• بازدید : 64 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حجاب يا پوشش اسلامي يكي از دستورات حكيمانه و سعادت‌بخش دين مبين اسلام است كه از هنگام اسلام آوردن مردم ايران در دو قرن نخست هجري به گونه‌اي هميشگي و مستمر توسط اهالي اين سرزمين مورد پذيرش واقع شده و بدان عمل مي‌شده است. در واقع رعايت حجاب اسلامي در بين مسلمانان ايراني و كليت اين جامعه از جمله عوامل مهم پاسداري از شأن و كرامت انساني زنان و رعايت سالم حقوق و حدود در روابط ميان مردان و زنان بوده است.
امواج مهاجم استعمار بورژوايي و شكل تقليدي آن در ايران يعني غرب‌زدگي شبه مدرن دلايل متعددي  براي مخالفت با حجاب اسلامي خانم‌ها داشت: اولاً حجاب زن مسلمان هويت‌بخش و عزت‌آفرين بود و موجب مي‌شد زن مسلمان ايراني در برابر هجوم افكار و مدل‌هاي رفتاري بيگانه، گرفتار از خودبيگانگي و ضعف و بي‌هويتي و يا آلودگي نگردد. از اين رو از عوامل حفظ استقلال هويتي مردم ما بود و شبه‌مدرنيست‌ها كه سوداي وابستگي ايران را در سر داشتند، دل‌خوشي از آن نداشته و ندارند
استعمار غربي براي فتح بازار خريد مردم ايران نيازمند نابودي ساختار توليد سنتي و همچنين ساختار ساده و خودكفا و مستقل زندگي مردم ما بود. حجاب اسلامي، زن ايراني مسلمان و به تبع آن حتي مرد مسلمان ايراني را در مقابل گسترش فرهنگ مصرفي و كالازدگي و سرمايه‌سالاري محافظت مي‌كرد. ثانياً در جوامع مسلمان تحت سلطه‌ي امپرياليزم هر نوع تأكيد بر عناصر فرهنگ بومي و ملي مردمان چونان شمشير برنده‌اي عليه سياست‌ها و اميال استعمار مدرن غربي عمل كرده و مي‌كند. زيرا استعمارگران به دنبال تهي كردن و بيگانه ساختن مردم از هويت كلاسيك خود بوده‌اند تا آنان را اسير هويت تقلبي غرب‌زدگي شبه‌مدرن نموده و از كانال آن اين ملت‌ها را براي هميشه به خود وابسته نمايند. حجاب زن مسلمان در چنين وضعيتي حكم يك اسلحه‌ي نيرومندي براي جريان انقلابي و ضداستعمار را پيدا مي‌كرده است.
اساساً غربي‌ها به منظور برقراري سيطره‌ي تام و تمام و فراگير خود بر مقدرات تاريخي جوامع غيرغربي مي‌بايست كه نظام منسجم ارزش‌هاي ديني آنها را در هم شكسته و فرهنگ قلابي ظاهرگرا و دنيازده و به تعبيري شيطاني خود را جانشين آن نمايند و يكي از منفذها و روزنه‌هاي مقاومت اصيل فرهنگ خودي در جوامع اسلامي همانا حجاب زنان مسلمان بوده است كه آنان را از مدزدگي و شيئي شدگي و تبديل شدن به موجودي كالايي باز مي‌داشته است. از اين رو بود كه از آغاز برقراري سيطره‌ي فرهنگي ـ سياسي غرب‌زدگي شبه مدرن در ايران [پس از سقوط استبداد صغير و كسب قدرت توسط اعضاي لژ بيداري در سال ۱۳۲۷ ق] زمزمه‌اي شيطاني براي نفي و انكار حجاب و تخريب و تخطئه‌ي آن آغاز گرديد. به گونه‌اي كه تاريخ براي ما روايت مي‌كند از حدود سال ۱۳۲۹ ق مطبوعات منورالفكري جسته و گريخته اما به طور تقريباً مستمر حملات خود عليه حجاب اسلامي را آغاز كردند.
