• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين مقاله نقش اموزهای دینی در تربیت را بررسی و، پس از تعريف اصل و بيان ضرورت آن در مباحث تعليم و تربيت، به ويژگى‏هاى حاكم بر اصول تربيتى مى‏پردازد، و سپس اصولى از قبيل: خدامحورى، تعبدمدارى، ، زندگى محورى، فردمحورى، عمل‏گرايى، اخلاق‏مدارى، سعى‏محورى، اعتدال‏گرايى، محبت‏محورى، نظارت‏مدارى، آخرت‏انديشى و آرمان‏گرايى را مورد بررسى قرار مى‏دهد و در پايان به دین اسلام که اهمیت فوق‌العاده‌ برای تربیت فرزندان قائل شده است و پیشوایان دینی ما در قالب روایات متعددی به ضرورت و اهمیت تربیت فرزندان اشاره نموده‌اند و تأکید فراوان بر آن دارند.
وجود اصول و قواعد كلّى در مناسبات انسانى و مرجعيت آن براى تفسير رفتارها آن‏چنان آشكار است كه غالباً نيازى به بيان تشريحى آن وجود ندارد. بديهى است كه هيچ كنش و واكنش انسانى نمى‏تواند در خلأ و بدون ضابطه‏اى مشخص آغاز، و بى‏هدف پايان پذيرد. رفتارهاى يكسان زيادى مى‏توان يافت كه خاستگاه واحدى ندارند؛ به منظور متفاوتى انجام مى‏شوند و احتمالاً نتايج مختلفى نيز به بار مى‏آورند.
امر تربيت كه يكى از زمينه‏هاى مهم در مناسبات انسانى است نيز از اين قاعده مستثنا نيست. نحله‏ها و مكاتب تربيتى هيچ‏گاه خود را فارغ از چارچوب‏هاى بنيادين و اصول نظرى معرفى نمى‏كنند. حتى مكتب‏هايى چون رفتارگرايى، كه بر رفتار تأكيد مى‏كنند و اهداف كلى و آرمانى را چندان قابل مطالعه و تحقيق نمى‏دانند، نيز هرگز ادعايى در شكستن حصر قواعد و اصول كلى حاكم بر رفتار را ندارند؛ چرا كه پذيرش همين قواعد و اصول كلى سبب امتياز و تشخيص مكاتب تربيتى و جدايى آنها از يكديگر مى‏شود. آنچه همه، بر سر آن اتفاق نظر دارند داشتن هدف و روشهاى متناسب با آن است. انتخاب هدفهاى تربيتى ريشه در نوع انسان‏شناسى مختلف دارد و هدفها، تعيين‏كننده نوع روشهاى تربيتى‏اند. بنابراين، مى‏توان هماهنگى اصول را با مبانى انسان‏شناسى از طريق هدف و غايت‏شناسى كاملاً توجيه كرد. به بيانى واضحتر منشأ انشقاق اصول، اهدافى است كه همواره از زواياى درك موقعيت انسان در جهان بر اساس رويكردهاى گوناگون به او و جهان دريافت شده است. با توجه به آنچه بيان شد، حداقل مفاهيمى كه در دستور كار هر مكتب تربيتى قرار مى‏گيرد عبارت است از: مبنا، هدف، اصل و روش. شناخت مفاهيم مزبور و درك نحوه ارتباط آنها نسبت به يكديگر و كاركرد متمايز هر يك در زمينه‏ى تربيت، ما را به ساخت چارچوب يا نظام تربيتىِ مشخص رهنمون مى‏سازد؛ چارچوبى كه فرايند تربيت در آن آغاز، و به سرانجامى متناسب با شاخص‏هاى آن، نايل مى‏شود.
شخصیت فرزندان از همان دورة کودکی و خردسالی تکوین می‌‌یابد و ابزارها و شیوه‌های گوناگونی در جهت تربیت فرزند از نظر شخصیت پدر و مادر و اطرافیان شیر مادر، لقمه و… در علوم تربیتی و به خصوص در روایات و متون دینی وجود دارد و از آنجایی که موضوع دین رفتارهای اختیاری و ارادی افراد بشر می‌‌باشد بنابراین راهکارهای تربیتی رفتاری و کنترل رفتار افراد نیز جزء حوزه مباحث دینی به حساب می‌‌آید و به عبارتی موضوع دین هدایت و مهار رفتار و اعمال انسانها در چارچوب دین می‌باشد و از این رو قلمرود دین هدایت، تربیت و تنظیم رفتار کودکان را نیز در بر می‌‌گیرد زیرا که تمام احکام دینی مبتنی بر مصالح و مفاسد است و هر یک از دستورات دین و تکالیف شرعی همانند واجبات و محرمات دارای آثار تربیتی است، که ما در این نوشتار سعی کردیم مطالب را پیرامون نقش دین در تربیت فرزندان ارائه بدهیم.
