• بازدید : 74 views
  • بدون نظر

این فایل در ۹۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فرضيه ۱- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر توجيه مستمر رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه۲- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر حمايت رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه ۳- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر بازخورد مستمر مدير رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه ۴- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر آگاهي مدير از محيط خارجي رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه ۵- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر مشاركت دادن كاركنان رابطه معناداري وجود دارد.
نمونه‌آماري در اين پژوهش تشكيل شده از ۳۰ نفر كاركنان مركز خدمات مديريت صنايع كه سن آنها بين ۲۴ تا ۴۵ سال قرار دارد. محقق پس از تجزيه و تحليل داده‌هاي پژوهش به اين نتيجه رسيد كه بين تيپ شخصيتي درون‌گرا – برون‌گرا با هيچ يك از خرده مقياس‌هاي آزمون بهره‌وري رابطه معناداري وجود ندارد.
اينجانب سارا سليماني روزبهاني دانشجوي رشته روان‌شناسي صنعتي- سازماني با شماره دانشجويي ۸۰۱۲۳۷۰۸ در تاريخ       / 12/83  اين پايان‌نامه را شروع و در تاريخ           /5/84 به پايان رسانيدم.
امضـاء استـاد راهنمـا

فصــل اول
مقـــدمــه پــژوهــش
مقدمه
از زمان آغاز كار روان‌شناسي به عنوان يك علم اين موضوع هميشه مطرح بوده است كه علت اصلي رفتارهاي انسان چيست؟ و چرا انسانها در موقعيت‌هاي مشابه مانند هم رفار نمي‌كنند. در پاسخ به اين سوال و سئوال‌هاي شبيه به اين ديدگاههاي مختلفي از از منظر خود پاسخ‌هايي داده‌اند.
بعضي دانشمندان معتقدند كه بيشتر رفتار انسان بر تركيب ژنتيكي ، رشد فيزيولوژيكي و عملكرد عصبي او مربوط مي‌شود. وراثت گرايان معتقدند كه تفاوت تا حد زيادي ناشي از تفاوتهاي ارثي و هيجاني است، از طرف ديگر محيط‌گرايان بر تاثيرهاي محيطي و اجتماعي در الگوهاي رشد تاكيد دارند، آنها معتقدند كه اشخاص به مردم و اشياء اطراف خود واكنش نشان مي‌دهند، بسياري از دانشمندان مدعي‌اند كه از هيچ طريقي نمي‌توان متغيرهاي محيطي را از هم جدا كرد، يا يكي را به ديگري ترجيح داد، زيرا هر دو از لحظه تولد و شايد قبل از تولد درهم تاثير مي‌گذارند. ( مالسن و همكاران ، ۱۳۷۳)
در مورد تيپ‌هاي شخصيتي بايد به مفهوم درون‌گرايي  و برون‌گرايي اشاره كرد. بعضي معتقدند كه درون‌گرايي و برون‌گرايي متكي به عوامل موروثي است. اما اين عوامل تا آن اندازه نيست كه ما نتوانيم شخصيت خود را تغيير دهيم، به علاوه ، اغلب درون‌گرايي‌ها و برون‌گرايي‌ها ممكن است محصول تجربه و يادگيري باشد. از اين رو، هر كس مي‌تواند رفتار خود را عمداً در سير درون‌گرايي و برون‌گرايي سوق دهد. به طور كلي شخصيت درون‌گرا ، در رفتار و عمل و حل مسائل، داراي انگيزه و هدف‌هايي است كه با خواسته‌هاي دروني خودش متناسب مي‌باشد. فرد درون‌گرا شيفته‌ي دنياي درون است و هر امر ذهني را كه درون او مي‌گذرد ، بصورت عيني , يعني مانند امري كه در دنياي خارج وجود دارد، توصيف مي‌كند. اما فرد برون‌گرا ، بين خود و اعتقادي كه دارا مي‌باشد تمايزي قائل نيست، و هر انتقاد يا حمله‌اي به اعتقاد او به منزله‌ي حمله به خود است. در حالي كه درون‌گرا ممكن است به سختي از يك عقيده دفاع كند، اما مي‌داند كه از يك عقيده دفاع مي‌كند نه از شخص خود. (فرجي ، ۱۳۷۶)
بدين ترتيب برون‌گرايي واقعي كسي است كه سعي مي‌كند به خاطر مردم و امور دنيوي زندگي كند و در راه كسب قدرت، ثروت و جلب تحسين و ستايش ديگران گام بردارد. اين شخصيت پروانه‌صفت در جهان كار و كوشش مي‌كند و اغلب مشاغلي از قبيل سياست مديريت , هنرپيشگي را اختيار مي‌كند. اما درون‌گرا واقعي معمولاً يك شخصيت منزوي، غيراجتماعي ، علاقمند به انديشه‌ها و احساسات و تجارب خود، متفكر ، معقول و پاي‌بند به اصول و معيارهاي اخلاقي است و اغلب در تعقيب هدفها و اثبات عقايد خود سخت و خشك انعطاف‌پذير است.
از آنجا كه سيستم‌ها و حالت‌ها و واكنش‌هاي افراد و هم‌چنين خلق و حالات روحي و رواني در افراد مختلف يكسان نيست و هم چنين تيپ‌هاي شخصيتي افراد كاملاً متفاوت استاد اين پژوهش سعي شده است رابطه‌ي ويژگي‌هاي شخصيتي افراد و بهره‌وري آنها بررسي گردد. و در پژوهش حاضر منظور از بهره‌وري بيشتر بهره‌وري از بعد نيروي انساني است و رابطه آن با تيپ‌هاي شخصيتي مد نظر است.   – ( فرجي ، ۱۳۷۶)
بيان مسئله :
بحث درباره‌ي شخصيت و تشريح عوامل موثر در آن از جمله مباحثي است كه هم انسان را در شناخت خود و ديگران ياري مي‌كند و هم متقاعد مي‌سازد كه افكار، نيازها و انگيزه‌هاي آدمي در بزرگسالي متاثر از تجارب دوران خردسالي است.
شخصيت عبارت است از سازمان ثابت و پايداري از منش، خلق و خوي، حالات عاطفي و انفعالي و خصوصيات دروني و جسمي شخص است كه هم بر روي ميزان سازگاري با محيط تاثير مي‌گذارد و هم بوسيله آن مي‌توان به عكس‌العمل‌هايي كه انسان از نظر رفار و احساسات در ارتباط مردم, يا نسبت به زندگي نشان مي‌دهد، پي برد. در مورد انواع شخصيت، طبقه‌بندي‌هاي مختلفي وجود دارد، در اين پژوهش روي نوع برون‌گرا و درون‌گراو رابطه‌ي هر يك از آنها با بهره‌وري تاكيد شده است. همانطور كه مي‌دانيد معمول‌ترين تعريف بهره‌وري عبارت است از نسبت خروجي به ورودي در اين تعريف كليه عناصر از قبيل بهره‌وري كار ، مواد ، سرمايه، زمين، تكنولوژي و مديريت در نظر گرفته مي‌شود و در پژوهش حاضر منظور از بهره‌وري بيشتر بهره‌وري از بعد نيروي انساني است و تاثيري كه شخصيت افراد درون‌گرا و برو‌ن‌گرا دارد، مد نظر است.  – (فرجي، ۱۳۷۶)
اهميت و ضرورت پژوهش:
بهره‌وري مقوله جديدي نيست. قدمت نوشته‌هاي راجع به آن به سالهاي ۴۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح برمي‌گردد با يك نگرش دقيق‌تر متوجه مي‌شويم، قدمت ان به شالوده‌ي زمان شروع زندگي انسان در روي زمين برمي‌گردد. ( هانس و ديگران ، ۷۶)
و با توجه به احتمال وجود رابطه بين بهره‌وري و تيپ‌هاي شخصيتي افراد ، انجام پژوهشي در زمينه‌ي بررسي وجود رابطه بين تيپ‌هاي شخصيتي (درون‌گرايي و برون‌گرايي) و ميزان بهره‌وري در هر جامعه‌اي ضروري به نظر مي‌رسد و چنين امري در زمينه‌هاي شغلي از اهميت بالايي برخودار است.

