• بازدید : 20 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۳۴    کد محصول : ۹۲۸۶    حجم فایل : ۱۰۵ کیلوبایت   

از آنجايي كه متأسفانه همه ي اعضا جامعه بنوعي درگير با اعتياد شده اند اين سؤال مطرح است كه :

آيا فقط طبقات پائين كه درگير مشكلات گسترده اقتصادي هستند پس به دليل رفع آن درگير اعتياد مي شوند؟

آيا ناپايداري وضع اقتصادي و مشكلات گذار فرهنگي در طبقه متوسط جامعه سبب بروز ناهنجاريهايي در خانواده شده و بيشتر طبقه متوسط را درگير اعتياد كرده؟

     و يا رفاه و بي برنامگي براي صرف پول بادآورده در طبقه بالا افراد را به سوي اعتياد مي برد و ….. 

 

  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

موضوع مشاورۀ گروهی در مورد اعتیادات که با حضور ۵ دانش آموز انجام گرفته. همان طور که می دانیم شروع اعتیاد بیشتر در پایین ترین و بالاترین طبقات اجتماعی – اقتصادی است و در طبقۀ متوسط کمتر شایع است. 
فقر، گدایی، بیکاری، تورم و گرسنگی، مهاجرت، ناتوانی در انطباق با فرهنگ جدید، ولگردی سبب کاری از جمله خرید و فروش مواد مخدر می شود. حال نظر چندین از دانش آموزان را در مورد این موضوع «یعنی اعتباد» گوش فرا می دهیم. 
نظر نفر اول : اعتیاد از گذشته تاکنون به عنوان یک مغول شناخته شده، البته در گذشته کمتر ولی امروز خیلی بیشتر بطوری که در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم این عامل یعنی اعتیاد، نشانه قرار گرفته توسط دولتهای سرمایه دار غربی که مانع از رشد و توسعۀ این کشورها شده اند و با این کار وابستگی آنها را به خود افزایش داده اند
نظر نفر سوم : به نظر من بیش از آن که به فکر احیای فرد معتاد برای زندگی دوباره باشیم باید از این عوامل پیگیری کنیم مثلاً بسیاری از جوانان و نوجوانان کم سن و سال برای خرید سیگار به مغازه ها مراجعه می کنند و دلیل این کار از نظر آنها بزرگ شدن است پس باید از طریق رسانه ها آگاهی خانواده و غیره … را افزایش داد و همچنین با مبارزه با افراد قاچاقچی و عوامل مربوط به آنها پیشگیری مفیدی را در این راستا انجام داد. 
نظر نفر چهارم : به نظر منم اعتیاد فقط نسبت به مواد مخدر نیست بلکه اعتیاد انواع مختلفی وارد از جملۀ کسانی که به اینترنت یا تماشای تلویزیون و … ممکن است اعتیاد دانسته باشند همچنین دلیل اعتیاد ممکن است خود خانواده ها باشند بسیاری از والدین با نوجوانان خود مانند یک کودک رفتار می کنند که این امر به نوبۀ خود سبب حقارت نوجوانان می شود و باعث می شود که آنان برای اثبات هویت خود و اینکه دیگر کودک نیستند به مواد مخدر مشروب، … روی آوردند. 
نظر نفر پنجم : به نظر من نباید به فرد معتاد به عنوان یک گناهکار نگاه کرد بلکه به او باید به چشم یک مریض که نیاز به درمان و ملاقات دارد بنگریم تا بتواند سلامتی خود را بدست آورد با این طرز تفکر می توان بسیاری از معتادان را زندگی دوباره بخشید. 
مشاور : مرسی بچه ها از این همۀ آقامی خوب حالا چه نتیجه گیری از این موضوع می کنید؟ 
نتیجه گیری اعضای بحث : اینکه به فرد معتاد به عنوان یک بیمار نگاه کرد و با تقویت بنیاد خانواده به عنوان مهم ترین کانون اجتماعی و همچنین انتخاب دوستان پاک و درک درست از مواد اعتیادآور به ویژه مواد مخدر تا حدود زیادی از این موضوع مقابله کرد چرا که راه پیشگیری بهتر از درمان است. 
مشاهده (شبنم) : 
شبنم دانش آموزی است که در کلاس سوم به عقب ماندگی ذهنی خفیف که در بررسی پرونده تحصیلی او نشان می دهد که شبنم کلاس اول خود را در مدرسۀ عادی گذارند وی به علت ضعف در یادگیری به مدرسه کودکان استثنایی طرفی شده است او در دروس به ویژه مداخله با مشکل مواجه بوده است اما در سایر دروس مانند حساب و هندسه، علوم تجربی، خواندن، تعلیمات دینی، هنر، ورزش دشواری زیادی نداشته است و شبنم به علت ضعف در درس املا، دو سال در کلاس سوم و رد شده است. بنابراین از نظر سنی از سایر همکلاسی های خود بزرگتر و از نظر جثه درشت تر می باشد او به علت شکستهای آموزش متعدد در درس املا، از اعتماد به نفس اندکی برخوردار است. 

مشاهده شبنم در کلاس : 
شبنم دختری باشناط، مهربان و زودآشناست، با دیگران به راحتی ارتباط برقرار می کند و به علت دو سال مرود شدن و داشتن جثه ای درشتر از سایر همکلاسی های خود در میز آخر می نشیند هنگامی که معلم برای پرسیدن درس او را صدا می زند، زنگ از صورتش می پرد و با دستپاچگی آشکاری بر پای تخته می رود و برای پاسخگوی به سؤالات معلم دچار اضطراب و گیجی می شود حتی هنگامیکه درس مورد پرسش مانند ریاضیات را کاملاً می داند. اعداد و کلمات را بیخودی نکرار می کند اشتباهات بسیاری مرتکب می شود. شبنم به علت شکستهای پی در پی و ناتوانی در یادگیری املاء اعتماد به نفس خود را تا حدود زیادی حتی در درسهای مانند حساب و علوم که در آن مشکلی ندارد از دست داده است. او هنگامیکه توسط معلم برای حل مسائل پاسخ گویی به پای تخته می رود کاملاً دست پاچه می شود و دلهره و تشویق در صورت او نمایان می شود. 
مشاهده شبنم در حیاط مدرسه : 
شبنم هنگام زنگ تفریح در حیاط مدرسه با دانش آموزان دیگر رابطۀ خوب و گرم برقرار می کند و با آنها سرگرم بازی می شود اما به محض مشاهدۀ یکی از اولیای مدرسه سعی می کند به سرعت از جلوی دید او دور شود و خود را با دانش آموزان دیگر سرگرم کند. 
ایجاد ارتباط با شبنم : 
ایجاد یک ارتباط ترحم و صمیمی با شبنم کار مشکلی نیست، یک لبخند با محبت و صمیمی اعتماد او را به درستی جلب می کند پس از ایجاد رابطۀ دوستانه با او مشخص شد که شبنم از برخوردهای در زبان خود راضی نیست و می گوید : من در تمام درسهایم را جز دیکته خوب یاد می گیرم، اما هنگامیکه پای تخته می روم هول می شوم و نمی توانم آنچه را که می دانم بیان کنم. 
ملاقات با مادر شبنم : 
برای بررسی دقیق مشکل شبنم، سعی شد با مادر او ارتباط مستقیم برقرار شود، چند بار با مادر شبنم قرار ملاقات گذاشته شد. فاصله مدرسه شبنم تا خانۀ او نسبتاً زیاد است از مادر شبنم به علت دوری خانه به مدرسه سؤال شد. او در پاسخ گفت : «چون او در کلاس سوم رد شد، مجبور شد اسمش را در مدرسه ای دیگر بنویسم، زیرا مدرسه قبلی که نزدیک منزل بود، دیگر او را قبول نمی کرد». 
وضع خانه شبنم مرتب و منظم بود و از یک وضع اقتصادی نسبتاً متوسط حکایت می کرد. شبنم فرزند سوم یک خانواده ۷ نفری است. پدر او راننده و مادرش خانه دار است. بررسی شرح حال شبنم نشان می دهد که نحوه تولد، قد، وزن هنگام و نیز وضعیت تنفسی و گریه شبنم کاملاً طبیعی بوده است مادر شبنم در مدت بارداری ناسازگاریهای خونی، بیماریهای عفونی، ناسازییهای هورمونی، کمبود مواد غذائی، تصادف، اعتیاد به سیگار، مشروب و مصرف دارو نداشته است، در شبنم هنگام بارداری او ۲۳ ساله بوده و به داشتن فرزند علاقه داشته است. همچنین رشد جنین در رهم مادر، کاملاً طبیعی بوده است. 
شبنم تا دو سال اول زندگی از شیر مادر استفاده کرده و از نظر پذیرش سایر مواد غذایی نیز سلامت جسمی کاملاً خوب بوده است. اما وقتی ۴ ساله بود به بیماری ذات الریه دچار شده و این سبب اختلال در او شد. 
مصاحبه فردی : 
سلام شبنم می تونم یک کمی باهات صحبت کنم؟ 
شبنم : سلام، بله، البته؛ 
مشاور : شبنم جان چند سالته، کلاس چندی؛ 
شبنم : ۱۰ سالمه کلاس سوم دو بار در کلاس دون مردود شدم؛ 
مشاور : شما چند تا خواهد و بردارین؛ 
شبنم : ۵ تا بچه ایم من نفر دوم خانواده ام؛ 
مشاور : پدر و مادرت چند سالشه رابطه اشون باهات چطوره؟ 
شبنم : نمی دونم، مامان و بابام باهام خوبن، اگه کار بدی انجام ندهم ولی اگه حرف مامانم گوش ندم منو می زنه. 
مشاور : خوب تو معمولاً به حرفهای مامانت گوش می دهی شبنم جان؟ 
شبنم : نه زیاد اگه کار راحتی بخواد انجام بدم حرفشو گوش می دم. 
مشاور : بچه بزرگ خانواده تون کیه؟ خواهد و بردارت باهات خوب رفتار می کنن. 
شبنم : دادشمه که باهام خیلی مهربونه ولی داداش کوچیکم به حرفهام گوش نمی ده منم می زنمش. 
مشاور : چرا خوب اون از تو کوچیه نباید بزنیش. تو دوست داری وقتی به حرف داداش بزرگت گوش نمی دی بزنه تون؟ 
شبنم : نه خوب من سعی می کنم به حرفاش گوش بدم اگر منو بزنه منم اونو می زنم. 
مشاور : اِ چه دختری خوب، چند تا دوست داری؟ 
شبنم : دو تا زهرا و مینا. 
مشاور : اونا باهات خوبن، وقتی با دوستاتی خوشحالی با هم چرخ بازی می کنید؟ 
شبنم : آره اونا به حرفام گوش می دن،  وقتی با اونا هستم دوست ندارم برم خونه با هم نقاشی می کشیم. 
مشاور : خوب خانمی چه غذای رو دوست داری؟ دست پخت مامانتو دوست داری؟ 
شبنم : من ماکارانی، آره خیلی غذای خوشمزه درست می کنه.
مشاور : معلمت باهات خوب رفتار می کنه. 
شبنم : آره اون خوبِ ولی وقتی املامو نمی تونم بنویسم داد می زنه.        
مشاور : خوبِ تو درس املات چه مشکلی دار یکه نمی تونی بنویسی. 
شبنم : من کلمات یادم می ره ولی نقاشی رو خیلی دوست دارم. 
مشاور : مسافرت دوست داری؟
شبنم : آره دوست دارم برم مشهد.
مشاور : تا حالا نرفتی مشهد؟ 
شبنم : نه بابام گفته می خواد ببره. 
مشاور : دوست داری چی کاره بشی؟ 
شبنم : معلم. 
مشاوره : اگر تو مدرسه تون مسابقه باشد مثل توپ بازی دوست داری تو مسابقه شرکت کنی. 
شبنم : آره. 
مشاور : خوب شبنم جان زنگ تفریح تموم شده بهتره بری تا معلمت دعوات نکرده.
شبنم : باشه، بازم می آی منو ببینی. 
مشاور : آره 
شبنم : کی می آی اینجا. 
مشاور : هر موقع تونستم. 
شبنم : خوب پس من برم. خداحافظ. 
مشاور : برو موفق باشی. خدانگهدار. 
مشاور گروهی (ازدواج) : 
شیدا : به نظر من بزرگترین کارکرد ازدواج ایجاد آرامش است. 
مهسا : کارکرد بعدی آن ادامه نسل است. 
سارا : نجات از وسوسه های شیطانی و هدر رفتن وقت و درآمدها و اندیشه هاست. 
شادی : انسان با ازدواج به یک شأن اجتماعی رسیده. 
مونا : در رسیدن به کمال شخصیت موفقت تر خواهد بود. 
شیدا : در جوّی قرار می گیرد که ماحصل کارش هدر نرفته. 
مهسا : روز به روز به عزت و آبروی او اضافه می شود. 
سارا : علت اصلی ازدواج این است که هیچ انسانی بدون داشتن جفت در خیال خود یا در کنار خود، احساس آرامش و تسکین نمی کند. 
شادی : محکم ترین و بهترین نوع ازدواج، ازدواجی است که براساس عقیده و ایمان به خدای بزرگ است. 
مونا : ازدواج موجب به وجود آمدن فرزندان و بقا نسل بشر است.
شیدا : ازدواج وسیله ای برای پاکدامنی و پاکدامن زیستن است
  • بازدید : 72 views
  • بدون نظر
اعتياد به مواد مخدر، مشكل اجتماعي است كه اكثر جوامع به آن مبتلا هستند. اطلاعات و آمار جديدي كه درباره موضوع مواد مخدر و اعتياد در جامعه ما منتشر مي شود، حاكي از مسأله بودن اين پديده اجتماعي است. دبير جامعه پزشكان متخصص داخلي ايران در گزارشي اعلام كرده است سالانه ۵ درصد به جمع معتادان كشور افزوده مي شود

