• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شطح در لغت عرب از شَطَحَ، یَشطحُ، به مفهوم حرکت است. همانگونه که شیخ روزبهان بقلی نوشته است: « در غربیت گویند شطح، یَشطحُ، اذا تحرک، شطح حرکت است، و آن خانه را که آرد در آن آرد خرد کنند مشطاح گویند از بسیاری حرکت که درو باشد.» ۱
برخی در معنی شطح گفته اند: «آنچه صوفیان گاه وجد و حال بیرون از شرع گویند.»۲ و یا «شطح عبارتست، از کلام فراخ گفتنسبی التفات و مبالات چنانکه بعضی بزرگان هنگام غلبه حال و سکر و غلبات گفته اند.»۳
ابونصر سرّاج نیز شطح را « نوعی سخن با بیانی غریب و نامحدود در توصیف تجربه ای وجد آمیز که یروی فورانی آن درون عارف را تسخیر و لبریز می کند.»۴ معرفی کرده است.
حقیقت مفهوم شطح
در نگاه اول چنین به نظر می رسد که شطح سخنان کفر آمیز و گستاخانه ای استکه گاهی با ابهام گویی و پیچیدگی همراه است. این نوعگفتار در حالت وجد و بی خودی گفته می شود و در نهایت گفتاری فضاحت آمیز و شرم آور و غیر قابل قبول است. اما «هانری کربن» مصحح آثار روزبهان بقلی معتقد است: «شطح به عنوان منبع و سرچشمه تأویل عرفانی نیز معرفی شده است. فهم معنای حقیقی شطح بر قواعد تأویلی استوار است، قواعدی که در مورد متنی مصداق می یابد که در پشت و ورای « ظاهر» دارای « باطنی» باشد.»۵
از نظر کربن « شطح ذاتاً شخصی است که متشابه با ظاهری مبهوت کننده و حیرت آور و معنایی مخفی و باطنی که حقیقت ۀن سخن است.»۶
در حقیقت شطح نتیجه هجوم انوار حقایق معنوی است که بر قلب عارف می ریزد و شدت و سنگینی این حقایق  بقدری است که قدر تحمل و ظرفیت او خارج است. ابو نصر سراج شطح را با نهری مقایسه می کند که در بستری زیاده تنگ جاری است. در این صورت آب از بستربه در می آید  و لبریز می شود.۷

این درحالی است که برخی شطح را نوعی سخن کنایی یا استعاره دانسته اند و دلیل بکار گیری آنرا دشواری و منافات با مصلحت روزگار معرفی کرده اند مرحوم سعید نفیسی در این زمینه می نویسد: « درباره تصوف ایران دو اشکال بزرگ در پیش هست: نخست آنکه صوفیه خود همیشه  در پرده سخن گفته اند و چاره جز آن نداشته اند که بیشتر کنایات و استکارات و حتی اصطلاحات مرموز و آنچه خود « شطحیات» گفته اند یعنی بتعبیرات ظاهراً پریشان و آشفته اما باطناً پر مغز و دقیق مطلب بسیار دقیق و لطیف خود را بیان کنند . حقیقتی که بزرگان تصوف در دل داشته اند باندازه ای بیان آن دشوار و منافی با مصلحت روزگاران بوده است که برخی از ایشان جان بر سر این کار نهاده و احیاناً به دیوانگی معروف شده اند … .»۸
اما براستی شطح چگونه بیانی است؟ و دلیل به کارگیری آن توسط اهل معرفت و شهود چیست؟ آیا صرفاً در پرده سخن گفتن است؟ و بکارگیری رمز و استفاده برای پنهان داشتن حقایقی که باید از دست رس نا اهلان و نامحرمان دورنگه داشته شود؟ و آیا این شیوه بیان را تعمدّی در کار است؟
اسیتن، در این زمینه معتقد است: « مشکلی منطقی و نه صرفاً عاطفی هست که نمی گذارد عارف مشاهده خود را به آزادی و آسانی بیان کند. یعنی نفس مشاهده و نه صرفاً شور  و حالی که همراه با آنست، توصیف ناپذیر است.»۹
بنابراین چنین به نظر می رسد که در شطحیات هیچ تعمدی در کار نیست که گویند شطح آن چه را که می شود واضح بیان کند پیچیده و مرموز بگوید، بلکه او ظاهراً قادر نیست واضح تر از این به بیان مشاهدات عرفانی خویش بپردازد.
اقسام شطح و نمونه های آن
شطح را بر اساس مصدور منبع صدور آن می توان بر چند قسم تقسیم کرد: شطح عاشقانه، عرفا، مانند: شطحیات با یزید بسطامی، منصور حلاج، شیخ روزبهان بقلی و بسیاری از بزرگان عرفا. قسم دیگر شطح صحابی رسول (ص) خصوصاً خلفای چهارگانه پیامبر (ص). و نیز شطحیاتی  که در برخی فرمایشات پیامبر در احادیث منسوب به ایشان است. و مقدم بر همه اینها متشابهات قرآن که کلام خداوند است و حقایقی عالی و مفاهیمی اصیل را که به زبان بشر تنزل یافته، در بر می گیرد.
شیخ روزبهان بقلی، نخستین شطاح را پروردگار می داند و می نویسد اگر ندایشان (شاهدان غرایب علم قِدَم) بودندی، در ملک ربوبیت با عموم خلق خطاب متشابهات نکردی، مثل « استوا: و « وجه » و « عین» و« سمع» و «ید» و « رِجل»، و اظهار صفات خاص و حروف گزیده که بدان قاطبه قدم را خطاب کند، چون « الم» و « المص» و جمله حروف تهجّی که معادن اسرار صفات و نعوت و اسامی قِدَمی است، از حق اشارت است مر پرندگان مزار بساتین غیب عرش و … .» ۱۰
همچنین برخی فرمایشات رسول گرامی (ص) از نوع شطح بحساب آمده اند از جمله آنجا که فرمودند : « خلق اللهُ آدمَ علی صورته» و یا « رأیتُ ربی فی احسنِ صوره» و یا « ینزل الله کلّ لیله» ۱۱

عتیقه زیرخاکی گنج