آن گونه كه از بررسي اسناد و مدارك تاريخي به دست مي‌آيد در سال ۱۳۰۳ ش در تهران سخن از «انجمن ضدحجاب» بوده است و به ويژه با اعلام كشف حجاب در افغانستان، در ايران نيز فعاليت‌ها و تهاجمات منورالفكران عليه حكم الهي حجاب بيشتر گرديد. البته اين امري كاملاً بديهي بود كه امپرياليزم غربي براي برقراري سيطره‌ي خود در ايران كه از مجراي حاكميت فرماسيون غرب‌زدگي شبه‌مدرن عملي مي‌گرديد، هدفي جز نابودي حجاب اسلامي و به تبع آن در هم شكستن هويت زن مسلمان ايراني را دنبال نمي‌كرد. باز هم طبيعي بود كه به ميزاني كه غرب‌زده‌ها و عوامل استكبار در ايران قدرت مي‌گرفتند و هم‌زمان با افزايش تهاجم آنها عليه دين و آئين هويت و اعتقادات و استقلال اين مردم، هجوم تبليغاتي و اعمال زور فيزيكي و سياسي عليه حجاب نيز بيشتر مي‌گرديده است. در اين بين روشنفكران شبه‌مدرنيست ايراني به عنوان كارگزاران اصلي بسط سيطره‌ي فرماسيون غرب‌زدگي و عمله‌ي دانسته يا نادانسته تحقق وابستگي ايران به نظام سرمايه‌داري جهاني، بيشترين نقش را در مبارزه عليه هويت ديني مردم و حكم اسلامي حجاب زنان بر عهده گرفته و مي‌گيرند.
در اين ايام در روزنامه‌ها و نشريات منفورالفكري شاهد هجوم تبليغاتي نسبتاً مداوم روشنفكران لائيك و ناسيوناليست عليه حجاب اسلامي هستيم. در اين هجمه‌ي ناجوانمردانه كه حتي قبل از مسلط شدن رضاخان و برقراري رژيم پهلوي در ايران، آغاز گرديد از همه‌ي صور فعاليت‌هاي ژورناليستي [اعم از درج مقاله يا انتشار سالانه و يا نشر هجويات و فكاهيات و به سخره گرفتن حكم الهي] استفاده مي‌گرديد.
از اين گونه اشعار مي‌توان به چند نمونه اشاره كرد. مثلاً عارف قزويني شاعر و تصنيف‌سراي متجددمآب و ناسيوناليست آن دوره در قطعه‌اي كه به سال ۱۳۳۶ ق(برابر با ۱۲۹۷ ش) عليه حجاب سروده چنين گفته است:
بفكن نقاب و بگذار در اشتباه ماند                         
تو بر آن كسي كه مي‌گفت رخت به ماه ماند 
بدر اين حجاب و آخر بدرا زابر چون خود           
كه تمدن ارنيابي بي‌تو به نيم راه ماند
تو از اين لباس خواري شوي عاري و برآري            
 بدر همه گل سر از تربتم ارگياه ماند…

عارف و شاعر سكولاريست عهد مشروطه در شعر ديگري به سال ۱۳۰۲ ش اين چنين عليه حجاب سخن دري كرده است:
ترك حجاب بايدت اي ماه رو مگير                   
در گوش وعظ و واعظا بي‌آبرو مگير
بالا بزن به ساعد سمين نقاب را                     
گر هر چه شد به گردنم آن را فرو مگير

در ادامه اين ابيات، به توهين و هتاكي عليه روحانيت پرداخته و باز عليه حكم آسماني حجاب سخن گفته است. از اين قبيل اشعار عليه حجاب در آثار ديگر شاعران شبه‌مدرنيست اين دوره نيز ديده مي‌شود

عتیقه زیرخاکی گنج