 تعريف اعتياد به مواد مخدر

سازمان بهداشت جهاني اعتياد را به طور متناوب يا مزمن حالتي مي داند مضر جهت فرد و اجتماع كه به وسيله مصرف مستمر ماده تخديركننده چه طبيعي، چه مصنوعي ايجاد مي گردد و خواص آن عبارتند از:

۱- ميل و احتياج به مصرف ماده مخدر و تهيه آن به هر صورت و عنوان، ۲-گرايش جهت اضافه نمودن آن هر روز بيشتر، ۳- انقياد رواني و گاهي جسمي در نتيجه استعمال مواد مخدر. اعتياد به مواد مخدر، حالت وابستگي يا عادت مرضي در به كار بردن مواد سمي تحريك كننده يا آرام بخش دستگاه عصبي كه به صورتي مطبوع حس دروني و وضع عاطفي را تغيير مي دهد. اين وضع با اعتياد تدريجي و حالت نياز دردناكي كه بر اثر نبودن مواد سمي بروز مي كند، مشخص مي شود(نير، ۱۳۷۲: ۳۲) 


*برای خواندن ادامه مقاله ، آن را خریداری کنید *

  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر

این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تعريف: به تمامي تركيبات شيميايي گفته مي شود كه مصرف آنها باعث دگرگوني در سطح هوشياري مغز شود. مثل حالت سرخوشي و لذت، خواب آلودگي و سستي.
 1)depressant 
مواد مخدري كه واكنش هاي مغز را اهسته ميكند. 
اثرات: – كم شدن سرعت تنفس و ضربان قلب – كم شدن فشارخون – خواب اور 
مثال: هروئين – ترياك – مورفين 

۲)stimulant
مواد مخدري كه به سيستم عصبي بدن سرعت ميبخشد.
 در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم
مثال: كوكائين – نيكوتين

۳)hallucinogen
مواد مخدري كه باعث حالتهايي مثل هذيان ميشود.
اثرات:
– از دست دادن حافظه – لرزش – حالت استفراغ – عوض شدن اخلاق
مثال: LSD – PCP

۴)inhalnt
مواد مخدري كه از طريق استنشاق (توسط دماغ) استفاده ميشود.
اثرات: – اهسته شدن فرايند مغز – بيشتر شدن ضربان قلب – سردرد
مثال: ماريجوانا

اعتياد و اثر مواد مخدر بر دستگاه عصبي مرکزي:

موادي که دستگاه عصبي مرکزي را تغيير مي دهند مواد روان گردان هستند (الکل ؛ نيکوتين ؛ کوکائين) و موادي امثال اينها که اعتياد به آنها مشکل بزرگ بعضي از جوامع امروزي است. همچنين کافئين که در قهوه و نوشابه ها يافت مي شود از جمله مواد روان گردان هستند. تمام اين مواد مي توانند باعث وابستگي رواني مصرف کننده شوند و مهم تر از آن اين است که باعث وابستگي جسمي نيز مي شود. 
اعتياد پاسخي فيزيولوژيک است که مصرف پي در پي مواد مخدر موجب آن مي شود و عملکرد طبيعي نورونها و سيناپس هارا تغيير مي دهد.هنگامي که عملکرد نورون يا سيناپسي توسط مواد مخدر تغيير کرد از آن پس آن نورون يا سيناپس به طور طبيعي به کار خود ادامه نمي دهد مگر با بودن موادمخدر. 

شخص با مصرف پي در پي مواد مخدر به آن معتاد مي شود و بدن او نسبت به آن ماده مخدر عادت مي کند.شخص معتاد بايد با گذشت زمان مقدار ماده مخدر مصرفي اش را افزايش داده تا نياز بدنش تامين شود.نيکوتين ماده اي اعتياد آور است که در برگهاي گياه تنباکو يافت مي شود.اين ماده بسيار سمي است و حدود۶۰ ميلي گرم از آن براي انسان مرگ آور است. نيکوتين سريعا وارد جريان خون شده و در بدن به گردش در مي آيد.عملکرد نيکوتين در مغز شبيه به عملکرد انتقال دهنده عصبي استيل کولين است.
نيکوتين به دليل شباهت ساختاري با استيل کولين به محلهاي مخصوصي در سلول عصبي که به طور طبيعي محل ها گيرنده هاي استيل کولين هستند متصل مي شوند.اين جايگاهها از مراکز کنترل مغز هستند که بسياري از فعاليت هاي مغزي را کنترل مي کنند.اتصال نيکوتين به سلولهاي عصبي موجب تغييرات بسياري مي شود پس از مدتي بدن فرد سيگاري تنها در حضور نيکوتين به جاي استيل کولين به طور طبيعي کار مي کند و در حضور حذف نيکوتين حالت طبيعي بدن مختل مي شود.هنگام بدست آمدن اين حالت تنها راه برگشت بدن به حالت طبيعي کشيدن سيگار است.در اينجا است که مي گوييم فرد سيگاري معتاد به کشيدن سيگار است.

داروهاي روان گردان نوعي مواد مخدرند که در تسکين درد و القاي خواب نقش بسزايي دارند. بسياري از اين مواد از گياهان تيره خشخاش به دست مي آيند. مواد مخدري که از ترياک استخراج مي شوند شامل: مورفين، هروئين و کدئين هستند. پزشکان براي تسکين درد بيماران گاه کدئين تجويز مي کنند. مورفين نيز يکي از موثرترين تسکين دهنده هاي درد مي باشد که امروزه در پزشکي مورد استفاده قرار مي گيرد. گيرنده هاي درد محرکهايي که باعث درد مي شوند را شناسايي مي کنند.درد در بدن نقش اهميت زايي دارد درد به ما مي گويد که يکي از بافتهاي بدن ما زخمي و يا آسيب ديده شده است.وقتي عضوي آسيب ديده مي شود از انتهاي اعصاب آسيب ديده ي آن پيام هايي انتقال داده مي شود که باعث احساس درد مي شود.پيامهاي عصبي حامل درد را به نخاع و سپس به مغز انتقال مي دهند.پس از رسيدن پيام عصبي درد به طناب عصبي؛ پيام درد بوسيله گروهي از انتقال دهنده هاي عصبي به نام انکفالين ها سرکوب مي شوند.زماني که انکفالين ها به نورونهاي نخاع مي پيوندند از انتقال پيام به مغز جلو گيري مي کنند .مواد مخدر عملکردي مشابه به انکفالين ها دارند و به گيرنده هاي پروتئيني درد در طناب عصبي مي پيوندند و از انتقال پيام درد به مغز و احساس درد جلوگيري مي کنند.
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

این فایل در ۹۴ صفحه قابل ویرایش تهیه شده و شامل پنج فصل زیر است:

 فصل اول کلیات تحقیق شامل مقدمه،بیان مسئله،اهمیت و ضرورت تحقیق و فرضیات می باشد. در فصل دوم مروری بر متون شامل کوکائین،آمفتامین و متامفتامین، اپیات ها، آنالیز داروها در آزمایشگاه پزشکی قانونی وبیماریهای سربرو واسکولار ناشی از مصرف موادبیان گردیده است، در فصل سوم به روش بررسی شامل نوع و روش مطالعه،متغیرها، ملاحظات اخلاقی و مشکلات ومحدودیت ها ونحوه کاهش آنها اختصاص داده شده و در فصل چهارم نتایج و در فصل پنجم بحث ونتیجه گیری کلی وپیشنهادات تعریف شده است.

 

چکیده:

اعتیاد یک بیماری اجتماعی با عوارض جسمی وروانی است. درگذشته تریاک بیشترین ماده روانگردان مصرفی درجهان بود، ولی با ورود مواد جدید مصرف کراک بیش از سایر مواد –حتی دربین بانوان شایع شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان ارتباط بین خونریزی یا انفارکت مغزی وپرده های مغزی وماده روانگردان مصرفی است. هدف از کشف این ارتباط افزایش سطح آگاهی جامعه وپرسنل پزشکی نسبت به عوارض خطیر مواد روانگردان است. این بررسی در مدت یک (سال شهریور۸۶ فعالیت شهریور ۸۷) برروی اجسادی که به سالن تشریح سازمان پزشکی قانونی ارسال شدند انجام شد. اجساد با سابقه مصرف مواد روانگردان که در معاینه کالبدگشایی خونریزی یا انفارکت مغزی وپرده های مغزی در آنها یافت می گردید وارد مطالعه می شدند. نمونه ادرار، خون، محتویات معده، امعاءواحشاء ومایع زجاجیه جمع آوری ودر آزمایشگاه سم شناسی به روش کیفی TLC جهت وجود مورفین وکدئین بررسی شدند. با استناد به شرح بستگان وحذف فاکتورهای مخدوش کننده ۹مورد خونریزی وانفارکت مغزی غیر تروماتیک وابسته به سوء مصرف مواد تأئید گردید. در ۸مورد آزمایش سم شناسی به روش (کیفی) TLCانجام شده بود که دردومورد علیرغم شرح حال مثبت مبنی بر مصرف مواد سم شناسی منفی گزارش شده بود. در نمونه های ۵جسد (%۵/۶۲) مورفین مثبت بود. در۲مورد علاوه بر مورفین، کدئین هم در آزمایشات توکسیکولوژی یافت گردید.

حسب مشاهدات گراس حین اتوپسی وگزارشات پاتولوژی، ۲مورد خونریزی داخل پارانشیم مغز(۲۲/۲۲%)، دو مورد خونریزی Pons (22/22%) ،۳مورد SAH (33/33%) ویک مورد خونریزی هیپوفیز(۱۱/۱۱%) داشتند. (دربرخی از موارد ۲نوع خونریزی همزمان رویت گردید.) سه مورد نیز استروک مغزی داشتند.

