• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

غير از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت(كه به آنها اشاره خواهدشد)پاداش‏هاى عظيمى براى آن بيان شده كه در اينجا به بعضى ازروايات،اشاره مى‏شود. از رسول خدا(ص)نقل شده كه:«من سمع النداء فلم يجبه من غيرعلة فلا صلاة له‏» (۱) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دليل،در نماز جماعت‏مسلمانان شركت نكند،ارزشى ندارد. 
در حديث،تحقير نماز جماعت،به منزله تحقير خداوند بشمار آمده‏است:«من حقره فانما يحقر الله‏» (۲) شركت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بيمه مى‏كند. (۳) و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب‏و حسنه در نظر گرفته شده است
حضور در نماز جماعت،خاص يك منطقه نيست.انسان در هر جا كه باشد،خوب است‏به فكر نماز جماعت و حضور در آن و تشويق‏ديگران باشد. 
رسول خدا(ص)در باره اهميت جماعت،فرمود: 
«صلاة الرجل فى جماعة خير من صلاته فى بيته اربعين‏سنة.قيل:يا رسول الله!صلاة يوم؟فقال(ص):صلاة‏واحدة‏» (۱۱) يك نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانه‏است.پرسيدند:آيا يك روز نماز؟فرمود:بلكه يك نماز. 
و مى‏فرمود:صف‏هاى نماز جماعت،همانند صف‏هاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (۱۲) اولين نماز جماعتى هم كه بر پا شد،به امامت رسول خدا و شركت‏حضرت على(ع)و جعفر طيار(برادر حضرت على(ع))بود.همين كه‏ابوطالب،فرزندش على(ع)را ديد كه به پيامبر اقتدا كرده،به فرزندديگرش جعفر گفت:تو نيز به پيامبر اكرم اقتدا كن و اين جماعت دو سه‏نفرى،پس از نزول آيه «فاصدع بما تؤمر» بود،كه فرمان به علنى ساختن‏دعوت و تبليغ مى‏داد. (۱۳) 
آثار نماز جماعت 
بر پايى فريضه‏هاى دينى به صورت دسته جمعتى،غير از پاداش‏هاى فراوانى كه ياد شد،در زندگى فردى و اجتماعى امت مسلمان نيز،آثارمثبت و فراوانى دارد كه به برخى اشاره مى‏شود: 
۱- آثار معنوى 
بزرگترين اثر معنوى نماز جماعت،همان پاداش‏هاى الهى است كه گفته شد.روايت است كه شبى،على عليه السلام تا سحر به عبادت‏مشغول بود.چون صبح شد،نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحت‏كرد. 
رسولخدا(ص)كه آنحضرت را در جماعت صبح نديد،به خانه اورفت.حضرت فاطمه(ع)از شب زنده‏دارى على(ع)و عذر او از نيامدن به‏مسجد سخن گفت.پيامبر فرمود:پاداشى كه بخاطر شركت نكردن درنماز جماعت صبح،از دست على(ع)رفت، بيش از پاداش عبادت تمام‏شب است. (۱۴) رسول خدا(ص)فرموده است: 
لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى ليلتى‏حتى اصبح (۱۵) اگر نماز صبح را به جماعت‏بخوانم،در نظرم محبوب‏تر ازعبادت و شب زنده‏دارى تا صبح است. 
بخاطر همين فضيلت و پاداش‏هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربيشتر شود،اگر تمام آسمان‏ها كاغذ،و درياها مركب و درخت‏ها قلم شودو فرشتگان بنويسند،پاداش يك ركعت آنرا نمى‏توانند بنويسند. (۱۶) . و نماز جماعت‏با تاخير،بهتر از نماز فرادى در اول وقت است. (۱۷) 
۲- آثار اجتماعى 
نماز جماعت،مقدمه وحدت صفوف و نزديكى دلها و تقويت كننده‏روح اخوت است. 
نوعى حضور و غياب بى تشريفات،و بهترين راه شناسائى افراداست. 
نماز جماعت،بهترين،بيشترين،پاكترين و كم خرج‏ترين‏اجتماعات دنياست و نوعى ديد و بازديد مجانى و آگاهى از مشكلات ونيازهاى يكديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعى بين آحاد مسلمين است. 
۳- آثار سياسى 
نماز جماعت،نشان دهنده قدرت مسلمين و الفت دلها و انسجام‏صفوف است. 
