• بازدید : 54 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۳۵ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.

مقدمه:

اگر چه پيل‌سوختي به تازگي به عنوان يكي از راهكارهاي توليد انرژي الكتريكي مطرح شده است ولي تاريخچه آن به قرن نوزدهم  و كار دانشمند انگلیسی سرویلیام گرو بر مي‌گردد. او اولين پيل‌سوختي را در سال ۱۸۳۹ با سرمشق گرفتن از واکنش الکترولیز آب، طی واکنش معکوس و در حضور کاتالیست پلاتین ساخت.

واژه “پيل‌سوختي”  در سال ۱۸۸۹ توسط لودويک مند و چارلز لنجر به كار گرفته شد. آنها نوعي پيل‌سوختي که هوا و سوخت ذغال‌سنگ را مصرف مي‌کرد، ساختند. تلاش‌هاي متعددي در اوايل قرن بيستم در جهت توسعه پيل‌سوختي انجام شد که به دليل عدم درک علمي مسئله هيچ يک موفقيت آميز نبود. علاقه به استفاده از پیل سوختی با کشف سوخت‌های فسیلی ارزان و رواج موتورهای بخار کمرنگ گردید.

  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۳۷ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.

مقدمه:

یک موتور الکتریکی، الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند. عمل عکس آن که تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته است، توسط ژنراتور انجام می‌شود. این دو وسیله بجز در عملکرد، مشابه یکدیگر هستند. اکثر موتورهای الکتریکی توسط الکترومغناطیس کار می‌کنند، اما موتورهایی که بر اساس پدیده‌های دیگری نظیر نیروی الکترواستاتیک و اثر پیزوالکتریک کار می‌کنند، هم وجود دارند.

ایده کلی این است که وقتی که یک ماده حامل جریان الکتریسیته تحت اثر یک میدان مغناطیسی قرار می‌گیرد، نیرویی بر روی آن ماده از سوی میدان اعمال می‌شود. در یک موتور استوانه‌ای، چرخانه (روتور) به علت گشتاوری که ناشی از نیرویی است که به فاصله‌ای معین از محور چرخانه به چرخانه اعمال می‌شود، می‌گردد.

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق برداشتهای ژئوالکتریکی-خرید اینترنتی تحقیق برداشتهای ژئوالکتریکی-دانلود رایگان مقاله برداشتهای ژئوالکتریکی-تحقیق برداشتهای ژئوالکتریکی

این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وشامل موارد زیر است:

اغلب دستگاهها و مصرف كنندگان الكتريكي براي انجام كار مفيد نيازمند مقداري راكتيو براي مهيا كردن شرايط لازم براي كار هستند بعنوان مثال موتورهاي الكتريكي AC براي تبديل انرژي الكتريكي به انرژي مكانيكي، نيازمند توليد شار مغناطيسي در فاصله هوايي موتور هستند. ايجاد شار تنها توسط توان راكتيو امكان پذير است و با افزايش بار مكانيكي موتور مقدار توان راكتيو بيشتري مصرف مي گردد.
عمده مصرف كنندگان انرژي راكتيو عبارتند از:
۱)- سيم هاي الكترونيك قدرت
الف) مبدلهاي AC/DC  (RecTifier      )
ب) مبدلهاي DC/AC   (INVERTER    )
ج) مبدلهاي AC/AC  (Converter    )
۲) مصرف كنندگان يا تجهيزاتي كه داراي منتخه غير خطي هستند:
۳) متعادل سازهاي بارهاي نا متعادل.
۴) تثبيت كنندهاي ولتاژ
۵) كوره هاي القايي 
۶) كوره هاي قوس الكتريكي 
-انتقال انرژي راكتيو، انتقال جريان الكتريكي است و انتقالش نيازمند به كابل با سطح مقطع بزرگ تر دكل هاي فشار قوي مقاومتر، و در نتيجه هزينه هاي مازاداست، و همچنين افزايش تلفات الكتريكي وكاهش راندمان شبكه را نيز همراه دارد. و در مواردي مانند كاربردهاي الكترونيك قدرت و متعادل سازي بارهاي نا متعادل حتي انتقال انرژي راكتيو هم كار ساز نبوده و بايد انرژي در محل توليد نشود.
خازن بعنوان توليد كننده انرژي راكتيواست اما خازن توان راكتيو را توليد نكرده بلكه مصرف كننده آن نيز مي باشد. فقط در زمان كه ملف در خود انرژي ذخيره مي نمايد (توان راكتيو كه از شبكه مي كشد)، خازن، انرژي ذخيره خود را به شبكه تحويل مي دهد. و در زماني كه علف و خازن در كنار همديگر قرار گيرند موجبات تبادل انرژي بين علف و خازن گشته و ديگر تبادل انرژي بين مصرف كننده و شبكه صورت نمي گيرد.
تثبيت ولتاژ:
مورد استفاده ديگر خازن، تثبيت ولتاژ محل تغذيه باراست افزايش بار به معني افزايش دامنه جريان كشيده نشده از تبكه و ازدياد افت ولتاژ در محل تغذيه است.
۱) تقويت شبكه:
تقويت شبكه به معني كاهش امپرانس معادل شبكه در محل تغذيه مي باشد انجام اين مهم با افزايش ولتاژ شبكه و با تغذيه چند سوبه بار امكان پذير است كه براي اكثر مصرف كنندگان امكان پذير نيست.

۲) كاهش بار:
افت ولتاژ از حد مجاز را با تقليل دادن بار و تنظيم متوالي زماني بهره برداري دستگاهها مي توان جبران نمود. 
۳) استفاده از خازن
با تزريق كردن Q وار تتوان راكتيو به شبكه در محل مصرف ولتاژ از U1 به U2 افزايش پيدا كرد. كه ولتاژ U2 از فرمول تقريبي زير به دست مي آيد:
 
قدرت اتصال كوتاه شبكه در محل مصرف: S
قدرت راكتيو پياده سازي شده : Q
با استفاده از ويژگي فوق مي توان به تثبيت ولتاژ پرداخت. البته بايد دانست كه تثبيت ولتاژ و تنظيم ضريب توان بصورت همزمان امكان پذير نيست.
تمامي خازنها بصورت تكفاز بسته مي شوند و در ولتاژهاي پايين سه خازن تكفاز بصورت ستاره يا مثلث به متصل مي شوند.
ضريب توان:
ضريب توان معياري براي سنجش ميزان توان راكتيو مورد نياز دستگاههاي براي تبديل انرژي مي باشند. ضريب توان طبق تعريف عبارت است از نسبت توان اكتيو به كل توان الكتريكي  
با اتصال خازن به بار، ضريب قدرت كل مجموعه مصرف كننده و خازن تغيير مي كند چرا كه بخشي از انرژي راكتيو مورد نياز به مصرف كننده را خازن تامين مي كند و تنها نياز به دريافت جزء باقيمانده از شبكه مي باشد.
با اتصال Q وار خازن به مصرف كننده اي با ضريب توان   ضريب توان مجموعه خازن و بار به   تغيير پيدا مي كند كه   را از رابطه مقابل مي توان محاسبه كرد.  
رگولاتور:
رگلاتور اصلاح ضريب قدرت يكي از اساسي ترين بانكهاي خازني با قدمتي تقريبا برابر با قدمت خازن مي باشد 
طبق تعريف رگلاتور دستگاهي است كه با اندازه گيري ضريب توان بار، به مقدار مورد نياز خازن به مدار وارد مي نمايد.
اصول كار رگلاتور:
فرض كنيم مي خواهيم به صورت دستي و بويد دستگاههاي اندازه گيري توان اكتيو و راكتيو، ضريب توان را اصلاح كنيم همچنين فرض كنيم كه ۵ عدد خازن هم ظرفيت q كيلوواري در اختيار داريم روند تنظيم به شرح زير مي باشد:
مرحله۱) اندازه گيري توان اكتيو و راكتيو.
مرحله۲) محاسبه ضريب توان با استفاده از فرمول  
مرحله۳) محاسبه توان راكتيو مورد نياز براي رسيدن به ضريب توان مطلوب  
مرحله۴) تفريق Q كيلووار راكتيو به مدار.
در اين جا دو حالت پيش مي آيد:
حالت الف: Q كيلووار معادل ۳۰۸q مي باشد يعني ۳ پله واحد و ۰٫۸ پله را وارد مدار نمائيم حال دو انتخاب وجود دارد:
وارد كردن ۳ پله (به ضريب توان مطلوب نمي رسيم)
وارد كردن ۴ پله (ضريب توان بزرگ تر از مقدار مطلوب مي شود)
حال بايد بپذيريم كه:
در هر حال مقداري خطا وجود دارد اين ميزان خطا چقدر است؟ به چه عواملي بستگي دارد؟ و چگونه مي توان آنرا كنترل نمود؟
پاسخ به دو سوال آخر آسان است: ظرفيت كوچكترين پله چون كل راكتيو مورد نياز به مضربي از كوچك ترين پله گرد مي شود. و هر چه اين عدد كوچك تر باشد خطا كمتر است. ولي كوچك ساختن پله اول موجب استهلاك قطعات، افزايش تعداد قطع و وصل ها ايجاد شوك و تنش هاي الكترومكانيكي مي شود.
نسبت C/K در واقع تنظيم كننده دقت يا خطاي تنظيم است. و معمولا ميزان خطا متناسب است با ۰٫۵ الي ۰٫۶۵ كوچكترين پله بانك خازن.
در رگلاتوري كه مبناي خطا ۰٫۶۵ كوچك ترين پله است بجاي ۵٫۶۷ برابر كوچك ترين پله (۰٫۶۵*q)، ۶ برابر كوچكترين پله يعني ۶*q وارد مدار مي شود و بجاي ۵٫۴ برابر كوچك ترين پله، S برابر كوچكترين پله يعني ۵*q وارد مدار مي شود.
پس هر خطا به صورت زير فرمول بندي مي شود. 
نسبت تبديل ترانس جريان = K    
محاسبه خازن گذاري:
همانطور كه گفته شد اهميت خازن در سيستم هاي صنعتي كاملا متهود مي باشد. ضريب توان كل سيستم برابر با ۰٫۷۹۶۶  مي باشد. حالت مطلوب براي ما، بودن ضريب تواني برابر با ۰٫۹۵ مي باشد. 
 
مرحله اول كه اندازه گيري توان اكتيو و راكتيو و مرحله دوم كه محاسبه ضريب توان مي باشد انجام نشده است.
حال مرحله سوم كه محاسبه توان راكتيو مورد نياز براي رسيدن به ضريب توان مطلوب است را انجام مي دهيم:
   
بانك خازن ۴۲۵KVAR به عنوان بانك خازني در نظر گرفته مي شود.
پله رگولاتور عبارتند از: 
  • بازدید : 88 views
  • بدون نظر
ین فایل در ۱۰صفحه قابلویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

