• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قبل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بي گمان اصل مترقي عدل از حياتي ترين اصول و قواعد اسلامي، بلكه بشري ايت زيرا روايات فراوان، عقل مستقل بر ضرورت و اهميت آن تأكيد دارد و از سوي ديگر بر تمامي معارف اصول اعتقادي و احكام تشريعي و مقولات اخلاقي سايه افكنده است. از اين رو استاد شهيد بر اثر مقوله عدالت، همانند خون است كه در تمامي اجزا و پيكره اسلام جريان دارد. ايشان در اين باره مي گويد: اگر قوانين اسلامي را از اين جهت (يعني از بعد حاكم بودن و قابليت انعطاف و تطابق با محيط كنيم) چهار دسته است
پاره اي از قوانين مربوط به رابطه انسان با خداست كه اسمش عبادت است. دسته دوم است كه مربوط به رابطه انسان با خودش كه اصطلاحاً اخلاق ناميده مي شود. اينكه براي خودش چگونه بايد باشد اخلاق شخصي و فردي انسان چگونه بايد باشد انسان خودش بسازد و به عبارت ديگر غرايزش را چگونه تنظيم كند. نوع سوم مربوط است به ارتباط انسان و ارتباط انسان نه با خودش و نه با خدا بلكه با خلق خدا، آن هم غير از انسانهاي ديگر اينكه رابطه با گياهها و با حيوانات چگونه و بر چه اساسي بايد باشد.
قسم چهارم، كه از همه مهم تر و بيشتر مورد توجه و دستخوش تغيير و تحول است رابطه است يعني قوانيني كه مربوط است به روابط انسانها با يكديگر كه خيلي تغيير مي كند چون متحول است… قوانيني عبارت است از حقوق تكاليف يعني بايدها و وظايفي كه افراد نسبت به يكديگر دارند استاد بر اين باور است كه اصل عدالت بر هر يك از آموزه ها و معارف ديني از جمله در تشريع شيوه استنباط آنها اثر مستقيم دارد ايشان در اين باره مي فرمايند:
عدل در قرآن آنجا كه به توحيد با معارف مربوط مي شود به نگرش انسانبه هستي و آفرينش مي دهد و به عبارت ديگر نوعي جهان بيني است آنجا كه نبوت و تشريع و قانون مربوط مي شود معيار قانون شناسي است و به عبارت ديگر جاي يابي است براي عقل كه در رديف كتاب و سنت است منابع فقه و استنباط به شمار آيد آنجا كه به امامت و رهبري مربوط مي شود يك شايستگي است اخلاق به ميان مي آيد آرماني انساني است و آنجا كه به اجتماع كشيده مي شود يك مسئوليت است.
به نظر استاد شهيد نه تنها تمامي معارف و آموزه هاي ديني متأثر از عدالت است. بلكه صحيح جهان، قوانين و حاكمان و راه صحيح اجراي مسئوليتها نيز رعايت عدالت است ايشان مي فرمايند:
(اصل عدالت)، مسأله اي كه در قرآن تا اين پايه بدان اهميت داده شده كه هم جهان بيني است شناخت قانون و هم ملاك شايستگي رعايت و رهبري و هم آرماني انساني و هم مسئول مسلمين.
ايشان در مقام تبين جايگاه و قلمرو عدالت در رابطه با معارف اسلام به ويژه با معارف اسلام به ويژه اعتقادات يكي از شيعي را توجه بر اين مقوله دانسته و ريشه بيشتر امتيازات فكري شيعه را نيز همين امر دانست مي فرمايد:
شيعه همچنان كه در فروغ // احكام استقلال داشت در اصول و مسائل كلامي فلسفي و به اصول اسلامي نيز كاملاً مستقل بود در مكتب كلامي فلسفي شيعه مسائل عدل و توحيد مطرح و عمده ابراز گرديد در چهار مسأله معروف يعني عدل، عقل، استطاعت و حكمت جانب معتزله حمايت در جهت شيعه جز عدله به شمار آمد ولي در مكتب شيعه، مفهوم هر يك از اين چهار تا با آنچه بود، تفاوتهايي داشت. در اين مكتب اصل عدل به مفهوم جامع خود تأييد شد بدون آنكه كوچكترين توحيد افعالي يا توحيد ذاتي وارد آيد عدل در كنار توحيد قرار گرفت و به حق گفته شد كه علويان و الجبر و التشبيه امويان در اين مكتب، اصالت عدل و حرمت عقل و شخصيت آزاد و مختار حكيمانه جهان اثبات شد.
از نگاه استاد شهيد افزون بر اينكه عدالت به عنوان يك اصل و قاعده در جهان بيني و جهان شناسي بر شناخت حاكم شايسته از ناشايسته به كار مي رود در مقام اجرا و عمل سبب شده با اسلام و انقلاب رهايي بخش و يك مكتب برخوردار از حكومت براي اداره جامعه نشانده است. وي مي فرمايد:
اسلام اگر تنها به شكل يك آيين اخلاقي و مكتب پند و نصيحت بروز نمي كرد قادر بود كه آن ربادهنده را قاتل باشد ليكن به صورت يك مكتب و يك انقلاب اجتماعي ظهور كرد و ناهمواري كرد. در جاي ديگر عدالت را يك وظيفه اجتماعي در تمامي عرضه هاي زندگي و حقي همگاني فرموده است.
