• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دامنه تاثيرات کارآفريني بر جامعه بسيار وسيع است. از تغيير در ارزشهاي اجتماعي تا رشد شتابان اقتصادي, محققين تغييرات مختلفي را که رواج فرهنگ کارآفريني در يک جامعه ايجاد مي کند بررسي کرده و آثار آن را از ديدگاههاي متفاوت مورد بحث قرار داده اند , برخي از تاثيرات ذکر شده عبارتند از: 
ايجاد ثروت 
اشتغال زايي 
ايجاد و توسعه فن آوري 
ترغيب و تشويق سرمايه گذاري 
شناخت,ايجاد و گسترش بازارهاي جديد 
پيامدهاي مثبت توسعه کارآفريني در اقتصاد کشور بيش از ساير اثرات آن مورد توجه قرار گرفته است. به باور محققين, کارآفرينان از رسيدن نظام اقتصادي به تعادل ايستا جلوگيري مي کنند و بواسطه رفتارهاي فرصت جويانه خود, اقدام به فرصت سازي براي کليت نظام اقتصادي مي نمايند. 
تاثيرات ديگري نظير ايجاد اشتغال و رشداقتصادي نيز مدنظر پژوهشگران بوده است. 
کارآفريني,پايه هاي شکل گيري اقتصاد نوين 
اقتصاد در ابتداي هزاره سوم ميلادي شاهد دگرگوني هاي شگرفي بوده است.انقلاب فن آوري اطلاعات و تغيير ترکيب نيروي کار به نفع نيروهاي دانش محور از زمره اين تغييرات است. 
شايد مهمترين روندي که در اقتصاد ديده مي شود حرکت به سوي نظام اقتصادي با ماهيت شبکه اي است.درچنين اقتصادي کنترل و تخصيص منابع به صورت توزيع شده صورت مي گيرد و نقش شبکه هاي اجتماعي در رشد و توسعه اقتصادي به مراتب بيش از نظام متمرکز برنامه ريزي دولتي خواهد بود.
نقش کارآفرينان در رويکرد شبکه مدار به مراتب پررنگ تر از رويکرد اقتصاد کلاسيک است. در اقتصاد نوين , کارآفرينان در شبکه هاي اجتماعي نقش عناصر فعالي را ايفا مي کنند و موجب ارتقاي بازده سرمايه هاي مادي و انساني مي شوند. 
کارآفريني و رشد اقتصادي 
ويژگي بارز اقتصاد امروز تغييرات سريع است.درچنين اقتصادي کشورهايي مي توانند موفق باشند که قابليت تطبيق با اين تغييرات را داشته باشند. کشورهايي که در آنها ميزان فعاليتهاي کارآفرينانه بالاتر است به واسطه طبيعت کارآفريني در تطبيق با تغييرات , قادرند تا در اقتصاد جهان موقعيت بهتري کسب کنند. 
تحقيقات انجام شده نشان داده است که رشد اقتصادي با سطح فعاليتهاي کارآفرينانه همبستگي مثبت دارد. به عنوان مثال در تحقيق(GEM General Entrepreneurship Monitor )،که به صورت ساليانه فعاليتهاي کارآفريني و تاثيرات آن را در کشورهاي مختلف مورد بررسي قرار مي دهد و در حال حاضر در بيش از ۲۰ کشور جهان صورت مي گيرد, اين نتيجه به دست آمده است که نرخ رشد اقتصادي يک کشور رابطه معني دار يا سطح فعاليتيهاي کارآفرينانه آن کشور دارد. 
کارآفريني و اشتغال 
کار آفرينان در ايجاد اشتغال نيز نقش مهمي ايفا مي نمايند.درحدود نيمي از کارکنان کشورهاي توسعه يافته در کسب و کارهاي کوچک مشغول فعاليت هستند. 
بيشتر مشاغل جديد را کسب و کارهاي کوچک ايجاد مي کنند و سهم اين کسب و کارها در بازار کار در حال افزايش است. از سال ۱۹۸۰ تاکنون کسب و کارهاي کوچک در اقتصاد آمريکا بيش از ۳۴ ميليون شغل ايجاد کرده اند.حال آنکه از تعداد کارکنان شرکتهاي بزرگ در اين کشورها کاسته شده است. 