همكاري در زمينه هاي مختلف بين كشورهاي در حال توسعه مي تواند بسياري از نگرانيهاي مشترك آنان را برطرف سازد. مسائل و مشكلات پيش بيني نشده- وجود مشتركات فراوان در بحث توسعه اقتصادي- لزوم ايجاد نوعي همگراي و همدلي و استفاده از امكانات و توانمنديهاي يكديگر در بخش هاي مختلف اقتصادي، صنعتي و تكنولوژي در كنار تلاش اين كشورها در زمينه رفع نيازمنديهاي متقابل مي تواند زمينه رفع اين نيازمنديهاي مشترك و هم پوش در بخشهاي مختلف را فراهم آورد.
در دو بخش گذشته ما به زمينه هاي ممكن گسترش همكاري اقتصادي بين ايران و حمل و نقل ريلي و جاده اي پرداختيم. در اين بخش نيز همكاري در زمينه انرژي الكتريكي امكان مبادله در اين حوزه را مورد بررسي قرار مي دهيم.
مي توان ادعا نمود كه بخش سوخت و انرژي در توسعه كشورها و بهبود سطح زندگي مردم نقش حساسي داشته و اركان اصلي توسعه اقتصادي كشورها محسوب مي شود در اين ميان انرژي برق نيز در هر كشوري به عنوان زير بناي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به حساب مي آيد، به طوري كه رشد انرژي الكتريكي به عنوان شاخصي جهت اندازه گيري رشد(GDP) توليد ناخالص داخلي ارزيابي مي گردد(امراللهي، ۱۳۸۳).
در اين راستا كشورهاي آسياي مركزي داراي ذخاير مناسبي از نظر انرژي(اعم از گاز، نفت و انرژي الكتريكي) هستند. افزايش روز افزون مصرف انرژي بحق در ايران و شرايط متفاوت جغرافيايي و آب و هوايي ايران و كشورهاي منطقه آسياي مركزي مي تواند زمينه بسيار مناسبي را از لحاظ مكمل بودن شبكه هاي توليد و انتقال انرژي الكتريكي در شرايط مختلف فراهم آورد. در اين بخش كشورهاي داراي شرايط مناسب توليد و توزيع برق در آسياي مركزي را كه شامل تاجيكستان، تركمنستان و قرقيزستان مي شود را مورد بررسي قرار مي دهيم. سپس در ادامه با توجه به شرايط منطقه اي به ايران و افغانستان نيز به عنوان دو كشور داراي قابليت ترانزيت انرژي الكتريكي اشاره خواهد شد و در نهايت به بررسي مزاياي اتصال شبكه هاي توليد و توزيع برق بين ايران و كشورهاي مذكور مي پردازيم.
ابتدا ضروري است به صورت مجزا وضعيت توليد، مصرف و صدور انرژي الكتريكي در كشورهاي آسياي مركزي پرداخته شود.
الف: قرقيزستان
قسمت اصلي منابع آبي آسياي مركزي با پتانسيل هيدر و انرژي در قرقيزستان و تاجيكستان وجود دارد. قرقيزستان دومين كشور پرآب منطقه بعد از تاجيكستان است. اين كشور قرارادهايي را براي ساخت نيروگاههاي جديد و صدور برق به امضاء رسانده است(صفري،۱۳۸۳). قرقيزستان داراي رودخانه هاي متعددي است كه با استفاده از آنها مي توان ۱۵۰ نيروگاه مگاوات برق توليد نمود. در حال حاضر ۶ پست هيدروالكتريك در اين كشور كار مي كند و ظرفيت توليد آنها ۳۶۰ مگاوات است. اين كشور براي راه اندازي چند نيروگاه ديگر در حال مذاكره قزاقستان است. بايد گفت كه با وجود روخانه هايي كه منابع عظيم توليد انرژي محسوب مي شوند پتانسيل بسيار بالايي در زمينه توليد برق در اين كشور وجود دارد(آپيشف، ۱۳۸۳).
ميزان برق توليدي اين كشور هم اكنون ۲/۱۲ ميليارد كيلووات ساعت است كه بخشي از آن با توجه به نياز دو كشور قزاقستان و ازبكستان به اين دو كشور صادر مي شود.(ويژگيهاي اقتصادي قرقيزستان). همچنين بدليل شرايط سخت جغرافيايي تاجيكستان سيستم انرژي جنوب و شمال اين كشور به صورت مجزا پايه ريزي شده است. با هدف تامين برق قسمت شمالي تاجيكستان خط انتقال برق«كاني باد- باتكند» احداث شد كه با استفاده از آن سالانه ۸۵۵ ميليون كيلو وات ساعت برق قرقيزستان به تاجيكستان صادر مي شود(رسول اف، ۱۳۸۳). با توجه به شرايط خاص ژئوپلتيكي و منطقه اي قرقيزستان در انرژي برق منطقه آسياي مركزي، مي توان گفت امكان تشكيل يك بلوك انرژي در زمينه برق براي جبران كاستيهاي منطقه اي اين نوع از انرژي در كشورهاي آسياي مركزي وجود دارد.
ب: تركمنستان
تركمنستان نيز از نظر توليد برق داراي وضعيت نسبتا مناسب و مطلوبي است. اين كشور در سال ۲۰۰۳ به ميزان ۱۸/۱۵ مگاوات ساعت برق توليد كرده است كه از اين مقدار ۱/۵ مگاوات ساعت را به كشورهاي همسايه صادر نموده است. ۹۹ درصد نيزوگاههاي توليد برق اين كشور با سوختنهاي فسيلي كار مي كنند.(ابوالوردي، ۱۳۸۵) كالاي صادراتي تركمنستان به ايران پس از گاز انرژي برق است(ايران، ۱۳۸۶). اين كشور بر پايه قراردادي ده ساله سالانه ۶۴۰ ميليون كيلووات ساعت برق به ارزش ۱۲/۸ ميليون دلار به ايران صادر مي كند. برق انتقالي تركمنستان به ايران هم اكنون از طريق دو خط بالكان آباد علي آباد كتول و سرخس تركمنستان- سرخس ايران انجام مي گيرد. شبكه انتقال ۴۳۰ كيلوولت مرو- مشهد با امكان انتقال ۴۰۰ مگاوات برق نيز به عنوان سومين مسير انتقال برق تركمنستان به ايران هم اكنون در حال احداث است. ايران همچنين برق صادراتي تركمنستان به تركيه را از طريق خطوط انتقال برق خود ترانزيت مي كند و سالانه ۶۰۰ ميليون كيلووات ساعت برق صادراتي تركمنها را به تركيه مي رساند(همسايگاني با فرهنگ مشترك( امراللهي، ۱۳۸۳). اين ترانزيت برق توسط دو خط هوايي kv400 و kv200 صورت مي گيرد.(ابوالوردي، ۱۳۸۳).
اوج مصرف برق در ايران در فصل تابستان رخ مي دهد و براساس توافقنامه هاي موجود بين ايران و تركمنستان در اين فصل ايران از تركمنستان برق وارد مي كند. در زمستان نيز كه مصرف برق در تركمنستان به اوج مي رسد ايران به تركمنستان برق صادر مي كند چرا كه ايران در زمستان نياز كمتري به برق دارد. در نخستين مرحله انتقال برق تركمنستان به ايران شبكه برق بالكان آباد به گنبد در استان گلستان متصل شد و در مرحله بعد قرار است تا سال ۱۳۸۷ يك خط ديگر نيز برق مرو را به مشهد منتقل كند. بدين ترتيب ظرفيت انتقال برق تركمنستان به ايران به ۴۰۰ مگاوات خواهد رسيد. تركمنستان قرار است در طول ده سال حدود ۵۰۰ ميليون دلار برق به ايران صادر كند(ايران، ۱۳۸۶).
به طور خلاصه وضعيت فعلي مبادله برق بين ايران و تركمنستان به اين شرح است: 
واردات برق(در مقابل تحويل كالا يا وجه) و ترانزيت برق به تركيه گنبد- بالكان آباد، ۴۰۰ كيلوولت(فعلا ۲۳۰ مگاوات با ۲۳۰ كيلوولت برق دارد) سرخس- شاتليق، ۲۳۰ كيلوولت، ۱۰۰ مگاوات.
مشهد- ماي(مرو) ۴۰۰ كيلوولت، ۴۰۰ مگاوات(در دست احداث). لازم به ذكر است كه در برخي موارد شبكه برق تركمنستان به صورت سنكرون و نه جزيره اي به شبكه برق ايران متصل شده است(امراللهي، ۱۳۸۳).
در مجموع مي توان گفت مواردي همچون ويژگيهاي نسبتا مشترك اقتصادي، قرابت جغرافيايي و وضعيت نسبتا همگون ژئوپلتيك در كنار اشتراكات تاريخي و فرهنگي ايران و تركمنستان، زمينه ها و بسترهاي مناسب و مساعد گوناگوني از جمله بخش حمل و نقل نفت و گاز و برق جهت همكاري گسترده دو جانبه فراهم آمده است. گسترش همكاريهاي اقتصادي ايران و تركمنستان مي تواند زمينه و الگوي مناسبي را براي همكاري با ساير كشورهاي منطقه آسياي مركزي پي ريزي كند و فراهم آورد. 

