• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

یکی از مهمترین مباحث در کشورهای در حال توسعه توسعه یافته و یا جوامع بشری جهان امروز مسئله مبادرت ورزیدن به کاری مفید وسازنده برای افرادآن جامعه است.شغل مرتبط باتواناییهاواستعدادهای ذاتی هرفردامری است که هرشخص لزوما با آن در زندگی روزمره اش مواجه خواهدشد .
اما مشکل زمانی به وجود میاید که فرد شغل دلخواه خود را پیدا نکند وبه او لفظ بیکار تعلق گیرد.
بیکاری یکی ازمعضلات کشورهای توسعه نیافته از جمله ایران می باشد.
بدون شك در همه كشورها مسئله اشتغال از مهمترين اهداف برنامه ريزيهاي توسعه به شمار ميرود بطوريكه مي توان گفت هيچ برنامه اي بدون توجه به مسئله اشتغال نمي تواند نتيجه مطمئني را به همراه داشته باشد. اصولاً ايجاد اشتغال وحل مسئله بيكاري بهترين پشتوانه براي اجرا و پيشبرد ديگر اهداف برنامه ريزيها به حساب مي آيدو معمولاً دولتها و نظامهايي در برنامه هاي خود موفق ترخواهند بودكه بتوانند مسئله اشتغال را به خوبي حل و فصل كنند چرا كه ‍‍‍افراد بدون داشتن شغل ودرآمد فرصتي براي پرداختن به ديگر مسائل نخواهند داشت.
امروزه با پيشرفت علم وتكنولوژي وتغييرات جمعيتي از جمله افزايش جمعيت تحصيل كرده ، مسئله اشتغال به يك مسئله كاملا تخصصي تبديل شده و نظامهاي سياسي واقتصادي را با چالشهاي جديد وجدي روبرو ساخته است. بطوريكه در اكثر كشورهاي درحال توسعه و از جمله ايران اين مسئله بصورت يك معضل بزرگ و اساسي درآمده است.
عوامل متعددي روي “مسئله اشتغال “تاثير گذار بوده ويا از آن تاثير مي پذيرند.داشتن فرصتهاي شغلي مناسب نيازمند اقتصادي پويا و كارآمد، زير ساختهاي مناسب ، سيستم آموزشي كارآمد، اشاعه فرهنگ كارو… مي باشد .
ضمن آنكه نمي توان از عواملي همچون مسائل بين المللي، جريانهاي سياسي، اعتقادات ومسائل فرهنگي برروي آن چشم پوشي نمود همچنين نمي توان مسئله اشتغال را تنها به دولت محصورومحدود نمود  بلكه حل معضل بيكاري نيازمند عزم ملي در ابعادمختلف مي باشد.
دراین تحقیق سعی شده عوامل اشتغال وبیکاری به خصوص قشر تحصیل کرده درکشور مورد بررسی قراربگیرد ،سپس در قسمت آخراشتغال وبیکاری دراستان یزد توسط مقاله ای که سازمان مدیریت دراختبار ماگذاشته مورد بررسی قرار گرفته است .
*همچنین لازم به ذکراست که آمارواطلاعات مربوط به سا ل۷۵ میباشد ،چون هنوز نتایج سرشماری سال ۸۵ نیامده است.
