• بازدید : 88 views
  • بدون نظر

مهاجرت و حاشيه‌نشيني دو پديده به ظاهر متفاوت مي‌باشند كه برآيند يك عامل مشترك بوده و نتايج و تبعات مشابهي  هم بخصوص براي شهرها بدنبال دارد.

مهاجرت كه خود نتيجه ی نابرابري‌هاي مكاني و بي‌عدالتي‌هاي منطقه‌اي مي‌باشد، به دليل ويژگي‌هاي خاص مهاجران و علل مهاجرتشان پيامدهاي منفي متعددي براي شهرها و روستاها بدنبال دارد كه از جمله ی آنها ظهور و گسترش پديده ی حاشيه‌نشيني در شهرهاي بزرگ مي‌باشد.

حاشيه‌نشينان به علت فقر شديد و همه‌جانبه ( اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و) و اعتراض نسبت به وضع موجود و ابراز وجود در شهرها ، اقدام به فعاليت‌هايي مي‌نمايند كه موجب سلب آسايش  شهروندان و امنيت شهرها مي‌گردد.

اين موضوع در شهر مشهد از شدت بيشتري برخوردار بوده و مشكلات زيادي را هم ايجاد نموده است. سرقت‌هاي متعدد ، آدم‌ربايي و آدم‌كشي، قاچاق مواد مخدر ، شرارت ، تجمعات خياباني و از جمله ی اين معضلات هستند.

  آنچه مسلم است بدون توجه به علل مهاجرت روستاييان و سكنه ي شهرهاي كوچك به شهر هاي بزرگي مانند مشهد، مبارزه با معلول و تلاش براي ساماندهي حاشيه نشيني نتايج ملموس و چنداني نخواهد داشت…

 مهاجرت:


 

 

« مهاجرت جابجايي بين دو واحد جغرافيايي يا به عبارت ديگر ترك يك سرزمين و اسكان در سرزمين ديگر است.»(۱)

حركات مكاني جمعيت يا مهاجرت يعني « تغيير محل اقامت معمولي از يك نقطه جغرافيايي به نقطه ديگر» (۲) كه مي‌توان آن را از نقطه نظرات مختلف تقسيم‌بندي نمود مانند: فاصله مبدأ تا مقصد، طول مدت اقامت در محل جديد، عبور از مرزها و

از نظر عبور از مرزها مهاجرت ها يا « بين‌المللي » و يا « داخلي » هستند، كه هركدام به نوعي مي‌تواند زمينه‌ساز مشكلاتي در مقصد باشد. در اين بين هجوم آوارگان كشورهاي مجاور ـ مانند آوارگان افغاني ـ و مهاجرت روستا به شهر در داخل يك كشور مشكلات و تبعات بيشتري دارند.

مهاجرت به عنوان يك پديده اجتماعي مي‌تواند نشانه ي پويايي و تحول جامعه باشد و موجب ترقي و پيشرفت شود، همانطور كه پيرمن عقيده دارد كه: « هجرت روستايي نه تنها انحطاط‌آور نيست بلكه مترقي نيز هست».(۳)اما مهاجرت هاي بي‌رويه و بدون برنامه كه نتيجه ي اجراي سيساست هاي غلط دولت ها و نابرابري‌هاي شديد مكاني مي‌باشد، اثرات مخربي بر پيكر روستاها و شهرها وارد آورده و فضاهاي جغرافيايي را از حركت و پويايي باز مي‌دارد.(۴)

علل مهاجرت روستا به شهر:

براي هر حركت كه منجر به مهاجرت و در نهايت سبب حاشيه‌نشيني مي‌شود مي‌توان عوامل مختلفي را ذكر نمود كه در بين آنها دو عامل اساسي « دفع‌كننده» و « جذب‌كننده» اهميت بيشتري دارند.      (لوئيس‌ـ‌۱۹۸۲)

مايكل تودارو تصميم به مهاجرت از روستا به شهر را تابع دو متغير اصلي «جذب و دفع» مي‌داند:

۱- تفاوت فاحش درآمد شهر و روستا(دافعه)

 2- احتمال دستيابي به نوعي اشتغال در شهر(جاذبه)

به نظر تودارو يك روستايي در برابر امكان بيكاري در شهر و يا روستا، بيكاري در شهر را برمي‌گزيند چرا كه چشم‌انداز آينده شهر روشن‌تر از روستا مي‌باشد.(۵)

صاحب‌نظران رشته‌هاي مختلف، علت هاي زيادي را براي اين فرايند شوم برشمرده‌اند كه همه ي آنها به نوعي مكمل همديگر بوده و تنها زواياي ناخوشايند از بين‌رفتن تدريجي روستاها را به تصوير مي‌كشد. انگيزه‌هاي اقتصادي، فرهنگي، رواني و عاطفي، طبيعي، اداري، سياسي و حكومتي، جهاني و غيره كه به برخي اشاره خواهد شد.

نظريات اقتصادي مهاجرت بيشتر بر تفاوت شاخص هاي اقتصادي مانند سطح درآمد، اشتغال، تفاوتهاي مكاني و تأكيد دارند.