تفرقه‏ها را مى‏زدايد،بيم در دل دشمنان مى‏افكند،منافقان را مايوس‏مى‏سازد،خار چشم بدخواهان است. 
نماز جماعت،نمايش حضور در صحنه و پيوند«امام‏»و«امت‏» 
است. 
۴- آثار اخلاقى،تربيتى 
در نماز جماعت،افراد در يك صف قرار مى‏گيرند و امتيازات موهوم صنفى،نژادى،زبانى،مالى و…كنار مى‏رود و صفا و صميميت ونوعدوستى در دلها زنده مى‏شود و مؤمنان،با ديدار يكديگر در صف‏عبادت،احساس دلگرمى و قدرت و اميد مى‏كنند. 
نماز جماعت،عامل نظم و انضباط،صف‏بندى و وقت‏شناسى‏است. 
روحيه فردگرايى و انزوا و گوشه‏گيرى را از بين مى‏برد و نوعى مبارزه‏با غرور و خودخواهى را در بر دارد. 
نماز جماعت،«وحدت‏»در گفتار،جهت،هدف و امام را مى‏آموزدو از آنجا كه بايد پرهيزكارترين و لايق‏ترين اشخاص،به امامت نمازبايستد،نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است. 
نماز جماعت،كينه‏ها و كدورت‏ها و سوء ظن‏ها را از ميان مى‏برد وسطح دانش و عبوديت و خضوع را در جامعه اهل نماز، افزايش مى‏دهد. 
به خاطر اينهمه آثار است كه به نماز جماعت،آنهمه توصيه شده‏است.حتى نابينايى وقتى از حضور پيامبر،اجازه خواست كه به مسجدنيايد،آنحضرت فرمود:از خانه تا مسجد،ريسمانى ببندد و به كمك آن،خود را به نماز جماعت‏برساند. (۱۸) و نيز، نابينايانى كه اجازه ترك شركت‏در نماز خواستند،رسول خدا(ص)اجازه نفرمود. (۱۹) از طرف ديگر،برخورد شديد نسبت‏به كسانى كه به نماز جماعت‏اهميت نمى‏دهند،نشان ديگرى بر اهميت و سازندگى آن است. 
در حديث است كه به چنان كسان،همسر ندهيد (۲۰) و معرف آنان‏نشويد. (۲۱) 
امام جماعت 
در نماز جماعت،آنكه جلو مى‏ايستد و مردم به او اقتدا مى‏كنند،«امام‏»نام دارد.بعضى نيز به او«پيشوا»مى‏گويند.در نظام اجتماعى‏سياسى اسلام،آنكه پيشوايى جمعى را به عهده دارد،بايد از يك سرى‏فضيلت‏ها و برترى‏ها برخوردار باشد،تا فضايل او،الهام‏بخش ديگران نيزباشد.در نماز جماعت نيز،پيشنماز،بايد در علم و عمل و تقوا و عدالت،برتر از ديگران باشد. 
در حديث مى‏خوانيم:«فقدموا افضلكم‏» (۲۲) و«فقدموا خياركم‏»، (۲۳) يعنى با فضيلت‏ترين و بهترين خودتان را جلو بيندازيد و به او اقتدا كنيد. 
احاديث،در اين باره،بسيار است.به چند نمونه اشاره مى‏كنيم: 
امام جماعت،بايد كسى باشد كه مردم به ايمان و تعهد او اطمينان‏داشته باشند. (۲۴) امام صادق(ع)فرمود:امام جماعت، رهبرى است كه شما را به سوى‏خدا مى‏برد،پس بنگريد كه به چه كس اقتدا مى‏كنيد. (۲۵) ابوذر فرمود:امام شما،در قيامت، شفيع شماست.پس شفيع خودتان‏را از افراد سفيه و فاسق قرار ندهيد. (۲۶) اقتدا كردن به افراد ناشناخته و آنان كه در دين يا امامت،غلومى‏كنند،نهى شده است. (۲۷) افرادى كه در جامعه،بخاطر گناه علنى، شلاق خورده‏اند،يا از طريق نامشروع،بدنيا آمده‏اند،حق امام جماعت‏شدن ندارند. (۲۸) امام جماعت،بايد مورد قبول مردم باشد،و گرنه آن نماز،مورد قبول‏درگاه خداوند نيست. (۲۹) امام صادق(ع)در تفسير اين آيه شريفه (خذوا زينتكم عند كل‏مسجد) (۳۰) هنگام رفتن به مسجد، ينت‏خود را همراه داشته باشيد( 
فرمود:زينت مسجد،پيشواى شايسته و امام جماعت مسجد است. (۳۱) البته پوشيدن لباس پاك و داشتن وقار و عطر زدن و. ..نيز دررواياتى به عنوان‏«زينت مسجد»آمده است. 