 

 

  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اعتياد اينترنتى پديده اى است كه از دسترسى آسان به رايانه و اطلاعات آن لاين ناشى مى شود. و متأسفانه پاى اين نوع جديد از اعتياد فزاينده به كشور ما نيز كشيده شده است. به گفته كارشناسان، خطرات و مشكلات اعتياد اينترنتى بيش از خطرات ناشى از اعتياد به مواد مخدر است; چرا كه در اعتياد به مواد مخدر اين جسم آدمى است كه بيش از بيش دچار آسيب مى شود ولى در اعتياد اينترنتى روح و روان افراد دچار آسيب شده و شرايط طبيعى و سلامت روانى انسان ها را از آن ها مى گيرد. در اين مقاله، افراد علل گرايش به اينترنت را، احساس راحتى با آن و برقرارى روابط آسان با ديگران ذكر كرده اند، ولى بايد توجه داشت كه صرف وقت زياد و سرگرمى با فعاليت هاى بيهوده، علاوه بر اينكه از نظر اسلام مذموم است و در مواقعى ممكن است حرام باشد، داراى عواقب و پيامدهاى منفى بسيارى است. از جمله آن ها مى توان به چند مورد زير اشاره كرد:
. انزواى اجتماعى; صرف وقت زياد با اين فعاليت ها انسان را از محيط اطراف خود غافل كرده و در بلند مدت به روابط صميمى ميان آن ها ضربه مى زند. در حالى كه، ما به هيچ وجه مجاز نيستيم كه نسبت به ارتباط با والدين و ديگر اعضاى خانواده بى اهميت باشيم.
۲٫ فروپاشى نظام خانواده: گذراندن بيشتر اوقات با ديگران اهميت خانواده را در نظر انسان كاهش داده و موجب از هم پاشيده شدن خانواده ها مى شود; چيزى كه امروزه در غرب شاهد هستيم.
۳٫ تخريب شخصيت افراد: شخصيت هايى كه در اين دنياى مجازى ظاهر مى شوند، اغلب تصنعى و كسانى هستند كه خود را از دنياى واقعى محروم كرده و به يك صفحه نمايش كوچك محدود شده اند. طبيعى است كه چنين افرادى سعى مى كنند خود را به گونه اى عرضه كنند كه در نظر ديگران بهتر جلوه كنند. بنابراين، افرادى كه با چنين كسانى روابط دوستانه برقرار مى كنند، در حقيقت با افراد مجازى و غيرواقعى ارتباط دارند كه در نهايت جز تخريب شخصيت خود فرد حاصلى نخواهد داشت.
۴٫ به هم خوردن روابط كارى: افراد معتاد به اينترنت به دليل بيخوابى و كم خوابى هاى فراوان نمى توانند به موقع سر كار حاضر شوند و در صورت تكرار چنين بى نظمى هايى، از كار اخراج شده و شرايط مطلوب زندگى را از دست خواهند داد.
۵٫ از آنجايى كه يكى از وسايلى كه دشمنان اسلام براى منحرف كردن جوانان در سراسر جهان به كار مى گيرند، همين وسايل ارتباطى و از جمله اينترنت مى باشد، از اين رو، در مواقعى ممكن است افراد با وسوسه ديگران به گناه و كارهاى خلاف شرع كشيده شود.
نكته نهايى اينكه خانواده ها بايد كاملا مواظب بوده و علاوه بر تربيت خوب فرزندان خويش و هدايت آن ها در نوع استفاده از وسايل ارتباطى نوين، محيط سالم و مطلوبى را براى جوانانشان فراهم كنند تا جوانان ما كانون گرم و صميمى خانواده را بر هر جايگزين ديگرى ترجيح دهند.
(مترجم)
چكيده
اين نوشتار در پى بررسى تأثير روابط و ارتباط هاى شخصى در اتاق هاى گپ زنى بر گرايش هاى اينترنتى كاربران مى باشد. روان شناسان براى اين پديده به طور غيرمستقيم مفهوم «اعتياد اينترنتى» را به كار برده اند. در اين تحقيق دو ابزار گرايش هاى اينترنتى مورد استفاده قرار گرفته است: ۱٫ مقياس كمّى، كه مبتنى بر صرف وقت در اتاق هاى گپ زنى و اينترنت مى باشد; ۲٫ چهار طيف، كه نگارندگان اين مقاله براى بررسى ميزان گرايش اينترنتى (IPS) توسعه داده اند. نتايج بررسى نشان مى دهد كه ميزان گرايش هاى اينترنتى به طور معنادارى با متغيرهاى روابط و ارتباطات شخص معينى همبسته است. علاوه بر آن، تحقيق حاكى از همبستگى قوى ميان اين عوامل و ميزان گرايش اينترنتى در مقايسه با مقياس هاى كمّى اعتياد اينترنتى است.
اين تحقيق همچنين تأثير واسطى جنسيت، محل كنترل و اجتماعى بودن را بر رابطه ميان اعتياد اينترنتى و روابط شخصى اتاق هاى گپ زنى بررسى مى كند. جنسيت تأثير واسطى شديد بر اين روابط داشته است.
مقدّمه
مفهوم اعتياد اينترنتى اخيراً به قاموس مسائل اجتماعى وارد شده است. مقدار زياد وقتى كه صرف انواع متفاوتى از فعاليت هاى اينترنتى نظير اتاق هاى گپ زنى و گروه هاى بحث و گفتوگو مى شود، بر روابط اجتماعى، ازدواج، موفقيت هاى تحصيلى، كار، سلامتى و ديگر كاركردهاى اساسى زندگى تأثير منفى مى گذارد. (يانگ، ۱۹۹۸، كينگ ۱۹۹۶)
با توجه به آنكه ۸۰ درصد خانواده هاى آمريكايى از اينترنت استفاده مى كنند، اعتياد اينترنتى به عنوان يك بيمارى همه گير اجتماعى تلقّى مى شود. براى بررسى اين مسئله، مركز اعتياد آن لاين،۲ اعتياد اينترنتى را در ۵ نوع طبقه بندى كرده است:
۱٫ اعتياد جنسى مجازى;۳ اعتياد به اتاق هاى گپ زنى بزرگسالان;
۲٫ اعتياد به روابط مجازى،۴ رفاقت زنده كه در اتاق هاى گپ زنى يا گروه هاى خبرى شكل مى گيرد. “Muds” جايگزين دوستى واقعى و خانواده مى شود.
۳٫ اعتياد به قماربازى وسواسى، اعتياد به تجارت هاى وسواسى آن لاين;
۴٫ بار سنگين اطلاعات تحقيق هاى فراوان در بانك هاى اطلاعاتى;
۵٫ اعتياد به مسابقه هاى كامپيوترى وسواسى يا جنبه هاى برنامه نويسى علم كامپيوتر.
تحقيق حاضر بيشتر حول نوع دوم اعتياد، يعنى اعتياد به روابط مجازى، دور مى زند و در مرحله نخست بر گرايش به ارتباط هاى الكترونيكى گپ زنى متمركز است. اين نوع مبادله يك نظام ارتباطى گروهى يا توده اى است كه در آن كاربران اينترنتى پيام هاى نوشتارى رد و بدل مى كنند. مدت ارسال پيام هاى كامپيوترى مى تواند به طور آنى يا حتى زمان ارسال مبادله متن باشد ]فاصله اى زمانى ميان ارسال و دريافت نباشد.[
جنبه اجتماعى ارتباطات اينترنتى، موضوع اعتياد را براى تحقيقات جامعه شناختى، قابل بررسى كرده است. گفتنى است كه هم اكنون تعداد قابل توجهى از تحقيقات تجربى و نظرى مربوط به اين پديده از چهارچوب هاى روان شناختى بهره مى جويند.
هدف اين مقاله بررسى زمينه اى است كه در آن عوامل اجتماعى كه بر حسب متغيرهاى ارتباطى ميان فردى باز نمود مى شود ـ در ميان دانشجويان يك دانشگاه بزرگ با اعتياد اينترنتى پيوند مى خورد. ما همچنين در صدد اين هستيم تا مشخص كنيم كه آيا جنسيت، محل كنترل و اجتماعى بودن افراد، ميانجى روابط ميان متغيرهاى ارتباطى و استفاده از اينترنت مى شود يا نه. اين نوع تحليل ها تحقيق حاضر را در نزديك شدن آن به فهم پويايى هايى كه لابه لاى پديده به اصطلاح ـ اعتياد اينترنتى قرار گرفته اند، نظام مندتر مى سازد. مطالعات قبلى در اين موضوع در رويكرد روش شناختى شان بسيار توصيفى بوده اند و سعى نكرده اند به صورت تجربى و نظام مند شيوه اى را كه در آن تنوع استفاده از اينترنت با عوامل اجتماعى يا روان شناسى اجتماعى تبيين مى شوند، توصيف كنند. ما معتقديم كه چنين تحليل هايى، چشم اندازى از پديده به اصطلاح اعتياد اينترنتى ارائه خواهد كرد كه از آنچه با چهارچوب هاى روان شناختى عرضه شده و هم اكنون بر بحث ها و تحليل هاى مربوط به اين موضوع سايه افكنده است، متفاوت مى باشد.
بررسى روان شناختى اعتياد اينترنتى
روان شناسان اعتياد اينترنتى را «اختلال اعتياد اينترنتى» نام نهاده اند (IAD); اصطلاحى كه اولين با آن را كلبرگ (۱۹۹۶) به كار برد. طبق نظر كلبرگ، اختلال اعتياد اينترنتى زمانى وجود دارد كه افراد كاهشى را در فعاليت هاى شغلى، علمى، اجتماعى، روابط كارى، روابط خانوادگى، مالى، روان شناختى يا فيزيكى تجربه مى كنند. كلبرگ اصطلاح موازى با اختلال اعتياد اينترنتى را قماربازى بيمارگونه مى داند.
در يك مصاحبه آنلاين از ۴۹۶ كاربر اينترنتى، يانگ (۱۹۹۸) دريافت كه ۸۰ درصد پاسخ دهندگان به اينترنت اعتياد پيدا كرده اند. وى 
نتيجه مى گيرد كه مهم ترين عوامل كمك كننده به اختلال اعتياد اينترنتى عبارتند از: استعداد يك فرد براى ايفاى نقش هاى متفاوت، طبيعت پنهانى ارتباط كامپيوترى و تصورات مربوط به گسترش روابط ميان فردى معنادار. كلبرگ در تشخيص اعتياد اينترنتى (مشابه با قماربازى افراطى و الكليسم) از مقياس هاى زير استفاده مى كند:
۱٫ احساس سرگرمى با اينترنت (به عنوان مثال، فكر كردن در مورد اتصال قبلى يا پيش بينى اتصال بعدى);
۲٫ احساس اينكه به منظور كسب رضايت بايد دقت زيادى را صرف اينترنت كرد;
۳٫ تلاش هاى پى در پى ناموفق براى كنترل يا تقليل يا توقف استفاده از اينترنت;
۴٫ احساس بى قرارى، بدخلقى، افسردگى يا عصبانيت در هنگام تلاش براى كم كردن يا قطع استفاده در اينترنت;
۵٫ باقى ماندن آنلاين بيشتر از آنچه برنامه ريزى شده بود;
۶٫ احساس خطر نسبت به از دست دادن روابط شخصى، آموزش هاى شغلى يا فرصت هاى شغلى;
۷٫ دروغ گفتن به اعضاى خانواده، دوستان و يا روان درمانگر براى مخفى نگه داشتن ميزان اتصال به اينترنت;
۸٫ به كارگيرى اينترنت به عنوان وسيله اى براى فرار از مشكلات. (يانگ ۱۹۹۸)
در يك مصاحبه آن لاين ديگر، از ۱۸۵ كاربر اينترنتى كه با راهنمايى برنر (۱۹۹۶) انجام گرفت، مشخص شد كه ۱۷ درصد از آنان (با صرف وقت ۴۰ ساعت يا بيشتر در هفته) به اينترنت معتاد شده اند. اين مصاحبه گوياى آن بود كه تقريباً نيمى از پاسخ دهندگان به عنوان يك پيامد استفاده آن لاين آثار نامطلوبى را در كارشان تجربه كرده اند. ۱۰ درصد نيز به دليل استفاده آنلاين، دچار مشكلات كارمندى و مانند آن شده بودند.
در گزارش كجاك (Cojac) ميان مقدار زمان استفاده روزانه از اينترنت و ميانگين ساعات خواب شبانه رابطه معكوسى وجود دارد. اين تحقيق روشن مى سازد كه استفاده از اينترنت بر الگوهاى خواب اثر مى گذارد; پيامدى كه در مورد انواع ديگر اعتيادها، همچون اعتياد الكلى و مواد مخدر نيز رايج است.
ايده مشتركى كه در اغلب اين مطالعات وجود دارد اين است كه اعتياد اينترنتى تحت تأثير كنش هاى متقابل اجتماعى قرار گرفته است. اما هيچ يك از مطالعات صورت گرفته، شيوه اى را كه در آن اختلال اعتياد اينترنتى با عوامل اجتماعى همبسته مى شود، به طور تجربى بررسى نكرده اند. علاوه بر آن، هيچ يك از تحقيقات پيشين از چهارچوب هاى مفهومى كه ماهيت جامعه شناختى يافته هاى آنان را تبيين كند، بهره نجسته اند.
