• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امام علي بن حسين بن علي بن ابيطالب عليه السلام مشهور به سجاد، چهارمين امام شيعيان بنا به قولي مشهور، در پنجم شعبان سال ۳۸ هجري قمري متولد شد مادرش شهربانو، دختر یزدگرد سوم ـ آخرین پادشاه سلسله ساسانی ـ بوده است. امام زين العابدين عليه السلام زماني ديده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علي بن ابيطالب عليه السلام بود. آن حضرت ۳ سال از خلافت علوي و حكومت چند ماهه امام حسن عليه السلام را درك كرد. امام سجاد عليه السلام در عاشوراي سال ۶۱ هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه آسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين عليه السلام مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزي كه به شهادت زمامداراني چون يزيد بن معاويه، عبدالله بن زبير، معاويه بن يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و وليد بن عبدالملك، معاصر بود. 
امام سجاد دارای القاب و کنیه‌ها ی متعددی است که در کتب روایی و تاریخی ذکر شده است. دوران کودکی امام، در زمان جدّ بزرگوارش، حضرت امیر المومنین، و عموی ارجمندش، امام حسن مجتبی، گذشت. دوره‌ی نوجوانی اش را تا شهادت پدر بزرگوارش، حضرت امام حسین، که حدود ده سال به طول انجامید در خدمت پدر گذراند. امام سجاد دارای چند همسر و فرزند بوده است. 
بر اساس دلایل و برهان‌های روشن و قطعی، در امامت علی بن الحسین علیه‌السلام هیچ جای شکی باقی نیست. 

مقاطع زندگی 
زندگی پربرکت حضرت سجاد علیه‌السلام را پس از دوران کودکی و نوجوانی می‌توان به چند مقطع تقسیم کرد: 
همراهی با امام حسین علیه‌السلام از مدینه به کربلا تا هنگام شهادت 
 پس از شهادت پدر تا ورود به مدینه (رهبری نهضت پس از پدر
— حضور در مدینه تا وفات 
شهادت 
امام پس از ۳۵ سال مجاهده در میدان‌های مختلف که تجسم جهادی به مراتب سخت‌تر و جانکاه‌تر از جهاد رویاروی دشمن در میدان نبرد بود، با زمینه‌سازی فعالیت‌های گسترده فرزند و نوه معصوم خود، امام باقر و امام صادق علیهما السلام، و استقلال کامل مکتب حیاتبخش امامت که همان اسلام ناب بود، و انسجام بخشیدن به جامعه‌ی شیعی، به دست ولید بن عبدالملک مسموم شد و روح مطهرش به عالم قدس پر کشید. شهادت امام چهارم، مدینه و سایر جوامع اسلامی و عموم شیعیان را در غمی جانکاه فرو برد. 

مدفن مقدس حضرت ، بقیع، در جوار عموی بزرگوارش، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، است. و کلام آخر زمزمه صلوات خاص آن امام است: ” السلام علیه و یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیا.

امام سجاد(ع) ملقب به زين العابدين(ع) در نيمه جمادي الاول سال ۳۸ هجري در مدينه چشم به جهان گشود. 
      امام سجاد(ع) شبها براي بينوايان و نيازمندان مدينه ناشناخته نان  مي برد و به آن ها کمک مالي مي کرد و صد خانوار از مستمندان مدينه را مداوماً اداره مي کرد. 
      امام سجاد عليه السلام در عاشوراي سال ۶۱ هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه آسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين عليه السلام مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزي كه به شهادت رسيد زمامداراني چون يزيد بن معاويه، عبدالله بن زبير، معاويه بن يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و وليد بن عبدالملك، معاصر بود.
      بسياري از مردم هنگامي که نام امام چهارم را مي برند لقب بيمار را نيز به آن مي افزايند و شايد چنين مي پندارند که امام هماره رنجور و بيمار بوده اما واقعيت غير از اين است و آن حضرت فقط مدت کوتاهي در ايام شهادت پدرش در کربلا بيمار بودند.
از آثار آن حضرت رساله حقوق و صحيفه سجاديه است. 
     امام زين العابدين(ع) در ۲۵ محرم سا ل ۹۵ هجري در ۵۷ سالگي پس از يک زندگي سراسر رنج و مبارزه با دستور وليد بن عبدالملک و به وسيله هشام بن عبدالملک مسموم و شهيد شدند.
                                                                                         
