیر زین یا مهار (برای درشکه) تمرین می‌بینند. اسب در پنج سالگی کاملاً بالغ می‌شود و می‌تواند میان ۲۵ تا ۳۰ سال نیز عمر کند.

نژاد اسب بسته به خوی جانور، دارای سه دستهٔ مهم است: اسب‌های سرزنده یا «پُرحرارت» که می‌توانند در سرعت‌های بالا داشته باشند، اسب «خونسرد» مانند اسب‌های بارکشی و اسبچه که برای کار سنگین و سرعت کم مناسبند، و «اسب‌های خون‌گرم» که از ترکیب دو نژاد دیگر بدست آمده‌اند که برای سواری‌های با هدف ویژه آموزش می‌بیند و در اروپا معمول هستند. امروزه بیش از ۳۰۰ گونه اسب در جهان وجود دارد که هرکدام برای هدف ویژه‌ای پرورش می‌یابند.

انسان و اسب در موردهای گوناگونی به صورت رقابتی یا غیر رقابتی با هم اندرکنش دارند؛ مانند کار به صورت اسب پلیس، کشاورزی، کارهای تفریحی و درمانی. از دیرباز اسب‌ها در میدان‌های جنگ کاربرد داشته‌اند و به همین دلیل فن‌ها و ابزارهای سوارکاری و کنترل اسب بسیار گسترده‌اند. محصولات بسیاری از اسب بدست می‌آید که از آن جمله می‌توان به: گوشت، شیر، مو، استخوان، پوست و برداشت مواد دارویی از ادرار مادیان باردار اشاره کرد. انسان‌ها برای اسب‌های اهلی، خوراک، آب، پناهگاه، مراقبت‌های پزشکی و نعل فراهم می‌کنند.

واژه اسب (Aspa) (آفریده نیک) که در اوستا آمده‌است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد مادی(پارتی، اوستایی) است، و در پارسی باستان (asa)بوده و در سانسکریت(acva) آمده‌است. و بسیاری از نامهای اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شده‌است، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبانهای دیگر منتقل شده‌است.[۳]
نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده‌است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت می‌دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.
اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده‌است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ و …)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است.[۴] در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشه‌اند. خود این واژه از ریشهٔ واژهٔ هندواروپایی *eḱwa یا eḱwo ریشه گرفته‌است.[۵] اسب برای اولین بار در آسیای میانه اهلی شده‌است.[۶] سپس به دشتهای ایران راه یافته‌است. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می‌گفتند عرب‌ها این کلمه را به فارس معرب کرده‌اند و آن را به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می‌برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده‌است.

