• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

الگوها و ضد الگوها در قرآن اخلاق و ارزش هاي اخلاقی به ویژه در حوزه خانواده از مباحثی است که به طورمستقیم با روان شناسی اجتماعی ارتباط تنگاتنگی دارد. برخی اخلاق را به احساس گناه در برابر تخلف از اصول و احساس سرزنش و بازخواست درونی تعریف میکنند ،از این روست که با وجدان ارتباط می یابد. انسان هایی که از فطرت سالم وشخصیت متعادلی برخوردار می باشند نسبت به رفتارهایی که بیرون از اصول ارزشهاي اجتماعی، عقلی، حقوقی و قانونی است واکنش هاي درونی نشان می دهند که ازآن به احساس گناه می شود. بنابراین میان احساس گناه که امري درونی است بااخلاق ارتباط تنگاتنگی است. وجدان شخص به عنوان نیروي بازدارنده و هدایت کننده قوي است که در ضمیر شخص جاي گرفته و بر رفتارهاي وي حاکم است.ا
از این جاست که میان عمل اجتماعی و اخلاق و وجدان شخصی نیز ارتباطی می توان یافت؛ زیرا شخص نسبت به واکنش هاي دیگران به ویژه دیگري مهم و یا دیگران مهم که الگوهاي وي را تشکیل می دهند حساسیت دارد و سلامت خود و درستی رفتار خویش را نسبت به الگو می سنجد و هر گاه آن را مخالف الگوي خویش یافت احساس گناه می کند و وجدان وي به عنوان داور وي را محکوم می کند.شخصیت انسان ها به یک معنا در آغاز نه بد است و نه خوب و به گونه اي ازاعتدال برخوردار می باشد. درانسان ها هر دو نوع کشش به خوبی ها و زشتی هانهاده شده است. این مساله قرآن به شکل الهام تقوا و فجور در آغاز سوره شمسبیان کرده است. براساس این دیدگاه انسان ها هم داراي فطرتی هستند که وي را به سوي خیر و تقوا هدایت می کند و نیرو و غریزه طبیعی که وي را به سوي فجور وگناه می کشاند. از این رو این گونه نیست که از آغاز انسان در وضعیتی چون بدذاتی و یا پاك نهادي باشد؛ بلکه در حالتی از اعتدال میان بد و خوب دست و پا میزند و این انسان است که با اراده و اختیار خویش به سوي یکی از دو گزینه گرایش
هر کسی می کوشد تا در یک فرآیند طبیعی که از آن به زندگی دنیوي یاد می شود
شاکله و شخصیت وجودي خود را تکمیل کند و به یک نوع مقام و ثبات برسد. این
امر در بسیاري از انسان در چهل سال نخست زندگی اتفاق می افتد و از این روست
که چهل سالگی را زمان بقا و ثبات شخصیتی فرد بر می شمارند و این مساله از باب
غلبه وعمومیت است و می تواند در حوزه هاي خاصی تغییر کند. با این همه
شخصیت فرد زمانی که به ثبات و کمال برسد دگرگونی در آن ناشدنی و یا سخت
شدنی است. از این روست که در قرآن بر این نکته تاکید شده است که : کل یعمل
علی شاکلته ؛ هر کسی بر اساس شاکله و شخصیت وجودي که به آن تکامل و شکل
یافته عمل می کند و رفتارهاي وي بر پایه آن است.
شخص در سال هایی که به ثبات شخصیتی دست نیافته است در پی الگوهایی است
که از آن براي سامان دهی به وجود و شخصیت خود بهره می گیرد. الگوها دیگري
مهم و یا دیگران مهمی هستند که وجدان وي را تحت تاثیر قرار می دهد و هر گاه
بر خلاف الگوها عمل کند خود را سرزنش می کند و احساس شرم و گناه در خود
می یابد.


عتیقه زیرخاکی گنج