• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با وجود تجربه تلفات و خسارات سنگين زلزله هاى اخير مانند زلزله هاى منجيل و بم (تصوير ۱)، احتمال جدى وقوع زمين لرزه هاى بزرگ در بيشتر مناطق پر جمعيت كشور و نياز جدى به اعمال كنترل كيفى در طراحي و اجراي ساختمانها، متاسفانه هنوز توجه كافي به ساخت و ساز صحيح نشده است . از نظر علم مهندسى زلزله ، در حال حاضر ساخت بناهاي مقاوم در برابر زلزله امكان پذير است ، ليكن عملا به دليل يكسري مشكلات اجرائي رسيدن به ساختمانهاي مقاوم تضمين نمي گردد
مشكل اصلي آسيب پذيرى لرزه اي ساختمانها حتي نمونه هاي جديد الاحداث در ايران ، عدم استفاده صحيح از دانش فني در مراحل طراحي و اجرا مي باشد. دستورالعملهاي اتصالات جوشكاري شده و ضوابط طراحي ساختمانهاي فولادي، گاهي در طراحي و اجرا سهل انگاري ميشود. لذا بايستي سطح معلومات فني اين افراد افزايش يافته و نيز مكانيزمي براى اعمال قاطعيت اجرايي و كنترل امر در نظر گرفته شود و البته طوري كه حقوق مهندس ناظر حفظ شده و مسئوليتها به درستي تقسيم گردد.
ساختمانهاي فولادي بخش قابل توجهي از ساخت و ساز در ايران را تشكيل ميدهند و يكي از مهمترين موضوعات در هر ساختمان فولادي، كنترل جوشكاري آن ميباشد (تصاوير ۲و ۳). اهميت اين امر در زلزله هاي اخير نتمان داده شده است كه خسارات اساسي پس از بريدن جوش اتصال عضو سازه اي مديد ميآيد.
جوشها در همه بخشها بايستي منطبق بر اطلاعات نقشه بوده و از لحاظ بعد و طول جوش (شكل ۵) و كنترل كيفيت لازم بررسي گردد. در استاندارد ۲۸۰۰ ، آزمايشات اولتراسونيك و راديوگرافى براى كنترل اتصالات جوشي قابهاي خمشي ويژه اجباري شده است كه البته بسته به تشخيص مهندس ناظر در ساير حالات حتي در ساختمانهاي معمولي نيز بايد انجام گردد. در اين مقاله ، ضمن مروري بر عيبهاي معمول جوشكاري در اجراي ساختمانهاي فولادي، روشهاي بازرسي و كنترل كيفيت جوش ارائه ميگردد.


۲٫ عيبها و ناپيوستگى هاي معمول در جوشكاري

يكي از مهمترين وظايف بازرس يا تيم كنترل كيفي جوش ، ارزيابي حقيقي جوشها به منظور بررسي مناسب بودن آنها در شرايط بهره برداري و در واقع تعيين هر گونه كمبود و نيز نامنظمي در جوش يا قطعه جوشكاري شده كه عموما ناپيوستگى ناميده ميشود ميباشد. در حاليكه يك ناپيوستگى، هر گونه اختلال در ساختار يكنواخت را بيان مي كند، يك عيب ناپيوستگى وپژه است كه مناسب بودن سازه يا قطعه را زير سئوال مي برد. شكل ناپيوستگى را ميتوان به دو گروه كلي خطي و غير خطي تقسيم نمود. ناپيوستگى هاى خطي طولي به مراتب بيش از پهنا دارند. زمانيكه در جهت عمود بر تنش اعمالى قرار گيرند، يك ناپيوستگى خطي نسبت به غير خطي شرايط بحراني تري را ايجاد مي كند، چرا كه احتمال اشاعه و در نهايت تخريب آن بيشتر خواهد بود.

۳٫ ناپيوستگيهاى فلز جوش و فلز پايه

۳-۱ . تركها

بحراني ترين ناپيوستگى ها، تركها هستند. شرايط اضافه بار باعث ايجاد تركها و تمركز تنش مي شود. يك روش گروه بندي تركها با مشخص كردن آنها به صورت گرم يا سرد است . همچنين تركها را ميتوان توسط جهت آنها نسبت به محور طولي جوش توصيف نمود. تركهاي طولي بعلت تنشهاي انقباضي عرضي جوشكاري يا تنشهاي سرويس ايجاد مي شوند. تركهاي عرضي عموما به علت اثر تنشهاي انقباضي طولي جوشكاري روي جوش يا فلز پايه با انعطاف پذيرى كم ايجاد مي شوند (شكل ۶). انواع مختلف ترك با توصيف دقيق موقعيتهاي اجزا مختلف شامل : تركهاي گلويي، ريشه ، كناره ، چاله جوش ، زير گرده منطقه متاثر از حرارت و فلز پايه هستند.

تركهاي گلويي كه از ميان گلويي جوش يا كوتاهترين مسير در سطح مقطع جوش گسترش مي يابد، از نوع تركهاي طولي بوده و اغلب در طبقه بندي ترك گرم قراردارند.

شكل ۶) تركهاي طولي و عرضي در جوشهاي شياري و گوشه تركهاي ريشه در فلز پايه يا در خود جوش نيز در زمره تركهاي طولي هستند. تركهاي كناره جوش در فلز پايه ايجاد شده و در كناره جوش توسعه ما يابند. تركهاي چاله جوش درنقطه پاياني رديفهاي منفرد جوش در صورت عدم مهارت جوشكار ايجاد مي شوند. دسته بعدي تركها، ترك زير جوش به علت حضور هيدرورن است .

اين نوع ترك بجاي فلز جوش در ناحيه تحت تاثير حرارت به موازات خط ذوب واقع هستند.

۳-۲٫ ذوب و نفوذ ناقص

طبق تعريف ، ذوب ناقص يك ناپيوستگى در جوش است كه ذوب شدن بين فلز جوش و سطوح ذوب و يا لايه هاي جوش رخ نداده باشد. بعلت خطي بودن و انتهاي نسبتا تيز آن ، ذوب ناقص از ناپيوستگى هاي بارز در جوش است و در وضعيتهاي مختلف در منطقه جوش تشكيل مي شود. نفوذ ناقص معرف حالتي است كه فلز جوش به طور كامل در سراسر ضخامت ورق گسترده نشده باشد. موقعيت اين عيب در مجاورت ريشه جوش است . ذوب و نفوذ ناكافي به علت عدم مهارت جوشكار، شكل نامناسب اتصال يا آلودگي اضافي ايجاد مي شود.

