• بازدید : 18 views
  • بدون نظر

قیمت : ۸۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۳۷    کد محصول : ۱۸۶۷۱    حجم فایل : ۸۵۳ کیلوبایت   

دانلود word کمک پایان نامه بررسي عوامل موجه فشارهاي عصبي و نقش فشارهاي عصبي در كارآيي مديران را برای شما دوستان در فروشگاه فایل طلایی قرار داده ام.

مقدمه

در فصل اول اين تحقيق به كليات مربوط به موضوع پرداخته شده و بيان موضوع تحقيق ، اهميت موضوع و هدف و محدوديتهاي تحقيق از جمله بخشهاي مشمول در اين فصل مي‌باشند.

تحقيقات انجام شده بر اين نكته تأكيد دارند كه استرس عكس‌العمل افراد در مقابل عوامل ايجاد كننده فشار عصبي مي‌باشد. علل زيادي براي فشارهاي عصبي نام برده شده است كه برخي از اين علل را مي‌توان در سازمانها و برخي ديگر را نيز در محيط اجتماع و خانواده يافت. در اين تحقيق سعي گرديده است ابتدا برخي از علل ذكر شده براي فشارهاي عصبي كه ريشه در كهيط سازماني و محيط اجتماع و خانواده دارند بيان بررسي گردد و سپس اين عوامل در ايجاد فشارهاي عصبي در مديران شركت ماشين‌سازي اراك پرداخته شود.

فشارهاي عصبي داراي عوارض و اثرات بسياري مي‌باشند. تحقيقاتي نيز در زمينه اثرات فشارهاي عصبي بر روي اعضاء سازمانها انجام گرفته است و برخي از اين تحقيقات نيز اين اثرات را دسته‌بندي كرده‌اند. در اين تحقيق نيز پس از بررسيهاي انجام شده اثرات اين فشارها بر روي كارآيي مديران مورد بررسي قرار گرفته است و به اين نكته پرداخته شده است كه اين فشارها تا چه حد عملكرد مديران شركت را تحت تأثيرقرار مي‌دهند.

نكته قابل توجه ديگر اين است كه تحقيق پيرامون فشارهاي عصبي نيز مانند بسياري از تحقيقات ديگر با محدوديتهايي روبرو بوده است. از جمله مهمترين اين محدوديتها نيز مي‌توان از عدم همكاري برخي از مديران در پركردن پرسشنامه‌هاي تحقيق، ندادن اطلاعات كافي در زمينه موضع تحقيق توسط مسئولين برخي از واحدها و كمبود منابع و مآخذ جديد درباره موضوع در داخل كشور را نام برد كه در اين فصل به بيان تفصيلي هر يك از موارد فوق پرداخته خواهد شد.

اهداف تحقيق

در صورتي كه افراد عوارض فشارهاي عصبي را بشناسند و خصوصيات رفتاري افرادي كه تحت تأثير اين فشارها قرار مي‌گيرند را بدانند يا بكار گرفتن راه حلهايي مي‌توانند خود را با اين فشارها تطبيق داده و آن را به حد بهينه برسانند. پس اولين و مهمترين هدف اين تحقيق ارائه راههايي براي بهينه كردن فشارهاي عصبي در شركت مي‌باشد. بدين معني كه محقق از تجزيه و تحليل پاسخهاي داده شده به پرسشنامه‌ها پيشنهاداتي در رابطه با اين مسئله كه بر اساس نتيجه تحقيق و مطالعه تئوريكي موضوع مي‌باشد ارائه خواهد داد. نتيجه اين تحقيق علاوه بر اينكه مي‌تواند به مديران شركت در اين زمينه كمك نمايد همچنين مي‌تواند مورد استفاده مديران ساير واحدهاي صنعتي نيز قرار گيرد.

دومين هدف محقق از اين تحقيق اين است كه با توجه به جددي بودن موضوع و تحقيقات كمي كه در اين زمينه انجام گرفته پر كردن خلاء تحقيقاتي در اين زمينه مي‌باشد. فشارهاي عصبي و عوارض آن مخصوصاً عوارض عملكردي و سازماني آن كمتر در كشور مورد تحقيق قرار گرفته است و اين در حالي است كه در كشورهاي صنعتي پيشرفته توجه بسياري به آن شده است.

علاوه بر اهداف كلي فوق محقق از طريق اين تحقيق به دنبال اهداف تخصصي و جزئي‌تر مي‌باشد كه اين اهداف در قالب فرضيات چهارگانه‌اي كه ذيلاً توضيح داده مي‌شوند جاي مي‌گيرند.

فرضيه اول تحقيق عبارت از اين است كه عوامل محيطي باعث افزايش فشار عصبي در مديران مي‌گردد. البته بايستي توجه كرد كه منظور از عوامل محيطي تعدادي از عوامل خاص مي‌باشد كه در پرسشنامه گنجانده شده‌اند و در قسمت تعريف واژه بطور روشنتري بيان خواهند شد.

لازم به ذكر است كه منظور از محيط عبارت از محيط بيرون سازمان بوده و شامل محيط خانواده و محيطهاي اجتماعي و فرهنگي مي‌گردد.

دومين هدف تخصصي اين تحقيق رد يا تأييد فرضيه ديگري تحت عنوان «عوامل سازماني منجر به افزايش فشار عصبي در مديران مي‌گردند» مي‌باشد اين فرضيه نيز با توجه به نتيجه مطالعات انجام شده برخي از محققين رفتار سازماني انتخاب گرديده است. مطالعات انجام شده در كشورهاي پيشرفته نشان مي‌دهد كه عوامل سازماني منجر به ايجاد فشارهاي عصبي در مديران سازمانها مي‌گردد. اين عوامل شامل مواردي از قبيل فشردگي كار، نبود امكانات كافي، ترس از شكست و درگيري با رئيس و همكاران و يا كارفرما و غيره مي‌باشند كه به نوبه خود ممكن است ايجاد استرس نمايند. به عنوان مثال هنگامي كه افرادي بي‌كفايت و نالايق در پستهاي مهم قرار مي‌گيرند و قدرت اعمال مي‌كنند اين امر ممكن است براي افراد ديگر فشارزايي عصبي باشد. همچنين هنگامي كه زيردستان شايستگي كافي نداشته باشند و كارهاي اشتباه زيادي انجام دهند اين مسئله مي‌تواند براي مديران مافوق آنها فشارزا باشد. بنابراين لازم است اين موارد بطور دقيق‌تر مورد بررسي قرار گيرند. بطور كلي عوامل سازماني به دو بخش  عوامل شغلي سازمان و عوامل مربوط به خود سازمان تقسيم مي‌شوند بحث بيشتر در اين زمينه در قسمت تعريف واژه‌ها ارائه خواهد شد.

سومين هدف علمي اين تحقيق نيز به ارتباط عملكرد مديران ومسئله فشارهاي عصبي مربوط مي‌شود. بدين معني كه تحقيقاتي كه تاكنون در اين زمينه انجام شده ادعا كرده‌اند كه استرس شديد عملكرد سطح پايين را به دنبال خواهد داشت و افرادي ه بيشتر تحت تأثير فشارهاي عصبي شديد قرار دارند فعاليتهاي آنها و تصميم‌گيري درست و دقت كاري آنها در سطح پايين‌تر از افرادي است كه ميزان فشارهاي عصبي در آنها متعادل مي‌باشد. بنابراين محقق مي‌خواهد در اين تحقيق به اين مطلب نيز پي ببرد كه آيا فشار عصبي شديد در مديران ماشين سازي اراك نيز كيفيت عملكرد آنها را كاهش مي‌دهد؟

چهارمين هدفي كه اين تحقيق دنبال مي‌كند نيز رد و يا قبول اين فرضيه است كه «فشار عصبي كم باعث كاهش عملكرد مديران مي‌گردد.»

فهرست مطالب:

فصل اول : كليات

مقدمه

تعريف موضوع

فرضيات تحقيق

اهميت موضوع

اهداف تحقيق

قلمرو تحقيق

تعريف واژه‌هاي عملياتي

محدوديتهاي تحقيق

فصل دوم : مباني تئوريك و پيشينة پژوهش

تاريخچه تحقيق پيرامون فشار عصبي

فشار عصبي چيست؟

اجتناب‌ناپذير بودن فشار عصبي

مراحل فشار عصبي

مدلي براي تحليل فشار عصبي

منابع فشار عصبي

       1-عوامل طبيعي

  1. محيط خانواده
  2. محيط اجتماع

     2- عوامل سازماني

                        2-1) عوامل مربوط به خود سازمان

                                    2-1-1) ساختار سازماني

                                    2-1-2) جو سازماني

                                    2-1-3) محيط فيزيكي

                                    2-1-4 ) تضادهاي صف و ستاد

                        2-2) عوامل مربوط به شغل

                                    2-2-1) ابهام نقش

                                    2-2-2 ) افراط نقش (كمي و كيفي)

                                    2-2-3 ) تفريط نقش

                                    2-2-4) تعارض نقش

                                    2-2-5) روابط بين افراد

                                    2-2-6 ) فزوني اطلاعات

                                    2-2-7 ) نكات مربوط به مسير ترقي

                                    2-2-8 ) تحرك جغرافيايي

                                    2-2-9 ) مشاغل مديريتي

                                    2-2-10) انتظارات نقش

                                    2-2-11) مسئوليت براي ديگران

                                    2-2-12) ادراك عصبي

عوامل مؤثر در تعديل فشارهاي عصبي

  1. ادراك
  2. اختلافات فردي
  3. ارزشها
  4. شخصيت
  5. حمايت اجتماعي
  6. تجربه شخصي

نتايج فشارهاي عصبي

                 1- نتايج رفتاري

  1. عملكرد
  2. غيبت
  3. رضايت شغلي
  4. تصميم‌گيري
  5. انحرافات اجتماعي

    2- نتايج جسمي و فيزيولوژيكي

                        2-1) بيماريهاي قلبي و عروقي

                        2-2) بيماريهاي دستگاه گوارش

                        2-3) بيماريهاي پوست

                        2-4) رابطه فشار عصبي با سيستم دفاع ايمني

                        2-5) سرطان

                        2-6) سردردها و فشار عصبي

۳- نتايج و عوارض رواني فشارهاي عصبي

                        3-1) اضطراب

                        3-2) ناكامي

                        3-3) افسردگي

فصل سوم : فرايند تحقيق

روش تحقيق

روش جمع‌آوري اطلاعات

پرسشنامه‌هاي تحقيق

جامعه آماري

روشها و فنون آماري مورد استفاده

تكنيك همبستگي

تحليل واريانس

 

  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر

در اینج فایلی برای شما گذاشته ام که  تاثير هوش هيجاني بر سلامت رواني و موفقيت تحصيلي از دبيرستان به دانشگاه را برای شما باز می کند. اطلاعات بسیار خوبی درانتقال از دبيرستان به دانشگاه براي بسياري از دانشجويان موقعيتي استرس زا می باشد. نمونه هايي از اين استراس زاها عبارتند از: تغيير در ساختار، روابط با والدين و خانواده مخصوصا جدايي آنها، برقراري روابط جديد، يادگيري عادت هاي درس براي محيط تحصيلي جديد، پذيرش و تمرين استقلال بعنوان يك بزرگسال. آمادگي ها و توانمندي هاي فرد براي مقابله با اين عوامل استرس زا همواره مورد توجه پژوهشگران، متخصصان بهداشت و سلامت رواني، روانشناسان باليني و متوليان امور آموزش و تربيتي بوده است. دوستانی که علاقه به مطالعه پیرامون این موضوع دارنداین پایان نامه کمک زیادی به آنها می کند.امیدوارم مفید فایده واقع شود.

