• بازدید : 75 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تورم به عنوان يكي از مشكلات موجود در اقتصاد كه همواره موجب نگراني دولتمردان هر كشوري مي باشد، در اقتصاد مطرح است. تورم مي تواند هم به عنوان معلول ساز و كارهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و هم علت بسياري از پديده ها نه فقط در عرصه اقتصاد بلكه در زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي مطرح باشد. بدون شك پديده اي با اين ابعاد براي هر دولتي بسيار قابل توجه است لذا به ترتيب به موارد زير پرداخته مي شود:
الف) تعريف تورم
ب) انواع تورم
ج) عوامل موثر بر تورم براساس ديدگاههاي مختلف
د) تورم در ايران و ديدگاههاي مختلف در رابطه با آن
تعريف تورم
به افزايش مداوم قيمت ها كه منجر به كاهش قدرت خريد مقدار معيني پول شود «تورم» مي گويند تورم يكي از عارضه هاي مشهود در بسياري از اقتصادها پس از جنگ جهاني دوم بوده است. در مفهوم گسترده تر، تورم را مي توان افزايش عمومي سطح قيمتها بدون افزايش سطح توليد كالاها و خدمات است(۲).
 
ب) انواع تورم
تورم را مي توان از دو ديدگاه به شرح زير طبقه بندي نمود:
ب-۱) از ديدگاه ميزان تورم:
در ادبيات اقتصادي تورم، از اين ديدگاه بر يك تقسيم بندي خاص توافق جمعي وجود ندارد و بسته به بينش ذهني هر اقتصاددان و شرايط اقتصادي- اجتماعي كشورهاي مختلف اين تقسيم بندي تغيير مي يابد. ليكن معمول آن است كه تورم را به ۳ يا ۵ رده تقسيم نمايند. در تقسيم بندي ۳ رده اي، تورم به تورم ملايم يا خزنده، شديد يا شتابان و لجام گسيخته يا بسيار شديد(۵) تقسيم مي شود. در حاليكه در طبقه بندي ۵ رده اي تورم را بدين شرح تقسيم بندي مي كنند كه تورم بين ۲ تا ۴ درصد را تورم خزنده، از ۴ تا ۱۰ درصد را ملايم، از ۵۰-۱۰ درصد را شديد و از ۵۰ درصد به بالاتر را بسيار شديد و آن تورم شتابناك و مهار نشده اي كه فروپاشي كامل نظام پولي و شبكه اعتباري كشور را به همراه داشته باشد تورم لجام گسيخته گفته اند.
ب-۲) از ديدگاه عوامل موثر بر تورم:
در اين ديدگاه دو عامل را مي توان باعث تورم دانست كه عبارتند از: 
۱- افزايش تقاضا
۲- كاهش عرضه (كه معمولاً بواسطه افزايش هزينه هاي توليد اتفاق مي افتد)
به واسطه اين دو عامل مي توان تورم را به دو نوع تورم ناشي از فشار تقاضا و تورم ناشي از فشار هزينه تقسيم نمود.
در تورم ناشي از فشار تقاضا، تقاضاي كل به دلايل مختلفي مانند افزايش نقدينگي، افزايش بودجه عمومي دولت و… افزايش مي يابد. در حاليكه عرضه به اندازه كافي كشش پذير نيست در نتيجه اقتصاد در قيمت و مقدار بالاتري به تعادل مي رسد. 
در تورم ناشي از فشار هزينه عرضه كل اقتصاد بخاطر افزايش هزينه هاي توليد كاهش مي يابد. اين فشار هزينه مي تواند بدليل افزايش در قيمت عوامل توليد (مانند افزايش قيمتها بواسطه شوك نفتي سال ۱۹۷۴ در كشورهاي اروپايي) افزايش در دستمزدها و يا افزايش در سودجويي بيشتر صاحبان بنگاهها كه ممكن است به دليل انحصاري شدن بازارها باشد اتفاق افتد.
ج) عوامل موثر بر تورم براساس ديدگاههاي مختلف
ج-۱) معروف ترين و قديمي ترين نظريه در خصوص تورم نظريه پولي تورم مي‌باشد كه در واقع نوعي تورم طرف تقاضاست بدين ترتيب كه افزايش پول در جريان باعث افزايش در تقاضا مي شود كه اين خود باعث افزايش در سطح قيمتها مي‌گردد.
براساس اين نظريه و طبق رابطه P.Y=M.V كه در آن P معرف سطح عمومي قيمتها، Y معرف كل توليد واقعي در اقتصاد، M معرف حجم پول و V معرف سرعت گردش پول مي باشد و با فرض ثبات سرعت گردش پول، تورم در اندازه افزايش حجم پول منهاي افزايش توليد، ايجاد خواهد شد و اگر حجم پول كنترل گردد، تورم حتماً كنترل خواهد شد.