تربيت‌ مفهومي‌ است‌ بي‌ پايان‌ و بي‌كرانه‌ كه‌ تمامي‌ شئونات‌ حيات‌ انساني‌ را در بر مي‌گيردو همين‌ بي‌ كرانگي‌ و بي‌ نهايتي‌ در مفهوم‌ تربيت‌، موجب‌ اشكال‌ و مانعي‌ بزرگ‌ در تدوين‌ نظام‌تربيتي‌ است‌. زيرا نه‌ در محصوره‌ زمان‌ محدود ميشود و نه‌ در محصوره‌ مكان‌. نه‌ در محدوده‌ خانه‌مي‌گنجد و نه‌ در محدوده‌ مدرسه‌. فراتر از محيط‌، وسيع‌تر از عالم‌ و عميقتر از اعمال‌ و بواطن‌سرشت‌ انساني‌ است‌.
هر كجا كه‌ انسان‌ مي‌تواند در درون‌ خود يا در عالم‌ بيرون‌، در ملكوت‌ يا در ناسوت‌ سراغ‌بگيرد و سربكشد، در آنجا انسان‌ از حضور تربيت‌ در رفتار خود ناگزير است‌ و تجلي‌ تربيت‌ دررفتار اوست‌ كه‌ زمينه‌ دستيابي‌ انسان‌ را به‌ تمامي‌ ابعاد هستي‌ و اعماق‌ آن‌ فراهم‌ مي‌نمايد.
تربيت‌ ريشه‌ در هزاران‌ نسل‌ قبل‌ از تولد هر انسان‌ دارد و سايه‌ تاثير آن‌ بر هزاران‌ نسل‌ بعد ازمرگ‌ انسان‌ نيز ادامه‌ خواهد داشت‌.
چگونگي‌ تربيت‌ در اعتقادات‌، در سياست‌، در اقتصاد، در جنگ‌، در صلح‌، در هنر، درادبيات‌، در علوم‌ و در روابط‌ انسانها، در جامعه‌ و در رشد و تعالي‌ انسانها، در تكنولوژي‌، درمديريت‌ تأثير مستقيم‌ دارد و نيز عدم‌ تربيت‌ اسلامي‌ در سقوط‌ انسانها و جوامع‌ انساني‌ نقش‌تعيين‌ كننده‌ دارد. تربيت‌ بر خصوصي‌ترين‌ حالات‌ و دروني‌ترين‌ خاطرات‌ انساني‌ ناظر است‌ ومتقابلا تمامي‌ عناوين‌ فوق‌ در تشكل‌ و شاكله‌ تربيت‌ سهم‌ دارند.
پيچيدگي‌ تربيت‌ آن‌ چنان‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها به‌ صدها و هزاران‌ عوامل‌ و بيشتر از آن‌ بستگي‌دارد، بلكه‌ در يك‌ تعمق‌ بيشتر ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ آنچه‌ كه‌ در هستي‌ نقش‌ دارد، در تربيت‌ نيزنقش‌ دارد و حتي‌ آنچه‌ كه‌ در هستي‌ وجود دارد در تربيت‌ نقش‌ دارد تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ تنهايك‌ نگاه‌ به‌ آسمان‌ نقش‌ تعيين‌ كننده‌اي‌ در تربيت‌ و سرنوشت‌ يك‌ انسان‌ داشته‌ باشد.
اين‌ بي‌ كرانگي‌ و اين‌ گسترش‌ و اين‌ بي‌ نهايتي‌ در مفهوم‌ تربيت‌ موجب‌ گشته‌ است‌ كه‌بسياري‌ از كارشناسان‌ و دانشمندان‌ تعليم‌ و تربيت‌ در جهان‌ از جمع‌ بندي‌ مفهوم‌ تربيت‌، نقش‌تربيت‌، عوامل‌ تربيت‌، آثار تربيت‌، تجليات‌ تربيت‌ عاجز بمانند و به‌ تعاريف‌ سطحي‌ و با تسامح‌بسيار بسنده‌ كنند.
اينكه‌ تربيت‌ از كجا شروع‌ ميشود و به‌ كجا ختم‌ ميشود چيزي‌ نيست‌ كه‌ هر مغز ساده‌انديشي‌ بدان‌ دسترسي‌ پيدا كند.
اينكه‌ عوامل‌ تربيت‌ و محدوده‌ عمل‌ تربيت‌ و ميزان‌ تاثيرات‌ تربيت‌ چگونه‌ بررسي‌ ومعرفي‌ شود، كاري‌ است‌ بس‌ دشوار.
لذا هر يك‌ از دانشمندان‌ عالم‌ گوشه‌اي‌ از اقيانوس‌ تربيت‌ را مورد توجه‌ قرار داده‌اند و درآن‌ به‌ غواصي‌ و تحقيق‌ پرداخته‌اند.
