• بازدید : 80 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق  سير تحول وتطور نقوش محرابي-دانلود رایگان تحقی  سير تحول وتطور نقوش محرابي-دانلود رایگان مقله  سير تحول وتطور نقوش محرابي-دانلود ریا پروژ  سير تحول وتطور نقوش محرابي-تحقیق  سير تحول وتطور نقوش محرابي

ی فیل در۴۵صه بال ویرایش تهیه شده وشامل موار زیر ست:
در این تحقیق در ابتدای امر سعی بر آن شده تا معنی و مفهوم محراب در فرهنگهای لغت و همچنین جایگاه آن در ادبیات عرفانی ارائه شود . در مرحله بعد تقسیم بندی های مختلف و نظریاتی که در مورد ریشه محراب و منشا پیدایش این نقش می باشد مورد بررسی قرار گرفته و در مورد هر کدام توضیحات لازم ارائه شده استدر ادامه طلب به توضیحات بیشتر توجهنمایید.

طراحی سنتی ایران اساساً پيش از تاريخ يعنی پيش از پيدايش خط – شکل گرفته است .می دانيم که بشر طراحی را از مرحله غار نشينی آغاز کرده است ، دوره ای که سنگ ساده و نتراشيده را به عنوان ابزار به کار می برد ، اما انسان این دوره دارای ره آوردهای مهم فرهنگی است که در نقش پردازی او اثر گذاشته است . همچنين دوره های نوسنگی ، مفرغ تا آهن هر يك برای انسان یا در هر دوره ای انسان برای ما دارای ره آوردهای مشخصی است که بايد شناخته شود ، زيرا در هر يك از دوره ها به حسب وضع اجتماعی و اقتصادی انسان ، دسته ای از نقشها آفريده شده است . گذشته از اين ، اعتقادات انسان در هر دوره هم باعث پيدايش نقشه هائی شده است که بايد به آنها پرداخت .

عمده مبانی طراحی سنتی ايران مذهبی است ، اما پيش از رسيدن به آن مبناها بايد گفت که حتی نخستين نقشهائی هم که انسان کشيد ،بنيان مذهبی دارد ؛ يعنی به طور عمده جادوئی است . هر گونه باور به نيروئی بيرون از طبيعت يا ماوراء طبيعت ، بنيانی برای مذهب است ، ولو اين که ما امروز آن گونه باورها را جزو مذهب نشماريم . مثلاً جادوگری کاری کاملاً مذهبی است و اتفاقاً همه نقاشيهای آغازين انسان هم دارای بنياد جادوئی است ، زيرا از آن جهت نقش گاو وحشی يا گوزن را به ديواره غار کشيده اند که به آن تيراندازی کنند ، چه انسان باور داشت که اگر تصوير چيزی را تسخير کند ، خود آن را هم تسخير خواهد کرد . جای تير روی نقاشي های درون غارها اندک نست . نقش کوه ، آب ، رقص مذهبی ، نمادهای آ ب ، گياه ، حيوان و چهره ، عمده ی دست ساخته های نقش دار کهن – مثل سفال – را انباشته است . حتی بعد ها و در دوره تمدنهای پيشرفته نقشهای مذهبی بر انواع ابزارها و وسائل زندگی انسان ديده می شود . برای مثال تصوير کوزه ای را می بينيم که از مرو کشف شده است و روی آن آئين سوگ سياوش ، که در واقع آئين عزای خدای نباتی است ، ديده می شود . البته نقشهای صرفاً تزئينی هم از زمانهای دور بر ابزارها و وسائل ديده می شود

 اصول کلی طرح در قالی ايران

به طور کلی طرحهای قالی در ایران به دو دسته کاملاً مشخص قابل طبقه بندی هستند .

الف ) طرحهای شکسته یا هندسی که شامل طرحهایی هستند که از خطوط مستقیم شکسته تشکیل شده اند .

ب  )  طرحهای گردان که شامل طرحهائی هستند که از خطوط منحنی قوام گرفته اند .

مضاف براینکه وجود هر دو طرح در یک نقشه قالی محال نبوده ، و در این مواردکه طرحهای شکسته وگردان مشترکاً در طراحی استفاده شده باشند – وجه غالب مورد توجه می باشد .

