• بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وب صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

           به راههاي چپ وراست رفتند ،وراه ضلالت وگمراهي پيمودند ،وراه روشن هدايت را گذاشتند . پس در باره آنچه كه بايد باشد شتاب نكنيد ، وآنچه را كه در آينده بايد بيايد دير مشماريد ،چه بسا كسي براي رسيدن به چيزي شتاب مي كند اما وقتي به آن رسيد دوست دارد كه اي كاش آن را نمي ديد ، وچه نزديك است امروز ما به فردايي كه سپيده آن آشكار شد. اي مردم !اينك ما در آستانه تحقق وعده هاي داده شده ،ونزد يكي طلوع آن چيزهايي كه بر شما پوشيده وابهام آميز است قرار داريم .
–     ره آورد حكومت حضرت مهدي (عج)
      بدانيد آن كس از ما (حضرت مهدي عج)كه فتنه هاي آينده را در يابد ، با چراغي روشنگر در آن گام مي نهد وبر همان سيره وروش پيامبر (ص) وامامان (ع) رفتار مي كند تا گره ها را بگشايد، بردگان وملت هاي اسير را آزاد سازد ، جمعيت هاي گمراه وستمگر را پراكنده وحق جويان پراكنده را جمع آوري مي كند . حضرت مهدي (عج) سالهاي طولاني در پنهاني از مردم به سر مي برد آن چنان كه اثر شناسان ،اثر قدمش را نمي شناسند ،گرچه در يافتن اثر ونشانه ها تلاش فراوان كنند. سپس گروهي براي درهم كوبيدن فتنه ها آماده مي گردند ،وچونان شمشير ها صيقل مي خورند ،ديده هاشان با قرآن روشنايي گيرد،ودر گوش هاشان قرآن طنين افكند ،ودر صبحگاهان وشامگاهان جامهاي حكمت سر مي كشند.
۳-     سر نوشت امت اسلامي پس از پيامبر (ص)
          روزگار آنان به طول انجاميد تا رسوا يي آنها به نهايت رسيد ، وخود را سزاوار يلاي زمانه گرداندند وچون پايان مدت آنها نزديك شد گروهي در فتنه ها آسودند وگروهي دست به حمله وپيكار با فساد گران زدند وبا شكيبتيي كه داشتند بر خدا منت ننهادند وجان دادن در راه خدا را بزرگ نشمردند تا آنجا كه اداره الهي به پايان دوران جاهليت موافق شد شمشير ها در راه خدا كشيدند وبينش هاي خود را بر شمشير نشاندند وطاعت پروردگار خود را پذيرفتند وفرمان پند دهنده خود را شنيدند ودر پيروزي وسر بلندي زيستند تا آن كه خدا ، پيامبر ش را نزد خود برد كه گروهي به گذشته جاهلي خود بازگشتند وبا پيمودن راه هاي گوناگون به گمراهي رسيدند وبه دوستان منحرف خود پيوستند واز دوستي با مومنان بريدند كه بر آن امر شده بودند وبنيان اسلامي را تغيير داده در جاي ديگر ي بنا نهادند آنان كانون هر خطا وگناه وپناهگاه هر فتنه جوشدند كه سر انجام در سر گرداني فرو رفته ودر غفلت ومستي به روش وآيين فرعونيان در آمدند يا از همه بريده ودل به دنيا بستند ويا پيوند خود را با دين گسستند.  

  ] قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: [ كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ; لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، 
         آن حضرت فرمود: در فتنه همچون شتر بچه باش، او را نه پشتى است كه سوارش شوند،
             وَ لا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ. 
             و نه پستانى كه شيرش دوشند.
۲         ] وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: [ اَزْرى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، 
         و آن حضرت فرمود: آن كه طمع را شعار خود نمود نفسش را خوار ساخت،
             وَ رَضِىَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ 
             و كسى كه سختى خود را فاش كرد راضى به پستى شد، و آدمى كه زبانش را بر خود
             مَنْ اَمَّرَ عَلَيْها لِسانَهُ. 
             امارت داد بى مقدار گشت.