هدف ما در بخش بعدى مقاله آن است كه برخى از جنبه هاى ارتباطات كامپيوترى را كه مى تواند به عنوان زمينه اى براى كشف استفاده افراطى از اينترنت از نقطه نظر جامعه شناختى عمل كند، مورد بررسى قرار دهيم.
زمينه جامعه شناختى اعتياد اينترنتى
بر خلاف فرضيه هاى قبلى، كه بى الگويى ساخت اينترنت، به ويژه اتاق هاى گپ زنى، يك بستر بى هنجارى به وجود مى آورد كه در آن افراد كمتر ملزمند رفتار انحرافى را به نمايش بگذارند و روابط ميان فردى ظريف و سطحى مى باشد، تحقيقات اخير نشان مى دهند كه وسايل ارتباطى الكترونيكى همانند «اتاق هاى چت» طبق استانداردهاى اجتماعى سازمان يافته اند (Bellamy & Hanowicz, 1998) و روابط نوع دوستانه در آن ها معمول است. (Parks,1995)
در حقيقت، ويژگى هاى اجتماعى اتاق هاى گپ زنى مى تواند پيشينه ها و مقدمات اصلى توليد به اصطلاح ـ رفتار اعتياد آور باشد.
)yong 1996; Suler 1996; King 1998(
ويژگى هاى ارتباطات اينترنتى كه جاذبه اجتماعى آن را گسترش مى دهند عبارتند از:
۱٫ افراد دسترسى آسان و قابل انعطافى دارند; يعنى مى توانند تا ۲۴ ساعت در روز ارتباط برقرار كنند.
۲٫ اينترنت ميزان پتانسيل شبكه هاى اجتماعى را افزايش مى دهد. (Wellman 1996).
۳٫ افراد براى نمايش «خود» تقريباً احاطه كامل دارند و مى توانند جنبه هايى از خود را خلق و حفظ كنند كه ممكن است در موقعيت هاى چهره به چهره ارائه آن مشكل باشد. ارتباطات الكترونيكى ويژگى هاى مهم افراد همچون جنسيت، نژاد، سن، معلوليت و مانند آن را بهبود مى بخشند. اين ويژگى ها ممكن است بر شكل گيرى روابط اجتماعى در برخوردهاى چهره به چهره اثر نامطلوب بگذارد; همان چيزى كه كينگ (۱۹۹۸) آن را به عنوان جنبه حساس ارتباطات اينترنتى بيان مى كند. در اين شيوه، فرد مى تواند در عرضه خود، بسيار گزينشى عمل كند. اين امر حس عضويت گروهى را ارتقا مى بخشد; چيزى كه تنها بر تلقّى هاى طرف مقابل بستگى دارد.
۴٫ هويت مخفى افراد بر آنان امكان مى دهد مكاتباتى را رد و بدل كنند كه در وضعيت هاى چهره به چهره متداول بر انتقال آن ها چندان مايل نيستند.
۵٫ اينترنت به افراد اجازه مى دهد از مرزهاى جغرافيايى عبور كنند. همچنين توان مردم را براى مشاركت در ايده هايى كه برايشان مهم است گسترش مى دهد. (كينگ، ۱۹۹۸)
موارد مزبور و نيز عوامل ديگر ممكن است ارتباطات اينترنتى را براى برخى از افراد، كه در ادبيات روان شناسى امروزى به عنوان معتادان اينترنتى ناميده مى شوند، بسيار جذاب كند. در جايى كه نمادهاى ارتباطى رايج حضور ندارند، اينترنت وضعيت كاملا متفاوتى را براى ارتباطات الكترونيكى ميان فردى فراهم مى آورد و به افراد امكان مى دهد در روابط متقابلى درگير شوند كه در مقايسه با محيط هاى چهره به چهره سنتى، آزادانه تر است.
حساس كردن فضاى ذهنى
با توجه به وضعيت نوظهور دانش تجربى و نظرى نسبت به ارتباطات اينترنتى در جامعه شناسى، بيان چهارچوب هايى كه مى تواند براى پديد آوردن تصورات جامعه شناختى در تحقيقات اينترنتى استفاده شود بسيار مفيد خواهد بود. در عين حال كه هدف عمده مقاله حاضر كشف ساخت همبسته عوامل ارتباطى اينترنتى است، ما به اصول نظريه كنش متقابل نمادين۵ اشاره كرده و از آن ها به عنوان مفاهيم حساس در تحليل داده ها بهره خواهيم جست.
از ديدگاه جامعه شناختى، «هويت» از تأثير متقابل ميان اتخاذ نقش ديگران در يك موقعيت معين (جايى كه فرايند اتخاذ نقش ديگرى تحت تأثير نمادهاى موجود در موقعيت هاى اجتماعى است) و كنش هاى متقابل اجتماعى پديد مى آيد. اين بافت موقعيتى به طور نمادين توسط افراد تعريف شده است. (ميد، ۱۹۳۴) جايى كه نمادهاى اطلاعاتى متداول غايبند، اينترنت فضاى موقعيتى كاملا متفاوتى براى نمايش خود ارائه مى كند كه به نوبه خود ممكن است در شكل گيرى هويت تأثير بگذارد.
در جامعه شناسى، هويت زير مجموعه اى از «خود» تلقّى مى شود; يعنى خود از چندين هويت تشكيل شده كه ظهور يك هويت معين مشروط به مقتضيات يك موقعيت اجتماعى است. به نظر استرايكر هويت ها طبق يك سلسله مراتب كنار هم قرار مى گيرند و پويايى هاى يك موقعيت اجتماعى است كه هويت خاص يا هويت هاى ديگر را فرا مى خواند. هنگامى كه مردم نقش هاى خويش را هماهنگ مى كنند، سلسله مراتب اصلى، هويت هايى را تعيين مى كند، كه نقش هاى ديگران را تفسير كرده و پاسخ مى دهند… زمانى كه يك وضعيت كنش متقابل از چارچوب ساختارى جدا مى افتد يا اين چارچوب هاى ساختارى نامشخص اند، افراد در انتخاب هويتشان اختيارات بيشترى خواهند داشت. (ترنر، ۱۹۹۸)
نكته مهمى كه مى خواهيم با مفهوم سلسله مراتب هويت به آن تأكيد كنيم اين است: زمانى كه به طور همزمان عوامل افزايش دهنده جاذبه اينترنت و اين ايده را كه اينترنت وضعيتى است داراى چارچوب ساختارى، مورد توجه قرار دهيد همچنان كه استرايكر توصيف كرده اينترنت مى تواند به عنوان زمينه اى كارآمد تلقّى شود كه در آن هويت مى تواند بسيار سريع توسط افراد كنترل شود. اين شرايط به ويژه براى نمايش دادن «خود ايده آل» مناسب است. در چنين محيط اجتماعى به منظور نمايش خود براى ديگران در مقايسه با وضعيت هاى چهره به چهره تعداد كمى علايم نمادين لازم است. (گافمن، ۱۹۵۹)
اين ويژگى يكى از ويژگى هاى مهم جامعه شناختى ارتباطات الكترونيكى است. افراد ممكن است به طور مؤثرى نه فقط يك يا دو، بلكه هر مقدار كه در ضميرشان وجود دارد از خود هويت نشان دهند. به عبارت ديگر، «خود» مى تواند در اين محيط بيشتر از وضعيت هاى چهره به چهره، نظام مند و كامل تر عرضه شود. علاوه بر اين، هويت بيشتر در كنترل افراد است و بر خلاف زمينه اجتماعى، به فرد احساس بالاترى از كنترل خود يا رضايت خاطر اعطا مى كند. به هر حال، فرايندهايى كه در لابه لاى اين عوامل نهفته اند اجتماعى اند; زيرا هويت هايى كه افراد در محيط ارتباطات الكترونيكى از خود بروز مى دهند همچنان با انتظارات ديگران پيوند خورده است. والتر (۱۹۹۶) در بيانيه خود راجع به بازخورد ارتباطات بر روى اينترنت بر اين ايده تأكيد مىورزد: «مؤلفه ديگر مدل، بازخورد، نشان مى دهد هنگامى كه كاربران به نمايش هاى نسبى و گزينشى هر كدام پاسخ متقابل مى دهند، اين نوع خودنمايى برتر و احساس ايده آل هر كدام از طرفين را در يك سطح بالاترى درشت مى كند.»
تأثير واسطى جنسيت
مردان و زنان داراى وضعيت هاى فرهنگى متفاوتى مى باشند كه ممكن است شيوه اى كه وضعيت ارتباطات الكترونيكى را تعريف مى كنند تحت تأثير قرار دهد. ويژگى هاى جنسيتى ابزار اوليه اى هستند كه ما از طريق آن ها خود و ديگران را تفكيك و تعريف مى كنيم. ويژگى هاى جنسيتى اطلاعات اساسى در مورد اينكه چگونه كنش هاى متقابل با ديگران را كنترل كنيم و واقعيت اجتماعى را سامان دهيم در اختيار ما مى گذارند. (اوربين، ۱۹۹۸)
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اعتياد به مواد مخدر، مشكل اجتماعي است كه اكثر جوامع به آن مبتلا هستند. اطلاعات و آمار جديدي كه درباره موضوع مواد مخدر و اعتياد در جامعه ما منتشر مي شود، حاكي از مسأله بودن اين پديده اجتماعي است. دبير جامعه پزشكان متخصص داخلي ايران در گزارشي اعلام كرده است سالانه ۵ درصد به جمع معتادان كشور افزوده مي شود، در حالي كه سازمان بهزيستي كشور تنها توان مداواي ۲ درصد معتادان را دارد. بر اساس گزارش سمينار پيشگيري از اعتياد در تابستان ۱۳۸۰و ۷۰ درصد معتادان ايران متأهل هستند و علاوه بر اين روزانه ۶۰۰ نفر در رابطه با مواد مخدر در كشور دستگير مي شوند 
سازمان بهداشت جهاني اعتياد را به طور متناوب يا مزمن حالتي مي داند مضر جهت فرد و اجتماع كه به وسيله مصرف مستمر ماده تخديركننده چه طبيعي، چه مصنوعي ايجاد مي گردد و خواص آن عبارتند از: 
۱- ميل و احتياج به مصرف ماده مخدر و تهيه آن به هر صورت و عنوان، ۲-گرايش جهت اضافه نمودن آن هر روز بيشتر، ۳- انقياد رواني و گاهي جسمي در نتيجه استعمال مواد مخدر. اعتياد به مواد مخدر، حالت وابستگي يا عادت مرضي در به كار بردن مواد سمي تحريك كننده يا آرام بخش دستگاه عصبي كه به صورتي مطبوع حس دروني و وضع عاطفي را تغيير مي دهد. اين وضع با اعتياد تدريجي و حالت نياز دردناكي كه بر اثر نبودن مواد سمي بروز مي كند، مشخص مي شود(نير، ۱۳۷۲: ۳۲) 
دراين نوشتار به دنبال پاسخي براي اين سؤالات هستيم؛ علل و عوامل مؤثر در اعتياد به مواد مخدر در بين افراد كدام است؟ كدام يك از نظريه هاي جامعه شناسي انحرافات، بيشتر مي تواند معضل اعتياد را تبيين كند؟  و در نهايت راه حل هاي پيشگيري از 
اعتياد كدام است؟ 
جامعه شناس در پي كشف علل و عوامل اجتماعي موثر بر جرم و عمدتاً شرايط اكتسابي در محيط است. اعتياد دلايل متعددي دارد. شرايط اعتياد در هر منطقه با منطقه ديگر متفاوت است. و به شرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي، رواني و شخصيت جامعه و فرد مربوط مي شود.(نير، ۱۳۷۲: ۳۶). 
از ديدگاه جامعه شناختي، آنچه مهمتر از عوامل فردي در گرايش به اعتياد به مواد مخدر مي باشد، عوامل اجتماعي- فرهنگي است. جامعه شناسان علل ارتكاب جرم را در وضع نابسامان اجتماعي و اقتصادي دانسته، معتقدند كه هيچكس بالفطره مجرم و بزهكار نيست. از اين جهت فرد را مقصر نمي دانند و مي گويند اوضاع اقتصادي و شرايط نامساعد اجتماعي عامل ارتكاب جرم است.
تحقيقات نشان مي دهد كه اغلب افرادي كه در خانواده هاي معتاد متولد مي شوند و پرورش مي يابند، تكرار مصرف اعضاي خانواده برايشان عادي شده و ترس از تجربه مصرف از آنها دور مي شود. نابرابريهاي اقتصادي و اجتماعي و شكاف عميق طبقاتي در جامعه، بيكاري، از بين رفتن و جابه جايي ارزشهاي جامعه، رشد بي قواره صنعت؛ اگر در جامعه اي رشد صنعت به سرعت افزايش يابد و درآمد ناشي از اين ثروت عادلانه توزيع نگردد و از طرف ديگر در آن جامعه براي تفريح، شادي و گذران اوقات فراغت و بيكاري جوانان از طرف دولت برنامه ريزيهاي اجتماعي نشده باشد و رشد صنعت و شهرنشيني، شكاف طبقاتي را زياد كند، همه اين عوامل، باعث گرايش به انحرافات از جمله اعتياد خواهد شد. (فرجاد، ۱۳۷۱: ۱۵۵). 
