• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انديشه‌ها و تصورات و تخيلات بشري را ثبت و ضبط نمودن و در دفتري يا برورقي، برتخته سنگي و آجري نوشتن و نگهداشتن، در ابتدا بصورت بسيار ابتدايي و فقط به منظور حفظ از دستبرد و آفات زمانه بوده است.
تغيير شرايط كلي دوران از نظر تمدن موجب گرديده تا ثبت و ظبط آرا و انديشه‌ها و وقايع نيز تدريجاً به صعود از يك منحني تكامل بسيار مشخص دست رده است. به اين مناسبت صرف نظر از جزئيات و موارد نادر، تاريخ تحول چاپ را به طور خيلي خلاصه مي‌توان به شش دوره بزرگ تقسيم كرد
در دوران پيش از تاريخ خط اختراع نشده بود و آدمي از راه حساب كردن و يادآوري و به حافظه سپردن امور و مسايل و انديشه‌ها به زندگي خود معني مي‌داد و احتياجات خود را مرتفع مي‌نمود تا اينكه براي نوشتن شروع به آزمايش كرد. ابتدا براي نشان دادن و بيان اشياء شكل آنها را بر صفحه‌اي از استخوان يا پوست درختان ترسيم نموده و يا بر روي سنگ حجاري مي‌كرد. سپس براي نماياندن افكار و عقايد و مفاهيم، اشكال و علايم قراردادي ترسيم كرد و يا آنها را با دست نشان مي‌داد. در آغاز دوران تاريخي به خط ميخي، سومري و هيررگليف مصري برمي‌خوريم كه به صورت حكاكي روي سنگ، استخوان، پوست نباتات و حيوانات و خاك رس بجا مانده است.
۲ – دوران باستان «پنجهزار سال قبل از ميلاد»:
اين دوران با پيدايش الفباي صوتي “PHONETIQUE” كه در آنها هر حرفي معرف صوتي يا حجايي بود كه از مخرج يعني دهان و حلق دندانها و لبها ادا مي‌شد، در فنيقيه و آسياي صغير به وسيله اقوام هيتي و بعد بوسيله آسوريها و نيز آزتكهاي مكزيك و بالاخره در مصر بوسيله قبطيان اختراع شد و در همين دوران الفباهاي قراردادي و تصويري از مصر از طرفي، و نيز از طرف ديگر در چين و آسياي شرقي رايج بود. از اين دوران است كه نشر نه تنها موفق به مشخص نمودن عقايد و افكار خود شد، بلكه توانست اصوات مختلف را نيز ضبط و ثبت كند و اين امر از سه تا پنجهزار سال قبل از ميلاد شروع و تا قرن ششم ميلادي ادامه داشت.

۳ – دوران چيني‌ها «قرن ششم ميلادي»:
چون پيش از كشف كاغذ براي اولين بار در جهان چين‌ها موفق به چاپ كردن ابتدايي شدند، اين دوره به نام دوره چيني‌ها معروف شده است. در حقيقت مي‌توان گفت كه از ابتداي قرن هفتم ميلادي پيدايش فن چاپ در جهان بوسيله چيني‌ها شروع شد. اين دوران در اروپا مقارن با دوره نساخ و شارحان كتب مذهبي بعد و تا اواخر قرن چهاردهم ادامه داشت.


۴ – قرن پانزدهم «دوران هنري»:
دوران هنري يا دوران صنايع دستي دوره‌اي است كه با ظهور ابدعات و اختراعات در كليه شئون اجتماعي در قرن پانزدهم در اروپا بوجود آمد. فن چاپ نيز مانند ساير فنون رو به تكامل رفت و به تدريج چاپ حروف برجسته و تهيه گراورهاي مختلف دستي مانند گراورهاي روي چوب و گراورهاي گود حكاكي شده براي تصاوير اختراع شد. در سال ۱۷۹۶ ميلادي چاپ مسطح نيز اختراع شد.

۵ – دوران مكانيك:
در قرن نوزدهم ماشين آلات مختلفي اختراع شد، اسلوبهاي جديد چاپ و ابداعات تازه در اين فن با استفاده از ماشين‌هاي مختلف جديدالاختراع، بوجود آمد و روبه تكامل نهاد، مي‌توان گفت كه قسمت اعظم تحول چاپ در اين دوران به ظهور رسيد، بخصوص در ظرف كمتر از بيست سال يعني از سال ۱۸۳۷ تا ۱۸۵۵ ميلادي كه عكاسي و فتوگراور و فتوليتوگرافي و غيره اختراع شد.