۳-۳٫ سرباره هاي محبوس شده

مناطقي در سطح مقطع يا در سطح جوش هستند كه سرباره محافظ حوضچه جوش به طور مكانيكي درون فلز منجمد شده محبوس ميشود. اين سرباره منجمد شده بخشي از مقطع جوش را نمايش مي دهد كه فلز جوش بخوبي ذوب نمي شود. اين پديده خود سبب ايجاد بخشى ضعيف در نمونه خواهد شد. در حقيقت سرباره هاي محبوس شده اغلب در ارتباط با ذوب ناقص هستند.

۳-۴٫ تخلخل

اين نوع ناپيوستگي در خلال انجماد جوش در اثر حبس گاز ايجاد مي شود. بنابراين تخلخل را بسادگى ميتوان ، حفره هاي گاز درون فلز جوش منجمد شده دانست . به علت طبيعت كروى شكل آنها، تخلخل كمترين خطر را در ميان ديگر ناپيوستگي ها داراست ولي در زمانيكه جوش بايد تحمل فشارهاي بالا را داشته باشد حضور تخلخل خطرناك خواهد بود. منابع مختلفي براى حضور رطوبت يا آلودگى وجود دارد كه ميتوان الكترود فلز پايه ، گاز محافظ يا محيط اطراف را در اين ميان نام برد، تغيير در تكنيك جوشكاري نيز مي تواند سبب ايجاد تخلخل شود.

۳-۵٫ بريدگي كنار جوش

بريدگي كنار جوش يك ناپيوستگي سطحي است كه در فلز پايه مجاور فلز جوش رخ ميدهد. در شرايطي عيب را داريم كه فلز پايه شسته شده ولي با فلزي پر كننده جبران نمي شود. نتيجه ، ايجاد يك شيار خطي با شكلي نسبتا تيز است كه در فلز پايه تشكيل مي شود. اين عيب بعلت سطحي بودن ماهيت آن براى بارگذاري خستگي خطرناك است . بريدگي كنار جوش عموما به علت تكنيك جوشكاري نامناسب ايجاد مي گردد، به ويژه اگر سرعت حركت جوش زياد باشد. علاوه بر اين اگر گرماي جوشكاري بسيار بالا باشد مي تواند سبب ذوب شدن بيش از حد فلز پايه گردد.

۳-۶ . پرشدن ناقص

اين مورد مشابه بريدگي كنار جوش ، يك ناپيوستگي سطحي است كه به علت كمبود ماده در مقطع عرضي ايجاد ميشود. تنها تفاوت در اين ميان اين است كه پرشدن ناقص در فلز جوش ولي بريدگي كنار جوش در فلز پايه يافت مي شود. به بيان ساده ، پرشدن ناقص ، زماني رخ مي دهد كه فلز پر كننده به اندازه كافي براى پركردن اتصال جوش در دسترس نباشد (شكل ۷). مشابه بريدگي كنار جوش ، پرشدن ناقص نيز هم در سطح رويى و هم در ريشه جوش ظاهر مي شود. دليل اوليه پرشدن ناقص ، تكنيك غلط جوشكاري است . مثلا سرعت زياد جوشكاري اجازه پرشدن اتصال و هم سطح شدن آن با فلز را نمي دهد.


۳-۷٫ سررفتن

نوع ديگر ناپيوستگي سطحي جوش كه از تكنيك نامناسب جوشكاري (سرعت جوشكاري خيلي آرام ) ناشي مي شود، سررفتن است كه در آن ، فلز جوش روى فلز پايه مجاورش سر ميرود و دركناره جوش ، شيارى تيز را ايجاد مي نمايد. به علاوه اگر مقدار سررفتن به اندازه كافي زياد باشد مي تواند تركي را كه از اين تمركز تنش ايجاد مي شود را مخفي نمايد.

۳-۸٫ تحدب بيش از حد

اين ناپيوستگي مختص جوشهاي گوشه است و طبق تعريف تحدب عبارت از حداكثر فاصله از رويه محدب يك جوش گوشه تا خط واصل بين كناره هاي جوش است . از نقطه نظر استحكام مقدار تحدب در جوش گوشه ضروري است ولي اگر از حدي بيشتر باشد، به عنوان يك عيب تلقي مي شود. اين مطلب هم از نقطه نظر اقتصادي (مصرف فلز پركننده بيشتر) و هم از نظر حضور مناطق تيز اطراف جوش به خصوص در بارگذارى خستگى مطرح مي شود. دليل ايجاد تحدب ، آرام بودن سرعت جوشكاري يا تكنيك ناصحيح جوشكاري است .

۳-۹٫ لكه قوس و پاشش

لكه هاي قوس در نتيجه شروع قوس عمداً يا تصادفي روي سطح فلز پايه دور از اتصال به وجود ميآيند. در اثر اين رخداد، منطقه اي متمركز شده از سطح فلز پايه ذوب شده و سريعاً سرد و شكننده مي شود. پاشش همان ذرات فلزي پراكنده ناشي از جريان بالاي جوشكاري هستند كه در تشكيل جوش نقشي ندارند. از نقطه نظر بحراني بودن ، پاشش ممكن است زياد مهم تلقي نشود، ولي در هر حال مقادير زياد پاشش ميتوانند گرماى موضعي زيادي را به سطح فلز مشابه با اثر لكه قوس ايجاد كنند و حتي سبب تشكيل ناحيه تحت تاثير حرارت شوند.

۳-۱۰٫ اعوجاج

خميدگى يا اعوجاج از مشكلات مهم جوشكاري است كه بايد برطرف گردد. اين مسئله در اثر انقباض كه به هنگام كرم و سرد شدن پس از عمليات جوشكاري در فلز پايه و جوش بوجود ميآيد، شكل مي گيرد. براى كنترل اعوجاج بايد شرايط لازم براى جوشكاري شامل كنترل قبل ، حين و بعد از جوشكاري تامين گردد.

۳-۱۱ . تورق و پارگى سراسري

اين ناپيوستگي ويژه مربوط به فلز پايه است . تورق در اثر حضور آلودگى و ناخالصى غير فلزي موجود درزمان توليد فولاد ايجاد مي شود. اين ناخالصي ها به طور طبيعي اكسيدي هستند كه در زمانيكه فولاد هنوز مذاب است تشكيل شده و در خلال عمليات بعدى نورد كشيده شده و موجب تورق مي شوند. نوع ديگر ناپيوستگي مربوط به پارگي سراسري است و زماني رخ مي دهد كه در جهت تمام ضخامت در اثر جوشكارى تنشهاى انقباضى بزرگى ايجاد شده باشد. پارگي عموما موازى سطح نورد شده زير فلز پايه و معمولآ موازى مرز ذوب جوش رخ مي دهد. پارگي سراسرى يك ناپيوستگي است كه مستقيما به طرز قرار گيرى اتصال مرتبط مي شود.