نظريه هاي روان شناسي و نظريه هاي جامعه شناسي انحرافات از قبيل نظريه كنش اجتماعي و آنومي پارسونز، نظريه هاي راديكال  ماركسسيت ها درباره انحرافات اجتماعي، نظريه هاي خرده فرهنگي كوهن، ميلر، نظريه هاي كنترل اجتماعي، نظريه جنسيت، نظريه برچسب زني و… مي تواند معضل اعتياد را تبيين نمايد. از آنجايي كه در اين نوشتار بيشتر به شرايط و فشارهاي ساختاري در جامعه تأكيد شده است، از نظريه آنومي مرتن و نظريه برچسب زني لمرت و بيكر استفاده شده است. مرتن با رويكرد كاركرد گرايانه و با الهام از انديشه هاي دوركيم به دنبال راه حلي جامعه شناسانه براي انحرافات اجتماعي جامعه آمريكايي نيمه اول قرن بيستم بود. 
مرتن معتقد است كه اين شرايط ساختي است كه علت ريشه اي انحرافات اجتماعي است. از نظر مرتن در هر جامعه دو ساخت اساسي وجود دارد كه ميان آنها در درون يك نظام اجتماعي روابطي كاركردي وجود دارد. اين دو ساخت اساسي يكي اهداف نهادي شده و ديگري وسايل نهادي شده است.
اهداف نهادي شده عبارتست از تعاريف نهادي شده درباره ارزشها و امور مطلوب و وسايل نهادي شده عبارت از شيوه هاي استاندارد شده كنش براي نيل به اهداف و يا هنجارهاي مقرري كه براي وصول به اهداف نهادي شده وضع شده اند(اسكيدمور، ۱۳۷۲: ۱۶۰- ۱۵۹).
در هر جامعه اي در پرتو ارزشها و اصول اساسي آن جامعه يك شخصيت آرماني تعريف مي شود و در قله آرزوها و تمنيات افراد آن جامعه قرار مي گيرد. از طريق ابزارهاي مختلف جامعه پذيري، آموزش و پرورش، رسانه ها، اين شخصيت آرماني در منظر عمومي تبليغ شده و افراد به آن خوانده مي شوند. مثلاً رسيدن فرد به اوج موفقيت مادي و شخصيتي كه در بالاترين مراتب پايگاه اقتصادي، اجتماعي است، همان هدف نهادي شده مرتن در جامعه آمريكايي عصر او محسوب مي شود(معيدفر، ۱۳۷۹: ۳۲). 
در هر حال مرتن يكپارچگي و انسجام را حالتي در يك نظام اجتماعي يا جامعه تعريف مي كند كه ميان اين دو ساخت اساسي يعني اهداف و وسايل نهادي شده تعادل برقرار باشد. اما از نظر مرتن يك جامعه يا نظام  اجتماعي مي تواند در حالت سوءيكپارچگي بسر برد. سوءيكپارچگي وضعيتي است كه در آن تعادل ساختاري در تهديد قرار گرفته باشد. وضعيتي كه در آن تأكيد بر وسايل نهادي شده كمتر از تأكيد بر اهداف نهادي شده باشد، در چنين وضعيتي چهار الگوي رفتار انحرافي را مي توان در جامعه پيش بيني كرد. از نظر مرتن همه اين شيوه ها غيرقانوني شناخته شده و شيوه هاي انطباق فردي نام مي گيرند كه جايگزين شيوه هاي انطباق جمعي شده يا به آن اضافه مي شوند. اين چهار شيوه انطباق فردي عبارتند از نوآوري (innovation )مناسك گرايي (ritualism) انزواطلبي (ritreatment) و شورش (rebellion). 
۱- نوآوري: شيوه انطباق فردي است كه در آن افراد اهداف نهادي شده را تعقيب مي كنند اما نه به اتكا هنجارها و مقررات و وسايل نهادي شده جامعه، بلكه با خلق و ابداع شيوه هاي غيرهنجاري و خلاف قانون و عرف اجتماعي. مثلاً در جامعه ما انواع شيوه هاي كسب و كار غير قانوني مثل كوپن فروشي، ارزفروشي، مسافركشي، بساط اندازي و نيز قاچاق كالا، احتكار و بسياري ديگر از مشاغل در زمره شيوه هاي انطباق فردي از نوع نوآورانه يا بدعت گذارانه است(معيدفر، ۱۳۷۹: ۳۵). 
۲- مناسك گرايي: شيوه انطباق فردي است كه در آن افراد به خاطر مأيوس شدن از اهداف نهادي شده آنها را فراموش كرده يا از آنها غفلت مي  ورزند و در مقابل با تأكيد يك سويه بر وسايل نهادي شده مانع تحقق موفقيت ساير اقشار اجتماعي نيز مي شوند. اين افراد معمولاً در سازمانها و نهادهاي اجرايي كار مي كنند. 
۳- انزواطلبي: شيوه انطباق فردي است كه در آن افراد به دليل ناموفق بودن خود در دسترسي به اهداف اجتماعي سعي كرده اند كه خود را از جامعه دور نگه دارند تا هم از اهداف و هم از وسايل نهادي شده غفلت پيدا كنند. اين افراد احتمالاً بارها در صدد بوده اند كه به شيوه هاي مختلف هنجاري و غيرهنجاري به سوي اهداف اجتماعي حركت كنند، اما عدم توفيق مكرر آنها باعث شده تا سرخويش پيش گرفته و خود را از مسير تبليغ اهداف و وسايل نهادي شده دور كنند. كساني كه در مسير اعتياد به مواد مخدر قرار گرفته و با مصرف بي رويه مشروبات الكلي، ترياك، هروئين و اقسام مواد مخدر سعي دارند حواس و قواي دراكه خود را نسبت به بوق هاي تبليغاتي جامعه از كار بيندازند و بدين وسيله آرامش خيال پيدا كنند.
۴- شورش: شيوه انطباق فردي است كه در آن ضمن آنكه افراد اهداف و وسايل نهادي شده جامعه را براي موفقيت هاي فردي و اجتماعي خود و ديگران كافي نمي دانند، درصدد برمي آيند تا در مقابل آن از طريق خشونت باري، قيام كنند. اين افراد چيزهاي جديد و تأييد نشده اي را جايگزين آنها مي سازند. مثلاً طغيانگر ممكن است حرفه تجارت و سرمايه داري را به عنوان راه رسيدن به ثروت شخصي رد كند و در عوض هدف برابري اجتماعي و راه رسيدن به آن را از طريق انقلاب برگزينند (رابرتسون، ۱۳۷۷:۱۷۴). 
(نظريه  مرتن درباره نوع شناسي انحرافات ، جدول يك)
نظريه ديگري كه در چارچوب آن مي توان مسأله اعتياد و انحرافات را توضيح داد، نظريه برچسب زني لمرت و بكر است. برطبق اين نظريه، انحراف به  عنوان فرايندي توجيه مي شود كه توسط آن برخي مردم موفق مي شوند برخي ديگر را منحرف تعريف كنند. اين نظريه بر نسبي بودن انحراف تأكيد دارد و ادعا مي كند كه يك شخص يا يك عمل زماني انحرافي مي شود كه «برچسب» انحراف توسط ديگران بر آن زده شده باشد. طرفداران اين نظريه عمدتاً ادوين لمرت (۱۹۵۱ و ۱۹۶۷) و هوارد بكر (۱۹۶۳) خاطرنشان مي سازند كه هر كس زماني در زندگي خود به نوعي رفتار انحرافي دست زده است. اكثر اين گونه رفتارها در مقوله انحراف اوليه قرار مي گيرد. يعني نوعي ناهمنوايي كه موقتي است و از روي كنجكاوي و آزمايشي عمل شده و به سادگي قابل اختفاء مي باشد. يك انحراف اوليه ممكن است كسي باشد كه يك داروي غيرمجاز يا قاچاق را امتحان مي كند كه «ببيند چطور است». اين گونه رفتارها ممكن است مورد توجه قرار نگيرد و نه خود افراد فوق و نه ديگران آنها را منحرف ندانند. چنانچه اعمال انحرافي آنان توسط افراد مهم ديگري مانند دوستان، والدين، كارفرمايان، مقامات مدرسه يا حتي پليس و دادگاه علني و آشكار گردد، خطاكار در اين صورت با اين واقعه طوري روبه رو مي شود كه به گفته هارولد فينگل (۱۹۵۶) «مراسم بي آبرويي» ناميده مي شود. در اين مراسم شخص، محكوم به عمل انحرافي مي شود، سرزنش و يا شايد مجازات مي گردد و مجبور مي شود كه به برتري اخلاقي محكوم كنندگان اعتراف نمايد. از همه مهمتر شخص اكنون برچسب «بدكاره»، «غيرعادي»، «كلاهبردار» و «معتاد به مواد مخدر» را از ديگران دريافت مي دارد. بقيه مردم نيز پس از اين با خطاكار برحسب همين برچسبها واكنش نشان مي دهند. در نتيجه شخص آگاهانه يا ناآگاهانه اين برچسب را مي پذيرد و تصويري جديد از خود مي سازد و به رفتار مناسب با آن شروع مي كند. اكنون رفتار شكل انحراف ثانويه پيدا مي كند يعني ناهمنوايي مداوم توسط كسي كه برچسب انحراف را قبول كرده است (همان: ۱۷۸). 
تبيين مسأله اعتياد به مواد مخدر در جامعه ما با توجه به نظريه هاي آنومي و برچسب زني
 در جامعه فعلي ايران، ما شاهد جابجايي و تغيير ارزشها از سنتي و مذهبي به سمت ارزشهاي مادي و مدرن هستيم. به ويژه اقداماتي كه بعد از سال ۱۳۶۸ بالاخص در زمينه اقتصاد و آموزش انجام گرفته، موجب افزايش نابرابري گشته و در نتيجه آن (به  علت گسترش فقر) ثروت در جامعه با ارزش شده است. علاوه بر اين نمايش ثروت و نيازآفريني از طريق تبليغات رسانه هاي جمعي، فرايند با ارزش شدن ثروت تغيير نظام ارزشي جامعه را تشديد مي نمايد. اين امر داراي پيامدهايي از قبيل ارزش شدن ثروت و تبديل نظام طبقاتي به ارزش و حقوق اجتماعي بيشتر ثروتمندان است كه از يك  طرف براي يك نظام اجتماعي بسيار سالم خطرناك است و از طرف ديگر خود عامل و محركي است براي با ارزش شدن باز هم بيشتر ثروت در جامعه. از اين رو نه فقط فرد فرد انسانها، بلكه كل نظام اجتماعي دچار بي تعادلي و آشفتگي و نابساماني مي گردد كه خود باعث كاهش انسجام اجتماعي، تغيير گروه مرجع، افزايش انحرافات و… مي گردد (رفيع پور، ۱۳۷۷، ۲۲۴ و ۲۶۵). پس مي بينيم در جامعه بر اهدافي تأكيد مي شود چه به صورت خودآگاه و چه ناخودآگاه كه وسايل دستيابي به آن اهداف فراهم نيست. هدف كسب ثروت و رفاهمندي افراد است اما وسايل مشروع و قانوني رسيدن به اين در جامعه فراهم نيست، بر اين اساس جامعه فعلي در يك حالت نابساماني و سوء يكپارچگي بسر مي برد. بنابراين بستر براي رفتارهاي انحرافي آماده است. افرادي كه در راه كسب ثروت (هدف جامعه) بارها و بارها با شكست مواجه مي شوند و ناكام مي مانند براي جبران اين ناكامي به مواد تسكين دهنده روي مي آورند و تشكيل گروه معتادان را در جامعه مي دهند. بنابراين مقصر فرد نيست بلكه مقصر شرايط نابسامان اقتصادي و اجتماعي جامعه است. از ديدگاه كاركردگرايي مرتن، اعتياد جرم نيست بلكه اعتياد بيماري اجتماعي مي باشد و بايد به اين واقعيت توجه نمود كه بيماريهاي روحي نيز مانند بيماري هاي جسمي مسري هستند و اگر از ابتداي وقوع جرم، به فكر اصلاح و از بين بردن علل ارتكاب جرم نيفتند، ممكن است به ديگران نيز سرايت كند. افرادي كه در آغاز مرتكب جرايمي مي شوند، طبيعي است كه نتوانسته اند خود را با موازين اجتماعي جامعه تطبيق دهند. اين عدم هماهنگي از نابساماني اوضاع اجتماعي و اقتصادي و تربيتي آنها ناشي مي شود و يا ممكن است از عدم تعادل و عدم هماهنگي بين اهداف و وسايل نهادي شده در جامعه.
  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
کتاب الکترونیکی تحقیق آماری اعتیاد در زندان نیشابور