 
امام سجاد عليه السلام در اوضاع ناگوار اجتماعي آن روز كه ارزش هاي ديني دست خوش تغيير و تحريف امويان قرار گرفته بود، مهمترين كار خويش را در زمينه برقراري پيوند مردم با خدا، با دعا آغاز كرد. 
چنين بود كه مردم تحت تأثير رو حيات آن حضرت قرار گرفتند و شيفته مرام و روش او شدند و بسياري از طالبان علم و دانش در مسلك راويان حديث او در آمدند و از سرچشمه زلال دانش وي كه برخاسته از علوم رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين عليه السلام بود، بهره ها جستند. 
 
  شرايط، مقتضيات و رسالتها در عصر امام سجاد عليه السلام: 
اقتدار حكومتهاي جبار و ظالم عصر، نظارت شديد و سختگيريهاي بسيار بر مخالفان سياسي بويژه شيعيان، سركوبي قيامها با كشتارهاي بي رحمانه، جهالت سياسي و مذهبي مردم، شيوع بي ديني و مفاسد اخلاقي، و قلت ياران و مجاهدان واقعي، از جمله موانعي بودند كه نگذاشتند امام سجاد عليه السلام به صورت مسلحانه قيام كنند. 
مردم مسلمان عصر امام عليه السلام به علت تبليغات و فعاليتهاي سياسي و فرهنگي حكومتهاي نامشروع در برابر حقايق سياسي و مذهبي در نهايت جهالت و بي ديني به سر مي بردند. بدعتها و عقايد گمراه كننده و باطل به عنوان احكام و عقايد مذهبي، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود. 
در چنين شرايطي، بزرگترين و مهمترين مسئوليت امام سجاد عليه السلام، احياي مجدد اسلام ناب محمدي (ص)، تبيين جايگاه امامت و رهبري اهل بيت عليه السلام، مبارزه با جهالت سياسي و مذهبي مردم و تربيت مجاهدان واقعي بود. 
 
امام عليه السلام مي بايد در برابر حقايق سياسي اسلام روشنگري مي كردند بويژه كه درباره امامت و رهبري و افشاگري عليه حكومتهاي غاصب و ظالم و ترويج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود كه شيعيان و مسلمانان را براي مبارزه و جهاد عليه ظلم، بدعت و گمراهي آماده مي ساختند. 
آن حضرت موفق شدند كه در سخت ترين شرايط و با استفاده از ظريفترين شيوه هاي تبليغاتي و مبارزاتي، در اهداف خويش موفق و پيروز شوند. 
سرانجام امام عليه السلام در راه پايداري و استقامت در اين جهاد مقدس، به مقام والاي شهادت نايل شدند. 
 


  نقش امام سجاد در تربيت موالي :
“موالي” يعني: عده اي از ايرانيان كه به عراق آمده و در آنجا با تشيع آشنا شده. همچنين از جمله موضوع شايع در قرن اول و دوم هجري تربيت موالي بود. اين افراد عمدتاً به علت داشتن استعداد مناسب و نيز آمادگي كسب علم و نيز با احساس ضعفي كه ايشان در برابر عرب ها داشتند و درصدد بودند كه آن را جبران كنند، به خوبي در زمينه حديث كار كردند و در نتيجه توانستند در مدت زماني كوتاه از فقها و محدثين مراكز عمده اسلامي شوند. اين افراد در خانواده هاي مختلف عرب، تربيت شده بودند كه طبعاً انگيزه هاي سياسي و مذهبي جاري و مرسوم در آن قبايل و عشيره ها، به اينان نيز سرايت كرده بود، به ويژه كوفه، بيشتر گرايش شيعي داشت و “موالي” آن نيز چنين بودند، از اين رو اهل بيت عليهم السلام نيز از اين ويژگي براي تربيت موالي استفاده كردند. 
 در اين ميان، سياست علي بن الحسين عليه السلام شايان توجه بسيار است. امام مي كوشيد تا در مدينه، با تربيت طبقه “موالي”، راه را براي آينده باز كند. و اسلام صحيح و سليم را به آنان (كه زمينه كافي داشتند) انتقال دهد، پس با شخصيتي كه امام داشت به شايسگي مي توانست در روحيه موالي اثر بگذارد و احساسات شيعي را به آنان انتقال دهد. 
استاد “سيد جعفر مرتضي” در تشريح سياستهاي امام سجاد عليه السلام و به منظور بخشيدن حياتي نوين به مكتب جعفري، اشاره به اين نكته دارد كه آن حضرت غلامان را مي خريد و آنان را آزاد مي كرد، به طوري كه به نوشته “سيد الاهل” : غلامان اين مسئله را دريافته، شور و شوق فراواني داشتند كه مشمول اقدام امام شوند. امام نيز در هر سال و ماه و روز و به مناسبت هرحادثه، آنان را آزاد مي ساخت. به طوري كه درمدينه قريب به يك لشگر از موالي آزاد شده و كنيزكان رهايي يافته، به سر مي بردند كه تمامي آنها از موالي امام سجاد عليه السلام بودند. و شمار آنها به ۵۰ هزار تن يا بيشتر مي رسيد. 
 