۱۲٫۳٫ جابجا شدن و ناپيوستگي هاى ابعادى

در اثر سواركردن و مونتاژ غلط اجزاى مورد جوش در كنار يكديگر، جابجايى بصورت هم محور نبودن دو سطح قطعه كار در جوشهاي لب به لب است كه در مواردى با برشكارى رفع مي شود، اما در بيشتر مواقع بايد جوش را بريده و مجددا عمليات جوشكاري بادقت تكرار شود. ناپيوستگي هاى ابعادى، نقائص شكل يا ابعاد هستند و هم درجوش و هم در سازه جوش شده بروز مى كنند.

۴٫ آزمايشهاي جوش

۴-۱٫ ارزيابى جوشكار

آزمونى كه صلاحيت جوشكار را براى اجراى ضوابط آيين نامه اى تاييد مي كند، آزمايش تشخيص صلاحيت يا ارزيابى جوشكار و يا آزمون كيفيت اجرا خوانده مي شود. اين ارزيابى مشخص مي كند كه ايا جوشكار دانش و مهارت لازم را در بكارگيرى و اعمال دستورالعمل جوشكارى مدود در رابطه با رده بندى كارى خود دارد ياخير. ارزيابى جوشكار ممكن است با تجهيزات جوشكارى دستى و يا با تجهيزات جوشكارى تمام اتوماتيك انجام شود.

روشهاى آزمايشى كه كيفيت يك جوش را تعيين مي كند، در سه طبقه بندى بسيار وسيع قرار مي گيرد. ۱-آزمايش هاى غير مخرب ، ۲- آزمايشهاى مخرب و ۳- بازرسى عينى .

۴-۲٫ آزمايشهاى غير مخرب

هدف از اين آزمايشها، بازرسى و تشخيص عيوب مختلف جوش (سطحى وعميق ) و تاييد آن مي باشد، بدون اينكه قطعه جوش داده شده غير قابل استفاده شود. اگر آزمايش نشان دهد كه محلي از جوش معيوب است مي توان از طرفين محل مذكور به اندازه لازم برداشته و با جوش مجدد اتصال كاملي را به دست آورد .

۴-۲-۱٫ آزمون ذرات مغناطيسى

آزمون ذرات مغناطيسى يكى از آسانترين آزمايشهاى غير مخرب جوشكارى است . اين روش جوش را براى معايبى از قبيل تركهاى سطحى، ذوب ناقص ، تخلخل ، بريدگى كنار جوش ، نفوذ ناقص ريشه جوش و اختلاط سرباره كنترل مي كند. اين آزمايش محل تركهاى داخلى و سطحى بسيار ريز را براى رويت با حشم غير مسلح آشكار ميكند. قطعه مورد آزمايش با استفاده از جريان الكتريكى، يا قراردادن آن در داخل يك سيم پيچ مغناطيسى مي گردد. سطح مغناطيسى شده قطعه با لايه نازكى از يك گرد مغناطيسى نظير اكسيد آهن قرمز پوشده مي شود و اين لايه گرد در صورت وجود يك عيب سطحى يا داخلى در داخل حفره يا ترك مربوطه فرو مي رود.

۴-۲-۲٫ بازرسى با مواد نافذ

بازرسى با مواد نافذ يكى از شيوه هاى غير مخرب براى محل يابى معايب سطحى مي باشد. سطح مورد بازرسى بايد ابتدا از لكه هاى روغن ، گريس و مواد ناخالص و خارجى تميز شود. سپس ماده رنگى مورد نظر بر روى سطح پاشيده شده و در داخل تركها و ساير ناهمواريهاى نفوذ مي كند. رنگ اضافى از روى سطح پاك شده و سپس يك ماده فوق العاده فرار حاوى ذرات ريز سفيد رنگ بر روى سطح پاشيده مي شود. تبخير مايع فرار باعث برجاى ماندن گرد خشك سفيد رنگ بر روى ماده قرمز نفوذ كرده در ترك مي گردد و بر اثر عمل مويينگى، ماده قرمز از ترك بيرون كشيده شده و پودر سفيد كاملا قرمز مي شود.

