• بازدید : 54 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق جمهوری اسلامی-خرید اینترنتی تحقیق جمهوری اسلامی-دانلود  رایگان ماله جمهوری اسلامی-تحقیق جمهوری اسلامی

این فایل در۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده است وشامل موارد زیر می باشد:
مقدمه-فرهنگ سیاسی-بررسی وضعیت کنونی جامعه و….

 در بحث فرهنگ سياسي محور و تفكرات از نگاه امام خميني (ره)را بر مي شماريم

وي مي فرمايند با وابستگي فرهنگي و سياسي امكان استقلال در ساير ابعاد امكان پذير نيست و بيشترين تاكيد را بر روي جوانان بخصوص قشر دانشگاه مي داند و معتقد است دانشگاهيان مديران آينده جامعه اسلامي ايران مي باشند و در همين زمينه چه نكاتي اشاره مي كنند كه داراي اهميت فراوان مي باشد كه عبارتند از :

۱-   پرهيز از تربيت خارجي و نجات از غربزدگي

۲-   معلم هاي متعهد عامل تربيت نسل آينده و تصفيه دانشگاه از عوامل غربزده

۳-   سياسي بار آوردن نسل آينده و مطلع كردن آنان از مسائل روز

۴-   اعتماد به نفس دادن به آنان و استقلال طلب برآوردن جوانان در جامعه بين المل تاثير گذار باشد.

۵-   ورود بانوان به عرصه هاي علمي و سياسي

۶-   نظارت بر دانشگاهها بشكلي كه افراد از (شيفته غرب نباشند) آن فارغ التحصيل مي شوند فقط موافق غربي ها نباشد بلكه تعلق خاطر به جامعه خود داشته باشد.

۷-   نزديك كردن دانشگاهيان به عنوان نمايندگان سياسي و مذهبي ( وحدت حوزه و دانشگاه)

اما در اولين هفته هاي پس از وقوع انقلاب اسلامي شاهد حصابت مسئولين نظام بر روي دانشگاه را شاهد بوديم و اين خود گوياي اين مطلب است كه دانشگاه اهميت فراواني براي مسئولين جمهوري اسلامي داشته و به علت اينكه دانشگاه نيروي بالقوه اي در جريان انقلاب نشان داده شده است مورد توجه بسياري از گروههاي سياسي و دولت واقع شد و اولين حركت ها و انتخابات بعد از انقلاب انتصاب دكتر محمد  ملكي به عنوان مديريت دانشگاه تهران بود كه حركت بعدي يعني دو هفته بعد از انتخاب مديريت دانشگاه تهران وزارت فرهنگ و همراه با وزارت آموزش عالي را ادغام و به وزارت فرهنگ و اموزش عالي را تشكيل داد و اينها همه گوياي اين مطلب است كه مسئولين عزم خود را جزم نموده كه انقلاب را با تقويت فرهنگ علمي سياسي دانشگاهي آغاز نمايد و اين خود يكي زا تاثيرات مهم بر روي رواج علم آموزي از جمله علم سياست بوده است و قطعا جامعه اي كه مبناي اساس آن علم آموزي و فرهنگ سياسي باشد قطعا آينده اي روشنتر دارد. گرچه گروههاي معارض سياسي ابتداي انقلاب دست روي دست نگذاشتند و بيشترين ظرفيت خود را بر روي تاثير گذار دومي دانشجويان گذاشتند و از طريق كمك هاي بلاعوض بدنبال جذب دانشجويان را در صور برنامه هيا خود قرار دادند و عملا در ابتداي انقلاب دانشگاهها به فضاهاي مشخصي كه در اختيار گروه، مختلف سياسي قرار گرفته بود و باعث فاصله گرفتن دانشگاه از آن هدف اصلي يعني كادر سازي براي آينده كشور شده و عملا محل برخورد را ايدئولوژي هاي غربي و شرقي و مخالف با انقلاب اسلامي شد و به تعبير امام خميني از دانشگاهها به عنوان اتاق جنگ گروه هاي سياسي ياد كرده است و همين جو متشنج و سو استفاده هاي  گروههاي مختلف سياسي باعث به تعطيل كشاندن دانشگاهها گرديده و ضربه بزرگي به روند انقلاب زده شد. اما اهم تاثيرات انقلاب اسلامي بر خلق و خوي ايرانيان اينكه ايرانيان در يك اعتماد به نفس و خود اتكائي مناسبي دست يافته اند. و اين اعتماد به نفس و خود اتكائي كه در عموم مردم در جريانات سياسي رخ داده بود و تاثيري مستقيمي نيز بر مسئولين نظام گذاشته بود و مسئولين كه خود نيز از ميان عامه مردم به مناسب حكومتي رسيده بودند در برخوردهاي سياسي با ساير جوامع بدون در نظر گرفتن موضع ضف ايران از جنبه هاي اقتصادي، نظامي، سياسي ابزار وجود مي نمودند.

تنظيم مي نمودند و بدون هماهنگي او حتي دست به اصلاحات داخلي كشور خود هم نمي زدند با يك چنين سخني مواجه شدند و شايد اين سخن در ذهن يك فرد مبتدي و غير فني در امور سياسي يك حرف ساده تلقي شود اما از ظنر حرفه اي هاي سياسي داراي بار بسيار منفي و از ديد ضد امپرياليست ها بسيار مثبت تلقي مي شود.

همين جمله اثرات بسيار شگرف در نوع نگرش مردم و ايران بعد از انقلاب اسلامي به كشورهاي قوي داشت و با توجه به اين اصل كه بايد جامعه به شكلي حركت نمايد و به قله هاي پيشرفت دست يابد كه هرگز كشورهاي قوي نتوانند خواسته هاي خود را بر كشور  ديكته و تحميل نمايند. اينها هم يكي پس از ديگري سطح بزرگ بيني را در ايرانيان بالا برد براي مثال اگر در قبل از انقلاب يك سرباز وظيفه در يكي از روستاها حركت مي كرد بسياري از مردم بواسطه بيم داشتن از آن خود را از مسير حركت اين سرباز دور مي كردند و چنانچه در مسير آن قرار مي گرفتند به نوعي ادب توام با ترس و حساب بردن بود. اما ما شاهد اين مسئله بعد از انقلاب بوديم كه حتي يك شخصيت عاليمرتبه شهرستان به داخل روستا برود به نوعي امري عادي تلقي مي شود الا اينكمه فردي واقعا نيازمند آن مسئول باشد احترام ويژه مي گذارد اينها گوياي تغيير نگرش مردم مي باشد.

  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود مقاله مدیریت اسلامی-خرید اینترنتی تحقیق  مدیریت اسلامی-دانلود رایگان مقاله  مدیریت اسلامی-دانلود رایگان فایل  مدیریت اسلامی-تحقیق  مدیریت اسلامی-مقاله  مدیریت اسلامی
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایبش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در اين مقاله با طرح ضرورت توجه به مديريت اسلامي در حكومتي اسلامي، مفاهيم و تعاريف مديريت اسلامي از ديدگاه برخي از صاحب‌نظران و نويسندگان مورد اشاره قرار گرفته است و سپس به وجوه كلي تفاوت هاي مديريت اسلامي و مديريت غربي به صورت مختصر اشاره شده است. از ديدگاه نگارنده، مديريت اسلامي در سطحي بالاتر از مديريت غربي به مسايل مديريت و محور آن (انسان) توجه دارد.در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصلی خواهیم داد. 

 مديريت غربي بيشتر به روش ها و فنون مديريتي پرداخته است. و مديريت اسلامي ضمن توجه به اين موارد، به انسان نيز توجه اكيد و خاص داشته و كليه فعاليت ها و وظايف مديريت را حول انسان طراحي مي‌كند.

نگارنده سپس پيش فرض هاي مربوط به مديريت اسلامي را مطرح كرده است. از جمله مهمترين اين پيش فرضها، نياز جوامع به مديريت، نياز جوامع با فرهنگ و حكومت اسلامي به مديريت اسلامي، تأثير گذاري مكتب الهي اسلام، بر روي مديريت اسلامي و ارزشي بودن اين نوع مديريت، الگو و نمونه بودن مدير در مديريت اسلامي، برتري مديريت اسلامي نسبت به مديريت غربي، انساني بودن سازمان درمديريت اسلامي به جاي سازماني بودن انسان مورد اشاره قرار گرفته است.

در بررسي موانع و مشكلات فراروي مديريت اسلامي در جامعه اسلامي ايران، نگارنده سيطره نفوذ مديريت غربي، عدم آشنايي عموم با قابليت هاي مديريت اسلامي، عدم ايجاد تمايز ميان تكنيك ها و روش هاي مديريت غربي و رويكردهاي انساني در مديريت، نبود معيار و مفهوم مشخص از مديريت اسلامي در سطوح سازماني، محدوديت مياني نظري در زمينه مديريت اسلامي درسطوح سازماني، ابهام در معنا و مفهوم مديريت اسلامي، نبود نگاه راهبردي به مقوله مديريت اسلامي، بي‌توجهي به انجام پژوهش در زمينه مديريت اسلامي و موانع رواني پذيرش ديدگاه‌ جديد، را از مهمترين مشكلات و موانع پيش روي مديريت اسلامي مي‌داند.

نويسنده در پايان، اصلاح رابطه خود و خدا( براي مديران جامعه اسلامي)، خودباوري در جوامع مسلمان و جهان سوم، ضرورت ارايه تعريف مشخص و تبيين دقيقتر از محدوده و مرزهاي مديريت اسلامي، انجام تحقيق ها و پژوهش‌هاي بيشتر در اين زمينه و توجه به اين كه مديريت غربي مي‌تواند در سطوحي پايينتز از مديريت اسلامي مورد استفاده قرار گيرد را به عنوان محورهايي كه مي‌تواند در گسترش مديريت اسلامي نقش اساسي ايفا كند از جمله راه هاي رفع موانع و توسعه مديريت اسلامي دانسته است.

