• بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

کنتاکتورها کلیدهای الکترو مغناطیسی می باشند که مهمترین جزء مدارهای فرمان الکتریکی را تشکیل میدهد.
موارد استفاده کنتاکتورها امروزه در ماشینهای صنعتی بسیار زیاد بوده و برای راه اندازی و کنترل اکثر ماشینها از کنتاکتور استفاده میشود .
مزایای استفاده کنتاکتورها در ازای کلیدها را میتوان بشرح زیر بیان نمود:
۱.کنترل و فرمان از راه دور توسط کنتاکتور اقتصادی تر وایمنی تر است.
۲.از خطرات ناشی از راه افتادن دوباره ماشینهایی که در اثر قطع ناگهانی برق شبکه از کار افتاده است جلو گیری میکند .
ساختمان کنتاکتورها:
کنتاکتور تشکیل شده است از یک مغناطیس الکتریکی که یک قسمت آن متحرک بوده و توسط فنری از قسمت ثابت نگه داشته میشود و یک سری کنتاکت عایق شده را از یکدیگر به آن متصل می باشند و با آن حرکت میکنند.
در قسمت ثابت این مغناطیس الکتریکی فیزیک یک سری کنتاکت دیگر نیز محکم شده است . هنگامی که از سیم پیچ مغناطیسی جریان معینی عبور میکند . کنتاکتهای متحرک توسط نیروی مغناطیسی به کنتاکتهای ثابت فشرده می شوند و در همان حال یک یا چند فنر فشرده شده ویا کشیده می شوند . اما زمانی که ولتاژ قطع شده و یا از حد معینی کمتر شود . نیروی فنرها باعث میشود که این کنتاکتها بطور اتوماتیک از هم جدا شوند.
کنتاکتورهای استاندارد شده دارای سه کنتاکت اصلی برای مدار تغذیه مصرف کننده (اصلی) و چند کنتاکت فرعی برای مدار فرمان است .
قسمتهای مختلف کنتاکتور عبارتند از:
۱- حامل کنتاکتهای ثابت( باید دارای درجه عایقی مناسبی باشد )
۲- ترمینال
۳- صفحه فلزی انتهایی برای نصب قسمتهای ثابت روی آن
۴- کنتاکتهای ثابت و متحرک ( این کنتاکتها باید در یک خط قرار گرفته و از پوشش اکسید نقره بمنظور بالا بردن ضریب اطمینان در مقابل کار زیاد در روی آنها استفاده شود )
۵- بوبین کنتاکتور (در کنتاکتور این بوبین طوری طراحی شده است که در مقابل عوامل جوی و نیروهای مکانیکی مقاوم باشد )
۶- ترمینالهای ورودی و خروجی 
۷- سیستم هسته آهنی ثابت و متحرک
۸- قسمت کنترل جرقه
۹- حامل کنتاکتهای متحرک ( این قسمت باید دارای درجه عایقی مناسبی باشد.)

________________________________________
 جریانهای نامی . جریان کار نامی ولتاژ کار نامی و انرژی مصرفی کنتاکتورها
 
جریانهای نامی: 
چون کنتاکتهای متحرک با فشار بر روی کنتاکتهای ثابت اتصال پیدا میکنند و سطح 
کنتاکتها نیز کاملا صاف نیست لذا سطح تماس آنها یک نقطه کوچک خواهد بود بنا
ـــ بر این در محل تماس دو کنتاکت مقاومت الکتریکی وجود داشته و عبور جریان 
با عث گرم شدن کنتاکتها خواهد شد . هرچه زمان عبور جریان از کنتاکتورها بیشتر
باشد کنتاکتهای آن بیشتر گرم میشود  . با توجه به زمان لازم برای وصل بودن کنتاکتورها جریانهای زیر نعریف میشود :
الف ـــ جریان دائمی ( Ith2 )
جریانی است که میتواند در شرایط کار نرمال و در زمان نامحدود و بدون قطع شدن از کنتاکتهای کنتاکتور عبور کرده و به آن صدمه ای نزند و حرارت ایجاد شده در کنتاکتها از حد مجاز تجاوز ننموده .
ب ـــ جریان هفتگی ( Ith1 )
جریانی است که در شرایط کار نرمال و با هفته ای یک بار اتصال میتوان از کنتاکتهای کنتاکتور عبور کرده و در خصوصیات کار کنتاکتور هیچگونه تغییری پیش نیاورد .
ج ـــ جریان هشت ساعتی ( Ith )
جریانی است که با اتصال یک بار در هر هشت ساعت در شرایط کار نرمال میتواند از کنتاکتهای کنتاکتور عبور کرده و تغییری در خصوصیات کار کنتاکتور ایجاد نکند .
جریان کار نامی :
جریان کار نامی یک کنتاکتور جریانی است که شرط استفاده از کنتاکتور را بیان میکند و در رابطه با نوع و مقدار ولتاژ بار میباشد .
جریان اتصال کوتاه ضربه ای:
در مدار فرمان و مدار قدرت کنتاکتور باید از وسایل حفاظتی استفاده نمود تا در صورت اتصال کوتاه بلافاصله مدار قطع شود چون در فاصله زمانی اتصال کوتاه تا قطع مدار توسط وسایل حفاظتی از کنتاکتهای کنتاکتور نیز جریان خیلی زیادی عبور میکند لذا باید کنتاکتها تحمل این جریان را در این زمان کوتاه داشته باشند و به یکدیگر جوش نخورده و یا تغییر فرم ندهند .