مؤلف محترم “اعيان شيعه” نيز مي نويسد: او سودانيان را مي خريد، حال آنكه هيچ نيازي به آنان نداشت. استاد “سيد جعفر مرتضي” پس از ذكر اين مطالب نتايج متعددي از اين مسئله مي گيرد و مي نويسد: يعني نتيجه چنين سياستي، اين بود كه موالي، اهل بيت عليهم السلام نمونه هاي انسانيت و اسلاميت به شمار مي رفتند. و آمادگي كامل داشتند تا در شرايط گوناگون در كنار آنها قرار بگيرند، شواهدي نيز وجود دارد كه نشان مي دهد “موالي” در مواقعي كه علويين مورد ظلم قرار مي گرفتند و يا بعضي از حكام به آنها ستم مي كردند، به ياري آنها مي شتافتند. 
  
احاديثی از امام سجاد (ع)
 
إنَّ لِلعَبّاسِ عِندَاللهِ لَمَنزِلَهٌ يَغبِطُهُ بِها جَميعُ الشُّهَداءِ يَومَ القيِامَهِ
عباس را نزد خدا منزلتي است كه روز قيامت همه شهيدان بر آن رشك           مي برند.
                                                                      الخصال، ج ۱، ص ۶۸
خَفِ اللهَِ تَعالي لِقُدرَتِهِ عَلَيكَ وَ اسْتَحيِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنكَ
از قدرت خداي بزرگ بر خود، انديشه كن و از نزديكي اش به تو، شرمگين باش.
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دوره ای که امام سجاد (ع)در آن زندگی میکرد،دورانی بود که همه ارزش های دینی دست خوش تحریف و تغییرامویان قرار گرفته و مردم یکی از مهمترین شهرهای مذهبی(مدینه)،می بایست به عنوان برده یزید با او بیعت کنند احکام اسلامی بازیچه ئ دست افرادی چون ابن زیاد،حجاج و عبدالملک بن مروان بود. اینان برخلاف نصوص دینی از مسلمانان جزیه می گرفتند و با اندک تهمت و افترایی مردم را به دست جلادان می سپردند. در سایه چنین حکومتی آشکار است که تربیت دینی مردم تا چه اندازه تنزل کرد و ارزش های جاهلی چگونه احیا خواهد شده است.امام سجاد در این شرایط، شخصیتی بودند که همه ی مردم تحت تاثیر روحیات و شیفته ی مرام و روش او قرار گرفتند.
یکی از محدثین می گفت:« ما رإیت هاشمیا افضل من علی بن الحسین ولا افقه منه». از جاحظ نیز نقل شده است که می گفت«درباره ی شخصیت علس بن حسین، شیعی، معتزلی،خارجی عامی وخاصی همه یکسان می اندیشند وهیچ کدام تردیدی در برتری و تقدم او(بر سایرین) ندارند».
حضرت را که اهل سجده بود و آثار ان بر پیشانیش ظاهر بود«ذی الثفنات» می گفتند. اوردند که وقتی ان حضرت وضو می گرفت رنگ چهره اش دگرگون می شد. وقتی علت را می پرسیدند،فرمودند«اتدرون بین یدی من ارید ان اقوم».
در دادن صدقه و رسیدگی به محرومین نیز زبان زد بوده اند و پس از شهادت او فهمیدند که ۱۰۰ خانواده از انفاق و صدقات او زندگی می کردند.امام در مسافرت نسبش را از همراهان پنهان می کرد. از ایشان سوال شد که: ما بالک اذاسافرت کتمت نسبک اهل الرفقه؟ ان حضرت فرمودند: دوست ندارم به نام رسول خدا چیزی را بگیرم که نمی توانم مانند ان را به دیگری بدهم.
امام سجاد وشیعیان:
در واپسین روز واقعه کربلا، شیعیان در بدترین شرایط،از لحاظ کمی و کیفی و نیز موقعیت سیاسی و اعتقادی قرار گرفتند.شیعیان واقعی امام حسین که در مدینه و مکه بوده و یا موفق شده بودند که از کوفه به او ملحق شوند،در کربلا به شهادت رسیدند.زندگی امام سجاد در مدینه و دور بودن از عراق فرصت هدایت جریانات شیعی کوفه را از امام گرفته بود.
در چنین شرایطی که تصور نابودی اساس تشیع وجود داشت، امام سجاد می بایست کار را از صفر شروع کند مردم را بسمت اهل بیت بکشاند.
تاریخ گواه است که امام سجاد در طول ۳۴ سال فعالیت،شیعه را از یکی از سخترین دوران های حیات خویش عبور داد.دورانی که جز سرکوبی شیعه به وسیله ی زبیریان و امویان نشان روشنی ندارند.
در این سال ها۲ نهضت شیعی در عراق رخ داد.یکی از ۲نهضت نهضت توابین بود که رهبری ان را سلیمان بن صردخزاعی به همراهی چند تن از دیگر سرشناسان شیعه در کوفه بر عهده داشتند و رابطه سیاسی خاصی بین توابین و امام سجاد وجود نداشته و انچه بیشتر رنگ نهضت شیعه را نشان داد

شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايه هايي عاطفي آن است يعني توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن علي و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه.
امام سجاد پس از حادثه كربلا دريافته بود كه امكان احياي اين جامعه ي مرده با در دسترس گرفتن رهبري آن وجود ندارد. به علاوه درگير شدن در يك حركت سياسي ديگر،با وجود قدرت ديگر احزاب،خطراتي را در پي داشت كه به ريسك آن نمي ارزيد.به همين دليل ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت به خوبي نشان مي دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسي نبوده و در بسياري از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناي مشخص فعاليت سياسي بوده است.
برخورد هاي امام با امويان
اولين بر خورد امام با حاكمان اموي پس از واقعه كربلا در رويارويي با عبيد الله بن زياد بود،مدتي بعد از واقعه كربلا،مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان،شورش حره را سامان دادند.اين شورش به رهبري عبدالله معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموي و عليه يزيد و زندگي ضد اسلامي و غير ديني او بود امام سجاد و ديگر هشميان موضع موافقي در اين ماجرا نداشت به همين دليل شمار از افراد خانواده ي خويش از شهر خارج شد.
كوچكترين موضع امام به عنوان رهبر شيعه خطيرترين پيامد را براي شيعه داشت به همين دليل در اين حادثه كه چندان خط و ربط روشن،بلكه درستي نداشت شركت نداشت.زماني نيز كه مسلم بن عقبه،معروف به مسرف،حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكي از بزرگترين جنايات عصر اموي را مرتكب گرديد با علي بن حسين به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت.مسلم از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده ي يزيد بدانند ولي با علي بن حسين به صورت عادي بيعت شد.
صرف نظر از اينكه در موضع گيري ائمه بايد وضع سياسي و مخالفت نظامي و ايجاد تشكيلات و مبارزه را در نظر بگيريم شرايط خاص هر دوره وظيفه هر امام در هر موقعيت و شرايطي، اقتضاي عمل خاصي را دارد.
امام سجاد در روايتي فرمود:كسي كه امر به معروف و نهي از منكر را ترك گويد،همچون كسي است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده مگر آنكه در تقيه باشد.
تكيه بر اصل تقيه گرچه قرآني است اما از لحاظ فقهي بيشتر از ناحيه اماماني تاكيد گرديد كه خود گرفتار آن بودند.
در جمع بايد گفت، ملايمت امام در برخورد با امويان ،سبب شد تا امام زندگي ازادي در مدينه داشته و كمتر توجه مخالفان را به خود جلب كند. به علاوه بعد علمي امام در جهت حفظ دين تجلي بيشتري بيابد.تمجيدهاي فراوان از امام كه از زبان عالم اهل سنت باقي مانده شاهد اين گفته است.
بهره گيري امام سجاد از دعا:
هنگامي كه جامعه دچار انحراف شده،روحيه ي رفاه طلبي و دنيا زدگي بر آن غلبه وفساد سياسي و اخلاقي و اجتماعي ان را در محاصره قرار داده و از نظر سياسي هيچ روزنه اي براي تنفس وجود نداشت، امام سجاد توانست ازدعا براي بيان بخشي از عقايد خود استفاده كند و بار ديگر تحركي در جامعه براي توجه به معرفت و عبادت و بندگي خداوند ايجاد كند.
صحيفه ي سجاديه ي مشهور ،كه اندكي بيش از ۵۰ دعا را در بردارد ،تنها بخشي از دعاهاي امام سجاد است كه گرد آوري شده است.
تكيه امام در پيوند دادن محمد و ال او ، امري است كه خداوند آن را ضمن دستور بر صلوات بر رسول آورده و اهميت زيادي براي بيان عقايد شيعي دارد.
يكي از مضامين مهم سياسي – ديني صحيفه ، طرح مساله امامت است.مفهوم امامت به صورت يك مفهوم شيعي ، كه علاوه بر جنبه داشتن احقيت براي خلافت و رهبري ، جنبه هاي الهي عصمت و بهره گيري از علوم انبيا و مخصوصا پيامبر اكرم را در حدي بالا نشان مي دهد.
 گريه امام سجاد در قالب اين دعاها و بندگي و عبادت واقعي امام ، درسي آموزنده براي جامعه ي فاسد ان روز بود كه بني اميه اسلام را مورد تمسخر قرار داده بودند . بدين ترتيب گريه ي امام نيز خود به خود موجب گرديد تا در موارد زيادي مردم نسبت به واقعه كربلا هشيار شوند . اين علاوه بر ان بود كه امام خود وقايع كربلا را در موارد متعدد نقل مي فرمود.