  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل مواردزیر است:

بدون شك با ارزش¬ترين و اساسي¬ترين ويژگي موجودات، سلامتي يا سالم بودن آنهاست. تمامي موجودات اعم از جاندار و غير جاندار تنها درصورت سالم بودن مي¬توانند كارایی¬هایي كه بنابر ويژگي¬هاي موجوديتشان برايشان تعريف شده را بطور كامل بروز دهند و مسلما در صورت به مخاطره افتادن وضعيت سلامتشان، به همان نسبت از كارایي آنها كاسته مي¬شود. با كمي تعمق در ويژگي¬هاي ساختاري و عملكردي ساده¬¬ترين موجودات تا پيچيده¬ترين آنها، مي¬توان دريافت كه بارزترين ويژگي مشترك، همانا هماهنگي و نظم است. بنابراين هرگونه عاملي كه باعث آسيب به ساختار و عملكرد يك مجموعه ملكولي يا سلولي-  ملكولي منظم و هماهنگ شود، مي¬تواند بسيار حائز اهميت باشد.
با توجه به شيوه زندگي افراد در اين روزگار، ضرورت تأمل و تحقيق در باب ظرائف سالم بودن و مهم¬تر از آن سالم زيستن بويژه در كشورهاي در حال توسعه و فقير، بسيار احساس مي¬شود. بطور كلي عوامل متعددي مي¬توانند مخل سلامتي شوند و در مبحث مذكور دخيل باشند، اما در ميان آنها عواملي وجود دارند كه شايد در ظاهر قابل توجه نباشند و سهل انگاشته شوند ولي با مرور زمان آثار جبران ناپذيری كه مي¬توانند برگشت ناپذير هم باشند، هويدا مي¬گردد. از  جمله اين موارد مي¬توان به فشارهاي عصبي و اضطراب اشاره كرد كه به دليل فعاليت مداوم و نامتناسب اعصاب، منجر به آزاد سازي واسطه¬های بيوشيميایي خاص خود در بدن شده و بر حسب نوع، شدت يا زمان اينگونه فشارها، آثار نامطلوب آنها برروز پيدا مي¬كند.
بدين ترتيب بررسي جوامع مختلف انساني از جنبه¬هاي گوناگون (شغل، جنسيت، جغرافيا) و همينطور ويژگي¬هاي فشار عصبي كه بر آن جوامع در حال وارد شدن است، مي¬تواند در تعيين بروز ناهنجاري و عوارض ناشي از اين فشارها بسيار سودمند واقع شود. يكي از اين جوامع دانشجويان هستند كه اغلب در آينده صاحبان مشاغل متفاوت تخصصي خواهند بود. بنابراين بررسي و تفحص در مورد ارتباط ميان استرس روزانه دانشجويان با سلامتي آنها نه تنها خالي از لطف نخواهد بود، بلكه بسيار هم واجب به نظر مي¬رسد.
هنگامي كه در رابطه با سلامتي يك دانشجو صحبت مي¬كنيم و با خودمي¬انديشيم كه كدام يك از ابعاد سلامتي يك دانشجو مي¬تواند بيشتر حائز اهميت باشد، اولين گزينه، سلامتي و آرامش ذهن و روان به نظر مي¬رسد. از سوي ديگر اولين عاملي هم كه قادر است اين سلامتي و آرامش فرد را بر هم زند، استرس است. استرس ضمن تاثيرات نامطلوب بر جسم، ناراحتي¬ها و پريشاني¬های متفاوت شخص را تشديد مي¬كند.
به بيان روشن تر افرادي مانند دانشجويان كه فعاليت مغزي و فكري آنها نسبت به ساير افراد بالاتر است هم به فضاي ذهني آرام نياز دارند و هم به جسمي سالم تا توانايي¬هاي ذهني خود را تقويت نمايند. لذا اهميت بررسي عوامل برهم زننده اينگونه تعادلات بسيار بالاست. 
پژوهش حاضر در راستاي يافتن ارتباط معني دار ميان استرس روزانه و سلامت دانشجويان انجام شده است تا ضمن مشخص شدن اهميت اين رابطه، ماهيت يكي از ناهنجاري¬هاي رواني و تاثيرات آن تا حدي مشخص¬ترگردد.

بیان مسأله
استرس رواني كه برحسب شرايط اجتماعي ناگوار، رويدادهاي ناخوشايند يا گرفتاري¬هاي روزمره ارزيابي مي¬شود،‌ با انواع مسائل تندرستي ارتباط دارد (لازاروس ۱۹۸۵، ۱۹۹۱).
در واقع مسأله مهم همين شناسایي عوامل استرس زا و روش¬هاي مقابله با آنهاست. استرس مي¬تواند منجر به مشكلات جسماني گرددكه به طور مشخص مي¬توان از افزايش  فشار خون، بيماري هاي قلبي و عروقي، اختلال در سيستم ايمني بدن و مشكلات جدي گوارشي نام برد.
در راستاي شناسايي عوامل استرس زا مسائل مختلفي را مي¬توان شناسايي نمود كه هر يك از اهميت خاصي برخوردارند و بر حسب شرايط زماني،‌ فرهنگي، جغرافيايي، اجتماعي و … متفاوت هستند. به عنوان نمونه مي¬توان به پاره¬اي از اين عوامل به ترتيب زير اشاره نمود.
 انطباق با محيط جديد اجتماعي براي تازه واردها: بدون شك  ورود به دانشگاه يكي از تغييرات اساسي در زندگي اجتماعي يك انسان تحصيلكرده است كه در بدو ورود مانند هر ورود ديگري به فضایيناآشنا،
مي¬تواند اضطراب¬ها و استرس¬هاي خاص خود را داشته باشد، به عنوان مثال،مي¬توان از تطابق با مقررات، حضور همكاراني با جنسيت متفاوت، انجام امور اداري و به طور كلي برخورد با سطحي جدي¬تر از سطوح پيشين آموزشي و اجتماعي شخص نام برد. 
 سكونت و امرار معاش دانشجويان غير بومي:  فردي كه محل زندگي خودرا به قصد ادامه تحصيل ترك مي¬كند و به مكاني كاملاً جديد و ناشناس مهاجرت مي¬كند، بي هيچ ترديدي نياز به فراهم¬كردن حداقل شرايط گذران زندگي براي خود دارد و در اين راستا دغدغه¬هايي چون تهيه مسكن و مكاني براي اقامت، تهيه مخارج زندگي و شهريه و كلاً رويارويي با تمام  مشكلات يك زندگي مستقل را تجربه خواهد كرد. 
 نوع رابطه  با اساتيد و ساير دانشجويان:  اين عامل مي¬تواند بيشتر افراد غير بومي را تحت تاثير قرار دهد و بيشتر به شكل معضلي جدي درآید.
عدم علاقه به رشته تحصيلي:  در برخي موارد مشاهده مي¬شود كه دانشجويي به علت عدم وجود ايده درست هنگام انتخاب رشته تحصيلي خود به مرور زمان در دوره دانشجویي متوجه بی¬علاقگی خود و تفاوت عمده ماهيت رشته تحصيلي¬اش با ايده¬آل هايي كه از آن  متصور بوده است، خواهد شد. در اين هنگام در صورتي كه دانشجو خودرا به هر دليلي موظف به ادامه تحصيل در آن رشته بداند، به طور قطع فشارهاي رواني متعددي را متحمل خواهد شد.
امتحانات و انواع آزمون¬هاي تعريف شده در دوران دانشجویي.
 دغدغه يافتن شغل مناسب  و دلخواه پس از فراغت از تحصيل.
استرس¬هاي روزمره: اينگونه استرس¬ها هر چند ضعيف به نظر
مي¬رسند اما به دليل تعداد بالايشان در طول روز به طور قطع تاثيرگذار خواهند بود. به عنوان نمونه، اتفاقاتي مانند تاخير در خروج از منزل به منظور حضور در كلاس درس مي¬تواند باعث استرس و در نتيجه ترشح بيش از حد اسيد معده گردد كه در صورت تداوم مي¬تواند منجر به نوعي ناراحتي گوارشي مزمن با نام گاستريت   گردد.
تمام عوامل مذكور به نوعي مربوط و منوط به دانشجو بودن فرد هستند اما به طور مشخص دانشجوها هم مانند تمام انسان¬هاي ديگر مي-توانند قرباني عوامل استرس¬زاي كلي¬تري باشند كه در اصل در زمرۀ آسيب¬هاي جدي و شديد طبقه بندي خواهند شد. اينگونه آسيب¬ها مي¬تواند منجر به استرس پس از آسيب (PTSD)  گردد كه بعداً به آن اشاره خواهد شد. اين آسيب¬ها مي¬توانند ضربات شديد فيزيكي يا رواني باشند كه ممكن است حتي در كودكي يك شخص رخ داده باشند ولي آثار استرسي-اش هرگز از بين نرود.
بدين ترتيب مسأله مورد بررسي در پژوهش از اين قرار است كه ارتباط بين استرس¬هاي وارده بر دانشجويان و سلامت عمومي آنها را مورد بررسي قرار داده تا بتوان با كم¬كردن هرچه بيشتر فشارهاي رواني، سلامتي عمومي اين گروه را افزايش داد.

اهميت و ضرورت پژوهش
به¬طور كلي بررسي و تحقيق در رابطه با يك ناهنجاري از جوانب مختلف مي¬تواند داراي اهميت باشد و بدون شك نتيجه آن در تعيين ماهيت يك ناهنجاري و ارتباط آن با علل اجتماعي بسيار موثر خواهد بود.
در پژوهش حاضر قابليت يافتن ايده¬اي واقع بينانه¬تر در رابطه با اهميت حفظ سلامتي دانشجويان و نقش آن در يك جامعه، مطرح است.
همان¬طور كه پيش از اين نیز اشاره شد هر عضوي از يك مجموعه پويا در صورت سلامتي كامل مي¬تواند بالاترين كارایي را داشته باشد. در اين ميان  دانشجويان به علت داشتن نقش¬هاي زير مي¬توانند يكي از مهمترين اركان يك جامعه باشند و بطور خاص مورد توجه قرار گيرند.
 نيروهاي متخصص بالقوه جامعه: دانشگاه به عنوان محل آموزش عالي و تربيت نيروهاي متخصص در رشته¬ها و گرايش¬هاي گوناگون  همواره محل پرورش افرادي بوده است كه مي¬توانند سرنوشت يك جامعه را رقم بزنند. به¬خصوص در اين روزگار كه بشر به علت  پيچيده¬تر شدن روش زندگي¬اش، ‌بسيار بيشتر از سابق به تخصص و مشاغل تخصصي نيازمند است و در نتیجه كارآمدي نيروهاي متخصص هر جامعه مي¬تواند از ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي،‌ سياسي، نظامي، علمي و … اهميت داشته باشد.
 آموزگاران و  اساتيد دانشجويان آينده: بديهي است كه دانش تخصصي بايد توسط فرد متخصص تدريس و منتقل شود. اين موضوع از دو جنبه كلي قابل توجه است: اول، مهارت در شيوه انتقال اطلاعات که بخشي ذاتي و بخشي اكتسابي است.‌ دوم، داشتن معلومات كافي. هر عاملي كه در اين دو شرط اساسي اختلال ايجاد نمايد، مي¬تواند منشاء بسياري ناهنجاري¬ها در نسل¬هاي آينده افراد متخصص جامعه باشد.
 كانون¬هاي مورد توجه  افراد جامعه در شرايط خاص: دانشجويان هميشه در جامعه از احترام خاصي برخوردار بوده¬اند و هميشه از آنها به عنوان رهروان راهي پر مشقت و افراد برجسته ياد مي¬شود. به همين دليل پر بيراه نخواهد بود، اگر ادعا كنیم در بعضي شرايط دانشجويان مي¬توانند الگوي كليدي براي ساير افراد جامعه باشند و پيام رسان ارزش-هاي گوناگون براي آنها. به نظر مي¬رسد بررسي نقش استرس در زندگي روزمره دانشجويان  به عنوان عاملي آسيب¬زا كه هم  از لحاظ رواني و هم از لحاظ جسمي مي¬تواند زيان¬آور باشد،‌ اقدامي ضروري است؛ چرا كه برخورداري از هر دو نوع سلامتي براي دانشجويان امري اجتناب ناپذير محسوب مي¬گردد و چه بسا نسبت به ساير اقشار جامعه در اين راستا آسيب پذيري بيشتري نيز از خود نشان دهند. 
ضرورت ديگري كه مي¬توان براي بررسي اين مقوله متصور بود، بيشتر جدي¬گرفتن نقش استرس است. خيلي از افراد از جمله مبتلایان به استرس در برخي موارد آن را جدي نگرفته و حتي براي آنها به صورت عادت در مي¬آيد. بدين ترتيب  با بررسي نقش و ميزان اثر استرس بر سلامتي، مي¬توان با كسب اطلاعات بيشتر از ميزان آثار آن، مسؤولان را به ضرورت چاره انديشي جدي¬تر در اين زمينه آگاه نمود و همچنين دانشجويان را نسبت به اهميت رويارویي با مسائل مختلف زندگي آماده نمود تا بيشتر آن را جدي بگيرند.
 