مقدار ماکزیمم جریان را در لحظه اتصال کوتاه به Is نشان داده و جریان اتصال کوتاه ضربه ای مینامند .
جریان نامی زمان کم ( جریان ۱ ثانیه )
مقدار موثر جریانی را که کلید برای زمان یک ثانیه در حالت اتصال کوتاه میتواند تحمل کند بدون اینکه صدمه ببیند جریان نامی زمان کم و یا جریان یک ثانیه تامیده میشود
ولتاژ های نامی :
الف ـــ ولتاژ کار نامی ( Ue )
مربوط به اتصال دهنده ( کنتاکتها ) بوده و مقدار ولتاژی است که کنتاکتها میتوانند با جریان کار نامی Ie در این ولتاژ مورد استفاده قرار گیرند .
ب ـــ ولتاژ عایقی نامی ( Ui )
استحکام عایقی بین عضوهای اتصالی را مشخص میکند .
ج ـــ ولتاژ تغذیه نامی ( Uc )
ولتاژی است که باید به بوبین کنتاکتور اتصال یابد و معمولا مقدار آن روی بوبین کنتاکتور نوشته  میشود .
انرژی مصرفی کنتاکتورها :
بوبین هر کنتاکتوری را می توان برای کار با ولتاژهای مختلف طراحی نمود از ۱۲ولت جریان مستقیم تا ۱۵ ولت متناوب و ولتاژهای دیگر .
به علت عبور جریان از بوبین کنتاکتور . کنتاکتور به صورت یک مصرف کننده مقداری توان مصرف کرده و گرم میشود . یک کنتاکتور خوب باید دارای مصرف داخلی کم باشد . برای کم کردن مصرف کنتاکتور میتوان از یک مقاومت که بعد از عملکرد کنتاکتور بابوبین سری شود استفاده کرد . به دو سر این مقاومت تیغه ای از خود کنتاکتور وصل میگردد بعد از اینکه جریان وارد سیم پیچ شد تیغه که قبلا بسته بود باز شده و مقاومت سر راه بوبین قرار میگیرد با آن سری می شود 
________________________________________
كنتاكتور

تا قبل از ساخته شدن کنتاکتور ، اتصالات توسط کلیدهای دستی انجام میگرفت که از انواع مختلف تیغه ای ، زبانه ای و غلطکی بودند که هر کدام مزایایی نسبت به هم دارند .
کلیدهای تیغه ای (اهرمی):
دارای ساختمان بسیار ساده ای هستند و به صورت کشویی و گردان ساخته میشوند مقدار جریان قطع و وصل توسط این کلیدها بسیار محدود میباشد چرا که در جریانهای بالا قوص بین دو نقطه ایجاد شده و حتی موجب ذوب تیغه ها میشود و در هنگام وصل یا قطع نیز جرقه شدیدی ایجاد میکند .
کلید غلطکی :
ساختمان این کلیدها از یک استوانه عایق تشکیل شده است که توسط کلید حول یک محور به حرکت در می آید . در محلهای مناسب نوارهای هادی بر روی استوانه عایق تعبیه شده است . این کلید نسبت به کلید تیغه ای یک مزیت بزرگ دارد و آن هم اینکه میتوان برای این کلید کار مخصوصی را تعریف کرد و با یک حرکت چندین اتصال را به صورت هم زمان انجام داد .
کلید زبانه ای :
در کلید غلطکی به علت تماس اصطکاکی بین صفحات ، استهلاک کلید بالا است و به همین دلیل از کلید زبانه ای که دارای خصوصیت طراحی است و علاوه بر آن کنتاکتهای آن به صورت عمودی بر روی همدیگر قرار میگیرند استفاده میشود . به دلیل عدم مالش بین دو کنتاکت استهلاک کلید پایین است .
اما با به میدان آمدن کنتاکتور ها تقریباً تمام مصارف کلیدهای ساده از رده خارج شده و کنتاکتور با سرعت و اطمینان بیشتر این میدانها را به دست گرفت . کنتاکتور نسبت به کلیدهای ساده دارای خصوصیات بهتری میباشد که در ادامه آورده شده است :
۱-فرمان از چند نقطه
۲-فرمان از راه دور
۳-تلفات و استهلاک پایین
۴-سرعت و امکان گسترش مدار
۵-قطع اتوماتیک در صورت قطع برق شبکه 
۶-اقتصادی بودن
۷-امكان طراحی مدار اتوماتیك
۸-از نظر حفاظتی کنتاکتورها مطمئن ترند و دارای حفاظت مناسبتر و کاملتر هستند . معمولا بوبین كنتاكتورها در چند ولتاژ مختلف جهت مصارف گوناگون ساخته میشود.
مشخصات پلاك كنتاكتور:
Ith2:جریان دائمی – جریانی است كه می تواند در شرایط عادی از كنتاكتهای قدرت كنتاكتور و در زمان نامحدود بدون قطع عبور نماید.
Ith1:جریان هفتگی (قطع و وصل) – جریانی است كه با اتصال یك بار در هر هفته از كنتاكتهای كنتاكتور بدون تاثیر در كاركرد كنتاكتور عبور نماید.
Ith:جریان شیفتی (هشت ساعته) – جریانی است كه با اتصال یك بار در هر هشت ساعت از كنتاكتهای كنتاكتور بدون تاثیر در كاركرد كنتاكتور عبور نماید.
Ie :جریان نامی – جریان قابل تحمل برای كنتاكتهای اصلی
I1s :جریان اتصال کوتاه – مقدار جریانی است كه كنتاكتها می توانند در زمان اتصال كوتاه تحمل نمایند.
