• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی ارشد رشته زبان وادبیات فارسینیایش و ستایش معبود در اشعار شاعران برجسته سبک عراقی (نظامی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ)  را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم  . این پروژه پایان نامه در قالب ۲۲۴ صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیزدرمقایسه با سایر فروشگاهها با قیمت مناسب در اختیار شما قرار میگیرد

از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .
در بدو شیوع شعر فارسی در میانه اغاز قرن سوم و ابتدای قرن پنجم هجری ، مملکت عراق در زیر اسیتلای شدید ادبیات عربی قرار داشته و به حکم قرب جوار عراق با بغداد و توجه ادبا و شعرا و نویسندگان عرب یا موالی به دربار پادشاهان عراق و فارس ، ادبیات عرب در این قطر ایران بیشتر از قسمت شرقی ان رونق یافته چنان که از پادشاهان ال بویه یکی عضدالدوله  است که خود شعر عربی گفته و دربار وی از شعرایی مانند متبنی اراسته بوده است. 
سبک عراقی همه جا مقابل سبک خراسانی متظاهر می شود ، نه از این بابت که عراقی یاخراسانی در ذوق و سلیقه ادبی تفاوت داشته باشند ، بلکه این معنی – یعنی این دوئیت طرز و شیوه – همانا مربوط به زمان است . زمانی که شاعری عراقیان طلوع کرد طرز سخن گفتن و چیز نویسی به زبان فارسی با دوره شاعری شعرای خراسان تفاوت کرده بود.
از ظهور دولت سلجوقیان در خراسان و عراق ، شیوه نظم و نثر با سابق رفته رفته تفاوت یافت. در این دوره سجع در نثر فارسی به تقلید عرب عمومیت پیدا کرد. تمثل و استشهاد به شعر عربی و فارسی که در نثر فارسی قدیم مرسوم نبوده رسم شد… سلیقه شاعری از هر حیث در نثر رسوخ یافت و از طرفی در نظم هم تفاوت هایی صریح پیدا امد. اصطلاحات علمی در شعر داخل شد . برخی از لغات عربی که در شعر قدیم ممنوع بود در شعر عهد سلجوقی در امدند. کنایه و استعاره و ایهام ونغز و معما و اغراقات بسیار در شعر وفور یافت. مضمون پروازی به حکم امتداد ادوار شاعری مشکل شده و ناچاردست به مضامین بار یک و خیال پردازی زده، و شعر از سادگی و حالات طبیعی خود اندکی انحراف پیدا کرد.                                                                         
خضوع و خشوع در نزد ممدوح و معشوق هر دو شدت گرفت . ترکیب لغات و ساختن جملات کوتاه مرکبه و به هم بافتن  دو الی سه کلمه برای ادای یک معنی در شعر معمول شد. و به همین سبب غزل ها لطیف تر شده و قصاید مصنوع تر ، ولی از حیث سادگی و جزالت و احیانا فخامت لفظ و معنی قدری کنترل کرد. و چنان که گفتیم این حالات مولود زمان بود نه مکان ، چه در ان عصر شعرای خراسان از قبیل امامی هروی،  کمال خجندی ، شمس طبسی ، سیف اسفرنک نزاری ، و غیر هم نیز همان طریقه را داشتند که شعرای عراق و فارس و اذربایجان.
سبک عراقی در تاریخ شعر فارسی دری به مجموعه خصوصیاتی اطلاق می شود که در آثار بیشتر شاعران از نیمه دوم تا قرن ششم تا اواخر قرن نهم به وجود آمد. 
حمله مغولان به ایران و دگرگونی کامل اوضاع اجتماعی، یکسره سبک خراسانی را محو کرد و سبک عراقی را جانشین آن نمود. در این زمان کانون های فرهنگی از خراسان به عراق منتقل شد و شاعران و نویسندگان بیشتر از شهرهای عراق بودند. 
در اصطلاح جغرافیای قدیم نواحی مرکزی و غربی ایران یعنی ری، اصفهان ،همدان ،فارس، آذربایجان عراق نامیده می شد ، لذا این سبک به عراق معروف شده است. 
سبک عراقی به لحاظ تاریخی دوره مغولان و ایلخانان و تیموری را در بر می گیرد.
سبک عراقی دو مختصه مهم دارد و آن عرفان و غزل است. 
عرفان در قرن هفتم در آثار عطار و مولوی و حافظ به اوج خود می رسد و در قرن نهم و دهم بیشتر توضیح نکات عرفانی و اصطلاحات عجیب و غریب و پیچیده رواج می یابد، همان طور که در گلشن راز شیخ محمود شبستری و لوایح جامی مشاهده می گردد. 
غزل قالب مسلط در سبک عراقی است؛ درقرن هفتم قصیده به شدت در مقابل غزل عقب نشست و غزل عاشقانه سپس عارفانه به حد کمال رسید.
عمده ترین شاعران قرنهای هفتم و هشتم و نهم عبارتند از: 
الف) قرن هفتم (غزل عاشقانه- عارفانه) : کمال اسماعیل، سعدی، عطار،مولوی،عراقی، امیرخسرو دهلوی و حسن دهلوی 
ب) قرن هشتم (تلفیق غزل عاشقانه- عارفانه) : اوحدی مراغه ای،خواجوی کرمانی،عماد فقیه کرمانی،سلمان ساوجی،ناصر بخارایی،حافظ 
ج) قرن نهم : قاسم انوار تبریزی،شاه نعمت الله ولی،مغربی تبریزی و جامی. 
با اشاره ای خلاصه به مختصات شعر سبک عراقی، این بخش را به پایان می برم. نخستین ویژگی سبک عراقی، زبان آن است که بر اثر آمیختن با زبان لهجه های مرکزی و شمالی ایران و همچنین زبان عربی که در این مناطق رواج بیشتری داشته ، تفاوت کلی با زبان شعر سبک خراسانی یافته است.
این تغییر زبان شعر، از روی وفور لغات و اصطلاحات ترکی که نتیجه مستقیم حمله مغول و سلطه آنان بر ایران بود، مشخص می شود. 
وجود ترکیبات تازه از ویژگی های این سبک است. توجه شاعران پیرو این سبک به آوردن مضمون ها و افکارو معانی دقیق و باریک و تسلط شاعران به علوم و فنون عصر خود که برای سبک عراقی ضروری بود، باعث شده که بر دیوانهای شاعران سبک عراقی شرح ها نوشته شود. 
شاعران پیرو سبک عراقی از میان قالب های شعری بیش از همه به غزل و مثنوی به صورت منظومه های داستانی توجه داشته اند.
از نظر فکری معشوق در شعر عاشقانه این سبک آن چنان والاست که با معبود اشتباه می شود و طرح مسائل عرفانی از قبیل وحدت وجود، تفوق عشق بر عقل، مسئله تجلی و ظهور،ستایش شراب و بی خودی و نیز حمله به زاهد و صوفی در این سبک مرسوم بوده است. ادبیات این دوره ادبیاتی درون گرا، عشق گرا،محزون و غیر رئالیستی است. 
در این بخش مطرح ترین شاعران این سبک را به عنوان نمایندگان برجسته سبک عراقی معرفی می نمایم که عبارتند از : عطار، مولوی، سعدی، حافظ 
شعرای معروف سبک عراقی:
کمال الدین اسمعیل اصفهانی ، مجیر الدین بیلقانی ، رشید الدین اخسیکتی ، امامی هروی ، همام تبریزی ، سعدی شیرازی ، مجد الدین بن همگر شیرازی ، اوحدی مراغه ای ، حافظ شیرازی ، سلمان ساوجی ، مکتبی شیرازی ، عبد الرحمان جامی ، هلالی جغتایی استر ابادی. 