اهداف پژوهش 
ويليام پری (۱۹۷۰-۱۹۸۱) در تحقيقی مشهور‌، در پايان هر چهار سال دوره كالج با دانشجويان مصاحبه كرد و از آنها پرسيد در سال گذشته « چه چيزي براي شما برجسته بود؟» پاسخ¬ها نشان دادند كه وقتي دانشجويان با دشواري¬هاي زندگي دانشگاهي مواجه شده و به نقش¬هاي بزرگسالي نزديك¬تر مي¬شوند، ديدگاه¬هاي شناختي آنها تغيير مي¬كرد ( برك ، ۲۰۰۱، سيد محمدي، ۱۳۸۵).
در واقع دشواري¬هاي زندگي مي¬تواند طرز فكر و ديدگاه هر انساني را در مقاطع مختلف زندگي تحت تاثير قرار دهد. امااصطلاح « دشواري¬هاي زندگي » را شايد به نوعي مي¬توان هم ارز استرس دانست؛ اما لزوماً نفس دشواري¬هاي زندگي به خودي خود به معني استرس نيست. در واقع استرس يك گزينه و انتخاب شخصی است؛ آن هم انتخاب خود ما. هنگامي¬كه می¬پرسيم چرا اين اتفاق براي من افتاده است؟ احساس مي كنيم هيچ كنترلي بر اوضاع نداریم و اين پرسش تفكري قرباني¬گرايانه را در ما بوجود مي¬آورد كه فوق¬العاده استرس زااست. حتي درمواردي كه ما واقعأ قرباني هستيم و احساساتمان درست هستند، تفکر “چرا من؟” تنها به استرس¬هايمان مي¬افزايد و دردي را دوا نمي¬كند (ميلر ، ۲۰۰۴، رفيعي، ۱۳۸۵). 
در واقع نوع و ميزان اثر عامل استرس زا و آثار آن بر سلامت دانشجويان و نحوه روبرو شدن با آن همگي موضوعاتي هستند كه در صورت بررسي صحيح و كارشناسانه مي¬توانند در نهايت به دستيابي ديدگاه¬هاي شناختي واقع بينانه¬تر دانشجو در شرايط سخت منجر شود. در پژوهش حاضر، هدف اصلي يافتن رابطه معني دار بين استرس دانشجويان و سلامتي عمومی آنها است كه مي¬تواند 
زمينه¬ساز پژوهش¬هاي متعدد ديگري در راستاي شناسائي عوامل استرس زا از نظر دانشجويان، چگونگي راههاي برطرف كردن عوامل استرس زا و در كل افزايش بازدهي دانشجويان در دوران دانشجویي و در آينده هنگام فعاليت هاي حرفه¬اي باشد.
در صورت اثبات وجود رابطه معني دار بين استرس و سلامتي عمومی دانشجويان مي¬توان با تدابير مناسب افرادي كاراتر را براي جامعه متخصص تربيت كرده كه شايد يكي از بارزترين ويژگي¬هايشان مديريت صحيح بحران و فعاليت و بازدهي بيشتر باشد.

پرسش پژوهش 
آيا ميان استرس¬هاي روزانه دانشجويان و سلامت عمومی آنها رابطه معني داري وجود دارد؟ 

 فرضيه پژوهش 
بين استرس¬هاي روزانه دانشجويان و سلامت عمومی آنها رابطه معني داري وجود دارد.

متغيرهاي پژوهش 
متغير مستقل: ‌استرس¬های روزانه 
متغير وابسته:‌ سلامتي عمومی

تعريف اصطلاحات و مفاهيم پژوهش 
استرس : استرس شرايطي است كه در نتيجه تعامل ميان افراد و محيط بوجود مي¬آيد و موجب ايجاد ناهماهنگي (چه واقعي و چه غير واقعي) میان ملزومات يك موقعيت و منابع زيستي،‌ رواني و اجتماعي فرد مي¬شود (سارفینو ، ۲۰۰۲، ميرزايي،‌۱۳۸۴). 
استرس روزانه : بنابر تعريف بالا استرسي است كه در طول يك روز به شخص وارد مي¬شود كه مي¬تواند مكرر يا پراكنده باشد (سارفینو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ‌۱۳۸۴).
سلامت عمومي  :  وضعيت صحت جسماني، رواني و اجتماعي مثبت و نبود بيماري و آسيب كه با گذشت زمان، در طول طيف مشخصي تفاوت مي¬كند (سارافينو). طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني، سلامتي، آرامش جسمي، ذهني و اجتماعي بوده و تنها به عدم وجود بيماري و ضعف و سستي مربوط نمي¬شود (برك، ۲۰۰۳، سيد محمدي،‌ ۱۳۸۵).
سلامتي روان  : وضعيت هماهنگ و صحيح رواني و نبود بيماري و ناهنجاري كه با گذشت زمان و در طول طيف مشخصي تفاوت مي¬كند (سارفینو، ۲۰۰۲، ميرزايي، ‌۱۳۸۴).
 
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سلامتي طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني عبارت است از حالت رفاه كامل جسمي ، رواني و اجتماعي و نه فقط نبود بيماري و ناتواني.
بنابراين به كسي فردسالم گفته مي شود كه نه تنها رشد كافي ، وزن مناسب و تغذيه صحيح داشته باشد و از لحاظ جمعي بيماري نداشته باشد بلكه داراي رفتار و فكر سالم نيز باشد . سلامت رواني مانند سلامت جسمي ، صرفاً به معناي نبودن مشكلات و بيماري نيست بلكه سلامت روان هم حالات عالطفي و هم شرايط ذهني يعني هم احساسات و هم افكار شما را در بر مي گيرد.
موضوع سلامتي از بدو پيدايش بشر و در قرون و اعصار متمادي ، مطرح بوده است اما هر گاه از آن سخني به ميان آمده عموماً بعد جسمي آن مد نظر قرار گرفته و كمتر به ساير ابعاد سلامتي ، به خصوص بعد رواني آن توجه شده است .
گرچه طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني سه بعد سلامتي با يكديگر تعامل دارند و با مرز مشخصي نمي توان اين ابعاد را از يكديگر تفكيك نمود ولي معمولاً شاخص هايي براي سلامت جسمي و حتي رفاه اجتماعي در بسياري از كشورها وجوددارد كه هر چند يكبار مورد بررسي و تجديد نظر قرار مي گيرد ، اما د رمورد سلامت رواني ، پيچيدگي و مشكل تعريف و ارزيابي آن غالباً منجر به غفلت و ناديده انگاشتن اين مهم شده است . تعريف سلامت روان
سلامت رواني ، همان طوري كه اشاره شد ، مانند سلامت جسمي ، صرفاً به معناي نبودن مشكلات يا بيماري نيست . سلامت رواني هم حالات عاطفي و هم شرايط ذهني ، يعني هم احساسات و هم افكار شما را در بر مي گيرد . سلامت عاطفي معمولاً به احساسات و زير و بم هاي روحيه افراد اشاره مي كند . شما ممكن است احساس كنيد كه غمگين ، شاد ، نگران ، هيجان زده شكست خورده ، يا در اوج كاميابي هستيد .
افراد برخوردار از سلامت عاطفي با احساسات و حالات دروني خود در تماس هستند و مي توانند به وجود آنها اذعان كنند يا آنها را بروز دهند .
بنابراین سلامت رواني ، توانايي شما را  دردرك واقعيت ها ، همان گونه كه هست و پاسخ دادن به چالش هاي آن  و در پيش گرفتن تدابير و شيوه هاي خردمندانه براي زندگي كردن، توصيف مي كند .
فرد برخوردار از سلامت رواني بر آن نيست كه ار فشارهاي زندگي بپرهيزد بلكه مي كوشد با واكنش هاي خود نسبت به اين عوامل ، آنها را بشناسد بپذيرد و بر آنها چيره شود  به طوري كه امكان تداوم زندگي وجود داشته باشد .
ملاك هاي سلامت روان

براي تشخيص سلامت روان نيز مانند تشخيص سلامت جسم ، معيارهايي وجود دارند . ملاك هاي سلامت روان عبارتند از :
۱ . توانايي انجام وظيفه و اجراي مسئوليت هاي شخصي ،
۲ . توانايي برقراري رابطه با ديگران ؛
۳ . برداشت هاي واقع بينانه از انگيزه هاي ديگران ؛
۴ . تفكر منطقي و خردمندانه ؛
۵ . تلاش در جهت سلامتي ؛
۶ . انعطاف پذيري و قدرت تطابق با شرايط گوناگون ؛
۷ . معني دادن به زندگي ؛
۸ . درك اين نكته كه خود فرد مركز جهان نيست ؛
۹ . عشق و محبت نسبت به  ديگران
۱۰ . داشتن توانايي كمك به ديگران يا ارتباط برقرار كردن با آنان ، به دور از خودخواهي ؛
۱۱ . داشتن احساس رضايت بيشتر در روابط نزديك با ديگران ؛
۱۲ . حس تسلط بر ذهن و جسم كه فرد را قادر مي سازد براي ارتقاي سلامت خود شيوه هاي مناسب برگزيند وتصميم هاي مقتضي اتخاذ كند .
مفهوم بلوغ و اهميت شناخت آن:
مفهوم بلوغ:
بلوغ از نظر لغوي در فرهنگ فارسي به معني « رسيدن » ، « رسيدن به سن رشد » ، مرد شدن » ، « زن شدن » و « رسيدگي و پختگي به حد كمال رسيدن » آمده است .
بلوغ يك دوره بحراني است كه در دوره نوجواني اتفاق مي افتد . اين دوره ، منشأ تغييرات زيادي در وجود شما است و موجب مي شود كه شما به گونه اي متفاوت ، رفتار و احساس كنيد ؛نگاه شما نسبت به جهان تغيير مي كند و گاه دچار تشويق و نگراني مي شويد ، تصميم گيري برايتان مشكل مي شود كه اين عامل موجب بروز مشكلاتي در برخورد شما با خانواده و جامعه مي شود . بلوغ گذار از مرحله كودكي به بزرگسالي و زمان اكتساب قدرت جنسي است .
اگر شما مشكلات و مسايل بلوغ را در محيطي سرشار از تفاهم و صميميت با كمك پدر و مادرتان بشناسيد ، اين دوره را به طور طبيعي و بدون ناراحتي پشت سر مي گذاريد .
بدين ترتيب شما با نشاط و سلامتي پا به عرصه زندگي بزرگسالي مي گذاريد و از نيرو و توان بالاي دوران نوجواني بهره مضاعف خواهيد برد .
اهميت شناخت بلوغ:

بلوغ يكي از حياتي ترين مراحل زندگي انسان است . اين مرحله ، زمان تغيير سريع رشد و نمو تغييرات سريع اجتماعي است . در حال حاضر بخش قابل توجهي از جمعيت كشور را نوجوانان تشكيل مي دهند . به همين دليل پرداختن به مسايل نوجوانان در دوره بلوغ از اهميت ويژه اي برخوردار است .دلايل ديگري كه اهميت اين مسأله را افزايش مي دهد ، عبارتند از :
۱ . زيربناي زندگي بزرگسالي فرد در دروه بلوغ پي ريزي مي شود . ممكن است ، مشكلات مختلف جسمي ، رواني و اجتماعي مانند بيماري هاي عفوني ، ازدواج هاي ناموفق ، حاملگي هاي زودرس و پر خطر ، مرگ و مير و كودك و مشكلات رواني ناشي از آنها ، ريشه در اين دروان داشته باشند .
۲ . شما پس از ظهور علايم بلوغ كه ناگهاني و غير منتظره است ، به طور طبيعي با امري ناآشنا و بي سابقه مواجه مي شويد . شما هم احساس شادي مي كنيد و هم دچار نگراني مي شويد . اگر تا آن زمان كسي شما را در جريان تغييرات و علايم بلوغ نگذاشته باشد ، اين پديده موجب تعجب اظطراب و تشويق شما مي شود .
۳ . در حال حاضر نسبت به گذشته ، قابليت باروري در سنين پايين تري حاصل مي شود ولي سن ازدواج در حال افزايش است . در عين حال ، كاهش تأثير نفوذ خانواده ، رواج شهرنشيني مهاجرت ، جهانگردي ، وسايل ارتباط جمعي ، در مجموع تغييرات وسيعي در رفتارهاي جنسي و حاملگي نوجوانان تا حد هشدار دهنده اي در حال افزايش است كه در نهايت ، آزار جنسي ، افزايش شيوع بيماري ايدز و ساير بيماري ها را به همراه مي آورد . به علاوه ، حاملگي و زايمان دختران در سنين بلوغ و نوجواني با ميزان بالاي مرگ و مير همراه است . اين مشكل با افزايش سقط ها و ابتلا به بيماري هاي آميزشي به ويژه ايدز تشديد مي شود .
۴ . بيشتر خطراتي كه ممكن است دامن گير نسل جوان و نوجوان شود ، در فاصله چند ساله بلوغ جنسي رخ مي دهد . گاهي افراد بر اثر تحريك ، خشم يا خشونت و يا ساير تمايلات نفساني خودسرانه تصميم ناروايي اتخاذ نموده و دست به اقدام نسنجيده و عجولانه مي زنند كه نتايج زيانبار و جبران ناپذيري به دنبال دارد .
شما بايد هنجارهاي فرهنگي خود را بشناسيد و با افزايش آگاهي در اين زمينه ، راه هاي پيشگيري از ابتلا و نحوه برخورد با خطرات را به كار ببنديد .
به علاوه لازم است شما قبل از بلوغ ، اطلاعات كلي و صحيح راجع به وقايع و تغييرات جسمي و رواني بلوغ و رفتار مناسب نسبت به خود و ديگران و نحوه ابراز علاقه و محبت و دوستي هاي معقول را دريافت نماييد تا از بسياري از مشكلات و پي آمدهاي حاصل از عدم اطلاع و شناخت درست آنها ، پيشگيري شود .
بدون شك يكي از راه هاي اصلي و مهم دريافت اطلاعات ، والدين و مربيان و مشاوران مدرسه هستند . شما بايد اين حقيقت را به خوبي درك كنيد كه پدر و مادر ، دلسوزترين مشاوران شما هستند . هر چند كه برخي از والدين از اين وظيفه سرباز مي زنند و گاهي خود ، اطلاعات مناسب و كاملي از بحران هاي دروان بلوغ ندارند ولي با اين حال والدين بهترين منبع آگاه نمودن شما هستند .
بايد به خاطر داشته باشيد كه دوره بلوغ ، دوره اي با عظمت و ارزشمند است و شما مي توانيد مصون از گناه و آلودگي هاي اخلاقي باشيد ، لذا بيداري احساسات اخلاقي و ارزش هاي معنوي در شما بهترين شرايط و موقعيت را براي آموزش ايجاد مي كند تا ضمن فراگيري مسال بلوغ و نوجواني ، تمايلات معنوي شما نيز ارضا شده و در برابر انحرافات و لغزش ها ، با ايمان و مستحكم مقاومت نماييد .
تغييرات رواني ـ رفتاري شايع در دوران بلوغ

تغييرات جسمي در دوره بلوغ با وجود اين كه طبيعي و موقتي هستند و در مرحله اي تمام م شوند اما چون به قدر كافي سريع ، ناگهانی و شديد هستند ، سبب تغيير رفتار ، نگرش و شخصيت نوجوان مي شوند .
شايع ترين تغييرات رواني ـ رفتاري در دوره بلوغ عبارتند از : 
۱ . در دوران بلوغ ، شما بسيار كنجكاو مي شويد و مي خواهيد همه چيز را بدانيد.احساس آگاهي نسبت به وضعيت جسماني ، جنسيت ، هويت و ساير خصوصيات نيز در شما شكل مي گيرد .
۲. در اين دوران ، شما مي توانيد حدود استعداد ها و تواناييهاي خود را بشناسيد ؛سطح تفكر شما بسيار گسترده شده و رشد ذهني و منطقي شما بتدريج به حد كمال مي رسد ؛ اعتماد به نفس و ارزش هاي اخلاقي در شما رشد مي كند و با اطرافيان و جامعه سازگاری بيشتري مي يابيد ولي هنوز تجربه كافي نداريد .
۳. يكي از مهمترين يادگيري هاي شما در اين دوره ( از پانزده سالگي به بعد ) يادگيري ارزش هاست. شما به ارزش هاي معنوي علاقه مند شده و به اين ارزش ها بيش از ارزش هاي مادي گرايش مي يابيد . به مسائل سياسي علاقمند مي شويد و به جستجوي فلسفه زندگي مي پردازيد.
۴. از هيجانات و حالات عاطفي مختلفي كه در اين دوران بيشتر گريبانگير شما مي شود : خشم ، ترس ،حسادت و عشق به خصوص در ارتباط با جنس مخالف است . تمايل به رفتارهاي نامطلوب مثل سيگار كشيدن ، دعوا كردن ، خشونت يا گوشه گيري از ويژگي هاي   رفتاري گروهي از نوجوانان در اين دوران است .
۵. تمايل به روابط اجتماعي با ديگران و تعلق داشتن به گروه ( دوستان ،همسالان يا همكلاسان ) و پذيرش از سوي آنها براي شما بسيار مهم است . معمولاً ارتباطات اجتماعي شما به دو يا سه دوست صميمي محدود مي شود اما اين دوستي عميق تر و پا برجاتر مي گردد .
۶. از مهمترين ويژگي هاي اين دوران ، رسيدن به مرحله تفكر انتزاعي يعني عاليترين مرحله رشد فكري انسان است . شما مي توانيد مسايل را تجزيه و تحليل كنيد ، تفكر منطقي داشته و نتيجه گيري نماييد
۷. شما براي آينده خود جهت گيري و برنامه ريزي مي كنيد و به عنوان يك جوان با انديشه و متفكر به دنبال هويت و شناخت خود هستيد ، به گونه اي كه روابط شما با والدين يا سايرين از رابطه با بزرگسال تبديل مي شود .
۸ . از ويژگي هاي رواني ديگر اين دوره ، گسترش دامنه رغبت ها و تمايلات است . مواردي مانند علاقه به فعاليت هاي هنري ، ورزش ، مطالعه ، تماشاي فيلم ، شركت در مجالس دوستانه و شناختن جنس مخالف و پديد آمدن عشق هاي نوجواني خاص اين دوره است كه اگر همراه با تفكر منطقي و تصميم درست نباشد ، آينده نوجوان را به خطر انداخته و ممكن است منجر به بعضي انحرافات شود .
۹. در اين دوران ، گاهي ممكن است دچار اختلالات و مشكلات خلقي مثل افسردگي ، تمايل به انزوا و بي حوصلگي شويد كه با يكسري اقدامات موثر و راه هاي منطقي مي توان آنها را كنترل كرد .
۱۰. از مسايل رايج اين دوران ، در نوجوانان فعال شدن هورمون هاي جنسي است كه نشانه اختلال رواني نمي باشد و با رسيدن به آرامش جسمي ـ رواني از طريق ورزش ، فعاليت هاي  هنري ، برنامه هاي روزانه فعال و نگرش هاي سازنده والدين قابل كنترل است .
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

گروهي از صاحب نظران رفتار سازماني فشار رواني  را بيماري شايع قرن نامگذاري كرده‌اند شايد هم براستي دوران ما عصر فشارهاي رواني است. دوره‌اي كه در آن انسان بشر از هر زمان ديگر در معرض عوامل فشارزا  قرارگرفته و مسائل ومشكلات بيشماري از هر سو او را احاطه كرده‌ است. 
اين فشارها به طور حتم با پيچيدگي روز افزون سازمان ها و گسترش تفكيك‌ها،‌ ابزارها و ديگر ابعاد سازمان در صورت عدم برنامه ريزي صحيح و مناسب، افزايش هم مي‌يابد. 
هر چند فشار رواني به شكل‌هاي مختلفي تعريف شده است اما زمينه مشترك همه آن تعاريف اين است كه علت ايجاد فشار عصبي وجود محركي به صورت فيزيكي يا رواني است كه فرد به طريق خاصي نسبت به آن عكس‌العمل نشان مي دهد. فشار رواني داراي پيامدهايي نظير مي‌باشد اگر فشار رواني مثبت باشد ممكن است نتيجه آن فعاليت فعاليت‌جديت و انگيزش بيشتر باشد. البته آنچه بيشتر مورد توجه مي‌باشد پي‌آمدهاي منفي فشار عصبي است. همان طور كه ملاحظه‌ مي‌شود بيشترين عوامل از درون هستند. به عنوان مثال استفاده از مشروبات الكلي يكي از پي‌آمدهاي فردي فشار عصبي است در حالي كه اين مشكل از پي‌آمدهاي سازماني فشار عصبي نيز مي‌باشد زيرا ممكن است به طور مستقيم بر عملكرد سازمان اثر بگذارد هر چند دسته‌بندي پي‌آمدها تا حدودي اختياري به نظر مي‌رسد ولي بايد توجه داشت كه هر پي‌آمدي بر حسب عامل ايجاد كننده اوليه خود دسته بندي شده است. بنابرآنچه كه گفته شد پي آمدهاي فردي نتايجي هستندكه عمدتاً بر فرد اثر مي گذارند هر چند ممكن است سازمان نيز به طور مستقيم يا غير مستقيم از اين پي آمد متاثر شود ولي اين فرد است كه بهاي اصلي آن را مي‌پردازد. 
فشار رواني پي‌آمدهايي نيز دارد كه اثر مستقيم تري بر سازمان دارد يكي از اين پي‌آمدهاي واضح فشار رواني شديد كاهش عملكرد مناسب و درست است اين كاهش در مورد كارگران اجرايي به صورت كيفيت ضعيف كار، افت بهره‌وري متجلي مي‌گردد كناره‌گيري نيز مي‌تواند نتيجة فشار رواني باشد كه مهمترين آنها عبارتند از: غيبت ، استعفا و ترك كار پي آمدهايي فشار رواني كه هم بر فرد و هم بر سازمان اثر مي‌‌گذارد فرسودگي  يا تحليل رفتگي است و هنگامي بوجود مي‌ايد كه فرد احساس كند فشارهايي خيلي زياد را تحمل مي‌كند و منابع رضايت شغلي خيلي كم مي‌باشد ( الواني، ۱۳۷۱). 
فرسودگي ( بي رمقي يا تنيدگي) شغلي از جمله اختلال‌هايي است كه در سال‌هاي اخير مورد توجه روان شناسان باليني قرار گرفته است و نتايج تحقيقات نيز نشان مي دهد كه درصد قابل توجهي از افراد سازمان ‌هاي فعال از اين عارضه، دروغ هستند. به طور كلي مي‌توان فرسودگي شغلي را نوعي اختلال كه به دليل قرار گرفتن طولاني مدت در معرض فشارهاي رواني كه در وي ايجاد مي‌شود و فرد مبتلا از خستگي جسمي و هيجاني نيز فرسودگي شغلي نگرش رنج مي‌برد. براساس تحقيقات ( موس ۱۹۸۱) نتيجة فرسودگي شغلي كاهش كارايي، كاهش علاقه نسبت به كار و كاهش ظرفيت براي حفظ عملكرد مي باشد ( ساعتچي، ۱۳۷۶) 
اين روزها فرسودگي شغلي را به مثابه مشكل عمده در تنش كار تشخيص داده‌اند فرسودگي بيشتر در ميان متخصصيني شايع است كه بايستي به طور گسترده با ديگر افراد، مشتريان زير دستان و مراجعان كاري سروكار داشته باشد. در حدود ۲۰ درصد صاحبان مشاغل مديران و كارشناسان فني در آمريكا مبتلا به عارضه فرسودگي شغل هستند (هاروي ، ۱۳۷۷). 
نتيجة طبيعي فشارهاي رواني فردي براي سازمان كاهش كارايي است كاركنان كه با فشارهاي رواني داراي نرخ بالاتر تاخير، غيبت و ترك خدمت هستند كارايي آنها نيز هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي كاهش يافته و تعداد حوادث و شكايات افزايش مي‌يابد. بديهي است كه اين گونه كاركنان داراي روحية اي پايين انگيزش كم و رضايت شغلي بسيار ضعيف هستند به طور خلاصه كاركناني كه فرسودگي و استهلاك را در خود تجربه مي‌كنند هيجان قبلي را براي كار از دست داده در بسياري از موارد كار و شغل خود را رها مي‌كنند ( جزني، ۱۳۷۸) 
اين روزها موضوع فشار رواني ناشي از كار و زندگي در بيان عامه مردم متخصصان آموزشي، مددكاران، متخصصان بهداشت و ساير كساني كه مسئوليت بهزيستي مردم را به عهده دارند بسيار رايج بوده و در راس امور قرار دارد. 
پژوهشگران عمدتاً به چگونگي ايجاد فشار رواني و نحوه‌اي كه افراد از نظر فيزيولوژيكي و رواني در موقعيت‌هاي فشار زا واكنش نشان مي‌دهند توجه دارند زماني كه اين عوامل شناسايي شد سازمان ها بايد قادر به كنترل اين محرك‌هاي فشار زا باشند زيرا آنها ايجاد اضطراب و نگراني كرده نهايتاً بر هدف‌هاي كلي سازمان آسيب وارد خواهند كرد افزون بر آن شناسايي به موقع و كنترل فشار رواني ممكن است منتهي به افزايش كارايي ، خلاقيت و رضايت خاطر كاركنان گردد ( جزني، ۱۳۷۸) 
علاوه بر آنچه كه ديگران مي‌توانند براي فرد در محيط كار و خانه انجام دهند ضروري است تا هر كس كه فشار زندگي را بر خود احساس مي‌كند و در اين زمينه تجربه فردي دارد دست به كار شده و به خود كمك كند. 
سازمان‌ها و موسسات مي‌توانند سنگ زيربناي سلامتي بيشتر و بهزيستي را بنانهد، اما اين به عهدة خود افراد هست كه از اين فشارها بكاهند يا اينكه شيوه و روش فرد را تغيير دهند و از اين طريق به فرد كمك كنند و به عبارت ديگر تا زماني كه خود نقش فعالي در روند پيشگيري از ايجاد فشار و مقابله با آن به عهده نگيرد سياست‌ها و روش‌هايي كه سازمان ها در پيش مي‌گيرند بهره و نتيجه كلي در پي‌خواهد داشت. 
گروه نمونه اي كه در اين تحقيق مورد آزمون قرار گرفته اند كارمندان اداري و كارگران كارخانة ايران خودرو در شهر تهران بودند با توجه به اينكه در اين كارخانه كارگران با ماشينهاي سنگين كار مي كنند و استرس در آن ها زياد است و همچنين كارمندان اداري نيز در آن‌ها استرس زياد است و در نتيجه باعث فرسودگي شغلي مي‌شود بنابراين آنچه كه به عنوان مسئله اساسي در پژوهش حاضر مطرح است اين است كه آيا بين استرس و فرسودگي شغلي بين كارمندان اداري و كارگران كارخانة ايران خودرو ديزل رابطه معني‌داري وجود دارد يا خير؟ 
 