تاجيكستان:
تاجكستان كشوري كوهستاني است، بطوريكه ۹۳ درصد مساحت آنرا كوهستان تشكيل داده است. بالاترين نقطه آن قله سامانيان با ارتفاع ۷۴۹۵ متر از سطح دريا و پايين ترين آن L300 متر ارتفاع از سطح دريا در سير دريا واقع شده است(جمهوري تاجيكستان). آبهاي اين كشور ۴/۵۵ درصد از مجموع حجم كل آبهاي منطقه آسياي مركزي را شامل مي شود(رسول اف، ۱۳۸۳). طبق برآوردهاي به عمل آمده تاجيكستان از لحاظ وسعت(۱۴۳۱۰۰ كيلومتر مربع) هشتاد و پنجمين كشور دنياست، در حاليكه از لحاظ ذخاير هيدرو انرژي با ظرفيت بالقوه توليد ۵۲۷ ميليارد كيلووات ساعت پس از چين، روسيه، آمريكا، برزيل، زئير، هندو كانادا در مقام هشتم قرار دارد(رسول اف، ۱۳۸۳). در حال حاضر تاجيكستان هر ساله تنها ۴۷/۱۶ ميليارد كيلووات ساعت برق توليد مي كند كه دليل اصلي عدم استفاده از كل ظرفيت بالقوه توليد برق اين كشور، مشكلات اقتصادي و عدم امكان تامين منابع مالي مورد نياز براي احداث نيروگاههاي برق- آبي جديد است(جمهوري تاجيكستان). از ۶۰۰ رود و رودخانه فصلي موجود در اين كشور سالانه بيش از ۵۰ كيلومتر مكعب آب حاصل مي شود كه ۶۰ درصد از آنها مربوط به حوزه آمودريا و ۳۴ درصد به حوزه سير درياست. در زمان حاكميت اتحاد جماهير شوروي و در اين كشور ايستگاههاي كوچك و بزرگ برق- آبي كيلووات ساعت ايستگاه برق- آبي نورسك ساخته شد(رسول اف، ۱۳۸۳). 
هزينه احداث اين نيروگاه را ايران متقبل شده است(روابط دو جانبه ايران و تاجيكستان) به طور كلي اين كشور ظرفيت توليد برق ۵ درصد از كل انرژي الكتريكي جهان را داراست(رسول اف، ۱۳۸۳).
صادرات برق يكي از اقلام عمده صادراتي تاجيكستان است. اين كشور در فصل بهار و تابستان مازاد توليد برق دارد كه آن را به كشورهاي همسايه به ويژه ازبكستان صادر مي كند و در فصل پاييز و زمستان كه از توليد برق نيروگاههاي برقي- آبي اين كشور به علت كاهش ميزان آب و يخبندان برخي رودخانه ها كاسته مي گردد، برق وارد مي كند(جمهوري تاجيكستان)
پس از فروپاشي شوروي اقتصاد تاجيكستان و بخصوص بخش صادرات برق آن بدلايلي از جمله مشخص نبودن مالكيت خطوط برق، با مشكلاتي روبرو شد. مشكلات اقتصادي اين كشور با وقوع جنگ داخلي تشديد شرط در اواخر دهه ۱۹۹۰ بود كه تاجيكستان برنامه هاي اصلاح و بازسازي اقتصادي خود را آغاز نمود اين كشور همچنين بدليل مشكلات فني ساخت برخي از نيروگاههاي برق- آبي خود را متوقف نمود. اما با اين وجود ساخت تعداد ديگري از آنها ادامه دارد. برخي از اين نيروگاهها عبارتند از:
۱- نيروگاه برقي رانمون: قدرت توليد برق اين نيروگاه ۳۶۰۰ مگاوات ساعت است كه ساخت آن در سال ۱۹۷۸ آغاز و هنوز بخشهايي از آن تكميل نشده است. حجم ظرفيت آبي آن ۸/۱۱ ميليارد متر مكعب است كه مي تواند نيازهاي برق و آبياري را تامين نمايد. هزينه ساخت اين نيروگاه ۸۰۰ ميليون دلار است كه حدود ۱۲۵ ميليون دلار ديگر براي تكميل آن مورد نياز است(رسول اف، ۱۳۸۳).
۲- نيروگاه برقي شوراب: اين نيروگاه داراي ظرفيت توليدي ۶۰۰ مگاوات است و كار احداث آن تكميل شده است(رسول اف، ۱۳۸۳).
۳- نيروگاه برق سنگ توده ۱: قدرت توليد برق اين نيروگاه ۶۷۰ مگاوات است. تا سال ۲۰۰۴ حدود ۱۰۰ ميليون دلار در اين نيروگاه هزينه شده است كه ۳۰۰ ميليون دلار ديگر نيز جهت تكميل آن لازم است(رسول اف، ۱۳۸۳). قرارداد احداث و تكميل اين نيروگاه كه قرار بود به ايران واگذار شود همراه با نيروگاه راكون با روسيه منعقد شده است.(maleki,2006).
۴- نيروگاه برق سنگتوده ۲: قدرت توليد برق اين نيروگاه ۲۲۰ مگاوات است. قرارداد احداث آن با ايران منعقد شده است و ايران هزينه احداث آنرا نيز به ارزش ۳۰۰ ميليون دلار متقبل شده است(maleki,2006). قرارداد احداث اين نيروگاه در جريان سفر رئيس جمهور تاجيكستان به ايران در دي ماه ۱۳۸۴ به امضاء رسيد. در اين قرارداد مقرر شد در مرحله اول ايران ۱۸۰ ميليون دلار براي احداث پروژه سنگتون ۲ به صورت اعتبار ۱۰ ساله در اختيار تاجيكستان قرار دهد. عمليات اين احداث اين پروژه در تاريخ ۱/۱۲/۱۳۸۴ و با حضور وزراي نيروي ايران و افغانستان و رئيس جمهورر تاجيكستان آغاز گرديد. اهميت انجام اين پروژه براي تاجيكستان بسيار زياد است به طوري كه در صورت بهره برداري از آن اين كشور خواهد توانست علاوه بر تامين برق خود هر ساله ميزان زيادي برق به ديگر مشورها نيز صادر كند. بر همين اساس يك يادداشت تفاهم سه جانبه به منظور انتقال برق از مسير افغانستان به ايران تنظيم و به امضا وزراي نيروي سه كشور رسيد. اين پروژه توسط شركت سنگاپ و با نظارت و طراحي شركت مهياب قدس و به مدت ۵ سال اجرا مي شود. عمليات جاده سازي و دسترسي آسان به محل پروژه نيز به طول ۱۴ كيلومتر توسط شركت مهياب قدس طراحي و توسط وزارت راه تاجيكستان اجرا شد(روابط اقتصادي و تجاري دو جانبه ايران و تاجيكستان).
از نيروگاههاي مذكور تنها دو نيروگاه(راغون و سنگ توده ۱) مي توانند توليد برق تاجيكستان را تا دو برابر افزايش دهند. استفاده مناسب و موثر از اين منابع به تاجيكستان امكان مي دهد كه نه تنها نيازهاي خود را تامين كند بلكه ميزان نياز به انرژي برق كشورهاي آسياي مركزي و حتي خارج دور را تامين نمايد(رسول اف، ۱۳۸۳).
۵- ايستگاه برق آبي نورسك: اين ايستگاه ظرفيت توليد ۷/۲ ميليون كيلو وات ساعت را دارد(رسول اف، ۱۳۸۳). ايران هزينه احداث اين نيروگاه را كه در سال ۲۰۰۴، ۵۰۰ ميليون دلار برآورد شده است به عهده گرفته است (maleki,2006). 
تاجيكستان در تابستان با ۵/۲ ميليارد كيلووات ساعت مازاد توليد برق روبروست كه آن را به كشورهاي همسايه قزاقستان- قرقيزستان و تركمنستان و ازبكستان مي فروشد و در زمستان كمبود برق مصرفي خود را از اين سه كشور و به قيمت جهاني وارد مي كند. همچنين قرارداد احداث خط برق از طريق مرز تركمنستان به شهر مشهد از شبكه برق تاجيكستان به امضا مقامات سه كشور رسيده است(رسول اف، ۱۳۸۳).
افغانستان:
افغانستان داراي ساختار اقتصادي توسعه نيافته و بالطبع فقدان دسترسي منظم و كافي به انرژي الكتريكي است. تنها ۶ درصد از جمعيت اين كشور به برق دسترسي دارند و حدود ۲۷۰ مگاوات برق در شبكه توليد و توزيع برق اين كشور وجود دارد كه ناشي از شرايط بحراني و خاص اين كشور طي سالهاي گذشته است. اين كشور وجود دارد كه ناشي از شرايط بحراني و خاص اين كشور طي سالهاي گذشته است. اين كشور هم به گسترش شبكه توزيع و هم به افزايش توليد و عرضه برق نياز دارد كه در ميان مدت و بلند مدت قابل حصور است. از اين كشور بايد مقدار زيادي انرژي الكتريكي وارد كند. شرايط جغرافيايي خاص افغانستان در منطقه مي تواند در صورت فراهم شدن زير ساختهاي انتقال و توزيع برق اين كشور را به مسير مناسبي براي ترانزيت انرژي آسياي مركزي به پاكستان و جنوب آسيا تبديل كند(Chart ton2007). همچنين اين كشور موقعيت ترانزيتي و گذرگاهي بسيار مناسبي براي انتقال و ترانزيت انرژي الكتريكي كشورهاي قرقيزستان و تاجيكستان به ايران و پاكستان دارد. اين موضوع در اجلاس سه جانبه وزراي نيروي ايران- افغانستان و تاجيكستان در دوشنبه پايتخت تاجيكستان در اسفندماه ۸۴ با امضاي يادداشت تفاهم مورد توافق سه جانبه قرار گرفت. مطالعات جهت امكان سنجي مسير و نحوه اجراي پروژه در اجلاس كارشناسان سه كشور در مرداد ماه ۱۳۸۵ در تهران آغاز شده است(روابط دوجانبه اقتصادي دو تجاري ايران و تاجيكستان).
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قطعات اصلی آسانسور  الکتریکی عبترتند از:
 الف: وسایل تطبیق کابین و زنه تعادل که میتواند سیم بگسل فولادی و یا زنجیر باشد.
 ب: وسیله رانش که محرک آسانسور است و شامل:
موتور الکتریکی 
گیربکس 
ترمز 
فلکه کششی و یا دنده زنجیره 
شاسی ماسین – کوپلینگها، محور ها، یاتاقانها 
پ: کابین که مسافرین یا یار را حمل میکند، شامل یوک که چهارچوبی فلزی ست و کابین از طریق آن به سیستم تعلیق متصل می شود کف کابین که بار را نگهداری می کند و بدنه کابین به کف متصل است
قطعات دیگر عبارتند از:
– سیستم تعلیق 
راهنما ها که باعث هدایت کابین در مسیرحرکت خود می شود.
سیستم ایمنی 
درب کابین و محرک دبرب 
ث: وزنه تعادل که برای جبران وزن کابین و قسمتی از ظرفیت بکار می زو.
ث: چاه آسانسور(Hoist way ) 
ای فضا قسمتی یا تماماً پوشیده استو از کف چاله تا سق(  کف موتور خانه) ادامه دارد این فضا کابین و وزنه تعادل حرکت میکند وشامل ریلهای راهنما برای کابین و وزنه تعادل و درهای طبقات و ضربه گیر در کف چاه می باشد. ج: سیستم ایمنی 
یک وسیله مکانیکی است که در صورت بروز هرگونه خرابی، شل شدن سیم بکسل، ( زنجیر تعلیق) وسیله توثف و نگاهداشتن کابین و یا وزنه تعادل روی ریل راهنما می اشد و اگر سرعت کابین در جهت پائین رفتن از مقدار مشخص شده ای تجاوز کند این مکانیزم عمل می نماید، عملکرد این مکانیزم توسط گاورنز که معمولاً درموتور خانه است شروع می شود.
چ: ضربه گیر ها 
کابین یا وزنه از حدود تعیین شده در چاهک گذاشته شده و امکان برخورد با کف چاهک پیش می آید این وسیله از برخورد جلوگیری مینماید ضربه گیر ممکن است از جنس پلیا ورتان، فنر یا نوع روغنی انتخاب شود که بستگی به سرعت اسمی داشته و طوری طراحی می شود تا انرژی جنبشی کابین یا وزنه تعادل را جذب کرد(  نوع فنری) و یا مستهلک نماید.
ح) تجهیزات الکتریکی 
که شامل امکانات ایمنی و روشنایی نیز می گردد.
خ: سیستم کنترلی 
یک نمونه از تجهیزات یک اسانسور است برقی( رانشی، کششی) 
موتور محرکه القایی خطیLMI (Linear Induction Motor )
این نوع طرایحی انقلابی در فن آوری اسانسور میباشد دو نوع طراحی اساس زیر برای سیستم محرکه LIM میتواند در نظر گرفته شود:
 الف) موتور القایی خطی جزئی از وزنه تعادل را تشکل میدهد و اتصال مکانیکی بین کابین و وزنه تعاادل به وسیله سیم بکسلهایی است که روی یک فلکه هرزگرد در بالای چاه آسانسور حرکت می کند.  این سیستم اخیراً بوسیله شرکت یونایت تکنولوژی(United Technology ) امریکا و شرکت نیپون اوتیس
( Nippon Otis ) ژاپن معرفی گردیده که براساس گردیده استک اولین مدل مهندسی آن در مرکز تحقیقات شرکت یونایتد تکنولوژی در فارمینگون ساخته و آزمایش شده است.
   قطعات اولیه LIM ، بصورت مشابه استاتور های متداول، عبارتند از یک حلفه شامل میله های آهنی می باشد که در یک دایره قرار گرفته و دایره وار بوسیله حلقه های آهنی به یکدیگر محکم شده اند. این جزء به همراه ترمز ها، کفشکهای غلطکی و سنسور سرعت قسمتی از وزنه تعادل را تشکیل میدهد دومین قطعه موتور عبارت از ستون فولادی در داخل پوشش آلومینیومی است که از وزنه تعدادل عبور کرده و در طول چاهک کشیده شده است، این قطعه توسط ساز چاه آسانسور نگهداری می شود. هنگامی که جریان قطعه اول اعمال می شود، فلوی مغناطیسی تولید مینماید، این فلو نیروی رانشی را بوجود می آورد که قطعه اولیه را در طول ستون حرکت میدهد. شکل حلقوی موتور دارای مزیت می باشد که می تواند نیروی جاذبه حول قطعه دوم که از مرکز آن عبور می نماید را بدون نیاز به مکانیزم های پیچیده تنظیم نموده و فاصفله هوایی را حفظ کند گاورنر نیز در چاهک نیروی ترمز مستقیماً روی ریل های وزنه تعدل اعمال میگردد. سیستم ترمز در شکل نشان داده  شده استو هنگام فطه انرژ ی سیم پیچ(۶)  عمل مینماید. کفشک های ترمز(۲)_ با ریل وزنه درگیر شده و آسانسور ترممز مینماید. نیروی ترمز توسط فنر ها(۳) بوجود می اید و برروی  بازوهای ترمز(۱) که روی آنها مکانیزم آزادسازی(۴)متصل به هسته سیم پیچ(۵) قرار دارد عمل می نماید. از آنجائیکه واحد محرکه روی قاب وزنه قرار دارد پیه موتور خانه نیازی نمی باشد.
نمایی از چاه آسانسور یا سیستم محرکه LIM روی وزنه تعادل، ترمزها، و غلطکهای راهنما در شکل ۱-۲ نشان داده شده است.
 اگرچه تعلیق ستون از بالای چاه بار ساز ساختمان را افزایش میدهد اما حذف وزن سیستم محرکو متعلقات آن موجب کاهش وزن دو طرف فلکه هرزگرد بالای چاه شده و افزایش وزن یادشده را جبران مینماید. این امر سببکاهش بار وارده به سازه ساختمان و کاهش گشتاور راه اندازی بر ای غلبه بر نیرو های اینرسی و کاهش جریان مورد نیاز آسانسور میگردد. دورنمای آینده این فن آوری استفاده از مواد مرکب برای ساخت کابین های سبک می باشد.
تمامی این ویژگیهای ایمنی آسانسور متداول در نوع خطی  حفظ می شود: ترمز ایمنی( پاراشوت) کابین، گاورنر، سوئیچهای حدی، عملکرد آتش نشان و غیره از آن جمله هستند.
 یک سیستم پشتیبان الکتریکی باتری برای آزادسازی ترمز و رساندن کابین به نزدیکترین راست طبقه در موقع قطع برق پیش بینی شده است.
 موتور گیربکس بالابر 
 کلیات 
 موتور وکاهنده های بدون چرخ دنده معمولاً  برای سرعتهای بیش از  استفاده می شوند در حالیکه برای سرعت های کمتر، از گیربکس های دارای چرخ دنده استفاده می شود تولید، چرخ دنده های حلزونی یک استاندارد قابل قبول مورد استفاده در گیربکس آسانسور ها شد اخیراً سازندگان با سابقه آسانسور مانند آسانسوز اوتیس و میتسوپیشی الکتریک موتور گیربکسهائی برای سرعت تا   با ا ستفاده از چرخ دنهده های مارپیچ یا راندمان بالا و با دو مرحله کاهش ساخته اند. مورتور گیربکس شامل موتور سه فاز A.C و تغییر سرعت از طریق تغییر فرکانس صورت می گیرد. در هر حال چرخ دنده های مارپیچ برای سرعت های بیشتر از   مصرف می شوند و برای سرعتهای پاین از همان چرخ دنده های حلزونی استفاده می شود.
 چرخ دنده های حلزونی گاهی اوقات همراه باتسمه و یا با یک جفت چرخ دنده ساده اضافه استفاده می شود( آسانسور های کاربرد سنگین) موتور گیربکس با محرک غیرمستقیم که از تسمه  7 و  یا تسمه دندانه دار استفاده می شود باید حداقل ۳  تسمه موازی بصورت یک مجموعه داشته باشد حداقل ضریب اطمینان برای مقاومت در مقابل پاره شدن تسمه ۱۰ می باشد چون بجز چرخ دنده حلزونی انواع دیگرچرخ دنده به ندرت استفاده می شود نوع حلزونی را در این فصل بررسی می کنیم.
استفاده از کاهنده های حلزونی دارای مزایای زیر است:
 الف) با نسبت کاهش سرعت و قدرت منتقل شده نسبت به انواع دیگر جعبه دنده ها ا دارای ابعاد کوچکتر و فشرده تر می باشد.
 ب) قطعات محرک کمتری نسبت به جعبه دندهای دیگر دارد که درنتیجه باعث تعمیر و ننگهداری آسانتر می شود.
 پ) عملکرد لغزش در چرخ دنده های حلزونی باعث عملکرد بدون صدای آنها است.
 ت) دارای مقاومت بالا در مقابل ضربه می باشد.
 جنس حلزون معمولاً از فولاد آلیاژی فورج شده می باشد که دارای داخلی با استحکام بالا می باشد و سطح آنرا میتوان سختی سطحی نمود که درنتیجه سطح دارای پوسته ای سخت می شود. جننس، فولاد نیکلی یا کروم دار است. البته بعضی شرکت ها از فولاد، ۴/۰ تا ۵۵/۰ درصد کربن برای چرخ دنده های با کاربرد سنبک استفاده می کنند. چرخ دنده های سخت شده سنگ زدهمی شود و پرداخت می گردد تا پروفیل دندانه کامل و زبری سطح کم باشد تا اصطکاک و سایش حداقل باشد.
حلقه دور چرخدندههای حلزونیا ز برنز که به طریق گریز از مرکز ریخته گری می شود ساخته می گردد وطوری ماشینکاری می گردد که جفت حلزون باشد. آلیاژ برنز انتخاب شده، فسفر، برنز،و قلع یا مس و نیکل با ضریب اصطکاک کم است ریخته گری گریز از مرکز باعث یکنواختی و ذرات ریز و کامل ساختمان مواد یا مقاومت در مقالل شکست و خواص لغزشی خوب می شود.
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در سال ۱۸۰۲ پتروف (V.P.Petrof) كشف كرد كه اگر دو تكه زغال چوب را به قطب هاي باتري بزرگي وصل كنيم و آنها را به هم تماس دهيم و سپس كمي از هم جدا كنيم شعله روشني بين دو تكه زغال ديده مي شود. و انتهاي آنها كه از شدت گرما سفيد شده است نور خيره كننده اي گسيل مي دارد. قوس الكتريكي هفت سال بعد ديوي (H.Davy) فيزيكدان انگليسي اين پديده را مشاهده نمود و پيشنهاد كرد كه اين پديده به احترام ولتا قوس ولتا ناميده شود
اگر بخواهيم در يك روش ساده اي ايجاد قوس الكتريكي را نشان دهيم بايد دو تكه كربن را روي گيره قابل تنظيم سوار نمود (بهتر است كه به جاي زغال چوب معمولي ميله خاصي كه از كربن قوس ساخته مي شود و با فشار دادن مخلوط گرافيت ، كربن سياه و مواد چسبنده به وجود مي آيند، استفاده شود). 

چشمه جريان مي تواند برق شهر هم باشد براي اجتناب ازاينكه در لحظه تماس تكه هاي كربن مدار كوتاه ايجاد شود بايد رئوستايي به طور متوالي به قوس وصل شود. 

معمولا برق شهر با جريان متناوب تغذيه مي شود. ولي در صورتي كه جريان مستقيم از آن عبور كند قوس پايدارتر است به طوري كه يكي از الكترودها هميشه مثبت «آند)و ديگري همواره منفي «كاتد)است. 

ماهيت قوس الكتريكي 

در قوس الكتريكي الكترودها در اثر حرارت سفيد رنگ مي شود. ستوني از گاز ملتهب رساناي خوب الكتريكي بين الكترودها وجود دارد. در قوس معمولي اين ستون نوري بسيار كمتر از نور تكه هاي كربن سفيد شده از آزمايش‌هاي مربوط به گرما گسيل مي كنند. چون الكترود مثبت دمايش از الكترود منفي بيشتر است زود تر از بين مي رود. در نتيجه تصعيد شديد كربن صورت گرفته و در آن الكترود (الكترود مثبت) فرورفتگي به وجود مي آيد كه به دهانه مثبت معروف است و داغ ترين نقطه الكترودهاست. 

دماي دهانه در هوا و در فشار جو به ۴۰۰۰ درجه سانتيگراد مي رسد. در لامپ هاي قوسي سازوكارهاي منظم و خود كار خاصي براي نزديك كردن تكه هاي كربن با سرعت يكنواخت وقتي با سوختن از بين مي روند، مورد استفاده قرار مي گيرند. براي اينكه سايش و خوردگي الكترود مثبت به خاطر دماي بالايش بيشتر است،براي همين هميشه الكترود كربن مثبت كلفت تر از الكترود منفي اختيار مي شود. 

دماهاي بالا در قوس الكتريكي 

قوس الكتريكي مي تواند بين الكترودهاي فلزي ساخته شده از آهن ، مس و غيره نيز بگيرد. در اين حالت الكترودها به ميزان زيادي ذوب و تبخير مي شوند و اين عمل به مقدار زيادي آزمايش‌هاي مربوط به گرما احتياج دارد. به اين دليل دماي مركز الكترود فلزي معمولا كمتر از دماي الكترود كربني است (۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ درجه سانتيگراد). 

قوسي كه بين الكترودهاي كربن در گاز فشرده اي قرار مي گيرد (حدود ۲۰atm) بالا رفتن دماي مركز مثبت تا ۵۹۰۰ درجه سانتيگراد يعني دما روي سطح خورشيد را ممكن ساخته است. معلوم شده است كه كربن در اين حالت ذوب مي شود. دماي باز هم بالاتري را مي توان در ستوني از گاز و بخاري كه از آن تخليه الكتريكي مي گذرد، به دست آورد. 

بمباران شديد اين گاز و بخار با الكترون ها و يون هايي كه با ميدان الكتريكي قوس شتاب گرفته اند دماي ستون گاز را ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ درجه سانتيگراد مي رساند. به اين دليل تقريبا تمام مواد شناخته شده در ستون قوس الكتريكي ذوب و تبخير مي شوند. و بسياري از واكنش هاي شيميايي كه در دماهاي پايين انجام شدني نيستند، با قوس الكتريكي امكان پذير مي شوند. مثلا ميله هاي چيني دير گداز در شعله قوس به سهولت ذوب مي شود. 

چگونگي ايجاد تخليه قوس الكتريكي 

براي ايجاد تخليه قوس الكتريكي به ولتاژ زيادي احتياج نيست با ولتاژ ۴۰ تا ۴۵ ولت بين الكترود ها مي توان قوس را به وجود آورد. از طرف ديگر جريان داخل قوس زياد است. مثلا حتي در قوس كوچك جريان به ۵ آمپر مي رسد، در حاليكه در قوس هاي بزرگ كه در مقياس صنعتي به كار مي روند جريان به صدها آمپر بالغ مي شود. اين به اين معنا ست كه مقاومت قوس پايين است و از اين رو ستون گاز تابان رساناي الكتريكي خوبي است. 