Ve :ولتاژ نامی تحمل تیغه ها – مقدار ماكزیمم ولتاژی است كه كنتاكتهای كنتاكتور در شرایط كار عادی می توانند تحمل نمایند.
Vi :ولتاژ عایقی بدنه کنتاکتور
Vc:ولتاژ تغذیه – مقدار ماكزیمم ولتاژی است كه به بوبین كنتاكتور میتوان اعمال كرد.
طول عمر :
این مشخصه تعداد قطع و وصل های ضمانت شده را با ضرایبی که به اعدادی نسبت داده شده است بیان می کند .
استاندارد كنتاكتورها:
استاندارد آلمان VDE_DIN
استاندارد فرانسه UTE_NF
استاندارد انگلیس B.S
استاندارد كانادا G.S.B
بیمتال:
برای حفاظت الكترو موتورها در مقابل اضافه بار بكار می رود. این قطعه از ویژگی میزان انبساط اجسام بهره میبرد . به اینصورت که انبساط در فلز مس بیشتر از روی میباشد و به همین علت وقتی این دو فلز با هم نورد شوند و کاملا با هم تماس داشته باشند باعث خم شدن قطعه تشکیل یافته از این دو فلز میشود و چون مقدار انبساط روی کمتر است خمش به سمت فلز روی خواهد بود .كنتاكتهای اصلی آن در مسیر عبور سه فاز اصلی و بعد از كنتاكتور قرار می گیرند. كنتاكت ۹۵و۹۶ در مسیر فرمان به بوبین كنتاكتور و بطور سری قرار میگیرد تا در موقع اضافه جریان كنتاكتور را قطع نماید.كنتاكت۹۷و۹۸ برای نمایش عملكرد بی متال (خبر) استفاده میشود .
مزایای بی متال نسبت به فیوز فشنگی :
۱-در صورت بروز اشکال در یک فاز ، دو فاز دیگر به اضافه مدار فرمان از کار باز می ایستند .
۲-هر چه شدت جریان بیشتر شود مقدار حساسیت بی متال نیز بیشتر خواهد شد .
۳-در صورتیکه به صورت مداوم ۱۰٪ اضافه بار وجود داشته باشد بی متال بعد از ۲ ساعت مدار را قطع میکند .
۴-اگر جریان به ۱۰ برابر جریان نامی برسد در کمتر از ۲ ثانیه مدار را قطع میکند .
فیوز :
مدار را در برابر اتصال کوتاه حفاظت میکند و در دو نوع تند کار (L) که در روشنایی استفاده می شود و شستی ها:
برای فرمان قطع و یا وصل مدار بكار می روند و به رنگ سبز و یا مشكی برای فرمان وصل ، با كنتاكت باز و برای قطع مدار و با رنگ قرمز ، با كنتاكت بسته ساخته می شوند. البته برخی از شستی ها از كنتاكت باز و بسته جهت مصارف خاص ساخته می شوند.
میکرو سوئیچ :
یک نوع شستی است مانند استپ استارت با این تفاوت که آنها با دست فرمان میگیرند اما میکرو سوئیچ توسط قسمتهای متحرک مدار دستور میگیرد .
لامپ سیگنال:
برای نمایش حالت وصل و یا قطع مدار و یا نمایش وصل سه فاز ورودی تابلو استفاده می گردد.
تایمر :
کلیدی است که پس از گذشت زمان تعیین شده عمل نموده ، فرمان وصل و یا قطع را صادر می نماید . تایمرها در انواع موتوری ، الکترونیکی ، پنوماتیکی ، هیدرولیکی و بی متال ساخته میشود.
معمولا بوبين كنتاكتورها د رچند ولتاژمختلف جهت مصارف گوناگون ساخته ميشود.
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ستارگان اجرامی هستند آسمانی که دارای منبع انرژی بوده (به سه صورت انرژی گرانشی ، حرارتی و هسته‌ای) و این انرژی را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطیسی خرج می‌کند (از امواج رادیویی تا اشعه گاما).
بطور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و انرژی توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند، که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. هر ستاره هنگامی که نور (انرژی) پخش می‌کند، مقداری از ماده خویش را مصرف می‌کند. ستارگان همیشگی نیستند، روزی به دنیا آمده‌اند و روزی هم از دنیا خواهند رفت. ستارگان گویهای بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که بواسطه نورشان می‌درخشند.
در سطح دمای آنها هزاران درجه است و در داخل دمایشان بسیار بیشتر است. در این دماها ماده نمی‌تواند به صورتهای جامد یا مایع وجود داشته باشد. گازهایی که ستارگان را تشکیل می‌دهند بسیار غلیظتر از گازهایی هستند که معمولا بر سطح زمین وجود دارند. چگالی فوق العاده زیاد آنها در نتیجه فشارهای عظیمی است که در درون آنها وجود دارد. ستارگان در فضا حرکت می‌کنند، اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست. در یک سال هیچ تغییری را در وضعیت نسبی آنها نمی‌توان ردیابی کرد، حتی در هزار سال نیز حرکت قابل ملاحظه‌ای در آنها مشهود نمی‌افتد.