ج-۲) همانطور كه در قسمت انواع تورم نيز مطرح شد، اگر قيمت گذاري براساس اصل “مارك آب” باشد، افزايش در هزينه باعث افزايش تورم مي شود. اين نظريه بعد از بحران انرژي در دهه ۱۹۷۰ تحت عنوان «تورم ركودي» موضوعيت پيدا كرد.
طرفداران اين نظريه، تورم پولي را مورد اعتراض قرار نمي دهند اما نسبت به ثبات سرعت گردش پول مطمئن نيستند.
ج-۳) انتظارات و تورم: 
طرفداران نظريه هاي مبتني بر انتظارات معتقدند تورم هر دوره‌اي از تورم در دوره هاي ديگر اقتصاد نيز تأثير مي پذيرد. در واقع انتظارات تورمي خود باعث ايجاد تورم مي گردد. بطور كلي نظريه هاي مبتني بر انتظارات به دو دسته انتظارات تطبيقي و عقلايي رده بندي مي شوند كه در اينجا از پرداختن به آنها خودداري مي شود.
ج-۴) نظريه ساختار گرايان در خصوص تورم (تورم ساختاري)
اين دسته از اقتصاد دانان معتقدند اساساً اگر ساختار اقتصاد ساختاري رقابتي نباشد، عوامل اقتصادي در طبقات مختلف داراي قدرت اقتصادي از جمله قدرت قيمت گذاري مي شوند لذا مي بايست چنين طبقاتي را شناسايي كنيم. به نظر ايشان اگر عوامل اقتصادي داراي قدرت قيمت گذاري باشند، تورم بدون توجه به نقدينگي افزايش مي يابد.
د) تورم در ايران
تورم مشاهده شده در ايران براساس آمارهاي منتشره از سوي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران مي باشد.
مهمترين عوامل موثر بر تورم در ايران از ديدگاههاي مختلف به شرح زير است:
۱) نقدينگي بالا: اين گروه از افراد تورم ايران را تورم طرف تقاضا مي دانند و معتقدند تورم در اقتصاد ايران به خاطر افزايش در تقاضاي كل به دليل افزايش در نقدينگي است و راه حلي كه ارائه مي دهند، كنترل نقدينگي مي باشد.
۲) تورم به خاطر كسري بودجه دولت: گروه ديگري عامل اصلي تورم در ايران را كسري بودجه دولت و اساساً زياد بودن تقاضاي كل بخاطر بالا بودن سهم دولت از كل اقتصاد مي دانند كه راه حل مواجهه با تورم را نيز طبيعتاً در كاهش حجم دولت و نيز كنترل كسري بودجه دولت مي دانند كه در بخش مربوط به كسري بودجه به آن رسيدگي مي شود.
۳) تورم ساختاري: برخي از اقتصاد دانان مطابق نظريه ساختارگرايان معتقدند تورم موجود در اقتصاد ايران منبعث از شرايط ساختاري خاص اين اقتصاد است. ساختار غير رقابتي، تضاد و اصطكاك هاي توزيعي ميان عوامل توليد، وجود دلال گري در اقتصاد ايران كه يكي از شاخصهاي بارز اقتصاد ايران است و تمركز بخش اعظمي از حجم پول در دست دلالها كه به ايشان قدرت قيمت گذاري مي دهد باعث مي شود حتي با كنترل حجم نقدينگي، اقتصاد دچار تورم شود و بجاي حجم نقدينگي سرعت گردش پول و يا حتي تغيير در توليد است كه باعث مي شود سطح قيمتها اجازه بالا رفتن يابند. نتيجه چنين ساختاري باعث مي شود كه با وجود تورم بالا، بنگاهها همچنان دچار كمبود نقدينگي باشند. از ديگر مشخصه هاي اقتصاد ايران، وجود مافياهاي اقتصادي و بخش غير رسمي اقتصاد است كه در واقع بخش اعظمي از پول در گردش را به خود اختصاص داده است.
۴) تورم بخاطر تغييرات نرخ ارز: وجود نرخ ارز دستوري در اقتصاد كشور از يك سو و تغييرات ناگهاني اين نرخها از سوي ديگر باعث مي شود كه حجم عظيمي پول در اختيار تاجران بين‌المللي قرار گيرد كه اين خود مي تواند عامل مهمي در ايجاد تورم شود. بطور كلي نمي توان تورم كشور را فقط بخاطر وجود يكي از عوامل فوق دانست بلكه در هر دوره اي يك يا چند عامل از عوامل فوق باعث ايجاد تورم شده است كه در مراحل بعد به آن پرداخته مي شود.
 