اشتغال وبيكاري وكشورهاي درحال توسعه :
امروزه بيكاري واشتغال ناقص ، به يكي از معضلات بزرگ جوامع تبديل گرديده بگونه اي كه حتي كشورهاي پيشرفته صنعتي نيز كه انتظار مي رفت به وضعيت اشتغال كامل نزديك شده باشند ، اكنون گرفتار بحران بيكاري كم سابقه اي شده اند.براي كشورهاي درحال توسعه كه اكثريت نيروي كارگري جهان درآنها بسرمي برند مسائل حل نشدني اشتغال هر روز پيچيده ترمي شود. اين كشورها بدليل مشكلات عديده اي همچون ركود جهاني، كاهش زيادمخارج عمومي، وامها وبدهيهاي بزرگ و…مرتباًًً از هدف اشتغال كامل،مولد وآزاد دورگشته اند بطوري كه تدريجاًًًًًًًً اين هدف جزء روياهاي اين كشورها بشمارخواهد آمد. امروزه بيش از هرزمان ديگر، وابستگي بين كشورها درمقوله اشتغال ودرآمد حاصل از آن مشهود است بگونه اي كه هر كشوري كه بكوشد تا مسائل داخلي اشتغال خود را بي توجه به ابعاد بين المللي سياستهاي خويش حل كند نه تنها موفق نبوده بلكه در دراز مدت ، آينده اشتغال كشور خويش نيز به خطرخواهد انداخت . به اعتقاد اكثر كارشناسان ضرورت دارد همه كشورها ، چه غني و چه فقير براي استفاده از امكانات و منافع آينده محيط اقتصادي ، خود را با محيط متحول اقتصاد بين الملل سازگار نمايند) کیاوند، ۱۳۶۵: ۹تا۳۳)
تجربه نشان داده است كه نمي توان انتظار داشت فقط با اتكا به رشد اقتصادي ، تمام مشكلات مربوط به اشتغال وبيكاري را حل نمود. بلكه براي ريشه كن ساختن اين بيماري مزمن ، كه عوامل نامرئي آن داراي ريشه هاي ژرف مي باشد ، بايست تمام امكانات مادي و معنوي داخل كشور را بسيج نموده و از ظرفيتهاي بين المللي نيز نهايت استفاده را برد.
مسئله اشتغال در كشورهاي درحال توسعه گستره اي از مسائل مرتبط با يكديگر را تشكيل داده كه برخي از آنها حادترند وبرخي كمتر حادند واين معضل ، بس فراتر از آن چيزي است كه به عنوان بيكاري آشكار مي شناسيم.
جنبه عمده بيكاري دركشورهاي درحال توسعه از جمله ايران ، تمركز آن در ميان جوانان و دانش آموخته ها ست . آمارها نشان مي دهد كه ميزان بيكاري آشكار درميان افراد ۱۵تا۲۴ ساله ، دو و حتي بيش از دو برابر ميزان بيكاري آشكار در ميان كل نيروي كار است اين در حالي است كه در كشورهاي صنعتي ، بيكاري در ميان افراد مسن تمركز داشته ودر ميان افراد جوان تقريبا نا چيز بوده است تمركز بيكاري در ميان گروههاي سني جوان دركشورهاي درحال توسعه تا حدودي منعكس كننده تعداد نامتناسب افراد جوان دركل جمعيت است كه اين مسئله به نوبه خود نتيجه نرخهاي سريع رشد جمعيت ونيروي كار مي باشد. ازطرفي نسبت بالاي جوانان در ميان بيكاران نمايانگر گسترش سريع آموزش نيز مي باشد ، چنانكه هر ساله تعداد بيشتري از تحصيل كرده ها را به جستجوي مشاغل مزدوحقوق بگيري در شهرها تشويق مي كند و معمولا نيز فرصتهاي شغلي موجود براي اين خيل عظيم جمعيت ، كافي نيست (خزاعی ،۱۳۶۸:۱۷تا۲۱)
بهر حال ، عوامل متعدد و گوناگوني دست در دست هم داده اند تا مسئله بيكاري به يك معضل بزرگ براي كشورهاي درحال توسعه تبديل شود وآنها را با چالشهاي جدي و اساسي در هزاره سوم روبرو سازد به نحوي كه اگر براي حل آن چاره انديشي نگردد موجب اضمحلال و نابودي آنها خواهد گشت.
 

– تعريف بيكاري و انواع آن:
عموما در اقتصاد به كسي بيكار اطلاق مي شود كه سه ويژگي زير در مورد او صدق نمايد:
۱- شرايط كار داشته باشد . (در سن كار قرار داشته و شرايط احراز كار را داشته باشد)
۲- به دنبال كار باشد . (در جستجوي شغل باشد)
۳- كار پيدا نكند . 