 

مقدمه

مديريت به شكل هاي مختلف و متفاوت در طول تاريخ و جود داشته و به صور گوناگون، زمينه پايداري و دوام و قوام تمدن ها و حكومت ها را فراهم ساخته است. با پيشرفت علم و افزايش آگاهي بشر در استفاده از امكانات و توانايي هاي خود، تأثير مديريت در پيشرفت بشر نيز فزوني يافت و همراه با آن، نظريه‌هاي مختلف و متفاوتي كه از منظرهاي گونه‌گون به انسان نگاه مي‌كردند نيز ارايه گرديد. به نظر اين جانب، وجه مشترك تمامي اين نظريه‌ها، هدف‌گرا بودن و توجه به نتيجه كار است و در اين راستا، انسان نيز گاه همسنگ ابزار مورد توجه قرا گرفته و گاه به آن در سطوح بالاتر توجه شده است. آنچه كه هست اين كه در هر حال توجه به انسان نيز در راستاي افزايش توليد و نتيجه اقتصادي مطلوب انجام شده است.

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و حضور يك حكومت مذهبي كه زمينه‌هاي نظري اداره امور حكومتي در آن بر پايه ارزش هاي ديني و مذهبي استوار بوده و اعمال حكومت تحت تأثير نگرش الهي انسان قرار گرفته است، مديريت به عنوان يكي از وجوه اداره حكومت و فرايندي كه بايد تحت تأثير نگرش تازه و جديد ارزشي حاكم بر كل جامعه قرار داشته باشد مورد توجه قرار گرفته است.

 

ب مديريت اسلامي چيست؟

نويسندگان و صاحب نظراني كه در قلمرو مديريت اسلامي و ديدگاه‌‌هاي اسلام درمورد مديريت قلم زده‌اند هر يك به فراخور برداشت و ذهنيت هاي خود از اسلام، مباني اخلاقي و سيره پيامبر (ص) و معصومين (ع) به طور مستقيم و يا غيرمستقيم تعاريف و يا توضيحاتي را ارائه داده‌اند كه نوعي مفهوم مديريت اسلامي از آن مستفاد مي‌شود. با توجه به اين كه دامنه ی اين برداشت ها و تعريف ها ( كه بيشتر بر محور ارزش ها و مباني اخلاقي مكتب اسلام و سيره پيشوايان دين قرار داشته‌اند) گسترده و از نظر نوع نگاه نيز (در عين نزديك به هم بودن) متنوع است.

به تعدادي از تعريفهاي ارايه شده در مورد مديريت اشاره مي‌شود:

“افجه‌اي” مديريت اسلامي را مقوله‌اي مكتبي مي‌‌داندو وظيفه مكتب نيز از نظر او ارايه راه‌حل هايي است كه با مفهوم عدالت خواهي سازگار است. (فصلنامه مطلاعات مديريت، شماره ۲۱ و ۲۲، ص ۱۰).

“حميدي‌زاده” نيز معتقد است كه نظام مديريت در تفكر اسلامي از اصول اعتقاد آن سرچشمه مي‌گيرد و بنابراين، مديريت بر يك مجموعه‌ انساني و در يك سازمان در راستاي مديريت جهان خلقت است و با اين ويژگي‌، وي مديريت را به عنوان يك بينش مطرح مي‌كند ومدير نيز عضوي از اعضاي آفرينش است كه بايد همراه و هماهنگ با ضوابط و قوانين كلي آن باشد زيرا تشكيلاتي كه به وي سپرده شده، هدفش در جهت نظم كلي جهان و براي پيشبرد فعاليت هاي بشري به منظور دستيابي به سطوح آرماني است ( فصلنامه مطالعات مديريت، شماره ۲۰، ص۲).

“عسگريان” مديريت از ديدگاه اسلام را در مسير نزديكي به خداوند مي‌داند. بدين معني كه در كليه ی سطوح آن زهد و تقوي پيشه مي‌شود، سعي در بخشش و ارشاد فزوني مي‌يابد و جلب رضايت اكثريت بيشتر مي‌شود (عسگريان، ۱۳۷۰، ص ۵۲).

“مشرف جوادي” معتقد است در مديريت اسلام (اسلامي)، ابتدا محور رابطه با ا…. و حركت به سوي او همراه با قادر مطلق دانستن وي و شهادت به يگانگي يعني فقط ياري و كمك طلبيدن از او منظور است ( مشرف جوادي، ۱۳۷۸ ص۱۱).

«مديريت در اسلام» بدون در نظر گرفتن اعتقاد به معاد و يا دنياي ديگر ناقص است. در واقع مطلب و مسايل مديريت در اسلام، جدا از دنياي ديگر همان مديريت غربي است ( مشرف جوادي، ۱۳۷۸، ص ج).

هنگامي كه صحبت از مديريت در اسلام مي‌شود، ابتدا منظور اداره ی امور بهره‌برداري صحيح از نعمت هاي الهي بر اساس اعتقاد به جهان‌بيني توحيدي است. يعني كليه ی اعمال و رفتار انسان ها و يا مديران بايد بر مبناي جهان‌بيني توحيدي باشد و فلسفه توحيدي ايجاب مي‌كند كه اعمال يك مدير، علاوه بر انطباق با جهان‌بيني توحيدي، با اصول و اهداف جامعه اسلامي نيز تطبيق داشته باشد (مشرف جوادي ۱۳۷۸، ص ۳).

سازمان امور اداري و استخدامي در مورد مديريت اسلامي اين تعريف را آورده است: « مديريتي كه زمينه ی رشد انسان به سوي‌ ا… را فراهم نمايد و مطابق كتاب و سنت و روش پيامبر (ص) و امامان معصوم وعلوم و فنون و تجارب بشري جهت رسيدن به اهداف يك نظام در ابعاد مختلف، همانند يك محور عمل كند، مديريت اسلامي مي‌ناميم. « مديريت اسلامي، ۱۳۶۴).

حضرت آیه ا… مصباح يزدي نيز براي مديريت اسلامي سه معني و برداشت قايل می باشند: “… بررسي شيوه ی مديران مسلمان در طول تاريخ امت اسلامي، تحليل شيوه‌اي مديريت مسلمان و نشان دادن خصلتهايي است كه از مسلمان بودن آنان نشأت گرفته است و معناي سوم اين كه مسايل مديريت اسلامي را در منابع اسلامي (قرآن و سنت) مورد بررسي قرار دهيم و سيره ی مديران معصوم (ع) را نيز به عنوان سنت عملي مورد توجه قرار دهيم “. (ديدگاه‌هاي اسلام درباره مديريت، صص ۲۸-۲۷).

از ديدگاه “عسگريان “، مديريت از ديدگاه اسلام كه درجامعه اسلامي جريان مي‌يابد در مسير نزديكي به ا… قرار دارد، بدين معني كه در كليه ی سطوح آن زهد و تقوي پيشه مي‌شود، سعي در بخشش و ارشاد فزوني مي‌يابد و جلب رضايت اكثريت بيشتر مي‌گردد (عسگريان، ۱۳۷۰، ص ۵۲).

“هاشمي ركاوند” نيز مديريت در اسلام را در اصل بر مبناي كلامي و عقيدتي ملهم از قرآن و سنت‌نبي (ص) استوار مي‌داند ( هاشمي ركاوند، ۱۳۷۹، ص ۷۶) از نظر ابراهيمي منظور از مديريت اسلامي آن است كه در عمل و اجر و هدف. عدالت اجتماعي را مد نظر قرار دهد و مقصود نهايي آن كسب رضايت خداوند باشد و خدمت به خلق را نوعي عبادت بداند و زندگي ومعيشت افراد در همين راستا تأمين شود (ابراهيمي ۱۳۷۵، ص ۲۸).

“تقوي دامغاني” بدون اين كه از مديريت اسلامي تعريفي ارايه دهد در مورد چيستائي مديريت توضيحي داده و به امانت بودن، تكليف بودن و حق نبودن، خدمت بودن و مواردي از اين قبيل اشاره كرده است و سپس به توضيح نقش مدير در جوامع اسلامي پرداخته است(تقوي دامغاني، ۱۳۷۷).

“نبوي”، پس از ارايه تعاريفي از مديريت در نظريه‌هاي غربي، مديريت اسلامي را اين چنين تعريف كرده است:

“مديريت «هنر وعلم به كارگيري صحيح افراد و امكانات درجهت وصول اهداف سازماني است، به نحوي كه با موازين شرع مغايرت نداشته باشد”. (نبوي ۱۳۸۰، ص ۳۳)

“قبادي” نيز مديريت اسلامي، يعني آن بخش از «مديریت» و فرآيند آنرا، كه مستند به وحي الهي و منابع اسلامي باشد و وجه تمايز آن با ديگر مديريت ها را در مبتني بر وحي بودن، نبود نظام بهره‌كشي انسان از انسان، مبتني بودن بر ارزش هاي متعالي، مطلق و ثابت و استوار بودن برپايه ی تعالي، كرامت و شرافت انسانها مي‌داند مديريت اسلامي تعريف كرده است (قبادي، ۱۳۷۸،ريال ص ۱۲).