نقش و الگوی آنها در حال حاضر کم و بیش دقیقا همان است که در هزار سال پیش بود. این ثبات ظاهری در نتیجه فاصله عظیمی است که میان ما و آنها وجود دارد. با این فواصل چندین هزار سال طول خواهد کشید تا تغییر قابل ملاحظه‌ای در نقش ستارگان پدید آید. این ثبات ظاهری مکان ستارگان موجب شده است که نام متداول (ثوابت) به آنها اطلاق شود. اختر فیزیکدانان بر این باورند که در بعضی کهکشانها ، از جمله کهکشان راه شیری ، ستارگان نوزاد بسیاری در حال تولد هستند، افزون بر آن که پژوهشگران اظهار می‌دارند تکامل ، تخریب و محصول نهایی یک ستاره ، به جرم آن بستگی دارد. در واقع سرنوشت نهایی ستاره که تا چه مرحله‌ای از پیشرفت خواهد رسید با جرم ستاره ارتباط مستقیم دارد.
مراحل زندگی سک ستاره از تولد تا مرگ
زندگي يك ستاره 
جالب است بدانيد كه ستارگان هم مانند موجودات زنده متولد مي‌شوند، زندگي مي‌كنند و سپس مي‌ميرند، ولي طول زندگي آنها بسيار طولاني است. متاسفانه عمر كوتاه انسانها كفاف نمي‌دهد تا بتوانند زندگي يك ستاره را در مراحل مختلف شاهد باشند. با اين حال اخترشناسان اين مراحل را براي ما مشخص مي‌كنند. 
در طول زندگي انسان ، ستارگان بيشمار راه شيري عملا بدون تغيير به نظر مي‌رسند. گاهي يك نواختر (ستاره‌اي كه بطور ناگهاني و انفجاري مقاديري عظيم انرژي از خود آزاد مي‌كند) ، ناگهان ظاهر آشناي يك صورت فلكي را به مدت چند هفته عوض مي‌كند و دوباره كم نورتر مي‌شود. منظره زيبايي كه يك ابرنواختر در آسمان پديد مي‌آورد، بسيار نادر است. ستارگان نيز در نهايت تغيير مي‌كنند و هيچ كدام تا ابد پايدار نمي‌مانند. ستاره ، هنگامي كه انبار عظيم سوخت هسته‌اي آن به پايان برسد، مي‌ميرد. ستارگان بسيار جوان هنوز در ميان گازهايي كه از آن شكل مي‌گيرند، پنهان هستند. 
ستاره بعد از تولد 
بعد از آنكه ستاره شكل مي‌گيرد (تولد ستاره)، بلافاصله حياتي پايدار بدست مي‌آورد. در همين زمان واكنشهاي هسته‌اي در داخلي‌ترين هسته ستاره ، هيدروژن را به هليوم تبديل مي‌كند و انرژي آزاد مي‌گردد. سرانجام همه هيدروژن درون آن به مصرف مي‌رسد. بعد از اين ، تغييراتي در لايه‌هاي دروني ستاره آغاز مي‌شود. در حالي كه واكنشهاي جديدي از هليوم شروع مي‌شوند، لايه‌هاي بيروني باد مي‌كنند تا ستاره را به اندازه غول برسانند. 
در اثر تغييرات زياد ، ستاره به مرحله متغير بودن مي‌رسد. در نهايت هيچ منبع ممكن براي آزادسازي انرژي باقي نمي‌ماند. ستارگان كوچكتر در اثر انقباض به كوتوله‌هاي سفيد تبديل مي‌شوند. ستارگان سنگين‌تر به‌صورت ابرنواختر منفجر مي‌شوند. ماده بيرون ريخته از يك ابرنواختر ، بخشي از گاز بين ستاره‌اي را تشكيل مي‌دهد كه زادگاه ستارگان جديد است. 
سحابي سياره‌اي 
ستارگان در يكي از آخرين مراحل زندگي خود ، قبل از آن كه به كوتوله سفيد تبديل شوند، منظره بسيار زيبايي در آسمان بوجود مي‌آورند. اين مرحله سبب پيدايش سحابي‌هاي سياره‌اي مي‌شود. يك سحابي سياره‌اي هنگامي تشكيل مي‌شود كه ستاره مركزي آن ، لايه‌اي به بيرون پرتاب كند. لايه گاز همانند حلقه‌اي از دود منبسط مي‌شود. 
تأثير نيروي گرانش بر زندگي ستارگان 
سراسر زندگي ستاره به يك ميدان نبرد شبيه است. نيروي گرانش سعي دارد كه ستاره را منقبض كند، ولي با مقاومت فشار رو به بيرون ستاره مواجه مي‌گردد. سرانجام ستاره تحليل مي‌رود و گرانش ، كنترل را بدست مي‌گيرد. در اين حالت ستاره شكل كاملا متفاوت با ستاره‌اي معمولي و سالم به خود مي‌گيرد. 

مراحل مختلف زندگي ستاره
تشكيل كوتوله سفيد 
نيروي گرانش يك نيروي جاذبه است، لذا ذرات ماده در اثر اين نيرو به هم نزديكتر مي‌شوند. همچنين چون نيروي گرانش با جرم ذرات نسبت مستقيم دارد و نيز چون جرم ستاره فوق‌العاده زياد است، لذا جاذبه گرانشي درون آن بسيار شديد خواهد بود. به عنوان مثال در اعماق خورشيد فشار در فاصله يك دهمي سطح تا هسته ، تقريبا يك ميليون بار بيشتر از فشار جو در سطح زمين است. در اين فاصله فشار تا هزار ميليون بار بيشتر از فشار جو زمين صعود مي‌كند. اين فشار با مقاومت گازهاي داغ درون خورشيد مواجه مي‌شود. اين گاز توسط كوره هسته‌اي گرم نگه داشته مي‌شود. 