در آمارگيري نيز بيكار به فردي اطلاق مي شود كه از هفت روز پيش از مراجعه مامور سرشماري ، آماده براي كار ودر جستجوي يافتن شغل بوده ، ولي شغلي پيدا نكرده باشد.
معمولا بيكاري داراي دسته بندي ها و طبقه بنديهاي متفاوت و گوناگوني است كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود:
ـ بيكاري آشكار : در اقتصاد اگر افراد داراي شرايط كار در جستجوي شغل باشند ولي براي آنها 
كاري پيدا نشود آنگاه بيكاري آشكار خواهيم داشت.
ـ بيكاري پنهان : در اقتصاد هرگاه با حذف تعدادي شغل هيچ گونه تغييري در توليد ايجاد نشود 
آنگاه گفته مي شود كه بيكاري پنهان وجود دارد . محاسبه و اندازه گيري اين نوع بيكاري بنابر 
ماهيت آن كار بسيار مشكلي به نظر مي رسد . دركشورهاي درحال توسعه علاوه بر بيكاري آشكار، 
بيكاري پنهان نيز يكي از مباحث عمده اشتغال وحتي توليد بشمار مي آيد چرا كه وجود  بيكاري پنهان به افزايش قيمت تمام شده كالا وخدمات منجر مي گردد . 
ـ كم كاري پنهان : كم كاري پنهان بدان مفهوم است كه اگر تعداد ساعات 
كار مربوط به شغلي كاهش يابد ، هيچ گونه تغييري در توليد ومحصول ايجاد نشود . وجود بيشتر از نيروي كار موجود در ساعات طولاني تر مورد تشويق قرار مي دهد وهمچنين وجود كاركنان خويش فرما ومستقل كه ساعات طولاني را به حساب خود كار مي كنند و دلايل متعدد ديگر سبب محدوديت كم كاري پنهان در اكثر مشاغل وتا حدودي افزايش بيكاري آشكار شده است . (خزاعی،۱۳۶۸ :۵۴و۵۵)
ـ بيكاري طبيعي : در اقتصاد اگر به اندازه كل نيروي كار فرصت شغلي وجود داشته باشد باز هم امكان اشتغال همه افراد وجود ندارد وبه عبارتي نرخ بيكاري صفر امكان پذير نخواهد بود. زيرا به دليل فقدان اطلاعات كامل از بازار كار براي نيروي كار و كار فرما ، هزينه بالاي كسب اطلاعات بويژه براي تازه واردان به بازار كار ، عدم تمايل به كار در ميان عده اي از نيروي كار و… همواره تعدادي بيكار وجود خواهند داشت.هر گاه تعداد مشاغل خالي با تعداد افراد بيكار جامعه برابر باشد آنگاه اشتغال كامل برقرار خواهد شد. بيكاري متناسب با اشتغال كامل را بيكاري طبيعي مي نامند.(همان :۵۵)
ـ بيكاري اصطكاكي : بيكاري اصطكاكي نوعي بيكاري است كه در نتيجه تغيير شغل بوجود 
مي آيد. اين نوع بيكاري درفاصله زماني ازدست دادن كار قبلي تا پيدا كردن شغل جديد بوجود 
مي پيوندد واندازه بيكاري اصطكاكي از نظر تعداد بيكاران ومدت بيكاري بستگي به سن ، جنسيت، حرفه وتركيب نژادي دارد و ازنظر فردي به هزينه ومنافع حاصل از تغيير شغل وابسته است.شايد بتوان گفت اين نوع بيكاري ارتباط كمتري با اقتصاد وسياست گذاري اقتصادي دارد. بيكاري اصطكاكي جزئي از بيكاري طبيعي محسوب مي گردد و مي توان باافزايش اطلاعات مربوط به فرصتهاي شغلي آن را به حداقل ممكن كاهش داد

عتیقه زیرخاکی گنج