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdf تهیه شده وسامل موارد زیر است:

مجموعه حاضر در برگیرنده مهم ترین مطالبی است که داوطلبان گرامی شرکت در آزمون کارشناسی ارشد رشته اقتصاد در درس اقتصاد خرد می توانند استفاده کنند سعی شده که نکات درسی به طور خلاصه وجامع در متن در بیان شود
اقتصاد خرد (به انگلیسی: Microeconomics) شاخه‌ای از علم اقتصاد است که به مطالعه منحصر به فرد اقتصاد، تجزیه و تحلیل بازار، رفتار مصرف‌کنندگان و خانوارها و بنگاه‌ها می‌پردازد و اساس آن مدل‌های ریاضی است. اقتصاد خرد چگونگی رفتار انسان‌ها و انتخاب‌هایشان را در سطح واحدهای خرد یا کوچک اقتصادی مانند یک فرد، یک بنگاه، یک صنعت یا بازار یک کالای خاص بررسی می‌کند و به چگونگی تعامل بین خریداران و مصرف‌کنندگان و عوامل مؤثر در انتخاب خریداران می‌پردازد. اقتصاد خرد به‌خصوص به الگوی عرضه و تقاضا برای کالاها و خدمات و همچنین تعیین قیمت خروجی در بازارهای خاص توجه دارد و معمولاً در بازارهایی که در آن کالاها در حال خرید و فروش هستند کاربرد دارد
اقتصاد خرد یا اقتصاد میکرو راجع به رفتارهای گروه های انفرادی است، حال آنکه اقتصاد کلان یا ماکرو، رفتارهای اقتصادی در سطح کلی را مورد بررسی قرار می دهد. اقتصاد خرد، مباحثی چون رفتار مصرف کننده، رفتار تولید کننده و چگونگی تعیین قیمت در بازارهای مختلف را دربر می گیرد. حال آنکه اقتصاد کلان، تغییرات متغیرهای اقتصادی از قبیل درآمد ملی، سطح اشتغال و سطح عمومی قیمت ها را مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهد
یکی از اهداف اقتصاد خرد بررسی بازار و برقرار کردن یک رابطهٔ نسبی پولی بین کالاها و خدمات است. همچنین به بررسی موارد شكست بازار (مواردی كه بازار قادر به تولید نتیجهٔ مطلوب و درخور نبوده) می‌پردازد و تئوری‌هایی را برای داشتن یک بازار رقابتی شرح می‌دهد.

در نظریه عرضه و تقاضا معمولاً فرض بر این قرار داده می‌شود که فضا کاملاً رقابتی است. این بدین معناست که خریداران و فروشندگان بسیاری در بازار وجود دارند و هیچ کدام از آنها نمی‌توانند بر قیمت‌ها تأثیر بگذارند. درمعادلات زندگی واقعی این فرض با مشکل مواجه است زیرا بسیاری از خریداران و فروشندگان این توانایی را دارند که بر قیمت‌ها تأثیرگذار باشند. در خصوص نظریهٔ عرضه و تقاضا در اغلب موارد تجزیه و تحلیل پیچیده‌ای نیاز است تا بتوان یک مدل عرضه و تقاضا ارائه داد.
بازار رقابتی کامل، بازاری است که در آن تعداد زیادی فروشنده، کالاهای مشابه را به تعداد زیادی خریدار عرضه می کنند. قیمت در بازار به وسیله عرضه و تقاضا تعیین می شود. آلفرد مارشال، عرضه و تقاضا را به دو لبه قیچی تشبیه می کند که برای بریدن پارچه لازم است. او معتقد است که عرضه و تقاضا مانند دو تیغ قیچی، به یکدیگر کمک کرده، قیمت کالاها در بازار را تعیین می کنند. عرضه منعکس کننده شرایط کمیابی و تقاضا بیان کننده خواسته ها و نیاز افراد می باشد. اگر کالایی کمیاب باشد ولی کسی تمایلی برای خرید آن نداشته باشد، واضح است که آن کالا نمی تواند قیمتی داشته باشد
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