۳         ] وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: [ الْبُخْلُ عارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَالْفَقْرُ 
         و آن حضرت فرمود: بخل عار است، و ترس نقصان، تنگدستى
             يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَريبٌ فى بَلْدَتِهِ. 
             زيرك را از برهانش لال كند، انسان تهيدست در ديارش غريب است.
۴         ] وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: [ الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ 
         آن حضرت فرمود: ناتوانى آفت، پايدارى شجاعت، زهد در دنيا
جهاد و جنگ از منظر امام علی (ع) / نهج البلاغه و سیاست آرمانی /
خبرگزاری مهر – گروه دین و اندیشه : بسیاری از سوء تفاهمات غربیان در باب دین حنیف اسلام ناشی از تمایز قایل نشدن میان جنگ و جهاد در اسلام است. این مقال در صدد است با نگاهی به آرای امام علی (ع) در این باب به رویکرد اصیل اسلامی نزدیک تر شود.
به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه “مهر”، بر اساس روش اسلام جهاد یکی از راههای مبارزه، پیروزی و خودسازی می باشد. پیامبراسلامی (ص) بر اساس حوادث تاریخی در غزوه های مختلف رهبری جهاد اسلامی را بر ضد کفار بر عهده داشت. ایشان توانست بر اساس مبانی انسان ساز جهاد در عزه های بدر، احد مهر الاسراء واحزاب فتح و پیروزی را برای مکتب و آیین خودبدست آورد. 
باید به این نکته توجه داشت که جهاد در اسلام با جنگ مادی گرایانه درتاریخ بشر متفاوت است. جهاد در اسلام امری است که از خود سازی وآمادگی  تک تک اعضای جامعه شروع می شود و به سطح جامعه می رسد. جهاد امری دو گانه است که عظیم ترین قسمت آن در درون انسان است وآنگاه به برون سرایت می کند. مبنا و هدف جهاد دراسلام، پاکی، هدایت، ایثار واصلاح امور اسانها می باشد. درصورتی که جنگهای مختلف تاریخ بشر، بیشتر بر مبنای سلطه طلبی واهداف توسعه طلبانه صورت گرفته اند و جز کشتار و خونریزی عواقبی نداشته اند.
دیدگاه اصولی اساسی اسلام درباره روابط انسانها درزندگی اجتماعی، برپایه صلح و همکاری نیکوکارانه و پرهیزکارانه در محدوده جامعه اسلامی و درمقیاس وسیع تر در سطح جامعه بشری استوار است.
قبل از بررسی جنگ و  جهاد از منظر امام علی (ع) باید بدانیم که ایشان درطول حیات خویش یکی از جهادگران مطرح اسلامی می باشد به طوریکه همه مورخان وی را از علل پیروزی در جنگ های دوران پیامبر می دانند. به طور مثال شجاعت و جنگاوری ایشان درجنگ احد مانع از شکست پیامبر توسط کفار شد.
امام با وجود داشتن روحیه مبارزه وشجاعت، همیشه اولویت را به صلح می داد. وی در سراسر دوران زندگی خویش در پیاده کردن واجرای صلح در تمام اعمال وسخنانش تاکید کرد و تعهد اصولی وسرسختانه او به ضرورت حفظ صلح درامت، درزندگی شخصی و عمومی ما درحقوق سیاسی واجتماعی برای او سنگین تمام شد. 
ایشان در جایی پس از قضیه سقیفه و شورا می فرماید: شما آگاهید که من به خلافت از دیگران بر حق ترم اما به خدا سوگند تا وقتی که امور مسلمانان به میان باشد و جز بر من بر دیگری ستم نرود خلافت را وامی گذارم و به پاداش و فضیلت این گذشت چشم می دوزم و از زر و زیوری که شما را به میدان رقابت کشانده رو می گردانم.
ایشان به خاطر حفظ صلح و  وحدت جامعه اسلامی به سکوتی ۲۵ ساله تن می دهد.  در باب این مسئله چنین می فرماید: بدان که هیچ فردی بر همبستگی و یکدلی امت محمد (ص) از من مشتاقتر نیست و به پاس این اشتیاق پاداش خوب وفرجام نیکو را آرزومندم.