به هر حال، عدالت تنها يك حسنه اخلاقي و يك فاصله روحي نيست كه از نظر فردي خوب است عادل باشد مثل اين كه خوب است اهل رضا و تسليم باشد … عدالت معناي وسيع تري حقوق اجتماعي است و يك اصل اجتماعي بزرگ اسلامي است و اسلام به آن فوق العاده اهميت داده و يك وظيفه اجتماعي بزرگ مي داند علي بن ابي طالب عليه السلام شهيد راه عدالت شد خودش عادل بود بلكه مردي عدالت خواه بود … 
مقوله عدالت از مباحث كليدي و زيربنايي به شمار مي آيد از اين رو نگاه عميق به آن مسئله ابعاد و جهات مختلف آن است مانند مفهوم و ماهيت، اقسام علل تحقق و آثار و نتايج اجراي عدالت مي نويسد:
بحث در باب عدالت به طور كلي در سه قسمت است: 
يكي معني و مفهوم عدالت و اينكه عدالت چيست. عدالت روحي و حتي عدالت بوني و مزاجي كه در همه مركبات هست چيست. به اصطلاح بحث ماهوي كرده بيان مي كنيم و چون عدالت عبارتست از اعطا كل ذي حق حقه در همين جا بحث بينش چيست و حقوق از كجا انتزاع مي شود؟ آيا خود حق قراردادي است با طبيعي و آيا در اسلام حق است (نظير حقيقت از نظر سوفسطائيان) يا طبيعي است (نظير حقيقت در نظر فلسفه واقع بين).
بحث دوم درباره علل و موجبات عدل است كه موقوف است به سه چيز يكي بودن قوانين و ديگري اجرا و تنفيذ آنها علي السواء و يكي شعور مردم به حقوق خود كه لايدرك الحق الا بالحد.
بحث سوم در انواع دل كه عدل تنها نفي امتيازات نژادي و طبقاتي نيست در هست.
بحث چهارم در آثار عدل است كه اگر باشد سعادت و آرامش و اتحاد و پيشرفت اجتماعي و عمومي پيدا مي شود و اگر به هم خورد، در عوض عقده ها و جنايات اخلاقي و آشفتگي زياد پيدا مي شود.
در ضمن بايد دانست كه حق ثابت است و قابل تغيير و تبديل نيست مثل دين است كه اعم بدهد يا ندهد او ثابت است لهذا مولي فرمود: فان الحق القديم لايبطله شي اما عدل حق است به ذي حق نظير كاري كه خون مي كند و غذا به همه بدن مي رساند به شكل عادلانه مرحله اجرايي حق است.
استاد شهيد بر اين باور است كه بسياري از آيات در ارتباط با عدل است و در اين رابطه آيات گزارش مي كند و در يك تقسيم بندي اين آيات را به چهار دسته اساسي تقسيم مي كند. ايشان مي فرمايد:
آيات قرآن (عدل) چهار قسمت است عدل تكويني، عدل تشريعي، عدل اجتماعي، عدل اخلاقي. آنگاه پس از آيات بسياري در ارتباط با هر يك از اين اقسام نقل مي كند درباره اقسام اجتماعي اينگونه مي نويسد:
آنچه در قرآن در زمينه عدل اجتماعي آمده چهار قسمت است:
۱ـ عدل خانوادگي، آيات ديگر كه درباره نفي مضارهو تطبيق بر اهل آمده نيز دليل اين مطلب.
۲ـ عدل قضايي، نساء ۶۲ ، مائده ۴۵ ، مائده ۸  و نساء ۱۳۵ (شهادت) .
۳ـ عدل اصطلاحي اجتماعي، نمل ۷۶ و آل عمران ۲۱ .
۴ـ عدل سياسي، نساء ۶۰ ، مائده ۴۸ ، مائده ۲ و ۸ (قوم مخالف سياسي) قسط و نسبت به غيرمجارب .
بيشترين آيات مربوط به عدل و درباره عدل جمعي و گروهي است اعم از خانوادگي اجتماعي تا آنجا كه اين بنده به تقريب بدست آورده در حدود ۱۶ آيه در اين زمينه است:
جايگاه عدالت در نظام تشريع
عدالت اصلي است داراي ابعاد و جنبشهاي گوناگون و از اين جهت در علوم مختلف مورد بحث قرار گرفته است.
از جمله دانش هايي كه اصل عدالت در آن از جايگاه والايي برخوردار است و در بسياري نقش آفر ين و محور قرار گرفته دانش فقه است.
مقوله عدالت در فقه از جهات مختلف مورد توجه قرار گرفته است از جمله اينكه احكام فقهي و مفاسد است همين مطلب يكي از تفاوتهاي اساسي فقه شيعي از فقه اشاعره به شمار آمد از مباحث نيز تأثيرگذار بوده است اين مطلب هر چند جداگانه و به تفصيل در دانش فقه و اصول است و بسيار از مطالب آن همچنان نياز به تحقق دارد با اين وصف به شكل پراكنده در دانش اشاراتي به اين امر گرديده و اصل مطلب پذيرفته شده است كه در انجام احكام و دستورات مفاسدي هست هر چند در چگونگي آن و نحوه آگاهي و دست يابي به آنها جاي بحث زيادي حوصله اين نوشته خارج است استاد شهيد در نوشته هاي مختلف و موارد گوناگون تعامل فرعي را مورد توجه قرار داده است. از جمله نقش عدالت در نظام فقهي اشاره كرده است ايشان به نظر فقهاي اهل سنت به اعتبار قياس و تبيين نظر فقهاي شيعه در معتبر نبون // قياس و اينكه استنباط احكام حاجتي به قياس نيست مي فرمايد:
عليهذا، اصل عدل و اصل تبعيت احكام از مصالح و مفاسد نفس الامري و بالطبع اصل حسن اصل حجت عقل به عنوان زيربناي فقه اسلامي شيعي معتبر شناخته شد و بالاخره اصل عدل جا فقه اسلامي بازيافت.

عتیقه زیرخاکی گنج