• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل به صورت زیر تهیه شده است:

هدف: نظر به ارتباط هوش هيجاني با توانايي حل مسأله و انتخاب خودكشي ب هعنوان يك روش انطباق با مشكلات، اين پژوهش، با
هدف بررسي هوش هيجاني در زنان اقدا مكننده به خودكشي به روش مسموميت انجام شده است.
روش: در يك طرح پژوهشي پس رويدادي (عل ي- مقايس هاي) و شبه آزمايشي ۸۰ نفر از زنان اقدا مكننده به خودكشي به روش
نمون هگيري در دسترس از ميان مراجع هكنندگان به اورژانس مسمومين بيمارست ان نور اصفهان ب هعنوان گروه آزمايشي و ۸۰ نفر از زنان
عادي از ميان ملاقا تكنندگان بيماران بخش داخلي بيمارستان نور اصفهان، ب هعنوان گروه گواه به روش تصادفي انتخاب و ب هكمك
پرس شنامه هوش هيجاني بار- ان بررسي شدند. براي تحليل داد هها، روش تحليل واريانس چندمتغيره و روش تحليل تمايزات
ب هكار برده شد.
يافته ها: نتايج تحليل واريانس چند متغيره نشان داد كه نمره كل هوش هيجاني و زيرمقيا سهاي آن در گروه خودكش يكنندگان
ه مچنين بر پايه نتايج تحليل تماي زات، همراه با نقطه برش .( p<0/ در مقايسه با گروه گواه به شكل معن يداري پايي نتر بوده است ( ۰۰۱
۲۵۳/۸۶ براي تفكيك دو گروه اقدا مكننده به خودكشي و سالم، حساسيت و ويژگي هر دو ب هطور جداگانه برابر با ۱۰۰ % محاسبه
گرديد
مقدمه
هوش هيجاني مجموع ه اي از توانايي هاي شناختي و
، هيجاني به هم پيوسته است (كياروچي ۱، فورگاس ۲ و مير ۳
۲۰۰۱ ) كه به فرد كمك مي كند تا با دريافت، ارزياب ي و بيان
دقيق هيجان ها، از احساساتي كه افكار را تسهيل مي نمايند
۱۹۹۹ ؛ ماير، سالووي ۶ و ، آگاهي يابد (ماير ۴ و كاروسو ۵
كاروسو، ۲۰۰۱ ) و با برقراري توازن ميان افكار و هيجان هاي
خود، تصميم گيري هاي عاقلانه و رفتاري مسئولانه داشته باشد
۲۰۰۷ ) هوش هيجاني را يك ) (اكرامي، ۱۳۸۰ ). بار- ان ۷
رشته توانمندي ها و مهارت هاي غيرشناختي مي داند كه
توانايي هاي فرد را در برخورد با فشارهاي محيطي افزايش
مي دهند و آن را در پنج مقوله كلي بهره هيجاني
درون شخصي و بين شخصي، توانمندي هاي سازش يافتگي،
مديريت تنيدگي و خلق عمو مي تعريف مي كند (بار – ان و
پاركر، ۲۰۰۰ ). سالوي ( ۱۹۹۰ )، هوش هيجاني ر ا با سلامت
روان در ارتباط مي داند . وي دريافت كه افراد داراي هوش
هيجاني بالا، توانايي بهتري براي مقابله با استرس دارند . از
سوي ديگر افراد داراي هوش هيجاني پا يين، پيوسته احساس
پوچي و فروپاشي نموده، واكنش هاي عاطفي نامناسب نشان
مي دهند. از اين رو هوش هيجاني پايين مي تواند از عوامل
خطرساز در ابتلا به بيماري هاي رواني و ايجاد مشكلات در
، سازگاري افراد با مح يط به شمار آ يد (تيلر ۸، پاركر و بگبي ۹
۱۹۹۹ ). در افراد با هوش هيجاني پايين، توانايي حل مس أله به