این تقسیم بندی دارای ویژگی جغرافیایی و یا منطقه ای نیز می باشد به نحوی که طرحهای شکسته اغلب تداومی است در میان شهرنشینان و کارگاههای شهری . علت این ویژگی نیز مستقیماً مربوط به قابلیت و مهارت طراحان و بافندگان این مناطق می باشد . گذشته از این طبقه بندی کلی که مطمع نظر در آن خطوط مربوط می شود ؛ طبقه بندی های دیگری نیز در طراحی فرش وجود دارد . از آن جمله طبقه بندی منطقه ای است و آن مربوط به منطقه تولید است که معمولاً دارای مشخصه های خاص همان مناطق است . برای نمونه فرشهای ترکمن مجموعه ای از طرحهای هندسی مربوط به طوایف متعدد ترکمن است که بعنوان سمبل های هر طایفه شناخته شده و در جای دیگر مورد استفاده نیست . از این رو فرش منطقه ترکمن و سایر مناطق را به راحتی می توان تمیز داد ؛ یا مثلاً فرشهای بختیاری دارای ویژگیهای مشخصی از طرح هستند که از طرحهای سایر مناطق قابل شناسایی است . اما این شناسایی در اکثر موارد قطعی نیست . فرش های تبریز و اصفهان غیر از موارد خاص ، ویژگیهای قطعی منطقه ای را دارا نیستند ؛ و یا نمی توان فرش های تولیدی کاشان –اردستان – اردکان – نائین – یزد – کرمان و … را در تمامی موارد از هم تمیز داد . این شرایط خصوصاً امروزه به جهت توسعه ارتباطات و افزایش جابجایی جمعیت و امکانات رونوشت برداری بیشتر بوده و تقریباً به سمتی رفته ایم که طرح قم با ورامین و ساوه یا تبریز و اصفهان در هم آمیخته شده و خصلت های منطقه ای خود را از دست داده اند . البته این بدان معنی نیست که دیگر طرحهای منطبق بر ویژگیهای شناخته شده ادوار گذشته تولید نمی گردند . ( ۲ )

با توجه به طبقه بندی که توسط شرکت سهامی فرش صورت گرفته است ؛ نقوش فرشهای ایران در ۱۹ گروه اصلی با زیر مجموعه های آن قرار می گیرد که در زیر به آن اشاره خواهیم کرد .

 

گروه ۱ – طرحهای آثارباستانی و ابنیه اسلامی :

 برای ایجاد این طرحها از ساختمانها و کاشیکاریها و اشکال هندسی و تزئینی بنا ها الهام گرفته شده است . در طول تاریخ طراحان فرش در طرحهای اصلی دخل و تصرفاتی کرده و طرحهای فرعی از آنها بوجود آورده اند . معروفترین آثار از این قبیل عبارتند از : طرح مسجد شیخ لطف ا… –  محرابی کوفی – مسجد کبود – مقبره شیخ صفی – سر در امامزاده محروق – گنبد قابوس- مسجد شاه اصفهان – تخت جمشید – طاق بستان – طاق کسری

 در خصوص موضوع این تحقیق تا به حال کتابی به صورت جامع و صرفاً با عنوان سیر تحول و تطور نقوش محرابی تدوین نشده است ؛ ولی پایان نامه ای با عنوان طرح محرابی در قالی ایران توسط خانم پگاه دیجور فارغ التحصیل رشته صنایع دستی نوشته شده و در آن به این مطلب پرداخته شده است .در کتب مختلف اساتید و پژوهشگران فرش کشور ، مطالب مختلفی ( همانطور که گفته شد نه به صورت جامع و اختصاصی ) در رابطه با نقوش محرابی ذکر شده که به اختصار توضیح می دهیم :

در کتاب پژوهشی در فرش ایران از نوشته های پژوهشگر موفق و نام آشنای کشور – جناب آقای ژوله – در خصوص قالیهای محرابی مطالبی ذکر شده که شامل تقسیم بندی در مورد منشا پیدایش قالیهاش محرابی است که در این تحقیق نیز اساس تقسیم بندی بر پایه آن گذاشته شده است .- به استثناء مورد کلیساها که گمان می رود به دلیل احتمال اندک صادق بودن این نظریه به آن اشاره نفرموده اند .

در کتب دیگر اکثراً یا توضیح جامعی در خصوص قالیهای محرابی داده نشده و تنها حین تقسیم بندی نقوش قالی ایران اشاره مختصری به نقوش محرابی صورت گرفته است مانند : « فرش نائین» و « طراحان بزرگ فرش»  از تالیفات سرکار خانم صور اسرافیل  و« مبانی طراحی سنتی در ایران »  از نوشته های آقای علی حصوری .

يا اينکه در کتب فرش مناطق ، نمونه هایی از  فرش محرابی آن منطقه به تصویر کشیده شده است ؛ مانند : فرش ساروق ( خانم صور اسرافیل ) ، قالی ایران ( سیسیل ادواردز ) ، قالیچه های تصویری ( پرویز تناولی ) ، فرش ایران – مجموعه ای از فرشهای موزه فرش ایران – ( سرکار خانم لیلا دادگر ) و بسیاری از کتب دیگر .