۶ – دوران فتومكانيك:
قرن بيستم صنعت چاپ را وارد دوران فتومكانيك نمود و صنايع فلزي (متالوژي) و مكانيك و الكتريسيته به فن چاپ كمك شايان توجهي نمود و وضع صنعت چاپ را يك مرتبه در دنيا عوض نمود.

تاريخچه چاپ در ايران:
اصطلاح چاپ بنا بر نظر اغلب دانشمندان لغت شناس از اصل چيني «كااو CAO» گرفته شده و در حدود اواخر قرن هفتم هجري به صورت (چاو) وارد زبان فارسي شد.
در زمان سلطنت كيخاتوخان پادشاه مغول ايران (۶۹۴ – ۶۹۰ هجري قمري) خزانه مملكت خالي ماند و شخصي به نام «عزالدين محمدبن مظفربن عميد» كه از اوضاع چين و ممالك خاقان خبر داشت خود را به صدر جهان رنجاني و زير وقت سلطان معرفي كرد و مشاور او گرديد و به او پيشنهاد كرد كه به جاي زر و سيم رايج، به رسم چين پول كاغذي (چاو) را در ممالك ايران رايج كند و بحران پولي و مالي را مرتفع سازد، طرح او مورد نظر وزير و سلطان قرار گرفت و پس از مشورت با قيصر چين به تهيه چاو پرداختند و به تاريخ جمادي‌الاخر سال ۶۹۳ هجري فرماني از طرف امير صادر شد كه از آن پس هيچ كس با زر و سيم معامله نكند و به جاي آن چاو بكار برد و به هر يك از بلاد و شهرها براي اجراي اين فرمان اميري فرستاد و دستور داد كه در هر شهر اداره و دستگاهي براي تهيه و اشاعه چاو داير كند، كه چاوخانه ناميده شد.
آنچه از ذكراين شواهد تاريخي در امر چاپ مورد توجه است اين است كه صرف نظر از كتيبه‌هاي بزرگ دوران هخامنشي كه همه برروي سنگ و به كمك قلم‌هاي فلزي و برسينه كوهها كنده مي‌شده است، در مورد تهيه اين لوحه‌هاي و مهرهاي كوچك بايد حدس زد كه نوعي چاپ گود بكار مي‌برده‌اند، يعني حروف ميخي را كه شبيه به هم مي‌باشند قبلاً به صورت همين حروف سربي امروز، بصورت برجسته تهيه مي‌كردند و بعد در گل نرم فرو مي‌بردند و مي‌گذاشتند تا خشك شود و بدين صورت بوده كه امروزه در حدود سي هزار و اندي از اين لوحه‌ها و همچنين لوحه‌هاي بزرگتر دگيري كتيبه مانند ولي باز هم از گل پخته شده در دست است.

