• بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است ، در خود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است ، علیهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامی نمی توان تردید کرد .
پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است ، همچنانکه عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهرآن است .
۱- آیا پوشش زن از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به غیر مسلمین سرایت کرده است ؟ یا از مختصات اسلام و مسلین نیست و درمیان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است ؟
۲- علت پوشش چیست ؟
۳- فلسفه پوشش از نظر اسلام 
۴- ایرادها واشکالها 
۵- حدود پوشش اسلامی چیست ؟
آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است همچنانکه لغت « حجاب » بر این معنی دلالت می کند.یا اسلام طرفداراین است که زن در حضور مرد بیگانه بدن خود را بپوشاند بدون آنکه مجبور باشد از اجتماع کناره گیری کند؟ آیا در اسلام مسآله ای به نام « حریم عفاف » وجود دارد یا نه ؟ یعنی آیا در اسلام مساٌله سومی که نه « پرده نشینی » و « محبوسیت » و نه « اختلاط» باشد وجود دارد یا خیر ؟ و به عبارت دیگر  آیا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنانه و مردانه است یا نه ؟ برای جواب به این پرسشها ابتدا تاریخچه حجاب را بررسی می کنیم .

تاریخچه حجاب

طبق کتابهای تاریخی و بررسیهای انجام شده ، تاریخ بیان می کند که در ایران باستان و درمیان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است .
ویل دورانت در صفحه ۳۰ جلد ۱۲ تاریخ تمدن ( ترجمه فارسی ) راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد : « اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت : چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا با هر سنخی ار مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، در آنصورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه اورا طلاق دهد.»
در سنن ابوداود جلد ۲ صفحه ۳۸۲ از ام اسلمه می گوید :« پس از آنکه آیه سوره احزاب ( یدنین علیهن من جلابیبهن ) نازل شد ، زنان انصار چنین کردند .»
عایشه نیز زنان انصار را اینچنین ستایش می کرد:
« مرحبا به زنان انصار ، همین که آیات سوره نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید ، سر خود را با روسریهای مشکی می پوشیدند گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است .»
جواهر لعل نهرو نخست وزیر فقید هند نیز معتقد است که حجاب از ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد.
اما این سخن درستی نیست زیرا بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تاره مسلمانان غیرعرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم وجود داشت شدیدتر شد ، نه اینکه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است .
در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حکمفرما بوده است .به عقیده نهرو حجاب هند بواسطه مسلمانان به هند آمده است .
ولی اگرتمایل به ریاضت و ترک لذت را یکی از علل پدید آمدن حجاب بدانیم باید قبول کنیم که هند از قدیمترین ایام حجاب را پذیرفته است . زیرا هند از مراکز قدیم ریاضت و پلید شمردن لذات مادی بوده است.
به هر حال آنچه مسلم است اینست که قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست ، اما اینکه حدود حجاب اسلامی با حجابی که در ملل باستانی بود ، یکی است یا نه ؟ و دیگر اینکه علت و فلسفه ای که از نظر اسلام حجاب را لازم می سازد همان علت وفلسفه است که در جاهای دیگر جهان منشا پدید آمدن حجاب شده است یا نه؟ 



علل پیدا شدن حجاب
علت و فلسفه پیدا شدن حجاب چیست ؟ چطور شد که درمیان همه یا بعضی ملل باستانی پدید آمد؟ اسلام که دینی است که درهمه دستورهای خویش فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تایید و یا تاسیس کرد؟
در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است :
۱- میل به ریاضت و رهبانیت ( ریشه فلسفی )
۲- عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه اجتماعی )
۳- پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی ( ریشه اقتصادی )
۴- حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی )
۵- عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد ، بعلاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت  وضع شده است ( ریشه روانی )
اما علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از نقاط جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضا در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تاثیر داشته است و در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده نبوده است .
فلسفه پوشش در اسلام : 
اسلام برای پوشش زن فلسفه خاصی قائل است که نظر عقـلی آن را موجه می سازد و از نظر تحلیل می توان آن را مبنای حجاب در اسلام دانست .
وازه حجاب :
معنای لغوی حجاب که در عصرما این کلمه برای پوشش زن معروف شده است چیست ؟ کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب .بیشتر استعمالش به معنی پرده است . این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست ، آن پوشش حجاب نامیده می شود که ازطریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.در قرآن کریم درداستان سلیمان، غروب خورشید را اینطور توصیف می کند : 
« حتی توارت بالحجاب »۱  یعنی تا آنوقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد .
 پرده حاجز میان قلب  شکم را « حجاب » می نامند . بهتر بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه « پوشش » را به کار میبردیم . زیرا چنانچه گفتیم معنی شایع لغت حجاب پرده است ، و اگر در مورد پوشش بکار برده می شودبه اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.
وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده است بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند، زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست ، در برخی از کشورهای قدیم مثل ایران قدیم و هند ، چنین چیزهائی وجود داشته است ولی در اسلام وجود ندارد.پوشش زن در اسلام اینست که زن در معاشرت خود با مردانه بدن خود را بپوشاند و به جلوه گر ی و خودنمائی نپردازد.
فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است ، بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی و بعضی دیگر جنبه اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.
۱- سوره ص ، آیه ۳۲
اکنون شرح چهارقسمت فوق :
۱- آرامش روانی 
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بندوبار ، هبجانها و التهابهای جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای  سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد .غریزه جنسی ، غریزه ای نیرومند ، عمیق و « دریا صفت » است ، هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد ، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند ، شعله ورتر می شود. 
اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان ، تکلیف معین کرده است .یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد ، هردو، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است : دستورداده که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند ، نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند ، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند .یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اینست که بدن خود را از مردانه بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربائی نپردازند، به هیچوجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم کنند.روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است ، اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی  است و از آن پس آرام می گیرد. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردانه و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت ، دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی می گردد. چرا در دنیای غرب اینهمه بیماری روانی زیاد شده است ؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که بوسیله جرائد ، و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود.
۲- استحکام پیوند خانوادگی 
شک نیست که هر چیزیکه موجب تحکیم پیوند خانوادگی و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد ، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود ، و بالعکس هر چیزیکه باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد.اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع ، پیوند زن و شوهری را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می شود.فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع ، از نظر اجتماع خانوادگی ، اینست که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود . در حالیکه در سیستم آزادی کامیابی ، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه ، کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می شود.علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به انان پیشنهاد می شود ف جواب می دهند که حالا زود است ، ما هنوز بچه ایم ، و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالی می کنند ، همین است . و حال آنکه در قدیم یکی از شیرین ترین آرزوهای جوانان ازدواج بود، جوانان ، پیش از آنکه به برکت دنیای اروپا کالای زن اینهمه ارزان و فراوان گردد ، « شب زفاف را کم از تخت پادشاهی » نمی دانست . معاشرتهای آزاد و بی بندوبار پسران و دختارن ، ازدواج را بصورت یک وظیفه و تکلیف و محدودیت درآورده است که باید آن را با توصیه های اخلاقی و یا احیانا – چنانکه برخی از جرائد پیشنهاد می کنند – با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد. تفارت آن جامعه که روابط جنسی را محدود می کند به محسط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی ، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می شود اینست که ازدواج در اجتماع اوال پایان انتظار و محرومیت ،  و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است .

عتیقه زیرخاکی گنج