در برخورد و اعمال سیاسی امام، هدف ارشاد و اصلاح است نه انتقام و سرکوب وهمواره صلح از اولویت برخوردار است. بر همین مبنی است که روح صلح و دوستی و اصرار جدی بر پرهیز از خشونت در بسیاری از گفتارهای نهج البلاغه موجب می زند. ایشان جز در برابر ستیزه ای که از انحراف ناشی می شد پیکار نمی کرد. گرایش عمومی وی خود داری از هر عمل تحرک آفرینی در جامعه بود و از تمام شیوه های سیاسی مناسب برای جلوگیری از جنگ استفاده میک رد ایشان همیشه از صلح استقبال می کرد. اما اگر جنگ تنها عمل کار ساز و اصلاح گر بود وی منشوری خاص دراین باب داشت و جنگ را نیز فرصتی برای پیاده کردن ارزش های انسانی واخلاقی و پاکسازی جامعه می دانست.
ایشان درنهج البلاغه به مبانی فکری واخلاقی در جنگ متعهد بودند که پاره ای از این مبانی عبارتند از:  رعایت حقوق انسانی درجنگ  صلح طلبی و اصول گرایی در جنگ، ضرورت بصیرت وآگاهی در جنگ، توجه به مسائل معنوی، شهادت طلبی، صبر وبردباری، نیایش، اعتقاد به امدادهای غیبی، توجه به نقش ایمان به خدا وتاثیرات آن درجنگ و هدفمندی و رهایی بخشی در جنگ.
امام علی (ع) اصولی را در باب مسائل مدیریتی وتاکتیکی جنگ نیز مطرح می کند وهمیشه مسلمانان و پیروان خود را به شناسایی دشمن و آمادگی در مقابل ایشان فرا می خواهند. ایشان در خطبه ۲۴۱ با سخنانی یاران خود را به جهاد فرا می خواند و می فرماید: خدا شکر گزاری را بر عهده شما نهاده وامر حکومت را در دست شما گذارده و فرصت مناسب را دراختیارتان قرار داده است تا برای جایزه بهشت با هم ستیز کنید. پس کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید که به دست آوردن ارزش های والا با خوش گذرانی میسر نیست! چه بسار خوابهای شب که تصمیم های روز را از بین برده وتاریکی های فراموشی که همت های بلند را نابود کرده است.
امام به جنگ داخلی وخطرات آن برای امت اسلامی نیز توجه می کند. در مقابل خواست کسانی که وی را به مبارزه در مقابل عثمان فرا می خوانند می گوید: کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند واقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستی و زبونی به بار آورد. این جریان سیاسی را تا می توانیم مهار می کنم اما اگر راه چاره ای نیابم با آن می جنگم.
امام علی (ع) همچنین به عاقبت جنگ ومشکلات مردم پس از جنگ نیز توجه می کند. این امر نشان می دهد که ایشان جنگ رامسئله ای فراگیر و تاثیر گذار می داند که نمی بایست ابزار دست قدرتمندان و سلطه طلبان قرار گیرد. ایشان جنگ را ابزاری می داند که ضرورت استفاده از آن در موارد اصلاحی و تور کردن فتنه ها و حراست از جامعه اسلامی است. ایشان جهاد را امری مقدس می داند که باید با هدفمندی الهی و صلح طلبانه درمواقع خاص مورد استفاده قرار گیرد
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

«…ترديد نكنيمكهتا قرآنبينما عزيز و حاكمنباشد، امّتاسلامينميتواند بهجايگاهيكهشايستهاستدستپيدا كند و اگر قرآنجايخودشرا در بينما پيدا كند آنروز، ما عزّتدنيا و آخرترا خواهيمداشت. دربارهاينخاصيتقرآن بهما گفتهاند كههر وقتظلمتها و شبههها در جامعهشما خودنماييكند بهقرآنمتوسّلشويد و بهآنپناهببريد. زمانما كميايننگرانيرا بوجود آوردهكهموجمخرّبفرهنگغربو توطئههايدشمنانخدا، جوانانما را مورد آسيبقرار بدهد كهبهترينراهبرايما توجّهبهقرآناستكهخوشبختانهچنينوضعيدر جامعهپيدا شدهاست. وليبهبخشياز جامعهمحدود است. ما اميدواريمهمهيجامعهما از ايننورانيتبهرهبگيرند
منافعو مصالحاسلاممهمترينمسألهاز نظر قرآن
«…قرآنگاهيتحليلميكند و ميفرمايد: از ترساينكهفقير شويد، از ترساينكهضرر كنيد، از ترساينكهمصيبتيپيشبيايد و بعداً روابطخارجينداشتهباشيد و فلانچيز مورد علاقهشما آسيبنبيند، اينكارها و تخلّفاترا انجامميدهيد.