کارآفريني و رشد فن آوري 
بيش از ۶۷ درصد از نوآوريها در زمينه فن آوري و حدود ۹۵ درصد از نوآوريهاي منجر به تحولات بنيادي در عرصه صنعت را کسب و کارهاي کارآفرينانه پديد آورده اند.کارآفرينان از طريق ايجاد فن آوري, محصولات و خدمات جديد, قدرت انتخاب مصرف کنندگان را افزايش داده و با افزايش بهره وري کار, سرگرميهاي نو, بهبود بهداشت و سلامتي, تسهيل ارتباطات و … موجب افزايش کيفيت زندگي نوع بشر مي شوند.
در واقع بيشترين بخش نسل جديد صنايع را کارآفرينان ايجاد کرده اند که مي توان از رايانه هاي شخصي , تلفنهاي همراه,خريد از طريق اينترنت و صنعت نرم افزار به عنوان نمونه هايي از آن ياد نمود.
يك كارآفرين موفق به راستي كيست؟
اين روزها بحث و گفتگو راجع به موفقيت، شادي، خوشبختي و خانواده و مقوله‌هايي از اين دست،‌بسيار راجع و معمول است و به نظر مي‌رسد كه همه مي‌‌خواهند به منتهاي خوشبختي و شادي و موفقيت برسند و بهترين پدر، مادر يا همسر باشند. اگر از مردم بپرسيد موفقيت در زندگي را چطور تعريف مي‌كنند، پاسخ‌هاي بيشتر آن‌ها حول محور پول و درآمد و ثروت كلان، دور مي‌زند و اكثريت آن‌ها معتقدند كه موفقيت بستگي به مقدار درآمد و ثروت هر كسي دارد. بعضي ديگر نوع شغل هر كسي را معيار تعيين‌كننده موفقيت يا شكست او مي‌دانند. حال سوال اينست كه چرا همگي ما موفقيت در زندگي را با موفقيت در شغل و كسب و كار در يك راستا و مشابه فرض مي‌كنيم؟ 
موفقيت در حرفه و كسب و كار به خود هر فرد بستگي دارد و اين كه چطور بتواند امور كاري و پولي و مالي‌اش را مديريت نموده با چالش‌ها روبه‌رو شود. در اين ميان يك نكته هست كه بسياري از صاحبان كسب و كار به آن توجه ندارند: كسب موفقيت در كسب و كار به اين معني نيست كه اوهمه وقتش را كار كند و بقيه جوانب زندگيش را به گوشه‌اي رها كند. 
موفقيت واقعي يك كارآفرين هنگامي معلوم مي‌شود كه او توانسته باشد بين زندگي شخصي و خانوادگي و زندگي كاري و حرفه‌ايش، تعادل مناسبي برقرار كند. 
اگر يك كارآفرين خانگي يا حتي يك كارآفرين با سابقه و قديمي، نتواند در برقراري اين تعادل موفق شود، زندگي راحت‌ و آسوده‌اي نخواهد داشت. موفقيت در كسب و كار و ناكامي در زندگي خانوادگي و روابط با اعضاي خانواده، نه تنها نشان از يك كاسب موفق ندارد بلكه ناتواني او در حفظ تعادل فوق را به تصوير مي‌كشد. 
عكس اين حالت هم وجود دارد. يك كاسب مستقل را داريم كه بي‌توجه به امور كاري و مسائل و مشكلات كسب و كارش، بيشتر اوقات را با خانواده‌اش مي‌گذراند و اجازه مي‌دهد كه آنها وقت اختصاص يافته به كارش را هدر دهند. او پدر/مادر خوبيست و نيازهاي عاطفي خانواده‌اش را تامين مي‌نمايد ولي كاسب موفقي نيست. اين شخص هم نتوانسته تعادل مورد نياز را برقرار نمايد. 