امام سجاد و بردگان
از تلاش هاي امام، كه هم جنبه ي  ديني داشت و هم سياسي، توجه به قشري بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان مورد شديدترين فشار هاي اجتماعي بوده و از محرومترين طبقات جامعي اسلامي در قرون اوليه به شمار مي رفتند.امام سجاد همانند امير المومنين كه با برخورد اسلامي خويش بخشي از موالي عراق را به سمت خويش جذب كرد،كوشيد تا حيثيت اجتماعي اين قشر را بالا برد.
زماني كه امام سجاد از مسجد خارج مي شد شخصي بدو دشنام گفت،موالي امام بر او هجوم بردند اما امام آنها را از اين كار باز داشت و فرمود آنچه از باطن ما بر او مستور مانده بيش از اين است كه مي گويد و به اين ترتيب او را شرمنده ساخت و سر انجام مورد لطف امام قرار گرفت.

امام باقر (ع):
پنجمين امام شيعه ، محمد بن علي بن حسين است كه به باقر شهرت يافته است.مادر آن حضرت، فاطمه دختر امام حسن بن علي است.بدبن ترتيب امام باقر نخستين كسي است كه پدرش ار نسل امام حسين و مادرش از نسل امام حسن است.
روز تولد آن حضرت را در برخي از نقل ها اول رجب و در برخي ديگر سوم صفر دانسته اند.سال تولد امام در منابع متعددي ۵۷ هجري و در برخي ۵۶ يا ۵۸، سال تولد آن حضرت دانسته شده است.روز رحلت امام را هفتم ذي حجه وبرخي ربيع الاول و يا ربيع الثاني دانسته اند.
امام پنجم شيعيان،افزون بر لقب شاكر و هادي به طور عمده به لقب باقر شهرت يافته است.معناي باقر شكافنده است.
موقعيت علمي امام باقر(ع)
بي ترديد از نظر بسياري از علماي اهل سنت،امام باقر در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوستدارانش، از تمامي بلاد و سرزمين هاي اسلامي پر بوده است.موقعيت علمي ايشان به مثابه شخصيت عالم و فقيه، به عنوان نماينده علوم اهل بيت بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشكالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند.
او همانند پدرش امام سجاد كه شهرت عظيم علمي در ميان مردم داشت، مورد احترام خاص و عام بود.بسياري از دانشمندان بزرگ اسلامي در باره مقام علمي و موقعيت فقهي حضرتش جملات زيبايي بر زبان رانده است كه استاد اسد حيدر آنرا در كتاب خود گرد آورده است.
به جرات مي توان گفت كه در ميان امامان شيعه پس از امير المومنين سند بخش عمده اي بيشترين قسمت روايات به امام باقر و صادق منتهي مي گردد و اين به دليل موقعيت خاص سياسي جامعه ي آنروز بود كه اين دو امام بيش از امامان ديگر فرصت نشر علوم آل محمد را پيدا كردند.
امام درگير اختلافات فقهي بين فرق اسلامي
سال هاي ۹۴ تا ۱۱۴ زمان پيدايش مشرب هاي فقهي و اوج گيري نقل حديث در باره ي تفسير مي باشد . از علماي اهل سنت كساني مانند ابن شهاب زهري ،مكحول، قتاده،هشام بن عروه و …. در زمينه ي نقل حديث و ارايه ي فتوا فعاليت مي كردند. با نگاهي به فراواني روايات نقل شده در اين دوران و شهرت علم فقه در ميان محدثان اين زمان ، مي توان گفت كه علم فقه نزد اهل سنت از اين دوره به بعد وارد مرحله تدوين خود شده است.