مطلبيكهميخواهمعنوانكنمايناستكهما بايد در فرهنگاسلامييكاولويتمهمّ بگنجانيمو آنهمتقدّممنافعاسلامبر همهچيز است. اينخيليمهماست. اينخواستقرآناست. يقيناً روحاسلاماز مسلمانانواقعيميخواهد كههر جا پايخدا، پيامبر (ص)، قرآن، امّتاسلاميو مصالحاسلامپيشميآيد، جاييبرايترجيحساير منافعنباشد.مثلاً مصالحجغرافياييبرايخيلياز ملّتها و دولتها پيشميآيد. مسايلنژادي، حزبيو منافعمادّيو تجاريهممهماست. نميتوانبهدولتيگفتنسبتبهاينها بيتوجّهباشد. منافعدولتها مهماست. اما منافعو مصالحاسلاممهمتر است. در داخليكدولتهمجريانهايمختلف، احزابو باندها هستند كهبايد منافعآنها در راستايمصالحدولتباشد و منافعدولتهاياسلاميهمبايد در راستايمصالحاسلامباشد.
واقعاً مسايليكهقرآنبرايمصالحاسلاماز ما خواستهاست، امروز در دنياياسلامكمعملميشود. در گذشتههمنبودهاست. يا لااقلمنزمانيرا سراغندارمكهنامببرمكهمثلاً در فلانتاريخمنافعاسلامدر اولويتدولتها بود. حتّيدر مدينهكهجمعيتمحدوديداشتو شهريبود و مسايلقوميو جغرافياييمطرحنبود، همينمشكلوجود داشت. گفتمكهآياتمتعدّديبهاينمسألهاشارهميكنند…»
[ سخنرانيدر مراسمكنفرانسبينالملليوحدتاسلامي- ۷ تير ۱۳۷۸ ]
***
فاصلهگيريدنياياسلاماز توصيهها و سفارشاتقرآني
«…واقعاً از آنچهكهقرآناز ما خواستهو آنچهكهالاندنياياسلامبهآنپايبند است، خيليفاصلهداريم. البتهاز اولظهور اسلاماينفاصلهبود. اينرا از گلايةقرآنميفهميمكهنسبتبهمسلمانانمدينهآنهمدر يكواحد كوچكدر دنيايآنروز دارد. پيداستكهمسلمانانهيچوقتبهاينندايمهمّ الهيكهيكنوعولايتبينامّتواحد اسلامياست، لبّيكنگفتند. اينمسألهبايد در دستور كار قرار بگيرد و رويآنكار كنيد كهراهحلاينمعضلچيست؟
گفتماينگلايهرا از مدينهداريم. در سورهتوبه، سورةمائدهو سورههايديگر قرآنآياتزيادياستكهخداوند بعضياز مسلمانانرا توبيخميكند كهچرا بهروابطاسلامياهميتنميدهيد؟ چرا بهاولويتهايجامعهاسلاميتوجهنميكنيد؟
در همينآيهايكهدر اولصحبتمخواندم، به مسلمانانميگويد: اياهلايماناگر پدرانو برادرانشما كفر را بر ايمانبگزينند، نبايد آنها را دوستبداريد. و هر كساز شما (با وجود كفر) آنانرا دوستبدارد،بيشكستمكاراست.