دوستان عزیز، امروزه كسي نيست كه در خصوص مضرات و اثرات سوء سياسي،اجتماعي و فرهنگي معضل اعتياد و قاچاق مواد مخدر شكّي داشته باشد.كارشناسان و صاحب نظران معتقدند كه در حال حاضر بحران مواد مخدر در كنار ۳ بحران يعني((بحران نابودي محيط زيست،بحران تهديد اتمي و بحران فقر))به عنوان مسئله روز در آمده است.طبيعي است كه حل اين بحران و معضل و بلاي خانمانسوز از عهده يك سازمان و يا چند مرجع،آن هم صرفاً با يك بر خورد قهري نه تنها خارج بوده بلكه نگرش يك بُعدي به مسئله است و وضعيت فعلي را بدتر خواهد نمود.به گونه اي كه عميقاً احساس مي شودتنها راه حل موضوع،خارج شدن از ((برنامه روزي))و گام برداشتن در مسير ((برنامه ريزي))و ايجاد عزم ملي و بسيج همگاني در اين راستا است.

اعتياد يا به تعبير آن وابستگي به مواد مخدر و سوء مصرف آن در قرن حاضر از مهمترين و دردناكترين معضلات بشري است.سيل خروشان اعتياد بي رحمانه در مسير حركت خود،كودكان،نوجوانان و جوانان و حتي سالخوردگان را طعمه قرار داده و علاوه بر متلاشي كردن كانون گرم و پاك خانوادگي سبب ناكامي در زندگي و تمايل بخودكشي و مرگ در آنها نيز مي گردد.

موضوع تحقيق:

تحقيق آماري در خصوص ارتباط وضعيت اقتصادي و اجتماعي خانواده بر معتاد شدن افراد در بين زندانيان ندامتگاه نيشابور

مسئله تحقيق:

۱٫     بررسي فراواني هاي مربوط به اعتياد در بين زندانيان ندامتگاه نيشابور

۲٫     ميزان ارتباط وضعيت اقتصادي خانواده با اعتياد

۳٫     ميزان ارتباط سطح درآمد براي ارائه تفريحات سالم و اعتياد

۴٫     ارتباط سطح سواد و اشتغال با  شيوع اعتياد

مفاهيم تعريف شده در مسئله و موضوع تحقيق:

الف: زندانيان   ب: خانواده     ج:اعتياد      د: وضعيت اقتصادي و اجتماعي افراد و خانواده ها

  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

     از آن جايي كه موضوع اعتياد و فراواني آن يكي از دغدغه هاي ذهني جامعه ما است و طي دو دوره ي كارورزي با اين مسئله به طور دقيق تر آشنا شديم پس تصميم گرفتيم به بررسي دقيق تر آن بپردازيم.
     در واقع مي توان گفت: از آنجايي كه اعتياد يكي از معضلاتي است كه به طور ملموس در جامعه ما بروز كرده و هر روز مشكلات آن مشاهده مي شود پس لازم است به طور علمي تر اين مشكلات بررسي گردد. در اين تحقيق جامعه آماري ما شامل افراد معتاد در طبقات اجتماعي بالا، متوسط و پائين در مركز اجتماع درمان  مدار T.c (هجرت) و همچنين مركز نداي آرامش در استان تهران مي باشد. كه با استفاده از روش تحقيق ميداني به بررسي رابطه بين نوع اعتياد و سطح طبقه ي اجتماعي افراد مي پردازيم
     با توجه به ابعاد گسترده اي كه اعتياد در جامعه ما يافته است و مشكلاتي كه از آن طريق گريبانگير رشد و توسعه ي جامعه شده است ما راغب شديم كه رابطه ميان طبقات مختلف اجتماعي با اعتياد را بررسي كنيم، همچنين از آنجايي كه متأسفانه همه ي اعضا جامعه بنوعي درگير با اعتياد شده اند اين سؤال مطرح است: كه آيا فقط طبقات پائين كه درگير مشكلات گسترده اقتصادي هستند پس به دليل رفع آن درگير اعتياد مي شوند؟ آيا ناپايداري وضع اقتصادي و مشكلات گذار فرهنگي در طبقه متوسط جامعه سبب بروز ناهنجاريهايي در خانواده شده و بيشتر طبقه متوسط را درگير اعتياد كرده؟
     و يا رفاه و بي برنامگي براي صرف پول بادآورده در طبقه بالا افراد را به سوي اعتياد مي برد و ….. مجموعه ي اين سؤالات سبب شد تا به سوي اين موضوع كشيده شويم كه چه رابطه اي ميان ميزان ثروت و تحصيلات و نوع شغل فرد (كه در مجموع سطح طبقه ي اجتماعي افراد را مي سازد) با اعتياد وجود دارد؟ و به طور دقيق تر آيا سطح طبقاتي افراد آنان را به سوي ماده مصرفي اعتيادآور خاصي مي كشاند يا خير؟ اين ايده ي اوليه تحقيق ما است.
     ولي از آنجا كه براي ما سؤالات زيادي در مورد اعتياد جوانان مطرح است مركز بازپروري T.c واقع در تهرانپارس را براي تحقيق انتخاب كرديم زيرا در اين منطقه ي تهرانپارس جوانان در سنين بسيار پائين به كارهاي بزهكارانه و مواد مخدر و مشروبات الكلي پرداخته اند. اين وضعيت نامناسب امكان آموزش، كسب مهارتها و انتقال انديشه هاي بزهكارانه و نابهنجار را در دسترس جوانان قرار مي دهد. امروز شنيدن آمار و ارقام مربوط به ا عتياد به ويژه مواد مخدر و وسايل ناشي از آن به خصوص در ميان نسل جوان تصوير دردناكي را رو در روي انسان قرار مي دهد كه نمي تواند بي اعتنا به اين مشكل بزرگ اجتماعي باشد.
     پس بر آن شديم كه به بررسي اين مشكلات و مسائل در يك پژوهش دقيق تر و علمي تر بپردازيم و به همين دليل موضوع پايان نامه خود را با اين سؤال آغاز كرديم:
     سؤال آغازين: چه رابطه اي بين اعتياد افراد و نوع ماده مصرفي آنان با طبقه اي كه متعلق به آن هستند وجود دارد؟
     امروزه مصرف مواد مخدر و آثار مخرب معضل اعتياد و قاچاق مواد مخدر بر ساختار سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي جوامع آسيب  رسانده و نه تنها به صورت يك تهديد ملي بلكه فراتر از مرزهاي ملي به صورت يك مسئله  ي پيچيده جهاني درآمده كه شعاع مضرات و اثرات زيان بار آن گريبانگير كشورهاي بي شماري شده است.
     دامنه ي شدت و وسعت اين بحران از گذشته هاي دور بر جامعه ي جهاني سايه افكنده به حدي است كه علاوه بر مسئولين كشوري توجه بسياري از صاحبنظران و كارشناسان و پژوهشگران مسائل علوم اجتماعي- انساني را نيز به خود معطوف نموده و عليرغم رويكردهاي جامع و تمهيدات اتخاذ شده در حل و كاهش اين معضل در سطح ملي، منطقه اي و جهاني (تشديد مبارزه، وضع قوانين جديد، اعلام قاچاقچيان، مصادره اموال نامشروع سوداگران مرگ، اجلاسهاي بين المللي، و صدور قطعنامه ها و عقد قراردادها و پيمانهاي همكاري بين المللي، منطقه اي و …..) هر روز عملاً شاهد وخامت بيشتر اوضاع و تشديد اين مسئله ي مهم مي باشيم.
     در جامعه ي ما بسياري از مواد مسئله ساز تلقي مي شوند زيرا كه اغلب آنها افراد را ناكار مي سازند و توانايي آنان را براي ساماندهي امور خويش، اداره زندگي شخص و خانوادگي، دچار اختلال مي كنند. 
     چنين پيداست كه پاره اي از مواد مخدر سبب مي شود كه معتاد حرمت ارزشهاي اخلاقي و جبر هنجارهاي جامعه را پاس ندارند و در نتيجه قوانين را زير پا گذارند، و با پرخاش خويش موجبات آزارهمگان را فراهم آورند و در نهايت دست به جرايم و جنايات آشكار يا پنهان مالي يا جاني بزنند.
     شايد خطرناكترين مواد مخدر انواع افيونيات باشندكه موجب وابستگي رواني معتاد به مصرف ماده مخدر مي شود.
     معمولاً واكنش اجتماعي مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده و متأسفانه بايد به اين حقيقت تلخ اعتراف كرد كه اعتياد را بيشتر يك مسئله ي شخصي و فردي مي دانند نه اجتماعي، در حالي كه عكس اين موضوع صادق است و اعتياد بيشتر يك مسئله و مشكل اجتماعي مي باشد تا يك مسئله ي شخصي و فردي .
     معتادان از گروههاي مختلف اجتماعي و اقتصادي هستند. چون هم افراد مرفه و هم افراد فقير و يا افراد بيكار، هم آناني كه پايگاه اجتماعي خوبي ندارند و هم آناني كه موقعيت اجتماعي جالبي دارند امكان معتاد شدنشان وجود دارد.
     اغلب ديده شده افراد معتادي كه در طبقه ي پائين اجتماع قرار دارند و شايد امكان تهيه ي مواد، برايشان به راحتي ميسر نباشد در بيشتر موارد به ارتكاب جرم مي پردازند، چون براي تأمين مواد مورد نياز خود به پول احتياج دارند واين پول را بايد غالباً از راه نامشروع تأمين كنند و به همين علت به ارتكاب جرم مي پردازند، اين افراد به مقررات و قوانين اجتماعي بي توجهند و اغلب قانون شكنند. در مناطق جرم خيز و پرجمعيت و كثيف شهر زندگي مي كنند و محيط زندگيشان بيشتر غيراخلاقي است.
     اين نوع افراد به هيچ كس و هيچ چيز وفادار نيستند و تنها سعي آنان به دست آوردن مواد مورد نيازشان است از هر طريقي و به هر شكلي كه امكان پذير باشد. بيشتر لذت طلب و خشن هستند و حتي بعد از مصرف از هر كار و هر چيزي لذت مي برند ولي در عين حال زودرنج و خشن هستند و از اطرافيان توقع زيادي دارند. از لحاظ عاطفي در برابر هيچ كس و هيچ چيز مسئوليت احساس نمي كنند و هميشه همه مردم بويژه اطرافيان خود را مسئول رفتار خويش مي دانند .
     حال از آن جا كه يكي از سرمايه هاي گرانبهاي هر كشور وجود جوانان و نوجواناني است كه مي توانند آينده ي پربار كشور را به خوبي تضمين كنند و به قولي همين نوجوانان امروز آينده سازان فرداي كشورشان هستند، حال يكي از آفت هايي كه ممكن است گريبانگير اين قشر شود مسئله ي كجروي هاي متعددي است كه در حال حاضر آنچه كه گريبان اين قشر جوان را گرفته مسئله ي اعتياد و يا گرايش به مواد مخدري مي باشد كه واقعاً فاجعه اي بس غم انگيز است و مسئولين امر بايد تدابير خاص را در اين خصوص بيانديشند .
ب- طرح مسئله:
     چنين به نظر مي رسد كه پديده ي اعتياد و مواد مخدر يك مسئله ي پيچيده و چند بعدي است. اين مسئله محصول تعامل و تركيب شرايط و عوامل عديده اي در سطوح خرد، مياني و كلان است. به طوري كه در تحليل آن علاوه بر عوامل فردي در سطح خرد نظير بيماري هاي جسماني و رواني، تعامل فرد با دوستان معتاد و محيط هاي آلوده، بيكاري، و…. بايد به عوامل سطح مياني چون مشكلات خانوادگي از جمله طلاق، نوع تعامل خانه و مدرسه و يا حتي در سطح كلان به  موقعيت جغرافيايي كشور و از جمله بازار مواد افيوني، نفوذ دلالان د رمرحله هاي انتظامي، سطح توسعه ي صنعتي و شهرگستري، نابرابري در توزيع منابع ارزشمند، سطح توسعه ي فرهنگي جامعه و رشد بصيرت و دانايي مردم توجه نمود .
     از آنجايي كه توجه به همه ي اين عوامل مستلزم انجام دادن پژوهش هاي علمي است و اين كار زمان زيادي را مي برد لذا ما در اينجا سعي كرديم رابطه ي موضوع اعتياد را فقط با چند پديده از پديده ها ي اجتماعي به طور خلاصه بررسي كنيم:
۱- رابطه فقر مادي خانواده با اعتياد: با كمال تأسف ديده شده كه بيشترين معتادان هر جامعه را افراد طبقه ي پائين تشكيل مي دهند، مثلاً افرادي كه در محله هاي شلوغ و پرجمعيت شهرهاي صنعتي و تجارتي زندگي مي كنند بيشترين درصد معتادان هستند. البته نمي توان گفت بين قرار گرفتن در طبقه ي پائين و اعتياد رابطه مستقيم وجود دارد چون در هر جامعه عده ي زيادي از مردم فقيرند ولي معتاد نيستند.
دلايلي كه تعدادي از افراد را به اين راه مي كشاند يكي محروميتهاي ناشي از فقر است كه تنها راه فرار از اين ناراحتيها را مصرف مواد مخدر مي دانند. علل ديگر اينكه توليدكنندگان سعي مي كنند عوامل توزيع را اين گونه افراد انتخاب كنند، چون اولاً به علت فقر، تخصص و حرفه اي ندارند و در نتيجه بازار كارشان بي رونق است. عوامل توليد سعي مي كنند اول آنان را معتاد كنند و بعد از آنان براي فروش مواد مخدر استفاده نمايند چون كاري است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عين حال به تخصص هم نيازي ندارد و بعد از مدتي فروش و توزيع براي شناخت ناشي از فقر آموزشي كه خود از فقر خانوادگي ناشي مي شود علت ديگري براي كشش در اين راه است. چون خوشبختانه بين ميزان آگاهي و شناخت يا حدود تحصيلات و اعتياد مردم رابطه معكوس وجود دارد .
۲- رابطه بيكاري با ا عتياد: بيكاري به عنوان يك پديده ي اجتماعي زمينه مساعدي براي انحرافات بويژه اعتياد است. افراد بيكار چون بيشترين اوقات خود را در قهوه خانه ها يا ترياها مي گذرانند و اين گونه اماكن بهترين و مناسب ترين جا براي فروش و مصرف مواد مخدر است، در نتيجه براي گرايش و كشش به طرف اعتياد عامل مساعدي به شمار مي آيند كه در اصل از بيكاري مردم ناشي مي شود زيرا كسي از مواردي كه در هنگام تحقيق، نظر ما را به خود جلب كرد وجود اين قبيل اماكن عمومي در مناطق پائين شهر براي مصرف مواد مخدر بود .
۳- رابطه بين جرم و اعتياد: از آنجايي كه قيمت مواد مخدر بي نهايت گران و كمياب است افراد معتاد اغلب ناگزيرند كه با انجام فعاليتهاي غيرقانوني و نامشروع، مواد مورد نياز خود را تأمين كنند. به طور مثال كسي كه به هروئين معتاد مي شود وابستگي و نياز مصرف روزانه او به هروئين به صورت يكي از مهمترين جنبه هاي زندگي روزانه اش درمي آيد، اگر چه در گذشته آنان مواد مخدر را براي كسب لذت و يا اثرات جسمي و روحي آن مصرف مي كرده اند، ولي بعد از مدتي برايشان به صورت يك نياز جسمي و روحي درمي آيد، و براي حفظ تعادل بدن مجبورند بتدريج مقدار بيشتري مصرف كنند و چون هزينه روزانه براي بدست آوردن مواد مخدر خيلي بيشتر از مقدار درآمد معمولي خواهد شد به ناچار آنها به كارهايي نظير دزدي، و يا خودفروشي و فحشاء مبادرت مي ورزند تا بتوانند پول مورد نياز براي خريد مواد مخدر خود را كسب كنند. بطور متوسط يك معتاد ساليانه هفتاد هزار تومان پول بايد تهيه كند تا راحت به آرزوي خود برسد و چون اين مقدار درآمد براي افراد معتاد كه اغلب تخصص و تجربه علمي ندارند از طريق نامشروع مثلاً دزدي يا آدم كشي سعي مي كنند پول مورد نياز را كسب كنند و اگر بخواهند از طريق دزدي به اين پول دسترسي يابند بايد حداقل پنج برابر آن را بدزدند تا بتوانند آن را به يك پنجم  قيمت بفروشند و يا كسي كه از طريق خودفروشي پول كسب مي كند بعد از مدتي فحشا به صورت حرفه ي دايمي او در مي آيد. چون براي اين گونه افراد غيرمتخصص و غيرعلمي، ساده ترين و پردرآمدترين كار است و يا اغلب به مطلب پزشكان بيمارستانها و داروخانه ها دستبرد مي زنند تا به مواد دسترسي يابند چون معتادان براي تأمين مواد خود ناگزير از ارتكاب جرم هستند بنابراين بهتر است براي جلوگيري از ارتكاب جرم به درمان معتادان پرداخت، چون يا نزد پزشكان مي روند تا مواد كسب نمايند، يا به صورت دوره گردهاي مواد مخدر درمي آيند و مواد را از دوره گردها مي خرند و آن را با شيره شكر مخلوط مي كنند و مي فروشند كسي كه براي بار سوم آن را مي خرد بيشتر شيره و شكر است تا هروئين.
     لازم به ذكر است كه برخي پزشكان با گرفتن پول اضافي داروهاي مخدر را از طريق نسخه در اختيار معتاد قرار مي دهند به همين علت مقادير زيادي پول به پزشكان براي انجام اين كارها پرداخت مي شود به همين دليل است كه اگر پزشكي و تجارت با هم تركيب شوند فساد اجتماعي روز به روز بيشتر خواهد شد و به نوبه ي خود به گسترش اعتياد كمك بيشتر مي كند.
     و در آخر مي توان گفت: اغلب جرايم را افراد معتاد مرتكب مي شوند چون براي خريد مواد ناگزير از ارتكاب جرم هستند و بيشترين جرايمي كه از سوي معتادان صورت مي گيرد عبارتند از: دزدي، ورود به خانه مردم به خاطر جرايمي چون آدمكشي، دزدي و فحشا است .
     براي فهم بهتر موضوع اعتياد در ايران جا دارد كه به آمار معتادين در ايران در سال ۱۳۷۸ بپردازيم.