از ديدگاه اكولوژيكي و در تحليل اكولوژيكي ـ جغرافيايي مهاجرت، عوامل اكولوژيكي روستا (آب و خاك و) و موضع جغرافيايي روستا  مؤثر مي‌باشند كه حتي بر عوامل اقتصادي هم تأثير زيادي دارند.(۶)   


 

 

نظريه وابستگي، مهاجرت را امري اجباري مي‌داند كه بر اساس عدم توسعه يك محيط نسبت به محيط ديگر و وابستگي‌ بخش غير سرمايه‌داري به سرمايه‌داري بوجود مي‌آيد. مهاجرت از يك طرف معلول توسعه ي نابرابر و از طرف ديگر عامل گسترش و تعميق آن مي‌باشد. اين نظريه مهاجرت روستا به شهر را نتيجه ي نابرابري هاي ساختي و مكاني بين بخشهاي جامعه مي‌دانند.(۷)

متأسفانه رشد وابسته و ناموزون اقتصاد كشور ايران در دهه‌هاي گذشته، در قالب نظام « مركز ـ پيرامون » و سياستهاي نادرست اقتصادي، اجتماعي و حتي سياسي كه متأسفانه تا به امروز هم با تفاوتهايي ادامه دارد، موجب رشد قطبهاي شهري به قيمت افول مناطق روستايي شده است. اين روند نامعقول منجر به عدم تعادل بين مناطق كشور بخصوص شهرها و روستاها شده است. بروز جنگ و نابساماني هاي اوايل پيروزي انقلاب اين نابرابري ها را تشديد نموده و موجب جابجايي و انتقال منابع اقتصادي و نيروي انساني از نواحي محروم به نواحي برخوردار، بصورت مهاجرت هاي فصلي، كوتاه‌مدت و دائم شده است.(۸)


 

 

خروج نيروهاي جوان و فعال در گروههاي سني ۲۹ـ۲۰ سال از روستاها در نتيجه ي اين روند نابرابر، موجب تشديد عقب‌ماندگي مناطق مهاجرفرست شده است. (۹)   

مهمترين علل مهاجرت را به طور اختصار مي‌توان اينگونه بيان نمود :

۱-        علل اقتصادي :

درآمد كم، اختلاف درآمد بين شهر و روستا، عدم تضمين و ثبات درآمدها، نوسان قيمت محصولات كشاورزي، كمبود زمين، بيكاري و نبود فرصت هاي شغلي، وجود فرصت هاي اشتغال بيشتر در شهرها، علاقه به صيانت نفس، سياست هاي نادرست اشتغال، مسكن و قيمت‌گذاري مواد غذايي و….


 

 

علاقه به  صيانت نفس و حفظ بقاء در سرشت هر موجود زنده‌اي از جمله انسان نهفته است. اگر انسان در شرايطي قرار گرفت كه از مايحتاج اوليه محروم ماند، طبيعي است كه براي نجات از آن كوشش به خرج مي‌دهد.(۱۰)   

در حقيقت آن ها از مرگ به سوي فقر و از فقر به سوي مرگ پناه مي‌برند.

در مطالعات نگارنده در بخش مركزي شهرستان بيرجند، ۶۶% مهاجرين روستايي و ۷۵% ساكنان روستاهاي مطالعه شده، عوامل اقتصادي را از مهمترين دلايل مهاجرت و ترك روستا برشمرده‌اند.(۱۱)

۲-        علل طبيعي :

محدوديت‌ها و مشكلات طبيعي بطور مستقيم يا غيرمستقم موجب دفع جمعيت از روستاها مي‌شود و شايد بتوان به جرأت ادعا نمود، بسياري از عوامل ديگر بخصوص عوامل اقتصادي مهاجرت، ريشه در عوامل طبيعي دارند.

مخاطراتي از قبيل: سيل، زلزله، بهمن، خشكسالي و محدوديت هايي مانند كم‌آبي و افت سطح آبهاي زيرزميني، شورشدن آبها، حركت ماسه‌هاي روان، فرسايش خاك، سرمازدگي محصولات و، كه متأسفانه بيشتر اين مشكلات طبيعي به دليل عدم برنامه‌ريزي و مديريت صحيح منابع و رفتارهاي طبيعي مشكلات زيادي را براي روستانشينان ايجاد مي‌نمايد، بطوري كه پس از هر حادثه‌اي مانند سيل يا زلزله و خشكسالي خانواده‌هاي زيادي به سوي مقصدي نامعلوم و سرنوشتي مجهول در شهرها حركت مي‌كنند.

۳-        علل اجتماعي و فرهنگي :

 علاقه به تحصيل و بخصوص در سطوح عالي، تحصيل فرزندان، ازدواج، روابط خويشاوندي، جاذبه‌هاي فرهنگي و هنري در شهرها، احساس حقارت و سرخوردگي به دليل روستايي بودن، رشد سريع جمعيت و عدم تناسب آن با فرصتهاي شغلي در روستا، برنامه‌هاي دولت و نيازهاي اداري، تمايل به زندگي بهتر و رفاه بيشتر، خدمت سربازي، كمبود امكانات آموزشي و فرهنگي مانند مدرسه و كتابخانه و از جمله ي اين عوامل هستند.

علاقه به سوادآموزي و ادامه ي تحصيلات توسط نوجوانان روستايي از يك طرف و نبود امكانات تحصيلي كافي در روستاها در مقاطع مختلف تحصيلي از سوي ديگر، خيل عظيمي از دانش‌آموزان را راهي شهر نموده و آرام‌آرام جذب شهر و جاذبه‌هاي فريبنده و يا واقعي آن مي‌نمايد.- مهاجرتي كه در بيشتر موارد از سوي والدين آنها هم همراهي مي‌شود ـ و اين سرآغاز يك مهاجرت خاموش و بي سر و صداي نسل جوان روستا و سازندگان فرداي آن مي‌باشد.


 

 

۲/۵۶% روستاهاي مورد مطالعه در بخش مركزي بيرجند و ۱۹% مهاجران روستايي تحصيل را علت مهاجرت ذكر كرده‌اند و بيش از ۵۰% اين روستاها فاقد فضاهاي آموزشي در مقاطع مختلف بخصوص راهنمايي و دبيرستان بوده‌اند.(۱۲)


عتیقه زیرخاکی گنج