اهميت و ضرورت تحقيق: 
كاركنان با استرسهاي مختلفي مواجه هستند يكي از نتايج اين استرسها بروز فرسودگي شغلي در بين آنان است اين فرسودگي ناشي از عكس العمل مربوط به استرس عوارض زيادي در سازمان و خانواده و زندگي اجتماعي و فردي بر جاي مي گذارد از مهمترين آن ها مي‌توان غيبت كاركنان از كار، تاخيرهاي متوالي شكايت هاي مختلف روان تني، كشمكش و تضاد در محيط كار، تغيير شغل و در نهايت ترك خدمت را نام برد. هنگامي فرسودگي شغلي رخ مي‌دهد فقدان روز افزون واقع بيني، كاهش انرژي در ادامه فعاليت‌هاي سودمند، از دست دادن فلسفه نهايي زندگي و فقدان احساس همدردي و اختلالات روحي و جسمي ظهور پيدا مي كند براي فائق آمدن بر اين مشكلات بايد استرسهاي رواني و فرسودگي شغلي مقابله كرد. 
راهبردهاي مختلفي براي پيشگيري و درمان فرسودگي شغلي در منابع مختلف گزارش شده‌است و در اين جهت هر فردي راه و روش مقابله‌اي را انتخاب و روشهاي مقابله‌اي انتخاب شده به خود به نحوي در كاهش يا افزاش فرسودگي شغلي تاثير دارد. و با به كار بردن نتايج اين تحقيق در برنامه‌ريزيهاي آموزشي دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي در مراكز بهداشتي و درماني فراهم خواهد شد تا كسانيكه در آينده به حرفه‌اي وارد خواهند شد با استرسهاي شغلي و فرسودگي شغلي و شيوه مقابله با آن آگاه شوند. 

هدف پژوهش : 
هدف اصلي پژوهش حاضر: 
بررسي تفاوت ميان استرس و فرسودگي شغلي بين كارمندان اداري و كارگران كارخانه ايران خودرو ديزل مي‌باشد. 

فرضيه هاي پژوهش: 
۱ـ بين ميزان فرسودگي شغلي كارمندان اداري و كارگران تفاوت وجود دارد. 
۲ـ بين ميزان استرس در كارمندان اداري و كارگران تفاوت است. 
۳ـ بين استرس و فرسودگي شغلي رابطه وجود دارد. 
۴ـ بين فرسودگي شغلي و سابقه كار رابطه وجود دارد. 
 
تعاريف نظري و عملياتي متغيرها: 
تعريف نظري متغيرها 
استرس شغلي: 
روي هم جمع‌شدن عوامل يا وضعيت‌هاي مرتبط با شغل كه عمدتاً استرس زا‌ شناخته شده‌اند كنش متقابل بين شرايط كار و ويژگي‌هاي فردي شاغل به گونه‌اي است كه خواست هاي محيط كار و در نتيجه فشارهاي مرتبط با آن بيش از آن است كه فرد بتواند از عهده آنها برآيد. ( تيموري، ۱۳۸۳). 

فرسودگي شغلي: 
فريد و نبرگر ( ۱۹۷۹) اولين كسي بود كه به اين واژه به معناي امروزي آن اعتبار بخشيد وي فرسودگي شغلي را يك حالت خستگي و تحليل‌رفتگي مي داند كه از كار سخت و بدون انگيزه‌ و بي علاقه ناشي مي‌شود همچنين معتقد بود كه سندروم فرسودگي خودش را به صورت علايم مختلف نشان مي‌دهد كه اين علايم و شدت آن ها از يك شخص به شخص ديگر تفاوت دارد و معمولاً يك سال بعد از موقعيكه شخص در يك اداره يا موسسه كار مي‌كند شروع مي‌شود. ( فريدونبرگر، ۱۹۷۹). 
  • بازدید : 81 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق بررسي ميزان اضطراب در ميان زنان شاغل و خانه دار-خرید اینترنتی تحقیق بررسي ميزان اضطراب در ميان زنان شاغل و خانه دار-دانلود رایگان مقاله بررسي ميزان اضطراب در ميان زنان شاغل و خانه دار-دانلود رایگان پایان نامه بررسي ميزان اضطراب در ميان زنان شاغل و خانه دار

این فایل در ۱۵۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
بيان مساله
در اين تحقيق به بررسي ميزان اضطراب بين زنان شاغل و زنان خانه دار پرداخته مي شود و مساله اصلي اين است كه آيا اشتغال در اضطراب زنان موثر است؟ در اين رابطه محقق بر آن شد تا مروري بر نظريات روان شناسان داشته و ديدگاه آنان را با مسئله اضطراب و ميزان آن در زنان شاغل و خانه دار بررسي نمايد. 
پرسش پژوهش 
۱- آيا بين اضطراب زنان شاغل با زنان خانه دار غير شاغل تفاوت معني داري وجود دارد؟ 

فرضيه پژوهش 
۱- بين اضطراب زنان شاغل و زنان خانه دار تفاوت وجود دارد؟ 

اهداف پژوهش 
اهتمام نسبت به گسترش فرهنگ، منطقي ترين راه براي حصول به آ‌رمان ها و اهدافي است كه مي بايست بر پايه و اساس متسحكمي استوار باشد. با تكيه بر فرهنگ اصيل و درست ميتوان تعادل و توازن را در زمينه هاي كار زنان در جامعه و خانه حفظ كرد و زمينه هاي كار زنان در جامعه و خانه حفظ كرد و زمينه هاي پيشرفت زنان را در اداره امور خود فراهم آورد. با وجود تحولات عظيمي كه در جامعه ايران به وجود آ‌مده، مسلما زنان كه نيمي ازمنابع انساني بيشمار مي روند تحت تاثير اين تحولات قرار گرفته و امروزه در صد زيادي از زنان به بازار اشتغال راه يافته اند. بنابراين مي خواهيم بدانيم رابطه اضطراب در بين زنان شاغل كه عامل پيشبرد اهداف توسعه اقتصادي و اجتماعي هستند و زنان غير شاغل به چه ميزان است. آيا زنان شاغل مي توانند در محيط خانواده هم به همان نسبت زنان خانه دار موثر واقع شوند؟ در واقع هدف اصلي ما شناخت آثار و نتايج اشتغال زنان بر روي بيماري اضطراب است كار زنان چه ميزان بر اضطرابشان تاثير مي گذارد؟ 

اهميت و ضرورت پژوهش 
در طول تاريخ آنجايي كه ايسمهاي مادي و يا فرهنگ هاي غلط به اشتباه اسلامي ريشه كرد زنان همواره مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، بايد اذعان داشت كه زنان در مقام پايين مرحله انتخاب قرار گرفتند و هميشه مجبور بوده اند كه انتخابشان موكول و موخربه انتخاب شدنشان باشد و به مرور زمان اين فرهنگهاي غلط حكم بر جوامع باعث تنش هاي رفتاري و اخلاقي در زنان چه آنها در محيط خانواده بودند و چه آنها كه هم در محيط كار و هم در خانواده نقش هايي را بر عهده داشته اند شد. از آنجا كه الگو ها داراي خصيصه خط شكني و محبوبيت هستند، معرفي هر چه افزون تر آنان و خوب معرفي كردن آنان نقش فرهنگي بسيار قابل تاملي دارد. 
آگاهي به زمان امروز وقوف به زمان ، ايجاب مي كند كه در معرفي الگوها از شيوه هاي مدرن و حساب شده اي استفاده مي شود كه براي عامه مردم داراي جذابيت باشد. شناسايي و معرفي الگوهاي برتر به همان اندا زه كه انگاره هاي عاجزانه را در زنان از بين مي برد و آنان را براي رويارويي با موانع ومعضلات مهيا مي كند، در مردان نيز پنداره هاي غلطي را كه حكايت از ناتواني زنان دارد سست مي كند و يا از بين مي برد . (روزنامه همبستگي). 
در كلام نهايي بايد گفت هر چه ميزان حاشيه اي بودن زنان در جامعه كاسته مي گردد به همان نسبت بحران هويت فردي و اجتماعي اضطراب وبي اعتمادي و احساس ناتواني و … در اين قشر عظيم كاسته خواهد شد. (آلن، بيرون، ترجمه: باقر ساروخاني) 


«متغير ها» 
متغيير مستقل 
يعني متغييري كه منجر به تغيير ساير متغيير ها مي شود و پژوهشگر تاثير آن را بر متغيير ديگر مورد بررسي قرار مي دهد، در پژوهش حاضر «اضطراب» متغير مستقل است چرا كه محقق مي خواهد تاثير آن را بر زنان بررسي كند. 

 
متغيير وابسته 
متغييري است كه تحت تاثير متغيير مستقل قرار ميگيرد و بر اثر تغييرات آن متغيير مي كند. در حقيقت متغيير وابسته متغييري است كه مورد پيش بيني است. در پژوهش حاضر «شغل زنان» متغيير وابسته است . زيرا شغل زنان بسته به متغيير مستقل (اضطراب) است. 

متغيير تعديل كننده
متغيير تعديل كننده، متغييري است كه رابطه بين متغيير مستقل و وابسته را تحت تاثير قرار مي دهد. در پژوهش حاضر «شاغل و غير شاغل بودن» متغيير تعديل كننده است. 