آمار معتادين در ايران: 
     بر طبق آمار ارائه شده از طرف ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۱۳۷۸ در ايران ۲۰۰/۱ ميليون نفر معتاد و ۸۰۰ هزار نفر معتاد بالقوه يا به عبارتي «معتاد تفنيي» وجود دارد. در چند سال اخير آمارهاي متفاوت و در پاره اي مواد غيرواقعي از سوي كارشناسان اعلام شده است. آخرين اظهار نظر آماري از سوي يك مقام مسئول (رئيس سازمان بهزيستي كشور) در سمينار «تازه هاي درمان اعتياد در آبان ماه ۱۳۸۱ مبتني بر اين است:
     تعداد ۵ درصد جمعيت بالاي ۱۵ سال كشور به مواد مخدر معتاد هستند و اين در حاليست كه اين ميزان در كشورهاي صنعتي ۲ درصد است. 
     آمارهاي ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۱۳۸۱ نشان مي دهد از جمعيت معتادين كشور تعداد ۱۳۰ هزار نفر معتاد تزريقي وجود دارد كه تخمين زده مي شود ۱۶ هزار نفر آنان آلوده به ويروس ايدز باشند. همچنين آمار اين ستاد نشان مي دهد كه تعداد ۸۸۳۴ نفر معتاد در سالهاي ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ بر اثر سوء مصرف مواد مخدر در كشور جان خود را از دست داده اند به طور متوسط هر سال ۱۴۷۲ معتاد و هر روز به طور متوسط ۴ معتاد در نتيجه سوء مصرف مواد مخدر درگذشته اند.

ت- سؤالات پژوهش:
     سؤالات اين پژوهش شامل اين موارد مي باشد:
۱- چه نوع معتاداني در سطح مصاحبه شوندگان وجو دارد؟
۲- چه دسته بندي از افراد معتاد بر اساس اولين ماده معرفي مي توان كرد؟
۳- چه رابطه اي بين طبقه اي كه فرد معتاد در آن قرار دارد با اولين ماده مصرفي اش وجود دارد؟
۴- چه رابطه اي بين طبقه اي كه فرد معتاد در آن قرار دارد با آخرين ماده در دوره نهايي مصرفش وجود دارد؟
۵- بيشتر افراد معتاد متعلق به چه طبقه اجتماعي هستند؟


ث- اهداف تحقيق:
     هدف اصلي از اين پژوهش بررسي رابطه ي بين اعتياد با طبقات اجتماعي در معتادان اجتماع درمان مدار تهران T.c (هجرت) و همچنين مركز فرهنگي نداي آرامش در سال ۱۳۸۶ مي باشد.
     به طور كلي مي توان گفت: دليلي كه هر پژوهشگر را به تحقيق در مسئله و موضوعي وامي دارد متعدد است: نخست ميل به دانستن و فهميدن و رضايت خاطري است كه در اثر دانستن و فهميدن حاصل مي آيد. دوم اينكه: هدف هر تحقيقي پيدا كردن جواب مسائل و حل مشكلات با استفاده از روشهاي علمي است و ديگر اينكه يافتن راه حل و وسيله اي كه بتوان كاري را بهتر انجام داده و بهره ي بيشتر مي برد و بتوان اشتباهي را برطرف و مشكلي را حل نمود .
     برا اين اساس بر آن هستيم تا محورهاي اساسي اين مسئله را تا حدودي باز نموده و به بررسي اين موضوع در مراكز ياد شده بپردازيم.
     و همچنين اهداف جزئي تحقيق شامل:
۱- بررسي انواع معتادين در سطح مصاحبه شوندگان
۲- بررسي و دسته بندي افراد معتاد بر اساس اولين ماده مصرفي
۳- بررسي طبقه اجتماعي افراد معتاد
۴- بررسي رابطه ميان طبقه اجتماعي و نوع مواد مخدر مصرفي در شروع اعتياد
۵- بررسي رابطه ميان طبقه اجتماعي و نوع مواد مخدر مصرفي در دوره نهايي مصرف

ج- اهميت موضوع:
     به عنوان يك محقق به دليل اينكه اين موضوع مشغله ي اصلي ذهن ما بوده و ضمناً موضوع اعتياد موضوع تحقيقي ما در دوران كارورزي نيز بوده و به بياني ديگر از آنجايي كه اعتياد را ما به طور ملموس مي توانيم در جامعه مان مشاهده كنيم پس بر آن شديم تا به طور علمي اين مشكلات را بررسي كنيم.
     مسئله ي اعتياد و قاچاق مواد مخدر معضلي است تقريباً جهاني و كشورهاي بي شماري از آن به عنوان يكي از كليدي ترين مشكلات اجتماعي ياد مي كنند و خطرات آن را جدي مي پندارند امروزه تجارت مواد مخدر بعد از قاچاق اسلحه بزرگترين و سودآورترين تجارت روي زمين است. و قاچاقچيان بين المللي مواد مخدر از طريق تجارت افيون در جهان سالانه مبلغ پانصد ميليارد دلار سود به جيب استعمارگران سرازير مي كنند، آمار و ارقام مربوط به اين تجارت مسموم در ايران نيز قابل توجه و تأمل است.
     لازم به ذكر است كاربرد اين تحقيق در مراكز بازپروري معتادان و كلينيك هاي ترك اعتياد مي تواند راهگشان برنامه ريزي باشد زيرا براي هر برنامه ريزي موفق مي بايست ابتدا شناخت مشكل صورت گيرد بنابراين مي توان اين تحقيق را سرآغازي براي تحقيقات بعدي دانست.