در این کتاب سعی شده است مطالب برای آمادگی دانشجویان در کنکور کارشناسی ارشد پوشش داده شود لذا سعی شده است به  طور خلاصه مهمترین مطالب اقتصاد کلان ۱و۲کارشناسی ارائه شود از آنجا که نوشته حاضر به صورت یک خلاصه از مطلب درسی تهیه شده است وتوضیحات کامل را در برنمیگیرد ولی با خواندن همین کتاب می توانند کلیه موارد این کنکور را پوشش دهند.
در اقتصاد کلان(‌‌Macroeconomics) روابط اقتصادی متغیرهایی مانند تولید، مصرف، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری، درآمد، رشد اقتصادی، تورم و مانند اینها مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر: اقتصاد کلان، بررسی وضع اقتصادی در سطح کل است و برخلاف اقتصاد خرد که به بررسی قیمت‌ها، مقدار خرید، فروش، هزینه، درآمد و غیره در سطح بنگاهها و بازارهای فردی می‌پردازد، اقتصاد کلان مجموعه نظریه‌هایی است که پدیده‌های اقتصادی را در سطح مقادیر جمعی تجزیه و تحلیل می‌کند و مجموع رفتارها و واکنشهای اقتصادی و نیز دورانهای بازرگانی و تغییرات ایجادشده در بازارهای کالاها و خدمات، کار، سرمایه و پول را مورد مطالعه قرار می‌دهد. دامنه اقتصاد کلان بسیار گسترده و مشتمل بر نظریه‌های سرمایه‌گذاری، تولید، درآمد، اشتغال، بیکاری، تورم، مصرف، سطح عمومی قیمت‌ها، نظریه‌های پولی و نرخهای بهره، سود، هزینه‌ها و بدهیهای دولت، کسری بودجه، تجارت خارجی و به‌طورکلی شامل مجموعه سیاست‌های مالی و پولی و رشد اقتصادی و حتی پیش بینی تغییر آنها در آینده است. ‌
سوالات و موضوعات مطرح در اقتصاد کلان‌

‌ همان گونه که گفته شد، موضوعات و مفاهیم و سوالات فراوانی را می‌توان یافت که در قالب اقتصاد کلان قابل طرح و بحث هستند، اما به نظر می‌رسد مهمترین موارد بدین‌قرارند:‌

۱‌- چه عواملی در تعیین میزان تولید و اشتغال در جامعه موثرند و موجب نوسان آنها می‌شوند؟‌

۲‌- چه عواملی در تعیین سطح عمومی قیمت‌ها موثرند و موجب نوسان آنها می‌شوند؟ تورم و رکود چگونه به وجود می‌آیند؟‌

۳‌- چه عواملی در تعیین میزان متوسط نرخ دستمزد در جامعه موثرند؟‌

۴‌- چگونه می‌توان آثار مصرف، سرمایه‌گذاری، مخارج دولت و تجارت بین‌الملل بر سطح کلی تولید و اشتغال و قیمت‌های داخلی و رشد اقتصادی را مورد بررسی قرار داد؟

۵‌- چه عواملی و چگونه کل تولید جامعه را بین مصرف و پس‌انداز تقسیم می‌کنند و این امر برتولید، اشتغال و قیمت‌ها چه آثاری بر جای می‌گذارند؟‌