هر انساني با هر شغل و حرفه‌اي و هر سن و سالي، نيازهاي گوناگوني دارد كه تامين مناسب هر يك از آنهاست كه انساني با سلامت جسم وروان حاصل از اين مجموعه متعادل است كه در آن هيچ چيز را از قلم نينداخته است. نيازهاي جسمي، رواني، مادي، معنوي و عاطفي، همگي مهم هستند و برآوردن آن‌ها وظيفه هر انسان. كار و كسب و كارآفريني تنها بخشي از زندگي اوست. اكثر اين اشخاص آنقدر به اين بخش كوچك مي‌پردازند كه ديگران و كساني كه به آنها نياز دارند- خانواده و دوستان و يا منابعي كه مورد احتياج همه انسان‌هاست – را ناديده انگاشته از آنها غافل مي‌شوند. خوب فكر كنيد. آيا شما هم اين چنين كاسبي هستيد؟به راستي چرا اين گونه است؟ 
بعضي از اين كارآفرينان مي‌گويند كه آنها هر چه مي‌كنند، براي خانواده‌شان است. آن‌ها سخت كار مي‌كنند تا بتوانند لوازم مورد نياز آن‌ها را تهيه كرده و زندگي راحتي برايشان فراهم نمايند. تا به اين‌جا ايرادي نيست ولي نكته پنهان اينست كه اين افراد گرفتار حاضرند همه چيز به خانواده‌شان بدهند و هر چه كه بتوانند فراهم كنند ولي از يك چيز دريغ مي‌كنند: وقت گرانبهايشان.شايد به نظرتان ساده وبي‌اهميت برسد ولي همين چيز ساده، براي خيلي‌ها بسيار مهم است. 
خانواده شما كه پدر يا مادري گرفتار دارند، كلمه “عشق” و “محبت” در يك عبارت ساده خلاصه مي‌شود: “بابا و مامان براي ما وقت مي‌گذارند”، آنها “عشق” را با “ز-م-الف- ن” مترادف مي‌دانند. 
وقت و زمان ارزشمند شما، گوشه‌اي از زندگيتان است و اگر قسمتي از وقتتان را به ديگران اختصاص دهيد، معني‌اش اينست كه گوشه‌اي از زندگيتان را به او بخشيده‌ايد. 
به ياد بسپاريد كه موفقيت در كسب و كار فقط با مقدار پولي كه هر ماهه به خانواده مي‌‌دهيد، سنجيده نمي‌شود. واقعيت انكارناپذيري هست كه مي‌گويد شما بايد براي موفقيت در كسب و كار سخت تلاش كنيد ولي حقيقت محكمتري در وقت گذاشتن براي افراد خانواده و عزيزان را امري ضروري بدانيد. وقت گرانبهاي شما تنها متعلق به خودتان نيست. چون ديگر تنها زندگي نمي‌ كنيد و خانواده‌اي داريد كه به شما علاقه‌مندند و صد البته كه شما هم دوستشان داريد. 
موفقيت‌هاي مادي و فيزيكي عناصري قابل لمس هستند كه به مرور زمان كمرنگ شده، آن اهميت اوليه‌شان را از دست مي‌دهند يا اين كه به كلي نابود مي‌گردند. آن موفقيت‌ها و دست‌آوردهايي كه به چشم ديده نمي‌شوند، آن گنج‌هايي‌ هستند كه هميشه پايدار وجاودان مي‌مانند. 
شما مي‌توانيد هم يك خانواده شاد و مستحكم داشته پدر يا مادري مسئول، دوست داشتني و مورد اعتماد باشيد؛ هم اين كه در عرصه كسب و كارتان به موفقيت‌هاي بزرگ دست يابيد. 
 
كارآفرين چيست؟
کارآفرين فردي است صاحب ديدگاه ، انگيزه و خلاقيت که تمايل دارد براي شروع يک شغل جديد براي دستيابي به سود و يا تغيير جهت کلي در شرکت فعلي خودش ريسک کند.
دلايل كارآفرين شدن
نياز به کنترل سرنوشت
دستيابي به فرصت هاي سود آور
خلق يک چيز جديد
رضايتمندي شخصي
تعيين سبک زندگي خود
انواع كارآفرينان
۱ – کارآفرينان کلاسيک
افرادي که شرکت خود را بر اساس ايده هاي خلاق اغاز مي کنند.
۲- کارآفرينان چندگانه
افرادي که همزمان چند شرکت را با هم اداره ميکنند.
۳ – فرا کارآفرينان
افرادي که ديدگاه ها و ريسک خود را در يک سازمان بزرگ بکار 
ميگيرند.

عتیقه زیرخاکی گنج