  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

– در جزيره العرب يا شبيه جزيره عربستان از هزاره هاي هفتم و ششم ق م آثار پارينه – سنگي و ميانسنگي گوناگون به دست آمده است . با آنکه اقليم سخت و خاک خشک آن سرزمين قاره مانند امکانات کاوشگري را تا کنون محدودوگاهي متوقف داشته ليکن باز در نواحي دورافتاده از هم خاک عربستان کاوشهاي باستاني مهم به عمل آمده است که مراکز عمده آن عبارتند از : بخش شرقي در ناحيه شبه جزيره قطر بخش مرکزي در ناحيه خشک و شنزار ربع الخالي و واديهاي شمال آن تا خطه نجد بخش جنوبي شبه جزيره از ظفار رو به شرق ناحيه عدن و يمن در جنوب عربي و بخش شمال غربي از تيماء( در شمال مکه ) تا اردن و خليج عقبه آثار عمده اي که از مراکز ياد شده به دست آمده مشتمل است بر : گوه (چوب شکن ) و مته اي از سنگ يشم در شمال يمن ابزارهاي سنگ چخماقي در نجد تبر دستي از سنگ يشم در بخش شرقي و نيز آثار ديگري در همان ناحيه قطر و بخصوص در جزيره بحرين که نمايانگر برقراري روابط ميان ساکنان آن نواحي با مردم هندوستان در عصر نوسنگي است 
قديمي‌ترين متن تاريخي که در آن از قوم عرب ياد شده کتيبه اي است آشوري که از زمان شلمنصر سوم (۸۵۹تا۸۲۴ق م) برجامانده است در تلمود که مجموعه مدون شريعت شفاهي بني اسرائيل و نيز در تورات که نام پنج کتاب اول شريعت حضرت موسي است ذکر جزيره العرب و قوم عرب به ميان آمده است .
دولتهاي عمده اي که از دوران باستان در عربستان تشکيل يافته اند به دو دسته شمالي چون تدمر نبطيان و عسانيان و جنوبي مانند معين قتبان سبا و حضرموت تقسيم شده اند به موجب کتيبه هاي مکشوف و پژوهشهاي دانشمندان در صد ساله اخير يکي از قديمي‌ترين دولتهاي جنوبي معين بوده که از حدود ۱۳۰۰ تا۶۰۰ ق م دوام و شهرت مي‌داشته است و ديگر دولت قتبان و اين هر دو به دست دولت سبا منقرض شدند باز بر طبق کتيبه هاي بسيار و عموماً بدون سنه معين که درباره دولت سبا به دست آمده است دولت سبا نام خود را از لقب يعرب ابن قحطان مي‌گرفته که نياي بزرگ بسياري از شيوخ قبايل جنوبي بوده ، و شهر سبا و سد مارب را برپا ساخته است در قرن دهم ق م اين دولت با فرمانروايي ملکه سبا به اوج قدرت و توانگري رسيد .
مهمترين دولتهاي تشکيل يافته در شمال جزيره العرب که تا سرزمين سوريه گسترش يافته بود تدمر يا پالمير بود که نامش در لوحه اي اکدي متعلق به سده نوزدهم ق م آمده است و ديگر دولت نبطيان که از سده هفتم ق م قدرت و اعتبار يافت و سرزميني بزرگ از بخش جنوبي فلسطين تا کناره بحر احمر را به زير فرمان خود در آورد .
تاريخ قوم عرب از ميانه سده نهم ق م مضبوط و مشخص مي‌شود و پيش از آن بسياري مطالب در مرحله ترديد و ابهام باقي مي‌ماند از دولتهاي پيش از اسلام عربستان نيز ذکري از ملوک لخمي‌به ميان مي‌آوريم که قلمروشان بخشي از شمال شرقي شبه جزيره و دوام دولتشان از اواخر سده سوم ق م تا اواخر سده ششم ميلادي بود پادشاهان آخري اين سلسله تابع ساسانيان بودند و دولت ساساني به ياري آنان از گزند غارتگريها طوايف باديه نشين عرب مصون مي‌مانده است 