۶‌- چه عواملی موجب رشد مداوم در بخشهای مختلف اقتصادی می‌شوند؟

‌ یادآور می‌شود که در سطح کلان متغیرهای اقتصادی مانند مصرف، تولید، سرمایه‌گذاری، پس‌انداز، هزینه‌های دولتی و درآمد، همگی در سطح کلی مورد بررسی قرار می‌گیرند.‌



هدفهای مهم اقتصاد کلان‌

هدفهای اقتصاد کلان در گذشته و امروز گرچه تفاوتهای عمده‌ای را به ویژه از نظر سیاست‌گذاری‌ها و دخالت دولتها در امور اقتصادی داشته است، اما کلیت آنها در جامعه تغییر چندانی نکرده است. مهمترین هدفهای اقتصاد کلان دستیابی و یا نزدیک شدن به موارد زیر است: ‌

۱‌- اشتغال کامل: وضعیتی که در آن بیکاری غیر ارادی (نوعا در مورد نیروی انسانی) وجود نداشته باشد و یا در حداقل ممکن و قابل قبول باشد.‌

۲- ثبات قیمت‌ها: یعنی سیاست‌گذاران اقتصادی با سیاست‌گذاریها و تصمیم‌های خود سعی کنند با اقدامات مناسب طوری عمل کنند که قیمت‌ها (قیمت کالاها، خدمات، عوامل تولید و غیره) نوسانات زیادی نداشته باشند.‌

۳‌- توزیع عادلانه درآمد در جامعه: دسترسی همه آحاد جامعه به امکانات با تبعیض و تمایز نباشد، به‌طوری که شکافهای موجود بین دهکهای درآمدی جمعیت کشور کم شود و یا حداقل، زیادتر نشود.‌

۴‌- رشد و توسعه اقتصادی مداوم: که همان هدف‌غایی مادی و معنوی همه اقتصادهای دنیاست.‌



رشد اقتصادی چیست؟ ‌

هنگامی که درباره نرخ رشد اقتصادی به عنوان عامل اصلی افزایش سطح زندگی در بلندمدت صحبت می‌کنیم، در واقع به این پرسش مهم پاسخ می‌دهیم که: تغییر مثبت محصول ناخالص ملی واقعی چگونه باید حاصل شود؟ در نظریه‌های رشد، روابط متقابل میان عرضه عوامل، پس‌انداز و سرمایه در فرایند رشد به‌صورت الگو بیان می‌شود. در واقع در تابع تولید، آنچه موجب رشد اقتصادی می‌شود، رشد مجموعه نیروی کار، رشد سرمایه و بهبود کارایی‌ها یا دانش فنی هستند که خود را در قالب بهره‌وری عوامل نشان می‌دهند. هرکدام از این منابع سهمی در رشد دارند، اما از آنجا که سهم نیروی کار تقریبا ثابت است و دانش فنی نیز در کوتاه مدت تغییر چندانی ندارد، ازجمله مهمترین منابع برای رشد اقتصادی، رشد سرمایه است که در تعیین آن، پس‌انداز نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند و پس‌انداز هم به درآمد بستگی دارد که خود به سرمایه وابسته است، لذا اگرچه با فرایندی وابسته به هم روبرو هستیم؛ اما نرخ پس‌انداز در یک سیستم اقتصادی متعادل تعیین کننده میزان کالاهای سرمایه‌ای ( و سطح تولید ) است. هرچقدر نرخ پس‌انداز بالاتر رود، امکان افزایش میزان کالاهای سرمایه‌ای و سطح تولید فراهم‌تر خواهد شد. افزایش نرخ پس‌انداز تا رسیدن نظام اقتصادی به وضع پایدار جدید، رشد اقتصادی را بالا می‌برد. ‌



عوامل‌ موثر در کاهش رشداقتصادی‌کدامند؟

‌ مجموعه عوامل موثر در کاهش رشد اقتصادی عبارتند از: عدم ثبات قیمت‌ها، انحراف منابع از تولید، افزایش هزینه‌های مبادله و تجاری، کاهش آزادی اقتصادی، وجود موانع مختلف در جریان سرمایه‌گذاری خارجی و کاهش آن، تسلط دولت بر موسسات مالی و دخالت در جریان اعتبارات و غیره. از طرف دیگر، معمولا رشد اقتصادی بیکاری را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ به همین دلیل در بررسی‌های اقتصادی، رشد و بیکاری را با یکدیگر مورد مطالعه قرار می‌دهند. یعنی به منظور ارزیابی وضعیت ‌اقتصادی، توجه خاصی نسبت به رشد اقتصادی و بیکاری مبذول می‌شود. رشد مثبت و پایدار نشانگر توان بالا و سلامت اقتصاد است اما افزایش بیکاری و نوسانات زیاد رشد، نشانگر ضعف اقتصاد می‌باشد. با افزایش تولید ناخالص ملی(‌‌GNP) از بیکاری کاسته می‌شود و بالعکس. در این مورد توجه به مطالعات اوکان سودمند خواهد بود. ‌