همينمضمونرا با اسمبردنطوائفوادياندر سورةمائدهداريم. در سورههايديگر همهست. در سورةتوبهبعد از اينآيههمانگيزههايبشريرا عنوانميكند كهدر ارزيابيو اولويتدهيبهآنها توجهميكند. پدر، مادر، زن، مسكنو ديگر چيزهايمورد علاقهبشر وقتيدر مقابلاسلام، مسلمانانو خدا قرار ميگيرند، محكومميشوند و قرآنهممخاطبينآنروز خود را توبيخميكند…»
[ سخنرانيدر مراسمكنفرانسبينالملليوحدتاسلامي- ۷ تير ۱۳۷۸ ]
***
تأكيد قرآنبر سعادتدنيا
«…در قرآنحدود ۱۳۰ مورد اسمدنيا و تقريباً حدود ۱۳۰ مورد اسمآخرتميآيد، يعنيلفظدنيا و لفظآخرتميآيد. البتهبا تعبيراتديگر خيليبيشترا ست. در اكثر آياتبهزندگيدنيا و آخرتاشارهدارد.
حدود ۱۰ مورد در جاهاييكهبحثدنيا استقرآنتأكيد دارد كهسعادتدنيا را اهميتدهيد. يعنيمثبتتلقّيميكند. كلمهآخرتمعلوماستكهپايانكار نيست. قطعهاياز زندگياستكهبعد از اينميآيد. اينجلو و آنعقباست. كلمهدنيا از «دُنب» گرفتهشدهاست. آنهاييكهميخواهند زاهدانهبحثكنند، دنيميدانند، بعضياز كلمهدنيا «پستي» ميفهمند كهانصافاً اينفهميدهنميشود. بلكهنزديكيفهميدهميشود و از ريشه«دنو» بهمعنايقرباست. جاييكهبهما نزديكتر است. آخرت، بعد از اينميآيد و فاصلهاستكهبعد از مرگشروعميشود يا بعد از دورانواسطهميانقيامتو مرگشروعميشود كهچيز ديگرياست. 
بهر حالكلمهدنيا معنايمتعارفشدر قرآننزديكياستو پائينو بستهبودن، نيست. يكي، دو مورد داريمكهتعبير پستيدادهميشود. يكمورد، در مورد بنياسرائيلاستوقتيكهدر صحرا زندگيميكردند كهبنياسرائيلميگويند، وقتيكهگفتند: بجاي«منو سلوي» بهما پياز و سير و سبزيو اينچيزها بدهيد در تعبير قرآنايناستكهشما چيزهايعاليتر را ميخواهيد. پسبدهيد و چيزهايپستتر را بگيريد، كلمه«ادني» را آوردهاست. ادنيباز از همينرشته«دنو» است. كوچكتر همدر يكمورد از قرآنآمدهكهاصغر و اكبر را تعبير ادنا و بزرگتر كردهاست. اينيكمورد استو آنهميكمورد است…» 
[ خطبههاينماز جمعهتهران- ۷ تير ۱۳۷۸ ]
***
زندگيواقعيو هدفآناز نظر اسلام
«…انسانمكتبامامحسين(ع) دارايايدئولوژي- برايما ايدئولوژياسلاميو قرآنياز نوعاهلبيت(ع) – ميباشد. انسانيكهنسبتبهعقايد و افكار خود بيتفاوت نباشد و نگويد ما عقيدهخودمانرا داريم، بايد برايدفاعاز عقيده، همفكر پيدا كردن، ترويجعقيدهو از صحنهبيرونكردنمخالفانعقيدهاشتلاشو مجاهدتكند.
اينمسئلهتمامنميشود، نكتهاساسيبحثمنايناستكهزندگيايناست. يعنيتا زمانيكهنفسميكشيمو قدرتحركتو كار داريم، بايد اينگونهباشيم. اينكهشاعر ميگويد «مازندهاز آنيمكهآرامنگيريم» مهماست. يعنيوقتيآرامگرفتيم، ديگر زندهنيستم. تشبيهبسيار درستيكردهاست: «موجيمكهآسودگيما عدمماست» وقتيسطحدريا آرامبگيريد، ديگر موجيوجود ندارد. تمامميشود. يعنيآرامشبا عدمو نبودنمساوياست.