كاكلوگرافي «حكاكي فلز»
حكاكي مستقيم «شيوه بورن»
حكاكي به عنوان هنري در صنعت چاپ در طول همان مدتي كه چاپ با كليشه‌هاي چوبي رشد كرد به موازات آن پيشرفت نمود. حكاكي پيشه‌اي مستقل است كه از مهارتهاي متفاوت ريشه مي‌گيرد، در ابتدا از رگرها براي تزئين صفحات فلزي، زره، شمعدانها و جواهرات، از حكاكي استفاده مي‌نمودند. اين صنعت گران در ابتدا با مركبي كه خطوط حكاكي شده را نمايان مي‌ساخت، چاپهايي بدست مي‌آورند تا مشخص شود كه چه كارهاي ديگري هم لازم است انجام شود و بدين طريق گزارشي بريا استادكار نگه مي‌داشتند و مدلهايي براي كارآموزان خلق مي‌نمودند تا آنها از روي مدلها كپي‌هايي تهيه كنند.
نهايتاً اين صنعت گران صفحات حكاكي شده‌اي خلق مي‌كردند كه به عنوان كليشه بكار مي‌رفت. حكاكان اوليه ورقهاي بازي و آموزش توليد مي‌كردند. حكاكي‌هاي اوليه در اغلب موارد به عنوان مدلهايي براي مجسمه‌سازان بكار مي‌رفتند و اطلاعات بصري بسيار معدودي عرضه مي‌كردند، با اين وجود در مراحل اويه همه حكاكي‌ها احتمالاً براط طبقات بالا توليد مي‌شود زيرا جنس صفحه‌ها از طلا و مس بود و گران، همچنين دستمزد صنعتگران «زرگرها» بسيار بالا بود.
نزديك به سه هزار حكاكي قرن پانزدهم براي ما شناخته شده است، اين چاپهاي اوليه در اغلب موارد به وسيله ذرات موم روي ديوار نصب مي‌شدند زيرا در آن زمان هنوز از شيشه‌هاي براق براي قابها استفاده نمي‌شد.
«مارتين اسكونگوئر Martin schongouer نقاش و حكاك متولد آلمان ۹۱ – ۱۴۴۵ ميلادي» اين هنر را با عرضه سطوح پيچيده‌تري از كار فضا و عرصه موفقيت آميز تصاوير، پالود. او اولين حكاك بزرگي بود كه ابتدا حرفه نقاشي داشت نه زرگري.
اگر چه سبك او اساساً (گوتيك) بود ولي او با تكرار و اصرار روي سبك خود به تسريع انتقال به رنسانس كمك كرد، تا حدي كه خود را از قيد و مضيقه‌ها اعمال شده از طرف زرگران قرن پانزدهم رهانيد. استفاده او از خطوط ريتميك تاثير شديدي بر آلبرت دورر جوان گداشت.
«آلبرت دورر Albrecht Durer نقاش و چاپگر آلماني ۱۵۲۸ – ۱۴۷۱ ميلادي» اين هنر را تا مرحله بالايي از كمال ارتقا داد. دورر بيش از يكصد حكاكي روي فلز و بيش از سيصد حكاكي روي چوب خلق كرد. علاوه بر كنجكاوي در مورد طبيعت وجزئيات طبيعي كه در تاروپود سايه روشنهاي آثارش مشهود است، او آموزش اوليه خود را با كار كردن به عنوان كارآموز نزد پدرش شروع كرد.
اين مهارتها در ابزارسازي و حكاكي، اساس كارهاي چاپي او شدند. با توانايي در درك و در اختيار گرفتن عناصر ظريف كالبدشناسي و شكل طبيعي و تاثير مدلهاي هنرمندان قبل از خود همچون اسكونگوئر، دورر توانست كيفيت حكاكي روي چوب و حكاكي روي فلز را تعميم دهد. او با الگوهاي متفاوتي از سايه زني اختلاف مقايسه‌اي درجه رنگها به سوي خاكستري ميانه را گسترش داد. قابل ذكر است كه او اين كار را از طريق اچينگ به تجربه درآورد.
دورر اولين چاپ خود را در سال ۱۴۹۷ ميلادي امضاء و تاريخ‌گذاري كرد، به هر حال شايد تشخيص مشهود دورر از قدرت چاپ از همه مهمتر باشد.
او در زمان حيات خود شهرت داشت زيرا در آثارش كه به طور گسترده‌اي پخش مي‌شد مهارت او ملموس بود، و در آن زمان بوسيله چاپ امكان خلق تعداد زيادي تصاوير مضاعف در فاصله زماني كوتاه وجود داشت اگر قرار بود كه تصاوير يكي‌يكي ترسيم و يا نقاشي شود، ديگر امكان گسترش آنها با چنين سرعتي وجود نداشت.
«پولايولو Antonio del polaiolo نقاش و مجسمه‌ساز ايتاليايي متولد ۱۴۳۲ ميلادي» علاوه بر بوجود آوردن اولين پيشرفت اساسي در مطالعه كالبدشناسي، چندين ابداع فني در زمينه كار حكاكي معرفي نمود. او به جاي سايه‌زني، گروههايي از خطوط موازي را بكار گرفت و تصاوير را به هم پيوند مي‌داد.
يكي ديگر از حكاكان متنفذ ايتاليا، «آندره آمان ته پنا Andrea Manteyna 1506 – ۱۴۳۱ م» بود كه خطوط ظريف و صاف اومقياسهاي تيره و روشن را گسترده‌تر نموده، همچنين تصاويري را ايجاد كرد تا كيفيت اشكال را ارتقاء دهد، كارهاي او در حد نتيجه كار يك نقاش بود.
اولين هنرمندي كه قدرت بالقوه همكاري را درك كرد احتمالاً «رافائل  Rafaello sanzio نقاش ايتاليايي ۱۵۲۰ – ۱۴۸۳ ميلادي» بود كه به صورت نزديكي با ريموندي و حكاكان او كار مي‌كرد. اين روش بر صنعت چاپ اثر گذاشت.
ابداعات فني بطور بي‌وقفه‌اي ادامه داشت، شايد با تاثير طرحهاي دورر روي كاغذهاي رنگي، «لوكاس كرانچ Lucas Cranach 1553 – 1472 م» مقدمات ورود رنگ به فرايند چاپ را رهبري كرد، كرانچ كار خود را براساس نقاشي‌هاي اوليه از چاپهاي كليشه چوبي گسترش داد. اول با چاپ روي ورق رنگي، سپس با به تجربه در آوردن كليشه‌هاي ته رنگ اشكال مختلف بطور جداگانه با مركبهاي رنگي چاپ مي‌شدند. اين صفحه‌ها امكان تاكيد پيشروري رنگ و افزودن رنگهاي جديد به چاپ را ميسر ساختند.