قانون اوکان: رابطه معکوسی بین بیکاری و تولید ناخالص ملی وجود دارد؛ با افزایش نرخ بیکاری، تولید ناخالص ملی حقیقی کاهش می‌یابد.‌

از مطالب بالا می‌توان در تعریف اقتصاد کلان بهره گرفت تا در عبارتی موجز به فواید آن نیز پی ببریم. اقتصاد کلان عبارت از مطالعه و تجزیه و تحلیل پدیده‌ها و بررسی روابط بین متغیرهای کلی اقتصادی به منظور پیش‌بینی و اتخاذ سیاستهای مناسب برای آینده و نیز اصلاح سیاستها و تصمیمات کلان اقتصادی گذشته یک کشور است. پس با شناخت و کاربرد اقتصاد کلان انتظار داریم از یک طرف پیش‌بینی‌های لازم و مناسبی برای اقتصاد کشور صورت گیرد و از سوی دیگر، سیاست‌های اقتصادی گذشته به‌طور مداوم مورد بازنگری قرار گیرند تا وضعیت متغیرهای کلی اقتصادی بهبود پیدا کنند، رشد اقتصادی تحقق یابد و بیکاری و تورم مهارشوند.‌



بازیگران عرصه اقتصاد کلان و پدیدآورندگان بازارها

‌ به‌طورکلی مفاهیم مربوط به چرخه اقتصادی (درآمد و تولید)، مفهوم درآمدملی، تولیدملی و غیره را در قالب مفاهیم کلی زیر می‌توان بیان نمود: آنچه در اقتصاد کلان مورد مطالعه و بررسی واقع می‌شود مجموعه روابطی است که بین عوامل موثر در اقتصاد شکل می‌گیرد. در این عرصه خانوارها ( با مصارف و پس‌اندازها )، بنگاهها ( با سرمایه‌گذاری و تولید)، دولت (با هزینه‌ها و مالیاتها) و مجموعه بازارهای کالاها و خدمات یا بازارهای مالی و سرمایه که در داخل و خارج از کشور شکل می‌گیرند، اقتصاد کلان یک جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

چرخه یا جریان اقتصادی مجموعه فعل و انفعال‌ها و فعالیتهایی هستند که بین مجموعه عوامل ( نهاد‌های ) اقتصادی در سطح ملی ( خانوارها و بنگاهها ) جریان پیدا می‌کنند و منجر به اشتغال، تولید و درآمد می‌شوند. دولت به عنوان یک نهاد قانونی متناسب با سطح رشد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هرجامعه، در امور اقتصادی مداخله می‌کند که چگونگی تاثیرگذاری و نقش آن در اقتصاد در قالب چرخه اقتصادی، متعاقبا مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.‌

توضیح متغیرها و مفاهیم اصلی حسابهای ملی و کلان اقتصادی‌

‌ در اقتصاد کلان متغیرهای گوناگونی وجود دارند که تعدادی از آنها از اهمیت زیادی برخوردارند. همچون درآمد(محصول) ملی، سطح عمومی قیمت‌ها، سطح عمومی اشتغال و بیکاری، نرخ بهره، تراز پرداخت‌ها و نرخ ارز و مانند این‌ها خواهد پرداخت. درآمد ملی، محصول ملی و تولید ملی به‌طور عام، کل تولیدات یک کشور را نشان می‌دهند. به‌عبارت دیگر حسابهای ملی برآورد منظمی از محصول ناخالص ملی را ارائه می‌کنند که موجب سنجش عملکرد اقتصاد کشور در تولید کالاها و خدمات می‌شوند. ‌

عتیقه زیرخاکی گنج