امام باقر(ع)فرمود:امام جماعت‏بايد از افراد انديشمند و صاحب‏فكر باشد. (۳۲) رسول خدا(ص)فرمود:كسى كه پشت‏سر امام عالم نماز بخواند،گويا پشت‏سر من و حضرت ابراهيم،نماز خوانده است. (۳۳) امام جماعت،بايد مراعات ضعيف‏ترين افراد را بكند و نماز را طول‏ندهد. (۳۴) از مجموع اين احاديث،موقعيت‏حساس امامت جماعت‏شناخته‏مى‏شود. 
انتخاب امام جماعت
از آنجا كه در امام جماعت،برترى و فضيلت‏بر ديگران شرط است،اگر در موقعيتى،چند نفر شايستگى آنرا داشتند كه به آنان اقتدا شود،باز هم اوصاف و شرايطى به عنوان اولويت در روايات مطرح است كه‏آموزنده است و گرايش به ارزشها و انتخاب بهتر را مى‏آموزد.از جمله: 
۱- كسى كه قرائت نمازش بهتر باشد(اقرئهم) 
۲- كسى كه در هجرت،پيشقدم باشد(اقدمهم هجرة) 
۳- كسى كه دين‏شناس‏تر و در مراتب علمى برتر باشد (اعلمهم‏بالسنة و افقههم فى الدين) 
۴- كسى كه سن بيشترى داشته باشد(فاكبرهم سنا) 
۵- كسى كه انس او با قرآن بيشتر باشد. 
۶- كسى كه زيباتر و خوشروتر باشد. (۳۵) 
۷- صاحب منزل،از مهمان در امام جماعت‏شدن مقدم است. 
۸- امام جماعت دائمى،بر افراد تازه وارد به مسجد،مقدم است. 
در ميان امتيازات،به مسئله‏«عالم بودن‏»بيش از هر چيزى تكيه شده‏است.اين دانايى و اعلميت،در همه مواردى كه نوعى رهبرى و پيشوايى‏در كار است،شرط و امتياز است. 
در حديث است: 
«من صلى بقوم و فيهم من هو اعلم منه لم يزل امرهم الى السفال الى‏يوم القيامة‏» (۳۶) كسى كه امامت نماز و پيشوايى گروهى را به عهده بگيرد،در حاليكه ميان آنان،داناتر از او هم باشد،وضع آن جامعه تا قيامت،همواره رو به‏سقوط و پستى است. 
البته همچنانكه در حديثى گذشت،امام جماعت‏بايد مورد پذيرش وقبول مردم باشد.اين مقبوليت،از راه علم و پاكى و عدالت و تواضع واخلاق نيكو بدست مى‏آيد. 
نبايد غفلت داشت كه گاهى دشمنان و اهل نفاق،براى ضربه زدن‏به اسلام و روحانيت،امام جماعتى را با شايعه و تهمت و دروغ،بدنام‏مى‏كنند تا او را به انزوا بكشند.هشيارى مردم،خنثى كننده اين نقشه‏شيطانى است.پشت‏سر كسى نبايد به جماعت ايستاد كه با فسق و گناه وبدرفتارى،مقبوليت‏خود را از دست داده است،نه آنكه دستهاى مرموزدشمن،او را از نظرها انداخته باشد!… 
عدالت در امام جماعت
از شرايط امام جماعت،عادل بودن است. 
عدالت را در كتب فقهى تعريف كرده‏اند.فقهاى گرانقدر،از جمله‏حضرت امام خمينى(قدس سره)مى‏فرمايند: 
عدالت،يك حالت درونى است كه انسان را از ارتكاب گناهان‏كبيره،و تكرار و اصرار نسبت‏به گناهان صغيره باز دارد. (۳۷) پاكى،تقوا،دورى از گناه،از نشانه‏هاى عدالت است.بنا به‏اهميت اين صفت،در نظام اسلامى يكى از امتيازات به حساب آمده ودر فقه اسلامى و قانونى اساسى،داشتن آن براى مسئولان بلند پايه ومشاغل حساس،شرط است و كارهاى مهم كشور و امور مردم،بايد بدست افراد عادل انجام گيرد. 

عتیقه زیرخاکی گنج