شک نيست که در عربستان ميان قبايل بيابانگرد و مردم شهر نشين تفاوت فاحش وجود مي‌داشته است و طبعاً بدويان چادر نشين عرب نمي‌توانسته اند صاحب هنر يا فرهنگي قابل ذکر بوده باشند ليکن در شرايط شهر نشيني پيشرفته اي که بخصوص در دولتهاي بخش جنوب غربي شبه جزيره به وجود آمد تمدني قومي‌و شايان توجه پا گرفت که از جهات بسيار قابل مقايسه با تمدنهاي مصر و بابل و يونان و ايران بود و در طول زمان نيز تاثيراتي از هر يک آنان پذيرفت ناگفته نگذاريم که علاوه بر بيانگردان و شهر نشينان طوايفي از اعراب نيز در سراسر خاک عربستان پراکنده بودند که در واحه ها يا کنار چشمه هاي آب دايمي‌سکونت مي‌داشتند و به مراحل پيشرفته تري از کشاورزي و دامداري و رفاه اجتماعي دست يافتند ساکنان عربستان به طور عموم گرچه تشکيل نژاد يا ملتي واحد نمي‌دادند ليکن همگي به زبان عربي با گويشهاي متفاوت سخن مي‌گفتند مورخان اسلامي‌به پيروي از علماي انساب عرب تمامي‌قبايل عرب را به دو دسته بزرگ يعني جنوبي يا قبايل قحطان يمني و شمالي يا قبايل عدنان تقسيم کرده اند .
در ميان ساکنان شبه جزيره عربستان پرستش ارواح غير آدمي‌چون ملايکه و جن و غول و همچنين پرستش اجرام آسماني واجداد خانوادگي و اصنام معمول بود بسياري از قبايل جانوري چون سگ خرس سوسمار سنگ پشت گاو و مانند آن را بت خاص خود قرار مي‌دادند و نام آن جانور را برقبيله يا سران قبيله خود مي‌نهادند ايشان صنمهاي خويش را از چوب و طلا و نقه و يا از سنگ مي‌ساختند گرچه به گفته برخي مورخان اسلامي‌قوم عرب در سايه رهبري حضرت ابراهيم يکتاپرست شده بودند ليکن مسلم است که پس از چندي دوباره به شرک گراييده بودند علماي اديان معتقدند که عرب جاهلي به هنگام پرستش اجداد خود مراسمي‌پر تفصيل برپا مي‌داشته و در سوگ مردگان موي سر را مي‌تراشيده و بدن را مجروح مي‌کرده و بر بالاي گور متوفا بنايي مي‌ساخته است همچنين در ميان عموم اقوام عرب سامي‌نژاد نسب هر شخص اصلي عمده شمرده مي‌شد و رعايت تکاليف خويشاوندي يا همخوني اهميت به سزا مي‌داشت .
شک نيست که در عربستان ميان قبايل بيابانگرد و مردم شهر نشين تفاوت فاحش وجود مي‌داشته است و طبعاً بدويان چادر نشين عرب نمي‌توانسته اند صاحب هنر يا فرهنگي قابل ذکر بوده باشند ليکن در شرايط شهر نشيني پيشرفته اي که بخصوص در دولتهاي بخش جنوب غربي شبه جزيره به وجود آمد تمدني قومي‌و شايان توجه پا گرفت که از جهات بسيار قابل مقايسه با تمدنهاي مصر و بابل و يونان و ايران بود و در طول زمان نيز تاثيراتي از هر يک آنان پذيرفت ناگفته نگذاريم که علاوه بر بيانگردان و شهر نشينان طوايفي از اعراب نيز در سراسر خاک عربستان پراکنده بودند که در واحه ها يا کنار چشمه هاي آب دايمي‌سکونت مي‌داشتند و به مراحل پيشرفته تري از کشاورزي و دامداري و رفاه اجتماعي دست يافتند ساکنان عربستان به طور عموم گرچه تشکيل نژاد يا ملتي واحد نمي‌دادند ليکن همگي به زبان عربي با گويشهاي متفاوت سخن مي‌گفتند مورخان اسلامي‌به پيروي از علماي انساب عرب تمامي‌قبايل عرب را به دو دسته بزرگ يعني جنوبي يا قبايل قحطان يمني و شمالي يا قبايل عدنان تقسيم کرده اند .
در ميان ساکنان شبه جزيره عربستان پرستش ارواح غير آدمي‌چون ملايکه و جن و غول و همچنين پرستش اجرام آسماني واجداد خانوادگي و اصنام معمول بود بسياري از قبايل جانوري چون سگ خرس سوسمار سنگ پشت گاو و مانند آن را بت خاص خود قرار مي‌دادند و نام آن جانور را برقبيله يا سران قبيله خود مي‌نهادند ايشان صنمهاي خويش را از چوب و طلا و نقه و يا از سنگ مي‌ساختند گرچه به گفته برخي مورخان اسلامي‌قوم عرب در سايه رهبري حضرت ابراهيم يکتاپرست شده بودند ليکن مسلم است که پس از چندي دوباره به شرک گراييده بودند علماي اديان معتقدند که عرب جاهلي به هنگام پرستش اجداد خود مراسمي‌پر تفصيل برپا مي‌داشته و در سوگ مردگان موي سر را مي‌تراشيده و بدن را مجروح مي‌کرده و بر بالاي گور متوفا بنايي مي‌ساخته است همچنين در ميان عموم اقوام عرب سامي‌نژاد نسب هر شخص اصلي عمده شمرده مي‌شد و رعايت تکاليف خويشاوندي يا همخوني اهميت به سزا مي‌داشت .

عتیقه زیرخاکی گنج