هنگامي كه آتش هسته‌اي رو به كاهش مي‌گذارد، گاز داغ درون ستاره سرد مي‌شود. بنابراين نيروي گرانش غالب مي‌شود. آنچه در اين مرحله روي مي‌دهد، به جرم ستاره بستگي دارد. ستاره‌اي رو به مرگ مانند خورشيد ، درهم فرو مي‌ريزد تا به اندازه زمين برسد. در اين روند هيچ انفجار واقعي و قابل توجه رخ نمي‌دهد. ستاره فقط به توده‌اي از خاكستر راديواكتيو تنزل پيدا مي‌كند و به آرامي سوسو مي‌زند. در اين حالت ستاره به يك كوتوله سفيد تبديل مي‌شود. يك فنجان از ماده آن يك صد تن وزن دارد. 
تشكيل ستاره نوتروني 
اگر جرم ستاره‌اي بيشتر از خورشيد باشد، فشار فرو ريزش مرحله كوتوله سفيد را نيز پشت سر مي‌گذارد و متوقف نمي‌شود. فرايند فرو ريزش تا جايي كه قطر ستاره به حدود ده كيلومتر برسد، ادامه پيدا مي‌كند. در اين نقطه ، ستاره گلوله‌اي چگال از ذرات هسته‌اي است كه آن را ستاره نوتروني مي‌نامند. يك فنجان از ماده آن ، يك ميليون ميليون تن وزن دارد. 
تشكيل تپ اختر 
برخي از ستارگان نوتروني به سرعت مي‌چرخند و در هر بار چرخش ، تابشهايي در محدوده امواج راديويي گسيل مي‌كنند. اينگونه ستارگان نوتروني ، تپ اختر ناميده مي‌شوند. 
 
تشكيل ابرنواختر 
يك ستاره نوتروني بدون وقوع يك انفجار شديد اوليه شكل نمي‌گيرد. ستاره رو به مرگ ، ممكن است در چند ثانيه آخر حيات خود ، به صورت يك ابرنواختر شعله‌ور شود. درخشش آن چند روز از تمام كهكشانها پيشي مي‌گيرد. از بخش مركزي ابرنواختر ، يك ستاره نوتروني تشكيل مي‌شود. 
تشكيل سياهچاله‌ها 
يك ستاره رو به مرگ ، مثلا با جرمي ۱۰ برابر جرم خورشيد چنان زير بار گرانش توليد شده قرار مي‌گيرد كه هيچ نيرويي نمي‌تواند در برابر فرو ريزش آن مقاومت كند. وقتي كه چنين ستاره‌اي منقبض مي‌شود و به اندازه‌اي در حدود دو كيلومتر مي‌رسد، گرانش به حدي زياد مي‌شود كه سرعت گريز از سطح آن به بيشتر از سرعت نور مي‌رسد. 
از موشك گرفته تا ذرات نور و علائم راديويي ، هيچ يك نمي‌توانند از سطح آن بگريزند. اين گرانش به قدري نيرومند است كه همه چيز را به طرف خود مي‌كشد. ما فقط مي‌دانيم كه در اين حالت ، ستاره به يك سياهچاله تبديل مي‌شود. سياهچاله‌ها را نمي‌توان ديد، چون نور نمي‌تواند از سطح آن بگريزد. 
عقايد انسانها در مورد ستارگان 
از يك نظر زماني هر يك از ما درون ستارگان بوده است و از ديدگاه ديگر ، هر كس روزگاري در فضاي خالي و گسترده بين ستارگان جاي داشته است. بالاخره اگر براي جهان آغازي در نظر گرفته شود، زماني هر يك از ما در آن آغاز حضور داشته است. به اين معني كه هر مولكول بدن ما ، داراي موادي است كه روزگاري در مركز داغ و پر فشار يك ستاره جاي داشته‌اند. در اين نقاط بود كه آهن موجود در سلولهاي قرمز خون ، شكل گرفته است.
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود فایل تحقیق بررسي امواج الكترومغناطيسي در اطراف سيمهاي  برق فشار قوي و تأثيرات آن-خرید اینترنتی تحقیق بررسي امواج الكترومغناطيسي در اطراف سيمهاي  برق فشار قوي و تأثيرات آن-دانلود رایگان مقاله بررسي امواج الكترومغناطيسي در اطراف سيمهاي  برق فشار قوي و تأثيرات آن-دانلود رایگان پایان نامه بررسي امواج الكترومغناطيسي در اطراف سيمهاي  برق فشار قوي و تأثيرات آن

این فایل در ۱۰۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


امواج الكترومغناطيسي] ۱[
اتمهاي يك ماده مي‌توانند بطريق مختلف از محيط اطراف خود انرژي جذب كنند. مثلاً اگر ماده‌اي در معرض تابش حرارت قرار گيرد تمام يا مقداري از انرژي حرارتي كه به ماده ميرسد، توسط اتمهاي آنها جذب ميشود و در نتيجه اتمها به حالت تهييج درمي‌آيند.
هر يك از اتمهاي تهييج شده ممكن است در بازگشت به حال عادي خود، انرژي جذب شده را بصورت پرتوهايي از خود تابش كند، اين پرتوها را پرتوهاي الكترو مغناطيس گويند.
ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي
بين بارهاي الكتريكي نسبت بهم نيروئي بوجود ميآيد، بطوريكه بارهاي همنام يكديگر را دفع مي‌كند و بارهاي غير همنام يكديگر را جذب مي‌كنند و اين شبيه نيروهاي مغناطيسي است، همانطوري كه قواي مغناطيسي از ميدان مغناطيسي حاصل مي‌شود – قواي جذب و دفع الكتريكي از ميدان الكتريكي سرچشمه مي‌گيرد. وقتي كه جرياني از سيم مي‌گذرد در اطراف سيم خطوط ميدان مغناطيسي كه بشكل دايره‌اي متحدالمركز هستند تشكيل ميگردند. ولي خطوط ميدان الكتريكي بصورت شعايي از سطح سيم بخارج ميروند. ]۲[
مقدار فلوي مغناطيسي با افزايش مقدار جريان و شدت ميدان الكتريكي با افزايش مقدار ولتاژ زياد مي‌شود. بنابراين در ولتاژهاي بالا (اطراف سيمهاي برق فشار قوي) شدت ميدان الكتريكي بيشتر است ولي در فركانس بالا شدت ميدان مغناطيسي بيشتر است
امواج متحرك روي يك خط انتقال]۳[
راههاي زيادي براي انتشار امواج وجود دارد. به هر حال قبل از ادامة مطلب، فهم كامل پديدة خط انتقال اساسي است زيرا بسياري از مفاهيم بنيادي مانند ثابت انتشار در شكلهاي پيچيده‌تر از انتقال انرژي نمايان مي‌شود.
به عنوان نقطه شروعي براي تعميم مطالب، مسئلة كلاسيك خط انتقال را به جاي ديدگاه مداري از ديدگاه ميداني در نظر مي‌گيريم. از نظريه مقدماتي ميدان مي‌دانيم همانطوري كه در شكل ۳ نشان داده شده است، ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي در كنار ولتاژ و جريان خط ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي وجود دارند. همان طور كه به ظاهر ولتاژ و جريان در امتداد خط و در جهت انتشار حركت مي‌كنند 
از آنچه گذشت چون اين موضوع صرفاً يك ديدگاه است مي‌توان اين طور فكر كرد كه ميدانهاي ذكر شده جريانها را در سيم القاء مي‌كنند و نه برعكس، بنابراين از اين ديدگاه مي‌بينيم كه به ظاهر ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي باهم و با يك سرعت در فضا حركت كرده و سيم‌ها صرفاً كار «هدايت» موج را در جهت خاص انجام مي‌دهند

فوتونها ]۱[ و ]۴[
اگرچه با نظريه موجي بودن پرتونها الكترو مغناطيسي بعضي از پديده‌هاي تشعشع را ميتوان توضيح داد ولي كاربرد اين فرضيه در بعضي موارد كاملاً رضايت بخش نيست. براي مثال: از فرضيه موجي بودن اينطور استنباط ميشود كه انرژي پرتوهاي الكترو مغناطيس به صورت پيوسته و بدون انقطاع منتشر ميشود. در حالي كه ما مي‌دانيم اينطور نيست و انرژي بصورت باراني از ذرات كوچك و مستقل از هم بنام فوتون از جسم منتشر ميشود (شكل ۵۹٫ هر فوتون داراي مقدار معيني انرژي است و اغلب يك فوتون را يك كوانتوم (quantum) انرژي گويند. (نظريه ذره‌اي و موجي بودن پرتوهاي الكترو مغناطيسي). مقدار انرژي يك فوتون (E)، در نظريه ذره‌اي،‌با فركانس پرتو (V)، از نظر موجي، توسط رابطه زير بهم مربوط مي‌شوند

  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق حرارت و انرژی الکترومغناطیسی-خرید اینترنتی تحقیق حرارت و انرژی الکترومغناطیسی-دانلود رایگان مقاله حرارت و انرژی الکترومغناطیسی-تحقیق حرارت و انرژی الکترومغناطیسی

این فایل در ۶۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
کل انرژی ساطع شده از یک ماده با توان چهارم دمای ماده نسبت مستقیم دارد یعنی با افزایش دما، سرعت تابش ساطع شده از ماده افزایش می یابد. نکته ی مهم آن است که معادله ی بالا برای شرایطی صادق است که ماده به عنوان جسم سیاه  رفتار کند. جسم سیاه، جسمی فرضی است که تمام انرژی تابیده شده به آن را جذب و کل آن را ساطع می نماید. همانگونه که کل انرژی ساطع شده از یک جسم با دما تفییر می کند، توزیع انرژی ساطع شده نیز تغییر می یباد. تصویر ۱-۱۰ منحنی توزیع طیفی انرژی جسم سیاه با دمای بین ۳۰۰ تا ۶۰۰۰ درجه ی کلوین و محور Y میزان توان انرژی ساطع شده از جسم سیاه را به فواصل یک میکرومتری طول موج نشان می دهد. مساحت زیر هر منحنی برابر کل تابش ساطع شده است. هر چه دمای جسم تشعشع کننده بیشتر باشد میزان کل تشعشعات ساطع شده از آن بیشتر خواهد بود. همانگونه که منحنی ها نشان می دهند، با افزایش درجه ی حرارت یک جابه جایی به سمت طول موج های کوتاه تر در هر نقطه ی اوج منحنی تشعشات جسم سیاه، دیده می شود. طول موجی که در آن تشعشات جسم سیاه به حداکثر می رسد، مرتبط با درجه ی حرارت آن جسم است که توسط قانون جابه جایی وین  محاسبه می شود:
m= λ
Mλ= طول موج حداکثر انرژی ساطع شده ( μm )
A= ثابت وین ( μmK2898)
T= دمای K°
بنابراین برای جسم سیاه ، طول موجی که در آن حداکثر انرژی ساطع می شودف با دمای جسم سیاه نسبت عکس دارد. 