۴-۲-۳٫ آزمون فراصوتى

آزمون فراصوتى قادر به تشخيص معايب داخلى بدون نياز به تخريب قطعه جوش شده مي باشد. موج هاى فراصوتى از داخل قطعه مورد آزمايش عبور داده مي شوند و با هرگونه تغيير درتراكم داخلى قطعه منعكس مي شوند. امواج منعكس شده (پژواك ها) به صورت برجستگى هايى نسبت به خط مبنا، بر روى صفحه نمايش دستگاه ظاهر مي شوند. هنگامى كه عيب يا ترك داخلى توسط واحد جست و جو پيدا شود توليد ضربان سومي مي كند كه بين ضربان اول و دوم بر روى صفحه نمايش ثبت مي شود (شكل ۸). بنابراين مشخص مي شود كه اين عيب بين سطوح بالاو بايين مصالح (در داخل جسم مصالح ) مي باشد.
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پس از مشخص نمودن محدودة زمين محل پياده كردن ستونها با نقشه برداري تعيين مي‌گردد . براي اطمينان از قائمه بودن زاويه‌ها از خاصيت مثلث ۳:۴:۵ استفاده شد .
در ابتدا زمين بطور كاملي به عمق حدوداً ۷۰ سانتي متر  گودبرداري شد .
سپس قالب فونداسيون و شناژها بوسيلة آجر اجرا شد . در پشت اين قالب بندي آجري پشت بند (Stiffner) قرار داده شد، تا از ريختن بتن جلوگيري بعمل آيد .
سپس تمامي شناژها و فونداسيون ها بوسيلة نايلون پوشيده شد تا از هدر رفتن آب بتن جلوگيري بعمل آيد .
پس از اجراي اين مرحله طبق نقشه هاي اجرايي آرماتوربندي صورت گرفت و شبكه هاي آرماتور اجرا شد . نكته قابل ذكر مرحلة آرماتور گذاري اين است كه در هنگام آرماتوربندي حتماً بايد روي بتن مگر و در زير آرماتورها لاشه سنگ (يا هر چيز ديگري) قرار داد تا ارتفاع آرماتورها از كف مقداري بالا بيايد تا بتن براحتي در زير آرماتورها رفته و كاملاً با آن درگير شود . پس از اجراي شبكه آرماتور بولت ها كارگذاشته شد .
سپس بتن ريزي انجام شد. اختلاط بتن با دستگاه بتونير صورت مي گرفت . در اجرا براي بدست آوردن عيار ۳۵۰ كه مقاومتي در حدود   300 را بدست ميدهد از اختلاط به شكل زير استفاده شد .
پيمانه ها حجمي بوده و از فرغون بعنوان پيمانه استفاده شد . بدين ترتيب كه يك و نيم ۱٫۵ فرغون ماسه و ۱٫۵ فرغون شن و حدوداً ۱٫۵ پاكت ۵۰ كيلويي سيمان و حدوداً ۴ پيمانه آب كه بصورت چشمي توسط كارگر كنترل مي شد ( از سطل بعنوان پيمانه استفاده شد) درون بتونير ريخته مي شد .نسبت هاي ياد شده داراي خطاي زيادي در اجرا مي باشد. ولي از آنجا كه محاسبات مباي محاسبات براساس  در نظر گرفته شده بود در حالي كه بتن اجرا شده تقريباً داراي   بود خطاها كاملاً قابل صرفنظر كردن بود . ولي در كل به نظر ميرسد براي پروژه هايي مهمتر بايد اين اختلاط با دقت بسيار بيشتري و با استفاده از طرح اختلاط كاملاً دقيق و با بچينگ انجام گيرد.
پس از اينكه بتن ريزي انجام شد صفحه ستونها كار گذاشته شدند.
صفحه ستونها بوسيله سيم هاي نازك به شبكه آرماتور متصل شدند. اتصال بايد كاملاً فيكس شود پس از بستن صفحه ستونها باسيم بوسيلة ريسمان كنترل مي كنيم كه آيا صفحه ستونها كاملاً در يك اكس هستند يا خير .
تلورانس ارتفاع صفحه ستون‌ها در حدود ۲۵ الي ۳۰ سانتيمتر مي باشد . پس از ريختن بتن صفحه ستونها بايد هواگيري شوند به اين معني كه با دوربين نقشه برداري تراز آنها را كنترل مي نماييم . و در صورت پايين‌تر بودن تراز برخي از صفحه ستونها آنها را مقداري بالاتر مي آوريم و در زير آن ملات مي ريزيم تا ارتفاع آن با بقية ستونها يكسان شود. پس از اينكه صفحه ستونها كاملاً تراز شدند كار اجراي فونداسيون تقريباً پايان يافته است.
همچنين در مرحله آرماتورگذاري براي اينكه آرماتورهاي فوقاني شبكه اجرا شوند حدوداً هر ۲ متر ار خرك استفاده شد، تا آرماتورهاي فوقاني روي آن بنشينند .
پس از پياده كردن نقاط و اجراي فونداسيون نوبت به اجراي اسكلت فلزي ميرسد .
براي اجراي اسكلت ابتدا يك شاسي كاملاً تخت در روي زمين بوسيلة پروفيل ها اجرا شد تا سطحي كاملاً صاف براي انجام جوشكاري تأمين نمايد. تمامي عمليات جوشكاري، برشكاري … بر روي اين شاسي انجام مي پذيرد . در ابتدا ستونها با اطلاعات داده شده در نقشه‌هاي اجرايي آماده سازي شد. يعني تيپ هاي مختلف ستون كه در پلان تيپ بندي ستون نمايش داده شده است با تمام جزئيات آنها در روي شاسي جوشكاري مي شوند . هرگونه بست اعم از افقي و مورب و هر نوع جوشي در اين مرحله و در روي شاسي انجام ميگيرد. در اجراي پروژه سعي بر اين بود كه تمامي جوشها بصورت تخت اجرا شده و اين بدان معني است كه تمامي جوش ها و اجراي تمام اتصالات حتي المقدور در روي زمين و نه در پاي كار صورت گيرد . چرا كه وقت بيشتري را در اجرا موجب شده و كيفيت بالاتري را تأمين ميكند.
در اين مرحله كه ستونها آماده سازي مي شوند نبشي هاي نشيمن نيز اجرا شدند كه در مرحلة بعد پل ها روي آنها كارگذاشته شوند .
در طي چند روز متوالي عمليات آماده سازي ستونها مطابق با نقشه هاي اجرايي صورت پذيرفت جوشكاري كلية قطعات با الكترود E60 و با استفاده از دينام صورت گرفت .
الكترود E60 داراي مقاومتي برابر ۶۰۰۰۰ psi معادل   4200 مي باشند .
نكتة قابل ذكر در جوشكاري اين ساختمان جوشكاري با قطب مثبت بود كه به گفتة جوشكار اسكلت بعلت وجود ناخالصي ها در فولاد ساختماني ناگزير به استفاده از الكترود جوشي روي قطب مثبت دستگاه شده بود.
همانطور كه ميدانيم جوشكاري با قطب منفي داراي كيفيت مطلوبتري نسبت به قطب مثبت مي باشد . ولي بعلت وجود ناخالصي ها بنا به گفتة جوشكار ساختمان نمي توان از قطب منفي استفاده نمود.
همانند اغلب ساختمانهاي فلزي غالب جوشهاي اسكلت جوش گوشه بود. و از جوش هاي شياري و كام بسيار كم استفاده شد.
پس از جوشكاري توسط جوشكار اسكلت قسمتهاي جوش شده براي جلوگيري از تنش هاي پسماند چكش كاري شد. اين كار در كلية جوشها اجرا شد.
ضريب كنترل كيفيت در نظر گرفته شده در طراحي طبق آيين نامه ۰٫۷۵ در نظر گرفته شده است و اين بدليل نوع بازرسي موجود مي‌باشد كه در كارگاه و فقط بصورت چشمي كنترل مي شد و از هيچ يك از روشهاي كنترل جوش استفاده نشد.
اغلب جوشها در يك پاس انجام گرفت .
پس از جوشكاري كلية ستونها و آماده سازي آنها موقع نصب آنها فرا رسيد .
تمامي ستونها توسط جرثقيل برپا شدند و از روي صفحه ستون در دو طرف آن نبشي هاي سخت كننده جوش داده شد . بعد از اطمينان از شاغول بودن ستونها در هر چهار طرف ستون جوشكاري ها كامل شد.
اجراي ستونهاي اين ساختمان نسبتاً بدون مشكل انجام شد و تمامي ستونها بصورت شاغول بودند و مشكلي از نظر اجراي پلها ديده نشد.
از آنجا كه در اين ساختمان اتصال خورجيني استفاده نشده بود اجراي هرچه دقيقتر ستونها ضروري به نظر مي رسد تا براي نصب پلها با كمبود جا مواجه نشويم .
چون در اتصال خورجيني  براحتي پلها نصب مي شوند و حتي در صورت وجود ناشاغولي اجراي آن ممكن است ولي اتصالات مفصلي نبشي نشيمن، نبشي جان نياز به دقت بسيار زيادي در اجرا دارند .
در ساختمان مذكور پس از اينكه ستونها كارگذاشته شد پلها براي نصب در محل آماده سازي شدند .