 

 

 

 

 

 

  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق هنر در اسلام-خرید اینترنتی تحقیق هنر در اسلام-دانلود رایگان مقاله هنر در اسلام-دانلود فایل تحقیق هنر در اسلام
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هنر قديم است به قدمت بشريت- تاريخ هنر ملت ها نموداري از استعدادها و توانايي‌ها و انديشه ها و پشتكار و پايداري و استقامت آن ها مي باشد. آثار مكشوف از طبقات مختلف زمين گوياي تمدن گوناگون اوضاع جغرافيايي و تأثيرات مذهب و سياست و اقتصاد و سيستم حكومت اجتماعي وضع زندگي ويژه ملت ها است. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما به ارائه توضیحات خواهیم پرداخت

روح هنر اسلامي

گرچه وحدت خود يك حقيقت كاملاً عيني است بنظر انسان يك مفهوم ذهني و انتزاعي جلوه مي كند. اين امر فيزيكي دو عامل كه از روحيه و طرز تفكر مردم سامي نژاد بر مي خيزد علت انتزاعي بودن هنز اسلامي است. اسلام مبتني بر توحيد است و وحدت را نمي توان با هيچ تصويري نمودار ساخت و بيان كرد. لكن به كار بردن تصوير در هنر اسلامي بكلي منع نشده است در هنري كه اختصاص به امور ديني ندارد مي توان از تصوير استفاده كرد به شرطي كه تصوير خداوند و يا صورت پيغمبر اسلام (ص) نباشد. تصويري كه سايه مي افكند استثنائي جايز است به شرحي كه يك تصوير هندسي از حيوانات باشد. چنانكه در آثار معماري قصور و جواهرات و تزيينات ديده مي شود. تصوير نباتات و حيوانات بطور كلي جايز است لكن فقط طرح هاي هندسي گياهي است كه قطعاَ متعلق به هنر دين اسلام است وجود نداشتن تصاوير در مسابقه در مرتبه اول يك هدف منفي دارد و آن از ميان برداشتن هرگونه حضوري است كه ممكن است در مقابل حضور خداوند جلوه كند و باعث اشتباه و خطا شود به علت نقصي كه در هر تمثيل وجود دارد. در مرتبه ثاني وجود نداشتن تصوير يك هدف و غايت مثبت دارد كه آن تأكيد جنبه تنزيه باريتعالي است بدين معني كه ذات مقدس او را نمي توان با هيچ چيز سنجيد. دارويي كه اين مرض گيجي و اشتباه را علاج مي كند حكمت است كه هر چيز را در جاي خود قرار مي دهد. در هنر به كار بردن حكمت يعني درك اين حقيقت كه هر اثر هنري بايد طبق قوانيني ساخته و پرداخته شود. همچنين معماري اسلامي سعي نمي كند كه سنگيني طبيعي سنگ را با نشان دادن يك حركت صعودي در سنگ مرتفع سازد چنانچه در معماري گوتيك متداول است. اعتدال بي حركت مستلزم عدم حركت است لكن در معماري اسلامي ماده سنگين و بي شكل با حكاكي طرح هاي تزييني زخرفي و اسليمي و حجاري به اشكال مقرنس و مشبك سبكي شبيه به اشياء حاكي ماوراء يافته است و بدين وسيله نور بر هزار جهت تابيده و سنگ و گچ را مبدل به يك جوهر قيمتي مي سازد. اين امر ثابت مي كند كه غيبت هنر اسلامي يعني وجود نداشتن هرگونه ميل ذهني و دروني يا انگيزه احساسات باطني هيچ رابطه اي با روش استدلالي حرف يا راسيوناليزم ندارد و راسيوناليسم چيست مگر محدود كردن عقل به حدود بشري؟ و همين محدوديت است كه در معماري رنسانس و تعبير دروني و زنده كه در آن دوره از معماري شده است نمودار است و طبق آن سنگ را به نحوي بكار مي بردند كه انكار داراي برخي خصايص بشري و رواني است. همچنين مطابق با قول استادان اسلامي كه مؤيد اين امر است مي‌توان گفت كه هنر عبارتست از ساختن و پرداختن اشياء مطابق با طبيعت و فطرت آن‌ها كه بالقوه زيبا است چون از دست خداوند آمده است هنر يعني ماده را شرافت و اصالت بخشيدن. اين قوانين بخوبي در هنر معماري اسلامي مشهود است به عنوان مثال مسجد دورة اول اسلام كه يك تالار بزرگ نماز با يك سقف عريض مسطح است كه به وسيله يك عده ستون هائي كه واقعاً مانند يك نخلستان است نگاه داشته شده است انسان را به ياد محيط صحرا گردان مي اندازد. در هر سرزميني كه اسلام انواع قلبي معماري را در خود جذب كرد مانند امپراطوري بيزانس (روم) و ايران و هندوستان صور و اشكال موجود بسوي دقت بيشتر هندسي توسعه يافت. اين امر بصورت كيفي است و بدون شك در هندوستان است كه شديدترين تضاد بين معماري محلي و معماري اسلامي در معماري هند در عين حال كه خشن و پيچيده است ساده و غني است مانند يك كوه مقدس پر از غارهاي مخفي در حالي كه معماري اسلامي تمايل به روشني و وضوح و اعتدال و متانت است.[۱]


هنر در نخستين سال هاي اسلام

نخستين شكوفايي هنر اسلامي در دمشق كه امروزه سوريه ناميده مي شود بود كه اين شهر در آن زمان پايتخت نيز بود. دور نخستين نام خود را از اولين سلسله اسلامي يعني حامي خويش «اموي» گرفت. اين وضع تا حدود سال ۷۵۰ ميلادي كه پايخت از سوريه به بين النهرين منتقل شد سلسله اي جديد بنام عباسي به قدرت رسيد ادامه داشت و از آن پس با حمايت خفاي شرقي سبكي نوين بسرعت رو به تكامل گذاشت. در حال حاضر ما از هنر فلزكاري، نساجي و تذهيب كاري آن زمان عملاً هيچ اطلاعي نداريم اما با توجه به ظروف سفالين سواي ظروف بدون لعاب كه صرفاَ جنبه استفاده عمومي داشته، قوانين فقط كوزه هاي نسبتاً بزرگ با پوشش  لعابي قلياي آبي، سبز را كه ابتدا به وسيله پارتي ها به وجود آمده بود به دوران اموي ها نسبت دهيم. موقعيت معماري به دليل به جاي ماندن بناهاي مذهبي و غير مذهبي متفاوت است مهمترين اين بناها قبه الصفحه، مسجد الاقصي در اورشليم، مسجد اعظم دمشق چند شهرك و دژ و شمار زيادي كاخ واقع در حاشيه صحرا است كه پسرانشان آن ها را بنا كرده اند.

مسجد قبه الصخره در ۶۸۷ م/۶۵ هـ. به وسيله خليفه عبدالملك پايه گذاري و در ۶۹۱م/۶۹ تكميل شد مسجدالاقصي نيز به دست عبدالملك ساخته شد ولي بعدها چندين بار مورد تجديد ساختمان قرار گرفت امروزه از بناي اصلي و نخستين آن اندكي بيش باقي نمانده است. ساختمان مسجد اعظم دمشق در ۷۰۵م/۸۳ به وسيله خليفه وليد آغاز و در ۷۱۵م/۹۳ به پايان رسيد. كليه اين بناها و ساختمان هاي تاريخي، زيبا و قابل توجه است، مساجد بخاطر معماري و تزييناتشان كه غالباَ موزائيك كاري است شهرها به خاطر طرح و نقشه كاخ ها به دليل گچبري ها و نقاشي ها و پرتوي كه بر ماتهيت و وضع زندگي معاصرشان مي افكنند حائز اهميت هستند. نقشه قبه الصخره هشت ضلعي يا بيشتر شامل يك هشت گوشه بسته بيروني است كه دو هشت گوشه باز استوار بر ستون ها را در بر مي گيرد بر فراز اين ها قبله اي روي ساقه اي بلند و دايره شكل بنا شده است. اين نقشه نمايشگر كاري زيباست كه قبلاَ در دنياي بيزانس عهد يوستينانوس در كليساهاي مانند سن سرگيوي و باكوس قسطنطنيه (۵۲۶-۵۳۷ م) و سن ويتاله در راونا (۵۲۶-۵۴۷ م) راه تكامل را پيموده بوده است نزئينات داخلي آن نيز نه فقط به مقدار زياد مرهون هنر مسيحي سوريه و فلسطين است بلكه به سراسر دنياي بيزانس هم مديون است.[۲]