متغيير كنترل كننده 
به متغييرهايي كه پژوهشگر با روش هايي خاص، اثر آنها را خنثي مي كند، متغير كنترل كننده است. سطح فرهنگي، تحصيلات ، سن ، موقعيت خانوادگي ، جنس 
 
«تعاريف واژه ها» 
الف : مفهومي 
۱- اضطراب : قرار گرفتن در معرض فشار رواني ممكن است واكنشهاي قابل مشاهده اي را موجب شود كه اضطراب ناميده مي شود . (شريفي ، ۱۳۷۶)
۲- زنان شاغل: به افرادي اطلاق مي شود كه علاوه بر انجام كارهاي منزل و خانه داري ، در جامعه نيز به كار اشتغال دارند (زندي پور، طيبه، ۱۳۸۳) 
۳- زنان خانه دار: به افرادي گفته مي شود كه به انجام امور منزل و خانه دا ري و مراقبت از فرزندان و تربيت ‌آنها اهتمام مي ورزند. (همان منابع) 

ب: عملياتي 
اضطراب : منظور از اضطراب در اين پژوهش نمره اي است كه افراد مورد آزمون در مقياس اضطراب كتل بدست مي ‌آورند. 
زنان شاغل :  منظور زناني هستند كه در كنار همسرشان به كار بيرون اشتغال مي‌ورزند و در آمدي دارند. 
زنان خانه دار: منظور زناني هستند كه مديريت منزل را به عهده دارند. 
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق خرید ودانلود پایان نامه مقایسه استرس و شیوه های مقابله با استرس مادران کودکان عقب مانده ذهنی خفیف و مادران کودکان بهنجار سنین ابتدائی -خرید اینترنتی تحقیق خرید ودانلود پایان نامه مقایسه استرس و شیوه های مقابله با استرس مادران کودکان عقب مانده ذهنی خفیف و مادران کودکان بهنجار سنین ابتدائی -دانلود رایگان پایان نامه خرید ودانلود پایان نامه مقایسه استرس و شیوه های مقابله با استرس مادران کودکان عقب مانده ذهنی خفیف و مادران کودکان بهنجار سنین ابتدائی 

این فایل در ۹۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق استرس در محیط کارومقابله با آن-خرید اینترنتی تحقیق استرس در محیط کارومقابله با آن-دانلود رایگان مقاله استرس در محیط کارومقابله با آن-تحقیق استرس در محیط کارومقابله با آن
این فایل در ۱۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
استرس، فی نفسه خطرناك نیست، هر كس در زندگی اهداف، فعالیت ها و فراز و نشیب هایی دارد. اما وقتی اینها از حد بگذرند، خطرآفرین می شوند. شما می توانید استرس غیرقابل كنترل را تشخیص دهید و از راه‌های رفع آن مطلع شوید.

  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق استرس-خرید اینترنتی تحقیق استرس-دانلود رایگان مقاله استرس-تحقیق استرس
این فایل در ۵۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

استرس یک حقیقت زندگی روزمره بوده که هیچ کس نمی‌تواند از آن اجتناب کند. استرس در واقع هر تغییری است که فرد باید خود را با آن سازگار کند و بنابراین، هر موقعیت جدید یا تغییری در زندگی که الزاماتی را برای سازگاری مطرح می‌کند، می‌تواند موجب استرس شود
برای استرس، تعاریف مختلفی ارائه شده که در اینجا به دو تعریف بسنده می‌شود. در تعریف اول، استرس برانگیختگی ذهن و بدن در پاسخ به الزاماتی است که به آن تحمیل شده است (سلیه، ۱۹۷۴). بنابراین، برانگیختگی یک بخش اجتناب ناپذیر زندگی بوده و انسان‌ها در اکثر اوقات با درجه‌ای از برانگیختگی فکر، احساس وعمل مواجه هستند. در تعریف دوم، استرس، یک ارتباط خاص بین شخص و محیط است که فرد آن‌را فراتر از منابع خود ارزیابی کرده و بهزیستی وی را به مخاطره می‌اندازد (لازاروس و فرکلخن، ۱۹۸۴). استرس‌ها از منابع مختلفی سرچشمه گرفته و شامل عوامل اجتماعی، فیزیولوژیک، محیطی و روانشناختی هستند. عوامل اجتماعی، یک سری عوامل در زندگی روزمره، مانند فشارهای کاری و خانوادگی و مشکلات اجتماعی و اقتصادی مثل فقر هستند که موجب استرس می‌شوند. عوامل محیطی شامل ترافیک، آلودگی هوا و سوانح و بلایا می‌باشند. عوامل فیزیولوژیک شامل تغییرات جسمی در طی نوجوانی، تغذیه ضعیف، خواب بد و شیوه واکنش بدن به تهدیدات محیطی می‌باشند و در نهایت، آخرین منبع استرس از افکار خود فرد نشأت می‌گیرد و شامل احساس و دیدگاه فرد در مورد خود، نگرش‌های وی نسبت به دیگران و تفسیرها و ارزیابی‌های وی از موقعیت‌ها و حوادث و رفتار دیگران می‌باشد. 
اگرچه استرس در زندگی تمام انسان‌ها وجود داشته و یک حقیقت اجتناب‌ناپذیر زندگی محسوب می‌شود، ولی واکنش‌های افراد نسبت به آن بسیار متفاوت است. دلیل این تفاوت، در نوع مقابله است. کسانی که هنگام رویارویی با استرس، از مقابله‌های صحیح و سازگارانه استفاده می‌کنند، شدیدترین استرس‌ها را نیز با موفقیت، پشت‌سر می‌گذارند، ولی کسانی که مقابله‌های ناسازگار، ناکارآمد و مضر دارند، توان رویارویی با کوچک‌ترین استرس‌ها را نیز دارا نیستند. 
مقابله، تلاش‌ها و کوشش‌های شناختی و رفتاری است که برای مدیریت الزامات بیرونی و درونی که تنش‌زا و فراتر از منابع شخصی تلقی می‌شود، صورت می‌گیرد و هدف آن از بین بردن، برطرف کردن، به حداقل رساندن و یا تحمل استرس است. این تلاش‌ها، یا به صورت انجام فعالیت یا کاری است و یا به شکل فعالیت‌های ذهنی و روانی می‌باشد. 
مقابله با استرس شامل مراحل مختلفی است و افراد در مواجهه با موقعیت‌های دشوار از چند مرحله می‌گذرند: 
۱) ارزیابی اولیه عامل استرس‌زا 
در این مرحله، فرد براساس دانش خود نسبت به موقعیت، تصمیم‌گیری می‌کند. اگر موقعیت نامربوط یا بی‌اهمیت قضاوت شود، فرایند مقابله پایان یافته است ولی اگر مهم و تهدیدکننده محسوب شود، فرایند مقابله با استرس ادامه می‌یابد. 
۲) ارزیابی ثانویه 
در این مرحله، فرد منابع خود را برای مقابله با استرس ارزیابی می‌کند. این ارزیابی، تحت تأثیر تجارب قبلی فرد در موقعیت‌های مشابه و باورهای بنیادین وی در مورد خود و منابع شخصی و محیطی قرار می‌گیرد. نکته مهم در این ارزیابی، میزان کنترلی است که فرد تصور می‌کند بر موقعیت دارد. هر چه این کنترل کمتر ادراک شود، موقعیت تهدیدکننده‌تر درک خواهد شد و احتمال ابتلا به بیماری‌های جسمی و روانی افزایش خواهد یافت. 
۳) مقابله 
در این مرحله، فرد اعمالی را که مناسب به نظر می‌رسد، انجام می‌دهد که می‌تواند سازگار یا ناسازگار باشد. مقابله سازگار، مقابله‌ای است که به فرد کمک می‌کند با حوادث استرس‌آور به طور موثری مقابله کرده و پریشانی و تشویش خویش را به حداقل برساند. مقابله سازگار، در بهزیستی روانشناختی فرد، سلامت جسمی، مولد بودن و رضایت از زندگی و رشد شخصیتی، نقش دارد. مقابله ناسازگار، نه تنها استرس را برطرف نکرده و یا به حداقل نمی‌رساند، بلکه به پریشانی و تشویش غیرضروری نیز می‌انجامد. برای مثال زنی که در مقابل استرس‌های ناشی از رفتار همسرش، فقط به سرزنش خود و یا دیگران برای مشکلاتی که با آن مواجه است، می‌پردازد، نه تنها استرس موجود را کاهش نمی‌دهد، بلکه به تشویش و پریشانی خود نیز می‌افزاید؛ زیرا فقدان اقدامات عملی و سازنده، موجب می‌شود که محرک‌های استرس‌زا در موقعیت باقی بماند ولی توانایی شخص برای مقابله با استرس رشد نکنند. از طرف دیگر، سرزنش و ملامت خود و دیگران، بر ارزیابی وی از منابع درونی و محیطی موجود برای برطرف کردن استرس تأثیر گذاشته و موجب می‌شود که فرد احساس درماندگی کرده و تصور کند که هیچ کنترلی بر موقعیت ندارد. 
در مورد انواع مقابله با استرس، طبقه‌بندی‌های مختلفی ارائه شده که یکی از معروف‌ترین آنها، تقسیم انواع مقابله به دو دسته اصلی مقابله مسئله مدار و مقابله هیجان مدار است. مقابله‌های هیجان مدار، مقابله‌هایی هستند که هدف آنها آرام ساختن خود و دست یافتن به آرامشی است که استرس آن‌را بر هم زده است. فرد به هنگام استرس، هیجان‌های منفی زیادی را تجربه می‌کند که مانع از تفکر و تصمیم‌گیری صحیح جهت حل مسئله و برطرف کردن آن می‌شود. بنابراین، این نوع سبک مقابله از اهمیت خاصی برخوردار است. نمونه‌هایی از این نوع مقابله عبارتند از: 
– آرام ساختن خود 
– درد دل کردن با اطرافیان 
– ابراز محدود عواطف (مثل گریه کردن) 
– گفتگوی درونی مثبت 
در مقابله مسئله مدار، فرد سعی می‌کند برای برطرف کردن استرس یا به حداقل رساندن آن، کار یا فعالیتی انجام دهد و فعالیت وی معطوف به هدف است. نمونه‌هایی از این نوع مقابله عبارتند از: 
– مهارت‌های حل مسئله 
– فکر کردن در مورد استرس 
– برنامه ریزی 
– کنار گذاشتن فعالیت‌های غیرضروری و تمرکز بر استرس 
– راهنمایی و مشورت گرفتن از دیگران 
– جستجوی اطلاعات 
نکته مهم آن است که این دو نوع سبک مقابله، مانع الجمع نبوده و فرد می‌تواند از هر دو نوع سبک مقابله استفاده کند. یعنی ابتدا با سبک هیجان مدارانه خود را آرام کند و سپس با استفاده از مقابله‌های مسئله مدار سعی کند تا بر استرس فائق شود. 
مهارت مقابله با استرس 
استرس در زندگی روزمره به قدری شایع و با اثرات منفی فیزیولوژیک و روان‌شناختی همراه است که یادگیری نحوه مقابله با آن جهت بهزیستی و سلامت جسمی و روان‌شناختی امری ضروری محسوب می‌شود. در زیر مراحل مقابله با استرس به اختصار توصیف شده است. 
۱٫ شناخت علائم استرس 
هر فردی، شیوه خاص واکنش خود را در مقابل استرس دارد، ولی نکته مهم شناخت نوع واکنش و تشخیص زمانی است که تحت استرس قرار دارد. آشنایی با علایم استرس که در چهار حوزه افکار، واکنش‌های جسمی، احساسات و رفتار قابل طبقه‌بندی هستند، باعث می‌شود که فرد با واکنش‌های خود در مقابل استرس آشنا شده و بهتر بتواند با آن مقابله کند؛ زیرا مادامی که فرد نداند چه وقت تحت استرس و فشار قرار دارد، قادر به مقابله سازگارانه با آن نخواهد بود. علایم تیپیک استرس در چهار حوزه زیر می‌باشد: 
افکار – کاهش تمرکز، حس فوریت زمانی، کاهش حافظه، از دست دادن اعتماد به نفس، نگرانی‌ها و نشخوارهای ذهنی مداوم با موضوع، انعطاف ناپذیری در تلاش برای حفظ کنترل، پیش‌بینی بدترین پیامدها، دشواری تصمیم‌گیری و تفکر آشفته. 
واکنش‌های جسمی – سردرد، تنش عضلانی بویژه در گردن و شانه‌ها، کمردرد، خستگی مفرط، تهوع، افزایش ضربان قلب، احساس توده‌ای در گلو، خشکی دهان، تکرر ادرار، اسهال یا یبوست، سرد شدن دست‌ها، تنفس نامنظم. 
احساس – تحریک‌پذیری، پرخاشگری، بدخلقی، احساس گناه، افسردگی، خشم و عصبانیت، نومیدی، وحشت‌زدگی، ترس‌های غیرمنطقی، نگرانی زیاد، حساسیت بیش از حد به انتقاد 
رفتار – گوشه‌گیری و کاهش ارتباط با دیگران، تغییر الگوهای خواب و خوراک، شتابزدگی در انجام کارها، نیاز به مصرف سیگار، مواد یا آرام‌بخش‌ها، پرحرفی، ناخن جویدن، بازی کردن با موها، سرزنش کردن دیگران برای مشکلات و کاهش عملکرد. 

