• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شناخت قرآن،  براي هر فرد عالم به عنوان يك عالم و براي هر فرد مؤمن به عنوان يك مؤمن، ضروري است. براي يك عالم انسان شناس و جامعه شناس، از آن جهت ضروري است كه اين كتاب در تكوين سرنوشت جوامع اسلامي و بلكه در تكوين سرنوشت بشريت مؤثر بوده است و از آنجا كه با توجه به تاريخ، هيچ كتابي به اندازه قرآن بر جوامع بشري و بر زندگي انسان ها تأثير نگذاشته است، قرآن خود به خود وارد حوزه بحث جامعه شناسي مي شود. معناي اين سخن اين است كه تحقيق درباره جهان و به خصوص شناخت جوامع اسلامي در اين چهارده قرن، بدون شناخت قرآن ميسر نيست.
ضرورت شناخت قرآن براي يك مؤمن مسلمان از آن جهت است كه منبع اصلي دين و ايمان و انديشه يك مسلمان و آنچه كه به زندگي او حرارت و معني مي دهد، قرآن است.
قرآن مثل بعضي كتابهاي مذهبي نيست كه يك سلسله مسائل رمزي در مورد خدا و خلقت مطرح نموده و حداكثر يك سلسله اندرزهاي ساده اخلاقي هم ضميمه كرده باشد و بس، به طوري كه مؤمنين ناچار باشند دستورها و انديشه ها را از منابع ديگر اخذ كنند، قرآن اصول انديشه هايي را كه براي يك انسان با ايمان و صاحب عقيده لازم است و نيز اصول تربيت و اخلاق و نظامات اجتماعي و خانوادگي را بيان كرده و تنها تفسير و توضيح و احياناً اجتهاد و تطبيق اصول بر فروغ را بر عهده سنت و يا اجتهاد، گذاشته است. استفاده از هر منبع ديگر، موقوف به شناخت قبلي قرآن است.  قرآن معيار و مقياس سنجش همه منابع ديگر، از جمله حديث و سنت است.                    رسول اكرم و ائمه اطهار عليه السلام مي فرمودند: «احاديث ما را به قرآن عرضه بداريد، اگر بر قرآن منطق نبود، بدانيد ساختگي و جعلي است.»
اقسام شناخت قرآن 
الف ـ شناخت سندي يا انتسابي: در اين نوع شناخت مي خواهيم بدانيم كه انتساب كتاب مورد نظر به نويسنده آن چه اندازه قطعي است. اولين مرحله در شناخت يك كتاب، اين است كه ببينيم آنچه در دست ماست، از نظر اِسناد به نويسنده اش، چقدر اعتبار دارد. آيا اَسناد همه آن درست است، يا آنكه فقط درصدي از آن از نظر انتساب قابل تأييد است؟ بعلاوه به چه دليل مي توان بعضي را قطعاً نفي و بعضي را قطعاً اثبات و پاره ا ي را مشكوك تلقي كرد؟
قرآن از اين نوع شناخت بي نياز است و از اين نظر كتاب منحصر به فرد جهان قديم محسوب          مي شود. در ميان كتاب هاي قديمي، كتاب ديگري نمي توان يافت كه پس از قرن ها تا اين حد بدون شبهه باقي مانده باشد. قرآن بر نسخه و نسخه شناسي پيشي گرفته و جاي كوچك ترين ترديدي نيست كه آورنده همه اين آيات، محمدبن عبدالله است كه آنها را به عنوان  معجزه  و كلام الهي آورده و كسي نمي تواند ادعا كند و يا احتمال بدهد كه نسخه ديگري از قرآن وجود داشته و يا دارد. 
هيچ مستشرقي نيز قرآن شناسي و مقايسه نسخه هاي قديمي را شروع نكرده، چرا كه براي قرآن چنين نيازي نيست. قرآن گذشته از اينكه يك كتاب مقدس آسماني بوده، اساسي ترين برهان صدق دعوي پيامبر  و بزرگترين معجزه او محسوب مي شود. بعلاوه قرآن بر خلاف تورات، به تدريج در طول بيست و سه سال نازل شد و از همان آغاز نزول، مسلمين آيات قرآن را فرا مي گرفتند و حفظ و ضبط مي كردند و چون آن را كلام خدا مي دانستند نه سخن بشر، برايشان مقدس بود و به خود اجازه تغيير كلمات و يا پس و پيش كردن آن را نمي داند.                                با توجه بـه آياتي نظير « وَ لَوتَقَو”َلَ علينا بَعضَ ألأَقاوِيلِ لأخذنَا مِنهُ بِاليَمينِ ثمً لَقَطَعنا مِنهُ 
ألوَتِينَ»۱ و آيات ديگري كه عظمت دروغ بستن بر خدا را آشكار مي كند، احدي اجازه دست بردن در آيات قرآن را به خود نمي داد. از سوي ديگر جنبه ادبي و هنري فوق العاده قوي قرآن، كه از آن به فصاحت و بلاغت تعبير مي شود، باعث جلب توجه مردم و اهتمام به فراگيري آن          مي گرديد. همچنين پيامبر اكرم از همان روزهاي اول، عده ا ي از نويسندگان را براي كتاب قرآن انتخاب كردند كه به «كتاب وحي » معروفند. نگارش كلام خدا از همان آغاز از جمله علل قطعي حفظ و مصون ماندن آن از تحريف بود. به اين ترتيب قرآن قبل از آن كه تحريف در آن راه يابد، متواتر شد و به مرحله ا ي رسيد كه ديگر انكار يا كم و زياد كردن حتي يك حرف از آن، غير ممكن شد.