نبشي هاي نشيمن قبلاً در روي شاسي جوش شده بودند و فقط بايد پلها روي اين نبشي هاي نشيمن قرارداده مي شدند.
همانگونه كه در بالا ذكر شد بدليل عدم وجود ناشاغولي در ستونها نيازي به استفاده از تيفور نبوده و پلها براحتي در محل خود قابل نصب بود .
تمامي عمليات برپا كردن اسكلت در يك روز انجام شد زيرا در غير اينصورت بدليل عدم مهار كامل ستونها امكان واژگوني آنها و همچنين ناشاغول شدن آنها بسيار است ولي هنگامي كه پلها بصورت كامل اجرا شوند قابها بصورت كاملاً مهار شده درآمده و خطر واژگوني  كاملاً برطرف ميگردد .
در اين ساختمان هيچگونه تغيير مقطع در ارتفاع مشاهده نشد و ستونها در ارتفاع داراي يك تيپ بودند ولي در طبقات پايينتر بدليل وجود لنگرها و نيروهاي محوري بيشتر از ورق تقويت استفاده شده بود .
مشكلي كه در اجراي ورقهاي تقويت مشاهده شد عدم وصلة آنها در قسمتهاي مياني ستون بود .
در بعضي جاها اين وصله ها در نقاط نزديك به اتصالات كه لنگرهاي بسيار زيادي در آن وجود دارد اجرا شده بود ولي در اكثر جاها اين مورد رعايت شده بود .
بادبندها همانگونه كه در نقشه ها نمايش داده شده اند بصورت دوبل ناوداني طراحي شده بودند بنابر گفته مهندس طراح بادبندها طبق آيين نامه براساس كشش و فشار طراحي شده بودند . بهمين دليل و بخاطر مسائل طراحي استفاده از تك پروفيل امكانپذير نيست.
بادبندهاي دوبل بوسيلة ورق لقمه در فاصلة هر ۱ متر متصل شدند.
اجراي اين بادبندها به اين شكل بود كه يك پروفيل ناوداني بطور سراسري اجرا مي شد يعني به اندازة لازم با تلورانسي در حدود ۱۰ cm برش داده مي شد . و سپس به دو ورق در دو گوشه جوش داده شد،  پس از آنكه جوشكاري دوسر بادبند انجام شد ورق اتصال وسط پاي كار جوش داده شد، سپس پروفيل بعدي به دوقسمت تقسيم مي شد بطوري كه پروفيل يكپارچه كاملاً از ميان آن دو قطعه عبور مي‌نمود. پس از اجراي پروفيل دوم عمليات جوشكاري بصورت دقيق و با دقت كامل انجام گرفت.
نكتة بسيار مهم در مورد ورقهاي اتصال بادبندها اين است كه سطح مقطع اين ورقها بايد بزرگتر يا مساوي با سطح مقطع بادبند باشد، ولي در اين پروژه در بعضي موارد اين مهم رعايت نشده بود . و اين به آن معناست كه در هنگام كشش دربادبند قبل از اينكه كشش از بادبندها به جوش منتقل شود صفحة اتصال مقاومت نخواهد كرد و گسيخته خواهد شد. يعني هنگامي كه نيروي كششي از بادبند به ورق انتقال پيدا ميكند ظرفيت كششي ورق كمتر از ظرفيت كششي بادبندهاست و در نتيجه جوابگوي ، كشش وارده نخواهد بود و از هم خواهد گسيخت اين مطلب بسيار حايز اهميت است .
بعد از اجراي ستونها پلها به نحوي كه گفته شد و با استفاده از جرثقيل در جاي خود كارگذاشته شدند و پس از تراز شدن آنها توسط خال جوش در جاي خود بطور موقت فيكس شدند .
تيرهاي اصلي اين ساختمان اكثراً پروفيل هاي نورد شده بودند و فقط در يك قسمت ساختمان و آن هم بدليل تأمين اختلاف ارتفاع در پلان معماري از تيرآهن لانه زنبوري شده استفاده شد اختلاف ارتفاعي حدود ۴۰ سانتيمتر در قسمت اتاق خواب و سرويسها در پلان وجود دارد كه در نقشه ها آمده است .
تيرهاي اصلي اكثراً داراي ورق تقويت بودند كه در محل لنگر منفي نزديك اتصالات اجرا شدند تمامي اين ورقهاي تقويت بصورت تخت جوش شدند و سپس در محل كارگذاشته شدند.
اين موضوع داراي اهميت بسياري باشد چون جوش در سركار بسيار مشكل ساز است و اكيداً توصيه مي‌شود كه جوشكاري ها در زمين و روي شاسي كار انجام گيرد.
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فولاد بعنوان ماده ای با مشخصات خاص و منحصر بفرد ، مدتهاست در ساخت ساختمانها کاربرد دارد. قابلیت اجرای دقیق ، رفتار سازه ای معین ، نسبت مقاومت به وزن مناسب ، در کنار امکان اجرای سریع سازه های فولادی همراه با جزئیات و ظرافتهای معماری ، فولاد را بعنوان مصالحی منحصر و ارزان در پروژه های ساختمانی مطرح نموده است ؛ به نحوی که اگر ضعفهای محدود این ماده نظیر مقاومت کم در برابر خوردگی و عدم مقاومت در آتش سوزیهای شدید به درستی مورد توجه و کنترل قرار گیرند ، امکانات وسیعی در اختیار طراح قرار می دهد که در هیچ ماده دیگر قابل دستیابی نیست .
فولاد ، آلیاژی از آهن و کربن است که کمتر از ۲ درصد کربن دارد. در فولاد ساختمانی عموما” در حدود ۳ درصد کربن و ناخالصیهای دیگری مانند فسفر ، سولفور ، اکسیژن و نیتروژن و چند ماده دیگر موجود می باشد . ساخت فولاد شامل اکسیداسیون و جدانمودن عناصر اضافی و غیر ضروری موجود در محصول کوره بلند و اضافه کردن عناصر مورد نیاز برای تولید ترکیب دلخواه است. برای ساخت فولاد ، از چهار روش اصلی استفاده می شود. این روشها عبارتند از : روش کوره باز ، روش دمیدن اکسیژن ، روش کوره برقی ، روش خلاء . آنچه فولاد را به عنوان یک مصالح ساختمانی مناسب معرفی کرده می تواند شامل موارد زیر باشد : – تغییر شکل در اثر بارگذاری و ایجاد تنش یکنواخت   – وجود خاصیت الاستیک و پلاستیک   – شکل پذیری   – خاصیت چکش خواری و تورق   – خاصیت خمش پذیری   – خاصیت فنری و جهندگی   – خاصیت چقرمگی   – خاصیت سختی استاتیکی و دینامیکی   – مقاومت نسبی بالا    – ضریب ارتجاعی بالا    – جوش پذیری   – همگن بودن    – امکان استفاده از ضایعات   – امکان تقویت مقاطع در صورت نیا
طراحی ساختمانهای فولادی
انتخاب نوع مقطع ، روش ساخت ، روش بهره برداری و محل ساخت ساختمان ، خصوصیات و ویزگیهای متنوعی برای ساخت اسکلت باربر یک ساختمان بوجود می آورد. مزیتهای هر سیستم سازه ای و مصالح مورد نیاز آن سیستم را در صورتی می توان بکار برد که خصوصیات و ویژگیهای آن مصالح و سیستمها در مرحله طراحی به حساب آورده شود و طراح باید در مورد هر یک از مصالح به درستی قضاوت کند. این موضوع بویژه در ساختمانهایی که اسکلت فولادی دارند ضروری است. معیارهای سازه ای زیر اهمیت زیادی در طراحی کلی و ستون گذاری ساختمان دارد : – نوع مقطع  – آرایش و روش قرار گیری مقاطع  – فواصل تکیه گاهی  – اندازه دهانه های سقف  – نوع مهاربندی  – نوع سیستم صلب کننده  – محل قرارگیری سیستم صلب کننده 
سیستم فضاسازی داخلی
برای استفاده بهینه از خواص مطلوب ساختمانهای فولادی ، سیستم فضاسازی داخلی باید بگونه ای اختیار شود که : – متشکل از قطعات پیش ساخته باشد ، بدین منظور که سرعت بیشتر نصب و برپایی سازه ، موجب کوتاه شدن زمان کلی ساخت می شود.  – قطعات سبک باشد تا وزن کلی ساختمان به حداقل ممکن برسد.  – نوع سیستم انتخاب شده ، سازگار با سیستم سازه ای انتخاب شده باشد.  – با یک روش اقتصادی قابل محافظت در برابر آتش باشد.
فضاهای داخلی ساختمان فلزی معمولا” شامل : – سقفها   – بام  – دیوارهای خارجی       – دیوارهای داخلی     – سیستم رفت و آمد ( پله و آسانسور )    می باشد که با هماهنگی دقیق و علمی ، این امکان بوجود می آید که اقتصادی ترین روش ساخت و اجرای ساختمان بدست آید.