يونيزاسيون گاز با انرژي قوس الكتريكي 

يونش شديد گاز با قوس الكتريكي به آن دليل امكان پذير است كه كاتد قوس الكتريكي تعداد زيادي الكترون گسيل مي داد. اين الكترون ها با برخورد با گاز داخل شكاف تخليه گازي آن را يونيزه مي كنند. گسيل الكتروني شديد از كاتد از آنجا ممكن مي شود كه خود كاتد تا دماي بسيار بالايي گرم مي شود (بسته به ماده از ۲۲۰۰ تا ۳۵۰۰). وقتي كه الكترودهاي قوس در ابتدا تماس داده شوند تقريباً تمام گرماي ژول كه از الكترود ها مي گذرد در ناحيه تماس كه مقاومت بسيار دارد آزاد مي شود. 

به اين دليل انتهاي الكترودها به شدت گرم مي شوند كه براي گيراندن قوس به هنگام جداكردن آنها كافي است آن وقت كاتد قوس توسط جرياني كه از قوس مي گذرد، در حالت التهاب مي ماند. در اين فرايند بمباران كاتد توسط يون هايي كه به آن برخورد مي كند نقش اصلي را ايفا مي كند. 

مشخصه جريان ولتاژ قوس الكتريكي 

يعني بستگي جريان الكتريكي در قوس الكتريكي به ولتاژ بين الكترودها ، ويژگي خاصي دارد. در فلزات و الكتروليت ها جريان متناوب با ولتاژ افزايش مي يابد «قانون اهم). در صورتيكه براي رسانش القايي گازها جريان ابتدا با ولتاژ زياد مي شود، سپس اشباع شده و مستقل از ولتاژ است. 
بنابر اين افزايش جريان در تخليه قوسي به اندازه مقاومت در شكاف بين الكترودها و ولتاژ بين آنها منجر مي شود. براي اينكه تاباني قوس پايدار بماند رئوستا يا مقاومت الكتريكي قوي ديگري را بايد به طور متوالي به آن بست. 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اگر چه پيل‌سوختي به تازگي به عنوان يكي از راهكارهاي توليد انرژي الكتريكي مطرح شده است ولي تاريخچه آن به قرن نوزدهم  و كار دانشمند انگلیسی سرویلیام گرو بر مي‌گردد. او اولين پيل‌سوختي را در سال ۱۸۳۹ با سرمشق گرفتن از واکنش الکترولیز آب، طی واکنش معکوس و در حضور کاتالیست پلاتین ساخت.
واژه “پيل‌سوختي”  در سال ۱۸۸۹ توسط لودويک مند و چارلز لنجر به كار گرفته شد. آنها نوعي پيل‌سوختي که هوا و سوخت ذغال‌سنگ را مصرف مي‌کرد، ساختند. تلاش‌هاي متعددي در اوايل قرن بيستم در جهت توسعه پيل‌سوختي انجام شد که به دليل عدم درک علمي مسئله هيچ يک موفقيت آميز نبود. علاقه به استفاده از پیل سوختی با کشف سوخت‌های فسیلی ارزان و رواج موتورهای بخار کمرنگ گردید
فصلي ديگر از تاريخچه تحقيقات پيل‌سوختي توسط فرانسيس بيكن از دانشگاه كمبريج انجام شد. او در سال ۱۹۳۲ بر روي ماشين ساخته شده توسط مند و لنجر اصلاحات بسياري انجام داد. اين اصلاحات شامل جايگزيني كاتاليست گرانقيمت پلاتين با نيكل و همچنين استفاده از هيدروكسيدپتاسيم قليايي به جاي اسيد سولفوريك به دليل مزيت عدم خورندگي آن مي‌باشد. اين اختراع كه اولين پيل‌سوختي قليايي بود، “Bacon Cell” ناميده شد. او ۲۷ سال تحقيقات خود را ادامه داد تا توانست يك پيل‌سوختي كامل وكارا ارائه نمايد. بيكون در سال ۱۹۵۹ پيل‌سوختي با توان ۵ كيلووات را توليد نمود كه مي‌توانست نيروي محركه يك دستگاه جوشكاري را تامين نمايد.
تحقيقات جديد در اين عرصه از اوايل دهه ۶۰ میلادی با  اوج گيري فعالیت‌های مربوط به تسخیر فضا توسط انسان آغاز شد. مركز تحقيقات ناسا در پي تامين نيرو جهت پروازهاي فضايي با سرنشين بود. ناسا پس از رد گزينه‌هاي موجود نظير باتري (به علت سنگيني)، انرژي خورشيدي(به علت گران بودن) و انرژي هسته‌اي (به علت ريسك بالا) پيل‌سوختي را انتخاب نمود.
تحقيقات در اين زمينه به ساخت پيل‌سوختي پليمري توسط شركت جنرال الكتريك منجر شد.  ایالات متحده فن‌آوری پیل سوختی را در برنامه فضايي Gemini استفاده نمود كه اولين كاربرد تجاري پيل‌سوختي بود.
پرت و ويتني دو سازنده موتور هواپیما پيل‌سوختي قليايي بيكن را به منظور كاهش وزن و افزايش طول عمر اصلاح نموده و آن را در برنامه فضايي آپولو به كار بردند. در هر دو پروژه پيل‌سوختي بعنوان منبع انرژي الكتريكي براي فضاپيما استفاده شدند. اما در پروژه آپولو پيل‌هاي سوختي براي فضانوردان آب آشاميدني نيز توليد مي‌كرد. پس از کاربرد پيل‌هاي سوختي در اين پروژه‌ها، دولت‌ها و شركت‌ها به اين فن‌آوري جديد به عنوان منبع مناسبي براي تولید انرژي پاك در آينده توجه روزافزوني نشان دادند.
از سال ۱۹۷۰ فنآوري پيل‌سوختي براي سيستم‌هاي زميني توسعه يافت. تحريم نفتي از سال۱۹۷۳-۱۹۷۹ موجب تشديد تلاش دولتمردان امريكا و محققين در توسعه اين فن‌آوري به جهت قطع وابستگي به واردات نفتي گشت.
در طول دهه ۸۰ تلاش محققين بر تهيه مواد مورد نياز، انتخاب سوخت مناسب و كاهش هزينه استوار بود. همچنين اولين محصول تجاري جهت تامين نيرو محركه خودرو در سال۱۹۹۳ توسط شركت بلارد ارائه شد.
انواع پيل‌سوختي و خصوصيات هر يك در جدول زير مشخص است.
پیل سوختی قلیایی پیل سوختی
متانولی پیل سوختی
کربنات مذاب پیل سوختی
اسید فسفریک پیل سوختی
پلیمری پیل سوختی
اکسیدجامد
الکترولیت هیدروکسید پتاسیم غشاء پلیمری مایع کربنات مذاب ثابت مایع اسید فسفریک ثابت غشاء تعویض یونی سرامیک
دمای عملیاتی ۹۰-۶۰ ۱۳۰-۶۰ ۶۵۰ ۲۰۰ ۸۰ ۱۰۰۰
بازده ۶۰-۴۰% ۴۰% ۶۰-۴۵% ۴۰-۳۵% ۶۰-۴۰% ۶۵-۵۰%
توان تولیدی تا ۲۰ کيلووات کمتر از ۱۰ کيلووات بيش از يک مگاوات بيش از ۵۰ کيلووات تا ۲۵۰ کيلووات بيش از ۲۰۰ کيلووات
کاربرد زير دريايي و فضايي کاربردهاي قابل حمل نيروگاهي نيروگاهي وسائل نقليه، نيرو گاهي کوچک نيروگاهي
 
  کارکرد و اهمیت پیل سوختی


شناخت كلي پيل‌سوختي 
پيل‌‌سوختي نوعي سل الكتروشيميايي است كه انرژي شيميايي حاصل از واكنش را مستقيماً به انرژي الكتريكي تبديل مي‌کند. سازه و بدنه اصلي پيل‌سوختي از الكتروليت، الكترود آند و الكترود كاتد تشكيل شده است. نماي كلي يك پيل‌سوختي به همراه گازهاي واكنش دهنده و توليد شده و مسير حركت يونها در شكل ارائه شده است.
پيل سوختي يك دستگاه تبديل انرژي است كه به لحاظ نظري تا زماني كه ماده اكسيد كننده و سوخت در الكترودهاي آن تأمين شود قابليت توليد انرژي الكتريكي را دارد. البته در عمل استهلاك، خوردگي و بد عمل كردن اجزاي تشكيل دهنده، طول عمر پيل‌سوختي را كاهش مي‌دهد. 
در يك پيل‌سوختي، سوخت‌ به طور پيوسته به الكترود آند و اکسيژن به الكترود کاتد تزريق مي‌شود و واكنش‌هاي الكتروشيميايي در الكترودها انجام شده و با ايجاد پتانسيل الکتريکي جريان الكتريكي برقرار مي‌گردد. اگرچه پيل‌سوختي اجزاء و ويژگيهاي مشابه يک باطري را دارد اما از بسياري جهات با آن متفاوت است. باطري يك وسيله ذخيره انرژي است و بيشترين انرژي قابل استحصال از آن به وسيله ميزان ماده شيميايي واكنش دهنده كه در خود باطري ذخيره شده است (عموماً در الکترودها) تعيين مي‌شود. چنانچه ماده واكنش دهنده در باطري كاملاً مصرف شود، توليد انرژي الكتريكي متوقف خواهد شد (باطري تخليه مي‌شود). در باطري هاي نسل دوم ماده واكنش دهنده با شارژ مجدد، دوباره احيا مي‌شود كه اين عمل مستلزم تأمين انرژي از يك منبع خارجي است. در اين حالت نيز انرژي الكتريكي ذخيره شده در باطري محدود و وابسته به ميزان ماده واكنش دهنده در آن خواهد بود. 
گاز‌ اکسيد کننده نظير هوا يا اکسيژن خالص در الکترود کاتد که با صفحه الکتروليت در تماس است جريان پيدا مي‌‌کند و با اكسيداسيون الكتروشيميايي سوخت كه معمولاً هيدروژن است و با احياء اكسيد كننده انرژي شيميايي گازهاي واکنش‌گر به انرژي الکتريکي تبديل مي‌شود. 
از نظر تئوري، هر ماده‌اي كه به صورت شيميايي قابل اكسيد شدن باشد و بتوان آن را به صورت پيوسته (به صورت سيال) به پيل‌سوختي تزريق كرد، مي‌تواند به عنوان سوخت در الكترود آند پيل‌سوختي مورد استفاده قرار گيرد. به طور مشابه ماده اكسيد كننده سيالي است كه بتواند با نرخ منا‌‌سبي احيا شود. 
گاز هيدروژن به دليل تمايل واكنش دهندگي بالا به همراه چگالي انرژي بالا به عنوان سوخت ايده‌آل در پيل‌سوختي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. هيدروژن را مي‌توان از تبديل هيدروكربن‌ها از طريق واكنش ‌كاتاليستي، توليد و به صورتهاي گوناگون ذخيره سازي‌كرد. اكسيژن مورد نياز در پيل‌سوختي به طور مستقيم از هوا تهيه مي‌شود. بر روي سطح الکترودهاي آند و کاتد پيل‌سوختي واکنش اکسيداسيون و احياء در ناحيه سه فازي (و در صورت جامد بودن الکتروليت دو فازي) نزديک سطح مشترک واكنش دهنده‌ها، كاتاليست و الكتروليت صورت مي‌گيرد. اين ناحيه سه فازي نقش مهمي در عملكرد الكتروشيميايي پيل‌سوختي به ويژه پيل‌هاي‌سوختي با الكتروليت مايع دارد. در اينگونه پيل‌هاي‌سوختي، گازهاي واكنش دهنده از ميان يك لايه نازك از الكتروليت كه سطح الكترودهاي متخلخل را پوشانده است عبور كرده و واكنش الكتروشيميايي مناسب روي سطح الكترود مربوطه انجام مي‌شود. چنانچه الكترود متخلخل حاوي مقادير بيش از حد الكتروليت باشد الكترود در اصطلاح غرق flood)) شده و به اين ترتيب انتقال واکنشگرهاي گازي محلول در الكتروليت به مکان‌هاي واكنش محدود مي‌شود. در نتيجه عملكرد الكتروشيميايي الكترود متخلخل تضعيف مي‌شود لذا ضروري است كه در ساختار الكترودهاي متخلخل يك تعادل مناسب بين الكترود، الكتروليت و فاز گازي ايجاد شود.
تلاش‌هاي اخير جهت بهبود عملكرد واکنش الكترو‌شيميايي، کاهش هزينه‌هاي توليد، كاهش ضخامت اجزاي پيل‌سوختي و در عين حال اصلاح و بهبود ساختار الكترودها و فاز الكتروليت متمرکز شده است. الكتروليت با هدايت يون‌ها بين الكترودها سبب تكميل مدار الكتريكي پيل‌سوختي مي‌شود. الکتروليت يك مانع فيزيكي بين سوخت و گاز اكسيژن ايجاد مي‌كند و مانع اختلاط مستقيم آنها مي‌شود. وظيفه صفحات الكترود متخلخل در پيل‌سوختي شامل موارد زير است:
۱ـ ايجاد يك سطح فعال و مناسب كه واكنش هاي الكتروشيميايي روي اين سطوح انجام مي‌شود. 
۲ـ هدايت يونهاي حاصل از واكنش به داخل يا خارج از ناحيه تبادل سه فازي و انتقال الکترون‌هاي توليدي به مدار خارجي (الكترودها بايد هدايت الكتريكي خوبي داشته باشد).
براي افزايش سطح تماس واكنش دهنده‌ها با کاتاليست لازم است كه ساختار الكترود، متخلخل بوده و ميزان سطح در دسترس و پوشش داده شده توسط كاتاليست نسبت به حجم الکترود زياد باشد. ساختار متخلخل، دسترسي راحت  اجزاء واکنش دهنده  به مراکز فعال را ميسر مي‌سازد. 
نرخ واكنش‌هاي الکتروشيمي با افزايش دما افزايش پيدا مي‌كند، لذا خاصيت كاتاليزوري ‌الكترودها در پيل‌هاي‌سوختي دما پايين از اهميت بيشتري در مقايسه با پيل‌سوختي دما بالا برخوردار است. الكترودهاي متخلخل بايد در هر ‌دو طرف تماس با الكتروليت و گازهاي واکنش‌دهنده، نفوذ‌پذير باشند تا حدي كه توسط الكتروليت اشباع نشده و بوسيله گازهاي واکنش دهنده خشك نشوند.
 مزایا و معایب


مزاياي پيل سوختي:

پيل سوختي آلودگي ناشي از سوزاندان سوختهاي فسيلي را حذف نموده و تنها محصول جانبي آن آب مي باشد.
•          در صورتيكه هيدروژن مصرفي حاصل از الكتروليز آب باشد نشر گازهاي گلخانه اي به صفر مي رسد.
•          بدليل وابسته نبودن به سوختهاي فسيلي متداول نظير بنزين و نفت، وابستگي اقتصادي كشورهاي ناپايدار اقتصادي را حذف مي كند.
•          با نصب پيلهاي سوختي نيروگاهي كوچك، شبكه غيرمتمركز نيرو گسترده مي گردد.
•          پيل هاي سوختي راندمان بالاتري نسبت به سوختهاي فسيلي متداول نظير نفت و بنزين دارد.
•          هيدروژن در هر مكاني از آب و برق توليد مي گردد. لذا پتانسيل توليد سوخت، غيرمتمركز خواهد شد.
•          اكثر پيلهاي سوختي در مقايسه با موتورهاي متداول بسيار بي صدا هستند.
•          انتقال گرما از پيلهاي دما پايين بسيار كم مي باشد لذا آنها را براي كاربردهاي نظامي مناسب خواهد شد.
•       زمان عملكرد آنها از باتريهاي متداول بسيار طولاني تر است. فقط با دو برابر نمودن سوخت مصرفي مي توان زمان عملكرد را دو برابر نمود و نيازي به دو برابر كردن خود پيل نمي باشد
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قُطب‌نما وسیله‌ای برای تعیین جهت و جهت‌یابی. این وسیله با استفاده از میدان مغناطیسی زمین جهت قطب شمال را نشان می‌دهد که در حقیقت شمال مغناطیسی زمین است؛ که با شمال حقیقی مقداری فاصله دارد. زاویه بین شمال حقیقی و شمال مغناطیسی، میل مغناطیسی نامیده می شود. امروزه برای تعیین شمال حقیقی از قطب‌نماهای پیشرفته‌تری مانند قطب‌نمای ژیروسکوپی استفاده می‌شود.
هر گاه قطب‌نما در نزدیکی اشیای آهنی یا فولادی و یا منابع الکتریکی که جریان در آن جاریست قرار گرفته باشد، عقربه‌اش از جهت قطب مقداری منحرف می‌شود، که به آن انحراف مغناطیسی می‌گویند. کلاً به همراه داشتن اشیایی از جنس آهن یا انواع مشابه آن می تواند باعث اختلال در حرکت عقربه شود. حتی وجود یک گیره کاغذ روی نقشه ممکن است مساله ساز شود. بنابراین، هنگام استفاده از قطب‌نما باید مطمئن شویم که از اشیای انحراف‌دهنده آن، به‌طور کلی دور است. همچنین احتمال تأثیرگذاری جاذبه‌های مغناطیسی موجود در خاک نیز وجود دارد، که بسیار نادر است.
قطب‌نماهای پیشرفته که بیشتر در صنایع مخابرات و امور نظامی به کار برده می‌شوند، مجهز به سلول‌های شب‌نما هستند که حتی در تاریکی شب عمل جهت‌نمایی را صورت دهند. این نوع قطب‌نماها در دوربین‌های دو چشمی نظامی، تانک‌ها، نفربرها و حتی در ساختمان برخی خودروهای پیشرفته نیز به کار می رود. از قطب نماهای پیشرفته در اندازه گیری طول جغرافیایی و عرض جغرافیاییِ محل نیز استفاده می‌کنند که در نقشه‌خوانی، پیاده‌سازی عملیات نظامی، دیده‌بانی در مناطق جنگی و … نقش تعیین‌کننده دارند.

ساختمان قطب نمای M1

۱ – دستگیره يا شصتي : حلقه اي است که در انتهاي قطب نما قرار دارد و براي نگهداشتن قطب نما به حالت تراز در موقع استفاده بکار مي رود.

۲ – درب قطب نما : درپوشي است آلومينيومي كه در وسط آن تار موئي قرار دارد و كاربرد تارموئي مانند مگسك اسلحه است و دو سر تار موئي دو نقطه فسفري (شبنما) وجود دارد و در موقع كار شبانه از آن استفاده مي شود .در حاشيه درب قطب نما خط كشي تعبيه شده است و بر اساس مقياس ۰۰۰/۵۰ : ۱ بر مبناي كيلومتر مدرج شده است.

۳ – تيغه نشانه روي و عدسي چشمي : تيغه ايست كه بالاي آن شكاف كوچكي همانند شكاف درجه اسلحه است و با زاويه ۴۵ درجه نسبت به صفحه مدرج قرار ميگيرد و در موقع گرا گرفتن با كمك تار موئي بكار مي رود. در اين حال توسط عدسي چشمي كه در وسط تيغه تعبيه شده اعداد مربوط به گراي هدف نشانه روي شده قرائت مي شود. خواباندن تيغه بر روي صفحه قطب نما سبب قفل شدن صفحه مدرج مي شود.

۴ – بدنه : كليه اجزاي قطب نما در داخل بدنه كه از جنس آلومينيوم است قرار دارد. در كنار اين محفظه خط كشي تعبيه شده كه با بازشدن كامل درب قطب نما ، خط كشي قطب نما را كامل ميكند.

۵ – طوقه كار در شب : طوقه متحركي است كه جداره خارجي آن دندانه دار است و تعداد ۱۲۰ دندانه دارد اين دندانه ها با زائده اي در كنار قطب نما در تماس است كه به هنگام چرخش تق تق صدا ميدهد و هر تقه برابر ۳ درجه است . بر روي صفحه طوقه يك خط و يك نقطه فسفري مشاهده مي شود كه در موقع كار در شب از آن استفاده ميشود.(زاويه بين خط و نقطه ۴۵ درجه و ۱۵ تقه است)

۶ – صفحه ثابت : در زير طوقه كار درشب صفحه شيشه اي ثابتي قرار دارد كه روي آن يك خط سياه بنام شاخص تعبيه شده . اين خط درست در امتداد شكاف تيغه نشانه روي و تار موئي قرار دارد كه در موقع گرا گرفتن هر عددي زير شاخص باشد گراي آن امتداد است.

۷ – صفحه مدرّج : صفحه ايست لغزنده كه عقربه مغناطيسي روي آن نقش بسته است .بر روي اين صفحه دو گونه تقسيم بندي وجود دارد.

الف : تقسيم بندي داخلي كه برحسب درجه صورت گرفته و به رنگ قرمز ميباشد كه به ازاي هر ۵ درجه علامت گذاري وهر ۲۰ درجه عددگذاري شده است.(محيط دايره به ۳۶۰ قسمت مساوي تقسيم شده و زاويه بين دو شعاع دايره كه يك قسمت را فرا گرفته است ، يك درجه نام دارد).

ب : تقسيم بندي خارجي كه برحسب ميليم غربي و برنگ سياه است كه به ازاي هر ۲۰ ميليم علامت گذاري و هر هر ۲۰۰ ميليم عددگذاري شده است ولي دو صفر سمت راست آن اعداد بمنظور اختصار حذف شده است.(در اين تقسيم بندي محيط دايره به ۶۴۰۰ قسمت تقسيم شده كه هر قسمت آنرا يك ميليم گويند).

  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
اینفایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حسگر يك وسيله الكتريكي است كه تغييرات فيزيكي يا شيميايي را اندازه گيري مي كند و آن را به سيگنال الكتريكي تبديل مي نمايد.حسگرها در واقع ابزار ارتباط ربات با دنياي خارج و كسب اطلاعات محيطي و نيز داخلي مي باشند. انتخاب درست حسگرها تأثير بسيار زيادي در ميزان كارايي ربات دارد. بسته به نوع اطلاعاتي كه ربات نياز دارد از حسگرهاي مختلفي مي توان استفاده نمود: 
اما چرا از حسگرها استفاده مي كنيم ؟ همانطور كه در ابتداي اين گفتار اشاره شد حسگرها اطلاعات مورد نياز ربات را در اختيار آن قرار مي دهند و كميتهاي فيزيكي يا شيميايي موردنظر را به سيگنالهاي الكتريكي تبديل مي كنند.مزاياي سيگنالهاي الكتريكي را مي توان بصورت زير دسته بندي كرد:
– پردازش راحتتر و ارزانتر
– انتقال آسان
– دقت بالا
– سرعت بالا
– و…
حسگرهاي مورد استفاده در رباتيك:
در يك دسته بندي كلي حسگرهاي مورد استفاده در رباتها را مي توان در يك دسته خلاصه كرد:
– حسگرهاي تماسي ( Contact ) 
مهمترين كاربردهاي اين حسگرها به اين شرح مي باشد: 
– آشكارسازي تماس دو جسم 
– اندازه گيري نيروها و گشتاورهايي كه حين حركت ربات بين اجزاي مختلف آن ايجاد مي شود .
در شكل يك ميكرو سوئيچ يا حسگر تماسي نشان داده شده است. در صورت برخورد تيغه فلزي به مانع و فشرده شدن كليد زير تيغه همانند قطع و وصل شدن يك كليد ولتاژ خروجي سوئيچ تغيير مي كند. 
– حسگرهاي هم جواري (Proximity )
آشكارسازي اشيا نزديك به روبات مهمترين كاربرد اين حسگرها مي باشد. انواع مختلفي از حسگرهاي هم جواري در بازار موجود است از جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود:
– القايي
– اثرهال
– خازني
– اولتراسونيك
– نوري
– حسگرهاي دوربرد ( Far away)
كاربرد اصلي اين حسگرها به شرح زير مي باشد: 
– فاصله سنج (ليزو و اولتراسونيك)
– بينايي (دوربينCCD) 
در شكل يك زوج گيرنده و فرستنده اولتراسونيك (ماورا صوت) نشان داده شده است. اساس كار اين حسگرها بر مبناي پديده داپلر مي باشد.
– حسگر نوري (گيرنده-فرستنده)
يكي از پركاربردترين حسگرهاي مورد استفاده در ساخت رباتها حسگرهاي نوري هستند. حسگر نوري گيرنده- فرستنده از يك ديود نوراني (فرستنده) و يك ترانزيستور نوري (گيرنده) تشكيل شده است.
خروجي اين حسگر در صورتيكه مقابل سطح سفيد قرار بگيرد ۵ ولت و در صورتي كه در مقابل يك سطح تيره قرار گيرد صفر ولت مي باشد. البته اين وضعيت مي تواند در مدلهاي مختلف حسگر برعكس باشد. در هر حال اين حسگر در مواجهه با دو سطح نوري مختلف ولتاژ متفاوتي توليد مي كند. 
در زير يك نمونه مدار راه انداز زوج حسگر نوري گيرنده فرستنده نشان داده شده است. مقادير مقاوتهاي نشان داده شده در مدلهاي متفاوت متغيير است و با مطالعه ديتا شيت آنها مي توان مقدار بهينه مقاومت را بدست آورد.
منبع : http://www.bselectron.mihanblog.com
(ادوات ورودي ( سنسورها ، ترانسديوسرها و ترانسميترها
): 
ادوات ورودي ( سنسورها ، ترانسديوسرها و ترانسميترها 
سنسورها ، ترانسميترها و ترانسميترها اجزاي يک پروسه صنعتي هستند که کاربردهاي فراواني در پروسه هاي متنوع دارند.
کاربرد عمده اين قطعات در ارزيابي عملکرد سيستم و ارائه يک فيدبک با مقدار و وضعيت مناسب است که بدين ترتيب کنترلر سيستم متوجه وضعيت کارکرد آن و جگونگي حالت خروجي خواهد شد .
يک سنسور بنا به تعريف ، قطعه اي است که به پارامترهاي فيزيکي نظير حرکت ، حرارت ، نور ، فشار ، الکتريسيته ، مغناطيس و ديگر حالات انرژي حساس است و در هنگام تحريک آنها از خود عکس العمل نشان مي دهد .
يک ترانسديوسر بنا به تعريف ، قطعه اي است که وظيفه تبديل حالات انرژي به يکديگر را برعهده دارد ، بدين معني که اگر يک سنسور فشار همراه يک ترانسديوسر باشد ، سنسور فشار پارمتر را اندازه مي گيرد و مقدار تعيين شده را به ترانسديوسر تحويل مي دهد ، سپس ترانسديوسر آن را به يک سيگنال الکتريکي قابل درک براي کنترلر و صد البته قابل ارسال توسط سيم هاي فلزي ، تبديل مي کند .بنابراين همواره خروجي يک ترانسديوسر ، سيگنال الکتريکي است که در سمت ديگر خط مي تواند مشخصه ها و پارامترهاي الکتريکي نظير ولتاژ ، جريان و فرکانس را تغيير دهد ، البته به اين نکته بايد توجه داشت که سنسور انتخاب شده بايد از نوع شنشورهاي مبدل پارامترهاي فيزيکي به الکتريکي باشد و بتواند مثلأ دماي اندازه گيري شده را به يک سيگنال بسيار ضعيف تبديل کند که در مرحله بعدي وارد ترانسديوسر شده و سپس به مدارهاي الکترونيکي تحويل داده خواهد شد .
براي درک اين مطلب به تفاوتهاي ميان دو سنسور انداره گير دما مي پردازيم : ترموکوپل و درجه حرارت جيوه اي ، دو نوع سنسور دما هستند که هر دو يک عمل را انجام مي دهند ، اما ترموکوپل در شمت خروجي سيگنال الکتريکي ارائه مي دهد ، در حالي که درجه حرارت جيوه اي خروجي خود را به شکل تغييرات ارتفاع در جيوه داخلش نشان مي دهد .
ترانسميتر وسيله اي است که يک سيگنال الکتريکي ضعيف را دريافت کرده و به سطوح قابل قبول براي کنترلرها و مدارهاي الکترونيکي تبديل مي کند ، مثلأ يک حلقه فيدبک سيگنالي در سطح ماکروولت يا ميلي ولت يا ميلي آمپرتوليد مي کند و اين سيگنال ضعيف مي تواند با عبور از ترانسميتر به سيگنالي در سطوح صفر تا ده ولت و يا ۴ تا ۲۰ ميلي آمپر تبديل شود. ترانسميترها عمومأ از قطعاتي مثلop-amp براي تقويت و خطي کردن اين سطوح ضعيف سيگنال استفاده مي کند .
سنسورها و ملحقات آنها مثل ترانسديوسرها را در گروه هاي بزرگي تحت عنوان ابزار دقيق قرار داده و آنها را بر اساس نوع انرژي قابل استفاده و روشهاي تبديل ، دسته بندي مي کنند .
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دستگاههاي الكتريكي امروزه بخش وسيعي از صنعت را بخود اختصاص داده‌اند و هر روز بر تعداد آنها افزوده مي‌گردد. هر روزه علاوه بر افزايش كمي، تعداد دستگاههاي، از لحاظ كيفيت كاري و حساسيت ودقت در انجام كار روزبه‌روز بهتر شده و قابليت‌هاي انجام كار آنها بيشتر مي‌شود. و در يك خط توليد سري ممكن است كه يك دستگاه نقش حياتي ايفا كند و خرابي يك دستگاه توليد كارخانه را با خطر روبرو كنندو همچنين بعلت هزينه بسياري كه براي ساخت يا تهيه اين دستگاهها استفاده شده است در صورت و در آمدن اشكالي در كار آنها در اثر عدم ايجاد سيستم توزيعو حفاظت مناسب باعث بروز صدمات و زيانهاي چه از نظر مادي و چه از نظر زماني مي‌گردد
فرايند توليد
مواد ژلاتين (همان ژلاتين خوراكي البته بدون رسانس در اتاق ملتينگ داخل ديگ بزرگي كه دورتا‌دور آن بطور يكنواخت المنتهاي حرارتي قراردارد با آب و مواد افزودني ديگر ريخته مي‌شود و بوسيله يك همزن برقي بزرگ مخلوط مي‌شوند و با حرارت كم وغير مستقيم و يكنواخت (بوسيله المنت‌ها) پخته مي‌شوند بعد از پخته شدن و قبل از اينكه مواد به قسمت‌ توليد بروند مقداري از آن را به آزمايشگاه برده و آزمايشهاي مختلفي از قبيل ميكروب شناسي، در صد رنگ، در صد سفتي و آزمايشهاي ديگر روي آن انجام مي‌شود. پس از تائيد مواد راهي سالن توليد مي‌شوند. در سالن توليد مواد از ديگ بزرگ داخل ديگهاي كوچكي كه آنها هم داراي المنتهاي حرارتي هستند ريخته مي‌شود تا مواد قبل از رسيدن به ماشين توليد سرد نشوند. اين ديگهاي كوچك توسط جرثقيلهائي در سالن توليد بالا برده مي‌شوند و مواد توسط لوله‌هاي كه آنها هم داراي المنت حرارتي هستند به ماشين توليد منتقل مي‌شوند. ساختمان ماشين توليد به شكلي است كه در ابتداي آن حوضچه‌هاي كوچكي قرار دارد و مواد از طريق لوله‌ها درون اين حوضچه‌ها ريخته مي‌شوند و بعد از آن قالب كپسول به نام پيين‌بار به مقدار لازمي داخل اين خوضچه‌ها فرو مي‌رود و همان‌طور كه به دور خود مي‌چرخد مقداري از ماده را بخود مي‌گيرد و توسط چرخهاي ماشين بالا مي‌آيد و توسط قطعات مكانيكي ماشين به قسمت خنك كننده انتقال داده مي‌شود. بعد از خنك شدن مجدداً پين‌بارها به قسمت جلوي  ماشين منتقل مي‌شوند و عمليات تصحيح كپسول (پليسه گرفتن و جدا شدن از پين بارها) روي آنها انجام ميشود.
(قسمتهاي اضافه كپسول كه توسط تيغه‌هاي گردان دور كپسول گرفته توسط مكنده‌هائي كه زير دستگاه نصب شده مكيده مي‌شودو در جائي جمع مي‌شوند). بعد از توليد كپسولها آنها را داخل سطل‌هائي ميريزند بعد به سالن انتظار سورتينگ ميبرند  و بعد داخل اتاق سورتينگ مي‌شوند و در آنجا از نظر كوچك و بزرگي و رنگ مرتب مي‌شوند. ضمناً در همان جا يك چك آپ نهائي نيز روي كپسول‌ها انجام مي‌شود (اگر لكه سياهي روي كپسولها باشد توليد آن روز همه‌اش ضايعات مي‌شود).
بعد از مرتب و دسته‌بندي كردن، كپسول‌ها به اتاق پرينتينگ فرستاده مي‌شوند. در اين اتاق، دو قسمت كپسول (قسمت راست CAP و قسمت چپ CBADY داخل هم ‌مي‌شوند و روي آنها پرينت مي‌شوند. در اينجا توليد پوكه كپسول به پايان مي‌رسد، بعد از آن وارد انبار توليد مي‌شود و بعد به كارخانه‌هاي داروسازي منتقل مي‌شوند.
نكته قابل توجه در فرايند توليد تميز بودن صد در صد هوا و يكنواخت بودن دماي محيط توليد مي‌باشد كه قسمت اعظم تاسيسات الكتريكي و مانيكي را به خود اختصاص داده است.