يادآوري يك نكته لازم است كه در اثر توسعه سريع قلمرو اسلام و دور بودن عامه مسلمين از مدينه كه مركز صحابه و حافظان قرآن بود، خطر تحريف عمدي يا اشتباه نسخه هاي قرآني در نقاط دور افتاده وجود داشت، ولي هوشياري مسلمين مانع اين كار شد و در همان نيم قرن اول با استفاده از صحابه و حافظان قرآن، نسخه هايي تصديق شده از مدينه به اطراف فرستادند و جلو اشتباه كاري را مخصوصاً از طرف يهود كه قهرمان چنين كارهايي به حساب مي آيند براي هميشه گرفتند.
ب ـ شناخت تحليلي: در اين مرحله، تشخيص اينكه اين كتاب مشتمل بر چه مطالبي است و چه هدفي را تعقيب مي كند، و در آن دو دسته سؤال مطرح است: دسته اول پرسش ها مربوط مي شود به نگرش اين كتاب نسبت به جهان، انسان، حيات، مرگ وغيره يا به عبارت جامع تر، به جهان بيني 

كتاب و به اصلاح فلسفه خودمان، « حكمت نظري » كه مي توان به « ديد كتاب » نيز تعبير كرد. 
دسته اول سوال ها درخصوص اين است كه كتاب چه طرحي براي آينده انسان دارد وانسان وجامعه را براساس چه الگويي مي خواهد بسازد ، كه ازاين الگو به « پيام كتاب » تعبير مي شود.
اين نوع شناخت ، مربوط به محتوا است ودرباره هر كتابي مي توان از اين منظر بحث كرد . ممكن است كتابي از « ديد » و «‌ پيام » خالي باشد ويا تنها « ديد » داشته باشد ونه پيام ويا آنكه هر دورا دارا باشد.
درباب شناخت تحليلي قرآن ، چگونگي عرضه مطالب ونوع استدلال ها وسبك ارائه مطالب نيز مطرح است ؛ يعني اينكه مثلاً آيا ديدي فيلسوفانه ويا به اصطلاح امروز عالمانه دارد؟ آيا قضايا را عارفانه نگاه مي كند ويا آنكه سبك مخصوص به خود دارد؟ آيا چون قرآن نگهبان ايمان است وپيامش ايماني است، به عقل ، به چشم رقيب مي نگرد ومي كوشد جلوي تهاجم عقل را بگيرد ودست وپايش را ببند ويا به عكس همواره  به چشم يك حامي ومدافع به عقل مي نگرد واز نيروي آن استمداد مي كند؟ اين سوالات ونظاير آن كه درشناخت تحليلي طرح مي شود، ما را با ماهيت قرآني آشنا مي سازد . 
ج ــ شناخت ريشه ا ي : بعد از احراز صحت استناد كتاب به نويسنده اش و تحليل وبررسي  محتواي كتاب، درمرحله سوم به اين مطلب پرداخته مي شود كه آيا مطالب ومحتويات آن ، حاصل فكر وابداع نويسنده آن است يا آنكه از انديشه ديگران وام گرفته شده است .چنين شناختي فرع بر شناخت تحليلي است . پس از مطالعه تحليلي، پاي مقايسه وشناخت تاريخي به ميان مي آيد.
براي شناخت ريشه مي بايد تمام محتويات قرآن را با تمام كتابهاي ديگر موجود درآن زمان به خصوص كتابهاي مذهبي مقايسه كرد ودر اين مقايسه تمام شرايط وامكانات از قبيل ميزان ارتباط شبه جزيره عربستان با سايرنقاط ، تعداد افراد باسواد وغيره را درنظر گرفت وارزيابي كرد كه آيا آنچه درقرآن است دركتابهاي ديگر يافت  مي شود يا نه ؟ واگر پيدا مي شود به چه نسبت هست ؟ وآيا نقل مطالب مشابه ، شكل اقتباس دارد ، يا آنكه مستقل است وحتي نقش تصحيح اغلاط آن كتابها وروشن كردن تحريفات آنها را ايفا مي كند؟ ۱
اصالتهاي سه گانه قرآن 
مطالعه درباره قرآن ، ما را با اصالتهاي سه گانه اين كتاب آشنا مي كند . اولين اصالت قرآن ، اصالت انتساب است ؛ يعني بدون پي جويي نسخه هاي قديمي، روشن است كه آنچه امروز به عنوان قرآن تلاوت مي شود ، همان كتابي است كه حضرت محمد بن عبدالله به جهان عرضه كرده است . اصالت دوم، اصالت مطالب است ؛ يعني معارف قرآن التقاطي نيست ، بلكه ابتكاري است . اصالت سوم ، اصالت الهي است ؛ يعني اين معارف به حضرت رسول افاضه شده است وايشان صرفاً‌ حامل پيام وحي بوده اند. ازآنجا كه شناخت ريشه ا ي قرآن مبتني بر شناخت تحليلي آن است، بحث را با شناخت تحليلي شروع مي كنيم ، تا به «‌اصالت الهي » يعني معجزه بودن قرآن، كه عمده ترين اصالت هاي قرآن است ، برسيم 

عتیقه زیرخاکی گنج