  • بازدید : 84 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق انقلاب اسلامی ایران-خرید اینترنتی تحقیق انقلاب اسلامی ایران-دانلود رایگان مقاله انقلاب اسلامی ایران-تحقیق انقلاب اسلامی ایران
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بدون‌ شك‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ يكي‌ از بزرگترين‌ و بلكه‌ بزرگترين‌رويداد قرن‌ بيستم‌ است‌ و به‌ خصوص‌ كه‌ وقوع‌ آن‌ همزمان‌ با پايان‌ قرن‌چهاردهم‌ و شروع‌ قرن‌ پانزدهم‌ هجري‌ است‌ و به‌ عنوان‌ نقطه‌ عطفي‌ در تاريخ‌معاصر جهان‌ اسلام‌ و به‌ خصوص‌ ايران‌ اسلامي‌ قلمداد مي‌شود.
ماهيت‌ انقلاب‌ اسلامي‌
 نگاهي‌ تحليلي‌ به‌ پيشينه‌ي‌ فكري‌و تاريخي‌ اسلام‌ و ايران‌
پس‌ از رحلت‌ رسول‌ اكرم‌(ص‌) با انتخاب‌ ابوبكر به‌ عنوان‌ خليفه‌ نوعي‌نوعي‌ جدايي‌ و تجزيه‌؛ بين‌ دين‌ و سياست‌؛ پديد آمد. چنانكه‌ بعدها ابوبكردر پاسخ‌ به‌ برخي‌ سؤال‌هاي‌ ديني‌ و فكري‌ كه‌ از سوي‌ برخي‌ يهوديان‌ به‌ منظورشكست‌ اسلام‌ مطرح‌ مي‌شد، و خود نمي‌توانست‌ پاسخي‌ در خور به‌ آنهابدهد، ناچار متوسل‌ به‌ حضرت‌ امير(ع‌) مي‌گرديد. وي‌ بارها بازگو كرد كه‌وارث‌ علم‌ (معنويت‌) رسول‌ اكرم‌(ص‌) آن‌ مرد (يعني‌ علي‌(ع‌)) است‌ و من‌تنها وارث‌ شأن‌ حكومت‌ آن‌ بزرگوار هستم‌. بدنبال‌ خلافت‌ دو خليفه‌ اول‌ ودوم‌؛ كه‌ سعي‌ در اداره‌ جامعه‌ي‌ اسلامي‌ به‌ ميزان‌ فهم‌ و توانايي‌ خود از ظاهراسلام‌ داشتند، در زمان‌ خلافت‌ عثمان‌ به‌ جهت‌ عملكرد سوءِ وي‌؛ از جمله‌ برروي‌ كار آوردن‌ برخي‌ چهره‌هاي‌ بدنام‌ بني‌اميه‌ كه‌ از سوي‌ پيامبر اسلام‌(ص‌)طرد و يا مهدورالدم‌ اعلام‌ شده‌ بودند؛ و نيز پس‌ از به‌ خلافت‌ رسيدن‌ علي‌(ع‌)و مخالفت‌ برخي‌ صحابه‌ و اطرافيان‌ معروف‌ پيامبر(ص‌) با ايشان‌؛ كه‌ منجر به‌جنگ‌ بزرگ‌ و معروف‌ گرديد كه‌ حاصلي‌ جز تحليل‌ نيرو و قدرت‌ امت‌اسلامي‌ نداشت‌؛ بذر بسياري‌ از پرسش‌ها و ترديدها نسبت‌ به‌ حقانيت‌ اين‌شخصيت‌ها و حتي‌ وجود مقدّس‌ حضرت‌ امير(ع‌) در ميان‌ امت‌ اسلامي‌افشانده‌ شد و همين‌ امر به‌ سرگشتگي‌ و حيرت‌ امت‌ اسلامي‌ در عرصه‌ي‌تشخيص‌ حق‌ و باطل‌ منجر شد به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اين‌ امر سبب‌ شورش‌ برخي‌مسلمانان‌ تندرو همچون‌ “خوارج‌” و سوءِ استفاده‌ي‌ ياران‌ معاويه‌ از شرايط‌موجود گرديد، تا سرانجام‌ با شهادت‌ علي‌(ع‌) و پس‌ از ايشان‌، امام‌ حسن‌(ع‌)،امر خلافت‌ به‌ حكومت‌ معاويه‌ و اخلاف‌ او منتهي‌ گرديد. در زمان‌ رسول‌گرامي‌ اسلام‌ صلّي‌اللّه‌عليه‌ و آله‌ به‌ جهت‌ اشتغالات‌ نظامي‌ و حضور آرام‌بخش‌آن‌ بزرگوار در ميان‌ امت‌ اسلامي‌ مباحث‌ اعتقادي‌ به‌ نحو طبيعي‌ تحت‌ كنترل‌و جاذبه‌ي‌ شخصيت‌ آن‌ حضرت‌ بود. (البته‌ آن‌ بزرگوار در مواقع‌ مقتضي‌مستقيماً به‌ پرسش‌هاي‌ اعتقادي‌، اخلاقي‌ و سياسي‌ مسلمانان‌ پاسخ‌ قاطع‌ واطمينان‌بخش‌ مي‌دادند. بعدها بدنبال‌ ظهور اختلافات‌ سياسي‌ و پس‌ از آن‌كلامي‌، و نيز بدنبال‌ فتوحات‌ بزرگ‌ نظامي‌ و در نتيجه‌ي‌ ارتباط‌ با فرهنگ‌هاي‌بزرگ‌ و حكومتهاي‌ نيرومند همچون‌ روم‌، ايران‌ و مصر، پاره‌اي‌ مسائل‌ وشبهات‌ كلامي‌ و فلسفي‌ همچون‌ مسئله‌ي‌ نحوه‌ي‌ تعيين‌ امام‌ بعد از حضرت‌رسول‌(ص‌) و يا مسائلي‌ نظير حكم‌ مرتكب‌ گناه‌ كبيره‌ و يا طرح‌ مسئله‌ي‌سرنوشت‌ساز جبر و اختيار؛ پديد آمد كه‌ به‌ برخورد و تضارب‌ آراء و حتي‌تهاجم‌ فرهنگي‌ گسترده‌ از سوي‌ برخي‌ دشمنان‌ اسلام‌ ـ خصوصاً قوم‌ يهود(ع‌)ـ منجر گرديد. و اين‌ مسئله‌ خود باعث‌ بروز برخي‌ تحوّلات‌ بزرگ‌ فكري‌،كلامي‌ و سياسي‌ در جهان‌ اسلام‌ شد. اين‌ پديده‌ از اواخر قرن‌ اوّل‌ آغاز و درقرن‌ دوّم‌، بويژه‌ نيمه‌ دوّم‌ اين‌ سده‌، رفته‌ رفته‌ شدت‌ گرفت‌ و با تأسيس‌ بيت‌الحكمه‌ و ترجمه‌ متون‌ يوناني‌، سرياني‌، پهلوي‌ و هندي‌ تدريجاً مباني‌ علوم‌اسلامي‌؛ كه‌ تماماً به‌ صورت‌ كلي‌ و اجمالي‌ توسط‌ حضرت‌ امير(ع‌) و فرزندان‌بزرگوار ايشان‌ پايه‌ريزي‌ شده‌ بود؛ به‌ صورت‌ مكاتب‌ كلامي‌، اعتقادي‌ وسياسي‌ شيعه‌ در كنار فرقه‌هايي‌ همچون‌ مرجئه‌، خوارج‌، معتزله‌ و بعدهااشاعره‌ با ده‌ها انشعاب‌ بزرگ‌ و كوچك‌ داخلي‌ ظهور نمود. بدنبال‌ ظهوراين‌ فرقه‌ها اختلافات‌ فكري‌ و سياسي‌ ميان‌ مسلمين‌ و پيروان‌ مكاتب‌ مذكورشدّت‌ گرفت‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اين‌ امر منجر به‌ برخي‌ قيام‌ها و نهضت‌هاي‌ فكري‌ ـنظامي‌ مخالف‌ حكومت‌ بني‌اميه‌ گرديد. چنانكه‌ قيامهاي‌ معروف‌ “زيديان‌”،”قرامطه‌”، “علويان‌ طبرستان‌”، “فاطميان‌”، “اسماعيليه‌”، “سربداران‌”،”حروفيه‌” و “نقطويان‌” از زمان‌ حكومت‌ بني‌ اميه‌ و پس‌ از آن‌ بني‌ عباس‌ تاسده‌هاي‌ اخير از زمره‌ آن‌ محسوب‌ مي‌گردند. البته‌ پيشتر باروي‌ كار آمدن‌ِمعاويه‌ دين‌ و سياست‌ به‌ صورت‌ آشكارا از يكديگر جدا گشته‌ بود به‌ گونه‌اي‌كه‌ دين‌ تنها به‌ عنوان‌ زيوري‌ براي‌ سياست‌ كاربرد داشت‌ و سياست‌ با ظاهري‌فريبنده‌ غالب‌ بود. بدنبال‌ آن‌ خلافت‌ اسلامي‌، موروثي‌ و تبديل‌ به‌ سلطنت‌گرديد. در اين‌ ميان‌ برخي‌ انديشمندان‌ يهودي‌ به‌ صورتي‌ مخرّب‌ و خطرناك‌،با نفوذ در تفكّر و جامعه‌ اسلامي‌ و با طرح‌ مسئله‌ي‌ ديرباز تعارض‌ ميان‌ “علم‌ وايمان‌” و” عقل‌ و وحي‌” سهم‌ عمده‌اي‌ در اين‌ تجزيه‌ و تحريف‌ اسلام‌ به‌شكل‌ “جدايي‌ دين‌ از سياست‌” و تبديل‌ خلافت‌ به‌ سلطنت‌ داشتند. به‌ طور كلي‌اين‌ انديشه‌ كهن‌ِ يهودي‌ با همراهي‌ برخي‌ متفكران‌ و متكلّمين‌ نامتعادل‌اسلامي‌، هم‌ از جهت‌ فرهنگي‌ و هم‌ سياسي‌، به‌ اختلافات‌ بزرگ‌ كلامي‌ وسياسي‌ مسلمين‌ دامن‌ مي‌زد. بدنبال‌ چنين‌ جريان‌ فكري‌ كه‌ گاه‌ صورتي‌ نظامي‌و خشن‌ به‌ خود مي‌گرفت‌، پس‌ از جدا شدن‌ سياست‌ از دين‌ و معنويت‌ اسلامي‌،ميان‌ علوم‌ اسلامي‌ در عرصه‌ اعتقاد و انديشه‌، تعارض‌هايي‌ تفرقه‌انگيز وجدايي‌ ساز پديد آمد به‌ گونه‌اي‌ كه‌ ميان‌ “فقها”، “محدثين‌” و “مفسرين‌” ازيك‌ سو و “فلاسفه‌”، “عرفا” و برخي‌ “متكلمين‌” از سوي‌ ديگر اختلافاتي‌اساسي‌؛ كه‌ در برخي‌ مواقع‌ به‌ شكل‌ خشن‌ و منازعه‌ برانگيز ظاهر مي‌شد؛بوجود آمد. با گذشت‌ زمان‌ اين‌ اختلاف‌ها گسترش‌ يافت‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در قرن‌چهارم‌ و پنجم‌ هجري‌ شاهد اوج‌ درگيري‌ ميان‌ علماي‌ اين‌ علوم‌ و مكاتب‌فكري‌ و كلامي‌ هستيم‌. از سوي‌ ديگر برخي‌ متفكّران‌ جهان‌ اسلام‌ با الهام‌ ازتفكّر برخي‌ متفكّران‌ دين‌ يهود و مسيحيّت‌ ـ كه‌ اعتقاد به‌ تعارض‌ ميان‌”عقل‌ و ايمان‌” داشتند ـ اعتدال‌ و جامعيت‌ اسلام‌ را خدشه‌دار نمودند. تعارض‌ميان‌ عقل‌ و ايمان‌ در عرصه‌ حكومت‌ حاصلي‌ جز جدايي‌ دين‌ از سياست‌نداشت‌. گروهي‌ از زاهدان‌ و متصوفه‌ اسلامي‌ تنها به‌ جنبه‌ ما بعدالطبيعي‌ اسلام‌توجه‌ نمودند و با الهام‌ از برخي‌ رياضت‌هاي‌ سخت‌ از فرهنگهاي‌ غيراسلامي‌همچون‌ مرتاضان‌ هند و برخي‌ زاهدان‌ مسيحي‌ و يهودي‌ پيوند ميان‌ دين‌ ومسائل‌ دنيوي‌ را انكار نمودند. در مقابل‌ اين‌ گروه‌ عده‌اي‌ از فقها و محدثين‌ ومتكلمين‌ “مشبّهه‌” و “مجسمه‌” حتي‌ در ساحت‌ اعتقادات‌ مابعدالطبيعي‌اسلام‌ نيز فقط‌ توجّه‌ به‌ ابعاد “تشبيهي‌” و “مادي‌” و “دنيوي‌” اين‌ دين‌ بزرگ‌ وجامع‌ داشتند. البته‌ چنين‌ رويكرد و تفكّر نامتعادل‌ِ شبه‌ اسلامي‌ خود باعث‌تشديد و تقويت‌ روح‌ “قشريگري‌”، “تعصب‌”، “تحجّر” و “استبداد شبه‌ ديني‌ وسياسي‌” گرديد. چنانكه‌ تقابل‌ ميان‌ متكلّمين‌ “ظاهر” انديش‌، همچون‌ حشويه‌ ومجسمه‌ از يك‌ سو، و اهل‌ “باطن‌” و “تاويل‌” نظير “اسماعيليه‌” و “باطنيه‌”از سوي‌ ديگر، در تفكّر و جهان‌ اسلامي‌ از نمونه‌هاي‌ بارز اين‌ پديده‌ محسوب‌مي‌گردند. همچنانكه‌ بيان‌ گرديد اين‌ هر دو گروه‌، با اعتقاد به‌ تعارض‌ ميان‌جهان‌ “مابعدالطبيعه‌” و “طبيعت‌” و نيز “وحي‌ ربوبي‌” و “عقل‌ انساني‌” زمينه‌فكري‌ تحكيم‌ قدرتهاي‌ جائر را فراهم‌ آوردند و در نتيجه‌ي‌ عامل‌ فكري‌ وشبه‌ديني‌ روند جدايي‌ دين‌ از سياست‌ ادامه‌ يافت‌. ليكن‌ توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ لازم‌است‌ كه‌ برخي‌ از علما، فلاسفه‌ و برخي‌ متفكّران‌ بزرگ‌ اسلامي‌ همچون‌”فارابي‌”، “بوعلي‌” و بعدها “خواجه‌ نصير”، با الهام‌ از روح‌ ديانت‌ مقدس‌اسلام‌، قرآن‌ كريم‌ و عترت‌ بزرگ‌ پيامبر(ص‌) مبني‌ بر اعتقاد به‌ تطابق‌ وهماهنگي‌ “وحي‌ نبوي‌” با “عقل‌ انساني‌”، متوجّه‌ ابعادِ عميق‌ِ “عقلاني‌” اين‌ دين‌بزرگ‌ گشتند و به‌ دفاع‌ و تفسير علمي‌ و عقلاني‌ ـ در برابر دفاع‌ِ صرف‌ مبتني‌ برايمان‌ و تقليد ـ از اسلام‌ مبادرت‌ ورزيدند. و همچنين‌ ضمن‌ اعتقاد عقلاني‌ ومعقول‌ به‌ تعاليم‌ اسلامي‌، متذكّر پيوند فلسفه‌ و فهم‌ عقلاني‌ از اسلام‌ با حكومت‌اسلامي‌ در صحنه‌ عمل‌ و روابط‌ اجتماعي‌ امت‌ اسلامي‌ گرديدند چنانكه‌بوعلي‌ و خواجه‌نصير با اعتقاد به‌ پيوند مذكور و ارتباط‌ حكمت‌ نظري‌ باحكمت‌ عملي‌، خود ـ به‌ عنوان‌ وزراي‌ سلاطين‌ زمان‌ خود ـ اهتمام‌ جدي‌ به‌امر دنيا و سياست‌ جوامع‌ اسلامي‌ و انطباق  آن‌ با احكام‌ و معارف‌ ديني‌ وحكمت‌ انساني‌ نمودند ليكن‌ به‌ دليل‌ وجود سلاطين‌ مستبد و خودكامه‌ قادر به‌ايجاد و تشكيل‌ حكومت‌ واقعي‌ اسلامي‌ نگرديدند و تنها در عرصه‌هاي‌محدودي‌ موفّق‌ به‌ حفظ‌ انديشه‌ درخشان‌ اسلامي‌ گشتند. خصوصاً در زمان‌وزارت‌ خواجه‌ كه‌ به‌ جهت‌ استيلاي‌ پادشاهان‌ وحشي‌ و خونخوار مغول‌ درايران‌، برخي‌ تدابير ارزشمند آن‌ متفكّر بزرگ‌ و فيلسوف‌ عظيم‌الشأن‌ مانع‌ ازنابودي‌ مصالح‌ و كيان‌ اين‌ امت‌ بزرگ‌ اسلامي‌ گشت‌. با توجّه‌ به‌ مطالب‌ مذكورهر چند نظام‌ عيني‌ و سياسي‌ ولايت‌ در همان‌ ابتداي‌ تاريخ‌ اسلام‌ با استيلاي‌خلفاي‌ غاصب‌ بني‌ اميه‌ و بني‌ عباس‌ و خلع‌يد از ائمه‌ معصومين‌ عليه‌السلام‌دستخوش‌ شكاف‌ و تجزيه‌ گرديد و درنتيجه‌ دين‌ از عرصه‌ سياست‌ و حكومت‌جدا شد، اما بعد از غيبت‌ كبراي‌ آخرين‌ امام‌ معصوم‌(ع‌) و رحلت‌ نواب‌خاصه‌،برخي‌ فقهاي‌ عظيم‌الشأن‌ تشيّع‌ از جمله‌ شيخ‌ صدوق‌ و شيخ‌ مفيد …عهده‌دار مقام‌ اق فتاء و قضا و رسيدگي‌ به‌ وضع‌ مالي‌ شيعيان‌ شدند و در واقع‌نوعي‌ دولت‌ محدود شيعي‌ در دولت‌ و حكومت‌ وسيع‌ و بزرگ‌ خلفاي‌بني‌عباس‌ تشكيل‌ دادند. در كنار اين‌ فقها، فلاسفه‌ بزرگ‌ شيعي‌ و برخي‌متكلّمين‌ نيز به‌ تبيين‌ و صيانت‌ ابعاد معارف‌ عقلاني‌ تشيع‌ مبادرت‌ جسته‌ و به‌تفسير عقلاني‌ محتواي‌ دين‌ اسلام‌ پرداختند. همچنين‌ بسياري‌ از عرفاي‌ اصيل‌اسلامي‌ به‌ دفاع‌ از اصالت‌ و حقانيت‌ وحي‌ نبوي‌ و شهود ديني‌ همت‌ گماردند.در واقع‌ اين‌ بزرگان‌ هر يك‌ بر اساس‌ تخصص‌ و توانايي‌ خود در برخي‌ علوم‌اسلامي‌ به‌ دفاع‌ از جنبه‌هاي‌ فقهي‌ و يا فلسفي‌ ـ كلامي‌ و همچنين‌ عرفاني‌ اسلام‌مبادرت‌ جسته‌ اما بر اثر عدم‌ رويكرد جامع‌ و متعادل‌ برخي‌ از آنها به‌ علوم‌اسلامي‌ تدريجاً بعضي‌ اختلاف‌ها و حتي‌ تعارضات‌ شديد ميان‌ اين‌نمايندگان‌ معارف‌ اسلامي‌ از فقه‌ و كلام‌ تا حديث‌ و فلسفه‌ و عرفان‌ ظهورنمود. برخي‌ از اين‌ اختلاف‌ها به‌ كشمكش‌ و تكفير و حتي‌ نابودي‌ و مرگ‌عده‌اي‌ از آنها منجر گرديد و اين‌ همه‌، همانطور كه‌ بيان‌ گرديد، از عدم‌ نگاه‌ وتوجه‌ جامع‌ و كامل‌ آنها به‌ همه‌ معارف‌ و ابعاد مختلف‌ علوم‌ اسلامي‌ بود. تاآنجا كه‌ شهادت‌ شخصيت‌هاي‌ بزرگي‌ چون‌ عين‌القضاه‌ و سهروردي‌ و حلاج‌در ميان‌ عرفا و فقها دوگونه‌ متضاد تفسير شده‌ است‌. و برخي‌ فقهاي‌ عاليقدرتوسط‌ قدرت‌هاي‌ زمان‌، با همراهي‌ و توجيه‌ فقهي‌ بعضي‌ فقهاي‌ درباري‌ ووابسته‌ به‌ حكومت‌هاي‌ وقت‌ محكوم‌ به‌ مرگ‌ گرديدند.
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