برآورد بار مصرفي
در تهيه طرح تأسيسات برقي هر ساختمان، كارخانه و … يكي از شرايط مهم پيش‌بيني و برآورد هرچه دقيقتر درخواست (تقاضا يا ديماند) يا حداكثر توان مصرفي آن است كه براي تعيين برآورد حداكثر توان مصرفي دو روش موجود مي‌باشد:
روش اول جمع توتانهاي دستگاه‌ها و توان ديگر قسمت‌ها است و روش دوم روش   است كه در اين روش بطور كلي در برآورد بار فضاهاي مختلف مجتمع از استانداردهاي معتبر موجود و نيز استانداردهاي خاص وزارت نيرو كه در رابطه با يك سايت صنعتي مي باشد استفاده شده است در برآورد ذيل چگالي مصرف كل بر حسب   براي امكان مورد نظر بيان شده است.
ا
طبق برآورد و بررسيهاي انجام شده مصارف فوق شامل روشنايي داخلي روشنائي پياده‌روها فضاهاي محدود اطراف ساختمانها – مصارف پريزها – سيستم گرمايش و تهويه در مورد كارگاهها دربر‌گيرنده تجهيزات نيز مي‌باشد.
و براي توضيح بيشتر اول بايد گفت كه، براي فراهم كردن مقدمات تأمين نيروي برق هر طرح، (انشعات، پست، مولد و…) لازم است قبل از اقدام به تهيه طرح تأسيسات الكتريكي و در مراحل اوليه بايد به مطالعات معماري و ساختماني و حداكثر در خواست (ديماند) نيروي برق آن توجه كرد.
روش صحيح تخمين حداكثر در خواست براساس محاسبة توان كل نصب شده و اعمال ضرايب همزماني مناسب استوار است به شرط آنكه تجربيات گذشته كه از طرح‌هاي مشابه در محل بدست آمده باشد اين محاسبات را تأييد كند.
پيش‌بيني حداكثر در خواست، مخصوصاً از نظر وسائل و دستگاهها و روشنائي‌ها و تعداد پريزهاي نصب شده و غيره شديداً و ابسته به عرف و عادت محلي است لذا در اغلب موارد لازم خواهد بود حداكثر تقاضا پيش از مقادير بدست آمده از راه محاسبه انتخاب شود. اصولاً مطالب اين بخش جنبة راهنماي دارد و مقادير بدست‌ آمده از آنها نبايد بدون بررسي ها و مطالعات محني بكار برد.
از طرف ديگر لازم خواهد بود در پيش‌بيني حداكثر در خواست، عواملي نظير رشد سريع كيفيت زندگي و افزايش مصرف در طول عمر تأسيسات را در مدنظر گرفت.
براي تعيين توان كل نصب شده براساس خواسته‌هاي تأسيسات بايد به ترتيب زيرعمل كرد.
الف) موارد لازم  و دستگاه‌هاي نصب ثابت مي‌توان اسمي آنها، با اعمال ضريب توان آنها لازم خواهد بود.
ب) در خواست بارهاي القائي بايد به توجه به ضريب توان آنها تعيين شود.
ج) در خواست پريزها در مواردي كه نوع لوازم و دستگاههايي كه از انها تغذيه خواهند كرد مشخص نباشد از راه تخمين تقاضاي مدار نهايي آنها را برآورده مي‌كنند.
د) درخواست چراغهاي نصب ثابت از نوع تخليه‌اي (فلوئورسنت، جيوه‌اي و غيره) توان اسمي مصرفي لامپهاي آن با توجه به مصرف چوك آنهاست. درخواست اين گونه چراغها بر حسب ولت‌آمپر بايد ۲ برابر درخواست برحسب وات باشد.
ه) در خواست چراغهاي نصب ثابت از نوع رشته‌اي (التهابي) توان اسمي لامپهاي آنها نخواهد بود در مراحل برآورد اوليه در خواست توان چراغ بايد توان بزرگترين لامپي را كه بتوان در آن نصب كرد را در نظر گرفت.
غير همزماني يا تخمين ضريب ‌همزماني
به دليل وجود غير همزماني دو گروه تجهيزات و لوازم الكتريكي، بايد براي هر گروه از بارهاي مختلف (روشنايي، گرمايش، موتورها و غيره) از ضريب همزماني مناسب استفاده شود تا با اعمال آنها در بارهاي مربوطه، حداكثر توان مصرفي به حداكثر درخواست به دست آيد ضريب همزماني هر تأسيسات عددي است مختص همان تأسيسات.
براي همين در شرايط عادي پيش‌بيني دقيق آن امكان پذير نخواهد بود و فقط با توجه به تجربيات گذشته و آمار موجود مي‌توان ضريب همزماني را از پيش بعنوان راهنما و بصورت تقريبي تخمين زد.
با توجه به عدم كاربرد كليه دستگاهها و تجهيزات در كارگاهها و نيز عدم استفاده همزمان از كليه شبكه‌هاي توزيع فشار ضعيف شامل پريزها، مصارف روشنايي داخلي، روشنايي خارجي، موتورخانه‌ها و…. و با عنايت به آمار و مطالعات بدست آمده از كارگهاي فعال در زمينه تراشكاري و خدمات مشابه مجتمع به نظر مي‌رسد با دخالت فاكتورهاي همزماني در محاسبات برآورد بار مصرفي واقعي نزديكتر شده و محاسبات با دقت بيشتري انجام مي‌گيرد با توجه به اين موضوع كه احتمال افزايش و احدها وجود دارد و نيز عدم اطلاعات كامل راجع به تعداد دستگاهها و هر واحد فني ضريب همزماني را حدوداً ۵۲۵/۰ انتخاب مي‌كنيم.
با در نظر گرفتن اين موضوع كه در يك كارگاه تراشكاري تمامي دستگاهها با هم كار نمي‌كنند و نيز به توجه به اينكه بعضي از دستگاهها بصورت مكمل كاري دستگاههاي ديگر مي‌باشند با مراجعه به تراشكاريهاي متعدد به ظرفيت‌كاري بالا و متوسط متراژ ۱۵۰ متر مربع براي هر واحد تراشكاري به عدد ۷۵/۰ مي‌رسيم اين نشاندهندة اين مطلب است كه در يك تراشكاري در شرايط كاري خوب ۷۵/۰ از تجهيزات كارگاه مشغول به كار مي‌باشند در يك بررسي كلي اگر حدوداً ۷۵/۰ از تراشكاريهاي كل مجتمع مورد طراحي با اين ظرفيت كار كنند مصرف كل مجتمع را بايد در عدد ۷۵/۰ × ۷/۰ ضرب كرد. 
ضريب همزماني براي كارگاهها ۵۲۵/۰ = ۷۵/۰ × ۷/۰
محاسبه و طراحي سيستم روشنايي
۱ – اصول روشنايي و ساختمان لامپها 
مقدمه
بدون شك مهمترين حس انسان در هنگام كار بينائي است و به همين دليل است كه دقت در طراحي روشنائي از اهميت ويژه‌اي برخودار است. در دوران قديم بيشتر كارها و وقت مردم در فضاي بازگذرانده مي‌شود و از نور خورشيد بيشترين استفاده بعمل مي‌آمد اما امروزه بشتر كارها در سالن‌هاي سرپوشيده انجام مي‌شود و مردم بيشتر اوقات خود را در داخل ساختمانها مي‌گذرانند بنابراين يك طراح خوب و موفق سرعت بالا رفتن بهره‌وري و راندمان مي‌شود و هم برجستگي كارگرها و بقيه افراد جلوگيري مي‌كنند و فوائد ديگري هم دارد كه در طول اين فصل به آنها اشاره خواهيم كرد.
اگر يك طراحي روشنائي خوب و دقيق نباشد باعث خستگي چشم، سردرد، نقص بينائي و تصادفهائي ناشي از كمي نور يا درخشندگي و چشم زدگي مي‌شود.
بطور كلي روشنائي خوب و رضايت بخش بايد داراي خصوصيات زير باشد:
۱ – نور از نظر توزيع فركانسها يكنواخت باشد.
۲ – درخشندگي سطوح كار طوري باشد كه سبب چشم‌زدگي نشود.
۳ – نور كافي است.
۴ – سايه در محيط كار وجود نداشته باشد.
روشنايي رضايتبخش به راحتي انسان كمك مي‌كند و بازدهي كار را بالا مي‌برد و با كاهش تصادفهاي ناشي از نور غير كافي به ايمني كار كمك بسيار مي‌كند.
مسائلي كه در طراحي بايد در نظر گرفته شود علاوه بر اجراي هدفهاي خواسته شده از جانب سفارش دهنده عبارتند از:
الف – اصول اقتصادي
ب – اصول بهداشتي
ج – اصول زيبايي
الف) اصول اقتصادي
در بررسي اصول اقتصادي طراحي روشنائي نوع لامپ و نوع روشنائي مورد نياز مطرح است. در سيستم‌هائيكه بيشتر بطرف سيستم‌هاي مستقيم روشنائي تمايل دارند جنبه‌هاي اقتصادي بيشتر در نظر گرفته مي‌شود و تعداد لامپ‌هاي كمتري در اينگونه موارد لازم است بدين صورت اگر مسئله را فقط از جنبه اقتصادي بررسي نمائيم سيستم مستقيم اقتصادي‌ترين نوع روشنائي است. در رابطه با انتخاب نوع لامپ از جنبة اقتصادي دو ديدگاه هزينه‌اي و جود دارد.   1  – هزينه اوليه ۲ – هزينه نگهداري و تعميرات.
بعنوان مثال هزينه اوليه لامپهاي فلوئورسنت از لامپ‌هاي رشته‌اي بيشتر است در صورتيكه عمر اين لامپها نسبت به لامپ‌هاي رشته‌اي بيشتر است و نگهداري آنها هزينه كمتري دارد. علاوه بر آن بهره نوري لامپ فلوئورسنت در مقايسه با لامپ رشته‌اي خيلي بيشتر است.
ب – اصول بهداشتي
يك طراحي روشنائي هنگامي قابل قبول است كه اصول بهداشتي در مورد آن رعايت شده باشد. در مرحله اول نور بايد يكنواخت باشد تا خيرگي براي چشم ايجاد نشود و از ايجاد سايه‌هاي مزاحم جلوگيري شود. در مرحله بعدي بايد روشنائي كافي بوده و تا حد امكان به نور روز نزديك باشد. در طراحي روشنائي بايستي دو عامل اقتصادي و بهداشتي توأماً در نظر گرفته شود.
ج) اصول زيبائي:
در رعايت اصول زيبائي بايستي شكل لامپها و چگونگي قرار گرفتن آنها و فاصله بين لامپها از يكديگر و معماري محل مورد توجه قرار گيرد و بين آنها هماهنگي وجود نداشته باشد. اين جنبه نيز به در نظر گرفتن اصول اقتصادي و بهداشتي بايستي مطرح شود.
از آنجائيكه فضاهاي موجود در اين كارخانه به كاربريهاي متفاوتي مي‌باشند از لحاظ نوع و تأمين مقدار روشنايي لازم به يكديگر متفاوت مي باشند و بايستي براي هر فضا محاسبات لازم در نظر گرفته شود با توجه به كاربري فضاها مختلف از عواقب ناگوار عدم وجود روشنائي استاندارد جلوگيري كرده و باعث بالا رفتن ضريب ايمني براي مجتمع و افراد مشغول به كار درآن گردد. مبحث روشنايي را به دو بخش داخلي و خارجي تقسيم مي‌نمائيم.
روشنائي داخلي:
مواردي كه در مبحث روشنائي داخلي مورد بحث قرار مي‌گيرند عبارتند از:
انتخاب نوع لامپ وضع روشنائي مناسب
انتخاب نوع چراغ و سيستم روشنائي فضاهاي مختلف
روشنائي مورد نياز براي هر قسمت
محاسبات روشنائي:
انتخاب نوع لامپ و منبع روشنائي مناسب:
طبق استانداردهاي مختلف بين‌المللي براي اماكن مختلف استفاده از انواع لامپ فمورسنت و جيوه‌اي پيشنهاد شده است.
بررسي و مقايسه لامپهاي مختلف:
به منظور انتخاب مناسب‌ترين لامپها، براي روشن نمودن مناطق مختلف بهتر است لامپهاي مختلف با يكديگر مقايسه و سپس بهترين نوع آن براي هر منطقه انتخاب گردد.