هدف پژوهش
پژوهش حاضر به بررسي رابطه بين تيپ‌هاي شخصيتي (درون‌گرا و برون‌گرا) و ميزان بهره‌وري مي‌پردازد و هدف ان است كه به اين سئوال پاسخ دهد كه آيا بين درون‌گرايي و برون‌گرايي و بهره‌وري شغلي رابطه وجود دارد. بهره‌وري مفهومي است جامع و كامل كه افزايش آن به عنوان يك ضرورت ، جهت ارتقاء به سطح زندگي و رفاه بيشتر ، آرامش و آسايش انسانها، كه هدف اساسي براي همه‌ي انسانها محسوب مي‌شود ، همواره مد نظر دست‌اندركاران سياست و اقتصاد و درلتمدران بوده است، (خاكي، ۱۳۷۶).
سوال پژوهش:
فرضيه اول- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر توجيه مستمر رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه دوم- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر حمايت رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه سوم- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر بازخورد مستمر مدير رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه چهارم- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر آگاهي مدير از محيط خارجي رابطه معناداري وجود دارد.
فرضيه پنجم- بين‌برون‌گرايي- درون‌گرايي كاركنان و بهره‌وري در اثر مشاركت دادن كاركنان رابطه معناداري وجود دارد.
متغير مستقل: بهره‌وري كاركنان
متغير وابسته: نوع تيپ شخصيتي كاركنان كه خود شامل درون‌گرايي و برون‌گرايي است.

تعاريف مفاهيم و اصطلاحات پژوهش:
تعريف نظري بهره‌وري:  ( productivity)
بهره‌وري عبارتست از تحقق اهداف سازمان از طريق استفاده‌ي موثر از منابع. لذا بهره‌وري يك معيار و سيع در عملكرد سازمان است كه هم شامل اثربخشي و نيز كارايي مي‌گردد، (زارعي متين ، ۱۳۷۴).
تعريف عملياتي بهره‌وري:
منظور از بهره‌وري در اين پژوهش ميزان نمرهداي مي‌باشد كه آزمودني از پرسشنامه محقق ساخته در خصوص بهره‌وري شغلي بدست مي‌آورد.
تعريف نظري برون‌گرايي:   ( Extroversion)
يكي از انواع شخصيت كه در آن فرد ماجراجو و مغرور است، سريعاً واكنش نشان مي‌دهد و تمايل به پرخاشگري دارد، احساسات وي در كنترلش نيست و او بدون تامل و انديشه عمل مي‌كند، ( ستوده ، ۱۳۸۱).
تعريف عملياتي درون‌گرايي و برون‌گرايي:
منظور از درون‌گرايي و برون‌گرايي در اين پژوهش ميزان نمره‌اي است كه آزمودني از پرسشنامه آبزنك بدست مي‌آورد.

عتیقه زیرخاکی گنج