  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حالا که آخرين خانه سمت راست و پايين سفيد شده، آن را H, و تا سمت راست به عقب تا A آنها را شروع به نامگذاري کنيد. شماره‌ها را داخل خانه‌ها ننويسيد زير خانه‌ها بنويسيد. حالا از سمت راست و همان پايين يعني کنار همان خانه‌اي که بايد سفيد باشد را ببينيد، کنار خانهٔ اول را ۱ بناميد و تا آخر که ۸ باشد آن را ادامه بدهيد. حالا شما يک صفحهٔ شطرنج علمي داريد و بهتر مي‌توانيد شطرنج بياموزيد، بازي استادان را ببينيد، تجزيه و تحليل کنيد، واريانتها را آموخته حفظ کرده و بازي تان را ثبت کنيد. نکته ديگر در رابطه با نوشتن نام هر مهره‌است که در پايين امده‌است.
يا سرباز ضعيف‌ترين مهرهٔ بازيست که هر کدام از بازيکنان (سياه يا سفيد) ۸ عدد از آن دارند که در رديف يکي مانده به آخر قرار مي دهند. پياده به جز حرکت اول که مي‌تواند ۲ خانه مستقيم به جلو برود، بقيهٔ حرکتها را بايد خانه به خانه انجام دهد. پياده بعد از رسيدن به آخرين رديف در خانهٔ حريف اختيار دارد به يک مهرهٔ ديگر (به جز شاه) بنا بر خواست بازيکن ( که معمولاً وزير است ) تبديل مي شود. سرباز تنها مهره‌اي ست که به همان شکلي که حرکت مي‌کند (مستقيم به جلو) مهرهٔ حريف را نمي گيرد بلکه مي‌تواند مهره‌هايي را که در دو خانه چپ و راست خانه‌ جلوي خود هستند را بگيرد. همين طور پياده تنها مهره اي ست که قادر نيست به خانه‌اي که قبلا در آن مستقر بوده و از آن رفته برگردد و فقط به سمت جلو پيش مي رود.
اسب مهره‌اي ست که به همراه فيل از آنها به عنوان سوار سَبُک ياد مي‌شود. ارزش اسب برابر سه و نيم واحد پياده‌است. حرکت اسب به صورت ۲ خانه به سمت‌هاي جلو، عقب، راست و چپ و يک خانه در جهت عمود بر آن (براي عقب و جلو به سمت‌هاي راست و چپ و براي راست و چپ به سمت‌هاي عقب و جلو) خواهد بود. يعني اگر اسب ۲ خانه به سمت جلو رفت حرکت خود را با يک خانه‌ به چپ يا راست ادامه مي دهد و در واقع مسير را مي شکندو حرکتش را به مانند حرف L لاتين انجام مي دهد. اسب تنها مهره شطرنج است که مانعي براي حرکت او وجود ندارد و در صورتي که خانهٔ مقصد تحت اشغال نباشد، بدون هيچ مشکلي به آنجا برود. ( به اصطلاح مي تواند بپرد )
[ويرايش] فيل (پيل)
فيل يکي ديگر از سوارهاي سَبُک بازي شطرنج است که ارزش غير رسمي آن توسط استادان فن، سه و نيم پياده ارزيابي مي‌شود. فيل مهره‌اي است که مي‌تواند به صورت اريب و در صورتي که مانعي نباشد يا خانهٔ مقصد مشغول نباشد، به طور نامتناهي و طولاني، به خانه‌اي در دوردست بنشيند. همانند اسب، هر طرف سياه يا سفيد ۲ فيل دارند که با توجه به چيدمان آنها در صفحه، يکي از آنها در خانهٔ سفيد جاي مي‌گيرد و ديگري در سياه. از آنجا که هيچ فيلي امکان ندارد از مسير اريب خود که هميشه داراي يک رنگ است خارج شود، پس يکي از فيلها فيل سفيد نام دارد و ديگري فيل سياه.
[ويرايش] رخ
رخ مهره اي قوي‌ در شطرنج محسوب مي‌شود که به حضور آن به ويژ ه در انتهاي بازي راهگشاست. رخ به همراه وزير «سوارهاي سنگين» ناميده مي‌شوند. هر بازيکن شطرنج ۲عدد رخ در اختيار دارد و در مجموع ۴ رخ در کل صفحه موجود است که هر کدام در يکي از چهار گوشهٔ صفحهٔ شطرنج (A۱, A۸, H۱, H۸) قرار مي گيرند. رخ در شطرنج به صورت عمودي و افقي حرکت مي‌کند و مي‌تواند در صورت نبودن مانع يا اشغال خانهٔ مقصد، يک ستون يا يک رديف کامل را هم طي کند.
[ويرايش] وزير (فرزين)
وزيرها قوي‌ترين مهره‌هاي شطرنج محسوب مي‌شوند. قدرت يک وزير برابر با ۹ پياده ارزيابي مي‌شود. اين مهرهٔ ارزشمند که نبود او خانمان سوز است، به ۲ صورت اريب و مستقيم (عمودي يا افقي) حرکت مي‌کند و به همان ترتيب مهره‌اي را مي‌گيرد. هر يک از طرفين بازي شطرنج فقط يک وزير دارند. وزيرها بين شاه و فيل قرار مي‌گيرند يعني وزير سفيد در خانهٔ D۱ و وزير سياه در همان ستون در خانهٔ D۸.
[ويرايش] شاه
حياتي‌ترين مهرهٔ بازي ايست که در واقع حضور تمام مهره‌هاي شطرنج براي دفاع از شاه خود و حمله يا تخريب مستقيم يا غير مستقيم شاه حريف هست. شاه فقط مي‌تواند به تمامي اطراف و خانه‌هاي مجاور خود برود. نکته‌هاي مهم در رابطه با شاه:
بين ۲ شاه هميشه بايد لااقل يک خانه فاصله باشد. 
در صورت اين که شاه توسط هر يک از مهره‌هاي شطرنج (غير از شاه حريف) مورد تهديد قرار گرفت، اصطلاحا کيش شده و ۳ راه (براي اسب ۲ راه) براي «رفع کيش» وجود دارد. 
o ۱-حرکت دادن شاه 
o ۲-گرفتن مهرهٔ تهديد کننده 
o ۳-گذاشتن مانع در مسير تهديد مهرهٔ تهديد کننده شاه. 
از آنجا که اسب مانعي براي حرکت نمي‌شناسد، بنا براين رفع کيش با حربه آخر امکان ندارد.
[ويرايش] حرکتهاي استثنايي در شطرنج
[ويرايش] قلعهٔ شاه يا قلعهٔ کوچک
حرکتي که درصورت وجود شرايط زير، شاه ۲ خانه به سمت رخ مي رود و رخ به خانهٔ بعد از شاه و آن سمت ديگر شاه مي‌رود. اين حرکت حداکثر يک بار در بازي و در صورت برقراري ۳ شرط زير انجام مي‌شود: ۱-شاه و رخي که مي خواهد قلعه برود تا آن لحظه حرکتي نکرده باشند. ۲- بين شاه و رخ هيچ مهره‌اي نباشد. ۳-شاه و محل عبور وي در هنگام انجام اين حرکت نبايد با خطر مهره‌اي از حريف رو به رو باشد.(در معرض کيش باشد.) اگر شرايط بالا برقرار بود، حرکت قلعه عبارت است از عبور شاه از خانهٔ مجاور خود به سوي رخ و قرار گرفتن شاه در خانهٔ بعدي و قرارگرفتن رخ در خانهٔ مجاور شاه (همان خانه‌اي که شاه از آن عبور کرده يا به اصطلاح «از رويش پريده»).
[ويرايش] قلعهٔ وزير يا قلعهٔ بزرگ
درست مانند قلعهٔ شاه‌است ولي در سمت ديگر، يعني عمل قلعه رفتن با رخ سمت وزير انجام مي‌پذيرد.

