• بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دين مقدس اسلام بهره برداري مشروع از نعمتهاي الهي و زيباييهاي زندگي را مباح و روا و اسراف و زياده روي را حرام و ناروا مي داند و اين بدان جهت است ك مسلمان به تناسب امكانات و توانايي و كارآيي خود، در برابر جامعه مسئوليت دارد. در اين صورت فرد اسراف كار قهرا  از اجراي مسئووليت و تعهدات اجتماعي خود باز مي ماند و از اين رهگذر بر پيكر جامعه ضربه مي زند. 
قرآن مجيد اين حقيقت را در ضمن مباحث اجتماعي در قالبهايي زيبا بيان مي كند وبا هشدار به پيروان خود مي فرمايد: (وانفقوافي سبيل الله و لا تلقوا بايديكم الي التهلكه)  يعني در راه خدا انفاق كندي و با دستهاي خود، خود را به هلاكت و نابودي نيفكنيد. از اين آيه شريفه چنين استفاده مي شود كه اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نيازمنديهاي مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت به هلاكت و سقوط مي انجامد. 
صرف نظر از اهميت خودداري از اسراف و تبذير در دين از نظر موقعيت خاص كشور اسلامي كه در محاصره حكومتهاي سلطه گر قرار گرفته اگر ما بتوانيم تحملات زندگي را حذف كنيم و رعايت اقتصاد و ميانه روي را در همه حال مد نظر و برنامه عمل قرار دهيم. به استقلال كشور كمك كرده ايم و به پيروزي نهايي نزديكتر شده ايم. در نتيجه اين شعار را در اقصي نقاط عالم و دنياي اسلام و بالاخص ايران اسلامي اعلام كرده ايم كه ما از تنگناهاي اقتصادي نيم هراسيم و قدرت آن را داريم كه روي پاي خود بايستيم و به هيچ قدرتي جز خداوند متعالي متكي نيستيم. 
مفهوم اسراف 
راغب اصفهاني مي گويد: ‹‹السرف تجاوز الحد في كل فعل يفعله الانسان››  اسراف  به معني تجاوز از حد و معيار در هر كاري است كه از انسان سر بزند گرچه استعمال آن در موارد زياده روي در انفاق مال بيشتر است و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن اطلاق مي شود. اما بنا به مفهوم سخنت راغب و روح معني ‹‹كل فعل›› و بر پايه شواهد فراوان در قرآن و حديث اسراف به هر گونه تجاوز كاري و زياده روي گفته مي شود و در هر سال اسراف عملي است ممنوع و محكوم و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است. 
خداوند در سوره اعراف مي فرمايد: ‹‹كلوا واشرابوا و لاتسرفوا انه لايحب المسرفين››  بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفات را دوست ندارد. 
مفهوم تبذير 
تبذير برخلاف اسراف و تنها واژه اي اقتصادي است. تبذير از ريشه ‹‹بذر›› يعني تفريق و پخش كردن چيزي اصلش از ريختن و پاشيدن بذر است كه به طور استعاره درباره كسي كه مال خود را بيهوده تلف و پخش مي كند به كار رفته است و نيز گفته شده است كه تبذير اتفاق مال در راه معصيت است. 
با اين توضيحات ملاحظه مي كنيم كه ‹‹اسراف›› در برابر اقتصاد و ميانه روي قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد در غير طاعه الله و به فصور از حق الله اطلاق ميشود. در قرآن كريم واژه قصد و مشتقات آن در معاني راست، متوسط و معتدل به كار رفته است. مانند ‹‹واقصد في مشيك››   در راه رفتن اعتدال را رعايت كن. 
فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات   از ميان آنها عده اي بر خود ستم كردند و عده اي ميانه رو بودند و عده اي به اذن خدا در نيكي ها از همه اعتدال ‹‹پيشي›› گرفتند. 
حضرت علي (ع) در مورد قصد مي فرمايد: ‹‹عليك بالقصد في الامور››  بر تو باد ميانه روي در كارها در خطبه همام از نشانه هاي متقين و پرهيزگاران مي فرمايد: ‹و مبلسهم الاقتصاد››  يعني پوشا كشان ميانه بود بدين معني افراط و تفريط در كارها و زندگيشان وجود ندارد. 
از مجموع اين نظريه ها اين چنين بر مي آيد كه بين واژه اسراف به معني اقتصادي آن واژه تبذير فرق زيادي وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمايز بين اين دو واژه گفته شود كه با توجه به خصوصيات تعابير لغت شناسان در معني تبذير مقصود از اين واژه تلف كردن و ضايع نمودن مال است  و زياده روي در اتفاقات شخصي و امور خيريه را شامل نمي شود در حالي كه اسراف فراگيرتر از آن و در برگيرنده همه موارد از به هدر دادن و زياده روي در مصارف شخصي و خانوادگي و اتفاقهاي مستحب مي باشد. و به عبارت ديگر هر تبذيري اسراف است ولي هر اسرافي تبذير نيست. 
از امام صادق (ع) جمله كوتاهي نقل شده است كه ممكن است همين نكته را از آن استفاده كرد. آن حضرت فرمود: ‹‹ان التبذير من الاسراف›› يعني تبذير از اسراف است. در اين حديث شريف براي اسراف انواع و اقسامي فرض شده كه تبذير شاخه اي از آن معرفي گرديده است. 
اسراف از نظر قرآن 
در قرآن كريم واژه ‹‹اسراف›› و مشتقات آن مكرر به كار رفته است ولي در بيست و سه مورد لفظ ‹‹اسراف›› استعمال شده كه در هر مورد مفهومي ويژه دارد. در غالب موارد مقصود از اسراف جنبه هاي اخلاقي، عقيدتي و تجاوز از حدود الهي است و تنها در چهار مورد جنبه مالي را شامل مي  شود كه با دو آيه ‹‹تبذير›› شش آيه مي شود. 

عتیقه زیرخاکی گنج