مقدمه:  
چاپ دستي را مي‌توان از جهتي به گرافيك نسبت داد زيرا شاخص‌ترين جنبه گرافيك، قابليت تكثير يك اثر مي‌باشد و كار چاپ نه تنها اين قابليت را داراست بلكه دليل اصلي وجود آن در ابتدا بخاطر همين مطلب بوده است.
از جهت ديگر مي‌توان چاپ را در رده مجسمه‌سازي نيز قرار داد. بدين دليل كه اساسي‌ترين كار در مراحل مختلف، حكاكي ست و در حكاكي همه تكنيكها و روشها و ابزار در جهت اثرگذاري روي جسم پليت مي‌باشد يعني مقدار، روش و نحوه كندن و گود كردن يا كم يا اضافه كردن پليت، در واقع مجسمه‌سازي يا نقش برجسته مي‌باشد. همچنين اثر چاپي خلق شده، معمولاً داراي برجستگي و فرورفتگي‌هايي است كه بي‌شباهت به نقوش برجسته نمي‌باشد.
بديهي‌ترين وجه يك اثر چاپي، نقاشي بودن آن است، يعني در نهايت كار حاصل شده با تكنيكهاي چاپ دستي عموماً از ديدگاه نقاشي بررسي مي‌شود، زيرا قابليت يك اثر دو بعد را داراست كه در آن عناصر تصويري كه در نقاشي به كار ميرود، قابل رويت و بررسي است.
علاوه بر اينكه چاپ را مي‌توان در رديف كارهايي چون گرافيك، مجسمه‌سازي و نقاشي قرار داد، مشخصاً داراي هويتي ست كه از همه آنها جدا مي‌شود، و خود به عنوان يك نحوه بيان، در طول تاريخ و در كنار همه هنرها عرض اندم كرده و جايگاه خود را دارد.

بخش اول 
گراور GRAVER تعريف
واژه گراور از ريشه لاتين GRAVER به معناي نگاشتن يا طراحي كردن مشتق مي‌شود. معني كلي اين لغت، انتقال اشكال بصري يا تجسمي، توسط نظامي از نقطه‌ها، خط‌ها و سطح‌ها ست. مفهوم خاص آن عبارت از آماده ساختن يك طراحي آزاد هنري به منظور چاپ و تكثير است كه در جريان كار خلاق و با استفاده از وسايل و ابزارهاي ويژه صورت مي‌گيرد.
به طور سنتي آنچه چاپ مي‌شود تصاوير مضاعفي است كه از يك كليشه بدست مي‌آيد. كليشه يكواسطه است، يعني صفحه‌اي تخت، سخت و محكم مي‌باشد كه تصوير نوشته‌اي روي آن ثبت شده است. اين تصاوير يا نوشته‌ها مركبي مي‌شود و با فشار روي كاغذ منتقل مي‌گردد. اين فرايند را مي‌توان بارها تكرار كرد تا نمونه‌هاي چاپي تقريباً دقيقي بدست آيد.
اين تعريف سالهاي زيادي اعتبار خود را حفظ كرد اما با پيشرفتهاي دوران معاصر ديد وسيع‌تري را در مورد چاپ برانگيخته است. امروزه تعريف چاپ بصورت زير به واقعيت نزديكتر است: ثبت طرح يا نوشته‌اي روي يك يا چند صفحه كه قابل تكثير باشد.

فرايندهاي سنتي چاپ
با وجود آنكه در تكنولوژي صنعت چاپ پيشرفتهاي زيادي حاصل شده، ولي فرايندها كاملتر چاپ، تكنيكهاي قديمي‌تر را كنار نزده است. اگر چه فرايندهاي فتومكانيكي و كامپيوتري مي‌تواند تكرار دقيق نگاره‌ها را تضمين كند ولي هنرمندان هنوز هم از تكنيكهاي دستي استفاده مي‌كنند. زيرا در اغلب موارد امكان تاثير شخصي در آنها بيشتر است.
در بحث مورد نظر ما حكاكي به معني تراشيدن و ايجاد خطوط روي صفحه به كمك ابزارها و اسيد به صورتي كه اشكال و خطوط ظريف كه بعداً به مركب آغشته شده و تحت فشار روي كاغذ مرطوب چاپ خواهد شده گفته مي‌شود. چنانچه در سياه قلم‌كاري «اچينگ» و قلم زني هم فرايند وجود دارد. كاغذ مرطوب مركب را از حفره‌هاي ريز جذب مي‌كند و آن را روي كاغذ رسوب مي‌‌دهد.

عتیقه زیرخاکی گنج