بنابراينحياتواقعيايناست. اگر ميخواهيمزندگيطيبهقرآنيداشتهباشيم، مصداقشايناست. همهموجوداتزندهحياتحيوانيدارند. سلوليهمكهفقطبا ذرهبينهايبزرگديدهميشود، زندهاست، حياتدارد، رشد و تكثير ميكند، توليد مثلدارد. يكويروس، خيليسريع، بهدنيايياز ويروستبديلميشود. امّا آنحياتمورد توجه، معنويو انسانيقرآننيست. موجوداتبايد باشند و شايد يكياز اهدافخلقتآنانايناستكهدر خدمتانسان، آنهمانسانمعتقد و مجاهد باشند…»
[ سخنرانيدر مراسمافتتاحگردهماييمسئولانعقيدتيـ سياسيبسيج- ۱۲ ارديبهشت۱۳۸۰ ]
***
توجهقرآنبهشرايطزمانو مكان
«…اسلامدينتا قيامتاست. اجتهاد بازيكهدر اسلامگذاشتند، حقيقتاً يكمعجزهاست. اصلاً نقطهيمهممعجزهقرآن، بهعنوانمعجزهيخالدههمينجا استكهشرايطيرا درستبكند تا در هر زمانيبتوانيماصولرا اجرا كنيمو كسانيكهفكر ميكنند سنّتگراييدر متناسلاماست، اشتباهميكنند و چنيننيست. سنتها مقدّسهستند. نوآوريها مهمّ است. همراهزمانبودنمهمّ است. «مَنْ س’اوا يَوماً كُونوُا مَغْبون» مهمّ است. اصلاً اسلاموقتيآمد، يكتطوّر و تحوّلبود. انقلابعظيميبود.
بنابراينخودمانبايد شرايطيرا درككنيم. متناسببا شرايطروز اسلامرا بشناسيم. اجتهاد و تحليلكنيمو تصميمبگيريم. ما بايد عاملو هاديحركتقطار تاريخباشيم. اگر قرآنيهستيم، قرآنبايد انرژيحركتتاريخبشريتباشد. مگر غير از قرآنچيزياست؟ آيا تورات، انجيلو يا كتابهايماركسميتوانند اينسوخترا تهيهكنند؟ اينانرژيبايد از قرآنگرفتهشود. اينانرژيروزيميخواستماشينكوچكيرا حركتبدهد و امروز بايد قطارهايسنگينرا حركتبدهد و بايد پرواز كند. اينيكياز چيزهايياستكهجنبهيحكومتيدارد و الاندر اجرايآننقصميبينيم. علّتآن، ايناستكهحكومتنوپا است. برنامههايتحصيليبايد كاربرديتر باشد و خيليذهنينباشد…»
[ سخنرانيدر مراسمجشنفارغالتحصيليدانشگاهجامعةالزهرا (س) – ۱۰ خرداد ۱۳۸۰ ]
***

برخورد قرآنبا منافقين
«…يكياز آياتمأنوسقرآنكهحتماً زياد شنيدهايد، در سورةصفاستكهميخوانمتا ملاككردار، رفتار و گفتار زندگيما باشد. قرآنبا خطاببهانسانهايدورو و شايد منافقاينگونهبرخورد ميكند. «يا ايهاالذينآمنوالمتقولونما لا تفعلون» اينخطاببههمهنيست، بهمؤمنيناست. چوناز مؤمنينتوقعنيست، قرآنبا لحنكنايهآميز مطرحميكند. چرا چيزهاييرا كهعملنميكنيد؟ ميگوييد. بر زبانميآوريد وليعملتانغير از آناناست. حالا چهبا زبانعينييا لفظچهبهنوعديگر. يعنيتظاهريكهبا عملواقعيمـا سازگار نباشد…»
[ خطبههاينماز جمعهتهران- ۱۸ خرداد ۱۳۸۰ ]
***
نيتخالصو اخلاص، بهتريندرساخلاقيقرآن
«…لذا بهتريندرساخلاقيقرآنكهگفتمدر قرآنبهآنتكيهشده، نيتخالصو اخلاصاست و بدترينحالتبرايانسانها حالترياكاريو تظاهر و شعار و اظهار بدونعملو ادعايبدونكردار ميباشد كهواقعاً برايجامعهخطرناكاستو جامعهرا از حالتآزادگيو جوانمرديبهحالترياكاري، تظاهر، دورويي، فاصلهگرفتن، شكستنصف، از بينبردنوحدتو دچار تفرقهشدنميكشاند. انساناز هماناولكهميخواهد كاريبكند، و ميگويد ميخواهماينكار را بكنم، دو حالتدارد.