الف) لامپها فلوئورسنت:
بهره نوردهي لامپهاي فلوئورسنت ۳۴ الي ۵۱ لومن بروات و عمر متوسط آنها حدود ۷۵۰۰ ساعت مي‌باشد. زمان لازم  براي روشن شدن آن به نسبت لامپهاي جيوه‌اي بسيار كمتر و امكان تأمين رنگهاي مورد نياز كه از نظر اقتصادي مناسبت باشد وجود دارد و در نهايت داراي نور بيشتر و مصرف كمتري است در ضريب قدرت شبكه در صورتيكه از خازن استفاده شود تأثير چنداني ندارد.
ب) لامپ جيوه‌اي:
بهر نوردهي آن بين ۳۴ تا ۸۲ لومن بر وات است و طول عمر متوسط آنها حدود ۷۵۰۰ ساعت مي‌باشد و زمان لازم براي روشن شدن آن و رسيدن به نور ماكزيمم خود حدود ۳ الي ۶ دقيقه مي‌باشد و داراي نور بيشتر و مصرف كمتر است.
ج) لامپ‌هاي رشته‌اي خارجي با رفلكتور و بدون رفلكتور:
بهره نوردهي آنها پايين بوده و بين ۹ تا ۲۰ لومن بر وات مي باشد و طول عمر متوسط آنها حدود ۱۰۰۰۰ ساعت است. فاقد زمان لازم براي روشن شدن هستند، داراي طيف نوري قرمز زياد مي‌باشند، در ضريب قدرت شبكه تأثير چنداني ندارد و بارگرمايي بين لامپها بالاست.
د) لامپهاي هالوژن:
بهره نوردهي آنها بين ۱۵ تا ۲۵ لومن بر وات مي‌باشد و طول عمر مفيد آنها ۲۰۰۰ ساعت است و فاقد زمان لازم براي روشن شدن هستند. بار حرارتي اين لامپها بالاست، در ضريب قدرت شبكه تأثيري ندارند و براي روشنايي محوطه و نورپردازي ويترينها و نماي ساختماني مناسب هستند.
ه) لامپهاي سديم فشار زياد:
ضريب بهره‌نوري آنها زياد و حدود ۱۰۰ لومن بر وات مي‌باشد و داراي نور سفيد طلايي زيبائي هستند و قابليت تعويض با لامپهاي جيوه‌اي و متال هاليد با قدرتهاي مشابه‌تر دارند. زمان لازم براي روشن شدن اين گونه لامپها حدود ۱ تا ۲ دقيقه مي‌باشد.
مورد استعمال اين لامپها در خيابانها، ميدانها و مراكز خريد و … مي‌باشد. رنگ نور لامپهاي سديم با فشار كم زرد مي‌باشد و نيز بهر‌ة نوري بالاترين دارند.
انتخاب نوع چراغ و سيستم روشنايي فضا‌هاي مختلف
مطابق استانداردهاي BS8260 و BS4533  مي‌توان چراغهاي مختلف را بر اساس فاكتورهاي زير تقسيم بندي نمود.
الف) پخش نور:
چراغهايي كه براي روشنايي داخلي بكار مي‌روند از ديدگاه و وضعيت نور به پنج گروه تقسيم مي‌شوند:
۱) چراغهاي با نور مستقيم:
اين چراغها ۹۰ در صد شارنوري را به طرف كف اتاق منتشر مي‌كنند.
۲) چراغهاي با نور غير مستقيم:
اين چراغها كه ۹۰ درصد شارنوري را بطرف سقف اتاق منتشر مي‌نمايند بطوريكه سقف منبع نوري ثانويه شده و شارنوري را دوباره به سوي ديوارها و سطح كاربر مي‌گرداند.
۳) چراغهاي با نور مختلط (يكنواخت):
شار منتشر شده بر سطح افقي موازي و مماس با منبع نوري بين ۶۰ – ۵۰ درصد شارنوري خروجي چراغ مي‌باشد.
۴) چراغ با نور نيمه مستقيم:
شار منتشره از زير سطح افقي كه از منبع مي‌گذرد حداقل ۶۰ درصد شار كل چراغ مي‌باشد.
۵) چراغ با نور نيمه غير مستقيم:
شار منتشره‌اي كه از روي سطح افقي منبع مي‌گذرد حداقل ۶۰ درصد شار كل چراغ مي‌باشد.
ب) چراغها از لحاظ نوع نصب و موقعيت نصب به شش دسته تقسيم بندي مي‌شوند.
۱) سقفي بصورت توكار     2) سقفي بصورت نيمه توركار  3)سقفي بصورت روكار
۴) ديواري                         5) آويز ۶)پرتابل
سيستم روشنايي فضاهاي مختلف:
به عنوان مثال به اماكن زير كه در بيشتر مجتمع‌ها وجود دارد مي‌توان اشاره كرد.
الف) كارگاهها:
با توجه به اين نكته كه تراشكاري از جمله كارهاي دقيق محسوب مي‌شود و كارگر تراشكار نياز به مشاهده دقيق قطعه مورد تراش در هنگام كار دارد و نيز نهايتاً بعد از انجام تراشكاري نياز نهايتاً بعد از انجام تراشكاري كنترل دقيق قطعه توليد شده مد نظر خواهد بود سيستم روشنايي بايد طوري طرح و اجرا گردد كه كليه نيازهاي فوق را به نحوي برآورده سازد كه شدت روشناي ايجاد شده باعث خيره‌گي و خستگي چشم نگردد. در كارگاههاي تراشكاري از تركيب چراغهاي فلوئورسنت با قاب رفلكتوري و چراغ‌هاي صنعتي با لامپ جيوه‌اي بصورت آويز استفاده مي‌گردد.
ب) موتورخانه:
در مورد موتورخانه‌ها و كلاَ فضاهاي تأسيساتي به اين دليل كه عموماً سقف تيره‌ است و ضريب انعكاس بسيار پائيني دارد لذا براي روشنائي آن از چراغهاي فلوئورسنت رفلكتوري واترپروف با چراغهاي جيوه‌اي رفلكتوري صنعتي استفاده مي‌شود.

ج) سالن ورزشي:
مطابق استاندارد BS4533 براي اين نوع اماكن چراغهاي صنعتي وفلكتوري به لامپ جيوه‌اي فشار بالا توصيه مي‌شود و بايستي جهت جلوگيري از خيره‌گي از پوشش مناسب استفاده گردد و نيز بايستي مجهز به توري مناسب  و مقاوم در مقابل ضربات باشد.
د) اماكن اداري:
در اين فضاها معمولاً چراغها با قاب پلاستكي و يالودر دار انتخاب مي‌شوند در پاره‌اي موارد نيز به جهت بافت خاص معماري و سازه و يا رعايت جنبه دكوراتيو محل از تركيب چراغهايي با لامپ رشته‌اي استفاده خواهد شد.
ه) غذا‌خوريها:
چراغهاي كه اماكن بصورت كلي بايستي از تركيب چراغ‌هاي فلوئورسنت و سيلندري رشته‌اي انتخاب شود نوع نصب آن بصورت سقفي توكار يا روكار يا نيمه توكار انتخاب مي‌شود كه بستگي به نحوة انتخاب سقف كاذب محل دارد.
شدت روشنائي هر قسمت نيز بايد به نحوي باشد تا از خستگي و فرسودگي و خيرگي چشم‌ها ممانعت شود در جدول (۳ – ۱) صفحه بعد طبق استاندارد شدت روشنائي مورد نياز آورده شده است. با توجه به كاربريهاي متفاوت ساختمانهاي موجود در مجتمع روشنائي براي هر يك از فضاها مختلف متفاوت بوده و شدت روشنائي لازم هر محل در جدول شماره (۳ – ۲) ارائه گرديده است.
نوع محل استاندارد ايران DIN503 IEC پيشنهادي
نوع محل كار نوع چراغ مورد استفاده نوع كلاس نوع پخش نور نوع نصب
سالن ورزشي سرپوشيده رفلكتوري صنعتي جيوه‌هاي I مستقيم آويز
مراكز خريد فلوئورسنت نور موضعي II مستقيم دكوراتير روكار دركوراتير
مسجد فلوئورسنت لوسترهاي رشته اي I مستقيم روكار آويز دركوراتير
پاركينگ فلوئورسنت رفلكتوري I مستقيم سقفي ديواري
سيستم تراسفورماتور رشته‌اي صنعتي نوين I مستقيم ديواري
موتور‌خانه فلوئورسنت صنعتي و ضد رطوبت I مستقيم آويز
سرويس‌هاي بهداشتي چراغ رشته‌اي گرماي II مستقيم سقفي روكار
دستشويي چراغ فلوئورسنت مخصوص بالاي آئينه I مستقيم ديواري
مركز فرضي و تابلوهاي برق فلوئورسنت رفتكوري I مستقيم سقفي روكار
راهروها فلوئورسنت لودردار با تمام پلاستيك II مستقيم سقفي روكار يا توكار
اتاقهاي اداري فلوئورسنت لودردار با تمام پلاستيك II مستقيم سقفي روكار يا توكار
كارگاهها فلوئورسنت رفتگري با صنعتي جيوه‌اي I مستقيم آويز
انبارها فلوئورسنت رفكتوري I مستقيم آويز
مركز كامپيوتر فلوئورسنت با تمام پلاستيك I مستقيم سقفي روكار يا توكار
رستوران تركيبي از فلوئورسنت و سيندري رشته‌اي II مستقيم سقفي روكار يا توكار يا نيمه كار
جدول (۳ – ۲) انتخاب نوع چراغ مورد استفاده با توجه به نوع‌ محل
پارامتر‌هاي مهم ديگر در طراحي روشنايي علاوه بر اجراي هدفهاي خواسته شده عبارتند از:
۱) اصول اقتصادي:
وقتي بخواهيم روشنايي يك مكان را طراحي نمائيم بايد به دو هزينه در رابطه با جنبه‌هاي اقتصادي طرح دقت لازم را بنمائيم يكي هزينه اوليه تأمين روشنائي و ديگري هزينه تعمير و نگهداري مثلاً هزينه اوليه لامپهاي فلوئورسنت بيشتر از لامپهاي رشته‌اي است در صورتيكه عمرشان و همچنين هزينه نگهداري آنها كمتر است.
۲) اصول زيبائي:
 طراحي روشنائي يك محل بايد هماهنگي بين شكل و محل نصب لامپها با محيط رعايت شود. مثلاً در يك سقف آكوتيك استفاده از لامپهاي آويز به زيبايي محيط صدمه مي‌زند.
۳) اصول بهداشتي:
هرچه نور باصطلاح گرمتر (داراي امواج مادون قرمز) باشد آرام بخش‌تر است لذا بايستي در تأمين روشنايي محيط‌هاي گوناگون به جنبه بهداشتي آن توجه بيشتري كرد. مثلاً نصب لامپهاي جيوه‌اي در محل مطالعه يا اتاق پذيرايي كاملاً غير بهداشتي است.

۴) جنبه‌هاي ايجاد پارازيت و جرقه:
استفاده از لامپ‌هاي فلورسنت كه داراي استارت بوده و دستگاههاي صوتي را دچار اختلال مي‌كند و نيز استفاده از لامپهاي با توان مصرف بالا در مكانهائي مانند: محل‌هاي نگهداري برگ خشك درختان – پارچه‌هاي پنبه‌اي – انبارگاز و پتروشيمي و همچنين استفاده از لامپهاي آويز در معادن زغال‌سنگ از نظر فني توصيه نمي‌شود.
محاسبات روشنايي (روش شارنوري):
در محاسبات روشنائي مراحل زير بايد بترتيب رعايت گردد:
الف – تعيين شدن روشنائي
ب) – انتخاب نوع روشنائي (عمومي  – موضعي)
پ) – انتخاب سيستم روشنائي
ت) – انتخاب نوع حباب و نوع لامپ آن
ث) – انتخاب ضريب آلودگي
ج) – تعيين و محاسبة ضريب فضا
چ) – مشخص – نمودن وضع رنگ سقف و ديوارها
ح) – تعيين ضريب بهرة روشنائي
خ) محاسبة جريان نوري كل
د – تعيين فاصله حباب يا لامپ و تعداد لامپها
ذ – تعيين و محاسبه روشنائي 
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