ميزان چشم گيري پايين تر است و ا ي ن افراد در بهره گيري از
مهارت هاي مقابل ه اي در رويارويي با فشارهاي رواني زندگي ،
توانايي ز يادي ندارند (بار – ان و پاركر، ۲۰۰۰ ). پژوهش ها
نشان داده اند، افرادي كه توانا يي ايجاد سازگاري لازم را در
زندگي خود دارند (افراد بهنجار ) در برخورد با م شكلات،
مهارت هاي مقابل ه اي كارآمد را به كار مي گيرند كه مي توان
مهارت هاي مقابل ه اي متمركز بر » آنها را به دو دسته كلي
تقس يم نمود « مهارت هاي مقابل ه اي متمركز بر هيجان » و « مسأله
.( (نوروزي، ۱۳۷۳
از سوي ديگر، در زمينه روانشناسي شناختي بر نقش
در ساختارشناختي مبتلايان به افسردگي « مسأله گشايي نارس ا »
۱۹۷۵ ) و نقش ، تأكيد شده (پيكل ۱۰ ، پروسوف ۱۱ و مه ير ۱۲
در افراد افسرده داراي « مسأله گشايي » كمبود مهارت هاي
انگاره پردازي خودكشي مورد توجه قرار گرفته است
(كاوياني، رحيمي درآباد و نقوي، ۱۳۷۸ ). هر چند خودكشي
و اقدام به آن از نشانه هاي افسردگي است، اما افسردگي تنها
علت خودكشي نيست . دامنه گسترده اي از اختلال هاي رواني
هم چون اضطراب، خود بيمارانگاري و گرايش هاي
ضداجتماعي، هيستريايي و پارانوييدي در بروز خودكشي
.( مؤثرند (سادوك ۱۳ و سادوك، ۲۰۰۳
مقوله خودكشي مي تواند از نظر شدت ، دامنه گسترده اي
داشته باشد كه در ي ك سر آن تنها افكار و انگاره هاي ي در
زمينه خودكشي وجود دارد و در انتهاي د يگر آن، رفتارها يي
، به شكل اقدام قاطع با احتمال بس يار زياد مرگ (لوينسون ۱۴
، ۱۹۹۶ ؛ ماسكيكي ۱۷ ، اُكارول ۱۸ و لاك ۱۹ ، روهد ۱۵ و سيلي ۱۶
۱۹۸۹ ). شيوع اقدام به خودكشي در فرهنگ ها ي گوناگون ،
متفاوت است . براي نمونه ميزان خودكشي در ن يجري ه چهار
مورد در ۱۰۰۰۰۰ نفر و در سوييس ۲۲۷ مورد در ۱۰۰۰۰۰ نفر
۱ .(۱۹۹۵ ، ۲۰۰۱ ؛ لاهارپ ۲۲ ، مي باشد (نوسا ۲۰ و اودسانمي ۲۱
داراي « اقدام به خودكشي » ، از ديدگاه بهداشت روان
پيامدهاي فردي، اجتماعي، روان شناختي، فرهنگي و اقتصادي
، است (گيلدر ۲۳ ، مه يور و كاث، ۱۳۶۹ ؛ كليتون ۲۴ و بارسل ۲۵
۱۹۹۹ ). در آمريكا سالانه ۳۰۰ هزار نفر خودكشي مي كنند و
برآورد مي شود كه ۲۵ % بيماران افسرده، دس ت كم يك بار در
، طول زندگي خود اقدام به خودكشي مي كنند (مالون ۲۶
۱۹۹۵ ). در ايران نيز هر چند در ، سزانتو ۲۷ ، كوربيت ۲۸ و مان ۲۹
مقايسه با كشور هاي پيشرفته صنعتي، ميزان خودكشي كمتر
است، اما بررسي هاي انجام شده در دو دهه اخير نشان داد ه اند
كه خودكشي و اقدام به آن در ايران رو به افزايش است
(جانقرباني، ۲۰۰۵ ؛ محسني، ۱۳۶۶ )؛ اقدام به خودكشي در
جوانان و زنان بيش از ساير گروه ها است و مسايلي مانند
اختلافات زناشويي، درگيري با بستگان، اختلال هاي رواني و
بي كاري از دلايل مهم اقدام به خودكشي گزارش شده اند

عتیقه زیرخاکی گنج