طراحی با توجه به روش مهاربندی
تمام ساختمانها باید برای مقاومت در برابر نیروی زلزله و باد و یا دیگر نیروهای افقی صلب شوند سیستم صلب کننده باید :
– نیروهای جانبی را به فونداسیون منتقل کند.     
– تغییر مکانهای افقی را محدود کند.
در ساختمانهای بلند باید ملاحظات ویژه ای برای جلوگیری از ایجاد نوسانات ناشی از باد در نظر گرفته شود. بزرگی نیروهای افقی اعمال شده در اثر باد به عوامل زیر بستگی دارد:
– سرعت باد    – شکل آیرودینامیکی ساختمان       – وضعیت سطح نما         – روشهای صلب کردن
یک قاب سازه ای فولادی را می توان به یکی از روشهای زیر مهاربندی کرد : – سیستمهای قاب صلب   – سیستمهای قاب بادبندی    – دیوارهای بتنی بصورت دیوارهای برشی یا هسته های بتنی
انتخاب روش صحیح مهاربندی ، اهمیت عمده ای در طراحی سازه ای دارد و حتی ممکن است کل اندیشه طراحی یک ساختمان بلند مرتبه را تحت تاثیر قرار دهد. مهار بندی به وسیله اعضای بادبندی یا دیوارهای بتنی به صورت دیافراگم صلب ، نقاط ثابتی را در ساختمان ایجاد می کند ، به گونه ای که آزادی عمل در جانمایی و معماری داخل ساختمان را محدود می کند. 

طراحی با توجه به اجزای تشکیل دهنده فضاهای داخلی ساختمان
انتخاب سیستم مناسب برای اجزای داخلی ساختمان به عوامل مختلفی بستگی دارد. روشهای زیر به طور رایج در ساخت سقفهای متکی به تیرهای فولادی به کار می روند : 
– دال بتنی درجا بر روی قالب مناسب
– دال بتنی پیش ساخته
– عرشه فولادی با بتن درجا
عملکرد مرکب بین دال بتنی و تیر فولادی که در هر سه روش امکان پذیر است ، سبب اقتصادی شدن ساخت می گردد. مسئله حفاظت قسمتهای فولادی سقف در برابر آتش سوزی باید در اجرای سقف در نظر گرفته شود. استفاده از سقف کاذب می تواند این کار را به خوبی انجام دهد. در سازه های اسکلت فلزی ، معمولا” دیوارهای خارجی باربر نیستند، برای ساخت این دیوارها ، بنابر شرایط موجود ، از مصالح مختلف استفاده می شود.