[ويرايش] آن پاسان
اين لغت فرانسوي به معني در حال حرکت است. به وقتي گفته مي‌شود که سرباز مي‌تواند در حرکتي که مقصدش سرباز حريف نيست، سرباز حريف را بگيرد.
اگر سرباز يکي از طرفين در رديف پنجم خود (رديف چهارم حريف) باشد و سرباز حريف در يکي از دو خانه چپ و يا راست آن باشد، مي‌تواند به پشت سرباز حريف رفته و آن را بگيرد.
[ويرايش] درجات شطرنج‌بازان
قدرت هر شطزنجباز با يک امتياز عددي با نام انگليسي Rating بيان مي شود که اين عدد بر اساس بازيهاي رسمي انجام شده هر بازيکن در يک بازه زماني مشخص محاسبه و منتشر مي شود. ريتينگ بين المللي بازيکنان توسط فدراسيون جهاني شطرنج فيده هر سه ماه يکبار محاسبه و منتشر مي شود. هر يک از فدراسيون هاي ملي نيز ممکن است درجه بندي خاص خود را داشته باشند که در محدوده آن کشور مورد استفاده و پذيرش مي باشد. درجه‌هاي استادي در شطرنج نيز توسط فدراسيون جهاني شطرنج اعطا مي شود که به شرح زيرند:
استاد بزرگ عنواني ست که فيده از سال ۱۹۵۰ به شطرنجبازي که به بالاترين سطح مهارت در بازي رسيده است اعطا مي کند. يکي از شرطهاي احراز اين عنوان رسيدن به ريتينگ ۲۵۰۰ است. گرچه در سال ۱۹۵۰ تنها ۳۹ نفر به دريافت اين لقب مفتخر شدند اما هم اکنون بيش از ۹۰۰ استاد بزرگ در سراسر دنيا وجود دارند . سرگئي کارياکين از اکراين با دست يابي به اين عنوان در سال ۲۰۰۲ در حالي که فقط ۱۲سال و۷ ماه داشت جوانترين استاد بزرگ شطرنج تاکنون است. 
استاد بين‌الملي 
استاد فيده 
استاد بزرگ زنان ( WGM )اين عنوان منحصرا براي بانواني که در سطحي ميان استاد فيده و استاد بين المللي قرار دارند در نظر گرفته مي شود. 
استاد بين المللي زنان استاد فيده زنان
استادان بزرگ شطرنج ايران
احسان قائم‌مقامي (GM) 
الشن مرادي ابدي (GM) 
شادي پريدر (اولين استاد بزرگ زنان ايران (WGM)) 
مرتضي محجوب (GM) 
امير باقري (GM) 