معمولاً لامپ هایی از خود نور ساطع می کنند که روی منحنی انرژی ساطع شده از جسم سیاه در حرارت ۳۰۰۰ درجه ی کلوین قرار دارند. بنابراین این گونه لامپ ها نور آبی رنگ کمی از خود خارج می کند و ترتیب طیفی آن ها شبیه خورشید نیست.
حرارت سطح زمین حدود ۳۰۰ درجه ی کلوین (۲۷ درجه ی سانتی گراد) است. اصولاً حداکثر انرژی ساطع شده از سطح زمین در طول موج حدود ۷/۹ میکرومتر روی می دهد و چون این تابش ناشی از گرمای زمین است، بنابراین به آن انرژی « مادون قرمز حرارتی » می گویند. این انرژی قابل عکس برداری نیست، اما سنجنده های حرارتی مانند رادیومتر ها و اسکنر ها نسبت به آن حساسند. خورشید حداکثر انرژی را در طول موج ۵/۰ میکرومتر منتشر می کند و چشمان ما نسبت به این مقدار انرژی و طول موج حساس است، از این رو با وجود نور خورشیدی قارد به رؤیت سطح زمین می باشیم.
سنجش از دور حرارتی
امروزه معلوم شده است داده های حرارتی می توانند مکمل یکدیگر داده های سنجش از دور (داده های انعکاسی) باشند. (Alavi panah، ۲۰۰۱).
در سنجش از دور حرارتی برای تخمین دما از انرژی ساطع شده توسط اشیاء و پدیده ها استفاده می شود. نمودار ۲-۱۰ عواملی را که روی دمایی تابشی مؤثرند، نشان می دهد.
عوامل مؤثر بر دما 
عوامل مؤثر بر دمای جنبشی به دو گروه عمده بیلان انرژی حرارتی و ویژگی های حرارتی مواد تقسیم میشود: 
بیلان انرژی حرارتی شامل عواملی مانند حرارت خورشیدی، تابش رو به بالا در طول موج های بلند، تابش رو به پایین، تبادل حرارت بین زمین و جو و منابع حرارتی مانند آتش، آتشفشان و غیره است؛ ویژگی های حرارتی مواد شامل هدایت حرارتی، گرمای ویژه، چگالی، ظرفیت حرارتی، انتشار حرارتی و اینرسی حرارت است.  
توان تشعشی طیفی   
هر جسمی در دمای بالاتر از صفر مطلق(صفر درجه کلوین یا ۱۵/۲۷۳- درجه سانتی گراد)، از خود انرژی ساطع می کند. اینکه چقدر انرژی و در چه طول موجی ساطع میشود، بستگی به توان تشعشعی سطح و دمای جنبشی آن دارد. توان تشعشعی، توانایی تشعشع یک جسم واقعی در مقایسه با جسم سیاه در دمای یکسان است و یک خاصیت طیفی است که با ترکیب مواد و آرایش هندسی سطح بستگی دارد. جسم سیاه، جسمی فرضی است که همه انرژی وارده در تمام طول موج ها را جذب و سپس ساطع می کند. این بدان معنی است که توان تشعشعی یک چنین جسمی برابر یک است. بدیهی است جسم سیاه در طبیعت وجود ندارد و یک ایدآل است.
توان تشعشی با اپسیلون(ε) نشان داده میشود و بین صفر و یک نوسان می کند.
ε برای مواد در محدودۀ ۷۰/۰ تا ۹۵/۰ است. دمای جنبشی، معیاری از میزان انرژی جسم حرارتی است. دمای جنبشی با واحدهای مختلف مانند درجه کلوین•k))، درجه سانتی گراد(•C) و درجه فارنهایت(•F) نشان میشود.
نتایج آزمایش های توان تشعشعی بر روی مواد مختلف در طول موج های گوناگون نشان می دهد که توان تشعشعی با طول موج تفاوت می کند. بنابراین میزان توان تشعشعی مواد در محدوده طیفی ۵/۱۱- ۵/۱۰ میکرومتر(باند۴ماهواره NOAA) با توان تشعشعی مواد در محدودۀ طیفی ۵/۱۲- ۴/۱۰ میکرومتر(باند۶ لندست TM) یکسان نخواهد بود. علاوه بر این توان تشعشعی مواد با شرایط مواد نیز فرق می کند.
خاک خشک، توان تشعشعی ۹۲/۰ و همان خاک در حالت مرطوب، توان تشعشعی ۹۵/۰ از خود نشان می دهد. توان تشعشعی برای درختان برگ ریز در حالت بدون برگ۹۵/۰و برای حالتی که درخت سر سبز است، ۹۸/۰اندازه گیری شده است. جدول ۱-۱۰ توان تشعشعی مواد و پدیده های مختلف را در دامنۀ طیفی ۱۴-۸ میکرومتر نشان میدهد. اختلاف اندکی توان تشعشعی سطح زمین در باندهای حرارتی سنجنده های ماهواره ها دارند. برای داده های AVHRR، اختلاف توان تشعشعی سطحی باندهای۴ و۵ معمولاً بین ۰۰۲/۰تا۰۰۵/۰است(LiوBecker،۱۹۹۳). بنابراین وقتی توان تشعشعی باندهای حرارتی معلوم باشد، دمای سطحی را میتوان با استفاده از روش پنجره اسپلیت محاسبه کرد. با توجیه تفاوت های توان تشعشعی مختلف در مناطق وسیع، معمولاً از توان تشعشعی فرضی استفاده میشود. خاک لخت و تاج پوشش دو پدیدۀ مهم سطحی اند. اصولاً دامنۀ توان تشعشعی خاک از ۸۴/۰تا ۹۸/۰تغییر میکند، در حالی که دامنۀ توان تشعشعی تاج پوشش از۹۴/۰ تا۹۹/۰ و پوشش متراکم از۹۸/۰تا ۰/۱متغیر است(Olioso،۱۹۹۵). برای مناطق کشاورزی، جایی که تاج پوشش گیاهی قالب است، تغییرات توان تشعشعی برگ، خطایی به بزرگی ۵/۱ درجۀ کلوین در استخراج دمای سطح زمین (LST) از تشعشعات در محدودۀ ۵/۱۲- ۵/۱۰ میکرومتر ایجاد می کند.