پیشینه نیایش های منظوم فارسی
رواج غزل سرایی
شعر مدحی یا شعر درباری با حمله مغول از بین نرفت بلکه ضعیف شد و مدتها در این ضعف باقی ماند وبر اثر آن طبعاً از رواج قصیده سرایی کاسته شد و به همان نسبت که در قرن هفتم و هشتم قصیده از ردیف اول شعر فارسی به عقب می رفت غزل راه پیشرفت را طی می کرد . در ابتدای سده هفتم و نوع غزل عاشقانه و عارفانه را در راه کمال می یابیم.غزل عرفانی آغاز قرن هفتم را به تمام و کمال، باید در دیوان عطار نیشابوری یافت، همچنانکه غزل عاشقانه به وسیله سعدی به کمال خود رسید. سعدی در غزل های خود با زبان شیرین و سخن لطیف و بیان سهل و مضمون های تازه، کاری را که از رودکی شروع شده بود به نهایت رساند، به طوری که بعد از او هیچ کس در این شیوه جای وی را نگرفت و غزل های او در همه دوره های بعد از وی به وسیله شاعران بزرگ مورد استقبال قرار گرفت.
شیوه یی که عطار در غزل عرفانی ایجاد نموده بود هم دنبال می شد و این دنباله روی در سخن چند شاعر منجر به وصول مرحله هایی از کمال و حتی ابداع شیوه های نو می گردید.
یکی از کسانی که به ِپیروی از عطار برخاست فخرالدین ابراهیم عراقی است همزمان با او شاعر و متفکر بزرگ ایران جلال الدین محمد بلخی رومی در ساختن غزل های شیوای عرفانی دنبال کار عطار را گرفت و سرآمد غزل گویان عرفانی در تمام دوره های ادب فارسی گردید . در همین روزگار سیف الدین محمد فرغانی عارف و شاعر مشهور نیز به ذکر معانی عرفانی پرداخت. 
تا بخش بزرگی از قرن هفتم غزل های عارفانه و عاشقانه ، جز در سخن بعضی از شاعران که چاشنی از عرفان پذیرفته بودند از یکدیگر جدا بود ولی از آن پس این دونوع غزل با هم در آمیخت و از این آمیزش شیوه یی نو در غزل به ظهور پیوست و اندیشه های عالی عرفانی و نکته های وعظی و حکمی با زبان لطیف شاعران غزل گو همراه شد.
این شیوه از غزل فارسی مخصوصاً در سخن لسان الغیب حافظ شیرازی به حد اعلای کمال رسید. 