۱٫ اسکندري، فريدون 
۲٫ اکبر زاده، غلامحسين 
۳٫ باقري اکبر 
۴٫ برادري ازغد، تقي 
۵٫ پورشاهماري، حميد رضا 
۶٫ پهلوان زاده، مهرداد 
۷٫ خواجه‌اي،سياوش 
۸٫ سالور، حسينقلي 
۹٫ صفرزاده، اسماعيل 
  • بازدید : 95 views
  • بدون نظر

قیمت : ۶۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۷    کد محصول : ۱۷۸۷۵    حجم فایل : ۱۲۲۹ کیلوبایت   

اسب (اکوس فروس کابالوس) یک پستاندار سم دار است ، یک زیر گونه ای از یکی ۷ گونه بازمانده از خانواده اکویدا است . اسب بالغ بر ۴۵ تا ۵۵ میلیون سال پیش از یک موجود چند پنجه ای کوچک تا بزرگ ، حیوان تک پنجه ای امروزی ، پدید آمده است . انسانها در حدود ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح شروع به رام کردن اسبها کردند و اهلی کرد نشان گمان شد ، که در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد رایجتر شد ؛ در ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد استفاده از اسبهای رام شده در سرتاسر قاره اروپا –آسیا پخش شد .

اگر چه بیشتر اسبها امروزه رام شده هستند ، هنوز جمعیت اسب پرزوالسکی (Przewalski) در خطر است ، تنها اسب وحشی اصلی باقی می مانند ، به خوبی رایجترین اسبهای وحشی که در جهان زندگی می کنند ، اما از نسلهای قدیمی آنها که رام شدند ، منشأ گرفته است .

یک کلمه گران و تخصصی وجود دارد که برای توضیح دان مفاهیم وابسته به اسب استفاده شده ، هر چیزی از آناتومی مراحل زندگی ، اندازه ، رنگ ، نقش و نگارها ، پرورش دادن ، حرکت و رفتار را در بر می گیرد .

اسبها از نظر آناتومی برای استفاده از سرعت برای شکارچی ها طراحی شدند . و یک جمله خوب توسعه یافته از توازن و یک قدرت غریزه جنگیدن دارند . در ادامه اصطلاحات برای توضیح دادن اسبها با سن های متفاوت استفاده شده اند …


عتیقه زیرخاکی گنج