همكاري در زمينه هاي مختلف بين كشورهاي در حال توسعه مي تواند بسياري از نگرانيهاي مشترك آنان را برطرف سازد. مسائل و مشكلات پيش بيني نشده- وجود مشتركات فراوان در بحث توسعه اقتصادي- لزوم ايجاد نوعي همگراي و همدلي و استفاده از امكانات و توانمنديهاي يكديگر در بخش هاي مختلف اقتصادي، صنعتي و تكنولوژي در كنار تلاش اين كشورها در زمينه رفع نيازمنديهاي متقابل مي تواند زمينه رفع اين نيازمنديهاي مشترك و هم پوش در بخشهاي مختلف را فراهم آورد.
در دو بخش گذشته ما به زمينه هاي ممكن گسترش همكاري اقتصادي بين ايران و حمل و نقل ريلي و جاده اي پرداختيم. در اين بخش نيز همكاري در زمينه انرژي الكتريكي امكان مبادله در اين حوزه را مورد بررسي قرار مي دهيم.
مي توان ادعا نمود كه بخش سوخت و انرژي در توسعه كشورها و بهبود سطح زندگي مردم نقش حساسي داشته و اركان اصلي توسعه اقتصادي كشورها محسوب مي شود در اين ميان انرژي برق نيز در هر كشوري به عنوان زير بناي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به حساب مي آيد، به طوري كه رشد انرژي الكتريكي به عنوان شاخصي جهت اندازه گيري رشد(GDP) توليد ناخالص داخلي ارزيابي مي گردد(امراللهي، ۱۳۸۳).
در اين راستا كشورهاي آسياي مركزي داراي ذخاير مناسبي از نظر انرژي(اعم از گاز، نفت و انرژي الكتريكي) هستند. افزايش روز افزون مصرف انرژي بحق در ايران و شرايط متفاوت جغرافيايي و آب و هوايي ايران و كشورهاي منطقه آسياي مركزي مي تواند زمينه بسيار مناسبي را از لحاظ مكمل بودن شبكه هاي توليد و انتقال انرژي الكتريكي در شرايط مختلف فراهم آورد. در اين بخش كشورهاي داراي شرايط مناسب توليد و توزيع برق در آسياي مركزي را كه شامل تاجيكستان، تركمنستان و قرقيزستان مي شود را مورد بررسي قرار مي دهيم. سپس در ادامه با توجه به شرايط منطقه اي به ايران و افغانستان نيز به عنوان دو كشور داراي قابليت ترانزيت انرژي الكتريكي اشاره خواهد شد و در نهايت به بررسي مزاياي اتصال شبكه هاي توليد و توزيع برق بين ايران و كشورهاي مذكور مي پردازيم.
ابتدا ضروري است به صورت مجزا وضعيت توليد، مصرف و صدور انرژي الكتريكي در كشورهاي آسياي مركزي پرداخته شود.
الف: قرقيزستان
قسمت اصلي منابع آبي آسياي مركزي با پتانسيل هيدر و انرژي در قرقيزستان و تاجيكستان وجود دارد. قرقيزستان دومين كشور پرآب منطقه بعد از تاجيكستان است. اين كشور قرارادهايي را براي ساخت نيروگاههاي جديد و صدور برق به امضاء رسانده است(صفري،۱۳۸۳). قرقيزستان داراي رودخانه هاي متعددي است كه با استفاده از آنها مي توان ۱۵۰ نيروگاه مگاوات برق توليد نمود. در حال حاضر ۶ پست هيدروالكتريك در اين كشور كار مي كند و ظرفيت توليد آنها ۳۶۰ مگاوات است. اين كشور براي راه اندازي چند نيروگاه ديگر در حال مذاكره قزاقستان است. بايد گفت كه با وجود روخانه هايي كه منابع عظيم توليد انرژي محسوب مي شوند پتانسيل بسيار بالايي در زمينه توليد برق در اين كشور وجود دارد(آپيشف، ۱۳۸۳).
ميزان برق توليدي اين كشور هم اكنون ۲/۱۲ ميليارد كيلووات ساعت است كه بخشي از آن با توجه به نياز دو كشور قزاقستان و ازبكستان به اين دو كشور صادر مي شود.(ويژگيهاي اقتصادي قرقيزستان). همچنين بدليل شرايط سخت جغرافيايي تاجيكستان سيستم انرژي جنوب و شمال اين كشور به صورت مجزا پايه ريزي شده است. با هدف تامين برق قسمت شمالي تاجيكستان خط انتقال برق«كاني باد- باتكند» احداث شد كه با استفاده از آن سالانه ۸۵۵ ميليون كيلو وات ساعت برق قرقيزستان به تاجيكستان صادر مي شود(رسول اف، ۱۳۸۳). با توجه به شرايط خاص ژئوپلتيكي و منطقه اي قرقيزستان در انرژي برق منطقه آسياي مركزي، مي توان گفت امكان تشكيل يك بلوك انرژي در زمينه برق براي جبران كاستيهاي منطقه اي اين نوع از انرژي در كشورهاي آسياي مركزي وجود دارد.
ب: تركمنستان
تركمنستان نيز از نظر توليد برق داراي وضعيت نسبتا مناسب و مطلوبي است. اين كشور در سال ۲۰۰۳ به ميزان ۱۸/۱۵ مگاوات ساعت برق توليد كرده است كه از اين مقدار ۱/۵ مگاوات ساعت را به كشورهاي همسايه صادر نموده است. ۹۹ درصد نيزوگاههاي توليد برق اين كشور با سوختنهاي فسيلي كار مي كنند.(ابوالوردي، ۱۳۸۵) كالاي صادراتي تركمنستان به ايران پس از گاز انرژي برق است(ايران، ۱۳۸۶). اين كشور بر پايه قراردادي ده ساله سالانه ۶۴۰ ميليون كيلووات ساعت برق به ارزش ۱۲/۸ ميليون دلار به ايران صادر مي كند. برق انتقالي تركمنستان به ايران هم اكنون از طريق دو خط بالكان آباد علي آباد كتول و سرخس تركمنستان- سرخس ايران انجام مي گيرد. شبكه انتقال ۴۳۰ كيلوولت مرو- مشهد با امكان انتقال ۴۰۰ مگاوات برق نيز به عنوان سومين مسير انتقال برق تركمنستان به ايران هم اكنون در حال احداث است. ايران همچنين برق صادراتي تركمنستان به تركيه را از طريق خطوط انتقال برق خود ترانزيت مي كند و سالانه ۶۰۰ ميليون كيلووات ساعت برق صادراتي تركمنها را به تركيه مي رساند(همسايگاني با فرهنگ مشترك( امراللهي، ۱۳۸۳). اين ترانزيت برق توسط دو خط هوايي kv400 و kv200 صورت مي گيرد.(ابوالوردي، ۱۳۸۳).
اوج مصرف برق در ايران در فصل تابستان رخ مي دهد و براساس توافقنامه هاي موجود بين ايران و تركمنستان در اين فصل ايران از تركمنستان برق وارد مي كند. در زمستان نيز كه مصرف برق در تركمنستان به اوج مي رسد ايران به تركمنستان برق صادر مي كند چرا كه ايران در زمستان نياز كمتري به برق دارد. در نخستين مرحله انتقال برق تركمنستان به ايران شبكه برق بالكان آباد به گنبد در استان گلستان متصل شد و در مرحله بعد قرار است تا سال ۱۳۸۷ يك خط ديگر نيز برق مرو را به مشهد منتقل كند. بدين ترتيب ظرفيت انتقال برق تركمنستان به ايران به ۴۰۰ مگاوات خواهد رسيد. تركمنستان قرار است در طول ده سال حدود ۵۰۰ ميليون دلار برق به ايران صادر كند(ايران، ۱۳۸۶).
به طور خلاصه وضعيت فعلي مبادله برق بين ايران و تركمنستان به اين شرح است: 
واردات برق(در مقابل تحويل كالا يا وجه) و ترانزيت برق به تركيه گنبد- بالكان آباد، ۴۰۰ كيلوولت(فعلا ۲۳۰ مگاوات با ۲۳۰ كيلوولت برق دارد) سرخس- شاتليق، ۲۳۰ كيلوولت، ۱۰۰ مگاوات.
مشهد- ماي(مرو) ۴۰۰ كيلوولت، ۴۰۰ مگاوات(در دست احداث). لازم به ذكر است كه در برخي موارد شبكه برق تركمنستان به صورت سنكرون و نه جزيره اي به شبكه برق ايران متصل شده است(امراللهي، ۱۳۸۳).
در مجموع مي توان گفت مواردي همچون ويژگيهاي نسبتا مشترك اقتصادي، قرابت جغرافيايي و وضعيت نسبتا همگون ژئوپلتيك در كنار اشتراكات تاريخي و فرهنگي ايران و تركمنستان، زمينه ها و بسترهاي مناسب و مساعد گوناگوني از جمله بخش حمل و نقل نفت و گاز و برق جهت همكاري گسترده دو جانبه فراهم آمده است. گسترش همكاريهاي اقتصادي ايران و تركمنستان مي تواند زمينه و الگوي مناسبي را براي همكاري با ساير كشورهاي منطقه آسياي مركزي پي ريزي كند و فراهم آورد. 

تاجيكستان:
تاجكستان كشوري كوهستاني است، بطوريكه ۹۳ درصد مساحت آنرا كوهستان تشكيل داده است. بالاترين نقطه آن قله سامانيان با ارتفاع ۷۴۹۵ متر از سطح دريا و پايين ترين آن L300 متر ارتفاع از سطح دريا در سير دريا واقع شده است(جمهوري تاجيكستان). آبهاي اين كشور ۴/۵۵ درصد از مجموع حجم كل آبهاي منطقه آسياي مركزي را شامل مي شود(رسول اف، ۱۳۸۳). طبق برآوردهاي به عمل آمده تاجيكستان از لحاظ وسعت(۱۴۳۱۰۰ كيلومتر مربع) هشتاد و پنجمين كشور دنياست، در حاليكه از لحاظ ذخاير هيدرو انرژي با ظرفيت بالقوه توليد ۵۲۷ ميليارد كيلووات ساعت پس از چين، روسيه، آمريكا، برزيل، زئير، هندو كانادا در مقام هشتم قرار دارد(رسول اف، ۱۳۸۳). در حال حاضر تاجيكستان هر ساله تنها ۴۷/۱۶ ميليارد كيلووات ساعت برق توليد مي كند كه دليل اصلي عدم استفاده از كل ظرفيت بالقوه توليد برق اين كشور، مشكلات اقتصادي و عدم امكان تامين منابع مالي مورد نياز براي احداث نيروگاههاي برق- آبي جديد است(جمهوري تاجيكستان). از ۶۰۰ رود و رودخانه فصلي موجود در اين كشور سالانه بيش از ۵۰ كيلومتر مكعب آب حاصل مي شود كه ۶۰ درصد از آنها مربوط به حوزه آمودريا و ۳۴ درصد به حوزه سير درياست. در زمان حاكميت اتحاد جماهير شوروي و در اين كشور ايستگاههاي كوچك و بزرگ برق- آبي كيلووات ساعت ايستگاه برق- آبي نورسك ساخته شد(رسول اف، ۱۳۸۳). 
هزينه احداث اين نيروگاه را ايران متقبل شده است(روابط دو جانبه ايران و تاجيكستان) به طور كلي اين كشور ظرفيت توليد برق ۵ درصد از كل انرژي الكتريكي جهان را داراست(رسول اف، ۱۳۸۳).
صادرات برق يكي از اقلام عمده صادراتي تاجيكستان است. اين كشور در فصل بهار و تابستان مازاد توليد برق دارد كه آن را به كشورهاي همسايه به ويژه ازبكستان صادر مي كند و در فصل پاييز و زمستان كه از توليد برق نيروگاههاي برقي- آبي اين كشور به علت كاهش ميزان آب و يخبندان برخي رودخانه ها كاسته مي گردد، برق وارد مي كند(جمهوري تاجيكستان)
پس از فروپاشي شوروي اقتصاد تاجيكستان و بخصوص بخش صادرات برق آن بدلايلي از جمله مشخص نبودن مالكيت خطوط برق، با مشكلاتي روبرو شد. مشكلات اقتصادي اين كشور با وقوع جنگ داخلي تشديد شرط در اواخر دهه ۱۹۹۰ بود كه تاجيكستان برنامه هاي اصلاح و بازسازي اقتصادي خود را آغاز نمود اين كشور همچنين بدليل مشكلات فني ساخت برخي از نيروگاههاي برق- آبي خود را متوقف نمود. اما با اين وجود ساخت تعداد ديگري از آنها ادامه دارد. برخي از اين نيروگاهها عبارتند از:
۱- نيروگاه برقي رانمون: قدرت توليد برق اين نيروگاه ۳۶۰۰ مگاوات ساعت است كه ساخت آن در سال ۱۹۷۸ آغاز و هنوز بخشهايي از آن تكميل نشده است. حجم ظرفيت آبي آن ۸/۱۱ ميليارد متر مكعب است كه مي تواند نيازهاي برق و آبياري را تامين نمايد. هزينه ساخت اين نيروگاه ۸۰۰ ميليون دلار است كه حدود ۱۲۵ ميليون دلار ديگر براي تكميل آن مورد نياز است(رسول اف، ۱۳۸۳).
۲- نيروگاه برقي شوراب: اين نيروگاه داراي ظرفيت توليدي ۶۰۰ مگاوات است و كار احداث آن تكميل شده است(رسول اف، ۱۳۸۳).
۳- نيروگاه برق سنگ توده ۱: قدرت توليد برق اين نيروگاه ۶۷۰ مگاوات است. تا سال ۲۰۰۴ حدود ۱۰۰ ميليون دلار در اين نيروگاه هزينه شده است كه ۳۰۰ ميليون دلار ديگر نيز جهت تكميل آن لازم است(رسول اف، ۱۳۸۳). قرارداد احداث و تكميل اين نيروگاه كه قرار بود به ايران واگذار شود همراه با نيروگاه راكون با روسيه منعقد شده است.(maleki,2006).
۴- نيروگاه برق سنگتوده ۲: قدرت توليد برق اين نيروگاه ۲۲۰ مگاوات است. قرارداد احداث آن با ايران منعقد شده است و ايران هزينه احداث آنرا نيز به ارزش ۳۰۰ ميليون دلار متقبل شده است(maleki,2006). قرارداد احداث اين نيروگاه در جريان سفر رئيس جمهور تاجيكستان به ايران در دي ماه ۱۳۸۴ به امضاء رسيد. در اين قرارداد مقرر شد در مرحله اول ايران ۱۸۰ ميليون دلار براي احداث پروژه سنگتون ۲ به صورت اعتبار ۱۰ ساله در اختيار تاجيكستان قرار دهد. عمليات اين احداث اين پروژه در تاريخ ۱/۱۲/۱۳۸۴ و با حضور وزراي نيروي ايران و افغانستان و رئيس جمهورر تاجيكستان آغاز گرديد. اهميت انجام اين پروژه براي تاجيكستان بسيار زياد است به طوري كه در صورت بهره برداري از آن اين كشور خواهد توانست علاوه بر تامين برق خود هر ساله ميزان زيادي برق به ديگر مشورها نيز صادر كند. بر همين اساس يك يادداشت تفاهم سه جانبه به منظور انتقال برق از مسير افغانستان به ايران تنظيم و به امضا وزراي نيروي سه كشور رسيد. اين پروژه توسط شركت سنگاپ و با نظارت و طراحي شركت مهياب قدس و به مدت ۵ سال اجرا مي شود. عمليات جاده سازي و دسترسي آسان به محل پروژه نيز به طول ۱۴ كيلومتر توسط شركت مهياب قدس طراحي و توسط وزارت راه تاجيكستان اجرا شد(روابط اقتصادي و تجاري دو جانبه ايران و تاجيكستان).
از نيروگاههاي مذكور تنها دو نيروگاه(راغون و سنگ توده ۱) مي توانند توليد برق تاجيكستان را تا دو برابر افزايش دهند. استفاده مناسب و موثر از اين منابع به تاجيكستان امكان مي دهد كه نه تنها نيازهاي خود را تامين كند بلكه ميزان نياز به انرژي برق كشورهاي آسياي مركزي و حتي خارج دور را تامين نمايد(رسول اف، ۱۳۸۳).
۵- ايستگاه برق آبي نورسك: اين ايستگاه ظرفيت توليد ۷/۲ ميليون كيلو وات ساعت را دارد(رسول اف، ۱۳۸۳). ايران هزينه احداث اين نيروگاه را كه در سال ۲۰۰۴، ۵۰۰ ميليون دلار برآورد شده است به عهده گرفته است (maleki,2006). 

عتیقه زیرخاکی گنج