اهميت كاربردي:
     با توجه به شناختي كه در مورد ا عتياد به عنوان يك بيماري اجتماعي داريم، مي توان گفت اعتياد عبارت از مسموميت مزمن كه براي افراد و جامعه مضر است، مواد مخدر بسان شمشير دو لبه اي عمل مي كند كه از يك طرف سود سرشاري فراهم مي آورد و از سوي ديگر بر پيكره ي اجتماع سم وارد مي كند و باعث از دست رفتن نيروي انساني و جمعيت فعال و كاهش توانايي هاي فكري و جسمي منابع انساني، طبيعي و مالي كه مي توانستند نقش و تأثير بسزايي در راه توسعه اقتصادي و اجتماعي و … ايفا كنند.
     اهميت كلي پرداختن به اعتياد و قاچاق مواد مخدر در جامعه ي رو به توسعه ي ايران زماني جدي بودن و ضرورت طرح آن را مي نماياند كه نگاهي به آمار و ارقامي كه بعضاً از ساير منابع در مناسبت هاي مختلف ارائه مي گردد داشته باشيم كه اين مهم خود گوياي تصوير كلي از شدت ابعاد اين مسئله ي اجتماعي و معضل همگاني در تمامي ساختارهاي جامعه است.
     امروزه شنيدن آمار و ارقام مربوط به اعتياد مواد مخدر و مسائل ناشي از آن بخصوص در ميان نسل جوان تصوير دردناكي را رو در روي انسان قرار مي دهد كه نمي تواند بي اعتنا به اين مشكل بزرگ اجتماعي باشد.
  • بازدید : 31 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آغاز مصرف سيگار در سنين جواني و ميانسالي ممکن است تاثير چنداني بر خلقيات فرد نداشته باشد ؛ ولي تجربه استعمال سيگار تا قبل از بيست سالگي يعني در بحراني ترين سنين نوجواني ، به اين سبب که دوران شخصيت سازي نوجوان است و هر تجربه اي را تا آخر عمر فرا راه خود قرار مي دهد ، بسيار خطرناک است . 
يکي از دلايل اصلي روي آوري نوجوانان به سيگار، کنجکاوي در امتحان کردن آن است که اغلب ازطريق دوستان و همسالان تبليغ مي شود و آرام آرام براي ادامه اين تجربه ، بهانه هاي ديگري نيز فراهم مي شود . برخي از نوجوانان براي مخالفت با خانواده و رفع حقارتها به اين کار دست مي زنند و مي خواهند از اين طريق اعتماد به نفس بيشتري کسب کنند . رقابت با گروه همسالان از طريق خود نمايي ، بزرگترين دليل شايع براي آغاز کشيدن سيگار است .
بسياري از پسران نوجوان سيگاري ، عقيده دارند که با هر پکي که به سيگارمي زنند ، احساس مردانگي مي کنند و اين شيوه به زودي جزئي از شخصيت آنها مي شود . تقليد از پدر و مادر و اطرافيان نيز تاثير زيادي در سيگاري شدن نوجوان دارد . 
اضطراب ، تنش ، محرکهاي شديد رواني و ناراحتي هاي خانوادگي عوامل عمده زمينه ساز براي روي آوردن به سيگار هستند . 
مسأله تاسف بار اين است که نوجوان سيگاري که ازطريق سيگار به آرامش کاذب دست مي يابد و با پنهان کردن مشکل خود از خانواده هر روز بيش از پيش به دوستان هم دردش روي مي آورد ، بهترين طعمه عاملان پخش مواد مخدر نيز خواهد شد. در اين ميان خانواده ها بيش از ديگر گروههاي اجتماعي در پيشگيري از سيگاري شدن نوجوانان نقش دارند . 
مقدمه
یكى از مشكلات عمده اى كه نسل جوان جامعه با آن رو به روست، خطر اعتیاد و گرایش به مصرف مواد مخدر  است. از آن جا كه مصرف این گونه مواد (انواع سیگارها، قرص ها، مخدرها و… ) در بین جوانان و نوجوانان رو به افزایش است، وظیفه والدین، مربیان و سایر نهادهاى اجتماعى براى آگاه ساختن قشر جوان از عواقب مصرف مواد مخدر به مراتب سنگین تر از قبل مى شود. آمار نشان مى دهد بالاترین رقم سنى معتادان در ایران را افراد ۲۷- ۲۱ساله تشكیل مى دهند. با توجه به این موضوع، والدین و مربیان باید سعى كنند با استفاده از روش ها و آموزش هاى لازم، بچه ها را از همان دوران كودكى و پیش نوجوانى با آثار زیان بار مصرف این گونه مواد و اثرات و پیامدهاى ناشى از آن بر جسم و روان شان مطلع سازند. 
هر اندازه كه تأثیر دوستان و همسالان جوان بر او زیاد شود، نقش والدین و راهنمایانش براى هدایت او كم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند. والدین باید با درك تأثیر همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحریكات موجود آماده كنند.
اغلب جوانان با گذر از دوران بلوغ و نوجوانى دچار تغییرات جسمى- روانى گوناگونى مى شوند كه تأثیرات زیادى بر رفتارها و عكس العمل هاى هیجانى آنها نسبت به اطرافیان مى گذارد. احساس نارضایتى، عصبانیت، بى حوصلگى، مخالفت، مبارزه جویى، عدم همكارى، بى اعتنایى و عیب جویى از جمله بدخلقى هایى است كه زندگى نوجوانان را دشوارتر از پیش مى كند. در مواردى این ویژگى هاى رفتارى- اخلاقى ِ نوجوانان به گونه اى است كه آنان را شدیداً مستعد آلوده شدن به انواع كجروى ها و آسیب هاى اجتماعى  مى كند. این نوجوانان ارزش ها و معیارهاى اخلاقى والدین شان را كمتر مى پذیرند و بیشتر درصدد یافتن استقلال و اثبات خویشتن اند. 
عوامل مؤثر در اعتیاد جوانان
تحقیقات نشان مى دهند، افرادى كه به انواع مواد مخدر اعتیاد پیدا كرده اند، اغلب اولین تجربه شان را به صورت تفریحى و در دوران نوجوانى كسب كرده بودند و به تدریج اعتیاد آنان، از حالت تفریح خارج شده و با تكرار و زیاد شدن میزان مصرف، معتاد شده اند. از آن جایى كه مصرف مواد مخدر همیشه رو به افزایش است، نوجوان نیز ابتدا با مقدارى كم شروع مى كند و چون با گذشت زمان، مقدار كم اولیه نیاز جسمى او را تأمین نمى كند، مجبور مى شود یا مقدار مصرف را افزایش دهد و یا فاصله زمانى مصرف را كوتاه تر كند كه در نهایت منجر به وابستگى شدید او به مواد و اعتیاد او مى شود. در نظر داشته باشید، رهایى از تجربیات منفى مكرر بسیار دشوار و طاقت فرسا است. گروهى دیگر از جوانان و نوجوانانى كه شروع به مصرف مواد مخدر مى كنند، اظهار مى دارند كه براى فرار از مشكلات و مسائل زندگى روزمره و داشتن احساسى بهتر از احساس فعلى شان دست به این كار زده اند.
 به طور كلى، عوامل متعددى موجب اعتیاد جوانان مى شوند كه مهمترین آنها عبارت اند از: 
۱ –  زمینه هاى خانوادگى:
الگوهاى نامناسب رفتارى اطرافیان منجر به تقلید كوركورانه نوجوانان از آنان مى شود.سیگار كشیدن، نوشیدن الكل، اعتیاد به مواد مخدر و سایر كجروى هاى اخلاقى در خانواده موجب بدآموزى و زمینه سازى براى شروع انحرافات و آسیب هاى اجتماعى در بچه ها (اعم از كودك و نوجوان) مى شود. در چنین خانواده هایى نوجوانان به جاى این كه به فكر انجام فعالیت هاى مثبت و سازنده باشند، مدام درصدد یافتن راه هایى براى مقابله با آثار این بحران ها هستند و در بدترین شرایط نیز خود درگیر آن مى شوند. 
۲ – فقر مادى خانواده
: به رغم این كه بین فقر مادى و اعتیاد به مواد مخدر هیچ ارتباطى وجود ندارد، ولى فقر عامل مهمى در معتاد شدن جوانان جامعه است، زیرا به دلیل تنگدستی و ندارى امكان دسترسى به بسیارى از امكانات آموزشى را از دست مى دهند و هیچ تخصص و حرفه اى پیشه نمى كنند و در نتیجه در بازار كار سهم عمده اى ندارند. همین امر موجب كشیده شدن گروهى از جوانان به سمت و سوى فروش مواد مخدر و امكان استفاده از آن قرار مى گیرند. 
۳ –  عدم آگاهى و كم سوادى: 
افرادى كه از سواد و تحصیلات كمترى برخوردارند، آسیب پذیرتر از افرادى هستند كه نسبت به مضرات و تأثیرات سوء مواد مخدر آگاهى دارند. هر چند نمى توان میزان تحصیلات افراد را عاملى براى مصرف این گونه مواد دانست، اما تحقیقات بسیارى نشان مى دهند كه هرچه سواد و میزان تحصیلات قشر جوان بالاتر باشد، كمتر به اعتیاد و استفاده از مواد روى مى آورند. براساس آمار ۶۶ درصد افراد معتاد، سوادى در سطح ابتدایى و كمى نیز در سطح متوسطه داشته اند. 
هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند
۴ – اختلافات خانوادگى:
آمارها نشان مى دهند، نوجوانانى كه والدین شان دچار مشكلات و مسائل اخلاقى- رفتارى هستند، بیشتر در معرض خطر اعتیاد و مصرف مواد مخدر هستند. مشكلات رفتارى خانوادگى منجر به عدم امنیت و فشار روانى بر جوانان و نوجوانان مى شود و آنان را از محیط امن خانواده دور مى سازد. همین امر موجب ارتباط بیشتر او با دوستان و گاه افراد مسئله دارى مى شود كه زمینه ساز بسیارى از مسائل اجتماعى بعدى مى شوند. 
۵-خصوصیات و ویژگى هاى جوانان و نوجوانان:
در خیلى از موارد مشاهده مى شود، نوجوانان و جوانانى كه مضطرب، پریشان، افسرده و منزوى هستند، مرتب دچار شكست هاى گوناگون تحصیلى- اجتماعى مى شوند و عزت نفس ، خویشتن دارى و اعتماد به نفس  شان را از دست مى دهند و به سیگار، الكل، مواد مخدر و… به عنوان مفرّى براى رهایى از این مشكلات روى مى آورند. 
۶ –  فشار دوستان و همسالان:
گروهى از نوجوانان به دلیل سازگارى با دوستان و همسالان شان و یك رنگ شدن با آنها چنان موجودیت فردى- خانوادگى خود را فراموش مى كنند كه در برابر هر تقاضایى سر تسلیم فرود مى آورند. هر چه روابط بین والدین و فرزندان نوجوان شان كاهش یابد، ارزش همسالان و روابط گروهى براى آنان بیشتر مى شود. 

نقش خانواده در آگاه سازى جوانان و نوجوانان
براى پیشگیرى از عادات و رفتارهاى منفى و غیرسالم جوانان و نوجوانان، هیچ گاه نباید صبر كرد تا آنان با چنین مشكلاتى درگیر شوند و آن گاه درصدد یافتن راه حل و شیوه مقابله با آن برآیند. از طرف دیگر، با نادیده گرفتن و یا انكار واقعیات موجود، نه تنها نمى توان مشكلى را حل كرد، بلكه فرصت یافتن راه حل هم از دست مى رود. بهاى پیشگیرى مؤثر از اعتیاد جوانان، همانا هوشیارى همیشگى والدین و اعضاى مؤثر خانواده است. 
جوانى نمایانگر رشد، بلوغ و تشكیل عادات پایدار فردى است. جوانى دوره اى است كه با گذر از انواع هیجان ها، آشوب  ها و آشفتگى هاى روحى- روانى گوناگون به سوى رشد اجتماعى سالم در حال تحول است. نتایج تحقیقات بى شمارى نشان مى دهند، نوجوانان و جوانانى كه ارتباط صمیمانه و نزدیكى با اعضاى خانواده شان دارند و از بودن در جمع آنها احساس رضایت و شادى مى كنند، كمتر به دنبال رفتارهاى ناسالم مى روند. 
از جمله راهكارهاى مؤثرى كه والدین مى توانند به منظور پیشگیرى از اعتیاد جوانان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر به كار بندند، عبارت اند از: 
  • بازدید : 86 views
  • بدون نظر

اعتیاد بیماریست که  قربانی با عادت کردن به ماده ای خاص  ومصرف ان ، به ان ماده وابسته شده  ونمیتواند  ان را ترک کند اعتیاد ۲ نوع وابستگی به همراه دارد وابستگی فیزیکی و وابستگی روحی و روانی که البته وابستگی روحی به مراتب مخرب تر هست، و نشانه اصلی اعتیاد میباشد، از اعتیاد میتوان به  عنوان یکی از بزرگترین دغدغه ای کشورهای جهان نام برد، اعتیاد خطر بزرگی است که جوانان را تهدید می‌کند.وبلایی است که کودک و پیر ،گدا و پولدار ، باسواد و بی‌سواد  نمی‌شناسد وهر فردی را ممکن است گرفتار کند

 

اهداف تحقیق

هدف کلی:

۱-بررسی و اشنایی با علل خانوادگی اعتیاد در جامعه زندانیان نیشابور

۲- اشنایی بانیازها و تمایلات و خواسته های زندانیان نیشابور

 اهداف جزیی:

۱-شناسایی مهمترین عوامل خانوادگی موثر در اعتیاد زندانیان نیشابور

۲- تعیین میزان و تنوع و پراکندگی مواد مخدر در بین زندانیان نیشابور

 

 فرضیات تحقیق:

فرضییات انتخاب شده جهت بررسی این پزوهش عبارتند از:

الف: احتمالامیان اعتیاد یکی از اعضای خانواده (الگوی معتاد) واعتیاد زندانی رابطه معناداری وجود دارد

ب:به نظر میرسد میان انسجام در بین اعضای خانواده واعتیاد زندانی رابطه معناداری وجود دارد

ج:احتمالا بین کم توجهی والدین به نیازهای جوانان در زندگی و اعتیاد زندانی رابطه معناداری وجود دارد

ح:احتمالا میان میزان درامد ووضعیت اقتصادی خانواده و اعتیاد زندانی رابطه معناداری وجود دارد

ه: به نظر میرسد میان سطح سوادو اگاهی والدین و اعتیائ زندانی رابطه معناداری وجود دارد


عتیقه زیرخاکی گنج