۲٫ مقابله هیجان مدارانه 
۱-۲ آرام سازی 
فلسفه زیربنایی استفاده از تمرین‌های آرام‌سازی برای مقابله با استرس این است که آرام‌سازی پاسخ‌های فیزیولوژیکی را به وجود می‌آورد که کاملاً متضاد پاسخ به استرس بوده و استفاده از آن موجب می‌شود که ذهن آرام شده و هشیاری از یک حالت تحلیلی به یک وضعیت پذیرندگی برسد. در این حالت، آرامش روانی و فیزیکی لازم را برای مواجه شدن با استرس فراهم شده و موجب می‌شود که انرژی اعاده شده، افکار از ذهن بیرون رفته و دیدگاه وسیع‌تری در مورد موضوع پدیدار شود. با این دیدگاه وسیع، توان فکری فرد افزایش یافته، راه‌حل‌های خلاق برای مشکلات نمایان شده و جا برای افکار مثبت باز می‌شود. 
برای آموزش آرام‌سازی از تکنیک‌های مختلفی مثل آرام سازی پیشرونده ماهیچه‌ای، آرام‌سازی از طریق تخیل هدایت شده، روش تمرکز بر تنفس، تصویرسازی یک آرزو یا یک مکان امن و خوشایند استفاده می‌شود. هیچ تکنیکی مزیتی بر دیگری ندارد. ولی به نظر می‌رسد که افراد مختلف، تفاوت‌هایی در پذیرش یا رد این روش‌ها داشته باشند. برای آموزش آرام‌سازی، ابتدا مفهوم استرس برای فرد توضیح داده شده و از او خواسته می‌شود تا موقعیت‌هایی را که باعث استرس می‌شوند، شناسایی کرده و پاسخ‌های خود را به آنها یادداشت کند. سپس فهرستی از استرس‌ها تنظیم می‌شود که به ترتیب از خفیف تا شدید درجه‌بندی می‌گردد. پس از فهرست کردن موقعیت‌های استرس‌آور، به افراد آموزش داده می‌شود تا با استفاده از قدرت تخیل خود، هر یک از موقعیت‌ها را تصویر کنند و آرام‌سازی را با یکی از روش‌های فوق آغاز نمایند. روش آرام‌سازی باید آنقدر تمرین شود که فرد بتواند در عرض یک یا دو دقیقه به آرمیدگی دست یافته و در نهایت در مواقع لزوم به صورت اتوماتیک درآید. 
۲-۲ گفتگوهای درونی مثبت 
روش دیگر از مقابله‌های هیجان مدار، گفتگوی درونی مثبت است. گفتگوهای درونی یک بخش طبیعی از زندگی روزمره بوده و محتوی آن می‌تواند شامل افکار فرد در مورد کار در دست انجام، احساس فرد در آن لحظه خاص، افکار دیگران در مورد وی، کارهای آتی، مقابله با مشکلات و یا هر موضوع دیگری باشد. این گفتگوی درونی، فقط ذهن فرد را اشغال نمی‌کند، بلکه بر هیجانات، وضعیت جسمی و رفتار نیز تأثیر می‌گذارد. گفتگوهای درونی در موقعیت‌های استرس نیز وجود دارد. در هنگام مواجه شدن با استرس، افکار مختلفی به ذهن هجوم می‌آورد که بازتاب آن را می‌تواند در ماهیت این گفتگوهای درونی مشاهده کرد. ارزیابی که فرد از حادثه دارد، تأثیری که فکر می‌کند بر زندگی و آینده‌اش می‌گذارد و چیزهایی که در نتیجه این افکار به خود می‌گوید، نوع و شدت هیجان وی را در مقابل استرس تعیین می‌کند. این گفتگوهای درونی می‌تواند ماهیت مثبت یا منفی داشته باشد. گفتگوهای درونی منفی مانند: من آدم بدشانسی هستم و من نمی‌توانم از عهده این مشکل برآیم که از باورهای غیرمنطقی سرچشمه می‌گیرند، پاسخ فیزیولوژیک را تشدید کرده و تنش و اضطراب به وجود می‌آورند و باعث می‌شوند که فرد نسبت به توانایی خود برای مقابله موثر با استرس دچار تردید شده و تصمیم‌های ضعیف‌تری بگیرد. این حلقه فیدبک از افکار – واکنش‌های فیزیولوژیک – رفتار – افکار می‌تواند ادامه پیدا کرده و فرد را دچار تنش و آشفتگی بیشتری کند. از طرف دیگر، گفتگوی درونی مثبت، تنش را در چنین موقعیت‌هایی کاهش داده، فرد را دچار تنش و آشفتگی بیشتری کند. از طرف دیگر، گفتگوی درونی مثبت، تنش را در چنین موقعیت‌هایی کاهش داده، فرد را در یک حالت آرمیدگی و آرامش قرار می‌دهد و باعث می‌شود که سریع‌تر از برانگیختگی فیزیولوژیک و واکنش بیش از حد تسکین یافته و احساس بهتری پیدا کند. این افکار به بدن می‌گویند که هیچ نیازی به تنش وجود ندارد و می‌تواند آرام باشد و به خود فرد نیز می‌گویند “آرام باش، تو می‌توانی از عهده مشکلات برآیی، حالا آرام باش”. در زیر دو تکنیک تبدیل گفتگوهای درونی منفی به مثبت ذکر شده است: 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر

دانلود کمک پایان نامه کاهش استرس رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

برخی از عناوین موجود در این فایل :

۱- تمرکز

۲- تغذیه 

۳- تمرین ورزشی 

و بسیاری موارد دیگر..

امیدوارم از این مقاله لذت ببرید..

کاهش استرس

شخص مي تواند به ليستي از مردم واشيا فكر كند و مثالي بدهد از اينكه چطور هر يك آنچه كه به نظر مي رسد باشند، نيستند. بذله گويي و شوخي كردن، قابليت ديدن زندگي به صورت يك بازي سرگرم كننده است. شخص مي تواند زندگي را به صورت يك بازي نگاه كرده و به بازي يك اسم بدهد. شخص بايد زمانهاي احساسات متفاوت- خنده، لذت، ترس، عصبانيت، ناراحتي- را شناخته و برد و باخت ها را چارت‌بندي كند.

تواضع و فروتني، تمايل به سوال در مورد اهميت ارزشها، تفكرات و عقايد، كارها وجود شخصي مي باشد. يك فرد بايد به معني زندگي فردي را بررسي كرده و ببيند كه چگونه موقعيت هاي شادي فراهم مي آورند و چگونه روابط شاد، حاوي رنج و عذاب باشند. طعنه و استهزاء توانايي ديدن اينست كه موقعيتها سياه يا سفيد نيستند.

  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كودكان قر بانيان  بي گناه طلاق هستند  آنها در مركز و كانون مبارزه و كشمكش بر سر موضوعاتي مانند حق حضانت حمايت هاي مالي و برنامه ملا قات قرار مي گيرد 
دشوار تر از همه زماني است كه بايد بين افرادي كه به آنهاعشق مي ورزند خط جدايي بكشند .
طلاق به گونه هاي مختلف بر كودكان تاثير مي گذارد :
والدين به آنها نمي انديشند با از دست دادن سبك زندگي كه مي شناخته اند مواجه مي گردند طلاق به مفهومي ديگر يعني ملاقاتهاي آخر هفته با پدر زندگي با مادر مضطرب وآشفته وكاهش منابع مالي براي گذراندن امور زندگي .
اين شرايط واقعيتهائي است كه نمي توانيد آنها را تغيير دهيد اما مي توانيد محبت و حمايتهاي غير مشروط خود را در اختيار كودكانتان قرار دهيد تا بتوانيد با شرايط جديد خو بگيرند.
به دليل واكنشهاي گوناگون فرزندانتان نسبت به طلاق ممكن است بعضي اوقات توانايي خود را به عنوان “مادر”مورد ترديد قرار دهيد .اين واقعيت مي تواند بويژه زماني رخ دهد كه همسر سابق شما ناگهان در خصوص هر چه كه براي كودكانتان انجام مي دهيد انتقاد كنيد .
اين معمولا يك جنگ قدرت است كه مي تواند اعتماد به نفس شما را به عنوان يك مادر از بين ببرد .اين مسئله را جدي نگيريد صحبت كردن با مادران ديگر مي تواند هم در باز يافتن قدرت عمل به شما وهم در خصوص برخورد با استرس تربيت و پرورش كودكان به شما كمك كند .
پرورش كودكان ماهيتا وفي نفسه امري دشوار مي باشد وطلاق مي تواند مجموعه جديدي از قواعد و مقررات را به وظايف مادر بيفزايد .
علاوه بر پر داختن به مسائل عاطفي كودكانتان شما بايد مقررات خاص كودكانتان (كودكان) و امور رفاهي آنها نيزدست و پنجه نرم كنيد . يك برنامه خوب مي تواند در كاهش فشارها ي عصبي كودكان به شما كمك كند.همانطور كه خود را براي مسئله طلاق آماده مي كنيد 
پرشسهاي زير را مد نظر قرار دهيد :
وضعيت حضانت كودكان چگونه خواهد بود ؟
آنها دو چند وقت يكبار بايد پدرشان را ملاقات كنند؟
چقدر نفقه دريافت خواهيد كرد واگر همسر سابقتان نفقه را پرداخت نكند چه اتفاقي خواهد افتاد؟
مهم تر از همه چگونه مي توانيد از نظر عاطفي با كودكانتان سازگار شويد؟
وقتي كه دچار سر در گمي و پريشاني مي شوي به ياد داشته باش كه تو مقاوم تر وقوي تر از آني هستي كه مي انديشي تو وفرزندانت سرانجام از اين مشكلات نجات پيدا خواهيد كرد.
لذا دستورالعمل هاي ذيل به شما بينش بيشتري در رابطه با مشكلات پس از طلاق ارائه مي كند .

 
 راههاي مقابله با استرس ناشي از طلاق
 
آيا استرس ناشي از طلاق شما را به فردي زود رنج عصبي و پريشان تبديل كرده است ؟
اگر نمي توانيد تمامي استرس هاي ناشي از اين پديده را فوري ريشه كن كنيد مي توانيد راهكارهاي مقابله با اين فشارها را يافته وبه تدريج به آرامشي كه نياز داريد دست يابيد.
۱_ استراحت و تغذيه مناسب.
اولين گام تعديل ميزان خواب استزيرا پس از رخداد طلاق “فرايند خواب” آشفته مي شود بنابراين بدن و ذهن وقتي بهترين عملكرد را دارند كه به اندازه كافي استراحت كرده باشيد . داشتن رژيم غذايي خوب با مصرف مقدار زيادي سبزيجات وويتامينهاي تكميلي از بهترين كارهايي است كه مي توانيد براي بهبود بخشيدن به تمركز حواس و كاهش فراموشي انجام دهيد.


۲_ مراقبت از خود .
زنان بخش عظيمي از زندگي خود را صرف مراقبت از ديگران مي كنند به گونه اي كه بعضي اوقات فراموش 
مي كنيد چگونه از خود مراقبت نمايند جالب است بدانيد كه مراقبت ابتدا از “خود”مي تواند به ما انرژي و انگيزه بيشتري براي مراقبت ازديگران بدهد . به خودتان اهميت دهيد .حتي چيزهاي كوچك مثل يك فنجان قهوه يا يك مشكلات پس از يك روز سخت مي تواند در رهايي از استرس به شما كمك كند .
زمان و مكاني را به خود اختصاص دهيد تا بتوانيد روح خود را تغذيه كنيد .خود را از استرس ها و فشارها دور نماييد تا بتوانيد به تعادل برسيد . آنچه كه برايتان لذت بخش است از قبيل مطالعه گلكاري صنايع دستي يا فعاليتهاي ديگر را انجام دهيد.