نيتمهماست. اينكهگفتمبهنيتبرگرديم، برايهميناست. اگر از اولبنايعملنداريد، از هماناولنفاقاست. ميگويد و بنايعملهمندارد. يا نه، بنايعملدارد، وليدر عملاقداميجدّينميكند. اينبهضعفارادهبرميگردد كهباز همخطرناكاست…»
قرآن، محور وحدتمسلمانان
«… هدفايناستكهمحورهاييبرايامتاسلاميباشد كهآنها مانعتفرقهو تشتّتو درگيريشوند.
مهمترينمحور قرآناست. اينآيهايكهبهعنوانشعار اجلاسشماست«واعتصموا بحبلاللّ’هجميعاً و لا تفرقوا» مهمترينمصداقيكهاينجا ميتوانبرايحبلاللّ’هدر نظر گرفت، قرآناست. اگر مصاديقديگريهمدارد كهدارد، آنها همبهوحدتمربوطميشود.
قرآنيكياز محورهايوحدتو مهمترينمحور است. اگر پيامبر (ص) اهلبيت(ع) و ذويالقربيرا در كنار قرآنمطرحكرده، بهخاطر ايناستكهاينها مفسّر قرآن، رافعاختلافو مرجعفكريو عقيدتيپيشامدها و اختلافاتباشند…»
[ سخنرانيدر مراسمافتتاحچهاردهمينكنفرانسبينالملليوحدتاسلامي- ۲۰ خرداد ۱۳۸۰ ]
***
بحثتقوا در قرآن، از محورهاياساسي
«…يكياز محورهاياساسيبحثدر قرآن، تقواستكهحدود ۶۰۰ آيهقرآنبا تعبير تفكّر، تعقّل، تدبير و عرفانانسانهاييرا كهبا فكر، منطقو عالمانهراهشانرا انتخابميكنند، ستايشميكند و بههمينمقدار آياتيهستكهانسانهاييكهجاهلانهو يكدندهرويمطالبناحقميايستند و مقاومتشيطانيميكنند، محكومميشوند…»
[ خطبههاينماز جمعهتهران۳۱ خرداد ۱۳۸۱ ]
***
لزومبرنامهريزيبرايدنيا بر اساسمحتوايقرآن
«…خوشبختانهقرآنمتندستنخوردهاياستكهدر اختيار ما است. از قرآنكهبگذريمبقيهعمدتاً ظنيالصدور هستند. در اينموارد قطعيتالصدوريكهدر احاديثمتواتر هست، بسيار كمداريم. متواتر هستند، وليقطعيالصدور نيستند. نميتواند برايانسانحجتباشد و با آنطرفشد. فقطميتوانيمبهقرآنتكيهكنيم.
آنچهكهظاهر قرآناست، برنامهعملينيست. بايد در آنبرنامههزارانحكمبر مبنايقرآنو متناسببا زمانداشتهباشيمكهيككتاببسيار قطور و دايرةالمعارفيغنيخواهد بود كهزندگيبشر را تحتپوششقرار بدهد. آنبرنامهخيليوسيعاست. آنبرنامهپيشامامزمان(عج) هست. شايد كتابهايجامعو امثالاينهاييكهبحثميشود يا علوميكهگفتهميشود پيامبر(ص) بهعلي(ع) واگذار كرد و يا آنحرفهايفراواناز حروفكهاينها نقطهعلومهستند و خيليها كمباز شدند و سهحرفتا زمانامامزمان(عج) باز ميشود و يا هر بابيرا كهبرايعلي(ع) باز ميكردند، از آنبابهايفراوانباز ميشد، اينها همهتعبيراتياستكهميخواهد بگويد كهاينرشتهسر دراز دارد و بايد برنامهكامليدر اختيار ائمهمعصوم(ع) باشد…»

عتیقه زیرخاکی گنج