از هزاران‌ عناوين‌ مستمر در رابطه‌ با تربيت‌، تنها يك‌ يا چند عنوان‌ را مورد تحقيق‌ و بررسي‌قرار داده‌اند.
نظام‌ تربيتي‌ شامل‌ تمامي‌ عناوين‌ و مفاهيمي‌ است‌ كه‌ در بالا بدآنها اشاره‌ شده‌ است‌.
تمامي‌ رشته‌هاي‌ روانشناسي‌ در نظام‌ تربيتي‌ نقش‌ دارد.
تمامي‌ مباحث‌ ژنتيك‌ و بيولوژيكي‌ و فيزيولوژيكي‌ و بهداشتي‌ در تدوين‌ نظام‌ تربيتي‌ نقش‌دارد.
تمامي‌ مباحث‌ اخلاق‌ نظري‌ و عملي‌ در تدوين‌ نظام‌ تربيتي‌ نقش‌ دارد.
تمامي‌ مباحث‌ اعتقادي‌ و مذهبي‌ و مكتبي‌ در تدوين‌ نظام‌ تربيتي‌ نقش‌ دارد.
تمامي‌ مباحث‌ حكمت‌ و فلسفه‌ و جهان‌ بيني‌ در تدوين‌ نظام‌ تربيتي‌ نقش‌ دارد.
تمامي‌ مباحث‌ و مفاهيم‌ عرفاني‌ در تدوين‌ نظام‌ تربيتي‌ نقش‌ دارد.
تمامي‌ مباحث‌ قرآني‌ و تفسيري‌ و روايي‌ و مأثورات‌ ائمه‌ معصومين‌ عليه‌ السلام‌ و متون‌اسلامي‌ در تدوين‌ نظام‌ تربيتي‌ نقش‌ دارد.
شايد همين‌ گستره‌ حيرت‌انگيز موجب‌ گشته‌ است‌ تا در جمع‌ بندي‌ و تدوين‌ نظام‌ تربيتي‌اسلام‌ تاخيري‌ بيشتر از بيست‌ و هفت‌ سال‌ رخ‌ دهد.
محققاني‌ كه‌ مايلند در اين‌ زمينه‌ قلم‌ بزنند بايد تمامي‌ انديشه‌ و مطالعات‌ و اوقات‌ خود درطول‌ چندين‌ سال‌ متمادي‌ را وقف‌ تحقيق‌ در اين‌ باره‌ نمايند و به‌ صورت‌ فعال‌ و پركار و البته‌همراه‌ با ذوق‌ و ابتكار و علمي‌، وجود خود را وقف‌ بررسي‌ جوانب‌ نظام‌ تربيتي‌ نمايند.
اما بهرحال‌ تربيت‌ اسلامي‌، نظام‌ لازم‌ دارد و اساساً بدليل‌ بي‌ كرانگي‌ تربيت‌، بايد نظامي‌تدوين‌ شود تا برنامه‌ريزان‌ و مجريان‌ و مربيان‌ تعليم‌ و تربيت‌ را از بي‌ برنامگي‌ يا يكسونگري‌محافظت‌ نمايد.تحقق‌ تربيت‌ با مفهوم‌ مقدس‌ و اسلامي‌ آن‌ به‌ مراتب‌ پيچيده‌تر و مشكل‌تر ازتحقق‌ آموزش‌ در نظام‌ آموزشي‌ ميباشد. لذا نيازمند به‌ تشكيلاتي‌ وسيعتر و برنامه‌ ريزيهاي‌گسترده‌تر از نظام‌ آموزشي‌ فعلي‌ ميباشد.
بعنوان‌ مثال‌ آموزش‌ رياضيات‌ و پرورش‌ ذهن‌ و استعداد رياضي‌ متربي‌ وقتي‌ محقق‌ خواهدشد كه‌ از برنامه‌ ريزي‌ منسجم‌ و عميق‌ برخوردار باشد، بودجه‌، كتاب‌، فضاي‌ آموزشي‌ داشته‌باشد، لوازم‌ كمك‌ آموزشي‌، تربيت‌ معلم‌، آموزش‌ ضمن‌ خدمت‌، كتب‌ راهنماي‌ معلم‌ و اساتيدشايسته‌ داشته‌ باشد، نظام‌ ارزشيابي‌ داشته‌ باشد. تحقيقات‌ كافي‌ در زمينه‌ آموزش‌ رياضيات‌ انجام‌پذيرد و مواد آموزشي‌ و روشهاي‌ تدريس‌ هماهنگ‌ با روانشناسي‌ رشد و روانشناسي‌ يادگيري‌ ودر عين‌ حال‌ متناسب‌ برخوردار باشد. در مورد آموزش‌ علوم‌ طبيعي‌ نيز چنين‌ است‌. در باره‌آموزش‌ ادبيات‌ و هنر نيز چنين‌ است‌.

عتیقه زیرخاکی گنج