لزوم محافظت در برابر حریق ، خوردگی و عایق بندی صوتی
اغلب اظهار می شود که هزینه لازم برای محافظت ساختمانهای فلزی در برابر آتش سوزی و خوردگی و عایق بندی صوتی بسار زیاد است ، ولی استفاده از راههای معقول و مناسب برای هر ساختمان ، با توجه به سیستم بکار رفته در آن ، می تواند باعث کاهش این هزینه شود. ایجا یک سیستم محافظت در برابر آتش سوزی در تمام ساختمانهای فلزی لازم و ضروری است. آنچه از اقتصادی در این مسئله حائز اهمیت است ، استفاده از روش صحیح حفاظت اجزای فلزی است. اغلب المانهای داخلی ساختمان مانند سقف و دیوارهای داخلی و خارجی آن بعنوان یک سیستم محافظت در برابر آتش سوزی در ساختمان قابل استفاده است. تیرها و ستونهای فلزی می تواند به روش مناسب در بین این اجزا مدفون شود. در غیر اینصورت باید با روش مناسب اسکلت فولادی ساختمان محافظت شود.
از آنجایی که زنگ زدگی در قطعات داخلی ساختمان فولادی با توجه به رطوبت ناچیز موجود در هوا بعید به نظر می رسد ، محافظت در برابر خوردگی برای این قطعات یک مشکل جدی محسوب نمی شود. بنابراین حفاظت در برابر خوردگی فقط برای قطعات بیرونی و اجزایی که در معرض رطوبت هوا قرار دارند لازم و ضروری است.
مشخصات صوتی یک ساختمان ، بستگی به خواص اجزای داخلی آن دارد مانند نوع سقف و سیستم دیوارهای جداکننده و تیغه ها . در این بین ، سیستم اسکلت باربر ساختمان نقش کمتری دارد رفتار اسکلت یک ساختمان بتنی و فولادی ، با یک سیستم فضاسازی داخلی مشابه ، یکسان است .

توجیه اقتصادی سازه های فولادی 
در ارزیابی اقتصادی یک ساختمان فولادی ، فقط در نظر گرفتن قیمت مصالح ساختمانی و نیروی انسانی کفایت نمی کند و بقیه عوامل موثر در این موضوع باید مورد بررسی قرار گیرد. موارد زیر در اقتصاد یک ساختمان موثر است :
– قیمت زمین : بدلیل کوچک بودن مقاطع عرضی در ساختمانهای فولادی ، فضای کمتری توسط اسکلت سازه اشغال شده و در مقایسه با سازه های بتنی ، ساختمانهای فلزی در پلان دارای سطح موثر بیشتری هستند. بنابراین هزینه زمین در هر متر مربع مفید ساختمان ، در ساختمانهای فلزی کمتر خواهد بود.
– مصالح در دسترس
– ارزش نهایی ساختمان : هرچه مدت زمان ساخت یک ساختمان کوتاهتر باشد ، هزینه نهایی آن ساختمان کمتر خواهد بود. با توجه به روشهای مختلف ساخت سازه ، متوجه می شویم که در مقایسه با سایر روشها ، ساخت سازه های فلزی زمان کمتری صرف می کند.
– هزینه اسکلت اصلی سازه ( سفت کاری )
–  تاثیر نازک کاری
– تاثیر نصب تجهیرات و تاسیسات
–  نحوه تاثیر این عوامل در بهره برداری بهینه از ساختمان
– هزینه ایجاد تغییرات داخلی و بهسازی در ساختمان
–  هزینه تخریب ( در ساختمانهای با عمر کوتاه )

بررسی میزان مصرف فولاد در ساختمانهای فلزی
در ساختمانهای فلزی ، هزینه با توجه به میزان مصرف فولاد در هر متر مربع مساحت کف ( تصویر افقی ) یا متر مکعب ساختمان محاسبه می شود. هزینه ساخت و میزان مصرف فولاد به عوامل زیر بستگی دارد :
–  تعداد طبقات
–  بار اعمال شده به طبقات ( مرده و زنده )
–  دهانه ها در اطراف ستون
–  ضخامت سقف
– سیستم سازه ای ( سیستم انتقال بارهای قائم و جانبی )

انتقال بار در سازه های فولادی
سازه های فولادی مشتمل بر تعدادی تیر و ستون به شکل قاب و نیز شامل تعدادی تقویت کننده ، به منظور ایستایی بیشتر می باشد. بدیهی است انتقال بارهای افقی و قائم از طریق این اجزاء صورت می گیرد. به این صورت که :  – سقف ، بارهای عمودی را تحمل کرده و بصورت افقی ، از طریق تیرها به تکیه گاههای تیر منتقل می کند.  – سیستم باربر قائم ( ستونها ) ، بارها را از تکیه گاههای دو سر تیر به فونداسیون انتقال می دهد.      – همچنین سیستم های مهاربندی قائم و افقی ، بارهای جانبی ناشی از باد ، زلزله ، فشار زمین و … را به فونداسیونها منتقل می نمایند.
ماهیت انتقال بار از طریق تیرها به تکیه گاهها و روش قرارگیری تیرها ( تیر ریزی ) به عوامل زیر بستگی دارد :
– نوع مقطع قابل استفاده با توجه به طراحی معماری
– فواصل تکیه گاهها و طول دهانه تیر با توجه به طراحی سازه ها
–  روش انتقال بار توسط اجزای باربر
–  سیستم تکیه گاهی انتخاب شده ( صلب ، نیمه صلب ، ساده )
   

 فولاد
فولاد يکي از مهمترين مصالح ساختماني به شمار مي آيد . فولاد از احيا شدن سنگ آهن ، به همراه کک و اکسيژن در کوره هاي بلند با درجه حرارت زياد بدست مي ايد .آهن خام که به اين ترتيب به دست مي آيد بين ۳ تا ۴ درصد کربن دارد .
محاسن فولاد 
۱) مقاومت زياد
۲) شکل پذيري زياد
۳) يکسان بودن مقاومت و فشار 
۴) عملکرد مناسب در برابر زلزله به علت شکل پذيري و سبک بودن
مهمترين عيب فولاد ضعف در برابر آتش سوزي مي باشد .
مشخصات مکانيکي فولاد
مهمترين مشخصه مکانيکي فولاد نمودار تنش _ کرنش آن مي باشد که از روي آن تنش تسليم و يا تنش جاري شدن بدست مي آيد . اگر يک ميله فولادي تحت نيروي p  قرار بگيرد تنش و کرنش در آن به صورت زير محاسبه مي شود . در شکل زير نمودار تنش _کرنش فولاد نشان داده شده است .
  همان گونه که از نمودار تنش_کرنش فولاد مشاهده مي شود سه قسمت جداگانه در اين نمودار قابل تشخيص است .