– در جزيره العرب يا شبيه جزيره عربستان از هزاره هاي هفتم و ششم ق م آثار پارينه – سنگي و ميانسنگي گوناگون به دست آمده است . با آنکه اقليم سخت و خاک خشک آن سرزمين قاره مانند امکانات کاوشگري را تا کنون محدودوگاهي متوقف داشته ليکن باز در نواحي دورافتاده از هم خاک عربستان کاوشهاي باستاني مهم به عمل آمده است که مراکز عمده آن عبارتند از : بخش شرقي در ناحيه شبه جزيره قطر بخش مرکزي در ناحيه خشک و شنزار ربع الخالي و واديهاي شمال آن تا خطه نجد بخش جنوبي شبه جزيره از ظفار رو به شرق ناحيه عدن و يمن در جنوب عربي و بخش شمال غربي از تيماء( در شمال مکه ) تا اردن و خليج عقبه آثار عمده اي که از مراکز ياد شده به دست آمده مشتمل است بر : گوه (چوب شکن ) و مته اي از سنگ يشم در شمال يمن ابزارهاي سنگ چخماقي در نجد تبر دستي از سنگ يشم در بخش شرقي و نيز آثار ديگري در همان ناحيه قطر و بخصوص در جزيره بحرين که نمايانگر برقراري روابط ميان ساکنان آن نواحي با مردم هندوستان در عصر نوسنگي است 
قديمي‌ترين متن تاريخي که در آن از قوم عرب ياد شده کتيبه اي است آشوري که از زمان شلمنصر سوم (۸۵۹تا۸۲۴ق م) برجامانده است در تلمود که مجموعه مدون شريعت شفاهي بني اسرائيل و نيز در تورات که نام پنج کتاب اول شريعت حضرت موسي است ذکر جزيره العرب و قوم عرب به ميان آمده است .
دولتهاي عمده اي که از دوران باستان در عربستان تشکيل يافته اند به دو دسته شمالي چون تدمر نبطيان و عسانيان و جنوبي مانند معين قتبان سبا و حضرموت تقسيم شده اند به موجب کتيبه هاي مکشوف و پژوهشهاي دانشمندان در صد ساله اخير يکي از قديمي‌ترين دولتهاي جنوبي معين بوده که از حدود ۱۳۰۰ تا۶۰۰ ق م دوام و شهرت مي‌داشته است و ديگر دولت قتبان و اين هر دو به دست دولت سبا منقرض شدند باز بر طبق کتيبه هاي بسيار و عموماً بدون سنه معين که درباره دولت سبا به دست آمده است دولت سبا نام خود را از لقب يعرب ابن قحطان مي‌گرفته که نياي بزرگ بسياري از شيوخ قبايل جنوبي بوده ، و شهر سبا و سد مارب را برپا ساخته است در قرن دهم ق م اين دولت با فرمانروايي ملکه سبا به اوج قدرت و توانگري رسيد .
مهمترين دولتهاي تشکيل يافته در شمال جزيره العرب که تا سرزمين سوريه گسترش يافته بود تدمر يا پالمير بود که نامش در لوحه اي اکدي متعلق به سده نوزدهم ق م آمده است و ديگر دولت نبطيان که از سده هفتم ق م قدرت و اعتبار يافت و سرزميني بزرگ از بخش جنوبي فلسطين تا کناره بحر احمر را به زير فرمان خود در آورد .
تاريخ قوم عرب از ميانه سده نهم ق م مضبوط و مشخص مي‌شود و پيش از آن بسياري مطالب در مرحله ترديد و ابهام باقي مي‌ماند از دولتهاي پيش از اسلام عربستان نيز ذکري از ملوک لخمي‌به ميان مي‌آوريم که قلمروشان بخشي از شمال شرقي شبه جزيره و دوام دولتشان از اواخر سده سوم ق م تا اواخر سده ششم ميلادي بود پادشاهان آخري اين سلسله تابع ساسانيان بودند و دولت ساساني به ياري آنان از گزند غارتگريها طوايف باديه نشين عرب مصون مي‌مانده است 