نوع ادبی مناجات
از آن جا که در راز و نیاز با خداوند مایه های قوی احساسی و عاطفی وجود دارد ماهیت مناجات از دیدگاه انواع ادبی، غنایی است. 
مناجات های منظومه فارسی نیز که سرشار از احساس و عاطفه است در زمره اشعار غنایی قرار می گیرد و اما از آنجا که محرک شاعر اندیشه دینی است ، در آنها آمیزه ای از تعلیم هم دیده میشود. 
دکترعبدالحسین زرین کوب در این باره می گوید:« شعر دینی، حتی در شکل غنایی آن که ادعیه است و مناجات – رنگ تعلیم دارد .آنچه در این گونه اشعار محرک شاعر است البته جلب اعجاب و تحسین مخاطب نیست ، فکر دینی است و مساله پناه آوردن انسان به دنیای باطن.»  
نیایش های منظوم فارسی علاوه بر جنبه احساسی و عاطفی، نوعی آموزش دینی دارد بنابراین سزاوار است نوع ادبی مناجات های فارسی را غنایی– تعلیمی بنامیم.



خدا از دیدگاه عرفا
مساله خدا مهم ترین مساله علوم الهی و انسانی خصوصاً علم عرفان است. در واقع محور این علوم ذات اقدس اله است. از میان همه علوم فقط علم عرفان موضوعش اسماء و صفات الهی است و چون شرف علوم به شرف موضوعاتش است و همه چیز شرافتشان را از خدا گرفته و او شریف ترین چیز است ، لذا علم عرفان را اشرف علوم نامیده اند. مساله خدا در عرفان و فرمایشات عرفا از چند بعد مطرح گردیده است. 
الف) عدم امکان شناخت خدا:
دلیل اول : ضعف انسان
دلیل دوم : عدم ضد
دلیل سوم : بی مثل و مانند بودن خداوند
ب ) نحوه شناخت خدا:
اسماء و صفات 
صفات لطف و قهر
انسان و اسما

عواطف حاکم در نیایش ها 
در نیایش ها بسته به حالات مختلف نیایشگر ممکن است عواطفی چون شادی و غم، بیم و امید ، عجز و ناتوانی و یا صمیمیت و دوستی جلوه گری نماید، اما روح کلی حاکم بر همه نیایش ها معمولاً احساس عجز و ناتوانی است. آدمی با خدای خود سخن می گوید عجز خود را ابراز می کند. بی نیازی خالق و نیازمندی خود را مطرح می کند. گفته اند فایده دعا اظهار نیازیست پیش خداوند.  
شاعران نیایشگر، گاهی این احساس خود را در مناجات ها به صراحت بیان داشته اند. سنایی از درماندگی خود این گونه سخن می گوید:
یارآنی که بی خرد نبود               وان آنی که آن خود نبود
من چو درمانده ام درم بگشای      ره چون گم کرده ام رهم بنمای 

عتیقه زیرخاکی گنج