الف) ناحيه الاستيک يا خطي : قسمت ابتدايي نمودار تنش_کرنش به صورت خطي مي باشد که در اين قسمت تغيير شکل هاي فولاد برگشت پذيرند ، که به اين ناحيه ، ناحيه الاستيک يا خطي گفته مي شود .
ب) ناحيه خميري يا پلاستيک : بعد از نقطه ي تسليم منحني تنش و کرنش به صورت افقي در مي آيد . تغيير شکل ها در اين ناحيه در حدود ۱۵ الي ۲۰ برابر نظير حد خطي مي باشد . از اين خاصيت در طراحي پلاستيک استفاده مي شود .
ج) ناحيه سخت شدگي مجدد : در اين ناحيه افزايش کرنش مجدداً با افزايش تنش همراه است . شيب منحني تنش_کرنش در اين قسمت به مراتب کوچکتر از ناحيه الاستيک مي باشد و معمولا در محاسبات از اين ناحيه صرف نظر مي شود
                 عملکرد لرزه اي ساختمانهاي فولادي
بر اساس تجربه هاي حاصل از زلزله هاي گذشته و مطالعات انجام گرفته سازه هايي در برابر زلزله داراي عملکرد بهتري هستند که بتوانند ضمن حفظ پايداري و انسجام کلي خود انرژي ناشي از زلزله را تا حد امکان جذب و مستهلک نمايند . با توجه به منحني نيرو _ تغيير مکان سازه ها و توجه به اين مطلب که سطح بين منحني نيرو _ تغيير مکان محور نشان دهنده ميزان انرژي جذب شده توسط سازه است . هرچه سازه شکل پذير تر باشد انرژي بيشتري را هنگام زلزله جذب کرده و رفتار مطلوبتري دارد . فولاد نرمه به علت طبيعت شکل پذيراز اين نظر ماده مناسبي مي باشد و مي تواند ميزان زيادي انرژي جذب کند . اما تجربه نشان داده است که در سازه هاي فولادي در صورت عدم استفاده از اتصالات مناسب عملکرد مناسب لرزه اي آنها مناسبو قابل قبول نخواهد بود و در اثر زلزله دچار شکست سازه اي و يا انهدام خواهد شد . درزلزله منجيل (۱۳۶) مشاهده شد که تعدادي از ساختمانهاي فولادي دچار تخريب کامل شدند . رفتار اين سازه ها در اين زلزله ثابت کرد در بسياري از موارد سازه هاي موجود داراي سيستم مقاوم مناسبي نيستند . استفاده از تير هاي خورجيني (تيرهاي سرتاسري در دو طرف ستون با اتصال نبشي) و عدم شناخت سيستم حاصل و مدل صحيح براي اين اتصالات باعث شده اين سيستم از نظر مهندسي زلزله بسيار آسيب پذير تلقي گردد . درس حاصل از اين زلزله کيفيت پايين ساخت و ساز شهري بود که در سالهاي اخير تلاشهايي براي اصلاح آن به عمل آمده است . در زلزله نورث ريچ امريکا مشاهده شد که در بسياري از ساختمانهاي فولادي اتصال تيرها و ستونها دچار ترک و يا بعضا شکست شد . بيشتر اين ترکها و شکستها در بال ستون اتفاق افتاده است . 

                                        ستون فلزي
ستون عضوي است كه معمولا به صورت عمودي در ساختمان نصب مي شود و بارهاي كف ناشي از طبقات به وسيله تير و شاهتير به آن منتقل مي گردد و توسط آن به شالوده و سپس به زمين انتقال مي يابد .
شكل ستونها
شكل سطح مقطع ستونها معمولا به مقدار و وضعيت بار وارد شده بستگي دارد . براي ساختن ستونهاي فلزي از انواع پروفيل و ورقها استفاده مي شود . عموما ستونها از لحاظ شكل ظاهري به دو گروه تقسيم مي شوند :
الف : نيمرخ ( پروفيل ) نورد شده شامل انواع تير آهنها و قوطيها : بهترين پروفيل نورد شده براي ستون ، تير آهن بال پهن يا قوطيهاي مربع شكل است ، زيرا از نظر مقاومت بهتر از مقاطع ديگر عمل مي كند . ضمن اينكه در بيشتر مواقع عمل اتصالات تيرها به راحتي روي آنها انجام مي گيرد .
ب : مقاطع مركب : هرگاه سطح مقطع و مشخصات يك نيمرخ ( پروفيل ) به تنهايي براي ايستايي ( تحمل بار وارد شده و لنگر احتمالي ) يك ستون كافي نباشد ، از اتصال چند پروفيل به يكديگر ستون مناسب آن ( مقاطع مركب ) ساخته مي شود . 
علل استفاده از مقاطع مركب در ستونها 
۱- در صورتي كه سطح مقطع نيمرخهاي نورد شده تكافوي سطح لازم را براي ستون نكند ، با ساختن مقطع مركب سطح لازم ساخته مي شود . 
۲- نياز اجباري به مقاطع با شكل هندسي خاص از نظر اتصالات ديگر به ستون .

 اسکلت فلز و انواع آن و محاسن و معايب  
بنا به تعاريفي كه قبلا از سازه ها داشتم در اين و پست هاي بعدي ساختمان هاي اسكلت فلزي را شرح خواهم داد .
سازه هاي اسكلت فلزي
به طور كلي سازه هاي فلز سه نوع مي باشد :سازه هاي  قابي كه نيرو هاي وارد آمده را به همراه خمش تحمل و منتقل مي كند ، سازه هاي خرپائي كه اعضاي آن نيروهاي وارد آمده را به صورت كشش يا فشار تحمل و منتقل مي كند و سازه هاي كابلي كه نيرو هاي وارده را به صورت كشش تحمل و منتقل مي كند .
محاسن و معايب سازه هاي اسكلت فلزي
محاسن سازه هاي اسكلت فلزي : سازه هاي اسكلت فلزي به علت مزاياي زياد ، كاربرد فراوان پيدا كرده است . از آن جمله است ؛ استحكام و خواص خوب مكانيكي و مقاومت بالاي فولاد در كشش و فشار ، همچنين به علت توليد فولاد در كارخانه و شرايط بهتر كنترل كيفيت آن از بتن و ساير مصالح بنايي ، مناسب تر از كار در مي آيد .
از ديگر مزاياي اسكلت فلزي مي توان به امكان توسعه سازه ، اتصال چند قطعه به يكديگر ، امكان پيش ساخته كردن قطعات ، سرعت نصب و اشغال فضاي كمتر ، هزينه كمتر و قابليت كاربرد در ارتفاع زياد اشاره كرد . 

عتیقه زیرخاکی گنج