ویژگی های سنجش از دور حرارتی
اختلاف اساسی بین سنجش از دور در ناحیه مادون قرمز حرارتی و ناحیه های دیگر طیف EM، به سبب مواردی است که برخی از آنها بستگی به اکتساب داده های حرارتی، کایبراسیون، تصحیحات هندسی و اتمسفری دارد و در زیر بحث می شود.
ثبت داده های حرارتی 
بیشتر سنجنده های حرارتی، داده ها را به صورت غیر فعال دریافت میکنند. این گونه سنجنده ها انرژی ساطع شده از اشیا را ثبت میکنند. دستگاه های متعددی برای دریافت اطلاعات پدیده های سطحی در ناحیه ۸ تا ۱۲ میکرومتر وجود دارد. این وسایل، زمینی، هوایی یا فضایی است. در اینجا به منظور آشنایی با دستگاه های اسپکترومتر، به ذکر چند نوع از آنها پرداخته میشود: 
یکی از این دستگاه های قابل حمل، اسپکترومتر تشعشعی صحرایی(JpL) است که در ناحیه ۵ تا ۱۵ میکرومتر طراحی شده است(Hoover و Kahle،۱۹۸۷). این دستگاه به دلیل سنگینی و بزرگی زیاد از رده خارج شده و اسپکترومترهای سبکتر مانند  
 THIRSPEC(Rivard و همکاران،۱۹۹۴) و µFTIR (Hoover و Kahle ، ۱۹۹۶) جایگزین شده است. THIRSPEC، دستگاه اسپکترومتر مادون قرمز حرارتی، در عملیات صحرایی به کار می رود. دامنۀ طیفی مفید این دستگاه بین ۹/۷ تا ۳/۱۱ میکرومتر است. وزن این دستگاه با احتساب باتری حدود ۳۰کیلوگرم است. دستگاه µFTIR کوچک بوده امکان دریافت امواج مادون قرمز پدیده های سطحی بین ۲ تا ۱۴ میکرومتر را فراهم میسازد. این دستگاه ۱۶ کیلوگرم وزن و۶ باند طیفی دارد. تصویر ۳-۱۰ این دستگاه را که شامل یک جعبۀ توری با وزن ۱/۴ کیلوگرم است، نشان میدهد.
دتکتورهای این دستگاه با استفاده از نیتروژن مایع خنک میشود.
سایر دستگاه های معمول به شرح زیر است:
سنجندۀ AAS: 24 باند که ۱۷ مورد آنها در محدودۀ مادون قرمز حرارتی است.
سنجندۀ AHS :48باند بین ۴/۰و۱۳ میکرومتر 
سنجندۀ AMSS: 4 باند که ۶ مورد آن بین ۸ تا ۱۲ میکرومتر است.
سنجندۀ MODIS: 4 باند بین ۸تا۵/۱۲ میکرومتر با قدرت تفکیک ۱ کیلومتر.
سنجندۀ MAS: 50 باند بین ۵/۰ و ۱۴ میکرومتر
سنجندۀ MIVIS: 12 باند بین ۴/۰ تا ۱۳ میکرومتر
سنجندۀ TIMSS: 6 باند بین ۸ تا ۱۲ میکرومتر
سنجندۀ ATLAS: 3 باند در بخش نور مرئی و مادون قرمز نزدیک و ۶ باند در ناحیه SWIR و۵ باند در ناحیه مادون قرمز حرارتی دارد.
سنجندۀ Landsat Tm6: قدرت تفکیک زمینی ۱۲۰متر 
سنجندۀ Landsat7- Tm6: قدرت تفکیک زمینی ۶۰متر
سنجندۀ ASTER: قدرت تفکیک زمینی ۱ کیلومتر(در باندهای مادون قرمز حرارتی)
سنجندۀ AVHRR: قدرت تفکیک زمینی۱ کیلومتر
طول موج
در سنجش از دور حرارتی، بیشتر محدودۀ طیفی ۱۴-۸ میکرومتر به کار می رود. البته بعضی از سنجنده ها مانند سنجندۀ TMماهواره ی لندست( باند ۶)، در محدودۀ طیفی ۶/۱۲- ۴/۱۰ میکرومتر عمل میکنند تا بتوانند از محدودۀ حداکثر جذب اوزن که در محل ۶/۹ میکرومتر است، اجتناب کنند. بعضی از باندهای حرارتی در سنجنده های چند طیفی مانند ASTER ویژۀ کاربردهای زمین شناسی طراحی شده اند.

عتیقه زیرخاکی گنج