پيش از ا ن در جامعه اسلامي ، فقه و احاديث فقهي در حد گسترده و به طور كامل مورد بي اعتنايي قرار گرفته بود.
بي خبري مردم زماني به اوج خود رسيد كه فتوحات آغاز گرديد . زمامداران و مردم به طوري مشغول كشور گشايي و امور نظامي و مسايل مالي و….. شدند كه فعاليت علمي و تربيت ديني به هيچ وجه جلب توجه نمي كرد.
امام باقر نماينده مكتب اهل بيت و از اولين بانيان فقه و تفسير از ديدگاه مكتب شيعه. از نظر اين مكتب دسترسي به علوم اصيل اسلامي تنها از طيق اهل بيت ، كه باب علم رسول خدا هستند ممكن است و به همين جهت در كلمات امام باقر نمونه هاي فراواني وجود دارد كه ايشان مردم را دعوت به بهره گيري علمي از اهل بيت كرده حديث درست را تنها نزد انان مي دانند.
مبارزه با يهود و اسراييليات:
از جمله گرو هاي خطرناكي كه آن روزها در جامعه اسلامي حضور داشتند و تاثير عميقي در فرهنگ آن روزگار بر جا گذاشتند ، يهوديان بودند . شماري از احبار يهود كه به ظاهر مسلمان شده و گروهي ديگر كه هنوز به دين خود باقي مانده بودند در جامعه اسلامي پراكنده شده و مرجعيت علمي و قشري از ساده لوحان را به عهده داشتند. تاثيري كه آنان بر فرهنگ اسلام از خود به جا نهادند ، به صورت احاديث جعلي به نام اسراييليات پايدار گشت كه بيشترين قسمت اين احاديث درباره ي تفسير و مراتب و شيون زندگي پيامبران سلف ، جعل شده بود. 
تلاش علمي يهود، در داخل جامعه ي اسلامي به ويژه در محافل علمي آن _  در مسايل فقهي و كلامي نيز تاثيري نگران كننده نهاد و اين موضوع در تاريخ چنان روشن است كه جاي كوچكترين ترديد و شبه اي در آن وجود ندارد.
امامان ديگر شيعه نيز بعدها با تعابيري نظير لاتشبهوا باليهود مي كوشيدند اين رابطه فرهنگي نامطلوب را كه ميان مسلمانان و يهود به وجود امده بود و مي رفت تا فرهنگ اصيل و غني اسلام را به انحراف بكشاند، قطع كنند و اين در حالي بود كه راويان ديگر فرق اسلامي ساده لوحانه از اين احاديث استقبال كرده و انها را در ابواب مختلف كتاب هايشان نقل نموده اند و فرهنگ خود را با ان آلوده كردند ، ولي تابعان اهل بيت با الهام گرفتن ازانان،در مقابل اين انديشه هاي انحرافي و عوام پسند به هوش بوده و از اسيب ان در امان ماندند.
ميراث فرهنگي امام باقر (ع)
با نگاهي كوتاه به مسانيد فقهي و تفسيري شيعه ، به خوبي مي توان دريافت كه بخش زيادي از روايات فقهي ، اخلاقي و تفسيري شيعه از امام باقر نقل شده است . وسايل الشيعه و كتب تفسيري مانند البرهان و صافي و بحراني از فيض كاشاني ، حاوي روايات زيادي در زمينه ي فقهي و توضيح آيات قران و شان نزول انهاست كه از ان حضرت روايت شده است . علاوه براين ها مقدار زيادي اخبار تاريخي درباره ي اميرالمومنين و جنگ صفين نيز از ان حضرت نقل شده است.