۳_ انجام تمرينات بدني وورزش براي كاهش استرس.
با آنكه فكر مي كنيد وقت نداريد اما زماني را براي ورزش در نظر بگيريد پياده روي كنيد واز مناطر زيبا لذت ببريد. اين كار ضمن تقويت روحيه به شما انرژي مي دهد واز تجمع هورمونهاي عصبي كه در زمان استرس در بدن ترشح مي شود جلو گيري مي نمايد.
تمرين نفس عميق هم مي تواند در كسب آرامش به شما كمك كند آهسته و عميق نفس بكشيد تا اين كه شش هاي شما از هوا پر شود پس از ۴ تا۵ بار عمل دم وبازدم احساس راحتي بهتري خواهيد داشت. يوگا نيز روش مفيدي است براي كمك به آرامش ودور شدن از دسترس ميباشد .
در مسير خود يك نوار موسيقي آ رامش بخش بخريد وبياوريد كه چگونه آرام باشيد همچنين مي توانيد به گروه هاي جديدي از دوستان و همكلاسي بپيونديد.


۴_ پر كردن محيط اطراف خود با دوستان .
استرس ناشي از طلاق مي تواند باعث انزواي بعضي از زنان شود.بدانيد داشتن دوست مي تواند يكي از منابع لذت در زندگي باشد شما مي توانيد احساسهاي خودتان را با آنها در ميان بگذاريد وقتي نياز داريد گريه كنيد بخنديد ويا با دوستانتان شوخي كنيد .با افرادي كه مثبت هستند در تماس باشيد روحيه خوب به ديگران منتقل مي شود و مي تواند به شما در بدست آوردن چشم انداز مثبت كمك كند . حتي كه خوشحال نيستيد لبخند بزنيد تا اينكه بخشي از از طبيعت شما بشود.
۵ _آسان گرفتن زندگي. 
بياموزيد كه چگونه شكستهاي گذشته را فراموش كنيد.خود را درخصوص آنچه كه مي بايست انجام مي داديد سرزنش نكنيد .از ملامت كردن خود دست برداريد .چرا كه نمي توانيد گذشته را تغيير دهيد .
از آن درس بگيريد و آينده خود را به افكار مثبت و فعاليتهاي مناسب متمركز كنيد .به آنچه كه ديگران راجع به تو فكر مي كنند ماننداهميت داشتن خانه اي تميز كودكان بدون نقص وكامل يا تلاش براي كسب ارتقاء شغلي ممكن است در حال حاضر براي شما خيلي مناسب نباشد .
به كودكانتان اجازه دهيد خود لباسهايشان را انتخاب كنند.گهگاه غذاهاي حاضري بخوريد تا اين كه مجبور به آشپزي و شستن ظرفها نباشيد.ازكودكانتان بخواهيد در نظافت خانه و بيرون بردن زباله ها به شما كمك كنند .در خواست كمك ممكن است در شما احساس عجيبي بوجود بياورد اما گاهي به شما در كسب آرامش نيز كمك مي كند.
۶_ ايجاد تغييرات جديدواساسي.
تغيرات جديدي در زندگي خود ايجاد كنيد كه شما را از استرس وعدم تمركز دور كند .شما مي توانيد روي نيازهاي واقعي خود متمركز شويد .ليستي از آنچه برايتان مهم است .
مانند اهميت شغلي سلامتي فرزندان و ساير نيازهاي اساسي زندگيتان را فراهم نماييد.مهمترين وظايف زندگي را مشخص نموده و آنها را به قضاوت كوچك تقسيم كنيد به نحوي كه بتوانيد ازعهده آنها در مدت يك ساعت يك روز يا يك هفته بر آئيد.
 
۷_ سازماندهي جديد درزندگي.
جهت كاهش استرس به نوعي در اطراف خود تغييراتي ايجادنمائيد.تغيير در تزئينات منزل مسير راهي كه از آن به محل كار مي رويد و يا ساير فعاليتهاي ديگر ميتوانيد به نوعي در تغيير حالات خلق شما موثر باشد .رفتن به يك رستوران جديد برنامه ريزي جديد براي رفتن به مسافرتي كوتاه مي تواند جزءاين تغييرات باشد .
براي اطلاعات بيشتر در خصوص كاهش استرس مي تواند
به كتاب مديريت استرس در يك دقيقه (۶۰ ثانيه) مراجعه نمائيد .اين كتاب اطلاعاتي در خصوص نحوه مديريت كه استرس وغلبه بر آن دراختيار شما قرارمي دهد .

       مقابله ازخشم ناشي از طلاق.
بعد از رخداد طلاق ممكن است به شدت نسبت به همسر سابقتان خشمگين باشيد.ممكن است فكر كنيد اگر او نبود زندگيتان اين قدر بد نمي شد رها كردن آزادانه خشم به بهداشت روان شما وپس از طلاق كمك مي نمايد.راههاي زير براي رهايي شما از استرس خشم ضروري است :
۱ _خشم خود را بيرون بريزيد.
“به همسر سابقت بگو كه او چه آدم تاسف انگيزي است؟ چگونه او به تو بي احترامي كرد و رفتار نامناسب داشت ؟ 
خوب حالا اين گفتگو را انجام بده يك تكه كاغذ بگير وروي آن هر چيزي كه مي خواهي راجع به او بگويي بنويسي وهمه خشمت را كه در درون تو جمع شده رها كن 
به او بگوكه چگونه به احساسات تو آسيب رساند وتو در اين ازدواج چه قدر سختي كشيدي.از اين كه به نوشتن ادامه ميدهي تعجب نكن و اجازه بده كه از كاغذهاي بيشتري استفاده كني در اين مرحله مهم ترين قسمت اين است كه نامه را به او ندهي اين عمل مجددا تاثيري كه او بر زندگي تو داشته است را تشديد ميكند بعدا آنها را بسوزان ويا دوربريز. اجازه بده كه خودت خشم ورنجت را رها كني.تو خشم خود را ابراز كرده ايد وحالا هم آماده اي كه آنچه را به تو گذشته درك و به سمت آينده حركت كني.”
۲ _ از اين واقعه تجربه بيشتري بدست آوريد.
تو مي تواني از اين رخداد بينش بيشتري بدست آوري .به عبارتي اين واقعه به تو كمك مي كند كه ارتباطات آينده را تصحيح كني. به اين نكته فكر كن اولين مكانيكه او را ملاقات كردي چه جاذبه اي داشت شايد در آن روز او مردي قوي خوش تيپ و پولدار بود.وبراي تو امنيت مصاحبت به همراه داشته است وتو نيز او را دوست داشتي ودر اين رابطه به دنبال منافعي (مادي معنوي) بودي احساس هاي مهمي در درون تو وجود دارد كه بايد به آن بپردازي.وبايد بداني كه نگراني هاي زيادي از پديده طلاق در ازدواج وانتخاب تو تاثير گذاشته است.
۳ _آينده نگري.
دانستن اينكه او چه نقشي در مشكلات زندگي مشترك با تو داشته آسان است اما توبايد خودت را نجوبي شناسي و سهم خود را درايجاد مشكلات مشخص نمايي.
اعتراف وپذيرش نقاط ضعف خود بخش مهمي در اين بيان است.اغلب زنان در ذهن خود شاهزاده سوار بر اسبي را تصور مي كنند كه او را به ترك خود سوار كرده و ديگران نيز اورا درك مي كند . منتها اين ها خيالي بيش نبوده و با واقعيت موجود فاصله دارد.لذا سهم و نقش زن در اين انتخاب مشخص نشده است.
بهتر است اعتراف كني كه خود نيز در اين انتخاب نقش داشته مثلا به دنبال قدرت بودي.يا به جهت منافع اقتصادي اين ازدواج را انتخاب كردي .حال كه دردور نمايي از زندگي خصوصي ات نقش خود را مشاهده مي نمايي.دوباره قدرتمند مي شوي و مي تواني بر كل زندگيت كنترل يابي واز موقعيت جديد نامناسب (مثلا پيشنهاد جديد براي يك ازدواج مجدد نامناسب اجتناب كني).
به جاي اين كه خشم و نفرت را به درون خودت بر گرداني در ابتدا مسئوليت رفتار هايت را بپذيري شايد تو مي تواني سنتي در گذشته بهتر عمل كني ولي حالا آن زمان گذشته است وتو بايستي درحال حاضر با قدرت تمام فقط به آينده حركت كني.                          
                              ساختاروعزت نفس
معمولا عزت نفس فرد بيد از واقعه طلاق آسيب مي بيند.اعتماد به نفس خود را دوباره بازسازي كنيد.به نگرش هايتان تمركز كنيد زيرا كه نگرش يك بيان صادقانه و مستقيم از مغزوتفكراست.با تمركز مثبت بر آنها مي توانيد احساس بهتري نسبت به خود و زندگيتان گذاشته باشيد.
آن چيزي كه مناسب است قبول كن .
وقتي عزت نفس تو پائين مي آيد به راحتي آسيب پذير ميشوي ولذا تفكر تو تفكريك فرد شكست خورده است از موفقيتهاي خودت در گذشته ليستي تهييه كن وبابيان اينكه من چه فرد خوبي مي توانم باشم اين آسيب را كاهش بده زماني را بخاطر بياوركه مردم راجع به موفقيتها وعزت نفس بالاي تو صحبت مي كردند.
لغاتي مانند”خوشحال”تيز و انعطاف پذيرو…را در مورد خودت بكار ببر و خود راهي همانطور كه دوست داري باشي تصور كن.مرور كردن فهرست لغات اغلب به بازسازي عزت نفس تو كمك مي كنند تو هماني هستي كه فكر مي كني.
مثبت بينديش:
همزمان با مرور لغات مثبت رابا (جملات منفي دروني مثل “من نمي توانم آن كار را انجام بدهم يا من اصلا خوب نيستم”)جملاتي با مفهوم عزت نفس بالا مانند “من مي توانم انجام بدهم “من موفق هستم”)جايگزين كنيد.در مرحله اول ممكن است اين تمرين مسخره آميز يا سرگرم كننده باشد اما اگر شما اين گفتگوهاي دروني را هرروز تمرين كنيد ذهنتان اين عبارات متمركز مي شود وباور جديدي كه با اين ويژگيها واقعيت دارد در شما رشد مي كند.            رها كردن گذشته:
اشتباهات گذشته را دور بريز.تو نمي تواني نتايج را تغييردهي بنابراين سعي كن آنها را به عنوان يك تمرين جهت يادگيري در خاطر بسپاري.تو مي تواني آن چيزي را كه نياز داري جبران كني و سپس با خودت عهد ببندي كه زندگي جنبه ها و رويدادهاي متفاوتي داردودر آينده من مي توانم آن ها را بهتر كنترل كنم.حتي وقتي اشتباهي را در آينده هم مرتكب شدي بيشتر از اندازه خودت را سرزنش نكن.به خاطر اين شعار كه من ديگر نبايد شكست بخورم اجازه نده كه عزت نفس تو آسيب ببيند.اين را بپذير كه ديگران نيز روزهاي بدي داشته اند و اين روزها مي گذرد.به اين كه چه نكات مثبتي در زندگيت وجود دارد تمركز كن.
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه ورد افسردگی رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.
برخی از عناوین موجود دراین فایل:
۱-بیان مسئله پژوهش
۲- اهمیت نظری و علمی پژوهش
۳-اهداف پژوهش
۴-سوال ها و فرضیه های پژوهش
۵-متغیرعای پژوهش
و بسیاری موارد دیگر…
امیدوارم این مقاله مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.

مقدمه

بسیاری از انسان ها قادر به حل مساله و برطرف کردن ، به حداقل رساندن و یا تحمل استرس
نمی باشند و معمولاً از مقابله های ناکارآمد، ناسازگار و مضری استفاده می کنند که باعث بروز استرس های بیشتری می گردد که اثرات آنها وخیم تر و عظیم تر از استرس اولیه است.

افراد افسرده نسبت به آينده ديد انعطاف پذيري ندارند. آنها احتمالاً بيشتر از افراد غير افسرده آينده خود را منفي مي بينند و به نظرشان احتمال دستيابي به تجارب خوشايند كمتر است به همين دليل افراد افسرده به جاي تلاش براي دستيابي به موفقيت هاي با ارزش در آينده تمام نيروي خود را صرف اجتناب از موقعيت هاي ناخوشايند موجود مي كنند ( ورتهايم [۱] ، ۱۹۸۳).


عتیقه زیرخاکی گنج