شک نيست که در عربستان ميان قبايل بيابانگرد و مردم شهر نشين تفاوت فاحش وجود مي‌داشته است و طبعاً بدويان چادر نشين عرب نمي‌توانسته اند صاحب هنر يا فرهنگي قابل ذکر بوده باشند ليکن در شرايط شهر نشيني پيشرفته اي که بخصوص در دولتهاي بخش جنوب غربي شبه جزيره به وجود آمد تمدني قومي‌و شايان توجه پا گرفت که از جهات بسيار قابل مقايسه با تمدنهاي مصر و بابل و يونان و ايران بود و در طول زمان نيز تاثيراتي از هر يک آنان پذيرفت ناگفته نگذاريم که علاوه بر بيانگردان و شهر نشينان طوايفي از اعراب نيز در سراسر خاک عربستان پراکنده بودند که در واحه ها يا کنار چشمه هاي آب دايمي‌سکونت مي‌داشتند و به مراحل پيشرفته تري از کشاورزي و دامداري و رفاه اجتماعي دست يافتند ساکنان عربستان به طور عموم گرچه تشکيل نژاد يا ملتي واحد نمي‌دادند ليکن همگي به زبان عربي با گويشهاي متفاوت سخن مي‌گفتند مورخان اسلامي‌به پيروي از علماي انساب عرب تمامي‌قبايل عرب را به دو دسته بزرگ يعني جنوبي يا قبايل قحطان يمني و شمالي يا قبايل عدنان تقسيم کرده اند .
در ميان ساکنان شبه جزيره عربستان پرستش ارواح غير آدمي‌چون ملايکه و جن و غول و همچنين پرستش اجرام آسماني واجداد خانوادگي و اصنام معمول بود بسياري از قبايل جانوري چون سگ خرس سوسمار سنگ پشت گاو و مانند آن را بت خاص خود قرار مي‌دادند و نام آن جانور را برقبيله يا سران قبيله خود مي‌نهادند ايشان صنمهاي خويش را از چوب و طلا و نقه و يا از سنگ مي‌ساختند گرچه به گفته برخي مورخان اسلامي‌قوم عرب در سايه رهبري حضرت ابراهيم يکتاپرست شده بودند ليکن مسلم است که پس از چندي دوباره به شرک گراييده بودند علماي اديان معتقدند که عرب جاهلي به هنگام پرستش اجداد خود مراسمي‌پر تفصيل برپا مي‌داشته و در سوگ مردگان موي سر را مي‌تراشيده و بدن را مجروح مي‌کرده و بر بالاي گور متوفا بنايي مي‌ساخته است همچنين در ميان عموم اقوام عرب سامي‌نژاد نسب هر شخص اصلي عمده شمرده مي‌شد و رعايت تکاليف خويشاوندي يا همخوني اهميت به سزا مي‌داشت .
شک نيست که در عربستان ميان قبايل بيابانگرد و مردم شهر نشين تفاوت فاحش وجود مي‌داشته است و طبعاً بدويان چادر نشين عرب نمي‌توانسته اند صاحب هنر يا فرهنگي قابل ذکر بوده باشند ليکن در شرايط شهر نشيني پيشرفته اي که بخصوص در دولتهاي بخش جنوب غربي شبه جزيره به وجود آمد تمدني قومي‌و شايان توجه پا گرفت که از جهات بسيار قابل مقايسه با تمدنهاي مصر و بابل و يونان و ايران بود و در طول زمان نيز تاثيراتي از هر يک آنان پذيرفت ناگفته نگذاريم که علاوه بر بيانگردان و شهر نشينان طوايفي از اعراب نيز در سراسر خاک عربستان پراکنده بودند که در واحه ها يا کنار چشمه هاي آب دايمي‌سکونت مي‌داشتند و به مراحل پيشرفته تري از کشاورزي و دامداري و رفاه اجتماعي دست يافتند ساکنان عربستان به طور عموم گرچه تشکيل نژاد يا ملتي واحد نمي‌دادند ليکن همگي به زبان عربي با گويشهاي متفاوت سخن مي‌گفتند مورخان اسلامي‌به پيروي از علماي انساب عرب تمامي‌قبايل عرب را به دو دسته بزرگ يعني جنوبي يا قبايل قحطان يمني و شمالي يا قبايل عدنان تقسيم کرده اند .
در ميان ساکنان شبه جزيره عربستان پرستش ارواح غير آدمي‌چون ملايکه و جن و غول و همچنين پرستش اجرام آسماني واجداد خانوادگي و اصنام معمول بود بسياري از قبايل جانوري چون سگ خرس سوسمار سنگ پشت گاو و مانند آن را بت خاص خود قرار مي‌دادند و نام آن جانور را برقبيله يا سران قبيله خود مي‌نهادند ايشان صنمهاي خويش را از چوب و طلا و نقه و يا از سنگ مي‌ساختند گرچه به گفته برخي مورخان اسلامي‌قوم عرب در سايه رهبري حضرت ابراهيم يکتاپرست شده بودند ليکن مسلم است که پس از چندي دوباره به شرک گراييده بودند علماي اديان معتقدند که عرب جاهلي به هنگام پرستش اجداد خود مراسمي‌پر تفصيل برپا مي‌داشته و در سوگ مردگان موي سر را مي‌تراشيده و بدن را مجروح مي‌کرده و بر بالاي گور متوفا بنايي مي‌ساخته است همچنين در ميان عموم اقوام عرب سامي‌نژاد نسب هر شخص اصلي عمده شمرده مي‌شد و رعايت تکاليف خويشاوندي يا همخوني اهميت به سزا مي‌داشت .
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق منابع صنايع اسلامي-خرید اینتر نتی تحقیق منابع صنايع اسلامي-دانلود رایگان مقاله منابع صنايع اسلامي-دانلود فایل تحقیق منابع صنايع اسلامي-تحقیق منابع صنايع اسلامي-مقاله منابع صنايع اسلامي

این فایل در ۶۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر می شود:
در زمان حضرت محمد (ص) اعراب صنايع و آثار هنري قابل ذكر نداشتند ولي پس از فتح سوريه و عراق و مصر و ايران صنايع راقية اين ممالك را اقتباس كردند. مراجع تاريخي و منابع ادبي نشان مي دهد درادامه برای آشنایی بیتر شما با این فایل توضیحات مفصلی را می دهیم. 