عده اي فكر مي كردند تلاش براي معاش ، كه نشانه ي فعاليت براي زندگي بهتر است ، درست نيست . محمدبن منكدر يكي از حفاظ قران در عصر امام باقر در ضمن تمجديد از ان حضرت مي گويد: مي خواستم او را وعظ كنم كه او مرا موعظه نمود . سوال كردند چگونه؟ گفت: روزي از مدينه بيرون امدم و در صحرا محمدبن علي بن الحسين را ديدم. او در حالي كه بدن چاقي داشت در كنار دو غلام سياه كار مي كرد ، پيش خود گفتم: سبحان الله! 
درباره ي مسايل كلامي نيز امام باقر بسياري از خطبه هاي امير المومنين را در مسايل مربوط به توحيد و صفات خدا روايت كرده اند. همينطور ان حضرت بيانگر بسياري از نكات دقيق مسايل كلامي مورد اختلاف بين شيعه و اهل سنت مي باشند. اينروايات در اصول كافي به وفور ديده مي شوند.
ابن نديم در الفهرست ، كتاب تفسيري به امام باقر نسبت داده و گفته است كه ان را ابوالجارود زياد بن منذر از امام نقل كرده است. بخش بزرگي از اين روايات در تفسير قمي و تفسير پرارج مجمع البيان امده است.
تلاش هاي خستگي ناپذير امام باقر و پس از وي تلاش هاي امام صادق سبب شد تا فقه شيعه با اتكاي به احاديث رسول خدا و اشراقات و الهامات غيبي بر قلوب ايمه اطهار زودتر اهل سنت و ….. به مرحله تدوين برسد.
امام باقر مانند امامان ديگر براي بيان اهميت موقعيت اهل بيت از لحاظ دين ، كوشش بليغي از خود نشان مي داد و در روايتي كه در اين زمينه از ان حضرت نقل شده، چنين امده است: ال محمد ابواب الله و سبيله و الدعاه الي الجنه و القاده اليها فرزندان رسول خدا درهاي علوم الهي و را وصول به رضاي او و دعوت كنندگان به بهشت و سوق دهندگان مردم بدان هستند. 
وضع و موقعيت شيعه از ديدگاه امام :
دوران امامت امام باقر مصادف با ادامه ي فشارهاي خلفاي بني اميه و حكام انها با شيعيان در عراق بود. عراق مركز اصلي شيعه بود.شيعيان همه ساله در موسم حج با امام تماس داشتند. اين تماس ها معمولا يا در مكه بود يا در بازگشت زايرين بيت الحرام و عبور انها از مدينه صورت مي گرفت.
مساله اي كه در اين دوران براي امام و شيعيان وي پيدا شده بود، مشكل غلات بود كه شمار انها در ان روزگار رو به فزوني گذاشته بود. انها با سو استفاده از روايات امام و نسبت دادن احاديث جعلي به ان حضرت مي كوشيدند از حيثيت امامن و شيعيان برخوردار شده و با كشاندن شيعه ساده لوح به دنبال خود ، به اهداف خود برسند. زماني كه امام در مدينه بود اين فرصت طلبي ها هر چه بيشتر شدت گرفت . وقتي كه امام انها را از خود طرد كردند اصحاب ان حضرت نيز، غلات را از جمع خود بيرون راندند.
مشكل ديگر اهل عراق ، اين بود كه امام نسبت به اعتقاد و استواري ايمان انها اعتماد چنداني نداشت. گرچه انان به شدت اظهار علاقه مي كردند و با ولع هرچه تمامتر احاديث اهل بيت را انتشار مي دادند اما به دلايلي كه پاره اي از انها مسبوق به سوابق تاريخي مردم كوفه و عراق بود اين اظهار وفاداري نمي توانست قطعي تلقي شود .
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر

دانلود فایل پروژه پایان نامه جدید سیری در زندگی عبادی سیاسی امام سجاد(علیه السلام) رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

 برخی از عناوین مقاله :

– بیو گرافی مختصری از زندگی امام سجاد (علیه السلام)

– بررسی نقش امام سجاد (علیه السلام) در عاشورا

– عبادت و امام سجاد (علیه السلام)

– صحیفه سجادیه 

-و…….

امیدوارم این پایان نامه مورد استفادتون قرار بگیره

 چکیده :

تحقيق با موضوع سيره عبادي ، سياسي امام سجاد (عَلیهِ السّلام) مي باشد كه به زندگي امام سجاد (عَلیهِ السّلام) نگاهي گذرا داشته ايم ، در اين تحقيق دو بعد از زندگي امام سجاد (عَلیهِ السّلام) عبادي و سياسي مورد بررسي قرار گرفته است .

درباره زندگاني امام سجاد (عَلیهِ السّلام) بسيار كم بحث شده است و اگر بگوييم تا كنون كمتر پژوهشي

 ( البته به روش علمي و جديد ) انجام گرفته است سخن به گزاف نگفته ايم ، سبب اين امر كمبود مدارك و اسناد معتبر مي باشد مطالعه و تحقيق درباره اين بزرگوار بسيار ضروري به نظر مي رسد و از اهميت ويژه برخوردار است ، زيرا كمي تحقيقات پيرامون اين پيشواي عالي مقام سبب گنجانيده شدن تصورات و پندارهايي دور از واقعيت در ذهن دوستان و حتي دشمنان آن حضرت گرديده است و اين بر عهده ما است كه از ميان منابع تاريخي و روايات صادره از آن حضرت با سيماي راستين آن امام (عَلیهِ السّلام) آشنا شويم .

به منظور آگاهي بر فعاليت هاي علي بن الحسين (عَلیهِ السّلام) در طول مدت امامت آن حضرت – از واقعه عاشورا تا شهادت امام – بايد نكات زيادي را در نظر گرفت ، زيرا بيشتر دانستني ها و معلومات راجع به امام از ظهر عاشورا آغاز و با بازگشت از شام به مدينه پايان مي پذيرد.

در تحقيق انجام شده از كتاب هاي تاريخي و روايي و تفسيري استفاده شده و جمع آوري مطالب از طريق فيش برداري بوده است .


هـ

 

در اين تحقيق با زندگي امام سجاد (عَلیهِ السّلام) آشنا شده ايم . نقش امام سجاد (عَلیهِ السّلام) در كربلا و علل عدم قتل ايشان را دانستيم و نقش برجسته و حساس آن حضرت در اسارات نيز آشكار شود ، اگر امام سجاد (عَلیهِ السّلام) نبود ، عاشورا الان زنده نبود و يك واقعه تاريخي ابتر مي ماند ، رسالت خون به عهده پدرش بود و اكنون نوبت اوست كه بايد پيام و خون شهيدان را به گوش همه تاريخ برساند علي بن الحسين (عَلیهِ السّلام) اكنون يك تنه وارث كارنامه پرعظمت اسلام است . او تنها ، ولي با مسئوليت بس عظيم و مهم . رسالتي با اين عظمت ، يكي رهبري اسلام و مسلمين با درنظر گرفتن جو و شرايط آن زمان ، و ديگري پيام خون شهيدان .

در ادامه عبارت هاي امام سجاد (عَلیهِ السّلام) ذكر شود ، مطالبي نيز در مورد صحيفه سجاديه امام (عَلیهِ السّلام) آورديم ، كتابي كه راهنماي بشر در دوران هاي مختلف بوده است .

بعد از آن بعد سياسي ، سياسي كه بعضي ها فكر مي كردند امام سجاد (عَلیهِ السّلام) به طور كلي از آنان دور بود اما نمي توانستند كه عبادت و زندگي امام سجاد (عَلیهِ السّلام) عين سياست آن حضرت است

 


عتیقه زیرخاکی گنج