آثار مسيحي مصر و سوريه و عراق نمونه هاي زيادي براي طرحهاي تزييني ابنية اولية اسلامي فراهم كرد. صنعت مسيحيان مصري يا قبطي از مجسمه سازي قبطي دارد كه شامل سر ستون و طاق و الواح سنگي باندازه هاي مختلف است كه در تزيين كليساها و ديرها بكار ميرفته است. سرستونهائيكه از تل بسطه و واحه هاي خارجه و اسوآن و سقاره و بويط بدست آمده تكامل اين عنصر مهم معماري را از زمان يونان تا اسلوب قبطي قرن ششم ميلادي بخوبي نشان مي دهد. اين آثار نشان ميدهد چگونه اصول تزييني شرقي جايگزين تمايلات طبيعي كه خاص صنايع يونان بود گرديده است. اين منظور نتيجة تحولاتي بود كه در زندگي هنري مصر بوجود آمد و عناصر يوناني جاي خود را بعناصر بومي قبطي داد.

يكي از مهمترين تعبيرات و شكل نمايان هنر مسيحي در مصر و سوريه گياه اگنتس و برگ مو بود. صنعتگران قبطي گچ بري طومار شكل گياه اكنتس را از سوريه گرفتند و در آنجا اين شكل حتي در قرن اول ميلادي بمنظور تزيين بكار ميرفت.

اغلب برگ اين گياه را با اجزاي مختلف آن با اشكال هندسي مشبك و بهم پيچيده تركيب ميكردند و طرحهاي جديدي بوجود مي آوردند كه فقط ارتباط دوري با هن يوناني داشت. وقتي مسلمانان شكل برگ كنگر را از سوريه و مصر اقتباس كردند, اين انحراف و تغيير شكل ادامه يافت.

يكي از بهترين نمونه هاي سنگتراشي قبطي سرستوني است در موزة متروپوپلين نيويورك كه دير سنت جرمياس از سقاره آمده و تاريخ آن بين قرن ششم و هفتم ميلادي است.

گچ بري طوماري مشبكي كه از چند گلدان خارج ميشود يك سلسله منطقه ها يا قسمتهائي تشكيل ميدهد كه سطح سرستون را ميپوشاند. يكي ديگر از نموهه هاي عالي سنگتراشي قبطي طاق سنگي است در موزة متروپوپلين كه ظاهراً از شهر بويط آمده است. اين اطاق سنگي با دو شكل طوماري تزيين شده كه يكي برگ نخل است و ديگري تركيبي است از چند تعبير و اشكال مختلف مانند برگ مو و انار و انجير كه از دو گلدان خارج ميشوند. اينگونه تركيبات تزييني صرف از گياهها و موزه هاي مختلف, در هنر يوناني وجود نداشته و از خصائص صنعت شرقي بشمار مي آيد كه بعدها در تزيينات اسلامي مورد توجه واقع شد. اشكال تزييني اين طاق صفات ديگري را آشكار ميسازد كه از خصائص صنعت سنگتراشي وحجاري قبطي و سوريه است. اين اشكال تزييني كه در يك سطح مستوي قرار دارد تقريباً تمام سطح طاق را ميپوشاند و بطور عمودي از زمينة پس رفته امتداد يافته است. در بسياري از نقوش برجسته انند شكل ۱ اين طرز حجاري كه جايگزين شيوة طبيعي صنعت يوناني شده است, اثر تزييني تاريك و روشن بوجود مي اورد. صنعتگران اسلامي اين طريقه را اقتباس كردند و با هنر خود انرا تكميل نمودند و پيشرفت دادند.

كنده كاري و قلمزني بر عاج و جواهر هم كه در صنايع مسيحي مشرق رواج داشت, در صنايع اسلامي تأثير كرد. از نمونه هاي مشهور اسلوب سوريه ورقه هاي عاج كرسي اسقف ماكسيميان در راونا است. در بعضي از قسمتهاي اين كرسي كه با شكل طوماري است تقريباً حالت مشبك كاري به آن ميدهد. اين قسم مشبك كاري در جواهرات و طلا كاري سوريه در قرن پنجم ميلادي مرسوم بود و بهترين نمونة آن در جواهرات گنجينة قبرس كه در مجموعة مورگان در موزة متروپوليتن نيويورك است ديده ميشود. دستبندي كه در شكل ۲مشاهده ميشود با شكل طوماري مشبك كاري شده و يكي از نمونه هاي عالي صنعت جواهرسازي است كه اگرچه در قبرس پيدا شده ولي ساخت سوريه است.

بطور كلي تزيين منسوجات قبطي از لحاظ اسلوب شبيه كارهاي سنگي و حجاري است و اين مطلب در مجموعة منسوجات قبطي موزة متروپوليتن بخوبي ديده ميشود. اين مجموعه شامل پرده و پارچة لباس و قطعات خرقه و ردا و البسة مختلف است. تزيين اين منسوجات اغلب نقوسي است كه از پشم يا كتان بافته شده و گاهي بافندگيهاي مختلف در آن ها بكار رفته است. اين نقوش كه گاهي يكرنگ, برنگ ارغواني, و گاهي رنگارنگ است باسلوب يوناني و قبطي شرقي و مراحل مختلف ميان اين دو ساخته شده است.

قديم ترين منسوجات قبطي متعلق به قرن سوم و چهارم ميلادي است و تزيين آنها اشكال هندسي يا انساني يا نقوش گل و گياه است. اشكال انساني و مناظري كه بكار رفته از اساطير يوناني و رومي اقتباس شده و بشيوة طبيعي يوناني ساخته شده است. سايه زدن و بكار بردن نقوش مختلف در منسوجات چند رنگي از نقاشي و كاشي كاري يوناني اقتباس شده است. بافندگان قبطي قرن سوم و چهارم ميلادي در بكار بردن طرحهاي هندسي و نقوش گل و گياه مهارت مخصوصي داشتند و انواع طرحهاي متقاطع (شكل ۳) بوجود آوردند كه بعضي از آنها مبدأ تزيينات هندسي صنايع اسلامي قرار گرفت.

در منسوجات قرن پنجم موضوعهاي يوناني بتدريج جاي خود را بوقايع مسيحي و صور قديس ها داد كه بسلوب تقليدي و بدون طرح ريزي ساخته ميشد و نمونة آن در پرده اي كه در موزة متورپوليتن موجود است ديده مي شود. منسوجات قرن ششم و هفتم آخرين مراحل تطور سبك قبطي را نشان ميدهد. در اين منسوجات اشكال انساني و حيواني بطور مجمل و غير دقيق بسبك شرقي ترسيم شده و برنگهاي روشن در زمينة قرمز بكار رفته است از صفات برجستة منسوجات قبطي اين دوره تعدد و تنوع رنگهاي آن است.

حتي پس از تسخير مصر بوسيلة اعراب, صنعت قبطي از ميان نرفت, بلكه بتكامل خود ادامه داد و منسوجات زيادي با اشكال و صور و مناطر مسيحي و موضوعهاي متشابه از اوائل عصر اسلامي ديده مي شود (شكل ۴). در بسياري از اين منسوجات قبطي دورة اسلامي تزيينات قبطي و صور مسيحي با خط و كتابت عربي توأم شده است و چند نمونة آن در موزة متروپوليتن يافت مي شود. بافندگان قبطي به سبب مهارتي كه در كار خود داشتند, در كارگاههاي دولتي كه طراز ناميده ميشد و از طرف خلفا در بعضي از شهرهاي مصر تأسيس شده بود, استخدام شده بودند و كار مي كردند. كارگاههاي خصوصي نيز وجود داشت كه براي قبطيان پارچه تهيه مي كيرد. از آثار صنعتي كه اخيراً در مصر كشف شده است ميتوان چندين مجموعه از منسوجات قبطي را باز شناخت كه يكي متعلق بع قرن هفتم و هشتم است (شكل ۴) و دستة ديگر بقرن هشتم و نهم تعلق دارد و دستة سوم بقرن نهم و دهم كه در آن اشكال انساني با اسلوب هندسي ترسيم شده است. تأثير قبطي در صنايع اسلامي قرنها ادامه يافت و اين تأثير در صنايع قرن يازدهم و دوازدهم ميلادي (پنجم و ششم هجري) نه تنها در منسوجات بلكه در ساير فنون و صنايع مشهود است.

  • بازدید : 30 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق نقش روحانیت در جامعه امروز-خرید اینترنتی تحقیق نقش روحانیت در جامعه امروز-دانلود رایگان تحقیق نقش روحانیت در جامعه امروز-دانلود فایل تحقیق نقش روحانیت در جامعه امروز-تحیقق نقش روحانیت در جامعه امروز

این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
با اینكه در این روزها، حوادث و رویدادهای تازه ایجاب می‌كند، بحث درباره این رویدادها باشد، وظیفه این است كه مطلبی را عنوان كنم كه بیشتر با نقش و مكان و منزلت روحانی، در جامعه ارتباط پیدا كند. در یاد بود یك روحانی جلیل، سخن از نقش روحانیت، اولی است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با این فایل توضیحات مفصل تری را خواهیم داد.

روحانیت، نقش بیان اسلام اصیل را برای جامعه بر عهده داشت. اگر مردم می‌خواستند بفهمند دینشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، سنتشان، عقاید اسلامی و احكام اسلامی و اخلاق اسلامی چه گفته است، به روحانی مراجعه می‌كردند. روحانیان كم حركت‌تر، آنهایی بودند كه در ایفای این وظیفه می‌نشستند، تا مردم به آنها مراجعه كنند. روحانیان پر حركت‌تر و مسئولیت شناس‌تر، آنهایی بودند كه نزد مردم می‌رفتند تا رسالت خداوند را تبلیغ كنند. ولی به هر حال وظیفه بیان اسلام، در درجه اول برعهده روحانیت بود. وظیفه تحقیق درباره اسلام، اسلام شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع، كسانی كه صلاحیت مرجعیت در زمینه مسائل اسلامی داشته باشند، اینها در درجه اول باید از حوزه‌های علوم اسلامی و از حوزه‌های روحانیت بیرون بیایند. آنجا باید نشو و نما كنند، ساخته شوند، بزرگ شوند، شناخته شوند شناختنی كه در آن مدرك نبود و مدرك بود. آنچه نبود، مدرك كتبی كاغذی بود و آنچه بود، مدرك عینی اجتماعی بود.

چهره‌های محقق مجتهد به حد بلوغ رسیده، در این نظام بی تكلف به مرور زمان، بوسیله شاگردان برجسته یا همطرازان با انصافشان معرفی می‌شدند. هم شناخته می‌شدند، هم شناسانده می‌شدند و در این شناختن و شناساندن كندی بود، سرعت لازم نبود، اما اطمینان فراوان وجود داشت. چهره‌ای كه در یك حوزه علمیه بزرگ شكوفا می‌شد، گل می‌كرد، شناخته می‌شد، تقریباً عموم مردم می‌توانستند به صلاحیت علمی و حتی به صلاحیت فضیلتی و معنوی و تقوائیش، اعتماد و اطمینان پیدا كنند. بنابراین وظیفه تحقیق درباره اسلام، بر عهده روحانیت بود و روحانیت این وظیفه را خود، عهده‌دار شده بود.

سوم: وظیفه تهذیب اخلاق. روحانیت نقش عمده خود را در این می‌دید كه باید با سخنش، با بیانش، با عملش و با رفتارش، با معاشرتش، با هدایتش، با تذكرش، مردم را به اخلاق پاك دعوت كند. اخلاق جامعه را مهذب كند، جامعه را از آلودگیها دور كند و به كمالات اخلاقی بیاراید. این نقش سوم نقش بسیار مهم روحانیت بود.

در حدود نوزده سال قبل، پس از رحلت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی این استاد بزرگواری كه به خصوص در شناساندن روش تحقیقی فقه، حق بزرگی بر همه ما دارد، برای ایجاد حركتی سازنده‌تر درحوزه، دوستانمان، مدرسین گردهمائیها بحثها و برنامه ریزیهائی داشتند. برنامه‌هائی به ثمر رسیده بود وبرای شروعش با چهره‌هائی كه در معرض مرجعیت بودند و یك مرجع بودند، تبادل نظر داشتیم. از جمله شبی همراه با برادران عزیز و مجاهد، آیت الله مشكینی و آیت الله ربانی شیرازی، خدمت حضرت آیت الله العظمی آقای گلپایگانی بودیم. بحث بود درباره اینكه: چه باید كرد كه مسئله تربیت اخلاق و تهذیب اخلاق در حوزه علمیه قم، نقش بالاتر و سازنده‌تری بخود بگیرد؟ بحث بود، صحبت بود. یاد می‌كردیم از درس سازنده اخلاق مرجع عالیقدر، امام خمینی در قم. و تأثیری كه درس ایشان در آن سالها در ساختن و تربیت كردن فضلائی كه به آن درس حاضر می‌شدند، داشت و تأسف از اینكه سالهاست این درس تعطیل است و ادامه ندارد. البته در آن موقع امام در قم بودند اما درسهای دیگری را داشتند. به این مناسبت من پرسیدم كه در آن موقع كه شما طلبه‌ای جوان بودید، در این حوزه قم سازندگی اخلاق در حوزه قم بر عهده چه كسی بود؟ چه كسی درس اخلاق داشت ؟

ایشان پاسخی دادند كه به یاد من همچنان مانده و می‌ماند. گفتند در آن موقع ما درسی به نام درس اخلاق نداشتیم، اما الگوهائی به عنوان الگوهای عملی اخلاق داشتیم و در میان این الگوها از چند نفر به عنوان الگوی برجسته نام بردند؛ از جمله از مرحوم آیت الله و استاد و عالم ربانی فقیه مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم قمی رحمه الله علیه. گفتند رفتار این عالم جلیل در محیط جامعه، در شهر و در حوزه برای همه ما طلاب آن موقع، آموزنده و سازنده بود.

از هر سخنش، از هر قدمی و از هر برخوردی و از هر رفتاری ما چیزها می‌آموختیم .

داستانها نقل كردند كه از آن می‌گذرم. این را بدین مناسبت نقل كردم كه توجه به تهذیب اخلاق چه برای خود طلاب و روحانیون و چه نقشی كه اینها باید در جامعه از این نظر داشته باشند.

چهارم: نقش روحانیت در خدمت به مردم و گره گشائی از مردم

مردم ببینند كه روحانی مرد دنیا و آخرت، هر دو است. برای اینكه اسلام دین دنیا و آخرت، هر دو است. در اسلام دنیا و آخرت جدا نیست و آخرت هم از دنیا جدا نیست. اینجا دار عمل است و آنجا دار جزا. اینجا جای ساختنی است و آنجا جای بهره و رشدن. و ساختنی كه اینجا داریم فقط نماز و عبادت نیست كه البته نماز و عبادت، ستون دین است ولی فقط آن نیست، خدمت به خلق هم هست. روحانیون هر قدر در مناطقشان به مردم بیشتر خدمت كنند، خدمت روحانیت‌شان را، بهتر انجام داده‌اند، خوب یادم می‌آید عده‌ای از طلاب پر تلاش عزیز ما به روستاها می‌رفتند. و همان كاری را می‌كردند كه امروز جهاد سازندگی می‌كند. پیشگام و پیشتاز جهاد سازندگی، طلاب متعهد و متحرك و با ایمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزه‌ها بودند. مسئله، مسئله افتخار كردن نیست. در جامعه كسی قصد تقسیم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به یاد آوردن و بیاد آمدن است . روحانیون در نقش خدمت به مردم، بهتر می‌توانند پیام اسلام را تبلیغ كنند. حمام می‌ساختند، راه می‌ساختند، به بینوایان كمك می‌كردند، درمانگاه می‌ساختند، غسالخانه می‌ساختند، مدرسه می‌ساختند، حتی در آن اواخر شاید درحدود هفت‌، هشت‌، ده سال قبل رفته بودند سراغ اینكه با خودیاری مردم‌، برق و روشنائی برای مردم درست كنند و امثال اینها. یك خدمت دیگر روحانیت كه در این خدمت بسیار هم حساس عمل می‌كند و باید هم حساس عمل بكند، روشنگری برای مردم بود، در جهت شناساندن انحرافات فكری كه به نام اسلام تحویل مردم داده می‌شود. روحانیون در بیدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافی، نقش بسیارمؤثری داشته‌اند. برای اینكه می‌دانستند كه «اذا ظهرت البدء فلیظهر عالم علمه» وقتی نوآوریهای انحرافی و التقاطی را می‌دیدند، در گوشه و كنار جامعه، با آنها به مبارزه بر می‌خواستند، مردم را روشن می‌كردند، به مردم می‌گفتند كه آنچه مایه نجات است‌، اسلام اصیل است نه اسلام آمیخته به غیر اسلام.

یك روشی هم روحانیون ساخته شده و تربیت شده در این‌باره داشتند كه من، این را اینجا می‌گویم و آن روش این بود: روحانیون زبده در برخورد با كسانی كه دچار انحراف شناختی درباره اسلام بودند، می‌كوشیدند اینها را در درجه اول جذب كنند، بعضی‌ها بودند خیلی خوش سلیقه نبودند، از همان اول دعوا می‌كردند. بنابراین بیشتر دفع می‌كردند و سخن ما همواره با این دوستان این بود، كه برای یك عالم دینی، برای یك مسلمان متعهد به خصوص یك عالم و روحانی قدم اول، جاذبه است.

تلاش در راه جذب كردن، از راه روشن كردن با سخن و با اندیشه روشنگر و از راه ایجاد جاذبه اخلاقی و عملی است تا دافعه . بنابراین اگر همه شما روحانیون عزیز، امروز هم این قانون و این اصل رامی پسندید، این فرمول رامی پذیرید بكوشیم همه با هم روحانیتی باشیم در درجه اول پرجاذبه، ولی جاذبه بدون دافعه به درد نمی خورد. هر انسان مكتبی ، خود بخود دافعه هم دارد. آنهائی كه می خواهندسراپا جاذبه باشند بدون دافعه، اینها از آن صلح كلی‌هائی هستند كه خود دچار نوعی التقاط وانحراف‌اند، صوفی مابانه هستند.

  • بازدید : 108 views
  • بدون نظر

قیمت : ۱۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۱    کد محصول : ۱۷۶۳۱    حجم فایل : ۱۸ کیلوبایت   

عنوان مقاله: عرفان اسلامی
فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به شرح زیر است:
● مقدمه
● تاريخچه
● تعريف عرفان نظري
● موضوع عرفان
● مشخصات عرفان
● تفاوت عرفان و فلسفه
● عرفان عملي
● تفاوت عرفان عملي و اخلاق
● جايگاه عرفان در قرآن و سنت
● عرفان اسلامي در مقايسه با ساير مكاتب عرفاني
● نتيجه

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.
 

  • بازدید : 98 views
  • بدون نظر

قیمت : ۱۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۹    کد محصول : ۱۷۶۳۳    حجم فایل : ۱۶ کیلوبایت   

عنوان مقاله: علم تعلیم و تربیت اسلامی
فهرست مطالب این مقاله که در قالب فایل word تقدیم حضورتان می گردد به شرح زیر است:
● مقدمه
● علم تعليم و تربيت
● تعريف علم تعليم و تربيت (آموزش و پرورش)
● آيا تعليم و تربيت يك علم است؟
● ويژگي‌ هاي علم تعليم و تربيت
● علم تعليم و تربيت اسلامي
● نتيجه

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد و بهره کافی را از مطالب آن ببرید.


عتیقه زیرخاکی گنج